سایر منابع:
سایر خبرها
صداهایی که در دیکتاتوری رسانه ای خاموش شد
درخشان بود. 2-برویم سراغ سیار. محمد مهدی سیار جوانی مودب، محجوب، خوش فکر و با سلیقه است. هر چند به طرز اسفناکی! اصولگراست اما روحیات شیرازی اش بر ایدئولوژی او غالب آمده. او انسانی متساهل و متسامح است. من که شخصا هرگز نتوانسته ام او را عصبانی کنم. 3-سیار نان به نرخ روز خور نیست. نان او نان معلمی است. او زمانی دانشجوی دکترای تربیت مدرس بود که خیلی از شما عزیزان تنها راه ادامه
بهترین روش تربیت کودک از منظر قرآن چیست ؟
] ابراهیم و کسانی که با اویند سرمشقی نیکوست آن گاه که به قوم خود گفتند ما از شما و از آن چه به جای خدا می پرستید بیزاریم به شما کفر می ورزیم و میان ما و شما دشمنی و کینه همیشگی پدیدار شده تا وقتی که فقط به خدا ایمان آورید جز [در] سخن ابراهیم [که] به [نا]پدر[ی] خود [گفت] حتماً برای تو آمرزش خواهم خواست با آن که در برابر خدا اختیار چیزی را برای تو ندارم ای پروردگار ما بر تو اعتماد کردیم و به سوی تو
عمو قناد کار خود را از کجا آغاز کرد؟
پاسخ به این پرسش که تا چه زمانی در این عرصه به فعالیت خود ادامه خواهد داد؟ اظهار کرد: تا وقتی که بچه ها ما را قبول کنند و من به روز باشم، می توانم با بچه ها همراه شوم. من می توانم اجرا نکنم بلکه بازی کنم. حتی می توانم از اندوخته خود به عنوان تجربه برای دیگران استفاده کنم. یک سال و نیم که از دنیای کار فاصله گرفتم همه می گفتند جایت خالی است. من هم گفتم اگر درست و به جا باشم قشنگ است آدم ها باید محبوب
باید از گذشته شرقی عبورکنیم
شهید کردند، تصور می کنم در موصل به دارش آویختند. اما هدیه اکرم رابطه من را با دنیا تغییر داد. برای نخستین بار از این کبوترها یاد گرفتم دوست داشتن به چه معنا است. اکنون به گذشت این سال های دراز و در پرتوی این تجربه کودکانه، بر این باورم می توان از دو گونه حیرانی سخن گفت؛ گونه ای که انسان را وامی دارد تا عاشق شود و گونه ای که آدمی را به تفکر وامی دارد. اکنون آنچه که برایم عجیب و غریب می نماید عشق
با ازدواج درست فوق العاده خوشبخت می شوید
اند. خانم یا آقا حرفی را که روز اول می توانسته بگوید، نگفته و حالا همه آن حرف ها و تمایلاتِ ابرازنشده، مثل یک کوه سخت و انکارنشدنی به نظر می رسد. ازدواج یعنی من و تو بشویم ما ازدواج، صمیمیت، دوستی و عشق، معنایش این نیست که یکی از طرفین وجود خودش را نادیده بگیرد و در دیگری حل شود. عاشقی به این معنا است که من باید باشم، طرف مقابلم هم باید خودش باشد. یعنی من و تو بشویم ما . ما
اسب تروا پشت درِ دولت/خط حمله سایبری از تحریم تا جنگ لفظی
حد فاصل عراق تا سوریه و لبنان و بحرین را جبران کند اما به دو سال نکشید که او هم در فروردین 93 به خاطر ناتوانی در مقابل گسترش نفوذ ایران، از ریاست سرویس جاسوسی عربستان عزل شد. اردیبهشت ماه 92، یعنی در فاصله میان عزل مقرن و بندر، شاهزاده ترکی فیصل (رئیس اسبق استخبارات سعودی و سفیر سابق این رژیم در آمریکا) ضمن سخنانی در اندیشکده بلفر وابسته به دانشگاه هاروارد گفته بود ایران مسئله اول سیاست خارجی
بحران آب در میزگرد شفقنا: بی برنامه گی ایران را می خشکاند/ دچار بحران طبیعی کم آبی نیستیم/ محیط زیست جای ...
مختصر بارندگی ای داشته باشیم که آن آب به محض این که در واقع در چرخه قرار بگیرد مصرف می شود. اگر چنانچه ما واقعاً برای مناطق خشک مثل مناطق جنوب استان فارس و هرمزگان و جنوب استان کرمان که تقریباً 20 سال بود از خشکسالی رنج می بردند تا همین سال گذشته که بارندگی هایی داشتیم و در دوره ترسالی خوبی قرار گرفتیم تا قبل از آن ما نزدیک 20 سال بود که این چند استانمان به طور ممتد و پیوسته در دوره خشکسالی قرار
آشنایی با نکاتی کلیدی درباره صحبت کردن در جمع
! سپس، توضیح دهید که دوست دارید چگونه باشد و چه اتفاقی بیفتد. تا جایی که ممکن است مختصر و مثبت حرف بزنید. مثلا: من واقعا مایلم بدانم چطور می توانیم مسئولیت های کاری مان را بهتر با هم تقسیم کنیم. در پایان، به او بگویید اگر درخواست تان را بپذیرد چه خواهد شد و چه احساسی خواهید داشت. گاهی شاید بد نباشد کاری را که قرار است برای جبران محبت طرف مقابل انجام دهید، همان وقت اعلام کنید
متفاوت ترین بازیگر زن سینمای ایران
یک یادداشت قدیمی تمام می کنم. متنی که درباره فیلم هر شب تنهایی رسول صدرعاملی نوشته بودم. هفت سال پیش: وقتی دوربین به سمت چهره لیلا حاتمی می چرخید، می توانستیم تمام مشکلات فیلم را فراموش کنیم؛ تمام شکاف های روایتی فیلم که تلاش فیلمساز و نویسندگان نامدارش (پرتوی و صدرعاملی) نتوانسته بود آنها را بپوشاند. تمام آن تصاویر تکراری که فیلمساز از زائران حرم و کبوتران آن می گرفت و می خواست چیزی
کوچه ممنوعه / اگر جانتان را دوست دارید وارد این کوچه نشوید
هستم. برای انجام تحقیق آمده ام. می گوید: بدبختی من به چه درد شما می خورد؟ شاید همین کلام، تلنگری شود. همه چیز داشتم اما الان مجبورم برای در سطل آشغال ها بچرخم و در خیابان شب را تا صبح سر کنم. وقتی یک 10 هزار تومانی به او نشان می دهم. حالت چهره اش عوض می شود و می گوید: حالا کجا بنشینیم با هم حرف بزنیم؟ از او می پرسم چند سال است معتادی؟ با لبخند می گوید، یادم نیست. اما وقتی10 سالم بود
کورواسود تو را می خواند فرانچسکو
کردنی نبود. خودکشی ها بدونِ توقف می رفتند و می آمدند. تا روزی که ماهیگیران، جنازه دختری 14 ساله را ازعمق آب بیرون کشیدند که مثلِ همیشه در مشتش کاغذی پنهان بود.اما اینبار بر خلاف همیشه اطرافیان دخترک گواهی دادند که او هرگز عاشق نشده است. اندکی بعد هم پیرمردی 80 ساله خود را از طبقه هفدهم ساختمانی به پایین پرت کرد. شاهدان گفتند که او موقع پریدن یکشنبه غم انگیز را می خوانده است، آنها گفتند که پیرمرد تا
دیدگاه های اهالی رسانه درباره فصل دوم سریال شهرزاد
درباره ی خیلی چیزها هم می توان صحبت کرد که اگر رعایت می شدند، این مجموعه موفق تر هم می توانست بشود. از همه ی این بحث ها بگذریم. من دوست دارم فقط به این نکته اشاره کنم؛ مجموعه ی شهرزاد ، حتا شاید برخلاف باور اولیه ی سازندگانش، موفق شد؛ چون با عشق رفتار محترمانه ای داشت؛ یک احترام دل انگیز، باوقار و واقعیت پذیر. بهرامی همچنین گفت: وقتی شهرزاد می بینیم، برخلاف برخی مجموعه های این روزهای
کاش روزی نقالی در دانشکده هنر به عنوان یک رشته تدریس بشود
اتحاد خبر-زهره عرب: نامش آناشید است، به معنی خورشید مادر و گرمی بخشی دل مادر ... متولد 20 فروردین ماه سال 1382 است، ک لاس هشتم را تمام کرده و مهر ماه به کلاس نهم می رود. با غرور خاصی می گوید: از بچگی شاهنامه را خیلی دوست داشتم ولی نمی دانستم نقالی چیست . د ست در دست مادرش، محکم و استوار قدم برمی دارد؛ سرشار از عشق به دیارش و امید به فردای این مرز و بوم ... نشریه اتحاد جنوب با او و
کالبدشکافی یک مرگ
داده شود، جواب سئوال نخست نیز به آسانی قابل دریافت است. چون واقعا چه فرقی می کند که انسان ها چگونه می میرند، وقتی که اهمیتی ندارد آنها چگونه زندگی کرده اند! تصور کنید نویسنده جوانی را که سال های سال با رویای انتشار نخستین کتابش روزها را به شب و شب ها را به روز رسانده باشد و درست در لحظه ای که این رویا را به تحقق نزدیک و بلکه بسیار نزدیک می بیند، دستی ناگهان آن را به مشتی از ... آلوده
هم نشینی با لبخند و انتقاد سران قوا / پنج گزینه برای شهرداری تهران/ روایت رازینی از وقایع 67 /اشتیاق ...
روزنامه وقایع اتفاقیه است. این روزنامه گزارشی را به نقل از هالیوود ریپورتر نوشته و در آن از اشتیاق داعشی ها به هالیوود پرده برمی دارد و نشانه های این علاقه را از زبان برخی منتقدان و کارشناسان مطرح می کند. در این گزارش آمده است: کلینت ایستوود و داعش هیچ وجه مشترکی ندارند؟ دوباره بیندیشید. بخش هایی از فیلم پرچم های پدرانمان ساخته کلینت ایستوود در سال 2006 راه خود را به فیلم
پاراگراف کتاب (124)
بودن، بیشتر لذت ببرم؛ شگفتی هایی که قبلا بهشون توجهی نداشتم. مخلوقات یک روز | اروین د یالوم 8_ با هم تو خیابان ول گشتند و به همه ی قضایای قدیم شان سرک کشیدند و رفته رفته غم زده تر، هوشیارتر و بی رودربایستی تر شدند. ولی بعد، عین دوتا رفیق تریپ تو خیابان ها رقصیدند و من هم پشتشان لخ لخ کردم، همان کاری که یک عمر پشت آدم هایی کرده ام که باهاشان حال می کردم، چون تنها آدم هایی که
ایمان ملاک اصلی ازدواج من و جواد/ توسل های پنهانی همسرم مثال زدنی بود
خود پرورش دادند و امروز قلم، فکر و کلام باید با هم آمیخته شود تا روایت شهیدی از ایران در میدان دفاع از حریم اهل بیت(ع) را به نگارش در آورد. قلم در دستانم سنگینی می کند، وقتی می خواهم از تو بنویسم. از روح بزرگت مدد می خواهم و اذن می گیرم تا یاری ام کند. چگونه می توان از تو نوشت، در حالیکه فرشتگان آسمان تو را می ستایند و خداوند با قلم سرخ بر قلب تاریخ، نام زیبای تو را نگاشت. ولی
سردار گمنام گیلانی/ پیکر مطهری که 14 سال در دریاچه نمک ماند
هایمان کربلا و ماه هایمان محرم و محرابمان قتلگاه و جبهه هایمان پر از بدن های خونین علی اکبرهای زمانه است و دشمن پست و فرومایه آب را چون تاسوعا و عاشورا بر رویمان می بندد و خانه و کاشانه ما را چون خیمه های حسین (علیه السلام) در میان شعله های آتش می سوزاند. پرودگارا؛ از تو می خواهم من نخستین کسی از خانواده ام باشم که به کشته شدگان راهت اضافه گردم. مادرم! مرا بخاطر اینکه فرزندت هستم دوست
شعر/ من زائر قبور خراب مدینه ام
برای دفتر من همّ و غم شدی بی حرف پیشِ مطلعِ حرفِ قلم شدی باور نکرد نیست سرانجام در زمین مهمانِ رسمی شب شعر خودم شدی تو از زمان آدم و حوا، وَ قبل از آن بر روی دست های مشیّت علم شدی بی مرحمت که روز شما شب نمی شود اصلاً تو آفریده برای کرم شدی هشتاد سال و خرده ای انگار می شود از جمع اهل بیتِ حرم دار کم شدی با اتفاق هشتم
فرزند بازیگوش داستان اصفهان
یک اصفهان و یک خانه می شود؟ چند وقت پیش نوشته ای از خودم پیدا کردم درباره درختی که ابتدای کمال اسماعیل است. نوشته ای که بیشتر از 20 سال قبل نوشته بودم و من تمام این 20 سال آمده بودم و رفته بودم و با آن درخت حرف زده و شاهد تغییراتش بودم. اینها همه زندگی است... یا به طور مثال در بخشی از خاطراتم به خاطرات الفت هم اشاره میکنم از مقاله ای به نام "بنی آدم اعضای یکدیگرند" چون با او احساس نزدیکی کردم
اشعار سالروز تخریب بقیع
حرم خواهم خورد اشک را با نفس لطف شما مثل شراب معجزه کرده و از دست خودم خواهم خورد وسط صحن شما مست قدم خواهم زد جرعه در جرعه به هر صحن کرم خواهم خورد ارزشم هست همان قدر که عاشق باشم نان سر سفره اگر گریه کنم خواهم خورد حال اگر مثل کبوتر بشوم خوشحالم دانه ی عشق، چه بسیار چه کم، خواهم خورد سید پوریا
گزارش از تمرین مفیستو به کارگردانی مسعود دلخواه
تمرین در رفت وآمد است که مگر مسعود دلخواه ساعت 9شب در تماشاخانه ایرانشهر به عنوان بازیگر نمایش روال عادی اجرا ندارد؟ این همه توان، از عشق و هیجان کودکانه ای می آید که اجازه نمی دهد تمرین نمایش مفیستو ناقص بماند: وجود گروه کارگردانی و مدیر صحنه هایم خیالم را بابت 20شبی که نمی توانم بخاطر تداخل مفیستو با روال عادی در تالار مولوی باشم و اجرای خودم را ببینم، راحت کرده است. همینطور مرتضی اسماعیل کاشی و
جان سختی کارآفرینان مجوز سختگیری و بی برنامگی نیست
دادیم گفت یعنی هر ایرانی یک رایانه زیر بغل بزند و مانده و موجودی بگیرد؟ یا سختی هایی که برای دریافت مجوز ATM کشیدیم. من به عنوان کارآفرین عاشق کارم هستم. من عاشق نوآوری هستم و می خواهم کاری برای مملکتم انجام دهم. اگر این عشق ها و توانایی ها را تجمیع کنیم می توان افق های روشن تری را پیش رو دید. در حال حاضر کارآفرینی در کشور متولی ندارد و شما در هر وزارتخانه ای که می روی یک واحد کارآفرینی دارد اما عملاً
پیوس: ناصر محمدخانی هنوز زیر آوار است
آورد، نم اشکی کشتزار رویاهایش را جان می بخشد! سال ها گذشته و مردی که به سادگی نوشیدن یک فنجان هات چاکلت، قفس های توری را به آتش می کشید، اینک گیج و مبهوت در دفترچه لعنتی خاطرات، سراغ سال های رفته را می گیرد تا شاید از فضیلت گذشته سرشار شود! سال تولد مار زنگی آسیا، در شناسنامه پر غبار این فوتبال بی سیرت خوانا نیست. کسی چه می داند! لابد بر شناسنامه اش برف باریده که این جماعت به یاد نمی آورند او
روایت شاعرانه عاشقانه های دفاع مقدس
برای معرفی شهدا ،اهداف متعالی شان و فرهنگ شهادت باید به چه مقوله هایی بپردازند . پونه نیکوی شاعر جوان شناخته شده اهل بندرانزلی متولد سال 1364 است . وی دارای مدرک کارشناسی ارشد علوم سیاسی و کارشناس امور دانشجویی فرهنگی جهاد دانشگاهی گیلان است. تاکنون کتابهای انار سبز زیتون سرخ، مسافر کوچولو، دست های تو جوانه می زنند، گیلان بیابان ندارد، 6410 روز تنهایی از وی منتشر شده و جاری تر از ونیز
آزادسازی مهران
عکس اول را محمود بدرفر در هنگام غروب آفتاب در شهر مهران گرفت، رزمنده آسمان سیمایی که نور لبخندش با افق تلاقی می کند. و اما در عکس دوم نیز همان حکایت جاری است، عاشق امام در لحظه شهادت، در حالیکه عکس مرادش را بر سینه دارد،لبانش باز شده است، انگار صدف عشق را گشوده و مروارید شهد شهادت را جلوه گر می کند.احساس می کنم در آستانه پروازی، اگر آسمان دنیا بهشت است، آسمان بهشت کجاست که تو همچون پرنده ای کوچک
کاربران شبکه های اجتماعی یک صدا فریاد زدند: #از_منافقین_متنفریم
به گزارش دولت بهار به نقل از فارس، 2 روز از سفر ظریف نگذشته، نشست سازمان تروریستی منافقین با مجوز دولت فرانسه برگزار شد! این اتفاق واکنش کاربران شبکه های اجتماعی را به همراه داشت به طوری که طی تنها چند ساعت هشتگ IranHatesMEK# به یکی از داغ ترین موضوعات توئیتر(ترند) تبدیل شد. در ادامه بخشی از توئیت های فعالان فضای مجازی را می خوانید: - مرز دوستی ها باید محکومیت
اخوانیه جمعی از شاعران به مناسبت رونمایی از دو کتاب انصاری نژاد
را می خوانم و عطر خیالت با من است با توام ، وقتی غزل های زلالت با من است بُعد منزل نیست بین عاشقان ، ای مهربان ! دورِ نزدیکی به من ، بوی وصالت با من است خاطرات روشنت را می کنم هر شب مرور در شب یلدای تنهایی ، خیالت با من است می روم هر شب به گلگشت بهار شعر تو در شب شعر شکفتن ، شور و حالت با من است از سپهر شعر
این شرح بی نهایت
آن کس که به چیزی عشق ورزد، آن عشق چشم او را کور و قلبش را بیمار می کند. امام علی(ع) ناله زار غمزه ات خونریزتر یا دیده خونبار من طره ات آشفته تر یا خاطر افکار من لعل جانان سرخ تر یا لاله یا می یا عقیق مه نکوتر یا پری یا حور یا دلدار من کام عاشق تلخ تر یا صبر یا گفتار تو وصل دلبر خوبتر یا عشق یا کردار من طالع من تیره تر یا زلف تو یا
پوتین هایمان برای مبارزه با داعش آماده است
اساس این گزارش الهه منصوریان پس از نوشتن یادگاری برای لیلا و درسا کاظمی با بیان اینکه راه قهرمانی یک راه دشواری است ، اظهار کرد : در اوایل کار انسان خسته و دلسرد می شود که پله پله باید پیشرفت کند و مسابقه بدهد و این سختی ها نباید شما را در بین راه خسته کند بلکه باید با قدرت بیشتر خوب بجنگید و برای ساعت تمرین لحظه شماری کنید. وی افزود : من در سنین شما یک روز در میان تمرین داشتم که روز