سایر منابع:
سایر خبرها
زندگی جانکاه خانواده های کارگر در گود محمود آباد
ایران آنلاین /کوثر و راحیل و علیرضا و جواد... آنها هر روز ساعت 3 نیمه شب همراه با پدر و مادر از خانه 12 متری شان بیرون می زنند و به گودی کوره ها می روند تا در جا به جا کردن خشت های خام کمک کنند. آنها هر سال از خواف و مشهد برای دو ماه کار فصلی به محمود آباد شهرری می آیند. به قول خودشان برای دوزار پول بیشتر آفتاب و گرمای کوره ها، گود را شبیه جهنم کرده. محمد اما سرش گرم کار است. کلاه
موفقیت هائی که از متن شکست سر برآورده اند
می شود و در زمینه زندگی، موفقیت و روابط بین افراد مشاور مشهوری به حساب می آید. چیزی به نام ژن موفقیت وجود ندارد. باور کنید آدم های موفق اطرافتان جَداندرجَد موفق و مشهور نبوده اند. بسیاری از مشاهیر در مبارزه با مشکلات شخصی خود بوده که راه مبارزه و پیروزی را آموخته اند. بعضی هایشان هم برای جبران کاستی های شخصیتی راه موفقیت را در پیش گرفته اند. آن ها در مدرسه مسخره می شدند
چهره های هالیوودی آخرِ هفتهِ سیما
گروه نمایش مربوط به دخترک خردسالی است که در تبلیغات با نام دختر گرگی معرفی می شود. تعدادی از دانش آموزان که هر روز برای رفتن به مدرسه از پارک عبور می کنند، یکی از همکلاسی های خود به نام هید کوچان را به دلیل ظاهر آشفته و لباس های کهنه اش دختر گرگی خطاب می کنند. او که از خانواده ای فقیر است و قبل از آمدن به مدرسه روزنامه فروشی می کند، از این پیشامد غمگین و ناراحت است. رومیکو دختر باهوش و مؤدبی است که
همه فیلم های سینمایی تلویزیون برای تعطیلات
به گزارش نسیم آنلاین ، فیلم های سینمایی و تلویزیونی و انیمیشن آب، باد، خاک ، همچون یک رویا ، بچه های مدرسه اوتاکا قصه گو ، ماد ، روز اردو ، اونا؟ کیا؟ ، نبرد پولادین ، آشیانه ای در باد ، مرد مورچه ای ، وکیل لینکلن سوار ، نامحدود ، اسباب بازی فروشی سحرآمیز ، سامی2 ، پاسبان ، زنده باد ، ساعت یک نیمه شب ، تنهای تنهای تنها ، چارلی و کارخانه شکلات سازی ، در جستجوی دوری بچه های جاسوس 2 ، زودیاک ، سر به
زمینه فساد در جامعه فراوان شده است/ حجاب به عنوان یک شعار سیاسی در دنیا مطرح است
انسان از روزی که مخلوق شده تاکنون لباس پوشیده، عفت است و آن چیزی که امروز غرب آن را به عنوان ناارزش از آن تبلیغ می کند خلاف فطرت انسانی است که حتی غربی ها هم آن را قبول ندارند. وی افزود: وجود زنان و دختران هرزه سفارشی در کشورهای غربی سبب شده که فضای جهان را از طریق رسانه از جمله جامعه و جوانان ما تحت تاثیر خود قرار داده دهند در حالی که در همین جوامع غربی دخترانی هستند که حتی به مقداری
ارزش حجاب و عفاف نسبی نیست بلکه همیشگی است / ناله متفکران غربی از به هم خوردن نظم خانوادگی تا ابتذال زن ...
نظیر مسائل مربوط به راهنمایی، تاکسیرانی، اتوبوسرانی، لوله کشی و برق سالهاست که در میان اروپاییان به نحو احسن حل شده و این ما هستیم که عُرضه و لیاقت نداشته ایم و باید هرچه زودتر از آنها تقلید و پیروی کنیم! استاد شهید خودش چنین پاسخ داده است: این ادعا، پندار محض است. آنها از ما در این مسائل بیچاره تر و گرفتارتر و فریاد فرزانگانشان بلندتر است. ... برای ما مردم مسلمان مشرق زمین هیچ ضرورت اجتناب ناپذیری
سوفیا کارمینا کوپولا ؛ دختری که پا جای پای پدر گذاشت
گوید: مردم اغلب به من می گویند که چقدر از این فیلم لذت بردند، بنابراین به نظر می رسد که مستقرتر شده و جایگاهی پیدا کرده است. الان نسبت به زمانی که بیرون آمده بود جان بیشترین پیدا کرده است. حالا جایزه کن را که کنار بگذاریم، منتقدان هم به شدت سر اغواشدگان جهت گیری کرده اند. بعد از اکران ماه گذشته این فیلم در ایالات متحده، بحث هایی سر این مسئله پیش آمده که کاپولا متن کالینان را سفیدشویی کرده
گرمابه ها آب می روند
آن زمان بوده. با این حال گرمابه هایی هم داشته که مطالعه اوضاع و احوال استحمام در آن، حالم را به هم زد. اصلا همین بس که آب گرمابه را هر سال دو بار تعویض می کردند! به همین جهت مردم گُله به گُله روزهای نخست صف می کشیده اند و استاد حمام وقت سر خاراندن نداشته. به هرحال آب تمیز بوده و مردم هم می دانستند که چند هفته بعد دیگر آن چیزی که داخلش می روند، آب نخواهد بود. چنانچه مسأله گویان و واعظان هم در آن
کیف و کفش و لباس؛ از جلو نظام...!
است. جالب اینکه این کارتون آن جوری که مامان می گوید، خیلی هم بامزه و آموزنده بوده اما ایشان تمام نکات آموزشی کارتون را در همان ماجرای کمد معروف خلاصه کرده و کلاً بار معنایی اش را، در هر تماشای اتفاقی یا غیراتفاقی کمد لباس ها و وسایل من با این جمله که صد رحمت به کمد آقای ووپی ، روی سرم خالی می کنند. هر کسی کار خودش بار خودش بماند که مامان جان به خاطر قانون معروف خانه ما که می گوید
کمد آقای ووپی
تصور کنید که می خواهید به مدرسه بروید ولی یک جفت جوراب تمیز پیدا نمی کنید یا می خواهید به مهمانی بروید ولی لباس هایتان را پیدا نمی کنید و بعد از کلی گشتن، آن ها را مچاله در ته کمد پیدا می کنید و تازه باید آن ها را اتو بزنید. درست است که مرتب کردن وسایل و نظم دادن به آن ها کمی زمان می برد ولی بی نظمی هم باعث اتلاف وقت زیاد می شود. احترام به خود همه ما دوست داریم مورد احترام
جلاران ؛ روستایی فراموش شده / مردمی که سهم شان هفته ای دو تانکر آب است
می کند. خاک فضای ساکت روستا را پر کرده است. پسرک سرفه می کند و زن با همان صدای سرماخورده می گوید: برق نداریم. نگاهم روی پنل های خورشیدی ثابت می ماند. به اونا نگاه نکن، اونا به هیچ دردی نمی خورن، فقط روزی یه ساعت بهمون برق می دن، تازه به شرط اینکه باطری هاش کار کنه که بیشتر موقع ها کار نمی کنه. نوبت به کلمه حمام که می رسد می خندد؛ اما جمله هر دو سه ماه حموم می ریم را با خجالت بیان می کند. سهم مردم
سر دادن شعارهای هیجانی علیه دولت با منافع ملی سازگار نیست
شهرستان از نعمت آب شرب سالم، برق و راه مناسب برخوردارند. وی با بیان اینکه اکنون 100 درصد جمعیت شهری و 80 درصد جمعیت روستایی شهرستان از نعمت گاز برخوردارند، عنوان کرد: با آغاز عملیات گازرسانی به 9 روستای کویری شهرستان، 2 هزار و 100 خانوار با جمعیت بالغ بر 6 هزار و 460 نفر از نعمت گاز برخوردار می شوند و شاخص گازرسانی روستایی در شهرستان به 100 درصد می رسد. وی در خصوص فعالیت های آموزشی نیز
روزهای جامانده از گلوله و وحشت
نروژ بود. چگونه توانست این مشکلات را دوبار پشت سر بگذارد؟ امروز در 105 سالگی گرترود سرشار از زندگیست، می خندد و شوخی می کند، انگار هیچ کدام از این اتفاقات رخ نداده است. آیا این نتیجه حافظه انتخابی است؟ شاید این تنها راه ممکن برای ادامه حیات است. هنگامی که جنگ در سال 1914 آغاز شد، ترودل باندو، نامی که با آن صدایش می زدند، هنوز به مدرسه می رفت و دو ماه پس از آن برادرش، هاینز به دنیا آمد و پدرش
ابو فاضل جبهه ها؛ گمنام نامی دانشگاه
میان خواب و بیداری مادر به او الهام شده بود: نامش را ابوالفضل بگذار تا بماند. ابوالفضل در هشت ماهگی، از نعمت پدر محروم شد و تا شش سالگی در دامان مادرش پرورش یافت. پس از آن، عمویش سرپرستی او، مادر و سه خواهر را برعهده گرفت و به مشهد مهاجرت کرد. ابوالفضل که قرآن را در مکتب خانه روستا آموخته بود، در مشهد به مدرسه رفت و تا سوم راهنمایی ادامه تحصیل داد. با وجود این که ناچار بود برای تأمین هزینه تحصیل
اسراف همیشه قبیح نیست!
این که در مدرسه، بچه ها یک ساعت درس می خوانند، یک ربع زنگ تفریح است. در هفته زنگ ورزش دارند. اما اگر این ها نیم ساعت درس بخوانند، یک ساعت زنگ تفریح باشد، این می شود اسراف. قطعاً ما به این نیاز داریم که بعد از کار و تلاش، کمی از زمان خود را صرف تفریح و گردش و این قبیل کارها کنیم. اما این بدان معنا نیست که کسی دو ساعت کار کند و مثلاً چهار ساعت زمان بگیرد به این بهانه که خسته شده ایم. یا
بچه نق نقویی که سلطان فوتبال شد+تصاویر
دیگو ازدواج کرده و خانواده آنها بیش از پیش به هم نزدیک شده اند. تودار در کلاس درس، رئیس در حیاط مدرسه مسی زیاد از خانه شان دور نمی شد؛ او یا مقابل ساختمان خانوادگی شان در محله ژنرال لاس هراس بازی می کرد یا اینکه به زمین بزرگ و خالی در شمال خیابان استادو ازرائیل می رفت که متعلق به ارتش بود. کلودیو بیانسوکی، دایی مسی، آن روزها را خوب به خاطر دارد: در مسابقات بین محله ها، وقتی
روایتی از حضور بزرگترین گروه جهادی دانشگاه آزاد تا پنج کیلو متری مرز افغانستان
مدت دوستی ها عمیق تر شده است. مدل کار ابتدا به این شکل بود که به علت عدم وجود امکانات کافی در یک شهرستان یا بخش مستقر می شدیم و بیماران را از روستا به درمانگاه می آوردیم تا برخی اقدامات درمانی را روی آنها انجام دهیم. برای مثال، در یکی از سال های اخیر تیم ما در روستایی در خراسان جنوبی مستقر شد که فاصله آخرین روستا با محل استقرار ما حدود 20 کیلومتر بود و مردم پول یا خودرو نداشتند تا این فاصله را طی
طنز؛ آخرین سنگر سکوت
روزِ با کرک و پر بیرون زده از رکابی اش، افتخاری ست که نصیب هر کسی نمی شود. گردنش را تبر نمی زد. یک تنه به اندازه تمام اعضای خانواده ما وزن داشت. همیشه مراقب بودیم، بی هوا روی ما ننشیند و مثل گلابی لهمان کند. بابا، تعارفی ترین مرد کره زمین. آدمی که به اندازه هرکول پوآرو، آداب دان و باملاحظه بود، حالا در خانه خودش، باید پشمالوترین داماد نسل جدید را تحمل می کرد، اما هنوز امید داشت. برای تولد
در معدن طلای آق دره چه خبر است؟
می کردند یا مجبور بودند با سرویس به شهر بیاییند و برگردند، اما حالا مشکل ادامه تحصیل هم تا حدودی در منطقه برطرف شده است. اگر معدن اینجا نبود، نه آن هزار نفر الان سر کار بودند، نه این مدرسه الان وجود داشت، نه بخش مهمی از راه های ما بازسازی و بهسازی شده بود. با این حال بخشی از اعتراضات مردم به این است که معدن به اندازه کافی در منطقه سرمایه گذاری نکرده است و کمتر از 15 کیلومتر راه روستایی
مروری بر خاطرات مردمی از قیام گوهرشاد / ماجرای آژانی که از ننه خاور می ترسید و روضه خوانی که مردم رو قسم ...
روحانی بود و در واقعه مسجد گوهرشاد دستگیر شد. آن سه روز را در مسجد بود و بعد دستگیر شد. خیلی اذیتش کردند و شکنجه اش دادند. سه ماه در زندان بود و بعد به سمنان تبعیدش کردند. هر روز باید می رفت خودش را به شهربانی معرفی می کرد. آنجا خلع لباسش کردند و کلاه پهلوی سرش کردند. از سمنان یک کاغذی به دست مادرم رسید که رویش نوشته شده بود من زنده ام. مادرم بعد از شش ماه فهمید که پدرم زنده است و کجاست. مادرم تمام
در همین نزدیکی.../ کودکانی ایستاده در غبار بی هویتی و فقر
...> و اما سخنی با مسؤولان نمی دانم رسیدگی به مشکلاتی این چنین که در همین نزدیکی هست را چه طور نمی شود، دید و سهمی برای آنها تعریف نکرد؛ سهمی که می تواند هزینه اش از اجرای بسیاری طرح های اجتماعی و ... برای کاهش آسیب ها و معضلات اجتماعی و فرهنگی در جامعه کمتر باشد. کودکانی که شناسنامه ندارند و مدرسه نمی روند و ... پدر و مادرانی که با اعتیاد درس تاریکی و ظلمت به دخترکان و پسرانشان می دهند ... خانه هایی که نه آب دارند و نه برق که بخواهند بر سفره ناعدالتی مشق عدالت بنویسند و .... انتهای پیام/ ...
غول چراغ جادو را پیدا کن!
بشود! ویلای اختصاصی در جزایر قناری، سفر به مریخ، میلیادرشدن در یک روز، توانایی عبور از دیوار! یک جوری می زنمش که...! یک حکایت کارش چوپانی بود. از چوپانی گلة کدخدا برمی گشت، یک دبه شیر می دوشید و می برد در خانه ی صاحب کارش. زن کدخدا هم در یک کاسه، اندازه کف دست، روغن زرد می ریخت و می داد دستش، به جای انعام. همه روغن زردهای چند ماهِ گذشته را ریخته بود توی یک
نشان زخمی که التیام بخش درد فراق 12 ساله شد
معرفی خودش پرداخت و گفت: در سال 1319 در روستای مافریز متولد شدم، پدرم در روستای مافریز کار کشاورزی انجام می داد و کدخدا بود . وی افزود: مادرم به کار توبافی مشغول بود. پدرم، مرد بااخلاقی بود و طرفدار مردم بود، اگر زمانی مشاهده می کرد که مردم روستا کار نمی کنند، آن ها را به کارکردن تشویق می کرد و اگر نمی توانستند، برای آنان زمینی را احیا می کرد و آنان را به کار در آن زمین دعوت می کرد
عادت کرده ایم آلودگی ها را زیر فرش پنهان کنیم
اش را به زودی کلید خواهد زد. حقیقت این است که جز این هم انتظاری نبود. هیس... چه در نظر منتقدان و تماشاگران اندکی خاص تر و چه نزد مردم عادی و در گیشه سینماها موفقیت و جایگاه بی بدیلی یافته بود و می دانیم که در یک شرایط نرمال، این موقعیت به معنای سهولت حرکت فیلمساز در حرکات بعدی می تواند باشد. پوران درخشنده اما بعد از آن فیلم، پنج سال را در انتظار ساخت فیلم بعدش سر کرد؛ پنج سالی که خودش آن را چنین
روایتی از زنان بهبودیافته کارتن خواب
پارکی در اتابک شدم. روزهایی که مجبور شدم به میثم یاد بدهم که فقط از خودش دفاع کند تا کسی نتواند به او آسیب بزند. حالا مادر و پسر با هم روزهای پاکی شان را سپری می کنند. حالا الناز به جای اینکه به دنبال مواد و تهیه آن باشد کار می کند و آرزو دارد روزی پسرش را در لباس مدرسه ببیند و دکتر شدنش را جشن بگیرد. لابه لای صحبت هایمان میثم می خندد و می گوید: من ولی دلم می خواد پلیس بشم، با دزدها و مواد فروش
تحصیل در وقت اضافه
به گزارش آی سبک ، در این روز گرم تابستانی که از آسمان آتش می بارد، هیچ کدام از کلاس ها کولر و وسایل خنک کننده ندارد. چند دقیقه توقف کوتاه در هر کلاس کافی است تا سرا پایت خیس عرق شود. فکرمی کنم چند ساعت نشستن سر این کلاس ها چقدرمی تواند دشوار باشد. مدرسه در شهرک شریعتی تهران، منطقه 19 کمی مانده به پاسگاه نعمت آباد واقع شده. دانش آموزان بی توجه به گرما درس می خ
زندگی شان داغدار آفتاب است
/> مصائب خشکسالی مشکل اصلی روستای جلاران نبود آب است زیرا در اثر خشکسالی های اخیر آب چشمه و قنات های منطقه خشک شده و حتی توزیع آب با تانکر نیز گاهی تا دو هفته طول می کشد بنابراین از مردمی که آب برای خوردن ندارند چطور انتظار داریم که بتوانند حمام کنند، حمام رفتن مردم گاهی حدود دو ماه طول می کشد و بسیاری از کودکان معصوم این روستا به بیماری های پوستی و عفونی مبتلا شده اند. خانه های
تراژدی تلخ مهاجرت روستاییان
موقعیت دامپروری و زعفران و غیره، کمترین میزان مهاجرت را نسبت به سایر مناطق داریم. بنابراین هرجا در منطقه بخش کشاورزی درآمد بیشتری دارد، میزان مهاجرت، بزهکاری و بیکاری کمتر است، در مناطقی هم که توان اقتصادی مردم پایین تر بوده، هر بار خشکسالی برابر با یک موج مهاجرت بوده است. رئیس سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی تصریح می کند: یکی از موضوعاتی که میزان مهاجرت را تشدید کرده، نوع مدیریت اقتصادی
دست هایی که گلخند می کارند
، چراکه این بیماری رابطه مستقیم با سطح آگاهی و رفاه مردم دارد. لب شکری نام دیگر این کودکان است که شکاف های عمیق و لبخندهای شکننده مثل زخمی همیشگی به صورت آنها چسبیده. با همین درد به دنیا می آیند و آنهایی که دست شان به دوا و دکتر نمی رسد با همان هم می روند. شکاف ها که بزرگ شدند زبان کوچک، لثه ها و کام دهان را با هم درگیر می کنند، سقف کام همچون دروازه ای از خط میانی کام باز می شود و دهان و
بحران هوا و ریزگردها در میزگرد شفقنا: دیپلماسی محیط زیست را جدی بگیریم/خشکسالی به افزایش ریزگردها کمک ...
که همان خدمت را مردم از خانه شان می گرفتند. یا الان یک صحبتی خانم ابتکار چند وقت پیش کرده است چقدر محل مناقشه است در رسانه ها و جاهای مختلف که گفتند تعطیلات تابستانی را بخشی به زمستان منتقل کنیم. بحث این هست، ما می آییم بارگذاری فعالیت هایمان را در یک روزهای خاصی، در هفته های خاصی و در ماه های خاصی تجمیع می کنیم، یا در شبانه روز در یک ساعت خاصی، ساعت 8 صبح محصل باید سرکارش برود، نماینده ی مجلس