سایر منابع:
سایر خبرها
شهر در امن و امان نیست/زندگی ای که با حادثه ارم به هم ریخت
حادثه ای دردناک برای نگار و دوستانش بود. نگار، مانیا ورکسانا در یک کابین می نشینند و مردان جوان همراه شان در کابین بعدی. عقربه های ساعت چند دقیقه ای از ساعت 11 شب فاصله گرفته است. سرعت کابین ها دقیقه به دقیقه بیشتر و بیشتر می شود؛ و به همان نسبت، صدای جیغ سرنشینان آن هم بلندتر و بیشتر می شود؛ اوج هیجان. هیجانی که تنها چند دقیقه بعد با جیغ های ترس آور سه دختر جوان در هم می آمیزد و فاجعه ای
راز ناپدید شدن دختر فراری سر به مهر ماند
/> بعد از مطرح شدن شکایت، پرونده به دستور قاضی مدیر روستا، بازپرس ویژه قتل در اختیار کارآگاهان مبارزه با آدم ربایی قرار گرفت. با نشانی هایی که شاهدان در اختیار پلیس گذاشتند زوج میانسال شناسایی و بازداشت شدند. مرد میانسال در اولین بررسی ها گفت: دو ماه قبل دخترم مونا ناپدید شد و من راهی اداره پلیس شدم و شکایت کردم اما در این مدت از او خبری نشد. وقتی پلیس نتوانست به من کمک کند، تصمیم
همسرکشی به دلیل اختلافات خانوادگی
مردی که متهم است همسرش را به دلیل اختلافات خانوادگی با شلیک گلوله به قتل رسانده است، روانه زندان شد. کارآگاهان جنایی استان فارس چند روز قبل از مرگ زنی جوان، به نام زهره، در خانه اش مطلع شدند و وقتی آنجا رفتند مشاهده کردند این زن به دلیل اصابت گلوله از پا درآمده است. ظاهر خانه نشان می داد هیچ سرقتی انجام نشده است. از سویی دیگر، نشانه ای از ورود به عنف به خانه وجود نداشت. این دو سرنخ
پرستاری بابای 63 ساله مدرسه از 3 فرزند بیمارش
، تا ششم ابتدایی در میانه بیشتر درس نخواندم، ابتدا مدت کوتاهی در خیاطی کار کردم و بدون اینکه پدر و مادرم متوجه شوند ازدواج کردم. ثمره ازدواجم 4 فرزند است، بعد از ازدواج کردن در یک مسافرخانه در خیابان ناصرخسرو، مدیر شیفت شب بودم و بعد از آن نیز به شرکت حفاری چاهای عمیق آب رفتم. هنگامی که تهران موشک باران شد در سمنان و سپس در کاشان چاه حفر می کردم و بعد به آموزش و پرورش آمدم.
قتل دردناک دختر پنج ماهه به دست پدرش!
همسایه های خانواده باران کوچولو به شوک گفت: این زوج جوان سه سال است که ازدواج کرده اند، حمید و مریم زندگی خوبی داشتند تا اینکه در 3-2 ماه گذشته متوجه شدیم حمید معتاد شده است و دائماً سر همین مسأله با مریم دعوا و مشاجره می کند. او شغل اش را از دست داده بود و با مصرف بیش از حد شیشه با مریم درگیر می شد و چند بار ما شاهد بودیم که او را بشدت کتک می زد.بنابر این گزارش، مریم به دلیل شرایط خاصی که داشت
معجزه موسی ...
بودم، عصر آن روز که خسته از کار به خانه آن مرد برگشتیم صحنه ای مرا بسیار برآشفت و متاثر کرد، صحنه ای که هیچگاه آن را فراموش نمی کنم. بزغاله ای نحیف که سراپایش غرق قیر و سیاهی بود کنار حیاط خانه آن مرد با طنابی بسته شده بود. کمی که جلوتر رفتم متوجه شدم بزغاله، چشم هایش را از دست داده، دلم برایش سوخت به صاحب کارم پیشنهاد دادم به جای دستمزد، بزغاله را ببرم و او هم موافقت کرد.
17زن و دختر قربانی دو جانی پایتخت
و بعد مرا در بیابان رها کرده و رفتند. چگونه از بیابان نجات پیدا کردی؟ قدرت فکر کردن نداشتم. چند دقیقه ای در بیابان سرگردان بودم تا این که توانستم بسختی خودم را به کنار اتوبان برسانم. در آنجا پسر جوان موتورسواری مرا سوار کرد و به یافت آباد رساند، در آنجا با پلیس تماس گرفتم و موضوع را اعلام کردم و به خانواده ام خبر دادم. چطور متوجه دستگیری متهمان شدی؟ چند روز قبل
بابا دست و پا ندارد ؛ 19 عمل جراحی هم افاقه نکرد + تصاویر
کوچک و نقلی که هادی در گوشه ای از آن نشسته بود و به گرمی از حضور ما استقبال کرد؛ چند دقیقه ای با هادی و رقیه صحبت خودمانی داشتیم و از دل همین گفت وگوهای ساده و صمیمی به داستان زندگی این خانواده رسیدیم. هادی باوندیان می گوید: 32 سال دارم و بعد از گذراندن مقطع راهنمایی به دلیل اینکه پدرم نیز کارگر است من نیز برای کار به سر گذر می رفتم؛ بعد از اینکه ازدواج کردم گاهی با برادر همسرم نیز به
افشای راز سرقت های دنباله دار/ تقسیم طلاها در چلوکبابی
به گزارش خبرگزاری مهر ، 31 خرداد ماه امسال از طریق تماس یکی از شهروندان خانم با مرکز فوریت های پلیسی 110، اخبار و اطلاعاتی مبنی بر حضور مشکوک چند جوان در داخل یک رستوران چلوکبابی در منطقه تهرانپارس اعلام شد. زن جوان به اپراتور 110 گفت: در حال خرید از مغازه میوه فروشی جنب سالن چلو کبابی بودم که متوجه حضور دو جوان قوی هیکل داخل سالن غذا خوری شدم. مردان جوان بدون توجه به اینکه داخل سالن غذا خوری از
ادعای پیامبری وطی الارض بعداز ورودبه "عرفان حلقه"
نیز ارتباط گرفت و گفت در بدن این دختر مارمولکی وجود دارد که خودش رفته اما دمش هنوز در بدن دخترت باقی مانده است و با چند بار ارتباط گرفتن مشکل اش حل می شود. پسرتان ادعاهای عجیب و غریب هم می کرد؟ یک روز پسرم برگشت به ما گفت می خواهم به ترکیه بروم. گفتم تو که خدمت نرفته ای و گذرنامه نداری، چگونه می خواهی بروی؟ گفت طی الارض می کنم! پسرم وسایلش را جمع کرد و رفت. بعد از سه روز، به سراغ
روایت محمد مهدی عبد خدایی از واقعه گوهرشاد
مشهد آمده که درس خوانده است و جلسات تفسیری در تبریز داشته (پدر من لهجه ی ترکی داشت و نمی توانست فارسی صحبت کند). (بعد از اینکه مادر من در واقعه ی مسجد گوهرشاد موقعی که من یک ساله بودم می میرد- در واقع شهید می شود- و بعد پدرم در مشهد ازدواج می کنند و از آن نامادری من برادرهایی در مشهد دارم). داستان از این قرار بوده که من یک ساله بودم که مادرم از حمام باز می گشته است. بین حمام
افشای راز سرقت های دنباله دار
مشکوک چند جوان در داخل یک رستوران چلوکبابی در منطقه تهرانپارس اعلام شد. زن جوان به اپراتور 110 گفت: در حال خرید از مغازه میوه فروشی جنب سالن چلو کبابی بودم که متوجه حضور دو جوان قوی هیکل داخل سالن غذا خوری شدم. مردان جوان بدون توجه به اینکه داخل سالن غذا خوری از بیرون دید دارد در حال تقسیم مقدار زیادی طلا و جواهر بودی که روی میز قرار داشت. در جستجوی متهمان با ثبت این خبر
پشت پرده وقایع بانک پارسیان
قبول شده بود. برای همین خواهرم از شمال به تهران آمد تا پسرش را اسکان دهد. یک روز عصر به همراه همسر، خواهر و خواهرزاده ام به دیدن آپارتمانی اجاره ای در اطراف خیابان سمیه رفتیم. خیلی غمگین و در حال خود بودم. در حین بازدید از خانه خواهرم متوجه ناخوشی ام شد. به من نگاه کرد و گفت عبدالله چی شده!؟ نتوانستم پاسخ بدهم و اشک از چشمانم سرازیر شد. روایت تلخ دوم هم این گونه است: پس از کش و قوس های فراوان
73 سالگی هریسون فورد، دکتر ایندیانا جونز هالیوود
بود. چند روز قبل از فارغ التحصیل شدن استادان دانشگاه وضعیتم را فهمیدند و به من مدرک ندادند.) ولی در آن سال ها دو اتفاق خوب برایش افتاد. یکی آشنایی با(ماری مارکوارت ) بود که در سال 1964 یعنی یک سال پس از ترک دانشکده با یکدیگر ازدواج نمودند و صاحب دو پسر به نام های (بنجامین ) که بعدها سرآشپز شد و (ویلیارد) که معلم تاریخ شد،گشتند. اتفاق دوم آشنایی با گروه بازیگری (بلفری پلیرز) بود. او یک بار در آن گروه
سرکرده به خانم مدیر تجاوز کرد و نوچه ها منشی را مورد تعرض قرار دادند
نقشه ازدواج با من را داشت . مأموران بعد از اطلاع از موضوع، آموزش های لازم را به زن جوان ارائه دادند و از او خواستند با متهم صحبت کند و او را سر قرار بکشاند. مدیر شرکت با متهم تماس گرفت و به درخواست مأموران به پسر جوان گفت عاشقش شده است و می خواهد دوباره او را ببیند. وقتی مرد جوان به محل قرار که در همان شرکت بود، رفت مأموران پلیس او را محاصره و بازداشت کردند. پلیس با تحقیق از این متهم محل
راز و رمز اسم ها
؟ رشیدی: وقتی آن را می خواندم به این فکر نکردم، اما بعد از آن نمایش نامه را به هر که دادم بخواند همین را به من گفت. بعد هم شاید متوجه این شدید که از نظر نوع روابط و فرم هایی که ایجاد می کند چقدر مدیون تنسی ویلیامز است؟ رشیدی: دقیقا. اینها پس ذهن شما از قبل بود؟ رشیدی: هیچ کدامش وقت خواندن نمایش نامه نبود. آن را به عنوان یک متن می خواندم و تنها به این فکر می کردم که در
نجات از چوبه دار با کمک نیکوکاران
، گفتم از کمد دیواری مارمولک بیرون آمده و می خواهم درزهای آن را بگیرم اما بعد، از این حرفم پشیمان شدم و دیگر جسد را دفن نکردم چون فکر کردم دیر یا زود گیر می افتم. از خانه بیرون آمدم و خودم را تسلیم پلیس کردم .پرونده با اعترافات این مرد، شکایت اولیای دم و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه 71 سابق دادگاه کیفری استان تهران فرستاده و متهم به قصاص و شلاق محکوم شد. رأی صادره مورد تأیید دیوان عالی کشور
آزار مدیر و منشی شرکت خصوصی توسط مردان مهاجم
خواهد با من ازدواج کند و مدت ها بود که نقشه ازدواج با من را داشت . مأموران بعد از اطلاع از موضوع، آموزش های لازم را به زن جوان ارائه دادند و از او خواستند با متهم صحبت کند و او را سر قرار بکشاند. مدیر شرکت با متهم تماس گرفت و به درخواست مأموران به پسر جوان گفت عاشقش شده است و می خواهد دوباره او را ببیند. وقتی مرد جوان به محل قرار که در همان شرکت بود، رفت مأموران پلیس او را محاصره و بازداشت
تسویه حساب خونین دوست صمیمی با پرتاب چاقو
پسر جوانی که متهم است دوست خود را به قتل رسانده است برای بار دوم در مقابل هیات قضایی قرار گرفت. به گزارش باشگاه خبرنگاران، دوم مهرماه سال 92 ماموران پلیس در جریان وقوع یک قتل قرار گرفتند و با حضور در محل حادثه در شهرک واوان به تحقیق در این رابطه پرداختند. با حضور ماموران مشخص شد که پسر جوانی با ضربه چاقو به قتل رسیده است. مادر مقتول در جریان تحقیقات به ماموران گفت: دو نفر از دوستان پسرم امروز به
درخواست یک میلیاردی مادر مقتول از قاتل
، برچسب قاتل بر پیشانی محسن حک شد و پرونده ای با موضوع قتل عمد برای رسیدگی به حادثه تشکیل شد. دو دختر و مادر مقتول، تنها اولیای دم پرونده بودند. آنها تقاضای قصاص متهم را داشتند و سال ها بر آن پافشاری کردند اما سرانجام دو دختر با دریافت 300 میلیون تومان دیه رضایت دادند. اکنون تنها مادر 90 ساله مقتول مانده اما او حاضر به رضایت نیست. می گوید قاتل باید یک میلیارد تومان دیه بدهد تا رضایتش جلب
درد دل های بیماران مبتلا به EB:ما را زیر چتر بیماران خاص ببرید!
چیز بسرعت برق پیشرفت کرده اند و حالا می توان با چند آزمایش ژنتیکی فهمید که آیا یک زوج می توانند باهم ازدواج کنند یا نه؟یا اینکه اگر قرار به فرزندآوری داشته باشند مشکلی فرزندشان را تهدید خواهد کرد؟وقتی بیمارهایی مثل EB، هموفیلی وتالاسمی را بررسی می کنیم، متوجه می شویم این بیماری ها حاصل ازدواج فامیلی است و می شود با یک آزمایش ساده و مراجعه به متخصصان ژنتیک از تولد کودکان بی گناهی که به آن دچار
بازشناسی رفتار تروریستی گروه فرقان
چگونگی انجام این ترور، در تاریخ 25 آذر 1358- 237 روز بعد از ترور، در این باره گفته است: رضا و محسن و سعید و احد و علی اسدی شناسایی کرده اند... روز آخر، من آمدم؛ قره نی در حیاط بود؛ محسن از هتل خارج شد؛ من و رضا بیرون آمدیم... در خانه اش باز بود؛ او را زدم... جواد (بهرام آذر تیموری) با موتور منتظر بود...(18) اظهارنظر برخی از اعضای فرقان، درباره این ترور به شرح زیر است: 1
سرکرده به خانم مدیر تجاوز کرد و نوچه ها منشی را مورد تعرض قرار دادند/ آزار و اذیت بی شرمانه دختران در ...
به گزارش خبرنگار حوزه حوادث گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان، اخبار حوادث و انتظامی امروز، در این بسته خبری گردآوری شده است . . . سرکرده به خانم مدیر تجاوز کرد و نوچه ها منشی را مورد تعرض قرار دادند چهار مرد جوان که متهم هستند به عنوان مشتری وارد شرکتی شده و علاوه بر مدیرعامل شرکت، منشی او را مورد تعرض قرار داده اند برای بازجویی به دادگاه کیفری شماره یک فرستاده شدند.
همیشه نمایش خیانت زن به مرد تابو بوده است/ در "گس" تلاش نکردم به آسیب شناسی خیانت بپردازم
فیلم گفتگو کرده ایم. غیر از فیلم گس؛ فیلم دوم تان "شکاف" هم با موضوع خانواده در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و مورد استقبال قرار گرفت. به نظر به موضوع خانواده علاقه دارید؟ فیلمنامه "گس" از آن جنس فیلمنامه هایی ست که دو بخش دارد: یکی محتوایی و یکی روایی. بخش محتوایی که اهمیت دادن به خانواده است و این مسئله دغدغه سال های دور من است و حتی قبل از فیلمسازی نیز به این مسئله توجه
قتل به خاطر اختلافات ناموسی
با یک دستگاه موتوسیکلت متواری شدند. بهنام خود یکی از متهمان پرونده است. او به اتهام مجروح کردن امیر با چاقو در نزاع، تنها با فاصله یک سرباز از قاتل برادرش در صندلی های مخصوص متهمان نشسته بود و به مادر، پدر و شهرام نگاه می کرد. او با قرار وثیقه آزاد است. پس از قرائت کیفرخواست، پدر مقتول پشت جایگاه ایستاد. او تقاضای قصاص متهم را داشت. او می گفت روز حادثه امیر و حسین به در خانه آنها آمدند و پس از
اعلام گذشت از قاتل به احترام ماه خدا
ابتدا با ته چاقو ضربه ای به چشم پدرم زد و همه را تهدید می کرد. بعد از آن بود که بهرام وارد درگیری شد تا میانجیگری کند اما با چاقوی شوهرم به قتل رسید. همزمان با ادامه بررسی ها بود که متهم چند روز پس از حادثه بازداشت شد. صابر در بازجویی ها با اظهار پشیمانی به قتل برادر زنش اعتراف کرد و گفت به خاطر مصرف مشروب روی رفتارش کنترل نداشته است. وی گفت: آن شب عروسی دختر خاله همسرم بود و من مشروب
آزار و اذیت بی شرمانه دختران در مسیر تهران به البرز/ بچه غول های پایتخت دستگیر شدند/ مرگ فجیع نوجوان 14 ...
. شوهرم با دخترهای فامیل ارتباط صمیمی دارد زن جوان وقتی دید که شوهرش با دخترهای فامیل ارتباط صمیمی دارد به دادگاه خانواده رفت و درخواست طلاق داد. تسویه حساب خونین دوست صمیمی با پرتاب چاقو/ قاتل در انتظار حکم دادگاه پسر جوانی که متهم است دوست خود را به قتل رسانده است برای بار دوم در مقابل هیات قضایی قرار گرفت. انتهای پیام/
هشتاد سال پیش در چنین روز هایی
کشف حجاب، مادربزرگم که یک دختر نوجوان بوده در شهرستان زندگی می کرده و یک روز برای زیارت به مشهد می آیند و گیر یک آژان جوان می افتند، آژان به او می گوید که من مأمور هستم و معذور و باید چادر را از سر شما بردارم. مادربزرگم او را به امام رضا(ع) قسم می دهد که این کار را نکند و در عوض او هم بلا فاصله به شهرستان برگردد. آژان هم به او می گوید که تو را به همین امام رضا که من را به او قسم دادی قسم می دهم که
چادر رو آقام سرم کرد
بهم بگه آفرین به تو دل مادرمو شاد کردی، واسه اینکه به عهدم ا امام رضا وفا کرده باشم... بعد از چادری شدنم همون آقایی که توی مشهد بحث حجاب رو تدریس می کرد اومد خاستگاریم، همون شب قبل از اینکه بیان خونمون نیت کردم و قرآن رو باز کردم که در آیه اول نوشته بود خداوند شما را به صورت زوج خلق کرده است ، یکم دلم آروم شد چون از این همه تفاوت و اختلاف نظری که با هم داشتیم، نگران بودم. من که این همه
رابطه بقایی با کودتای نقاب چه بود
کردم و چند روز نگذشت که جواب رسید:OK . خیلی هم قرص و محکم . زیرا بنده گفته بودم چند شرط لازمة ایفای یک نقش تاریخی است و این شروط اگر در کسی جمع بود لاجرم به سراغ او باید رفت . اول اعتقاد به اصول و داشتن هدف . دوم استواری شخصیت . سوم از خودگذشتگی و بی پروایی . چهارم پاکی و درستی . پنجم مقبولیت در میان خواص و عوام و داشتن نام و شهرت و سابقه ای که خلایق را رم ندهد. مطلب نیازی به تفسیر ندارد