سایر خبرها
وقتی پدرم زندان بود دوستش به سراغم آمد و آن بلای کثیف را سرم آورد!
شد اشتباه کرده و می خواهد برای جبران آن در نبود پدرم مرا به ببرد. وی افزود: آن مرد فریبم داد و مرا به یکی از شهرهای شمالی تهران برد و در آنجا مورد آزارو اذیت قرارداد. چند روزی مرا در آن خانه حبس کرد و بعد به تهران بازگرداند و تهدید کرد اگر از این ماجرا به کسی حرف بزنم بلایی برسرم می آورد. از ترس سکوت کردم اما او دوباره سراغم آمد و این بار می خواست به زور مرا به نهاوند ببرد که از دستش
حادثه ها
10 سال حبس مجازات متهمی که در نوجوانی مرتکب قتل شد شرق: پسر جوانی که در سرقت مرگ بار از حجره ای در بازار میوه وتره بار با همدستی دوستش صاحب حجره و نگهبان را به قتل رساند، با جلب رضایت اولیای دم از چوبه دار رهایی یافت. به گزارش خبرنگار ما، رسیدگی به این پرونده 14 اسفندماه سال 83 با اعلام مرگ مشکوک دو مرد از سوی کارگر یکی از حجره های بازار میوه وتره بار مرکزی تهران در دستور کار پلیس
اجرای حکم اعدام عامل قتل آتنا اصلانی
اسماعیل دختربچه را ربوده و بعد از آزار به قتل رسانده است، قوت گرفت. در ادامه نیز با تأکید رئیس دستگاه قضا مبنی بر رسیدگی فوری به این جنایت، اقدامات قضائی در این زمینه شتاب بیشتری گرفت، تا اینکه جلسه محاکمه قاتل آتنا اصلانی چهارم شهریور ماه برگزار و در کمتر از یک هفته حکم صادر شد. متهم به اتهام تجاوز به عنف محکوم به اعدام، بابت یک فقره قتل عمد محکوم به قصاص نفس و برای سرقت محکوم به حبس و شلاق
اقدام شوم راننده تاکسی اینترنتی با زن جوان شیرازی در تهران + عکس
می گفت که اگر مقاومت کنم، مرا می کشد و بی توجه به التماس هایم مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و اموال شخصی ام ازجمله لپ تاپم را گرفت. پس از آن ماشین را روشن کرد و به راه افتاد اما در یکی از خیابان ها زمانی که برای خرید سیگار توقف کرد، از ماشین بیرون پریدم و خودم را به یک مجتمع تجاری رساندم و درخواست کمک کردم که راننده با دیدن این وضعیت فرار Escape کرد. با شکایت دختر جوان، وی به پزشکی قانونی
دستگیری مرد شیطان صفت از سوی خانم معلم فداکار در کرج+عکس
آن مرد را نمی شناسد و ربوده شده است و خانم معلم با شنیدن این جمله مانع مرد جوان شد و با گرفتن دست دختربچه اجازه نداد که وی را با خودش ببرد. در جریان این کشمکش، چند نفر از رهگذران در محل جمع شدند و مرد جوان با دیدن این صحنه دست دختربچه را رها کرد و پا به فرار Escape گذاشت. خانم معلم اما دوان دوان به تعقیب او پرداخت و با داد و فریاد از مردم کمک خواست. طولی نکشید که اهالی محل و مأموران کلانتری که در
پشت پرده یک پرونده آدم ربایی
از او می خواستیم. چقدر پول به او داده بودید؟ یک روز طیب سراغم آمد و گفت حمید جوان ربوده شده قصد خرید و فروش خودروی مدل بالا دارد. اگر به او پول قرض دهیم تا آن خودرو را بخرد، سه روزه آن را می فروشد و 20 میلیون تومان سود می کند. بنابراین علاوه براین که اصل پولمان را بعد از سه روز می گیریم، از سود آن ده میلیون تومان نصیبمان می شود. من هم وسوسه شدم. من و طیب در مجموع 40 میلیون
اشعار ویژه شب اول ماه محرم+اشعار زیبای خود را ارسال کنید
بعد نبی از پس در شد آغاز کوفی از کشتن اصغر چه ابایی دارد ******************** حسن لطفی آن بیعتی که مرد و زن کوفه بسته اند حتی به هفته ای نرسیده شکسته شد دیروز از وفا همگی دست داده اند امروز مسلمت ز جفا دست بسته شد ** کوچه به کوچه میروم و میزنم به سر کوچه به کوچه میروم و گریه میکنم از شرم نام خواهرت ای خاک بر سرم
محرم عید اضحی گشت
. از کتاب های شعر او می توان به "بهار در برهوت"، "سمفونی سیم های خاردار"، "ترانک ها"، "همین زنجره تا صبح" و ... اشاره کرد و از آثار نقد و پژوهشی وی می توان به "شرح منظومه ی ظهر (نقد و تحلیل شعرهای عاشورایی از آغاز تا امروز)"، "دستی بر آتش (شناخت نامه ی شعر جنگ)" و "شناخت ادبیات انقلاب اسلامی" اشاره کرد. وی برنده کتاب سال جمهوری اسلامی سال87، برنده کتاب سال ولایت سال1388،برنده کتاب سال دفاع مقدس
جنایت روی ریل قتل عام های خانوادگی
خواستم او را بزنم، اما در یکی از ضرباتی که به شب بو می زدم، نوک چاقو به گردن او خورد. آذین را هم با چاقو زدی؟ او مرا گرفته بود. برای این که از دست او خلاص شوم، چند ضربه هم به او زدم. درست یادم نیست اما چند ضربه به بدنش زدم. بعدش چکار کردی؟ من از کشته شدن آیلین خیلی ناراحت شدم. او معلول ذهنی بود و گناهی نداشت. بعد از این که کمی آرام شدم، به گریه افتادم
متهم: قصد کشتن مرد مزاحم را داشتم
وارد خانه شدم، او نبود. بعد چه شد ؟ بالای سر شب بو رفتم و با چاقو به دستش زدم و از او خواستم سکوت کند. می خواستم او را تهدید کنم که به ارتباط پنهانی اش پایان دهد، اما او شروع به داد و فریاد کرد. با چاقو او را زدم. چاقو را که از بدن شب بو کشیدم، به گلوی آیلین که در نزدیکی ما بود، برخورد کرد و او را کشت. آذین از خواب بیدار شده بود و مرا گرفته بود که با چاقو چند ضربه به دستش زدم تا مرا رها کند. بعد از حادثه چه کار کردی ؟ ابتدا کمی گریه کردم و بعد به میدان بار رفتم. چاقو، کت و کلاهم را در سطل زباله ای انداختم و بعد بار میوه ای را برای مغازه ای بردم. ...
محکومیت سه سارق به قطع انگشت دست
سه مرد که به اتهام سرقت از مغازه کالباس فروشی و یک منزل بازداشت شده بودند، بعد از محاکمه به قطع انگشت دست و حبس محکوم شدند. اردیبهشت سال 95 مأموران کلانتری 127 نارمک در حال گشت زنی به چند مرد که خودروی وانت خود را جلوی یک مغازه کالباس فروشی پارک کرده بودند و در حال بارزدن اجناس مغازه بودند، مشکوک شدند و پس از بررسی موضوع متوجه شدند این مردان در حال سرقت از این مغازه هستند؛ به این ترتیب
قاطعیت دستگاه قضا در برخورد با متجاوزان
پرونده به طور فوق العاده و خارج از نوبت، در دستور کار دادسرا قرار گرفت و با صدور کیفرخواست، دادگاه کیفری یک اردبیل نیز به طور ویژه به پرونده رسیدگی و متهم را از بابت قتل آتنا به قصاص نفس، و به اتهام تجاوز به عنف به دختر خردسال به اعدام و از نظر سرقت طلاهای مقتوله نیز به شلاق و حبس و رد مال محکوم کرد. با اعتراض وکیل متهم به رای دادگاه، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد که با توجه به تاکیدات رییس
پسرم! شیرم حلالت که لایق شهادت بودی
ابتدا که من و همسرم زندگی مان را آغاز کردیم، ایشان کارگری می کرد. حاصل زندگی من و مرحوم همسرم سه فرزند است. دو پسر و یک دختر که اولین فرزندم امیرحسین به شهادت رسید. امیرحسین محصل بود که به جبهه رفت؟ پسرم تا اول دبیرستان درس خواند. شرایط زندگی فرصت ادامه تحصیل را به پسرم نداد. خودش هم چندان علاقه ای به درس نشان نداد برای همین درس را رها کرد. چطور شد تصمیم گرفت رزمنده مدافع حرم شود
حس تلخ ناامنی روانی!
، اتوبوس و مترو است. ظاهر موجه، رفتارِ غیرقابل پیش بینی رضوانه، 21 ساله، دانشجو پارسال موقع امتحانات، توی ایستگاه اتوبوس ایستاده بودم. یک مرد جوان حدودا سی ساله توی ایستگاه اتوبوس در قسمت زنانه به خانم ها نزدیک می شد و با آن ها تماس فیزیکی برقرار می کرد. آن قدر ظاهرش موجه بود که اصلا بهش شک نمی کردی و من وقتی متوجه این موضوع شدم که یکی از خانم ها جیغ زد. روز بعد دوباره همان آقا را
قصری که بر سر جوان ایلامی آوار شد
پرداخت نصف دیه مرد مسلمان در حق شاکی محکوم می شود. به دلیل ایراد صدمه غیرعمدی ستاددیه اگر چه مبلغ محکومٌ به را تا به امروز از یک میلیارد و 50 میلیون ریال به رقمی معادل 40 میلیون تومان کاهش داده است اما این مرد 36 ساله بابت ناتوانی در پرداخت الباقی از اسفند سال گذشته که روانه زندان شده تا به امروز در حبس حضور دارد. گفتنی است این میزان محکومیت سوای دیه ناشی از جراحتی است که
تغییر هویّت دینی مملکت باعث تضعیف عمل به احکام الهی می شود
زانوی خود را تکیه قرار داد و بازوی آنها را گرفت و بر محمل سوار کرد. من از بعضی پرسیدم: آن دو بانو کیستند؟ جواب دادند: یکی از آنها زینب س و دیگری ام کلثوم دختران امیرالمؤمنین علیه السلام هستند. پس پرسیدم: این جوان کیست؟ گفته شد: او قمر بنی هاشم، عباس فرزند علی علیه السلام است. سپس دو دختر صغیر را دیدم که گویا امثال آنها آفریده نشده است. پس یکی را همراه زینب س و دیگری را همراه ام کلثوم
اذیت و آزار دختر جوان درخودرو
مدت در منزل یکی از بستگان نزدیک خود در خیابان دماوند سکونت داشتم؛ ساعت 17:30 یک خودرو سواری به مقصد فرودگاه درخواست کردم که ساعت 18 در محل حاضر شد؛ در زمان سوار شدن راننده از من درخواست کرد که در صندلی جلو بنشینم و دلیل آن را مشکل ارتفاع و خرابی کمک فنر ماشین اعلام کرد. پس از سوار شدن از راننده خواستم که مرا زود به فرودگاه برساند تا به پرواز خود برسم و راننده در طی مسیر گفت که به علت ترافیک در
جانبار ویلچری آچار به دست!
، پس از آموزش نظامی به مقر شهید مطهری اعزام می شود. آنچه برایمان خیلی جالب است، قابلیت ها و توانمندی های این جانباز نخاعی در انجام کارهای فنی و الکترونیک و به نوعی "آچار به دست" بودن اوست. زمانی بیشتر تعجب می کنیم که می شنویم کلیه امور فنی و تعمیرات اثاث و حتی نصب تمام شیرآلات خانه را خودش انجام می دهد و حتی با نصب بالابر، هر سال به تنهایی سرویس کولرشان را در پشت بام منزلشان انجام می دهد
35 روز خون و حماسه
آنکه با آزادی خرمشهر، باز این بتول بود که با وجود ممنوعیت ورود به شهر دلش تاب نیاورد و دو روز بعد از آزادی خونین شهر به آن بازگشت. دختر نوجوان آن روزها و زن باتجربه این روزهای خرمشهری از خاطرات و مشاهداتش در یکی از حساس ترین و تاریخی ترین لحظات جنگ و تاریخ کشور می گوید. کمی از خودتان بگویید؛ اینکه در خرمشهر چه زندگی ای داشتید و در زمان شروع جنگ چندساله بودید و چه می کردید؟ من از
چیزهایی که فرزندتان می ترسد به شما بگوید!
، حتی اگر هر روز این را به من بگویید دختر شما شاید نتواند این احساسش را با این جملات بیان کند، اما همیشه نیاز دارد بداند دوستش دارید. حتی وقتی که اشتباهی مرتکب می شود و خراب کاری می کند، این عشق و علاقه ی شماست که به او کمک می کند قدم بعدی را درست بردارد. 2. من نمی دانم چطور دوست پیدا کنم شاید شما برای رفاه و لذت فرزندتان خیلی کارها بکنید اما زمانی که به او اصول کاربردی مهم
تحلیل فیلم فصل کرگدن از دیدگاه جنگ رسانه ای
شهرت دارد و با دختر یک سرهنگ ارتش شاهنشاهی به نام مینا ازدواج کرده است. فردی به نام اکبر رضایی قبل از انقلاب راننده خانواده سرهنگ و مجیزگوی آن هاست که عاشق مینا شده است. بعد از انقلاب اسلامی او به عنوان یکی اعضای کمیته دیده می شود. ساحل فرزان به دلیل شعرهای سیاسی به سی سال و مینا نیز به ده سال حبس محکوم می شود. زن و شوهر در زندان در فضایی کاملاً دروغ و دور از ذهن دیدار می کنند ولی از یکدیگر جداشده
با احساسم بازی نکن
به گزارش خبرگزاری دانا،ناگهان می فهمند رودست خورده اند و طرف مقابل فقط قصد داشته احساسات او را به بازی بگیرد. دختری می گوید" تا به حال سه مورد این چنینی برای من اتفاق افتاده است. اولی در دوران دبیرستان بود که حس کردم خام بودن من باعث شده که آن پسر را نشناسم. بعد از آن در دوره دانشگاه به پسری که دو ترم از من بالاتر بود دل بسته شدم و به او و حرف های عاشقانه ای که می زد، اعتماد کردم اما خیلی اتفاقی
دردسرهای به هم رسیدن در ازدواجهای فامیلی!
بخت رفتن نزدیک تر می شود، رابطه ها شکل و شمایل متفاوت تری پیدا می کند و حرف و حدیث ها بیشتر می شود. در روز اول آشنایی، خانواده دختر و پسر بشدت مراقب رفتارشان هستند تا مبادا اشتباهی بکنند و نظر طرف مقابل را از خود برگردانند. این شدت مراقبت معمولا تا شبی که عروس، بله را می گوید وجود دارد؛ شبی سرنوشت ساز که خیلی از مردم بعد از آن برخی قید و بندهای ادب و احترام را کنار می گذارند.
تجاوز به دختر جوان در مسیر فرودگاه
خودمان بلیت هواپیما برای ساعت 19:30 دقیقه تهیه کردم. ساعت 17:30 دقیقه بود که درخواست خودرو کردم تا به فرودگاه بروم. نگار ادامه داد: ساعت 6 عصر 23 شهریورماه بود که سوار بر خودروی پراید هاچ بک سفیدرنگ شدم. راننده جوان ادعا کرد که کمک فنر خودروی اش خراب است و از من خواست که در صندلی جلو بنشینم. وقتی خودرو شروع به حرکت کرد از راننده جوان خواستم که هر چه زودتر مرا به فرودگاه برساند تا از پرواز
هنرمند کازرونی از 50 سال بازیگری در تئاتر، سینما و تلویزیون می گوید
باشگاه خبرنگاران جوان: محمود پاک نیت هنرمند عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون فعالیت تئاتری خود را از سال 48 آغاز کرد. از سال 67 به فعالیت در عرصه سینما و تلویزیون پرداخت و مدرک درجه یک هنری را از وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی دریافت کرد . دربازی نقش حسام بیگ در مجموعه پرطرفدار روزی روزگاری به محبوبیت دست یافت و بازی در مجموعه های پدر سالار و یوسف پیامبر او را محبوب تر کرد . به سراغ این
تقلید کورکورانه و اشعار ضعیف؛ آفت های مداحی امروز/ رمز پیروزی در دفاع مقدس تأسی به حضرت امام حسین(ع) بود
نوحه خوان این هیئت امام حسینی (ع) بود. این ذاکر خاندان رسالت (ع) در سن 21 سالگی ازدواج کرد و حاصل این ازدواج 2 فرزند دختر و 2 فرزند پسر است. وی که در دوران دفاع مقدس عازم جبهه های حق علیه باطل شده در سنگرهای عاشقی و در کنار رزمندگان اسلام به نوحه خوانی و مداحی پرداخت. سرمست که هم اکنون 52 سال از نوکری اش در درگاه خاندان عصمت و طهارت می گذرد در آستانه فرارسیدن ماه
مسئولان مازندرانی مزاحمان سرمایه گذاری
فعالیت های شما حمایت می کنند و کمکی به شما کرده اند؟ خیر به هیچ وجه، بقول معروف مرا به خیر تو امیدی نیست شر مرسان . من خود سال ها در این باره فکر می کردم که دو هزار و 500 میلیارد دلار سرمایه ایرانیان خارج از کشور است که به اجرا برنامه ای درست می شود در ظرف مدت کوتاه حداقل یک درصد آن را جذب کرد و برای اینکه نشان دهم سرمایه گذاری در کشورم کار درستی است خودم اقدام به این کار کردم چرا درسته من
وقتی انیمیشن جای پدر و مادر را می گیرد/عکس
جالب اینجاست که دیزنی طی سال های گذشته در هر دورانی بر اساس شرایط روز فیلم می ساخت. به طور مثال بعد از جنگ جهانی دوم در فیلم سیندرلا دختری را به تصویر کشید که زجر و سختی کشیده بود زیرا آن زمان لازم بود دخترها مقاوم باشند و بتوانند با همین شرایط زندگی کنند که این مفهوم جامعه خودش را به تصویر می کشید؛ نه مفهوم جامعه ما و دیزنی آن چیزی که برای خودش مهم بود را در قالب این داستان منتقل می کرد
جعبه های چوبی حزب الله برای ارتش شکست ناپذیر!
/> جواد قصفی: تصورش را بکن که ما به فرودگاه بیروت رسیدیم. و هنوز حتی خودمان را آماده نکرده بودیم که چه بپوشیم. علی رغم این که هواپیما تا رسیدن به فرودگاه فرانکفورت 5 ساعت تاخیر داشت اصلا گذر زمان را احساس نکردیم. تا وقتی که سوار هواپیمای آلمانی شدم احساس نمی کردم که آزاد شدم. وقتی که به لبنان رسیدیم شادی مرا فرا گرفت. تمام شد. یک میلیون درصد مطمئن بودم که آزاد شدم. سرانجام سال ها و
بررسی قیام و نهضت امام حسین علیه السلام
ارکبی وابشری: ای سواران خدا سوار شوید، وشما را به بهشت بشارت باد!! [72] دلیل این که او به لشکر خویش سواران خدا نام می نهاد، این بود که آن ها طبق فرمان خلیفه بسیج شده بودند ، واز دستور او اطاعت می کردند،ولو به جنگ پسر دختر پیامبر می رفتند، همه چون سواران خدا بودند جای در بهشت داشتند. 3) در روز عاشورا از لشکر کوفه شخصی بنام حوزه جدا شده به برابر لشکر امام آمد، و