سایر خبرها
دیدگاه رسول جعفریان درباره رستاخیز
سرش را از تن جدا کردند، و آن دختران را نیز درآوردند و اسلام بر ایشان عرضه کردند. چون ایشان برادر خود را کشته دیدند فریاد برآوردند و گفت[ند]: برادر ما را که کشته است، و ملک ما را غارت کرده، ما را نیز بکشید که آنچه شما می گویید ما نخواهیم گفتن، و قبول نخواهیم کردن. پس عمر رضی الله عنه بفرمود که، این هر دو دختر را بکشید، چون دخترآن را بقصاص گاه بردند تا بکشند تا ناگاه امیرالمؤمنین علی رضی الله عنه بدان
کل کشور بیش از 60 موزیسین ندارد؛ یک سرِ کچل داریم و 5 تارِ مو
سرویس فرهنگی و هنری بی باک ؛ بخش موسیقی و هنرهای تجسمی: به گزارش بی باک به نقل از تسنیم، ارکستر سمفونیک البرز قرار است 8 مرداد 1394 در قالب برنامه شب آهنگسازان ایرانی گزیده ای از آثار لوریس چکناواریان را در سالن همایش های برج میلاد به روی صحنه ببرد. صبح امروز چهارشنبه 31 تیر 1394 نشست خبری این اجرا با حضور لوریس چکناواریان، سهراب کاشف رهبر ارکستر و محمدحسین تفرشی تهیه کننده
خودکشی اعتراضی برای بودن/تحلیل خودکشی جوانان در ابعاد روانشناختی و اجتماعی
گوشه کنایه های دختر مورد علاقه اش مدام در گوشش تکرار می شد. پدرم هیچ وقت راضی به ازدواج ما نخواهد شد، چون فکر می کند تو بیکاری و بی پولی. هیچ وقت نمی توانی دخترش را خوشبخت کنی. من هم با پدرم موافق هستم. علاقه تو به من پول نمی شود، تکلیف مرا روشن کن. اگر عرضه هیچ کاری را نداری از زندگی من برو بیرون... سرش را بالا آورد و شروع کرد به کندن مشتی از چمن های زیر پایش و نگاهش به نقطه ای خیره
ردپای ژرارد دوپادریو در شبکه یک سیما
شبکه یک سیما به گزارش جوان به نقل از روابط عمومی سیما، فیلم سینمایی ردپا به کارگردانی سیلوین وایت، پنجشنبه 1 مرداد ماه ساعت 22 از شبکه یک سیما پخش خواهد شد. در خلاصه داستان این فیلم با نقش آفرینی ژرارد دوپاردیو و جوی استار آمده است: کاسدان کارآگاه بازنشسته پلیس جنایی پاریس مطلع می شود که مردی به نام ویلم گتز در همسایگی آنها به قتل رسیده است. او که 40 سال از عمر خود را در این شغل سپری کرده است و با بازنشستگی کنار نیامده است بلاف
روایت همسر شهید لشگری از18 سال اسارت
های بعدی را به آنجا بفرستم. از آنجا که نمی دانم هنوز آنجا هستید یا نه و در کجا منزل و مکان دارید، نامه را برای نیروی هوایی نوشتم. امید دارم که آنها هم سعی بکنند و به دست شما برسانند. خودم هم باور ندارم که نامه می نویسم. وضعیت من معلوم نیست و تو شرعاً و عرفاً اجازه داری که اگر خواستی ازدواج بکنی، می دانم که خیلی سخت هست ولی چاره چیست، در تربیت علی کوشا باش و من راضی به راحتی و آسایش شما
لوریس چکناواریان: مکاشفات یوحنا را به سرانجام رساندم/ سوگ شهلا برای تختی
نقدهای مختلف در این زمینه شده، شرایطی را فراهم کرده که ما شاهد تقابل بین نهادها و واحدهای مختلف مرتبط با برنامه های موسیقی هستیم که یکی از این آشفتگی ها و پیامدهایی که به شکل موازی اتفاق می افتد، مربوط به روند صدور مجوز کنسرت توسط اداره اماکن عمومی نیروی انتظامی است که هم اکنون قریب به دو هفته است که از ارائه درخواست مجوز و مراحل اداری آن در دفتر موسیقی می گذرد، اما هنوز ما نتوانسته ایم نامه خروجی
چکناواریان: می خواهم آزاد باشم
ورزشکار خوب بود، بلکه به این دلیل او را دوست داشتم که یک انسان بود. البته خاطره تلخی هم دارم؛ پس از تمام شدن این سمفونی آن را نزد همسر تختی، شهلا بردم، اما او یک ماه بعد فوت کرد. من خیلی تحت تأثیر فوت همسر تختی قرار گرفتم برای همین، قطعه سوگ شهلا را نوشتم و آن را به سمفونی تختی اضافه کردم. یادم هست که همسر تختی به من گفت، آقای چکناواریان اگر باز هم 18 ساله شوم باز هم با تختی ازدواج می کنم.
سه روایت از زندگی سه قربانی اسیدپاشی
می شد. شاید الآن برایش کمی عادی شده باشد. تو خیابان با فاصله از من راه می رفت. به همه می گفت تصادف کرده ام و محض رضای خدا با من ازدواج کرده ولی من به همه می گفتم او این کار را کرده و او هم مجبور می شد به همه واقعیت را بگوید. محبوبه آهی می کشد و سرش را تکان می دهد: ازش بچه دار شدم اما هیچ وقت نبخشیدمش. بارها معذرت خواهی کرده و به پایم افتاده اما من نبخشیدمش. چهره قبلی ام از یادم رفته
چه چهره هایی نویسنده رادیو بودند؟
زندگی بود، آمد کارهایی انجام داد ولی خیلی زود از همه آن ها دست شست و رفت چون با اهالی آن زمانِ رادیو سر سازگاری نداشت، بسیاری از اعمال شان را برنمی تابید و نوشتن فیلمنامه عامه پسند و دیالوگ نویسی برای فیلم فارسی را به کار کردن با آن ها ترجیح داد. همین بود که مجله فردوسی، همان موقع درباره ی تردید های شاملو برای ماندن یا رفتن از رادیو نوشت: "از شما چه پنهان که این جناب شاملوی عزیز با بچه ها
هدیه یک ایرانی از فرانکفورت برای شهدا
نمایشنامه نویس هستند و قصد دارند درباره زنان جنگ، نمایشنامه ای بنویسند و در سوئد اجرا کنند. با خوشحالی می پذیرم. بعد از چند دقیقه آنها می آیند. خانم ها دو خواهر ایرانی اند که مدت هاست مقیم سوئد هستند. دختر جوان تر گفت وگو را شروع می کند: من ادبیات نمایشی خوانده ام و سال هاست که دوست دارم درباره شرایط زنان ایرانی در جنگ نمایشی بسازم. من برای این کار به اطلاعات و منابع نیاز دارم. به من
روش های جذب و تربیت نیرو/ گفتاری از دکتر حمید حبشی (قسمت دوم)
پرستش پروردگار، چرا اشتباه کردید؟ شما به منزله ی همه ی انسان های روی زمین هستید، در نگاه دینی یک نفر همه است. در اطرافیانش چه کار کرد؟ آنها را هم مورد تعدی و تعارض قرار داده. بنده های خدا باید دنبال این بیفتند، شوهر داغون و بچه ها گرفتارند. اینکه “انّ الله لایحب المعتدین” است! یک خانمی وسایل الکترونیک را می شست. گفتم چکار می کنید؟ گفت می خواهم پاک کنم! گفتم نمی توانی پاک کنی. گفت می توانم
آنچه که از محمد جواد ظریف نمی دانید
. دیپلماسی کار دیپلماسی بسیار سخت است؛در دیپلماسی باید واقع بین باشید و نباید کسی را دوست قلمداد کنید ،ضمن اینکه باید در مقابل همه تظاهر به دوستی کنید زمانی که می خواستند قطعنامه ی اول را علیه ایران تصویب کنند، تصویری از من هست که در کنار سفیر انگلیس می خندم؛ می خواستم به آن ها نشان دهم که کاری که می کنند برای ما آخر دنیا نیست، اما این دلیل نمی شود که من او را آدم قابل
چهره ها در شبکه های اجتماعی (138)
سلفی نرگس محمدی با استاد جعفر والی و امیر یل ارجمند در پشت صحنه سریالِ دائم الضبطِ معمای شاه. خودِ شاه را هم همین الآن از قبرش در قاهره بلند کنی باورش نمی شود که این همه معما داشته باشد! هانیه توسلی فال حافظ گرفته بود که تصمیم گرفت شما را هم از آن باخبر کند. فرمان فتحعلیان، خواننده و موسیقیدان توانمند کشورمان که می توانست انقلابی در موسیقی پاپ کشور بوجود آورد، ولی تا خواست
چهره ها در شبکه های اجتماعی (137)
چهره های جامعه ما نیز از این قضیه مستثنی نیستند و بسیاری از ستارگان سینما، موسیقی، ورزش، سیاست و ... ما با داشتن یک یا چند صفحه در شبکه های اجتماعی مختلف قصد در ارتباط مستمر و دو طرفه با مردم دارند. در این سری مطالب ما تصمیم گرفته ایم گزیده ای از فعالیت چهره های ایرانی در شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام، فیسبوک، توئیتر و ... در اختیار شما عزیزان قرار بدهیم. *******
یادواره سردار شهید میثم محمد بیگلو برگزار می شود
یادواره سردار شهید میثم محمد بیگلو و شهدای عملیات رمضان استان گیلان برگزار می شود. به گزارش ایثار گیلان ، این مراسم عصر روز پنجشنبه اول مرداد ماه از ساعت 18 در حسینیه حضرت ابوالفضل (ع) شهدای گمنام برگزار خواهد شد. زندگی نامه شهید: پاسدار شهید هرمز(میثم) محمد بیگلو در سوم اسفند سال هزار سیصد سی و هفت در خانواده ای مسلمان و متدین در شهرستان رشت دیده به جهان گشود . با
بی رگ وریشه!
همه چیز را به راحتی می توان به دست آورد جز استخوان داری که نه خریدنی است و نه ساختنی! بلکه باید در شجره نامه هرکسی باشد؛ بنابراین اگر طرفشان کوهی از ثروت داشت و بدون کنیه بود زیر بارش نمی رفتند و معامله و معاشرت و وصلت سر نمی گرفت. متأسفانه این خصلت نیکو از میان ما رخت بربسته و دیگر ملاک عمل نیست. خانواده به دنبال دامادی است که ثروتمند باشد و همین گزینه برای انتخاب او کافی است. دختر می گوید پول
آیا ازدواج موقت،درمان نیازهای جنسی جوانان است؟
است، که بحثی سنگین و جدی است، خاطرنشان کرد: بحث من یک موضوع خیلی خاص است؛ رابطه دختر و پسر. معضلی که به تبع فرهنگ غربی دائماً به سمت عادی سازی می رود و از فضای دینی فاصله می گیرد. در فضای دینی روابط در قالب محرم و نامحرم تعریف می شود و تنها جایی که رابطه دو نامحرم مجاز می شود، رابطه ازدواج است. در غرب رابطه جنسی را به معنای عام می گیرند؛ به طوری که شاید روبوسی را هم مصداق رابطه جنسی قرار دهند. ما
از حجابم خجالت می کشم
منو از دو دلی در بیارید. ممنون. خواهر ارجمند؛ از اینکه صادقانه سوال خود را با این ما در میان گذاشتید خدا را شاکریم. باید به شما تبریک بگوییم به چند دلیل : یکی به خاطر اینکه در بهترین سن ازدواج کردید لذا قدر خودتان را بدانید. دیگری بدین خاطر که با انتخاب حجاب برتر رضایت خدا و ائمه علیهم السلام و همسر و خانواده عزیزتان را بدست آوردید و مهمتر از همه اینکه موجب آرامش خود و گرمی خانواده تان
جلاد عراق از آغاز تا پایان + عکس
اوایل سال 1997 به همراه رنا و رغد به گمان دست داشتن در ترور عدی در تاریخ 12 دسامبر 1996 در خانه تحت نظر قرار گرفت. این طور گفته می شود که ژنرال عدنان خیرالله طلفاح برادر ساجده و دوست ایام کودکی صدام، به دلیل رشد محبوبیت بین مردم کشته شد.صدام همچنین دو ازدواج دیگر نیز انجام داد. او سمیرا شاه بندر را در سال 1986 و پس از گرفتن طلاق اجباری از شوهرش به عقد خود درآورد. همسر سوم وی ندال الحمدانی مدیرکل
فرار جاده ای به سوی نابودی
گرانقیمت می خریدم. وسایل مدرسه ام همه لوکس بود به بچه ها می گفتم که اینها را از پدر و مادرم هدیه گرفته ام و به پدر و نامادری ام می گفتم که دوستانم این وسایل را به من هدیه می دهند. درس نمی خواندم اکثر نمراتم کم بود،بارها مسؤولان مدرسه پدر و مادرم را خواستند اما هر بار به بهانه ای از بردن آنها به مدرسه خودداری می کردم و هر بار قول دادم که درس بخوانم و نمراتم را بهتر کنم. سال اول
صحبت های جنجالی دروازه بان اسبق تیم ملی:برانکو از میرزاپور پول گرفت و او را در تیم ملی بازی داد
دروازه قرار داد. * به دربی سال 79 برسیم. گفته می شد شما با پایان رأفت پیش از آن بازی دوستی عمیقی داشتید؟ من اصلا او را نمی شناختم. با بچه های پرسپولیس دوست بودم و حتی شوخی های زیادی با هم داشتیم اما وقتی این بازیکن به من فحش داد، گفتم: من اصلا تو را نمی شناسم. چرا به من فحش می دهی؟ که دوباره فحش داد و آن اتفاق رخ داد. من همان موقع در زمین بازی فکر کردم که خدایا، خانواده
رسول ملاقلی پور؛ جنگی سازی علیه جنگ!
. روح بی قراری دارم. این روح لعنتی، هیچ وقت در کالبدم آرام و قرار نمی گیرد. عصیانگرم! یک بار، توی میدان فردوسی، شروع کردم عربده زدن و کمک خواستن از ملت... همینطوری بی خودی! کمک لازم نداشتم. فقط می خواستم مردم را امتحان کنم. هیچ کس سمتم نیامد تا کمک برساند! اما همین مردم کمک نکن را با همه بدی هایشان دوست دارم! یک عمر برایشان فیلم ساختم و قدرم را ندانستند. هیچ کس ندانست! هشت سال و چند ماه
شهادت ارثیه خانوادگی
ببینم بچه ام کجا می جنگیده و کجا به شهادت رسیده است. او دوست داشت با شرایطی که عبدالصمد در آن قرار داشت مواجه شود. پسرتان تنها 14سال داشت، واقعا این حس قابل تقدیر است. شما این حس را در او به وجود آورده بودید؟ نمی دانم جواب این سؤال را چطوری بدهم اما پسرم واقعا مرد بزرگی بود؛ با وجود سن کمی که داشت. نه اینکه من بگویم، او واقعا حرام و حلال را از هم تفکیک کرده بود و این برای من
هنر مردمی را جدی نگرفته ایم/ از جلساتِ نقد کیهان بچه ها چیزهای زیادی یاد گرفتم
. قابوس نامه جزو ادبیات تعلیمی قرار می گیرد. از نظرگاه شما کتاب قابوس نامه چگونه کتابی است؟ این کتاب عصاره ای از نصایح و تجربیات زندگی کیکاووس ابن وشمگیر است که خطاب به به فرزندش نگاشته است. به نظر من در ادبیات ما جای خالی این دست کتابها به شدت احساس می شود. من همیشه وقتی فوت یک پیرمردی را می بینم با خودم می اندیشم که دنیایی از تجربیات به زیر خاک رفت بدون اینکه صفحه ای از این تجربیات نوشته
وقتی 27 سالگی آخر دنیاست/ جشن تولد دختری جوان در خانه سالمندان! + عکس
غافلگیرم می کند. شاید قرار نبود از دختر نحیف و لاغری که "ام اس" رمقش را بریده لبخندی چنین گرم ببینم و احساسی چنین عمیق را لمس کنم. بعد از نشستن کنارش روی تخت، اولین سئوالم را می پرسم هرچند که جوابش را می دانم ولی می خواهم باب سخن را باز کنم و از چیزهای دیگری بپرسم. جواب فریبا به اولین سئوالم که در مورد سن و سالش است کمی غافلگیرم می کند. او همه استرس و نگرانی مرا با یک شوخی آوار می کند و
نامه شهید دوران به همسرش
ریسکِس نمی دونم شاید سالگرد ازدواج یکی از بچه ها بود. اگر پروانه خانم و بچه ها توی این یکی، دوروز راهی شیراز شدند برایت پول می فرستم. خیلی فرصت کم می کنم به خونه سر بزنم، علی هم همین طور حتی فرصت دوش گرفتن رو هم ندارم. دوش که پیشکش، پوتین هایم را هم دو، سه روز یک بار هم وقت نمی کنم از پایم خارج کنم. علی که اون همه خوش تیپ بود، رفته موهایش رو از ته تراشیده من هم شده ام شبیه آن درویشی که هروقت می
فقط نقش اول بازی می کنم
بازی تصویری می رفتم. من کارهای بی ربطی به بازیگری تئاتر برای گذران زندگی انجام ندادم. مدتی به سراغ نوشتن نمایشنامه رفتم و بعدش هم فیلمنامه ای نوشتم و در مقطعی هم تیزر و فیلم صنعتی ساختم و با این روند توانستم به وضعیت مالی قابل قبولی برسم و در کنارش سالی یکی دوبار هم تئاتر بازی می کردم. بنابراین همه کاری اعم از تیزر سازی و نویسندگی انجام داده اید؟ - یک جورهایی این گونه است
همیشه زمستان است | مردی که خودِ خودش بود
ارمغان آورد. در کنار فوتبال، فوتسال هم بازی می کرد و آنقدر خوب بود که به عنوان یک ستاره جوان از سوی تماشاگران مورد تشویق قرار می گرفت. سال 75 با علی دایی در سالن گیشا به خاطر عبور دادن توپ از میان پاهای شماره 10 تیم ملی درگیری شدیدی داشت، بعد هم در سال 77 به همراه تیم فتح قهرمان فوتسال جام رمضان شد، همان سالی که در فینال با استقلال بازی کردند و چه جنجالی که به وجود نیامد. آن ستاره تازه نفس
حامد برات شهادتش را از روضه حضرت زهرا(س) گرفت/ اگر ده پسر دیگر هم داشتم فدای اهل بیت می کردم/هدف از جنگ ...
رقیه (س) بردند؛ پس از زیارات آن بانوان بزرگوار از حضرت زینب خواستم همان طور که در صحرای کربلا دلت بی تاب بود و اباعبدالله(ع) دست بر سینه ات گذاشت و قرار گرفتی، همان گونه به من و مادرش آرام و قرار عنایت کن و به ما صبر بده همان طور که خداوند به شما صبر داد. گفتم اگر قرار است حامد با این وضعیت که چشمان و دستانش را از دست داده و سراسر بدنش ترکش است، زنده بماند باید بگویم هرچه از دوست رسد نیکوست و من و
دو داستان متفاوت از فرزندخواندگی به قلم دو مادر
به بچه هاشون شیر می دن، چند ساعت خواب پیوسته ست. اصلا مهم نیست که دلبند عزیز شاید 12 ساعت هم بخوابه. وقتی قرار باشه هر یک یا دو ساعت یکبار بلند بشی و بچه را شیر بدی و آروغ بگیری و دوباره بخوابونی، همه اون 12 ساعت کوفت آدم می شه! طوری که آرزو می کنی فقط 4 ساعت بخوابی، اما پیوسته. آرزویی که رسیدن به اون برای بعضی ها 6 ماه، بعضی ها یک سال و بعضی ها چند سال طول می کشه. بهشت خودش را دودستی تقدیم زیر