سایر منابع:
سایر خبرها
کلاهبرداری های مکانیک ها از خودروداران
. البته این بماند که در حین یک مکالمه صوری با تراشکار دیگری تلفنش زنگ می خورد و متوجه می شود دستش برای مشتری رو شده است. سرانجام حاضر می شود کار را با 300 هزار تومان انجام بدهد و البته برای خودش دستمزد 400 هزار تومانی در نظر می گیرد اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود و در تماس بعدی اعلام می کند که تسمه تایم خودرو نیز باید عوض شود وگرنه سرسیلندر کج می شود و این به معنی بازگشت به پله اول است. می گویم تسمه
توقعم بالا رفته
شود که ستودنی است. به خاطر خوب بودن او هست که این اتفاق برای او می افتد. او تنها کسی است که تلاش مطلق می کند که زندگی خود را در این فیلم نگه دارد. به نظرم در این فیلم، بابک، نماینده عنصر نیکی و بخشش و به نظر من از همه زیباتر است و تماشاچی بیشتر احساس می کند که این مرد به فراموشی دچار نشده، بلکه خودش را به فراموشی زده است که زندگی خود را نجات بدهد. اینجاست که می گویم فیلم ما، اگر شعاری دارد، شعارش
بعضی مسئولان خدمت می کنند تا بعدا رئیس جمهور شوند
مردم را در بر نمی گیرد و نماینده مجلس، نماینده تمام مردم است نه فقط نماینده حزب خودش. ما با انتخابات حزبی مخالف نیستیم. من خودم از ده سالگی در گروه شیعیان فعال بوده و همه عمر خود را در تحزب گذرانده ام، بنابراین با انتخابات با حضور احزاب کاملا موافقم البته ما با انتخابات دو حزبی مثل انتخابات آمریکا و انگلیس که برخی آرزو دارند به تقلید از آن ها عمل کنیم مخالفیم، زیرا این مسأله موجب ایجاد دیکتاتوری
مرور پرونده 2 دلال نفتی
پردازیم. سوال مهم اما درباره دارایی این مرد مرموز اقتصادی است، خود زنجانی دارایی هایش را 25 هزار میلیارد تومان اعلام می کند.البته وی رقم بدهکاری هایش را نیز در یکی از معدود مصاحبه هایش با رسانه های داخلی اعلام کرد. زنجانی با اشاره به موضوع بدهکاری اش به وزارت نفت می گوید: وزیر نفت گفته است من بیش از 2 میلیارد دلار بدهی دارم اما بدهی من به این وزارتخانه یک میلیارد و 200 میلیون یورو
اظهارات بازیگر معروف زن که ایران را ترک کرد
سر من کلاه بگذارد و خانه ام را از دست من در بیاورد به خاطر این که من هنرپیشه معروفی بودم و فکر می کرد که پول دارم. خوب، این چه شهرتی است؟! این چه محبوبیتی است؟ همه هم قربان صدقه آدم می روند اما می خواهند جیب آدم را خالی کنند. در این چند سال اخیر، مردم بلاهایی سر من آوردند که اصلا نمی دانستم چپ و راست من کجاست؟ من چه طرفی از این شهرت بسته ام؟! در همین پاریس هم وقتی قدم می زنم، هنوز هم ایرانی ها من
بازیگر بائو در پایتخت، تا 14 سالگی صدا نداشت
؟ با این حال بعد از چند روز برای همه عادی شدم ولی من تا ماه ها هر وقت حرف می زدم صدایم را نمی شناختم و شادی عجیبی سرشارم می کرد که گفتنی نیست. کمی از حس و حال روزه ی سکوتت بگو. هنوز هم نمی دانم بیماری قاری مصری چه بوده. بارها به این فکر کرده ام شاید بیماری اش چیز دیگری بوده ولی جواب داد چون معتقدم اتفاقی که در روح من افتاد اتفاق بزرگتری است. شب هایی بود که از سکوت نمی خوابیدم.دوست داشتم
رسولی: ائتلاف اصلاح طلبان با لاریجانی پشت پا زدن به اصلاحات است
طلب بودن است چون به دنبال لیست واحد اصلاح طلبان هستیم. بعید می دانم بخش نظارتی بگونه ای عمل کند که در برخی از حوزه ها اصلاح طلبان امکان کاندیدا گزینی نداشته باشند. اگر فردی از نظر قومی، قبیله ای رای بیشتری داشته باشد، آیا اصلاح طلبان به سمت این فرد می روند یا در دایره اصلاح طلبی انتخاب می کنند؟ حتماً در دایره اصلاح طلبی خواهد بود برای یک جریان سیاسی حفظ هویتش از اهمیت حیاتی
قدیمی ترین بانوی موتورسوار من هستم !
شیرین مولایی با قانون را می خوانید. موتورسواری را از کجا شروع کردید؟ خیلی دوست داشتم، پدر من همیشه می گفت تو باید پسر به دنیا می آمدی، چون کارهای پسرانه دوست داشتم البته روحیه زنانه و عاطفه و احساس لازم را دارم. ترجیح می دهم یک خانم در منزل، خانم بودنش را حفظ کند و بیرون از خانه یک مرد باشد. من دوچرخه سواری را زمانی که بچه بودم یاد گرفتم و پس از آن از برادر خدابیامرزم موتورسواری
ببر ایرانی با سرعت مثال زدنی مجذوب علی دایی!
؟ جیم: آن که بله، ولی غیر از اطمینان انگار یه جورایی بهم الهام شده بود حتی بعد از گرفتن مدال همه می پرسیدند که چرا خوشحال نمی کنی؟ در جواب گفتم که می دواستم و کار نشدنی نبود. سین: یعنی بعد از کسب مدال خوشحال نبودید؟ جیم: خوشحال که بودم ولی به نظرم خیلی بزرگ نمی آمد! چون دو مدال جهانی داشتم و خودم را بالاتر از این عنوان می دانستم. سین: بدترین روز زندگیتان
دو داستان متفاوت از فرزندخواندگی به قلم دو مادر/ کودکانی که گمشده های ما هستند
میذارن امیدوار بشن که صبرشون بی حاصل نیست و اونایی که هنوز دلشون قرص نشده از کاری که می خوان بکنن با آگاهی برن جلو، هم سختی و هم لذت. بزرگترین آرزوی همه مادرایی که در طول شب به بچه هاشون شیر می دن، چند ساعت خواب پیوسته ست. اصلا مهم نیست که دلبند عزیز شاید 12 ساعت هم بخوابه. وقتی قرار باشه هر یک یا دو ساعت یکبار بلند بشی و بچه را شیر بدی و آروغ بگیری و دوباره بخوابونی، همه اون 12 ساعت کوفت
پیام امام (ره) برای قطعنامه 598
روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور، که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم ؛ و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم. و خدامی داند که اگر نبود انگیزه ای که همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام ومسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتربود. اما چاره
گفت وگوی منتشر نشده با عمر شریف/ من خوشبخت بودم
هرچه پول دارم برایش بدهم. من به حرف های منجمان و کف بین ها اعتقادی ندارم. ولی یادم می آید زمانی که بچه بودم یک روز نزد یک کف بین یونانی رفتیم. من به همراه دوستان مدرسه ای خودم بودم. به کف دست من بادقت نگاه کرد و بعد گفت: تو مرد مشهور و مهمی خواهی شد. من حرف هایش را آن وقت جدی نگرفتم. چون خیلی بازیگوش بودم. 57244
شیرمرد دجیل هم آسمانی شد
هم ازدواج کردیم. کلاس پنجم دبستان بودم. مادرم به این ازدواج اعتراض داشت و می گفت: تو بچه هستی، سید جاسم از تو بزرگ تر است. اما من نپذیرفتم و می گفتم مهم اخلاق و ایمان سید است که من قبولش دارم. سید حتی اجازه نداد که من امتحان تجدیدی ریاضی خود را بدهم. در نهایت به لطف خدا با مهریه 50 هزار تومانی به عقد ایشان درآمدم. شهریور ماه سال 1366 بود. از بزرگان و بستگان دعوت کردیم و مهمانی ساده ای را در حمیدیه
اعتراض بازیکن استقلال: چرا برای برخی پول هست!
، زودتر پولت را می گرفتی؟ نمی دانم واقعاً این بازیکنان پولی گرفته اند یا نه. در جریان ریزکارها نیستم اما اگر اینطور باشد، قطعاً این نشانه ضعف باشگاه است. باشگاه اگر پول ندارد باید برای همه نداشته باشد و اگر دارد به همه بازیکنان به طور یکسان پرداخت کند. اینکه یک بازیکن بگوید به تمرین نمی آیم تا پولم را بدهید و بعد پول خود را دریافت کند، نشان می دهد باشگاه خیلی ضعف دارد. خودت هم وقتی
تخلص از ربا!
حمایتی و اقتصادی. چون یهود اصلا در سرزمین حجاز تفوّق اقتصادی به کل مجموعه داشت و خیلی از این افراد (به خصوص در مدینه که کشاورز بودند) مجبور بودند با اینها روابط اقتصادی داشته باشند. در این قراردادها مقداری حرف پیش آمد و پیامبر بعضی از این قراردادها را لغو کرد بعد هم اینگونه ساماندهی کردند و گفتند اگر طرف زیاده برای مسلمان ها باشد ایرادی ندارد. اگر این روایت مشکل سندی هم نداشته باشه یک مورد خاص
ملکیان: تغییر اندیشه ام از سر حقیقت طلبی است نه مد روز
مصطفی ملکیان نواندیش، دین پژوه و متفکر فلسفه اخلاق در نشستی در اتاق گفت و گوی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به بیان دیدگاه های خود درباره وضعیت اندیشه در ایران پرداخت. آن چه می خوانید بخشی از این نشست است که در آن ملکیان به موضوع آثار و احوال روشنفکران دینی و دلیل عدم انتشار نقد کتاب قبض و بسط تئوریک شریعت از سوی خود اشاره دارد. آقای ملکیان! شما نقدی بر کتاب قبض و بسط تئوریک شریعت دکتر سروش ن
بنیاد در آینه مطبوعات
دیگر از آن شهید را چنین بازگو می کند: نمی دانم چه حادثه ای پیش آمده بود که او سخت ناراحت شده بود. برای اولین بار ناراحتی را درچهره اش دیدم. بی اعتنا به چند نفری که آنجا بودیم، قرآن را برداشت و با صدای بلند شروع به خواندن کرد. صدایش بس دلنشین و جذاب بود. درحین خواندن اشک می ریخت.گاهی صدای قرآنش راهق هق گریه بند می آورد. یکی دو صفحه خواند و قرآن رابست وکنارگذاشت. انگار همه چیز تمام شد .دوباره لبخند
رحیمی را حلال کردم، احمدی نژاد را نه
بود و چنین پرداختی به قانون نیاز داشت. این گفته شما به گوش آقای احمدی نژاد رسیده بود؟ بله. حرف های من را به گوش ایشان رسانده بودند و آقای احمدی نژاد هم گفته بودند نیازی به قانون نیست و خود من قانون هستم. اوایل ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بود، همه از ایشان حمایت می کردند و ایشان هم هر کاری که می خواستند می کردند و هیچ کس به ایشان چیزی نمی گفت، البته بعدها که دولت اساسنامه شرکت
تفاوت ظریف و دلواپسان از زبان خودش / آرزوی وزیر خارجه برای سال 94
آرزو دارم که در سال 94 دنیا در برابر حرکت افراط به خودش بیاید و بفهمد که با افراط نمی شود برخورد گزینشی کرد و به این نتیجه برسد که باید با این معضل برخورد کند. شاید این امید هم برای سال 94 قابل تحقق هم باشد. در روزهای پایانی سال یکی از کسانی که روزنامه ها به دنبال مصاحبه با او هستند، وزیر امور خارجه است. روزنامه خراسان نیز مصاحبه ای با ظریف انجام داده است. متن این مصاحبه به
عراقچی: توافق نهایی با 1+5 است، نه آمریکا
. کلی فضا را عوض کرد. من که خیلی پیگیر هستم، اصلا از ذهنم رفته بود باز نمی دانم ایشان چطور اخبار را دیده بود و گفت یک هیچ جلو است، بعد بحث مان درباره مذاکرات ادامه یافت، اما دوباره آقای روانچی وسطش شوخی می کرد، مثلا یک مرتبه می گفت دقیقه 80 است هنوز یک هیچ جلو هستیم. از این خاطرات این طوری داشتیم. یک بار هم در بازی های جام جهانی رفتیم دسته جمعی بازی را دیدیم، فکر می کنم بازی ایران با نیجریه بود
امر اجتماعی از رمان ما خط خورده
مترجم در سازمان ملل به فعالیت پرداخته و تأثیر حضور او در غرب و شناخت دقیق او از منطقه و جهان به وضوح در آثارش دیده می شود. به مناسبت انتشار عشق در تبعید با رحیم فروغی گفت وگو کرده ایم و در این گفت وگو درباره ویژگی های مختلف این رمان صحبت کرده ایم. همچنین با فروغی درباره ویژگی های اجتماعی آثار بهاء طاهر و فقدان این موضوع در ادبیات سال های اخیر خودمان هم حرف زده ایم. به اعتقاد فروغی، ادبیات ما در این
90/ چشمی: محجوب خواب دیده بود!
اما حالا کوه انگیزه هستم زیرا با فکر آزاد فقط تمرین خواهم کرد تا در شروع بازی ها از هر نظر آماده باشم. می خواهم به همه ثابت کنم مظلومی خرید خوب انجام داد و به بهترین شکل پاسخگوی اعتماد او و سایر اعضای کادرفنی را بدهم. برای آغاز لیگ لحظه شماری می کنم و خیلی حرف ها در زمین برای گفتن دارم. امیدوارم امسال بتوانم برای هواداران میلیونی استقلال پیام آور شادی و قهرمانی باشم.
مردی که فقط رنجدیده ها را استخدام می کند
خیلی اثرگذاشت، ماشین را زدم بغل جاده و نزدیک یک ساعت فکر کردم. به خودم گفتم من به عنوان یک معلم دانشگاه همیشه حرف زده ام و حالا نوبت عمل است. پس تصمیم گرفتم کاری کنم که به کشورم، دینم و ملتم کمک کند، در ضمن تکراری هم نباشد چون کار تکراری محکوم به شکست است. پس تصمیم گرفتم یک واحد صنعتی تاسیس کنم، اول هم به کارگیری معلولان در نظرم بود، ولی دیدم این کار قبلا انجام شده است. پس رفتم سراغ
خوش سلیقه ترین کارگر تهران (+عکس)
اینطوری کار می کند. خیلی هم کارم را دوست دارم. بسیاری از رسانه های خارجی نیز سراغ عمو برات رفته اند: یکبار یک نفر از خارج آمده بود تا با من مصاحبه کند. بعد از مصاحبه به من خرده گرفتند که می دانی با رسانه بیگانه حرف زدی؟ من هم گفتم من که این چیزها را نمی دانم. من گفتم من خاک پای مردم ایران هستم. عموبرات شب های تعطیلی که پارک شلوغ می شود دلش نمی آید 9 شب در ها را ببندد و برود. برای همین اگه
روایت حمید فرزاد از دوستی با شهید دستواره
فرمانده است. گفتم: کدام شان؟ گفت: حسن زمانی؛ یکی از فرماندهان گردان حمزه است. حسن زمانی بعدها در عملیات خیبر شهید شد. او و رضا دستواره مثل دوقلوی بهم چسبیده بودند. آنها اصلاً با هم تناسب نداشتند چون رضا شلوغ و پر سر و صدا بود و از صبح تا شب دوست داشت یکی را سر کار بگذارد. اما حسن بسیار مظلوم بود. هیچ کس به اندازه حسن زمانی آنقدر تحمل شوخی های رضا دستواره را نداشت. به همین دلیل رضا عاشق حسن بود. وقتی
مردی که اعضای بدنش را به مزایده گذاشت!
میلیون تومان مانده، اگر حتی 60 میلیون هم با این فروش اعضا برایم جور شود، کافی است چون دو، سه نفری که از آنها قرض گرفتم، خیلی محتاجند، باید زودتر پولشان را بدهم. الان بیکارید؟ نه پراید یکی از دوستانم که بهش بدهکار هستم، روزهای پنجشنبه و جمعه دستم است، با آن کار می کنم اما پول زیادی گیرم نمی آید، خانه ای هم ندارم، در خوابگاهی در فردوسی زندگی می کنم. جایی ندارم بروم، به مادرم 60
آمریکا به دنبال فلج موشکی ایران/ دست ایران روی ماشه می ماند
تحریم های همه جانبه و صددرصدی خصوصا در موضوعاتی نظیر نظامی دنبال می کند. این بار نیز در حقیقت با گنجاندن این بند در پیش نویس قطعنامه شورای امنیت، یک بار دیگر ولع خود را برای فلج کردن توان موشکی ایران -و نه نابودی، چون فهمیده اند که توان از بین بردن این توانمندی را ندارند- با بهانه قابلیت حمل کلاهک هسته ای نمایش دادند. اینها در حالیست که جمهوری اسلامی ایران و در راس آن رهبری
علی رهبری: ارکستر برلین برای اجرا به تهران می آید
مخارج را سفارت آلمان بر عهده گرفته است. چون خودم مترجم این جلسات بودم، باید بگویم که هزینه ارکستر سمفونیک برلین به ایران برای ما صفر است. حتی تا آنجا که می دانم درآمد حاصل از بلیت فروشی هم برای ما خواهد بود. مخارج هتل، پرواز، دستمزد و همه را سفارت آلمان تقبل کرده است. او درباره حضور ارکستر چین نیز گفت: در خصوص ارکستر چین هم تمام هزینه های بلیت هواپیما، دستمزد موزیسین ها و... را خودشان می
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
استفاده کند. الان که بگویم همه دوستانش تصدیق می کنند که او اصلا دوست نداشت ماشین بیت المال را سوار شود. لقمه از دهان خودش می گرفت و به آنها می داد. وقتی رفته بود جبهه، غذا به اندازه کافی به آنها نمی رسید، دوستانش تعریف می کردند که سید جلیل غذای خودش را به ما می داد. *من نمی خواهم شما را خسته کنم.. من از تعریف کردن سرگذشت پسرم خسته نمی شوم. ببین پسرم! تو هم مثل پسر من هستی
در آخرین برنامه ماه عسل چه گذشت؟
هرچه یادگرفتم از بزرگ ترهای خودم در تلویزیون است. به همه دوستان مجری خودم خسته نباشید می گویم. چون می دانم کار کردن در ماه رمضان چه قدر سخت است. و خیلی از آموخته هایم را از بچه های اجرا در تلویزیون یاد گرفته ام. چه از بزرگ ترهایم و چه حتی از کوچک ترها...احسان خواجه امیری گفت: مادرم یکی از بیننده های پرو پا قرص ماه عسل است. برای تیتراژ هم چند تا کار ساختیم تا بالأخره قطعه بغض در لحظات پایانی انتخاب شد