سایر خبرها
نمی توان لیبرال ها را بر سر کار آورد و انتظار داشت حقوق نجومی نگیرند
می کند، سال 60 و 61 انقلاب ، یکسال بعد ریشه های توتالیتاریسم و دو سال بعد امپریالیزم توتالیتر ترجمه می شود. نشریات هم پروپاگاندای زیادی برای این آثار می کنند. دقیقاً همینطور است. خانم سیما کوبان کتاب چراغ را برای تبلیغ هانا آرنت چاپ می کند، برخی اوقات گاه نامه های آگه در می آید و کیهان فرهنگی که از سال 63،64 توسط شمس الواعظین و رضا تهرانی منتشر می شد، تبلیغات سیاسی اینها بود
تایید قرارداد توتال برعهده چه کسانیست؟/ زیباکلام: عارف شایستگی شهردار شدن را ندارد/ ادعای بی اساس یک ...
توتال به نظام، وزیرنفت اذعان کرد این هیئت دولتی است. زنگنه در مصاحبه با ایلنا در رابطه با نامه چندی پیش برخی از تشکل های دانشجویی منتقد دولت به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی مبنی بر تخلف و غیرقانونی بودن قراردادهای نفتی تصریح کرد: آنها اشتباه می گویند. قانون، مسئول و مرجع تشخیص تخلف یا عدم تخلف در قراردادها را مشخص کرده است. زنگنه خاطر نشان کرد: براساس مصوبات دولت، مرجع رسیدگی و
اتهام فساد فی الارض، کلاهبرداری و پولشویی در پرونده مهدی شمس/ نقش دولت در واگذاری نفت به زنجانی چیست؟
آشنایی با مدیرعامل صندوق بازنشستگی نفت دیگر این فرد را به کسی معرفی نکردم، واقعا اگر قرار بود من از رانت وی استفاده کنم دیگر چرا رانت را برای بابک زنجانی بگیرم و خودم می توانستم استفاده کنم. شمس پاسخ داد و گفت: بنده یک کارگزار وکاسب بوده ام و هدفم از کار کسب سود بود، آن سهام 49 درصد شرکت هواپیمایی هم که به نام من ثبت شده، قراردادی صوری بوده است. بنده در این خصوص 5 فقره وکالت نامه به شرکت
بازخوانی یک جنایت/ قاتلی که مدال افتخار گرفت!
باید ستاد بحران تشکیل دهیم و از سوی استاندار به عنوان رئیس ستاد تعیین شدم. همان موقع یک ناو آمریکایی اعلام آمادگی کرد که طبق قوانین بین المللی در تجسس و نجات به ما کمک کند که نپذیرفتم و با نیروی دریایی و هوایی و نیروهای سپاه و بسیج بعد از 40 دقیقه خود را به محل صانحه رساندیم. عملیات جستجو چگونه پیش رفت؟ صحنه های دلخراشی را دیدیم. بیش از 40 روز روی آب بودم و مدام این راه را
آذریزدی؛ مردی که بزرگ ترین حسرتش درکودکی نداشتن کتاب بود/ کار در چاپخانه علمی
با آن زندگی کنم و این کار حتماً می بایست کاری مطبوعاتی می بود. در تهران با چند کتابفروشی از راه مکاتبه آشنا بودم ، ولی نمی خواستم بروم و بگویم کار می خواهم. ناشناسانه تقاضای کار کردن را سهل تر می یافتم. پیشتر با مقالات هاشمی حائری انسی پیدا کرده بودم. با خودم گفتم ، یک روزنامه نویس مشهور با همه ارتباط دارد. نامه ای به ایشان نوشتم و گفتم که کار مطبوعاتی می خواهم
ماجراهای عجیب معدن طلای المپیک در حال ویرانی
/> چون زبان تلخی دارم و رک هستم. من در روی طرفم انتقاد می کنم و به دلیل همین انتقادها پولادگر رابطه اش با من به تدریج بد شد. در زمانی که تیم به بازیهای آسیایی قطر اعزام شد، به واسطه اهدای مدالهایم به حرم عبدالعظیم، سفر حج از طرف تولیت نصیبم شد و من به جای دوحه عازم خانه خدا شدم. نکته ای هم بگویم که پس از دعوا و اینکه مطمئن بودم به مسابقات اعزام نمی شوم، قهر نکرده و تا روز آخر کنار تیم حضور
انتقام از دزد ناموس با تزریق سیانور / قاتل در پلیس آگاهی مشهد اعتراف کرد
درد این کار هم نمی خورم. این جا بود که در دوره های فنی و حرفه ای ثبت نام کردم ولی سرزنش های مادرم رهایم نمی کرد تا این که در مدارس شبانه به تحصیلاتم ادامه دادم و در رشته برق کار دانش دیپلم گرفتم و پس از پایان خدمت سربازی در رشته کاردانی دانشگاه زاهدان پذیرفته شدم. آن جا بود که با موادمخدر آشنا شدم. البته اولین بار زمانی که دوم راهنمایی بودم پسر همسایه مان در چناران مرا به داخل اتاقک منزلشان برد و آن
کودک آرمانی والدین ایرانی در عصر ارتباطات
. پوشکش را عوض می کنم. او را به پارک می برم تا سرسره بازی کند. وی که صاحب دو کودک یکی 3 ساله و دیگری هشت ماهه است ، ادامه داد، برای او کتاب قصه هم می خرم یا می نویسم اما در موقع کتاب خواندن یا نوشتن، خود را در جایگاه تعلیم و تربیت او قرار نمی دهم تا همانطور تربیتش کنم که خودم می پسندم. در همسایگی ام خانواده ای زندگی می کنند که پسرشان را با 12 ساله سن را به 13 کلاس مختلف می برند. تکواندو
نویسنده ای که به تنهایی یک خلأ فرهنگی کشور را پُر کرد
خوراک و لباس و همه چیزِ زندگی ام صرفه جویی می کنم و کتاب می خرم و از هر تفریحی پرهیز می کنم و به جای آن کتاب می خوانم. این جملات، بخشی از پیش گفتار و فصل اول کتاب زندگی نامه و خدمات علمی و فرهنگی استاد مهدی آذریزدی است که به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی منتشر شده است. مهدی آذریزدی متولد اسفند ماه سال 1300 است که 88 سال بعد، در مانند چنین روزی یعنی در هجدهمین روز از تیر ماه، به دیدار معبود
کوبیدن سپاه برای کسی آبرو نمی آورد/ از خواب غفلت بیدار شویم و از سازش با اسرائیل و آمریکا حرف نزنیم
شعار سال : سردار غلامحسین غیب پرور رئیس سازمان بسیج مستضعفین در یادواره شهید مدافع حرم، عباس آبیاری در مصلی شهریار با اشاره به اهمیت و ضرورت جبهه مقاومت گفت: رزمندگان و مدافعان حرم مجاهدت بزرگی می کنند چرا که جهاد در راه خدا آنهم هزار کیلومتر دورتر از وطن به مراتب از جهاد رزمندگان در دوران دفاع مقدس سخت تر است. وی افزود:مجالس یادواره شهدا برای این است که از خواب غفلت بیدار شویم و از
زندگی های خاکستری
انجام داد و بدون علت مرا هم شریک قتل های خودش کرد و پای مرا هم به زندان کشاند. چهار سال بیگناه به زندان افتادم. دنیا در این چهار سال روی سرم خراب شد. من آزارم به یک مورچه هم نمی رسید. چطور می توانستم کسی را به قتل برسانم. روزها می نشستم در گوشه اتاق زندان و خدا را قسم می دادم تا بی گناهی ام ثابت شود. تا چهار سال نتوانستم برائتم را بگیرم و بی گناهی ام را ثابت کنم. پس از چهار سال با وجود شواهد و
من کارگزار بودم یقه زنجانی را بگیرید
رسید که دقیقا اندازه میزان بدهی بابک زنجانی شد و می گویید این تصادفی است درحالی که طبق دانشی که بنده در این حوزه دارم، احتمال یک به بی نهایت است. بنده لندن نشین بودم که به درخواست و برای کمک به ایران آمدم؛ ناگهان اوین نشین شدم. هلدینگ سورینت متعلق به بابک زنجانی همه اسناد جعلی را به نام من صادر کرد و گفته می شود من این رقم به بابک زنجانی بدهکارم. نماینده دادستان: الان طلبکار هستید یا
استقلال می تواند با محمد نوازی قهرمان شود
این فصل هم قبل از این که خودم به تیم صنعت نفت اضافه شوم همه تلاشم را به خرج دادم تا تیمی خوب برای این فصل بسته شود که به لطف خدا این اتفاق هم افتاد. صاحب جمعی بیان داشت: به نظر من تیم امید استقلال برای فصل جدید ظرفیت قهرمان شدن را دارد. به خصوص که دوست خوبم محمد نوازی که یک چهره شناخته شده در استقلال است و فردی کاربلد محسوب می شود هدایت این تیم را بر عهده دارد. وی در خصوص نام
پشت پرده های اکسیدان ؛ گفتند روحانی را حذف کنید
به گزارش شریان نیوز ،هفته نامه صدا - گلاویژ نادری: حامد محمدی همان راهی را می رود که پدرش در سینما طی کرده است. منوچهر محمدی در تمامی فیلم هایش دغدغه های مشخصی دارد. پرداختن به روحانیت، دین و مذهب در سینما را وظیفه خود می داند و تنها سینماگری است که در بیشتر آثارش از زاویه ای خاص به این قشر می پردازد. حالا حامد محمدی هم با همان دغدغه فیلم می سازد. در فیلم هایش به نوعی به روحانیت می پردازد چه
وقتی استاندار تلفن رئیس جمهور را هم جواب نمی دهد !
خواهد با تو حرف بزند. گفت نماز واجب تر است. سخنم با خدا واجب تر از سخنم با رئیس جمهور است. از بعد تقوا در این حد بود. عکس العمل شهید انصاری در برابر تیراندازی به منزلشان یک بار وقتی به خانه مان تیراندازی کردند من در اتاق خواب بودم. از روبر تیر زدند. من خیلی ترسیدم خودم را کشیدم پایین و نشستم روی زمین اما انصاری رفت در را باز کرد و فقط این جمله را فریاد زد که؛ ان الذین قالو
سرنوشت گورخواب ها؛ 6 ماه بعد
عوض نشده است. حاصل این همه رفت وآمد و نامه نگاری به اجاره یک خوابگاه مختص مردان محدود شد و زنان کارتن خواب هنوز جایی برای اقامت ندارند. آنها شبانه روزشان را در میان دره ها و علفزارهای اطراف نصیرآباد می گذرانند و گاهی برای داشتن یک سقف که چندساعتی زیر آن استراحت کنند مجبور به تن فروشی می شوند. فاجعه در نصیرآباد حالا شکل دیگری به خود گرفته و گورخواب ها به حاشیه ها رانده شده اند تا گورستان نفس راحتی
جبهه رفتن علیرضا دیر می شد، تب می کرد!
) ادامه داد. مدیر مدرسه اش را تا همین چند وقت پیش می دیدم. وقتی سراغ علیرضا را می گرفت می گفتم برای دفاع از حرم رفته است. می گفت شیرت حلالش مادر! خوش به سعادتت برای داشتن چنین پسری. ثبت نام در سپاه گریه ها و روضه های مادر تمامی ندارد. میان صحبت هایش وقتی تا چشمش به لباس های فرم سپاه علیرضا می افتد باز گریه می کند و می گوید: ما با رفتنش به نظام مخالفتی نداشتیم. خودم با او رفتم و ثبت نامش
مریلا زارعی: صدای زنگ خطر را بشنوید
ها چراغ این سینما را روشن نگه داشته اند. بهای بیش از اندازه به نیروی تازه نفس به هر نیتی که انجام می شود اگر ظرفیتش تعریف نشده باشد فاجعه به بار می آورد. حکایت آن عزیز می شود که نام فرزندش را رستم نهاد ولی بعد خودش هم جرات نکرد صدایش بزند رستم! خیلی از این جوانان را نوابغ سینمای ایران می دانند، اصلا می توان نبوغ را به فیلمسازی بسط داد؟ من کارشناس نیستم و در این ارتباط نظر خودم
شمس: بابک زنجانی را 4 وزیر تائید کردند/ قاضی: مسئولان گول خوردند
گرفته نشده اما به رابطه کارگزاری فی مابین من و آقای بابک زنجانی هیچ اشاره ای در کیفرخواست نشده است. تمام ادعای کیفرخواست بر اساس اظهارات است 91 بار بابک زنجانی را کذاب عنوان کردند اما امروز که به من که رسید بر اساس گفته های ایشان که معتقدند صدق است مرا محکوم می کنند. وی با بیان اینکه به یکباره از لندن روانه زندان اوین شدم،گفت: بنده خودم دکترای اقتصاد دارم و اینکه عدد بدهی من طبق گفته
آچار فرانسه حاج قاسم که بود؟! / شهیدی که نحوه شهادتش را نقاشی کرد + عکس
به گزارش جام جم آنلاین زندگی حامد جوانی اما افسانه نیست، قصه نیست؛ عین حقیقت است. همه آنهایی که حامد را می شناسند، شهادت می دهند به قهرمان بودنش، به قهرمان رفتنش... بگذار ماجرای رفتنش را اینطور برایت بگویم: یک روزِ گرم اردیبهشتی، 1400 کیلومتر آن طرفتر از خاک کشورمان ، یک جوان رعنای ایرانی بود و ده ها نیروی تکفیری، یک جوان رعنای ایرانی بود و ده ها داعشی تا دندان مسلح که از چهار طرف محاصره اش کردند و ناغافل به سمتش آتش گشودند...آتش باران تکفیری ها که تمام شد، باز هم این جوان ایرانی بود، همانجای قبلی، روی خاک لاذقیه...اما بدون دست، بدون چشم.. ...
مرگ یعنی پایان این دنیا
هم می خورم. دغدغه شما در زندگی شخصی چیست؟ خدا را شکر که دغدغه ای ندارم. 80 سال از عمرم می گذرد که 50 سال آن را در فعالیت های سیاسی، اجتماعی، مردمی، خیریه و... سپری کرده ام. چه چیزی سبب نگرانی شما می شود؟ دغدغه های من نگرانم می کند. نمی توانیم به دفاع از خواسته های مردم بپردازیم. از سویی مرجعی نیست که به این حرف ها رسیدگی کند تا به این ترتیب مشکلات مردم برطرف شود. به
دختری جوان در اسارتگاه مأمور قلابی
بزرگراه رفت. بعد هم مرا با زور و تهدید به مخفیگاهش برد و مورد تعرض قرار داد. تازه آن موقع بود که متوجه شدم او یک مأمور قلابی است. بعد از آن سهیل مرا به نزدیکی خانه ام رساند و تهدید کرد اگر دراین باره حرفی بزنم یا شکایت کنم، فیلم های سیاهی که از من گرفته را پخش خواهد کرد. شیلا ادامه داد: من که پس ازاین ماجرا بشدت شوکه وافسرده شده بودم، برای حفظ آبروی خود و خانواده ام، ناچار به
آزادی قانونی تمام حرف من است
دست از کار کلیدر کشیدم، از خستگی غش کرده بودم که با یک کابوس بیدار شدم و احساس کردم دارم سنگکوب می کنم . دوباره خوابیدم و باز هم همان کابوس از نقطه ب بسم الله تا ت تمت دوباره آمد. فکر کردم اگر بار سوم بخوابم و این خواب را ببینم، مرا می کشد، بلند شدم و نفس کشیدم، لیوانی آب خوردم و گفتم باید هر طور شده یک خط از این کابوس را بنویسم تا بار دیگر سراغم نیاید . دو، سه خط نوشتم و افتادم خوابیدم و
از تبار مظلومان
بودند ... درست به خاطر ندارم که تا قبل از سیوطی و مغنی، چه کسی هم مباحثه بنده بود، اما از آن به بعد با آقای هاشمی رفسنجانی آشنا شدم و با ایشان شروع به مباحثه کردم و طلبه دیگری به نام تربتی هم با ما مباحثه می کرد و ایشان تا شرح لمعه خواند و بعد وارد تحصیل جدید شده و در نهایت پزشک شد... تحصیلاتم را تا سطح، پیش اساتید معروف سطح می خواندم. به درس خارج که رسیدم، مدت محدودی برای انتخاب استاد درس خارج
حضور سجاد مرادی لرزه بر اندام حریفانم انداخت
آسیا مدال مهم است نه رکورد. اینجا می خواستم فقط به طلا برسم. حتی با اینکه آفریقایی ها برای قطر مسابقه می دانند اما من شرایط خوبی داشتم. من در هر حالتی می توانستم موفق باشم چون اعتماد به نفس خوبی داشتم و این اعتماد به نفس را مربیانم به من داده بودند. مرادی اسطوره دوومیدانی آسیاست و به من کمک کرد. امیدوارم در مسابقات جهانی رکورد خوبی از خودم به جا بگذارم. کیهانی در پاسخ به این سوال که
اعدام؛ آخرین برگ پرونده کرکس های سیاه
مرا می کشد. آنها به سمت جاده چالوس حرکت کردند و پس از توقف در کنار جاده هردو به من تجاوز کردند. مردان جوان حاضر نبودند رهایم کنند تا اینکه پلیس سر رسید و آنها فرار کردند. دستگیری با شکایت دختر جوان و سرنخ های به جامانده از متهمان هر دوی آنها دستگیر شدند. متهمان که امید و حسین نام داشتند پس از دستگیری به شکار 14دختر و زن و آزار و اذیت آنها اقرار کردند. یکی از متهمان گفت: از
امام (ره) درباره طیب چه گفت؟/ گفته های امیرحاج رضایی درباره عمو/ + تصاویر
را دیدم، بعد متوجه نشدم، چطور من را بلند کردند. چیزی حدود 17، 18 تا گلوله خورده بود و تمام رگ و پی اش زده بود بیرون. یعنی بدن تمامش شکافته شده بود و هنوز چشم هایش بسته بود. آن بنده خدا اسماعیل رضایی، افتاده بود و تیر خلاص را توی دهانش زده بودند اما عموی من با صورت خورده بود زمین و صورتش هم خون آلود بود که آن تیر را به شقیقه اش زدند و گفتند؛ تیر خلاص... من خودم آن صحنه را دیدم تا جایی هم که یادم می
حس خوب حجاب/ با نگاه به مستند از لاک جیغ تا خدا
نکنیم اعتماد به نفس نداریم؛ پاسخ: حجاب تو، اعتماد تو به خداست. یکبار هم بیا به خدا اعتماد کن. مطمئن باش نه تیپت بهم می خوره نه اعتماد به نفست. بلکه اعتماد به نفست بهتر خواهد شد؛ چون خدا تکیه گاه خوب و رفیق راه است (یا رفیق من لا رفیق له)، وَ مَن یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ (کریمه طلاق/ شریفه 3). آیا موسی و ابراهیم (علی نبینا و آله و علیهما سلام) که به خدا اعتماد
شفق: اداره ی تراکتور واگذار شده بود نه مالکیت آن/ شکایت نمی کنم
شکل نمی گرفت واین لطف خدا بود بیاییم به روزی که به قول شما “اداره”ی باشگاه و نه مالکیت آن به سپاه واگذار شد. در این خصوص توضیح می فرمائید؟ متاسفانه در سال اول لیگ برتری شدن تراکتورسازی برخی ها تلاش کردند که این باشگاه را به سمت جریانات و عناصری پیش ببرند که نهایت آن هیچ سودی برای منافع ملی، باشگاه و هودارانش نداشت. من به عنوان یک نفر نمی توانستم کل مسائل را حل کنم و طبیعتا
وصیت نامه شهید شیرزاد جمالی زاده
به گزارش خبرگزاری فارس از ایلام، بخشی از وصیت نامه شهید شیرزاد جمالی زاده در قالب برگی از درخت معرفت در خبرگزاری فارس استان ایلام منتشر می شود. نام: شیرزاد نام خانوادگی:جمالی زاده نام پدر:پاپا نام مادر:سنگینه تاریخ تولد:سوم مهرماه 1343 محل تولد:روستای شیلاب از توابع شهرستان آبدانان تحصیلات:اول راهنمایی ارگان اعزام کننده:بیسج تاریخ شهادت