سایر منابع:
سایر خبرها
مادر و فرزند قربانی مرد شیشه ای
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، صبح دیروز محاکمه این جنایتکاربه اتهام قتل فرزندش در شعبه دهم دادگاه کیفری تهران برگزار شد واو در دفاع از خود گفت: به خاطر مصرف مواد مخدرو شیشه عقلم را از دست داده بودم و نمی دانستم چکار می کنم.... اتهام خودم را قبول دارم اما از اتفاقی که افتاده بشدت پشیمانم. بهمن سال گذشته مأموران پلیس در تماس با بازپرس کشیک قتل پایتخت از کشته شدن پسر نوجوانی خبر دادند
گفت و گوی ملی را تا آخر پیش می برم | با آقای خاتمی هر ماه جلسه دارم
من ختم می شود، نگذاشتم هیچ کاری از کارهای دولت زمین بماند. جمع بندی تان از حضور در مناظره ها چیست؟ اگر بعد از مناظره ها کسی از من می پرسید خوب بود یا بد، پاسخ می دادم که یادم نیست چه گفتم. اما اکنون که گاهی در فرصت هایی بار دیگر مناظره ها را مرور می کنم، می بینم که خوب ظاهر شدم(باخنده). جمع بندی تان از فضای مناظره ها چیست؟ شفافیت و صراحت یکی از ویژگی های انتخابات
سلطانی فر: خبرهای خوبی برای زنان داریم
برنامه ای برای حمایت از فوتبال در سال منتهی به جام جهانی و در نتیجه خوشحالی دوباره مردم دارید؟ ما بلافاصله بعد از قطعی شدن صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی از فدراسیون فوتبال، سرمربی تیم ملی و سازمان تیم های ملی این رشته خواستیم تا نقشه راه را تا جام جهانی مشخص کنند. برنامه اولیه در این خصوص مشخص شده و با توافقی که مسئولان فدراسیون و کادرفنی داشته اند، 85روز اردو در کنار چند مسابقه تدارکاتی
جهانگیری: روحانی درباره کابینه زیربارکسی نمی رود/ درمناظره،جواب قالیباف راکه دادم،رئیسی آهسته گفت...
بماند. جمع بندی تان از حضور در مناظره ها چیست؟ اگر بعد از مناظره ها کسی از من می پرسید خوب بود یا بد، پاسخ می دادم که یادم نیست چه گفتم. اما اکنون که گاهی در فرصت هایی بار دیگر مناظره ها را مرور می کنم، می بینم که خوب ظاهر شدم(باخنده). جمع بندی تان از فضای مناظره ها چیست؟ شفافیت و صراحت یکی از ویژگی های انتخابات است. به هر رو، در ایام انتخابات برخی از حدود متعارف
همچنان با گروه کبری11 کار می کنم/با 500 هزار تومان ماشین چپ می کنند/روش های نادرست باعث مرگ بسیاری از ...
پیش او آمده و پیمان دوره های بسیار سختی را برای من گذاشت. بعد از آن من دستیار اول پیمان شدم چون همه چیز را از خود او یاد گرفته بودم. من همه چیزم را مدیون وی هستم و امیدوارم بتوانم بالاخره یک روز این زحمت ها را جبران کنم. اگر بخواهید یکی از خاطرات خودتان با پیمان ابدی را برای ما تعریف کنید، آن خاطره چیست؟ من خاطرات زیادی با پیمان دارم اما یکی از خاطرات شیرین من با پیمان به
قتل فرزند 4 سال بعد از همسرکشی
امتیاز خبر: از تعداد رای دهندگان روزنامه شرق: مردی همسرکش که توانسته بود رضایت فرزندانش را بگیرد و از قصاص نجات پیدا کند، بعد از آزادی از زندان این بار پسرش را به قتل رساند. متهم که مردی معتاد به شیشه است، چهار سال قبل از حادثه، در پی درگیری ای که با همسرش داشت او را به قتل رسانده است. یک سال قبل دختر نوجوانی درحالی که گریه می کرد با مرکز فوریت های پلیسی تماس گرفت
قتل همسری که شوهرش را چوپان زاده خواند
مرا پسر چوپان خطاب کرد؛ به خاطر اینکه پدرم عشایر بود. خیلی از این حرف او ناراحت شدم و به او گفتم دیگر هرگز مرا پسر چوپان خطاب نکن. رؤیا زمانی که متوجه شد از این حرف او ناراحت شدم، چند بار دیگر مرا پسر چوپان خطاب و با این کارش مرا تحریک کرد. خیلی عصبانی بودم، به طرف آشپزخانه رفتم و گلوی رؤیا را گرفتم و به طرف هال کشیدم، رؤیا روی زمین افتاد؛ برای اینکه کمی آرام شوم به حیاط رفتم و بعد از چند دقیقه به
مرد تهرانی همسر و مادرزنش را از پای درآورد
تصمیم داشتم همراه با فرزندانم به افغانستان بازگردم اما من غیرقانونی وارد خاک ایران شده بودم و این کار ممکن نبود، دیگر برایم راهی نمانده بود تا اینکه ظهر روز گذشته پس از حضور در سفارت افغانستان به منزلم رفتم. متهم این پرونده که 31 سال سن دارد، در ادامه اظهاراتش به بازپرس گفت: زمانیکه به خانه رفتم به مادرزنم گفتم دیگر تحمل ندارم و می خواهم همراه با بچه هایم به افغانستان بازگردم که مادرزنم
علی دایی: مایلی کهن بزرگتر من است و احترامش واجب
و باید ببینم از این به بعد چه پیش می آید. *حالا چرا جامعه شناسی ورزشی، از انتخاب این رشته چه هدفی دارید؟ علی دایی – من از لحاظ شخصی و فردی می خواهم جامعه شناسی ورزشی را بخوانم. اصلا با مسائل دیگر این موضوع کاری ندارم. خودم می خواهم دیدگاه هایم بازتر شود و به مسائل روز دنیا آشناتر بشوم، به خاطر این مسئله دنبال جامعه شناسی ورزشی رفتم. خدا را شکر که مرحله اول آزمون را قبول شدم
ملیکا دختر 1.5 ساله مشهدی پیدا شد (+عکس)
هرچی از او پرسیدم ملیکا کجاست فقط گریه می کرد و هیچی نمی گفت. من که حسابی شوکه شده بودم همه جا را گشتم و سراغ دخترم را ازهمسایه ها می گرفتم که متاسفانه کسی از دخترم خبری نداشت. زمانی که همه جا را گشتم با پلیس تماس گرفتم اما آنها بعد از اینکه حسابی من را منتظر گذاشتند به من گفتند به همراه عکس دخترم به کلانتری بروم و من هم عکس را برداشته و به کلانتری رفتم. در آخر ساعت
کمال کامیابی نیا : اسامی بهترین ها نیم ساعت قبل از شروع مراسم تغییر کرد!
مصدوم شدی و در نهایت کتفت را به تیغ جراحان سپردی. ابتدا می خواهیم درباره بازگشتت به تیم صحبت کنیم. کمال کامیابی نیا – بله . من اواخر فصل قبل با مصدومیت کتف مواجه شدم و به همین دلیل باید هر چه زودتر دستم را عمل می کردم. در همان زمان پزشکان به من گفتند که 13 هفته باید استراحت کنم و پس از آن می توانم دوباره بازی کنم اما با تمرینات خوبی که طی این مدت زیر نظر پزشکان تیم و همین طور تیم ملی
مقاومت مرگبار دختر جوان مقابل 4 شیطان شبگرد + گفتگو با متهم
/> پدر و مادرت خبر دارند ؟ بعد از اینکه دستگیر شدم، خبر دار شدند. معتادی ؟ نه. سابقه داری ؟ نه. چقدر درس خواندی ؟ من دانشجوی حسابداری بودم و تا ترم سه خواندم، اما به صورت موقت ترک تحصیل کردم. شما که خانواده تحصیلکرده و فرهنگی ای داری، چه شد که زن جوانی را به قتل رساندی ؟ من قصد قتل نداشتم. فقط می
پیشگیری از سرطان های زنانه
در خانم هایی دیده می شود که اصلا سابقه فامیلی سرطان را در پیشینه خانوادگی خود ذکر نمی کنند. این موضوع زنگ خطر برای تمام خانم ها و نشان دهنده اهمیت معاینات دوره ای پستان توسط متخصص زنان یا جراح عمومی است. : معاینه پستان از چه سنی باید آغاز شود و تا چه سنی ادامه پیدا کند؟ این معاینات باید بعد از بلوغ با تکمیل رشد طبیعی پستان توسط خود فرد آغاز شوند، اما زمانی که پستان به تازگی
یهویی بازیگر شدم!
خواهم داشت. شما خیلی خوب فارسی صحبت می کنید، اما خواندن و نوشتن را بلد نیستید. با توجه به این که نقشتان در سریال لژیونر پررنگ است، حفظ دیالوگ ها برایتان سخت نبود؟ شانس من است! همه بازیگران از شب قبل متن را می خواندند و با آمادگی سر صحنه حاضر می شدند، اما من هر روز صبح سر کار می آمدم و یکی از بچه ها دیالوگ ها را به انگلیسی برمی گرداند و بعد باید آن را حفظ می کردم. پس زمان کمی برای حفظ دیالوگ ها داشتید؟ (با خنده) باید بگویید اصلا زمان نداشتم. این مساله به شما استرس نمی داد؟ نه، اوکی بودم! فاطمه عودباشی ...
بعضی اقتصاددانان فکر می کنند اینجا آمریکاست
دست، تمام اینها مانع اصلاحات می شوند. این کتاب بسیار توانایی آموزندگی دارد اما با یک بار خواندن بعید می دانم هموار شود. با توجه به این مقدمات که درباره کلیات کتاب گفتم، سراغ بحث کتاب می روم. در خاطرات دو نفر از نوبلیست ها (راسل و نورث) خواندم آنها ابتدا که می خواستند درس بخوانند و فعالیت علمی داشته باشند خیلی فکر کردند چه کار کنند که رنج بشر را کمتر کنند. نورث در خاطراتش می گوید من بین خواندن
دستمان بسته است
پرداختم و بعد از مدتی، پس از تحقیق و بررسی متوجه شدم باید برای آزمون صدا به شورای رادیو مراجعه کنم. آن زمان هفته ای دوبار اداره رادیو که در میدان ارک بود، برای علاقه مندان آزمون برگزار می کرد. خاطرم هست که من آوازی از بانو روح انگیز را که سال ها قبل شنیده بودم با شعری از هلالی جغتایی (دل خون شد از امید و نشد یار، یار من...) و تصنیف رفتم ، از ساخته های استاد تجویدی را در یک نوار ضبط کردم و به
شخصیت های طنز باید گل درشت باشند
بازیگری دارد و کلا چارچوب کار صحبت و بعد با او همکاری اش را آغاز می کند. برای بازی در ساعت 5 عصر هم خاطرم هست اواسط کار بود که در بعدازظهری ایشان با من تماس گرفتند و گفتند نقشی در کارم دارم. می خواهی آن را بازی کنی؟ و من خوشحال شدم و گفتم خیلی هم خوشحال می شوم در کار سینمایی تان نقشی داشته باشم. روز اولی که سر کار رفتم راجع به خود نقش صحبت کردیم و چند روز بعد از آن جلوی دوربین حاضر شدم. آیا
بهنام فر: باید در تاتامی باشم و بزن بزن کنم!/ فوتبالی نیستم اما کریس رونالدو را دوست دارم
بود که از رده جوانان من با آن ها تمرین کرده بودم. در هر حال الان تیم بسیار خوبی در بزرگسالان داریم اما الان بچه های بسیار با انگیزه ای در رده جوانان داریم و خیلی امیدوار هستم که در اسپانیا بتوانیم نتایج خوبی را کسب کنیم. پس از آن هم در مسابقات المپیک جوانان در آرژانتین بتوانیم نتایج خوبی بگیریم و من هم بتوانم به جایگاه خودم برگردم. این انگیزه را دارم تا المپیک 2020 به جایگاه خودم برگردم. بله
دوستی تلگرامی باجنایت پایان یافت
پیدا کردند که او از چند ماه پیش و از طریق شبکه های مجازی با شخصی بنام "جمشید 30 ساله آشنا شده است. آذر در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: مدتی قبل در حین جستجو در گروه های مختلف شبکه های مجازی با شخصی بنام جمشید آشنا شدم؛ پس از گذشت مدت کوتاهی، جمشید چندین بار عنوان کرد که قصد کشتن همسرم را دارد، اما به حرف های او اهمیت نمی دادم تا اینکه روز جمعه طی تماسی عنوان داشت که همسرم را به قتل رسانده
اگر نگران دین خود و خانواده تان هستید یک سفر زیارت بروید
بود رفت در زد و مادرش از پشت در پاسخ داد.گفت در را باز کن من هستم.مادرش گفت باز نمی کنم خسته شدم ، تو هر روز صبح با لباس تمیز می روی بیرون و غروب با لباس پاره و کثیف می آیی.بچه گریه می کرد ولی مادر در را باز نمی کرد.رفتم جلو گفتم پسرم اجازه می دهی من از مادرت خواهش کنم بروی داخل؟گفت بله در زدم و خودم را معرفی کرد،مادر در را باز کرد.گفتم چرا راهش نمی دهی؟گفت خسته م کرده است،لباس هایش را نگاه کنید
احساس کاهش امنیت روانی در پی حوادث دردناک بنیتا، کیمیا و آتنا
بود که چند روز پیش عبدالکریم یادگاری، معاون اجتماعی بهزیستی استان مرکزی تعرض و کودک آزاری پریا کودک پنج ساله ساوه ای را تایید کرد. موضوعی که باعث شد بود تا پریا دچار ضربه مغزی شده و به کما برود. همان روز ملکی، رئیس دادگستری ساوه آزار این دختر بچه را تایید کرد اما با این حال گفت که این کودک آزاری، آزار جنسی نبوده است. با این حال ملکی با بیان اینکه کودک به وسیله مادرش به بیمارستان منتقل شده
فقط می آیند شهاب حسینی را ببینند نه تئاتر!
داریم این مخاطبان به صرف تماشای تئاتر به سالن می روند؟ یعنی تماشاگران تئاتر شهاب حسینی را نباید مخاطب تئاتر بدانیم؟ من اعتقاد دارم کسی که یک میلیون تومان برای تهیه بلیت تئاتر هزینه می کند، اصلا برای تماشای تئاتر نمی آید. ما یکسری آدم مرفه در جامعه خود داریم که به دنبال تئاترهایی خاص هستند. PS من هم برای 20 روز بعد از حالا رزرو شده و به نظر من کثرت تماشاگر هرگز نمی تواند دلیلی باشد بر
قالیباف مدیر میدانیِ با جرأت و جسارتی است/ تصمیمات اصلاحات بیرون از شورایعالی گرفته می شود/ شورای پنجم ...
که تنها 28 سال داشتم. بعد از مجلس هم که در وزارت دارایی، عضو هیات مدیره سازمان اموال تملیکی بودم تا رسید به دوره اصلاحات در سال 76 که بعد از آن هم بحث انتخابات شوراها مطرح شد. بنده از سوی گروههای خط امامی آن زمان که بعد از دوم خرداد اسم آنها شده بود گروههای دوم خردادی، برای شورای شهر تهران کاندیدا شدم. لذا از زنجان بلند نشدم بیایم تهران. ما در واقع می شود گفت که به نوعی اینجا بودیم، از دوران تحصیل
شهید محمدمهدی زینلی و آرزویش که شهادت در خواب بود
بماند و اول مهر برگردد و به درسش ادامه دهد او برگشت اما بعد از چند روز دوباره عشق به جبهه ها در دلش زبانه کشید و این بار بدون خداحافظی رفت و به خاله اش سپرده بود که از مادرش خداحافظی کند و به او بگوید که محمدمهدی روی خداحافظی با شما را نداشت، او را حلال کنید. بعد از محمدمهدی خداوند به ما چهار دختر و سه پسر داد که از بین آنها محمدمهدی واقعاً بی نظیر بود او مدت چهار سال از هشت سال دفاع مقدس
با محمود دولت آبادی در 77 سالگی
توجه به اسب هایی که در کلیدر وجود دارد، من یک اسب شناسم در حالی که این طور نیست. من یک بار سوار اسب شدم و چون جراحی پهلو کرده بودم، دایی من که جنگلبان بود گفت چیه؟ گفتم هیچی. گفت بیا پایین، جواب بابای کولی تو را نمی توانم بدهم. من را پیاده کرد. اسب سواری من همین بود که آن هم زیاد اسب نبود بیشتر قاطر بود. حالا رانندگی را دوست دارم، با این ماشین دوست دارم، با بیوک. داماد ما می گفت یک ماشین جدید بخر
کشف 221 کیلو گرم تریاک در منوجان
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از کرمان، سرهنگ رضا محمد حسنی، فرمانده انتظامی منوجان دیروز سه شنبه، 10 مرداد گفت: مأموران پاسگاه انتظامی چاه شاهی با انجام یک سری اقدامات اطلاعاتی از قصد انتقال مواد توسط قاچاقچیان از محورهای فرعی منوجان به استان هرمزگان خبردار شدند و موضوع را در دستور کار خود قرار دادند. وی افزود: مأموران با گشت زنی هدفمند و کنترل دقیق مسیر منوجان به سمت هشت بندی
نمی خواهم طعم هیچ غذایی زیر دندانم برود
خورد. عکاس دوباره همان کار را کرد. دوباره دست بهلول عقب رفت. باتعجب سرش را آورد بالا. صاحبخانه گفت: خانم دایی جان بیهوشند اما متوجه می شوند نامحرم است. خدا به ایشان عنایت دارد. اگر می خواهید مثل همین خانم چیزی روی دستش بیندازید و بعد ببوسید. عکاس با کمک چادر مادرم دستش را بوسید و با چشمان اشکی رفت کنار. نوبت من بود. رفتم جلو . خم شدم روی صورتش. انگار بالا آورده بود. چشمم که خورد گفتم الان است که
از بنده خدا به مردمی که برای خدا به خشم آمدند
شرایط برای انقلاب خود بود، رو به مردم کرد و فرمود: آن کس که میوه را نارس بچیند، مانند کشاورزی است که در زمین دیگری بکارد. 5 این اتفاق چند بار دیگر هم افتاد؛ مثلا پس از مرگ یکی از خلفاء؛ در ذی حجّه سال 23 هجری، آن زمان که در روز شورا بار دیگر به ناحق، حق را به دیگری دادند؛ فرمود: همانا می دانید که من سزاوارتر از دیگران به خلافت هستم. سوگند به خدا! به آن چه انجام داده اید گردن
در یک روز، 6 بار مسابقه دادم
کردم و بعد جذب آمادگی جسمانی و بدنسازی شدم و سعی کردم با جدیت در این سال ها کار کنم. تا آن که سال گذشته باشگاهی که در آن ورزش می کنم اعلامیه ای برای شرکت در مسابقات مچ اندازی داد و من مشتاق شدم که شرکت کنم؛ شرکت کردم و توانستم مقام اول شهر خودم را به دست بیاورم. بعد از آن هم در مسابقات استانی که در سنندج برگزار شد، شرکت کردم و مقام دوم را به دست آوردم. هر چند که من خانه دارم و به خاطر بیماری ام اس
انحصار ناکام
توانستند به محض آن که قانون انحصار تریاک از مجلس گذشت، اعتیاد خود را رها کنند، آن هم بدون داشتن حداقل بیمارستان و دوا و دکتر و تبلیغات صحیح و تعلیمات کافی . این تاریخ نگار چهارعامل برشمرده است که در زمان اجرای قانون گرفتاری هایی بسیار پدید آورد؛ یک، جمعی از تجار، از پیش، یعنی، از ماه ها قبل از تصویب قانون، سفارشهایی قبول کرده بودند و می بایست در مدت معین، به تعهد خود وفا می کردند و جنس را در موقع