سایر منابع:
سایر خبرها
سید جاسم نوری؛ شیرمرد دجیل
دخترم رقیه پیشش بروم. من هم منتظر شدم تا امتحانات رقیه به پایان برسد. گذرنامه را که آماده کردم قرار شد شنبه به همراه رقیه به عراق بروم که خبر شهادت را روز پنج شنبه به ما دادند. اوضاع روحی بسیار سختی دارم اما هر کسی از احوالاتم می پرسد می گویم خوب هستم. حاجی خیلی با بچه ها صمیمی بود. دخترم خیلی وابسته اش بود. نبودن های او برای بچه ها سخت است. محمد، روح الله، علی و رقیه وقت دلتنگی به مزار پدر
پست اینستاگرامی احمدی نژاد بعد از توافق / خاطره تتلو از کلیپ هسته ای / پول های بلوکه شده ایران چقدر است؟ ...
کند ولی در عرصه داخلی نباید فراموش کنیم که در هشت سال گذشته بر این سرزمین چه اتفاقاتی افتاد ؟یادمان باشد که با چه ادبیاتی می خواستند در صحنه جهانی مدیریت کنند ؟ یادمان باشد چگونه قدرت مردم و قدرت بازدارندگی نظام را کاهش دادند ؟خرازی افزود: شخصی که گفت ” دختر 14 ساله ای در خانه با قابلمه هم می تواند غنی سازی کند ” بزرگترین توهین به تاریخ علم در عصر حاضر را رقم زد و محاکمه چنین فردی به خاطر سخنان
روایتی از رمضان و عید فطر سال 61
بود دشمن را از شلمچه به عقب برانیم؛ چون حضور دشمن در آن نقطه باعث می شد که خرمشهر دوباره مورد تهدید قرار گیرد. حسن پور برای این که کارایی نیروها را بالا ببرد و تلفات را پایین بیاورد، قبل از حرکت دستور داد هر چه سریعتر گروهان ها تعدادی نیروی تدارکاتچی در نظر بگیرند تا در آن گرمای طاقت فرسای ماه تیر که حرارت به 48 درجه می رسید، به کمک نیروهای تدارکات برای نیروهای عمل کننده آب و مهمات و غذا بیاورند
فیلم های سینمایی تلویزیون در عید فطر
زندگی کرده است و به موقعیت شغلی مناسبی دست یافته است. دیلان شوهر او که از دادگاه تقاضای سرپرستی دخترش کلی را نموده است و همین باعث شده است که دادگاه لائورا را مورد بازخواست قرار دهد. لائورا و کلی به شهر زادگاهشان باز می گردند و در این بازگشت گذشته ای که در این چند سال به فراموشی سپرده شده بود دوباره جان می گیرد و در نهایت پس از چالش های مختلف این زن و شوهر بدون جدایی از هم به توافق می رسند که دوباره
بی سرپرستی تحمیل شده به قامت کوچک زندگی/ نوازشت بوی مادر نمی دهد
حاتمی از کمبودها می گوید در اتاق مجاور پسر ها دعوایشان بالا می گیرد و سر اینکه نقاشی چه کسی بهتر است با مربی جر و بحث می کنند. پدر رضا معتاد بوده و مادرش درخواست طلاق داده است. رضا پنج ساله و برادرش پنج ماهه بعد از درخواست طلاق به این مرکز سپرده شده اند. لپ رضا را که می کشم اخم می کند. مربی تذکر می دهد که با ادب باشد و سلام کند. رضا از بازدید سرزده و برنامه ریزی شده خوشش نمی آید. به
حیای استاد اخلاق حوزه و دیدار خصوصی با امام
محیط تأثیر گذارند: محیط اطراف آیت الله اشتهاردی که اشتهارد و دارالمؤمنین بود و پدر و مادری بسیار معنوی داشتند و از اساتید برجسته ای برخوردار بودند. حجت الاسلام الهی خاطرنشان کرد: سال 1320 که ایشان وارد قم شدند، امام خمینی(ره) آیت الله بروجردی(ره)، آیت الله سید احمد و سید محمدتقی خوانساری(ره)، آیت الله صدر، آیت الله حجت(ره) و بسیاری از علما را دیده است؛ بنده چند بار از ایشان شنیدم که نظیر
از خودم راضی هستم/ دوستانم به من می گفتند تو گیر بده، ما دعوا کنیم!
بعد از یکی دو روز از دلم بیرون برود، بدترین را هم نمی دانم. سین: چه زمانی وجود خدا را از همیشه بیشتر حس کردید؟ جیم: بیشتر در مسابقاتم، رقابت های آی واز جهانی در شارجه امارات که رقابت سختی با دوستم روح الله رستمی داشتم که خدا خیلی کمکم کرد و توانستم اول شوم. سین: بهترین و خاص ترین لحظه زندگی علی حسینی؟ جیم: تولد دخترم ساینا سین: ناب ترین لحظه زندگی شما
ما قصه تعریف می کنیم و با شاد یا غمگین بودن آن کاری نداریم
اما در مقطع پیش دانشگاهی که بودم خیلی مشورت کردم و به این نتیجه رسیدم که به مقوله ی هنر به عنوان شغل دوم نگاه کنم بنابر این خوب درس خواندم و مدیریت بازرگانی قبول شدم . اما در کنار آن در این زمینه هم فعالیت میکردم. با این وجود در حال حاضر این کار در اولویت من قرار گرفته و درس و دانشگاه در اولویت نوزدهم. شروع فعالیت هایتان به چه صورت بود؟ با باشگاه مهر ورزان جوان همکاری کردم و در برنامه ی
قتل به خاطر اختلافات ناموسی
هادی – مقتول – رفته و امیر پس از نزاع و درگیری با او و دو برادرش به نام های شهرام و بهنام، با ضربه چاقو هادی و برادرش بهنام را مجروح کرده و همراه حسین با یک دستگاه موتوسیکلت متواری شدند. بهنام خود یکی از متهمان پرونده است. او به اتهام مجروح کردن امیر با چاقو در نزاع، تنها با فاصله یک سرباز از قاتل برادرش در صندلی های مخصوص متهمان نشسته بود و به مادر، پدر و شهرام نگاه می کرد. او با قرار
دعای مادر شهید عملیات رمضان در برج صدام! +عکس
می آزرد. بعد از مدتی مریوان را به قصد زادگاه خود ترک کردیم. علی اکبر در مریوان فرماندهی 900 نفر را برعهده داشت. مدتی بعد علی اکبر با خبر شهادت دوستش حسین بهرامی به خانه آمد. حال و اوضاع مناسبی نداشت، حسین بهرامی پا به پای علی اکبر در جبهه می جنگید. همواره همراه هم بودند. مانند دو برادر در کنار یکدیگر قرار داشتند. بعد از مراسم هفت شهید حسین بهرامی، علی اکبر هم دوباره راهی جبهه شد. می گفت: ننگ است
بدرقه متوفی با میکاپ عزا !
تا دیگر نیازی به رفتن دوباره خانه نباشد. مشتری عجول با همان سر و وضع راهی اتاق لباس شد و بعد از چند دقیقه من با چشمان گرد شده همچنان فقط نگاه می کردم. یک خانم با موهای مشکی، آرایش تیره، ناخن های سیاه، مانتو و شلوار مشکی، روسری حریر مشکی و کیف و کفش مشکی! همه چیز مشکی؟! این دیگر چه وضعش است؟! مگر می شود کسی با این وضع و ظاهر دلش بیاید به مجلس شادی برود. چاره کار و کم کردن این همه کلنجار ذهنی پرسیدن
حنجره ای که لانه سرطان است...
پلان اول: فلج شدن ستون خانه تهمینه بانو مادر این خانه است. او 14ساله بود که لباس سفید عروس را بر تن کرد و مثل همه تازه عروس ها با هزار و یک آرزو و البته با اجازه بزرگ ترها بله را بر زبان جاری ساخت. اینطور که از شواهد پیداست روزگار آنطور که باید به کام این مادر شیرین نبوده است. او می گوید: پدرم با درآمد حلال کارگری 7فرزندش را بزرگ کرد. ما از همان بچگی پرتوقع و دندانگرد بار نیامده بودیم. دنیای آرزوی های کودکی ما قابل مقایسه با آر
بنیاد در آینه مطبوعات
انداخت و شما بدانید که این عزیز حق بزرگی به گردن ما دارد. برگرفته از خاطره رحیم صفوی تقی بعد از ازدواج بلافاصله به تربت حیدریه و از آنجا هم به اهواز رفت. مدت ها از رفتنش گذشته بود و من و پدرش از او خبری نداشتیم. از طرفی هم خیلی دلمان برایش تنگ شده بود. ایام عید فرصت خوبی بود تا اسباب سفر را آماده کنیم و راهی اهواز شویم تقی در اهواز خانه ای داشت که وقتی قدم در آن گذاشتم مات و مبهوت شدم. آن
وصیت نامه محسن رضایی پیش از عملیات
) روشن بگردان خدایا! وجود پاک امام زمانمان را از هرگونه خطر مصون و محفوظ بدار. خدایا! مرا به سوی خویش فراخوان که بعد از رفتن مجید عزیز توان و آرامش خویش را از کف داده ام خدایا! می خواهم سوی مجید پرکشیده اوج بگیرم تا ارامش خویش را بازیابم. بسیار مایل خواهم بود که اگر از نظر خاواده اشکال ندارد موتورم در اختیار پایگاه قمر بنی هاشم(ع) قرار گیرد و کتاب های غیر
اخبار کوتاه 2398
همدان: نبود طعمه عامل حمله گرگ در رزن سرپرست محیط زیست همدان بر مراقبت از کودکان در برابر حمله گرگ در روستاهای رزن تاکید کرد و گفت: نبود طعمه برای شکار عامل حمله گرگ به کودکان رزنی شد. سید عادل عربی در گفت وگو با تسنیم، درباره حمله گرگ به 2 کودک در روستاهای شهرستان رزن گفت: هفته گذشته گرگ به 2 کودک 4 و 5 ساله در بخش سردرود رزن حمله کرده و آنها را زخمی کرد که در حال حاضر حال عمومی
آتش اژدها به خیابان جیغ رسید
ها و دیگر موجودات غیرطبیعی بود. لوک خیلی زود با کلئوفار (یک دختر مومیایی شده) و رسوس نگاتیو (پسر خون آشام همسایه بغلی) دوست شد و فهمید که خانم و آقای واتسون (پدر و مادرش) هرگز نمی توانند با کابوس ترسشان از همسایه ها کنار بیایند. پس تصمیم گرفت به کمک کتاب قدیمی افسانه خیابان جیغ نوشته اسکیپ استون، 6 یادگاری را که از پدران بنیان گذار به جا مانده بود، پیدا کند. چون فقط با کنار هم گذاشتن
چشم ما دنبال مال و محبت دیگران نیست
به پای هم خانه را ساختیم و یک مغازه کوچکی هم در کنارخانه بنا کردیم. روزها محمد رضا به جهاد می رفت و من خانه و مغازه را اداره می کردم تا این که خبر رسید، جنگ شده است. می گویم، جنگ به شیروان خیلی دور بود! با صدایی کوتاه وخیلی ملایم می گوید: اما به ما نزدیک شد و با گذشت زمان، شور و حال رفتن به جبهه در او نمایان شد، چند بار هم مطرح کرد که پدر و من مخالفت کردیم. شوخی
روایت محمد مهدی عبد خدایی از واقعه گوهرشاد
محله (ته پل محله) یعنی بین بازارچه حاج آقاجان و تپل محله مشهد بود. پدر بنده هم در تبریز مورد تعقیب قرار می گیرد و بعد از آن مخفی می شود و حتی به یاد دارم که پدرم می گفت من زمانی که مأمورین ریختند و منزل آیت الله انگجی را محاصره کردند و ایشان را دستگیر کردند من در خانه آیت الله انگجی بودم. فرزندان ایشان مرا به کتابخانه مرحوم آیت الله انگجی بردند و درِ آنجا را قفل کردند. مأمورین
آسوده نخوابید، شهر در امن و امان نیست
یک سال و دو ماه است که سرنوشتش با تخت اتاقش گره خورده. از همان روزی که آن حادثه شوم در پارک ارم برای او و دو دوست دیگرش اتفاق افتاد. جمعه 19 اردیبهشت 93. همان شبی که قرار بود شبی خاطره انگیز برای سه دوست هم دانشگاهی و همراهان شان باشد. همه چیز هم خوب پیش می رفت. ساعت های خوش تفریح و بازی و شادی در لونا پارک ارم. تا اینکه به تصویب جمع قرار شد همگی بازی موش دیوانه را تجربه کنند. کابین هایی که روی ریلی مارپیچ با سرعت حرکت می کنند تا آدرنالین خون تان به غایت بالا رود و به قول معروف خون تان به جوش آید. ...
عکس روز/ روایت تکان دهنده از یک قربانی اسید پاشی
. حسینا با لبخندی برای نجاتم به سویم می آید. به من آشپزخانه را که در بیرون قرار دارد و دیگی در حال جوش زدن است را نشان می دهد. مادرش دو مرغ را برای این ناهار ویژه که برای دیدار حسینا تدارک دیده، کشته است. زمانی که که حسینا در حال رشد بود، یکی از کارکنان پدرش بنام امیر حسین که مرد جوانی بود، به وی در کارهای خانه کمک می کرد. امیر حسین چند سالی از حسینا بزرگ تر بود و خود را حامی غیر
نبود طعمه برای شکار عامل حمله گرگ به کودکان رزنی شد
به گزارش دولت بهار، سیدعادل عربی در گفت وگو با خبرنگار تسنیم، درباره حمله گرگ به دو کودک در روستاهای شهرستان رزن اظهار داشت: هفته گذشته گرگ به دو کودک 4 و 5 ساله در بخش سردرود رزن حمله کرده و آنها را زخمی کرد که در حال حاضر حال عمومی آنها مطلوب است. وی با اشاره به اینکه بخش سردرود به عنوان بحرانی ترین نقطه در زمینه وجود گونه گرگ در کشور مطرح شده است، افزود: روستاهای این بخش در شمال غرب
انتصاب در شیراز اعتراض در بهارستان/ دولت مسیر گرانی را باز کرد
منازعات جهانی درحال وقوع است و تندروها و زیاده طلبان با همه کارشکنی ها درحال آچمزشدن. دنیا این روزهای وین را هیچ گاه فراموش نخواهد کرد؛ جایی که دیپلماسی بر فاصله ها و مناقشات سخت و چند دهه ای فائق آمد. روزنامه آرمان در مطلبی با عنوان " بازگشت ناطق نوری به سیاست "، به استراتژی اصلاح طلبان برای ترغیب وی جهت ائتلاف با این جریان پرداخته است: اصلاح طلبان عزم خود را جزم کرده اند تا بار دیگر به
قدیس دیگر درون دروازه رئال نمی ایستد
تیم قرار دهد. دوازدهم سپتامبر 1999، بازی با اتلتیک بیلبائو در سن مامس. دروازه ایکر 17 ساله در این بازی 2 بار باز شد تا او برای اولین بار طعم گل خوردن را بچشد. آن دیدار با تساوی 2-2 به پایان رسید. ایکر از همان زمان نشان داد برای تاریخ سازی آمده. همین کار را هم کرد. او در اولین سال حضورش در تیم اصلی رئال جوان ترین دروازه بان تاریخ رئال شد که قهرمانی اروپا را تجربه کرده. او اولین جام دو گوش دوران
حاشیه نگاری دیدار رهبری با دانشجویان
، خودش به عنوان آخرین نفر، به دستبوسی رهبری رفت و آقا او را مورد تفقد خود قرار داد. اما پیش از آن که رهبری بخواهد سخنان خود را شروع کند یکی از دانشجویان حاضر از انتهای حسینیه بلند شد و با صدای بلند رهبری را خطاب قرار داد. می گفت حرفی دارد که می خواهد بعد افطار با رهبری در میان بگذارد. رهبری با رندی پاسخ دادند و گفتند: منظورت این است که بعد افطار فقط با شما صحبت کنم؟ خب بقیه این جمعیت هم مثل
کودکانه هایی آمیخته به حلاوت آیات نور/ حنانه؛ دختری از بهشت + فیلم
جدید و ده درس قبل را به همراه مادرش مرور می کرد. وقتی پیشرفت کردیم، روزی 10 صفحه ار حفظ های اخیر و روزی چند جزء مرور داشت. مرورش هم با بازی بود. بادکنک بازی می کرد و می پرید و بازی می کرد و مرورش را انجام می داد. حتی در زمینه حفظ قرآن دقت می کردیم که تمام زمانی که وی مشغول برنامه حفظ است را در خانه نباشد. حنانه را به محافل قرآنی مختلفی می بردیم. همین محافل باعث تشویق حنانه شد. در این
22 تیر - 13 جولای؛ در تاریخ چه گذشت؟
دمکرات این کشور در انتخابات سال 2008 قرار گرفته است که در مناظره های تلویزیونی خود همان صحبت های سال 1979 دکتر سامی را تکرار می کنند. دکتر کاظم سامی کرمانی چهارم آذرماه 1367 (نوامبر 1988) که دو روز پیش از این، در مطب خود مورد حمله قرار گرفته و با ضربات چاقو مجروح شده بود درگذشت. وی 53 ساله (متولد 1314 هجری) بود. 1980 - کودتای نوژه طرح براندازی جمهوری اسلامی ایران
نقش آیت الله خامنه ای در ساماندهی ارتش
آن زمان فرمانده گردان شکاری پایگاه شاهرخی در همدان بود. همین پایگاهی که مورد توجه کودتاگران قرار گرفته بود. وقتی که فرمان بسیج همگانی امام برای یاری دکتر چمران و نجات پاوه به او می رسد، با وجود آنکه میتوانست فرد دیگری را عازم ماموریت نماید خود با زبان روزه مشتاقانه برای حراست و اسکورت ستونهای اعزامی از کرمانشاه به پاوه عزیمت می کند. نزدیک غروب آفتاب ماه مبارک رمضان در داخل هواپیما هدف رگبار گلوله
ما قدر شما را خوب می دانیم/ تجسم خط امام در موضع گیری های حزب جمهوری اسلامی
سلیقه ای با یک آدمی هر ذی نفسی با یک جریانی مخالف باشد مشکل پای خانه حزب می خوابانند. مانند آن مثلی که می گوید: “گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده” هر چند که در این زمینه مثال جالبی نیست ولی در مثل مناقشه نیست. این مشکلی است که ظرافت موضع حزب را بیان می کند. خوب نتیجه چه شد؟ نتیجه این است که ما از مسئولیت حزبی خود شانه خالی کنیم؟ یا بگوییم حالا که سخت است نمی توانیم؟ یا عصبانی و برآشفته شویم و