سایر منابع:
سایر خبرها
عید فطر و تعطیلات آخر هفته با فیلم های تلویزیون+تصاویر
گروه سینما و تلویزیون: مجموعه فیلم های سینمایی و تلویزیونی شبکه های سیما در عید سعید فطر و پایان هفته شامل موضوعات جنایی، درام، اجتماعی و کمدی خواهد بود. به گزارش بولتن نیوز، فیلم های سینمایی و تلویزیونی و انیمیشن مرا متهم بدان ، آماده باش ، میلیونر زاغه نشین ، به من نگو قراضه ، تفنگدار تنها ، فرید بهاری ، ویکی در سفر بزرگ ، خرگوش کیک پز ، روز وارونه ، اتوبوس ، ماه عسل یونانی ، پاندای
قتل برای جلوگیری از تعرض
ورزشی می رفتم و حدود ساعت 9 شب از باشگاه خارج می شدم. شب حادثه هم طبق معمول به باشگاه رفتم و هنگام خروج درحالی که خیابان خلوت بود، جوانی به سمتم آمد. مچ دستم را گرفت و بعد هم با چاقو مرا تهدید کرد و به باغ های اطراف برد. در آن منطقه خانه ها از هم فاصله زیادی دارند و باغ هم زیاد است به همین دلیل نمی توانستم از کسی کمک بخواهم. مرد جوان از من خواست با او رابطه داشته باشم. خیلی
زورگیری با دست شکسته از سالمندان و زنان
همراه داشتن تصویر متهمان به پایگاه دوم آگاهی مراجعه و در شکایت خود به کارآگاهان گفت: حدود ساعت 15، در خیابان سردار جنگل به مقصد صادقیه سوار یک پراید نوک مدادی با 3 سرنشین شدم؛ پس از سوار شدن متوجه شدم که درهای ماشین قفل شده است! ابتدا تصور کردم که سرنشینان خودرو قصد آزار و اذیت مرا دارند ولی با تلاش بسیار توانستم تا دست خود را از شیشه پنجره خارج و در ماشین را از بیرون باز کنم که ناگهان سرنشین صندلی
50 دختر دم بخت، طعمه خلبان قلابی شدند/پسر شرور، دختران ساده لوح را تهدید به رابطه نامشروع می کرد/ صحبت ...
رسانه ای کرد. تعقیب و گریز شبانه پلیس و خلافکاران شرق تهران/ تیراندازی پلیس متهمان را زمینگیر کرد دو پسر خلافکار که اقدام به سرقت در شرق تهران می کردند،پس از چند ساعت فرار در نهایت با تیراندازی پلیس زمینگیر شدند. مادرشوهرم مرا با عروس قبلی اش مقایسه می کند زن جوان وقتی دید که مادرشوهرش او را با عروس قبلی اش مقایسه می کند تصمیم به جدایی گرفت. همسرم به خاطر
داستان تلخ کوچکترین عضو کمپ ترک اعتیاد زنان
می برد که مصرف کننده است و تنها فردی که می تواند تنهایی اش را با او پر کند. بعد ها با تنها برادرش به فروش مواد دست می زند و چون سن و سال کمی داشته کسی به او شک نمی کرده است. آهی عمیق چشمانش را خیس می کند و در مرور صحنه های زندگی اش روزی را که به جرم سرقت 185 فقره خودرو در زندان افتاده است به یاد می آورد، جرمی که اثبات نشد. این دختر نوجوان پس از 9 ماه با وثیقه از زندان آزاد می
موسیقی پاپ مردانه ما خیلی زنانه شده است
همین صراحت! چنین ترانه ای در قلب تهران تولید می شود. همان تهرانی که من برایش خواندم شب از تو دور است. اما انگار تهران را تاریکی فرا گرفته است. من امیر کریمی جرات نمی کنم چنین موضوعی را حتی مطرح کنم و خواهش می کنم چاپ کنید چون اگر از صبح تا شب دستگاه های فرهنگی کار کنند تا از ایده آلیسم محدوده روابط زن و مرد و دختر و پسر مراقبت کنند، چنین ترانه هایی که در سالیان اخیر به وفور تولید شدند می دانید که
پسر شرور، دختران ساده لوح را تهدید به رابطه نامشروع می کرد/ صحبت های تکان دهنده دختر جوان از 3 ماه تجاوز ...
زمینگیر شدند. مادرشوهرم مرا با عروس قبلی اش مقایسه می کند زن جوان وقتی دید که مادرشوهرش او را با عروس قبلی اش مقایسه می کند تصمیم به جدایی گرفت. همسرم به خاطر جشن عروسی مرتب بهانه گیری می کند مرد جوان زمانیکه دید همسرش به خاطر جشن عروسی مرتب بهانه گیری می کند، راهی دادگاه خانواده شد و درخواست طلاق خود را مطرح کرد. قتل به خاطر 4 هزار تومان مواد مخدر/ قاتل در دادگاه:قصد کشتن نداشتم،عصبی شدم پسر جوانی که در معامله 4 هزار تومانی مواد مخدر دوستش را کشته بود روز گذشته در مقابل هیات قضایی دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفتند. انتهای پیام/ ...
سرقت های باند فرش دزدها
های مداربسته را بررسی کردم دیدم که نیمه شب 3مرد جوان که سوار یک مزدا323 بودند پس از توقف مقابل مغازه ام، دست به سرقت زده و سوار بر همان خودرو فرار کردند. با شکایت این مرد تحقیقات کارآگاهان اداره 17پلیس آگاهی تهران برای شناسایی و دستگیری سارقان شروع شد. در بررسی های اولیه مشخص شد که خودروی مزدا323 سرقتی بوده و چندی قبل از خیابان شهید مدنی دزدیده شده است. درحالی که جست وجو برای یافتن ردی
پسرهایی که قربانی تجاوز شدند
خرید شیشه تصمیم گرفتم دست به زورگیری و سرقت بزنم به همین خاطر یک چاقو تهیه کردم و نقشه ام را به اجرا گذاشتم. تحت تأثیر توهم ناشی از مصرف شیشه در حین زورگیری وسوسه شدم و 2 پسر جوان را مورد آزار و اذیت قرار دادم. با اعترافات تکان دهنده این متهم پرونده جهت تحقیقات بیشتر و شناسایی قربانیان احتمالی این مرد در اختیار کارآگاهان اداره آگاهی قرار گرفت. منبع: روزنامه شهروند
از مناظره با "فرخ نگهدار" تا سخنرانی برای پیرمردها در سیزده سالگی/ماجرای کتک خوردن حاج احمد متوسلیان از ...
حدی بود که ما در همان روزهای اول انقلاب بیانیه ای سراسری در تمام ایران منتشر کردیم که "آمادگی بحث آزاد با تمامی گروه ها و شخصیت ها را داریم". مناظره به این شکل بود که به دانشگاه تهران رفته و شروع به بحث آزاد می کردیم. از اولین مناظره های ما با آقای " فرخ نگهدار" از اعضای فداییان اکثریت از گروه های چپی و بسیار باسواد بود. در حضور برخی از بچه های محل شروع به بحث کردیم و متوجه شدم از
بازگشت دوباره مجرمان سابقه دار به صفحه حوادث
قدس بروم که خودروی پراید مشکی ای توقف کرد. به جز راننده و پسری که روی صندلی شاگرد نشسته بود، دو پسر جوان هم در صندلی عقب سوار بودند. بعد از گفتن مسیر در صندلی عقب سوار شدم. مسافری که با دست شکسته کنارم نشسته بود، عذرخواهی کرد و دستش را به دور گردنم انداخت. وقتی به مقصد رسیدم و پیاده شدم، متوجه شدم او مقداری پول نقد و گوشی تلفن همراهم را سرقت کرده است. شاکی دیگر که پیرمردی با بیماری خاص بود
زن و مرد خیانتکار محاکمه شدند
به گزارش خبرنگار ما، دو متهم پرونده که الیاس و شیوا نام دارند، صبح دیروز در شعبه 2 دادگاه کیفری یک استان تهران حاضر شدند. بعد از رسمیت پیدا کردن جلسه دادگاه، نماینده دادستان به درخواست قاضی عزیزمحمدی در جایگاه قرار گرفت و در شرح کیفرخواست گفت: صبح روز 25 خرداد ماه سال 92 مأموران کلانتری نسیم شهر از کشف جسد مردی 35 ساله در بزرگراه ساوه باخبر و در محل حاضر شدند. بررسی های پلیس نشان داد که جسد متعلق
بیرون کشیدن فرش های نفیس از زیر پای دزدان شب رو
به گزارش خبرنگار ما مدتی قبل پرونده سرقت های سریالی اعضای این باند روی میز کارآگاهان اداره هفدهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. اولین شاکی که صاحب یک فرش فروشی بود، توضیح داد وقتی خواستم وارد مغازه ام شوم، متوجه شدم که کرکره تخریب شده است. پس از اینکه وارد مغازه شدم، دیدم که چند تابلوی گران قیمت سرقت شده است. بعد به سراغ دوربین های مداربسته رفتم و بعد از بررسی تصاویر دیدم که چند پسر جوان از یک
گذشت را از امام رضا(ع) آموختم
بیاندازند. عقربه های ساعت به کندی پیش می رفت و قاتل و خانواده اش التماس می کردند تا این حکم اجرا نشود. کیفرخواست از سوی نماینده دادستان خوانده شد، درحالی که همه خواهان بخشیده شدن پسر جوان بودند، مادر مقتول به سمت قاتل پسرش رفت و با صدای غم آلود خواست طناب دار را از گردن قاتل پسرش خارج کنند. عامل جنایت که در یک قدمیِ اعدام بود، با بخشش مادر فداکار سامره علی نژاد جان دوباره ای گرفت
با همسر بی مسئولیت خود چگونه رفتار کنیم؟
... . همسرم مرد بی مسئولیتی است و انگار حاضر نیست بپذیرد که مرد زندگی من اوست نه پدرش! برخی افراد هرچند از لحاظ سنی بزرگ هستند، اما همچنان در حال و هوای کودکی خود قرار دارند و از پذیرش هر گونه مسئولیتی امتناع می کنند. اینان در خانواده های حمایتگر بزرگ شده اند و آن قدر وابسته و همیشه در ناز و نعمت بوده اند که هیچ گاه گمان نمی کنند دیگر دختر و پسر کوچولوی دیروز نیستند و باید مستقل و خودکفا
اوضاع ناگوار آوارگان سوری در دروازه های اروپا
ها و کبودی های بدنشان را به وی نشان داده و گفتند که مورد ضرب و جرح اعضای باندهای مافیا در مرز مقدونیه قرار گرفته اند. وی افزود: بگذاریم آن ها را مرزبان نخوانیم. با وجود اینکه رسما مرزبان هستند اما آن ها را شبه نظامیان مرز مقدونیه خواهم خواهند. فیسک تلاش می کند تصویری از حادثه را توصیف کند و توضیح می دهد که این شبه نظامیان سوار بر خودروهای خود بودند و برخی دیگر سوار خودروهای مستقر نزدیک
قرآن کتاب حکایت و قصه نیست
. اگر دختر است او را شوهر دهید و اگر پسر است باید او را زن دهید. یک معنای واجب النفقه اینست که دختر را باید شوهر داد و پسر را باید زن داد به شرط اینکه تجمّل گرا نباشیم و در حدّ متوسط باشد. لذا همه باید به فکر دنیای بچه هایمان باشیم، اما بالاتر از آن به قول پیغمبر اکرم(ص) و مفیدتر و بهتر اینکه به فکر آخرت بچه هایمان هم باشیم. اینکه پسر من با چه کسی رفت و آمد دارد یا این دختر با چه کسانی رفت
3500 روز زندان، مجازات سرکرده باند سارقان طلافروشی
نقابدار وارد مغازه شده و پس از تهدید من با اسلحه کلاشینکف و کلت، طلاهای داخل ویترین را که 2.5 کیلوگرم بود، سرقت کردند. آنها سپس سوار یک خودروی پژو 405 مشکی شده و از محل فرار کردند. فقط توانستم شماره پلاک خودروی سارقان را یادداشت کنم. ماموران ردیابی شماره پلاک را در دستور کار قرار دادند که در جریان تحقیقات متوجه شدند، خودروی پژو چند روز قبل در جنوب تهران سرقت شده بود. در حالی که
پاپوش پدر برای پسر به قتل انجامید
کار قرار گرفت. همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی نیز پرونده ای با موضوع قتل در پلیس آگاهی کرمانشاه تشکیل شد. این در حالی بود که تحقیقات از خانواده مقتول فرضیه قتل به دلیل اختلافات شخصی را رد می کرد. خانواده مقتول مدعی بودند او هیچ اختلافی با فردی نداشت؛ موضوعی که باعث شد تا کشف راز قتل و دستگیری متهمان با پیچیدگی روبه رو شود. تحقیقات ادامه داشت تا سرانجام در سال 90 سرنخ هایی از متواری
فلسفه حجاب در سخن 32 نفر از بزرگان ایران و جهان
/> * زن بی حجاب تکیه بر زن بودن خود دارد نه بر انسان بودن خود. * بزرگترین خدمت به مردان هرزه بی حجاب کردن زنان است. * مادران امروز به مادران فردا می آموزند؛ اگر می خواهید ارزش خود را حفظ کنید خود را به راحتی در دسترس مردان قرار ندهید؛ یکی از زنان اروپایی روزنامه نگار می گوید: در ایران سوار اتوبوس شدم، جوانی را دیدم که در قسمت آقایان چشم دوخته بود به صورت دختری، وقتی دخترک متوجه
آخرین وصیت شهید تربیت ولایی فرزندانش بود
جایی رفته است، زود به سر کار برگشتم و دیدم 10، 12 نفر از بچه های فعال در زمینه قرآن دارند پسرم را در بنایی کمک می کنند. علتش را پرسیدم و متوجه شدم مواقعی که علی در خانه نبوده، به مسجد و محافل قرآنی می رفته و حالا دوستانش که دیده بودند او چند روزی سراغ شان را نگرفته، خودشان پیشش آمده بودند و به رسم رفاقت و دوستی او را کمک می کردند. آن روز من شرمنده او و خودم شدم چراکه فکر می کردم علی به بیراهه می رود
عملیات ویژه پلیس برای انهدام شبکه های زورگیری
اعضای چهار باند سارقان به عنف که در غرب استان تهران فعالیت داشتند، دستگیر شدند. نخستین پرونده اواخر اردیبهشت با شکایت زنی به پلیس شهریار گشوده شد. این زن گفت: در مسیر کرج به شهریار سوار پراید سفیدرنگ با دو سرنشین مرد و یک سرنشین زن شدم و در طول مسیر پس از پیاده شدن آن زن، سرنشینان خودرو، به بهانه خرابی ماشین توقف و مرا با سلاح سرد تهدید کردند و وجوه نقد و طلاهایم را به سرقت بردند. سپس من را در
اعترافات خواندنی دو تروریست!
که شب برای انفجار اولین هدف برویم. نزدیک غروب بود که به بهانه گاززدن ماشین از خانه خارج شدم و با خالد قرار گذاشتم که وقتی آمد، دیدم دو عدد بمب همراهش آورده است. با هم سوار اتومبیل شدیم و به سمت هدف رفتیم. هر دو بمب را به فاصله چند کیلومتری زیر دو لوله نفت جاسازی کردیم. بعد از دو یا سه روز خالد آمد و گفت که بمب ها منفجر نشده اند. گفتم از کجا می دانی، گفت آن شبی که بمب ها را کار گذاشتیم، علی چبیشاط
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
. همرزمانش دیده بودند به سرش تیر خورده است. پسرم به همرزمانش گفته بود: اگر من شهید شدم، جنازه من را ببرید و نگذارید دست دشمن بیفتم. من می دانم که شهید می شوم. پسرم خیلی غیرتی بود، نمی خواست حتی جنازه اش دست دشمن بیفتد. خودش هم تعداد زیادی از افراد دشمن را کشته بود، پسرم تک تیرانداز خوبی بود. در لحظه شهادت آن طور که من شنیدم یک لحظه سرش را بالا گرفته بود که مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت
جز تهیه پول شیشه به هیچ چیز فکر نمی کنم
و شلوار قهوه ای دست به اعمال مجرمانه می زند. حادثه پارک سحر پسر 18 ساله ای که هدف مجرم خشن قرارگرفته بود، گفت: در پارک سحر در شرق تهران نشسته بودم که ناگهان مرد جوانی با چاقو به من حمله و تهدید کرد پول و گوشی ام را به او بدهم. من خواستم در مقابل او مقاومت کنم که با چاقو ضربه ای به کتفم زد و به شدت زخمی شدم. من هم از ترس جانم مجبور شدم گوشی تلفن همراهم را به او بدهم. او هم بعد از
زن سوم
فهمم. سوار تاکسی ام که می شوم، زن ناپدید شده است. رد خنده زن را در خواب هایم جستجو می کنم. سرم را روی فرمان می گذارم و های های گریه ام رها می شود در بغض سالیان تاکسی بی مسافر ... صدای سعید از پشت تلفن از بغض هزار ساله می رهاندم. "حالت چطوره؟" چیزی نمی گویم "چی شده؟" چیزی نمی گویم "چرا حرف نمی زنی؟" "نمی دونم. گرفتار شدم. مغزم کار نمی کنه
خوردن و خواندن هویج بستنی در روزهای گرم تابستان
می زنه. برق حقیقت. این جوری. و چشم هایش را دراند و مثلا براق نگاهم کرد و قاه قاه خندید. من هم برای اینکه ضایع نشود، لبخندکی زدم. گفت: خب پسر گلم، چه رنگی بود؟ ... فرهاد حسن زاده در سال 1341 در آبادان متولد شد. وی از سال 1355 تاکنون در کار داستان نویسی و روزنامه نگاری فعال بوده و بیش از 60 کتاب منتشر کرده است. آثار حسن زاده جوایزی مانند تندیس ماه طلایی برگزیدگان ادبیات کودک و لوح زرین کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را برایش به ارمغان آورده اند. موسه نشر افق، کتاب هویج بستنی را در قالب 128 صفحه با شمارگان دو هزار نسخه و قیمت 6 هزار و 500 تومان منتشر کرده است. ...
ترتیل جزء بیست و هفتم قرآن کریم با قرائت استاد کریم منصوری + متن و صوت
أَجْرٌ کَرِیمٌ ﴿11﴾ آن روز که مردان و زنان مؤمن را می بینی که نورشان پیشاپیششان و به جانب راستشان دوان است [به آنان گویند] امروز شما را مژده باد به باغهایی که از زیر [درختان] آن نهرها روان است در آنها جاودانید این است همان کامیابی بزرگ (12) یَوْمَ تَرَی الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ یَسْعَی نُورُهُم بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِم بُشْرَاکُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن
روایت محمد مهدی عبد خدایی از واقعه گوهرشاد
محله (ته پل محله) یعنی بین بازارچه حاج آقاجان و تپل محله مشهد بود. پدر بنده هم در تبریز مورد تعقیب قرار می گیرد و بعد از آن مخفی می شود و حتی به یاد دارم که پدرم می گفت من زمانی که مأمورین ریختند و منزل آیت الله انگجی را محاصره کردند و ایشان را دستگیر کردند من در خانه آیت الله انگجی بودم. فرزندان ایشان مرا به کتابخانه مرحوم آیت الله انگجی بردند و درِ آنجا را قفل کردند. مأمورین
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
/> کمی از سید جلیل برای مان بگویید. سید جلیل سربازی اش را دوسال در کردستان گذراند. حتی مدال شجاعت گرفت. وقتی از سربازی برگشت، آن زمان یک پسر هم داشت، در آن زمان او را بردند و مکانی را به او نشان دادند (الان حضور ذهن ندارم کجا بود) در آن محل حدود 20 نفر از زنان را ضد انقلاب زنده به گور کرده بودند. او به همراه چند نفر دیگر رفته بودند و این جنایت ها را دیدند و به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و