سایر منابع:
سایر خبرها
اوشین های ایرانی؛ دور از خانه/ کارگران جدید در بازار کار ایران
اتاق کوچک 6 متری دو تخت فلزی دو طبقه را جا دادهاند اتاق به قدری کوچک است که دخترها مجبور شدهاند وسایلشان را در هر جایی بگذارند و راه برای رفت و آمد هم به سختی باز است. بوی کهنگی و ماندگی به مشام میرسد. روی در همه اتاقها نوشته شده: ورود به پانسیون تا ساعت 10 و نیم شب است و بعد از آن کسی حق ورود ندارد. همینطور که در اتاقها را نگاه میکنم خانم پشت سرم حاضر میشود و میگوید: حمام، توالت و آشپزخانه مشترک
مسافر خاص !
آتنا نگاه می کردم و تصور می کردم الان می تواند کجای حرم باشد... همه ی روز را با فکر او و حرم گذراندم و شب که شد با حس و حالی عجیب خوابم برد. آتنا تا سه روز مرخصی بود و دو روز بعد برمی گشت. در میان دوستانم، از قدیم دوستی داشتم بنام ریحانه که دختر بسیار مقرب و متوجهی بود. فردای رفتن آتنا، عصر بود و از سر کار برگشته بودم که ریحانه به گوشی ام زنگ زد.... با خوشحالی گوشی را برداشتم
علی شکوری راد: بین اصلاح طلبان و حسن روحانی نبایدفاصله ایجاد شود/انتظار نداشته باشیم که منصوبان روحانی ...
جداگانه ای دارد. اگر همان طورکه ما بدون پیش شرط از روحانی در انتخابات حمایت کردیم و حالا هم بدون نگاه کردن به عملکرد روحانی اعلام کنیم حمایتمان را از او ادامه می دهیم، طبیعی است که پشتوانه اجتماعی مان را از دست خواهیم داد و در سال 1400 دست ما خالی می ماند، این عارضه حمایت بی چون وچرا و بی قیدوشرط از روحانی خواهد بود. در حالت دوم اگر بیاییم و مطالبات را جدی تر از دولت و شخص رئیس جمهوری
دختران، فریب کار در ترکیه را نخورند
اصرارهای زیادش را با نه جواب دادم. بعد از مدتی متوجه شدم که یکی دیگر از همکارانم را برده و وقتی در تلگرام با او ارتباط گرفتم فقط گفت من اشتباه کردم. خبری از آن همه و پول و خانه نبود. دیگر نمی توانم برگردم و به صورت خانواده ام نگاه کنم. هرچه اصرار کردم که در مورد مشکلی که در آنجا دارد صحبت کند، جوابم را نداد . راه بازگرداندن زنان فریب خورده از ترکیه دکتر مجید ابهری می گوید: اخیرا در
از باج ندادن به رضاخان تا امداد در زلزله بم/بهلول قرن سختی ها را به جان خرید
نشود. می خواهد که حلالش کند و فرار میکند به سمت افغانستان. ورود به افغانستان یعنی دستگیری و دستگیری یعنی شروع دوره زندان. ده سال انفرادی و بعد بیست سال زندان و تبعید در سخت ترین شرایط. اول میانسالی زندانی و بعد سی سال اول پیری آزاد می شود. در این سی سال دندان هایش را کامل از دست می دهد. دویست و پنجاه هزار بیت شعر می گوید که چون چیزی برای نوشتن نداشته همه را حفظ می کند. سال سی ام وقتی تمام تنش را
انصاری: در میان شناگران رقابت های جهانی حس غریبی داشتم/ استرس هایم برای مسابقات داخل سالن از بین رفت
های قهرمانی جهان را تجربه کردم. تجربه بسیار خاصی بود. رقابت با بزرگانی که تا پیش از این تنها اسمشان را شنیده بودم و در مجارستان کنارشان به رقابت پرداختم. شناگر تیم ملی ایران ادامه داد: حضور در این مسابقات تجربه بسیار ارزشمندی بود. اما در هنگام مسابقات استرس زیادی داشتم. در این مسابقات اکثر شناگران به دلیل حضور در رقابت های مختلف همدیگر را می شناختند به همین دلیل در میان آنها حس غریبی
امیر جعفری و حامد محمدی : ما فرزندان خط قرمز هستیم
! فکر می کنم زمان ساخت این فیلم به همه ما خوش گذشت. می خواهم بگویم خودمان از ساخت فیلم لذت بردیم. اصلا می دانید یکی از مشکلات جدی ما زمان ساخت چه بود؟ اینکه فیلمبرداری به تاخیر می افتاد چون فیلمبردار نمی توانست نخندد! به همین خاطر از جایی به بعد در فیلم دوربین دیگر روی سه پایه نیست و فیلمبرداری روی دست است. حالا همین دوربین روی دست گاهی تکان های عجیب و غریبی دارد که به خاطر خنده های فیلمبردار است
باهنر:هاشمی قویترین رئیس مجلس بود
گرفتم و بعد خودم هم تصحیح می کردم. معلم هم نمره ها را وارد و امضا می کرد و می فرستاد برای دفتر. پس از همان بچگی، نایب رییس بودید! [می خندد] چون واقعا حساب و کتابم خوب بود و معلم ها یا به قول شما رییس ها به من اعتماد می کردند. سال 50 که دانشگاه علم و صنعت قبول شدم، کرمان حدود 100 هزار نفر جمعیت داشت با حدودا 15 تا 20 دبیرستان دخترانه و پسرانه. آن سالی که من کنکور دادم از کل این
اِفشای حقایق تازه از زندگی در حکومت وحشت داعش
و دختران تعرض کردند. یک روز از زبان داعشی ها شنیدم که درباره همسرم صحبت می کنند و حرف های نامربوطی می زدند، غیرتم به جوش آمده بود و عملاً کاری از دستم برنمی آمد چون هر اعتراض و درگیری به مجازات و اعدام ختم می شد. تصور ربودن همسرم و جهاد نکاح دیوانه ام کرده بود. می خواستم خودکشی کنم. به خانه رفتم و با کمک پسرعمویم بار و بندیل مان را بستیم و شبانه با پرداخت رشوه فرار کردیم ولی خیلی ها که
عکاسی از فرزندان این ستاره ها، ممنوع!
درایور مینی درایور: من با فرزندم بیرون از خانه بودم که ناگهان خبرنگاران دور ما حلقه زدند و با دوربین هایشان مدام از ما عکس گرفتند. فلش دوربین هایشان چشم ما را اذیت می کرد طوری که کودکم گیج و عصبی شده بود. همان جا من گریه ام گرفت و با صدای بلند فریاد زدم که کافی است، بس است! امیلی بلانت و جان کرازینسکی نظر امیلی بلانت و جان کرازینسکی نسبت به عکس های بی اجازه
پندهای نادرستی که به کودکان مان می دهیم
کردن فرزندان تان مرتکب می شوید. همه ی پدر و مادرها صلاح و خوشبختی فرزندان خود را می خواهند و در این شکی نیست، اما حالا می توانید ببینید که گاهی لازم است تغییراتی در کلام و نگرش خود ایجاد کنید. بعد از اینکه فهمیدید کجای کارتان ایراد دارد، هر چه زودتر اقدام به اصلاح اشتباه کنید. برای حرف هایی که به بچه ها می زنید هدف داشته باشید و از قبل خود را آماده کنید که چه توصیه ی مفیدی قرار است به
نابینایی آخر راه نیست/ از مشکلات گفتاری تا حفظ قرآن
/> مهدی از تمام اشعار دوران کودکی که همه هم سن و سالانش حفظ هستند، فقط تولدت مبارک را حفظ است و بقیه مطالبی که در حافظه اش دارد، از کلام خدا است و از خواندن آن لذت می برد. این کودک نابینا که به گفته مادرش گاهی اوقات پرخاشگری می کرد، در ابتدای سخن گفتنش به مدت یکسال در موسسه فقط پاسخ معلم قرآنش را می داد، معلمی که او را با کلام وحی آشنا کرده و حالا فقط به صدای قرآن او گوش می دهد و با تلاوت
قالیباف: حزب الهی کسی است که گره از مشکلات مردم باز کند
کنیم. وی با بیان اینکه مردم داری از اصول و گفتمان ما است، تاکید کرد: اصولگرایان نمی توانند با مردم ارتباط برقرار کنند و این یک مشکل است. شهردار تهران پیرامون حضورش در انتخابات بیان داشت: وقتی برای برخی ها دلیل می آورم که نباید به انتخابات بیایم، همان ها در یک اتاق تصمیم می گیرند که وارد شوم و اگر نیایم می گویند سرکش است، که من همین جا صریح می گویم که این موضوعات باید با مردم و
شریعتی نمی تواند صادق هدایت را درک کند/ ممنوع بودن هدایت جوک است
شما به نوعی فرامتنی است؛ من به سمت نقد صادق هدایت نرفتم؛ چون کار ما نمایش و نگاهی به هدایت است نه نقد آدمی مانند هدایت. هرچند خواه ناخواه قضاوت خواهیم داشت؛ اما تئاتر بوف نه چندان کور قضاوت در مورد هدایت نیست بلکه نگاهی به اوست. مهم ترین مساله این است که باید اول هدایت را بشناسیم تا بعد برسیم به واژه ها و تقسیم بندی هایی مانند عبث ، بیهوده یا مانند آن. زمانی که هدایت بوف کور را نوشت، در همان دوران
خوش خبر: غلامی گفت تا این مربی باشد من نیستم!
/> *آقای خوش خبر ، بیانیه تیم ملی صادر شد و همان طور که می شد پیش بینی کرد ، قربانی این دعوا هم عادل غلامی بود. انتظار داشتم الان بگویید چه خوب که فدراسیون والیبال برای احترام به کادرفنی و شان تیم ملی برخورد مناسبی کرده است اما شما هم مثل رادیو ورزش دارید انتقاد می کنید. تازه آن دوستان که این اتفاق را به همه اتفاقات 5 سال گذشته ربط داده بودند. *بالاخره این دعوا دو طرف داشته
تله های انفجاری مهندس رضا بلای جان تکفیری ها بود
مغزت را شست و شو داده اند... بعد از مهمانی، من با رضا تند برخورد کردم که چرا شروع می کنی از این حرف ها می زنی که بخواهند مسخره ات کنند؟ کلی تشر به او زدم اما رضا جواب داد من وظیفه ام را در قبال این خانواده انجام دادم. دیگر در آن دنیا از من نمی پرسند که چرا دیدی و می دانستی اما چیزی نگفتی؟ من کار خودم را کردم، به وقتش این حرف ها جواب می دهد. خیلی برایم جالب بود. رضا اصلاً به این فکر نمی کرد که مسخره
مهمترین اشکال اصولگرایان این است که اهل گفتگو نیستند/ مبارزه با 4درصدی ها را وظیفه خودم می دانم/اگر ...
بین اینکه به وظیفه ات عمل کنی یا مناقع شخصی خودت را ببینی تصمیم می گیری؟ من گفتم مسیر را به این روش درست نمی دانم اما همه اتفاق نظر پیدا کردید و می گویید حتما باید بیایم احترام می گذارم و می آیم. تسلیم فشار ها نمی شوم آن هایی که من را می شناسند می دانند تحت فشار تصمیم نیمی گیرم تحت گفت و گو و حرف هایی به من زدند اما من این حرف ها را قبول نداشتم من خودم یک تحلیل داشتم. در کنار
محمدرضا باهنر: هاشمی قوی ترین رییس مجلس بود/مسائل مملکت خاله بازی نیست/مجلس را مستبدانه اداره می ...
دید، همان حرف آقای خامنه ای را تکرار کرد. این همه اصرار برای ثبت نام شما چه بود؟ برای خودم هم عجیب بود. من اول فکر کردم که آنها از قبل با هم تفاهم کرده اند، ولی بعدها متوجه شدم دلیلش این بود که چون محمدجواد باهنر شهید شده بود، آنها علاقه داشتند که اسم باهنر در حزب زنده بماند. چون فرد دیگری نبود، به من می گفتند بیا ثبت نام کن. و بالاخره چه کسی پیروز شد؟ حرف
نوستالژی از نوع عکس زیارتی/ عکس می گیرم، عکس حرم و بارگاه ...
عکس هایی بدون غل و غش می گرفتم طوری که هم خودم حس و حال خوبی داشتم و با علاقه و عشق کار می کردم و هم مشتری از آن راضی بود و این روزی حلال تأثیرات بسیاری را در زندگی من گذاشته است. این عکاس زیارتی در خصوص رنگ های عکاسی زیارتی، عنوان کرد: عکس هایی که زائران از حرم بارگاه می گرفتند سیاه و سفید چاپ می شد و بعد آن عکس را به صورت دستی با آبرنگ، رنگ می کردیم و تحویل زائران می دادیم.
گفت وگو با اعضای لشکر فاطمیون لحظاتی قبل از اعزام به سوریه
نیروهای داوطلب نیاز دارند. وقتی آنجا هستی و اوضاع احوال را می بینی، این ضرورت را حس می کنی که باید رفت و جنگید. چون اگر ما امروز آنجا نجنگیم باید فردا و پس فردا در افغانستان بجنگیم. به خاطر همین من به عنوان یک شیعه افغان به خودم واجب می دانم که در سوریه بجنگم. با نیروهای تکفیری برخورد نزدیک هم داشتی؟ بله... در میدان جنگ آنها همیشه مقابل مان هستند، آنها خیلی خیلی وحشی تر از این چیزهایی
این کودکان منتظر شناسنامه اند!
سیستان محروم و چغلی های دل خنک کن از نامادری خبری نبود. گل محمد درست چند روز بعد از عقد، ساک و بار و بندیل مختصرشان را جمع کرده و بدون توجه به گریه های تازه عروسش، دو بلیط به مقصد کرج گرفته بود تا عروس جوانش را از همه وابستگی هایش جدا کند و از او زن دلخواهش را بسازد. ماه پری می گوید همان لحظه که پا به داخل اتوبوس گذاشتم همه چیز برایم تمام شد؛ چون می دانستم زندگی جدیدم دوامی
ازدواج با تیپ های شخصیتی ایده آل
تنهایی بگذرانند و اغلب خجالتی به نظر می آیند. قبل از حرف زدن، خوب فکر می کنند که چه باید بگویند. این افراد تمایلی به این که کانون توجه باشند ندارند. این بعد از شخصیت مربوط به نحوه جمع آوری اطلاعات می باشد. افرادی که حسی هستند به حواس 5 گانه خودشان اهمیت میدهند برای آنها چیزی اهمیت دارد که از طریق حواس 5 گانه قابل درک باشد ولی افرادی که شهودی هستند از حس شش خودم کمک می گیرند. افراد حسی
به خاطر سینما از خانواده طرد شدم
. وقتی این اتفاق رخ داد از کرمانشاه به تهران آمدم. به همین خاطر از طرف پدر و مادرم طرد شدم. آن هم به مدت 9 سال، به طوری که وقتی پدرم بیمار شد و برای معالجه به تهران آمد، اجازه ندادند او را ببینم و من مجبور شدم از پشت شیشه های اتاقی که در آن بستری بود او را ببینم. پس بازیگری شما از نگاه آنان یک خطای بزرگ بود؟ - بله، اما خودم یقین داشتم که مرتکب هیچ خطایی نشده ام چرا که من
مدعی رهبری جریان نواصولگرایی نیستم / یک عنصر فعال در سیاست خواهم ماند
، تصریح کرد: یک فرد سیاسی آن هم در صحنه کشور ما باید فردی آماده باشد. یعنی من همین الان باید درباره مسائل مختلف اقتصادی و مدیریتی اطلاعات داشته باشم. حلقه گمشده جریان اصولگرایی وحدت است قالیباف درباره حضورش در انتخابات اظهار داشت: همه دوستانی که برایشان احترام قائلم، به من گفتند که حتماً در انتخابات حضور پیدا کن. من. مخالف بودم و حتی استنادهایم را مکتوب کردم و به آن ها تحویل
هنوز هم راه های زیادی برای جذب مخاطب هست
راه هنوز وجود دارد. همین موسیقی ایرانی موسیقی است که از طریق مردم حفظ شده است. به هر شکل مردم با این کارها ارتباط برقرار کرده اند که آن را در سینه خودشان حفظ کرده اند. شما به آثار گلها نگاه کنید که از لحاظ تکنیکی چندان مشکل هم نبوده اما آثار باکیفیتی بوده اند. به نظر من می توان از تکلف و پیچیدگی فاصله گرفت اما کیفیت را هم حفظ کرد و درعین حال کار را به شکلی ارائه داد که مردم هم از آن لذت ببرند.
رئیس فدراسیون هم باید اخراج می شد؟
خواسته تا وارد عمل شود: در یک مقطع خیلی دوست داشتم در تیم ملی باشم چون باعث پیشرفتم می شد. از یک زمانی به بعد، دیگر من به تیم ملی احتیاج نداشتم و فقط به خاطر کمک به کشورم می خواستم در تیم ملی حضور داشته باشم. اگر قرار به مشهور بودن و قرارداد خوب بستن باشد، دیگر از من گذشته و آن قدر شناخته شده هستم که نیازی به حضور در تیم ملی نداشته باشم. الان تیم ملی است که نیاز به من دارد ولی کارهایی که آقایان انجام
متهم دوم قتل بنیتا: شب حادثه به کلانتری خاتون آباد گفتم که یک بچه داخل ماشین رها شده،توجه نکردند
زدم که گفت سمت پاکدشت است.بعد هم آدرس داد و من هم به سراغش رفتم و تازه آن موقع بود که از ماجرای بچه با خبر شدم. به محمد گفتم بچه را ببر تحویل بده. من خودم بچه دارم و می دانستم که پدر و مادرش چه می کشند. بعد چه اتفاقی افتاد؟ ضبط و باند ماشین را باز کردیم و من از محمد جدا شدم. بعد از آن ماجرا سراغ محمد نرفتی؟ کنجکاو نبودی ببینی برای بچه چه اتفاقی افتاده است؟ سراغ محمد نرفتم. اما همان شب به کلانتری
آرفی: اتفاقی بازیگر شدم
کنند و با بقیه فرق دارد. من چند تا برنامه دعوت شدم که در آن مجری برنامه یک جور خاصی حرف می زد. منظورتان ادبیات مجری های تلویزیون است؟ بله. البته کم کم دارم یاد می گیرم. خیلی خوشحالم، چون دوستانم هم می گویند که در فارسی صحبت کردن خیلی پیشرفت کرده ای. فیلمنامه ها هم خیلی به من کمک کرد تا بیشتر یاد بگیرم. مثلا چند تا اصطلاح در فیلمنامه بود که من بلد بودم، اما استفاده نکرده بودم که
خودم دوست داشتم، شجاع به پرسپولیس بیاید
تمجید می کند: من خودم دوست داشتم او به پرسپولیس بیاید و اینکه جایگزین چه بازیکنی شده و... اصلا مطرح نیست. همه بازیکنان باید تلاش کنند و در بهترین فرم بازی باشند. در تمرینات و بازی به بهترین شکل کار می کنیم. خوشحالم او در اولین بازی اش موفق بوده و هدف همگی ما موفقیت تیم است. مصدومیت سیدجلال البته کار را برایش سخت کرده و از اینکه نمی تواند برای پرسپولیس بازی کند ناراحت است: تنها کاری که از
مصاحبه توفانی کاپیتان سابق بسکتبال علیه فدراسیون
مدیران فدراسیون دیگر بازگشتی هم به تیم ملی نخواهد داشت. به بهانه عقد قرارداد صمد نیکخواه بهرامی با یک تیم چینی با او دقایقی همکلام شدیم. . در چین اذیتم نمی کنند تصمیم گرفتم برای چندمین فصل متوالی در چین باشم و دلیل این تصمیم گیری هم بیشتر به خاطر آرامشی که در چین دارم. کسی اذیتم نمی کند، بی جهت جریمه نمی شوم و همه چیز روی روال و نظم خاص خودش است. البته دوست داشتم در لیگ ایران بازی کنم