سایر منابع:
سایر خبرها
انتقاد هاشمی از ناهماهنگی در اعلام عید فطر/راهکار ضرغامی برای جلوگیری از طلاق توافقی/واکنش متفاوت دلار ...
ملی مطلبی را با عنوان طلاق توافقی! منتشر کرد. وی در آخرین مطلب صفحه شخصی اینستاگرامش نوشت: این روزها طلاق آسان شده است. در کمتر از نیم ساعت زن و شوهر بدون دعوا و درگیری با آرامش و تفاهم کامل! به بهانه های سطحی از هم جدا می شوند. آمارها نیز حاکی از رشد طلاق است که تقریباً 90 درصد آن توافقی است! آسیب شناسی این پدیده در این مقوله نمی گنجد، ولی آنچه که مسلم است تقویت نهاد خانواده، نقش پدر و مادر و
قرآن کتاب حکایت و قصه نیست
می کنیم و اتّفاقا تازیانه اش را هم خورده ایم، اما باز هم کوتاهی می کنیم. بدانید این قانون محیط تأثیر عجیبی دارد. باید مواظبت کامل هم از برای بچه، چه دختر و چه پسر باشد. بر پدر و مادر واجب است در محیط آلوده مواظب این بچه باشند. الحمدلله از نظر دنیا بد نیست، اگر مثلاً یک میکروب سرماخوردگی در مدرسه بیاید و ما بفهمیم آن روز بچه را به مدرسه نمی فرستیم. این خوب است برای اینکه می ترسیم بچه مان
دعای مادر شهید عملیات رمضان در برج صدام! +عکس
رمضان بود. لباس حسین را عوض کرده و خودم هم به سفارش شهیدم لباس سفید پوشیدم. مردم سنگ تمام گذاشته بودند. فقط من و خانواده ام داغدار نبودیم. وصیت کرده بود در کنار دوست شهیدش حسین بهرامی دفن شود. مردم روستا ولشکلا هم راهی امامزاده شدند. وصیت کرده بود سر و صورتش را شانه بزنم و با گلاب شست وشو بدهم. علی به قولش عمل کرد، یک روز مانده به عید فطر، شیرینی خرید خانه و شهادتش را به همه مهمان ها داد
بابا دست و پا ندارد ؛ 19 عمل جراحی هم افاقه نکرد + تصاویر
سینه و سر من عکس گرفته و مرا منتقل به بیمارستان امام رضا(ع) کردند. پزشکان ابتدا به خانواده ام گفتند باید انگشت های دستان و پاهایش قطع شود اما بعد متوجه می شوند که دست و پاهای من سیاه شده و به همین دلیل به پدر و مادرم گفته بودند اگر دستان و پاهایش را قطع نکنیم پسرتان از بین می رود چرا که برق از دستانم وارد بدنم شده بود و از پاهایم خارج شده بود، به نوعی تمام بدنم را برق فراگرفته بود.
ناشناس ماند چون بر نفسش سوار بود
داشتند. مادر و برادر کوچک ترم از روز اول تا آخر جنگ در دزفول بودند. سه مرتبه هم منزلمان به وسیله موشک ها آسیب دید که دو مرتبه خانه کاملاً تخریب شد و ما خانه را از نو ساختیم. فضای خانواده خانواده مان از گذشته بسیار متدین و متشرع بود. پدربزرگم در کنار کشاورزی از خادمان و مؤذنان مسجد بود. پدرمان هم همین کار را ادامه داد و یکی از دلایلی که نام خانوادگی مان را صلواتی گذاشتند ذکر
آخرین وصیت شهید تربیت ولایی فرزندانش بود
عملگرایان واقعی اش با خون گره خورده است؟ بارها شاهد بوده ایم که راه سبز ولایت به سرخی شهادت ختم می شود و شاید پاسخ به این سؤال، همان سعادتی را به ارمغان بیاورد که شهدا به آن دست یافته اند. گفت و گوی ما با جلال زاده اکبر پدر و نرگس بهادری همسر شهید علی زاده اکبر از شهدای مدافع حرم را پیش رو دارید که 4 خرداد سال 55 در کاشمر به دنیا آمد و 28 مرداد سال 92 نیز در سوریه به شهادت رسید. پدر
هادی در روز تولدش دوباره متولد شد
دوست و رفیق بودیم. برادرم در زمان کودکی، وقتی که همسن و سالانش به فکر بازی و هیجانات کودکانه بودند علاوه بر بازی بیشتر وقت خودش را در کمک به مادرم صرف می کرد. وقتی پدرمان به جبهه می رفت یا در مأموریت به سر می برد، هادی جای خالی او را برای من پر می کرد. به نوعی در نبود پدر، برای من و مادرم نقش مرد خانه را ایفا می کرد. تا آنجا که به یاد دارم، هادی از دوران کودکی به قرائت و حفظ قرآن پرداخت و توانست
حنجره ای که لانه سرطان است...
پلان اول: فلج شدن ستون خانه تهمینه بانو مادر این خانه است. او 14ساله بود که لباس سفید عروس را بر تن کرد و مثل همه تازه عروس ها با هزار و یک آرزو و البته با اجازه بزرگ ترها بله را بر زبان جاری ساخت. اینطور که از شواهد پیداست روزگار آنطور که باید به کام این مادر شیرین نبوده است. او می گوید: پدرم با درآمد حلال کارگری 7فرزندش را بزرگ کرد. ما از همان بچگی پرتوقع و دندانگرد بار نیامده بودیم. دنیای آرزوی های کودکی ما قابل مقایسه با آر
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس ، قسمت بیستم برنامه "ماه عسل" میزبان خانواده نخستین شهید شناسایی شده کربلای 4 بود. فرصت مغتنمی دست داد تا ما هم با مادر شهید سید جلیل میری، نخستین شهید غواص شناسایی شده به گفتگو بنشینیم. هر کدام از مادران شهدا ملکه های منحصر به فردی هستند که توانسته اند چنین شیرمردانی را تربیت کنند. وقتی راجع به مواجهه با باقی مانده های پیکر فرزندش صحبت می کرد و از لالایی آخر
خلبانی که خبر کودتای نوژه را به امام خامنه ای داد
به گزارش تراز ،ماجرای کودتای نوژه از منظرهای گوناگون قابل بازخوانی و بررسی است اما آن چه در این نوشتار مورد توجه است نقش آیت الله خامنه ای به عنوان یکی از شخصیت های کلیدی در انقلاب است. طبق آنچه در خاطرات ایشان و اسناد مربوطه آمده است مهمترین عامل افشای این طرح خطرناک توصیه ی مادر یکی از خلبانان که قرار بود در کودتا شرکت کند به وی برای خودداری و مطلع کردن آیت الله خامنه ای بوده است
جنجال جهاد نکاح دختر 17 ساله ترکیه ای+عکس
داد. مادر این دختر جوان ترکیه ای که "خیریه تلک" نام دارد و 10 سال پیش از همسرش جدا شده و با دو دخترش زندگی می کرد،با اشک در چشمهایش از الحاق دخترش به گروه تروریستی داعش گفت. مادر دختر جوان گفت: دخترم برفین 17 سال بیشتر نداشت و دختر محجبه ای بود و چادر می پوشید.اما از 3 ماه پیش که کلاس عربی و کلاس قرآن رفت بسیار تغییر کرده و صورت خود را تا آنجا پوشاند که چشمهایش نیز قابل رویت
تو را من چشم در راهم...
را خانه مهربانی گذاشته ام، زندگی می کنم. من به همراه مادر و خواهر و برادرم در شهرستان شال زندگی می کردم. در آن سال ها به عنوان فرزند ارشد خانواده مسوولیت های بسیاری را به دوش می کشیدم تا بتوانم حق فرزندی را هر چند اندک، در حق والدینم ادا کنم. نان پختن و خیاطی را از زن عمویم به خوبی یاد گرفته بودم تا بتوانم در امرار معاش خانواده ام تاحدی موثر باشم. تمامی کودکی های من جایی در میان آن روزها و
بی بی "اُم جواد"
که خاطرات نوجوانی و جوانی اش فراموشش شود یا این که ترانه های فولکلورِ عربیِ مردمان خطه و دیار ما را فراموش کند. کافی بود پایه باشی تا باز خاطراتِ جهاد عشایر با انگلستان را برایت بازگو کند. این که چطور حمایل می بست و تفنگ در دست، شبانگاهان از بالای روزنه ی خانه به همراه دیگر زنان کشیک می دادند تا در غیابِ مردانشان که برای کسبِ روزی می رفتند اجنبی به کاشانه نزدیک نشود. بی بی، سرشار از
جست وجو برای یک شهید در 80 سال پیش
خواهر آنها، آمده به مادرشان گفته امروز بهلول می خواهد منبر برود و خیلی شهر شلوغ است بچه ها را نگذارید بیرون بروند. پدر من هم بزرگتر بوده و حرف مادر را گوش می کند نمی رود اما محمدجعفر بدون این که کسی اطلاع داشته باشد از خانه خارج می شود و مستقیم به مسجد گوهرشاد می رود. در طول مصاحبه با آقای دانشمند، خانم ایشان هم کمک زیادی کرد. از آنجایی که ایشان خواهرزاده شهید هم هستند از وی خواستیم
بنیاد در آینه مطبوعات
، گاه خانواده هایی که برای امید دادن به فرزندانشان آمده اند. اما مرتضی لطفی عکاس پیش کسوت مشهدی درباره نمایشگاه مشق معتقد است: عکاسان این مجموعه شرح این شیدایی را برای زمان حال و آینده روایت می کنند. همچنین ثبت موقعیت کنونی و فضای زندگی خانواده شهدا در شهر و روستا با توجه به تغییر این فضا در طول زمان، به درک بهتر شرایط و چگونگی زندگی شهید و خانواده اش در سالیان بعد کمک می کند. عکاسان پروژه پس
شباهت حجاب و روزه از نظر روحانی/ نظر اساتید جواد ظریف درباره وی/ برکناری فرماندار حاضر در سخنرانی احمدی ...
، مجلس شورای اسلامی برگزار شد. در ادامه این نشست قروی عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس گفت: عفاف و حجاب سپری برای حفظ زن است و در تمام ادیان و مسأله پوشش برای زنان توصیه شده است.وی با اشاره به ارتباط عفاف و حجاب با اقتصاد مقاومتی افزود: حجاب نوعی مقاومت است و زن مسلمان با پوشش خود می تواند در برابر دشمنان دین مقاومت کند. وی اضافه کرد: در حال حاضر کشورهای دیگر برای ما چادر مشکلی تولید می کنند و ما
روایت محمد مهدی عبد خدایی از واقعه گوهرشاد
از آن نامادری من برادرهایی در مشهد دارم). داستان از این قرار بوده که من یک ساله بودم که مادرم از حمام باز می گشته است. بین حمام و منزل ما قریب صد یا صد و پنجاه قدم راه بوده. پاسبان اداره ثبتی بوده که می بیند دو زن (مادرم و همسایه اش) با چادر راه را طی می کنند، حمله می کند چادر مادر مرا از سرشان می کشد. مادرم فرار می کند و خود را به آستانه خانه همسایه می اندازد در همان جا سقط
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
مادر شهید جلیل میری گفت: فکر نکنید ما بی خیال از کنار بدحجاب ها عبور می کنیم حرص می خورم و یاد لحظاتی می افتم که پسرم با دیدن بدحجابی غیرتی می شد؛ خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخته شده است. به گزارش گروه فضای مجازی "بی باک" ، قسمت بیستم برنامه "ماه عسل" میزبان خانواده نخستین شهید شناسایی شده کربلای 4 بود. فرصت مغتنمی دست داد تا ما هم با مادر شهید سید جلیل میری، نخستین شهید غواص
14 خاطره مردمی از کشف حجاب زنان در زمان رضاخان
را بردارند آن زن را زنده زنده به آتش کشیدند. (تهران) 7- زن عموی پدرم تعریف می کرد که در زمان کشف حجاب ماموران شهرداری را حقوق مضاعفی می دادند که چادر خانم ها را از سرشان بردارند. خانم ها برای اینکه حجابشان حفظ شود برای امور ضروری مثل حمام رفتن هم از خانه بیرون نمی رفتند و حتی یکی دو موردی که بیرون رفته بودند چادرشان را آتش زدند و یکی از خانم ها که چادرشان را آتش زده بودند بعد از 24 ساعت
میراث رمضان را حفظ کنیم
دقیقاً وسط زمستان بود، ولی مردم سیاه شده از سرما گوش تاگوش در حیاط کوچک سیده خانم می نشستند و به صدای قرآن گوش می دادند و با نوای قرآن هم صدا می شدند. چندسال بعد که از آن شهر قدیمی بساطمان را جمع کردیم و به شهری بزرگتر رفتیم، اولین ماه رمضان که آمد، مادرم نگران بود که شاید نتواند از این دسته جلسات انس پیدا کند، ولی بازهم آنجا به یاریِ همسایه ها، برایش یک محفل قرآن دیگر دست وپا شد و من هم که
روایت شاهد عینی قیام مسجد گوهرشاد از قتل عام مردم مشهد
ماموران دولتی به زنان محجبه هجوم برده و چادر از سرشان می کشیدند. این موضوع به سرعت واکنش افکار عمومی ایرانیان و در راس آنان روحانیون را برانگیخت. یکی از مهم ترین واکنش ها علیه قانون کشف حجاب رضا شاهی، قیام مسجد گوهرشاد بود. در این جریان مردم در روزهای 20 و 21 تیر 1314 به رهبری علما وارد جریان شده و به مقابله با سیاست های رضاشاه پرداختند. شاه نیز بلافاصله و با بی رحمی این حرکت مردمی
حجاب من را ازخطر و تهدید حفظ کرد
روزها یعنی هفته حجاب و عفاف خواندن آن خالی از لطف نیست. چرا و از چه زمانی راهی امریکا شدید؟ آن زمان من سه سال بیشتر نداشتم پدرم مکانیک هواپیما بود قرار بود تا یک دوره کوتاه 18 ماه به امریکا برویم. آن موقع عموی من ساکن کالیفرنیا بود پیشنهاد داد پیش آنها برویم. من تنها فرزند خانواده بودم مادرم اصلاً رضایت به رفتن نداشت ولی چون دوره کوتاه بود قبول کرد که البته خیلی طولانی شد.
تاریخ شفاهی کشف حجاب به روایت مادربزرگ های ایران زمین
تاریخ شفاهی کشف حجاب و تجارب عینی این مادرها و مادربزرگ ها از جولان آژان های دوره رضاشاه برای کشف حجاب در شهرها و روستاهای سرتاسر ایران در طرحی جالب توجه به مدیریت دبیرخانه طرح ملی گوهرشاد جمع آوری شده است؛ حالا این مسجد در آستانه هشتادمین سالگرد قیام خونین مسجد گوهرشاد و نیز در هفته ای که یکی از روزهایش ملقب به روز عفاف و حجاب شده اقدام به انتشار شماری از خاطرات مردمی ضبط و جمع آوری شده در این طرح کرده است.
دوس،دوس ،دوست علی؛ می دی یا بریم؟...
می گرفتند. وی با خنده می افزاید: گاهی برخی بچه ها از روی شیطنت و بچگی خود چندین بار درب منازل را می کوبیدند. صاحب خانه نیز برای آن که از سر او بردارند از بالای پشت بام برروی آنان آب می ریخت من نیز یک باری از بس آزارم دادم این کار را کردم. ماشاا.. دهقان ده جمالی از مراسم خاص روستای خود چنین می گوید: شب بیست وهفتم چادر سر می کردیم و در کوچه های روستا شروع به خواندن اشعار دوس دوس می کردیم
عکس روز/ روایت تکان دهنده از یک قربانی اسید پاشی
. عمو زاده های دیگر و روستاییان در امتدادی راه باریکی که در میان خانه قرار دارد، جمع شده اند. این همان جایی است که حسینا در آن بزرگ شده است. او به سرخوش و بازیگوش بودن در روستا شناخته می شد. دختری شیطان و بازیگوش بودم. با سایر کودکان دعوا می کردم. مادرم همیشه نگران من بود و به من می گفت که چون دخترم، نباید با سایر بچه ها دعوا کنم. همیشه شکایاتی ازمن در روستا بوده است. به محض رسیدن، مادر
ماجرای یک خیانت بزرگ فرهنگی - پلیسی در ایران / ریشه تاریخی وضعیت نابسامان لوزم آرایشی
سرویس فرهنگی فردا - جابر خرم نیا؛ پس از پایان جنگ جهانی اول، دولت های اروپایی برای احیای اقتصاد خود و ساختن ویرانی های پس از جنگ راهکارهای مختلفی در پیش گرفتند. هزینه ی بازسازی اروپای پس از جنگ بسیار زیاد بود. گذشته از آن کشورهای قدرتمند اروپایی مصمم بودند تا برای تأمین امنیت خود در دوران صلحِ مسلح، به تولید جدیدترین و پیشرفته ترین ابزارها و تسلیحات نظامی بپردازند؛ همه این برنامه ها برای احیای اروپای دهه بیست میلادی
آسوده نخوابید، شهر در امن و امان نیست
/> چقدر کمک کردند؟ مبلغ قابل توجهی نبود. گویا برادرتان هم با ماموران سد معبر شهرداری درگیر شده بود. بله. وقتی پدرم فوت کرد، برادر بزرگم برای تامین مخارج خانواده با پسرعمه ام از بازار میوه می آوردند و می فروختند که یک روز دوباره ماموران شهرداری به آنها گیر می دهند و با هم درگیر می شوند که خوشبختانه با دخالت مردم ماموران فرار می کنند. بعد از آن مادرم از ترس اینکه نکند برای برادرم
اظهارات خواندنی جعفری جوزانی از سختی های تولید ایران برگر تا دیدن عزرائیل !/ اقلیت بانفوذی در خانه سینما ...
جهنم! چون اعتقاد داشتیم اگر عُرضه داشته باشیم و بتوانیم با فیلم هایمان 10 درصد مردم را به سینما بکشیم چند برابر هزینه فیلم تأمین می شود (آن موقع 30 میلیون نفر بودیم، حالا 75 میلیون نفر شده ایم). پس جای نگرانی نیست، و این کار را کردیم. به عنوان مثال جاده های سرد فقط در تهران یک ونیم میلیون نفر تماشاچی داشت. در شهرستان ها هم روی مینی بوس ها نام روستا و نام فیلم را می نوشتند و مردم برای دیدن فیلم به
انتصاب در شیراز اعتراض در بهارستان/ دولت مسیر گرانی را باز کرد
شد. اتفاقا در آن نامه مخصوصا از حوادث شیراز و مشهد نام برده شده بود که برخی رفتارها باعث وهن حرمت دانشگاه شده بود. رهامی با اشاره به جلسه این هفته دبیران کل احزاب با وزیر اطلاعات و وعده وزیر برای حفظ امنیت جلسات سخنرانی تاکید کرد: تلاش می شود امنیت جلسات و سخنرانی ها بیشتر تامین شود. آرمان همچنین در تیتر نخست خود عنوان " آمادگی پلیس برای جشن هسته ای " را کار کرده است: سخنگوی نیروی
گفت دختر به مادر آرام/ زچه رو کرده ای مرا بد نام
به گزارش صاحب نیوز به نقل از هنرنا ، به مناسبت روز عفاف و حجاب، شاعر متعهد، حمید عابدی درچه قطعه شعری را در اختیار هنرنا قرار داد. گفت : دختر به مادر آرام/ زچه رو کرده ای مرا بد نام گفت: مادر به سینه ای پر درد/ این چه حرفی است دخترم گلفام دخترک پرسشی زمادر کرد/ دختر زیرک نکو فرجام گفت مادر! تو فرض کن گنجی/ بی حساب آیدت فرود از بام با چنین گنج