سایر منابع:
سایر خبرها
گل محمدی:هنوز بازیکن می خواهم/ برای سوپر جام آماده ایم
یحیی گل محمدی در گفتگو با خبرنگار فوتبال و فوتسال گروه ورزشی باشگاه خبرنگاران جوان ، اظهار داشت: دیگر به ما به چشم تیمی دست و پا بسته نگاه نمی کنند و همین موضوع دردسر اصلی ما است. چرا که کارمان سخت می شود و دیگر آن آرامش سابق را نخواهیم داشت. البته در جلسه ای که با مدیران تیم داشتم آنها توجیه شدند که این فصل با فصل بعد قابل مقایسه نیست و هر اتفاقی ممکن است رخ دهد. ولی من و بازیکنان تیمم برای
17 زن و دختر قربانی دو جانی پایتخت
زنان و دختران جوان می کردند. رسیدگی به این پرونده همزمان با شکایت دختر جوانی آغاز شد. فریبا 22 ساله با مراجعه به ماموران کلانتری سنایی در شکایتی گفت: شامگاه 20 فروردین قصد رفتن به خانه را داشتم که خودروی پراید مشکی رنگی با دو سرنشین در میدان هفت تیر مقابلم توقف کرد. وقتی سوار خودرو شدم، پسر جوانی که در صندلی جلو نشسته بود با تهدید چاقو مرا به زیر صندلی برد و پس از رفتن به بیابان های شرق
بیت سعید: قسمت نبود فولادی شوم
در تیم فولاد نوین خوزستان حضور داشتم و شرایطم برای پیوستن به فولاد خوزستان هم مهیا بود و نمی دانم که چرا در نهایت به این صورت نشد. در هر صورت به استقلال خوزستان آمدم که تیم بسیار خوبی است و کار خود را با بازیکنان بومی و جوان آغاز کرده است و ان شاءالله نتیجه آن را هم خواهد دید. بیت سعید درباره اردوی این تیم در کرج، عنوان کرد: اردوی خوبی در کرج داشتیم و دو بازی تدارکاتی هم برگزار کردیم که من در هر
سرنوشت مردی که با قابلمه دوستش را کشته بود ختم به خیر شد
به گزارش ستاره ها؛ بلافاصله اکیپی از مأموران برای بررسی ادعای این مرد به خانه ای در نارمک رفتند و با پیکر بی جان ابوالقاسم روبه رو شدند. علیرضا در بازجویی ها گفت: من با ابوالقاسم دوست بودم و از یک سال پیش وی را می شناختم. دوستی ما نیز از اینجا آغاز شد که هر دو بیکار بودیم و دنبال کار می گشتیم تا اینکه من در یک آژانس مسافربری مشغول به کار شدم، اما چون برای ودیعه مسکن نیاز به پول داشتم
روایت ابراهیم گلستان از آدم ها و قصه ها/ کیمیایی برایم تراژدی است
این کتاب های فارسی چاپ شود و در دسترس همه قرار بگیرد . من یادم است سال 1334 یعنی شصت سال پیش در تهران دنبال یک نسخه چاپی از مثنوی می گشتم و پیدا نمی کردم . مثنوی را خانه پدرم خوانده بودم و می خواستم خودم یک نسخه چاپی از آن پیدا کنم و بخرم . نبود . اینکه می گویم دو سال بعد از سقوط مصدق است . شما نمی توانید باور کنید که دو سال بعد از سقوط مصدق من تمام کتابفروشی های تهران را زیر پا گذاشتم که مثنوی پیدا
خسرو حیدری: با پرویز سوبله چوبله شکست دربی ها را جبران می کنیم
. روز خیلی خوبی بود. بعد از تولد دخترت سریعا به تمرینات استقلال در کردان کرج ملحق شدی. شاید هرکس دیگری جای تو بود کنار خانواده می ماند. راستش من پارسال بدنسازی خوبی نداشتم و الان تیم در دوره بدنسازی به سر می برد. به خاطر همین دوست داشتم حتما کنار تیم باشم و در بدنسازی شرکت کنم. صبح شنبه که باید به بیمارستان می رفتم و در تمرین حضور نداشتم ولی بعد از ظهر به تمرین تیم ملحق شدم
سیدجواد هاشمی: یادم نمی آید کی با خانواده افطار کردم/ خاطره سقوط از روی سن
شما ایجاد نمی کند؟ من اجرای استیج را خیلی بیشتر دوست دارم اما گاهی صدایم می گیرد و اذیت می شوم. احساس می کنم این نوع اجرا هم نفسی با تماشاگر دارد و مثل تفاوت تئاتر و فیلم می ماند. از هر بازیگری که بپرسید، تئاتر را به سینما ترجیح می دهد چون در تئاتر ارتباط بی واسطه با مخاطب وجود دارد. *کار در ماه رمضان چه تفاوتی با دیگر روزهای سال دارد؟ اجرا در ماه مبارک رمضان به
نوروزی : می خواستم در پرسپولیس بمانم اما نشد / خیلی مسائل را اثبات می کنم
و به تمرینات سرعتی تبدیل شده است. خوشبختانه الان هم شرایط مناسبی دارم. امسال مجید جلالی از من گل زدن می خواهد و این وظیفه مهم من است. امیدوارم جواب اعتماد او را بدهم و گل های حساسی برای سایپا بزنم. نوروزی در مورد انتخاب سایپا بیان کرد: من دو سال در فولاد اهواز شاگرد آقای جلالی بودم و ترجیح دادم دوباره با ایشان کار کنم. امیدارم امسال سال خوبی باشد. خیلی انگیزه دارم و پرقدرت ظاهر می شوم
ما قدر شما را خوب می دانیم/ تجسم خط امام در موضع گیری های حزب جمهوری اسلامی
برادرمان آقای هاشمی رفسنجانی می دانند و طوری وانمود می کنند که گویا بین شما دو بزرگوار اختلاف نظری هست، این حرکت را چگونه می بینید؟ ج 33: این حرکت را حرکت رادیوهای ضد انقلاب می بینیم و واضح است. و این را به شما می گویم و بد نیست حالا افشا کنم. یک گزارشی دو سال و اندی قبل به من رسید و من بعد تحقیق کردم دیدم واقعیت داشته است. در بعضی از محافل ضد انقلاب و همین گروه های بی نام و نشان صحبتش
معجزه موسی ...
پولی که در تابستان کار می کردم بیسکویت و آدامس می خریدم و آنها را در مدرسه با سود اندکی به بچه ها می فروختم. آن سال معاون مدرسه به خاطر فروش آدامس و بیسکویت در مدرسه مرا فلک کرد. خوب به خاطر دارم حین فلک شدنم از فرط درد فریاد می زدم خدا بیا، خدا بیا ... و من امروز فکر می کنم خدا صدایم را شنیده و احساسم این است امروز خدا در لحظه لحظه زندگی من حضور دارد. سال بعد یکی از معلم هایم انگار که از
روایت مادری که خانواده اش را وارد عرفان حلقه کرد
رفسنجان به پسرم گفتم برای اینکه درمان شود خودش باید حلقه بگیرد. در نهایت پسرم را به زور به کلاس ها بردم. بعد از یکی دو جلسه حضور در کلاس ، پسرم به هم ریخت و گریه می کرد و می گفت دیگر به کلاس نمی رود. هرطوری بود پسرم به ترم سوم رسید که گفتند: "حلقه های هفت و هشتی که خود محمد علی طاهری ندارد، پسر شما دریافت کرده است". از ابوطالبی خواستم لایه دفاعی بدهد اما نداد بنابراین چند جلسه خصوصی پیش فردی به نام محسنی در کرمان بردیم اما همچنان پسرم به هم ریخته بود. تسنیم: به هم ریختگی پسرتان بیشتر به چه شکل بود؟ ...
مصباحی مقدم از موضع مهدوی کنی در سال 88، چرایی غیبت هاشمی و ناطق در جلسات جامعه روحانیت، حزب یکتا و... ...
این صورت این با روش آیت الله مهدوی تفاوت دارد. ببینید هنوز چیزی به نام 2+1 شکل نگرفته است. بعضی ها پیشنهاد می کنند اما بهتر است از دیدگاه خود آیت الله مصباح موضوع را دنبال کنیم. وقتی که بعد از پیگیری های زیاد جلسه سه جانبه ای شکل گرفت آیت الله مصباح گفته بود چرا مرا دعوت کردید. اگر به حساب این است که من یک حزب دارم که خوب من حزبی ندارم. ایشان گفته بود اگر می بینید دوستان پایداری می
با 18سال سابقه بازی حرفه ای رکورددار ایران هستم
استقلال که 18سال سابقه بازیگری در سطح حرفه ای فوتبال ایران را در کارنامه دارد، گفت: تنها به دلیل اینکه سالم زندگی کردم و خدا هم به من لطف داشت توانستم این همه سال را بازی کنم و حتی دو سه سال دیگر هم می توانستم ادامه دهم که خودم نخواستم چون نیتم این بود که وقتی از فوتبال بروم که دیگران نگویند برو. در شرایطی که سقف حضور یک بازیکن در فوتبال ایران حدود 12سال است به نظرم یک رکوردار هستم چون عنایتی که هنوز
نوری: دوباره به پرسپولیس برمی گردم
هیچ وقت اعتراض نکردم و حق را به سرمربی تیم ملی دادم. من سرباز تیم ملی و ایران هستم و هر وقت کی روش تشخیص دهد آماده پوشیدن پیراهن تیم ملی هستم. محمد نوری در پایان گفت: باید تشکر ویژه ای از هواداران پرسپولیس داشته باشم. از آنها تشکر می کنم که من را در این مدت تحمل کردند. قبول دارم فراز و نشیب زیاد داشتم اما سعی می کردم بهترین باشم و اگر تشویق آنها نبود به اینجا نمی رسیدم. افتخارم این بود که پیراهن پرسپولیس را پوشیدم و آرزویم این است که وقتی برمیگردم دوباره این شانس را داشته باشم.
راز و رمز اسم ها
دارم و شما اگر هردو این کارها را ببینید شاید اصلا شبیه به هم نباشند. صحبت من اینجاست که استراتژی های متن ها با هم فرق دارد. حتی خود من اجرای صحنه ای ایرلندی ها را از نمایش ستوان اینیشمور که خودم کارگردانی کرده ام و هم زمان با نمایش اسم اجرا می شود، دیده ام و اجرای ما دور از آن ماجراهاست. به خاطر آن مفهومی که دنبالش هستم در آن تغییر شکل ایجاد کرده ام. خب، طراح صحنه نمایش اسم هم شما هستید. به نظر
باید به فکرِ خود تعهد داشت
خوانده بودم و می خواستم خودم یک نسخه چاپی از آن پیدا کنم و بخرم. نبود. اینکه می گویم دو سال بعد از سقوط مصدق است. شما نمی توانید باور کنید که دو سال بعد از سقوط مصدق من تمام کتابفروشی های تهران را زیر پا گذاشتم که مثنوی پیدا بکنم و گیر نمی آوردم. یک آقایی بود توی کتابفروشی ابن سینا، سر چهارراه مخبرالدوله، و این آقا اتفاقا همکلاسی دوران مدرسه من بود. به او گفتم من مثنوی می خواهم، گفت ندارم اما برات
نامه اعتراض آمیز اسدی به جانشین دبیرکل فیفا
جام جهانی فوتبال ساحلی 2015 - پرتغال، روز جمعه 19 تیر 94 به مصاف اسپانیا رفت و متأسفانه داوران این دیدار اشتباهات مکرری در طول برگزاری این دیدار مرتکب شدند که موجب شد تیم ملی کشورمان از سوی آنان مشکلات زیادی را متحمل شود. بدین وسیله توجه شما را به چند اشتباه از سوی تیم داوری جلب می کنم: 1- دومین گل تیم اسپانیا با دست به ثمر رسید ولی داور گل را صحیح دانست. این در حالی بود که صحنه گل را
یک گفتگوی جالب با احمدپورنجاتی: فرهنگ حاکم بر مدیران کشور باید نقد بی رحمانه و البته خیرخواهانه شود
سیما را خیلی دوست نداشتم. واقعیت این بود که من سینما را دوست داشتم. این را هم ابراز کردم. شاید هم این از دهنم در رفت. می توانستم بگویم بنده مکلف هستم که در صدا و سیما باشم. اما آنچه در دتم بود گفتم. منظورم این است که این ورژن که از من حالا ملاحظه می فرمایید طبیعی تر است و به خود خودم نزدیک تر است. یعنی پورنجاتی واقعی این است؟ به نظر خودم هم پورنجاتی واقعی اینی است
به عابدزاده بها ندادند تا از کشور خارج شود/ اشتباه کردم به استقلال یا پرسپولیس نرفتم/ قرار شد در آینده ...
روزهاست که تازه وارد فوتبال شده و به دنبال کسب تجربه بودیم؛ به همان شکل مرحله به مرحله باید پیش بروم تا به شرایط ایده آل برسم. مدرک مربیگری هم دارید؟ بله، من دوره های C و B را گذرانده ام، باید مدتی از B بگذرد تا بتوانم برای A اقدام کنم. البته قطعا تجربه شما در بازیگری هم کمک تان خواهد کرد. بله. به هر حال من تجربه 80 بازی ملی و 15-14 سال بازیگری دارم. سعی
چه کسی با وجود هزار سال عبادت جهنمی می شود
درب را گرفته، وقتی حس و حرکتی از من ندید و دید من مات و مبهوت داشتم نگاه می کردم، وارد نشد، اجازه گرفت، اجازه دادم، آمد. وقتی رفتم، پیامبر گفت: فهمیدی چه کسی بود؟ گفتم: بله، آن کسی که شما بیان کردید، علی بن ابیطالب است. فرمود: راست گفتی. *چه کسی با وجود هزار سال عبادت بین رکن و مقام، جهنّمی می شود؟ بعد حضرت در ادامه نکته ای را بیان می فرمایند که خیلی عجیب است. فرمودند: سجیته
گذری در کوچه خاطرات یک رزمنده متفاوت
الانبیا شدم. از آنجا که سال قبل عملیات خیبر انجام شده بود در این سال قرار بود عملیات بدر انجام شود به همین خاطر ما را به منطقه ای به نام شَتَلی بردند، یعنی شصت علی، که آنجا عراق شیمیایی زد و من چون یک ماسک با یک فیلتر داشتم فکر کردم اگر با این وضعیت شیمیایی هم بشوم دیگر بیمارستانی مرا راه نمی دهد به همین خاطر از چفیه ام به عنوان فیلتر استفاده کردم، ولی باز هم آلوده شدم. یک آتروپین به خودم زدم و
نمی دانم چطور از پرسپولیس جدا و استقلالی شدم!!
خوبی در مطبوعات حاکم بوده و هیچ مشکلی وجود نداشته، ولی من آمدم اینجا این ناآرامی و این مشکلات را برای فوتبال ایران درست کردم، شرمنده جامعه فوتبالی هستم و از مردم هم عذرخواهی می کنم و بعد از بازگشت به تهران با دیده منت به کمیته اخلاق می روم و از آنها هم عذرخواهی می کنم که چنین کار بد و غیراخلاقی انجام دادم. به هر حال یکی از اعضای کمیته اخلاق گفته بودند که شما از خط قرمزها گذشتید؟
آمریکایی ها اندازه ایران خرج والیبال نمی کنند
که دسته بندی های خاصی داشتند و به کار ضربه می زدند. من سال 1977 تا 1979 به ایران آمدم و از دانشگاه مرخصی بدون حقوق گرفتم و در ایران مشغول کار شدم. بعد از دو سال هم برگشتم. گفتند دیگر صحبت هایم کهنه شده است. معتقدم در یک جوی باید کار کرد که صمیمیت باشد. نباید انرژی شما صرف این شود که کی با کی کار می کند یا مسائل دیگری مثل اینکه کی دزدی می کند. محیط ورزش را باید سلامت کرد. من خودم را وابسته به محیط
صادقیان: رقم قراردادم 450 میلیون است
آرامش خاصی حاکم است. من به این آرامش نیاز داشتم . شرایط بدنی ات چطور است؟ رفته رفته آماده می شوم و مطمئن باشید هم خودم و هم نفت تهران سال فوق العاده ای خواهیم داشت . بعضی ها ترکیب تو و ایمان مبعلی را به ژاوی و اینیستا در بارسلونا تشبیه می کنند. فکر می کنی ترکیب خوبی در فصل آینده درست شود؟ من بازی های مبعلی را نگاه می کردم و سبک فوتبالش را دوست دارم. لقب
طالب لو: من و رحمتی گذشته را خاک کردیم! / رحمتی قسم خورد برای استقلال شرط نگذاشته است
/> اتفاقاً به خود رحمتی هم گفتم که من آدم دورویی نیستم. آن مقطع از او دل چرکین بودم و نمی خواستم الکی با مهدی دست بدهم. پس در این رابطه حق با رحمتی بود، نبود؟ به او گفتم که خودم را در شرایطی قرار دادم تا با مهدی روبه رو نشوم و... نپرسید دلیلش چه بود؟ چرا، گفتم که من دل و زبانم یکی است. آن روز دلخور بودم و حالا این طوری نیستم. به هر حال گذشته ها گذشته و از شما رسانه ها
90/ پرسپولیسی بودم ولی عقلم سرجایش آمد!
رابطه گفت و گوی نود را با مدافع سابق آبی پوشان بخوانید. 90: آقا پیروز واقعا از فوتبال خداحافظی کردی؟ بالاخره باید یک روزی خداحافظی می کردم و این تصمیم را گرفتم تا بیشتر از این خودم را در فوتبال اذیت نکنم. در چند سال اخیر به خصوص فصل گذشته در صبا خیلی اذیت شدم و بهتر دیدم که خداحافظی کنم و به هدفی که دارم برسم. 90: هدفت مربیگری است؟ هم مربیگری و هم ادامه تحصیل چون به زودی فوق
90/ صمد: حسرت زندگی ام نرفتن به NBA است
رفتم و می دانستم که کار سختی است اما باز هم گفتم شانسم را امتحان می کنم. بازی های تابستانی برای بازیکنان جوان مفید است اما برای من دیگر فایده ای ندارد. هدف من این بود که آنها از نزدیک من و توانایی هایم را ببینند که این کار را هم انجام دادم. اتفاقا برخورد خیلی خوبی هم با من داشتند و مسئولان آنجا استقبال خوبی از من کردند ولی همانطور که گفتم برای من بستن قرارداد مهم بود. سال گذشته هم چنین
باید استقلال را آسیایی کنیم
ملی مدتی استراحت کردم و با هیچ تیمی مذاکره نکردم و فقط به استقلال فکر می کردم. هر چند استقلالی ها مشکلات زیادی داشتند و مطالبات زیادی از این تیم داشتم اما دوست داشتم در استقلال بمانم و اگر قرار باشد امثال من نیز از استقلال برویم این تیم خالی می شود. ما به هواداران مدیون هستیم و باید نتایج این دو سال را جبران کنیم. من بازیکن پایه های استقلال بودم و خودم را جزئی از خانواده استقلال می دانم و وظیفه
وقتی قویترین مرد جهان، تفریحی وزنه می زد
متولد شده ام و اکنون دانشجوی کارشناسی تربیت بدنی دانشگاه آزاد قائم شهر هستم. سین: چند خواهر و بردار دارید؟ جیم: یک خواهر و یک برادر دارم که از من بزرگترند و من فرزند آخر خانواده هستم. سین: از شیطنت های دوران کودکیتان بگویید؟ جیم: شخصت آرامی داشتم و مانند همه بچه ها، شیطنت های معمولی و خاص دوران کودکی را انجام می دادم. سین: آیا در کودکی از پدر و
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
دوست نداشت ماشین بیت المال را سوار شود. لقمه از دهان خودش می گرفت و به آنها می داد. وقتی رفته بود جبهه، غذا به اندازه کافی به آنها نمی رسید، دوستانش تعریف می کردند که سید جلیل غذای خودش را به ما می داد. *من نمی خواهم شما را خسته کنم.. من از تعریف کردن سرگذشت پسرم خسته نمی شوم. ببین پسرم! تو هم مثل پسر من هستی. همه شما فرزندان عزیز من هستید. سید جلیل من، می دانست که شهید می