سایر منابع:
سایر خبرها
ناگفته های پدر و مادر "آتنا"+عکس
صراط: چهره پدر و مادر آتنا کوچولو تکیده و صدایشان پر از بغض است، هر دو با شنیدن اسم آتنا کوچولو سرهایشان را میان دستان شان می گیرند. به گزارش روزنامه ایران، آنها به تشریح جزئیات تازه از زندگی و قتل هولناک دخترشان پرداختند. از روز تولد آتنا کوچولو چیزی به خاطر دارید؟ 13 سال پیش با مادر آتنا ازدواج کردم و تا 6 سال در حسرت بچه بودیم، البته برای درمان نزد هیچ دکتری
حمله بی رحمانه مرد معتاد به مهسان در خانه خود / مادر داغدیده شرط عجیبی برای بخشش گذاشت
، پسر تو به قتل می رسید و جای ما دو مادر با هم عوض می شد و تو می خواستی فرزند مرا اعدام کنی چه تصمیمی می گرفتی. ده سال طول کشید تا من بخواهم این حکم را اجرا کنم، اما اگر شما بودید همان سال اول دخترم را اعدام می کردید. الان همه چیز را به خدا می سپارم و بعد وارد محوطه زندان شدم. با مرد اعدامی حرف زدی؟ او همراه چند مرد دیگر که قرار بود روز چهارشنبه اعدام شوند به محل اجرای حکم منتقل
قتل جوانی که پدرش را کتک می زد
دستور کارآگاهان قرار گرفت و سرانجام وی لب به اعتراف گشود و به اطلاع از قتل برادرش و همچنین معاونت در انتقال جسد وی به جاده جاجرود اعتراف کرد. خواهر مقتول در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: مادرم با من تماس گرفت و گفت داوود پدرت را می زند؛ من و شوهرم به نام مهدی (42 ساله) به منزل پدرم رفتیم؛ در زمان ورود، داوود با چاقو پدرم را تهدید می کرد و با دیدن ما، به سمت شوهرم حمله ور شد؛ شوهرم نیز با
متهم: غصه بسیار خوردم
و 200 میلیون یورو به جای صرف شدن در تولید صرف خرید هواپیما و صرف خرید خانه و منزل در بالای شهر شد. متهم بیان کرد: پول نفتی که در زمان تحریم فروخته شد به کشور بر نمی گشت و به فرمایش آقایان یا کالای بنجل وارد می شد یا پول ها بلوکه می شد. به قول معاون اول دولت 950 میلیون دلار در هشت سال نفت فروخته شد و قبلش هم به قول خود آقایان ما در بحران نفتی بودیم، اما سوال می پرسم که چرا تا سال 86 پارس
پدر آتنا چه چیزی می خواهد؟ سنگسار در ملاء عام...!
اسماعیل رنگرز، همه در آهنی کوچکی را با انگشت نشان می دهند و می گویند اینجا خانه مادر قاتل آتنا است و پس از نشان دادن در حتی فاصله می گیرند و می روند بدون اینکه کلامی با تو صحبت کنند. مردم شهر، اسماعیل رنگرز را حالا به عنوان قاتل سریالی می شناسند که چندین قتل انجام داده که تنها به تعدادی از آنها اعتراف کرده است. برخی می گویند رنگرز آن روز حادثه قصد داشته که پسردایی آتنا (کودک 10
هم خانواده آتنا و هم خانواده قاتل نیاز به حمایت روانی دارند/ مرگ تدریجی 2 خانواده
که هر شب برای دخترم می گرفتیم که پیدا شود، آمده بودند و مادرش بسیار دعا کرده بود رباینده آتنا پیدا شود. آتنا تازه پیش دبستانی را تمام کرده بود و آرزو های بزرگی داشت. هربار که می دید پدرش به خاطر دستفروشی به زحمت می افتد، می گفت: من دیگر بزرگ شدم؛ چند سال دیگر صبر کنید درس می خوانم و شغلی پیدا می کنم؛ دیگر لازم نیست پدرم دستفروشی کند. خودم کار می کنم و همه چیز را درست می کنم. مردم حساب ما
سعید امامی خودکشی نکرد/ استفاده از ساواک در وزارت اطلاعات فقط در حد مترجم بود/اگر حاکم شرع هم حکم به ...
منتظری مسئله اعدام سیدمهدی هاشمی نبود؛ یعنی علت اختلاف و برکناری ایشان. پس چه بود؟ ما جریان مهدی هاشمی را برای ایشان کاملا توضیح دادیم؛ چون من خودم دادستان قضیه بودم. گفتم ایشان چند قتل مرتکب شده، به قتل ها اعتراف کرده و کاری نمی شود کرد. اعترافات مهدی هاشمی تحت فشار نبود؟ نه دیگر. اگر هم تحت فشار بود در دادگاه کیفرخواست که خوانده شد، دفاعی نکرد و گفت من کیفرخواست را
آقاتهرانی:من اصلا اصلاحات را قبول ندارم/زمانی برای رای آوردن هاشمی تلاش می کردم/بعد از ماجرای خانه ...
موقع بعضی از معلم های دبیرستان مان مباحث سیاسی حالی شان بود و مخصوصا اینکه شاه کتابی داشت به نام انقلاب سیاسی که در کلاس درس می دادند. در آن کتاب به امام خمینی توهین شده بود و همین باعث شد که ما بفهمیم امام خمینی چه کسی هست. در مسیر مدرسه تا خانه، بچه های متدین را زیاد می دیدم و خیلی از بچه های انقلابی بودند که در مسجدآقا سید ابوالحسن و مسجد سیدالعراقین برنامه هایی داشتند. مرحوم آقای فقیه پسر حاج آقا
دغدغه حجاب دلیل وصیت همسرم برای دفن در پارک خورشید بود
ازدواج 10 سالی می شد که همسایه هم در منطقه وکیل آباد بودیم. یک مدتی با خواهر شهید دوست بودم و برادرم هم که یکسال از همسرم کوچک تر است همراه آقا جواد در بسیج مسجد الاقصای محله فعالیت می کردند. همیشه شب های جمعه پاتوق بچه های بسیج مسجد القصی در حرم امام رضا (ع) بود. از دیگر برنامه های بسیجی های این پایگاه جلسات الشباب بود که با استادهای بسیار مجرب برگزار می شد. حتی به علت تعداد شرکت کننده بسیار
مهدی شمس: وظیفه ام فروش نفت و برگرداندن پول نبوده است/ قاضی مقیسه: شما جزو شرکای اصلی هستید و تنها ...
منتقل می کردیم تا کسی متوجه نشد برای ایران است. البته حمل و جابه جایی این هواپیماها همه دارای هزینه است. مثلا ما هواپیمایی را خریداری می کردیم و می بردیم به گرجستان وسپس به تاجیکستان منتقل می کردیم ونهایتا این هواپیما را وارد ایران می کردیم یعنی برای خرید یک هواپیما باید چند دست معامله وانتقال انجام می شد. متهم ردیف دوم پرونده فساد نفتی افزود: در این معاملات افرادی بودند که هزینه های
پدر آتنا: قاتل باید در ملاءعام سنگسار شود/ آتنا برای خرید فرفره رفت و برنگشت!/عکس
مناسبی ندارم، زیرا کارگر یک کارخانه هستم و تمام اسباب زندگی ام را اقساطی خریده بودم و از ترس اینکه مبادا مردم به خانه برادرم هجوم بیاورند، وسایلم را همراه با همسرم که سی روز است فارغ شده به منزل مادرم بردم. از همسر برادرم هم خبری ندارم. او نیز شبانه با فرزندانش فرار کرده است. حجت که فاجعه برادرش را ننگ بزرگی برای جامعه می داند، می گوید: نمی دانم چرا برادرم به آبروی پدر و مادر پیر و مریضم
دامادی که قاتل خانواده شد!
خلوت رها کرده و به خانه برگشتم. تمام این مدت عذاب وجدان داشتم اما ترس از دستگیری باعث شد که خودم را معرفی نکنم. به دنبال اعترفات متهم 38 ساله به جنایت، پدر و مادر داوود که تنها اولیای دم بودند، ازشکایت علیه دامادشان گذشتند. اما رسیدگی به پرونده همچنان ادامه دارد.
پدرم استاد فرشچیان را نابغه می دانست/ رتبۀ اصلی را خدا به بنده اش میدهد
می آیند و یکسری چیزها را قاطی می کنند! اینکه هنر نشد! یادم هست که من روی گل و مرغی سه سال کار می کردم و یک روز برادر بزرگم که خدابیامرزدش به من گفت "خواهر داری چشمت را کور می کنی، بجای اینکار اگر60 تابلو بسازی پول بهتری بدستت می آید"، من گفتم "آقا داداش من آن 60 تابلو و آنطور کار کردن را دوست ندارم". یادم هست مهندسی بود با نام بختیار که به خانه ما می آمد و دو یا سه کار از من گرفت و به لندن برد
خواهر، راز قتل برادر معتاد را فاش کرد
داده بود و بعد از آن همسایه ها مقتول را ندیده بودند. تحقیقات از اعضای خانواده مقتول آغاز شد و آنها اظهاراتی متفاوت درخصوص علت و انگیزه درگیری بیان می کردند. ماموران متوجه تناقض گویی های خواهر مقتول شده و به بازجویی از او پرداختند که روز شنبه لب به اعتراف گشود و گفت: 28 اسفند مادرم با من تماس گرفت و گفت داوود پدرت را می زند. من و شوهرم به نام مهدی42 ساله به خانه پدرم رفتیم؛ در زمان ورود
قصد کمک داشتم که قتل اتفاق افتاد
ها سبب شد تا گمانه زنی برای اینکه قتل توسط عضوی از خانواده رقم خورده باشد، قوت بگیرد تا اینکه سه روز قبل خواهر مقتول راز جنایت را بر ملا کرد. او توضیح داد 28 اسفندماه بود که مادرم با ما تماس گرفت و درخواست کمک کرد. او گفت که برادرم داوود دارد پدرم را کتک می زند و توان اینکه مانع دعوا شود را ندارد. من هم همراه شوهرم مهدی راهی خانه پدرم شدیم. وقتی وارد شدیم داوود چاقو به دست
گزینه نظامی زیر میز/ کلیددار پایتخت چه کسی می شود
یاد دارم که در سال های دهه 60 که من مدیر رادیو بودم، یک ظهر جمعه ای رفتم نماز جمعه. آن وقت ها نماز جمعه خیلی پرجمعیت بود. همه جناح های نظام در آن حضور داشتند. شب قبلش در تلویزیون فیلم خارجی نمایش داده شده بود که اهالی یک خانواده سگ داشتند. تا چشم آیت الله مهدوی کنی از آن بالا به من افتاد، ایشان آن روز امام جمعه تهران بود، بحث را با عصبانیت بردند به سمت انتقاد از تلویزیون و اینکه چرا باید در
کیمیا آتنا ی دیگر
دیروزدرتشریح جزئیات زندگی پرغصه دخترک وخانواده اش به خبرنگار حوادث ایران گفت: از 5 سال قبل، مادر کیمیا با مردی به نام بابک آشنا شده بود که 5 سال از خودش کوچکتر بود. با توجه به اینکه هر دو معتاد بوده و مواد مخدرمصرف می کردند، بعد از یک سال دوستی به طور موقت با یکدیگر ازدواج کرده و حدود یک سال قبل به خانه جدید شان در محله ای پر از معتاد نقل مکان کردند. در طول این سال ها، ناپدری کیمیا
متن کامل پیام حضرت امام به مناسبت پذیرش قطعنامه 598
انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند! آری، دیروز روز امتحان الهی بود که گذشت. و فردا امتحان دیگری است که پیش می آید. و همه ما نیز روز محاسبه بزرگتری را در پیش رو داریم. آنهایی که در این چند سال مبارزه و جنگ به هر دلیلی از ادای این تکلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور کرده اند مطمئن باشند که از معامله با خدا طفره رفته اند، و خسارت و زیان و ضرر بزرگی کرده اند
چوبه دار در انتظار پسرجوانی که خواستگارخواهرش را کشت
قربانزاده - رئیس دادگاه - و با حضور قاضی غفاری - مستشار - محاکمه شدند. متهم ردیف اول با پذیرفتن اتهامش گفت: روز حادثه من و دوستم سوار موتورسیکلت بودیم. وقتی مقتول را سوار بر موتورسیکلت اش نزدیک خانه مان دیدیم، عصبانی شدم. چون قبلاً به خواستگاری خواهرم آمده بود از او کینه به دل داشتم و با هم درگیر شدیم که دعوا بالا گرفت. بعد هم با شمشیری که همراهم بود، ضربه ای به موتورش زدم اما نمی دانم چه شد
ایده هایی داریم که می تواند اقتصاد کشور را متحول کند
به گزارش باشگاه جوانی خبرگزاری برنا ، حامد مُشاریان، یکی از نخبگان کشورمان است که تاکنون موفقیت های بسیاری در زمینه ثبت اختراعات کسب کرده و باعث افتخار و سربلندی کشور عزیزمان شده است؛ ما امروز دقایقی را با این جوان نخبه به گفت و گو پرداختیم. او توضیحات کوتاهی درباره بیوگرافی اش می دهد: 26 ساله ام، یعنی متولد سال 1370 اهل استان آذربایجان غربی، شهرستان میاندوآب و دانشجوی کارشناسی ارشد کشاورزی هستم. همه اختراعاتم را به همراه برادرم که فارغ التحصیل پرستاری بوده و متولد سال 1372 است، انجام داده ام. ما دو برادر با حمایت معنوی پدر و مادر توانستیم در ...
پایان 4 ماه فرار داماد قاتل
زده و او در انتقال جسد برادرش به جاده جاجرود با شوهرش همدست بوده است. خواهر مقتول گفت: 28اسفند پارسال مادرم با من تماس گرفت و گفت برادرم، پدرم را کتک می زند. من و شوهرم به آنجا رفتیم. در زمان ورود، دیدم برادرم، پدرم را تهدید می کند. او با دیدن ما به سمت شوهرم حمله ور شد. شوهرم با چاقویی که روی دیوار دستشویی بود او را زد. پس از قتل برادرم همه ترسیده بودیم. جسد راداخل پارچه ای گذاشتیم و با
نجات از قصاص با کمک ماده قانونی نجات بخش
خانه مان چاقو را شستم و می خواستم بخوابم اما تا صبح خوابم نبرد. در ادامه تحقیقات، متهم صحنه جنایت را بازسازی کرد و در نهایت پرونده اش برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان آذربایجان شرقی فرستاده شد. در دادگاه پدر و مادر مقتول به عنوان اولیای دم برای متهم درخواست قصاص کردند. متهم نیز در دفاع از خودش اعلام کرد که قصد ارتکاب قتل را نداشته و فقط از خودش دفاع کرده است. در این شرایط
حجت الاسلام علیرضا آقایی میبدی: 121 پرونده از 143 پرونده طلاق را به صلح و آشتی تبدیل کردیم
تعهد می گیریم که دیگر رفتارهای گذشته را تکرار نکنند و برای کسب اطمینان از تکرار نکردن این رفتارها، سعی می کنیم تا 6 ماه بعد از آشتی دادنشان با آنها ارتباط داشته باشیم و هر 20روز یا یک ماه یک بار با خرید گل و هدیه و یا شیرینی برای سرکشی و پرسیدن احوالی از آنها به خانه شان می رویم و وضعیت زندگی شان را جویا می شویم. این کار تاکنون بسیار مؤثر بوده است و خوشبختانه بسیاری از این زوج ها با کنار گذاشتن
در جستجوی ریشه های تولید نرم افزار بانکی ایرانی
و راه اندازی کردند. این فرصت، بزرگ ترین لطف به من بود. چراکه در مسیری قرار گرفته بودم که همه چیز می توانست رشد کند. رها کردن دکترا دوستان فاطمی او را دکتر خطاب می کنند. احتمالاً با تغییراتی که او در ایران ایجاد کرد هر جای دیگر دنیا بود تا امروز چند دکترای افتخاری به او اعطا می کردند. خودش می گوید: سال 1371، وقتی که دکترا قبول شدم، شرایط اعزام به خارج برایم مهیا شد. من تنها
مرگ ناخواسته پدر توسط پسر
تفنگ بادی را برایش بیاورم. وی گفت: ساچمه ای در تفنگ قرار دادم و زمانیکه به قصد بستن، لوله تفنگ را به سمت بالا کشیدم ناگهان تیر شلیک شد و به سر پدرم برخورد کرد. وی اظهار کرد: به عمویم زنگ زدم و از او خواستم خودش را سریع به خانه ما برساند، بعد از چند دقیقه اورژانس نیز به محل رسید اما متاسفانه پدرم فوت کرده بود. سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اعلام این خبر گفت: متهم پرونده امروز برای صدور دستور قضایی به شعبه دوم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران اعزام شده است. 110 ...
وقتی سهیلا به خانه ام آمد حال طبیعی نداشت و
بعد بازمی گردد. وی ادامه داد: نیمه شب بود که متوجه باز شدن در آپارتمان شدم. فکر کردم سهیلا به خانه برگشته اما یکباره با یک مرد ناشناس روبه رو شدم. او گفت از دوستان دخترم است و مأموران پلیس ماشین سهیلا را در حوالی کرج متوقف کرده اند. سهیلا از من خواسته تا مدارک خودرو 206 او را برایش ببرم. زن سالخورده گفت: من که به حرف های مرد جوان مشکوک شده بودم مدارک ماشین را به او ندادم و او
این مرد کثیف تر از شیطان پارس آباد است / ناگفته های تلخ دختر مشهدی از پدرش+ عکس
بفهمد، مرا می کشد. او وقتی در خانه تنها بودیم لباس هایم را درمی آورد و مرا اذیت می کرد. چند روز پیش به مدرسه ام آمد و پرونده ام را گرفت و در راه به من گفت که دیگر نمی خواهد به مدرسه بروم. بعد از آن، چند روز به یک مسافرخانه رفتیم. نمی خواهم دیگر به آن لحظات که میان من و پدرم بود فکر کنم. از او بدم می آید. دعا می کنم بمیرد. . دختر بزرگ تر شاکی که 17سال دارد در تکمیل اظهارات خواهر کوچکش به
قتل زن آرایشگر از سوی دکتر قلابی
آفتاب نیوز : شامگاه 17آبان ماه سال 91 مادری برای دیدن دخترش که پس از طلاق به تنهایی زندگی می کرد، راهی خانه او شد. سهیلا و مادرش پس از خوردن شام سرگرم صحبت با هم بودند که ناگهان گوشی موبایل سهیلا به صدا درآمد و دختر جوان پس از شنیدن حرف های مرد جوان سراسیمه از خانه بیرون رفت. زن میانسال که با دیدن این صحنه شوکه شده بود در آخرین لحظه از دخترش پرسید که کجا می رود. سهیلا ادعا کرد که به دیدن یک
شیطان پارس آباد اعتراف کرد
در بازداشتگاه پلیس تحت بازجویی قرار داشت تا اینکه با گذشت 20 روز از گم شدن آتنا، همسرقاتل همراه با برادرشوهرش به پلیس مراجعه کرده و گفتند: جنازه آتنا را در پارکینگ خانه پیدا کرده اند. پس از افشای جنایت توسط همسر قاتل وبرادرشوهرش، مأموران همراه با بازپرس ویژه قتل به محل اقامت قاتل رنگرز رفتند و با جسد آتنای گمشده در بشکه بزرگ پلاستیکی در گوشه پارکینگ روبه رو شدند. آنجا بود که قاتل مجبور به اعتراف
پیچیدگی های پیوند، عطش درونی ام را سیراب می کند
پیوند را انجام بدهیم و همین طور پشت سر هم اتفاقاتی روی می داد که وقت استراحت را از من می گرفت. تازه فلو گرفته بودم. فلوهای فوق تخصصی مان دوره اول بودند. در تمام این سال ها بیشتر همراهی و درک همسرم بوده و این به رشد هر دو در رشته خودمان کمک کرد. متولد کدام شهر هستید؟ من متولد سی سخت هستم. شهری در کوهپایه کوه دنا در ارتفاعات دامنه های زاگرس. سی سخت یک دهستان بزرگ بود که مرکز بخش عمده ای