سایر منابع:
سایر خبرها
مردم سری دوزی سریالهای من را دوست دارند/ با کسی لابی ندارم
تصویری هم همین بلا سرمان آمده است، یعنی سرمایه گذار احساس کرده چون قرار است پولی خرج کند پس خودش هم باید تهیه کننده باشد و جالب اینجا است و با این تفکر به میدان گذاشته و سرنوشتی برای او ایجاد می شود که نمونه های آن را در رسانه های تصویری می بینیم یعنی مواجه شدن با شکست. داستان پایتخت با این که عین زندگی مردم است ، اما در خرده داستانهایش اغراق هایی صورت می گیرد، اما این اغراق ها در چشم
توافق خسته ای!
میز را؟ عجالتا هیچ کدام! پس این همه تفسیر متضاد، حکایت از چه دارد؟ جز آنکه توافق به لحاظ حرفه ای تفسیرپذیر تنظیم شده؟ توافق، متضمن نفع ایران باشد یا آمریکا یا هر دو یا هیچ کدام، اساسا نافرم است؛ نافرم است که این سوی میز، تفسیر خود را ارائه می دهد، آن سوی میز، حرف خودش را می زند! انصافا بر چنین چیزی، نام توافق می توان گذاشت که حالا سر خوب یا بد بودنش دعوا کنیم؟ گمانم دعوا در پله دوم بی فایده است
مد جدید بازیگران چیست؟
فداکاری وجود ندارد. از همه دلخور بود. گفتم : طرف ما ترافیک بود. اون طرفی ها که داشتند راه شونو می رفتند. شما خلاف رفتی و راه شونو بستی. گفت : من کار دارم مثل اونا که بیکار نیستم! مرجان شیرمحمدی هم نخستین اثر داستانی اش را در سال 1380 با عنوان بعد از آن شب منتشر کرد که برنده جایزه گلشیری نیز شد. او در نخستین کتابش، نویسنده ای توانا نشان داد و داستان ها بیانگر
سیل ماتم در یک کوچه تهران
بلند کرد و گذاشت روی یک درخت. حجم آب خیلی زیاد بود، دو برابر یه ساختمون سه طبقه. اولش فقط چوب روی آب بود. هی با خودم فکر می کردم که چطوری این همه چوب به سمت ما می آید. بعد از آن آب به سرعت آمد. من دو ساعت بالای درخت بودم و آب همچنان با سرعت می آمد. آن قدر توی دهنم گلِ رفته بود که نمی تونستم داد بزنم و کمک بخواهم. شدت آب خیلی زیاد بود، شاید از سرعت یه جت هم بیشتر بود.
ایرانی ها مادرزادی مهاجر نیستند!
منوچهری را بردار و برای مدتی فارغ از همه چیز به آنجا پناه آر به نظر شما کسی که با شناخت از خاصیت این خاک و به دور از تجویز داروهای خارجی برای کسی که در تنگا قرار داشته ایرانگردی را پیشنهاد می کند، چرا خودش هیچ گاه به کشورش رجعت نمی کند؟ اول اینکه من جمالزاده نیستم، من فقط دوستدار جمالزاده ام. بعد اینکه این نویسنده ایرانی تا آخرین نفس با تمام خصلت های اصیل ایرانی، یک بچه ی روحانی زاده می
حاج قاسم شهید زنده است/ چرا الحشد الشعبی از نبرد تکریت به یکباره کنار کشید/ داعش در هرکجای دنیا باشد ...
به ارتش عراق هم گفتند ارتش صفوی و شدیدا طی دو سال با آن جنگیدند. با این ارتشی که قاعدتا باید ارتشی ملی باشد و در آن سنی و شیعه و کرد و ترکمان و مسیحی ها و همه ی اقلیت ها با هم حضور داشته باشند، دو سال تمام مورد هجوم واقع شد. این دشمن لجوج عنود که از سوی برخی طرف های منطقه ای و حتی بین المللی حمایت می شود، ارتش عراق را با این اتهام که این ارتش صفوی و ارتشی جنایتکار است شدیدا تضعیف کرد
پاسخ آیت الله مکارم شیرازی به یک شبهه
های مختلف ذکر نموده، چطور می شود انسان همه اینها را نادیده بگیرد و بگوید هیچ دلیلی در قرآن بر این ها نیست؟ 3 2. مبارزطلبی قرآن او در ایراد دیگری می گوید: همچنین قرآن از مردم دعوت می کند که شبیه آن را بیاورند، ابتدا از مخالفان می خواهد که 10 سوره شبیه قرآن بیاورند، بعد تقاضای خود را کاهش می دهد و به یک سوره بسنده می کند (أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا
ماجراهای جواد قریب / مردی که 23 سال سر وقت زباله ها رفت
بساط صبحانه یک صبح تابستانی زیر درخت قرارمان پهن شود. همه آنچه که نیاز است را در بقچه ای پشت موتورش دارد؛ ساده و بی آلایش؛ مثل همه آدم هایی که طبیعت را با همه سادگی درک کرده اند؛ انگار که تمام دغدغه هایش در همین بساط کوچک جمع می شود. وسط دم کردن چای با کتری کوچکی که به نظر می رسد همراه سفرهای قریب است، می خواهیم ماجرایش را روایت کند؛ استکانی چای می ریزد تا بگوید: من، جواد قریب
بنیاد در آینه مطبوعات
خراسان پنج شنبه 1/5/94 در گستره خاطرات شهیدمحمد جواد آخوندی از شهدای بیرجندو فرمانده گردان یدا... لشکر5نصر ماجرای نامه افسر عراقی مردم روستای اناران از توابع شهرستان بیرجند در دومین روز اردیبهشت ماه سال 1338 درکنار یکدیگر جمع شدند، و تولد محمدجواد را جشن گرفتند. او دوران کودکی را در میان مردم مهربان زادگاهش گذراند و در سن هفت سالگی راه طولانی روستای حسین آباد(12 کیلومتر
احسان روزبهانی؛ مرد شماره 1 بوکس ایران
آذربایجان با مبلغ خوبی می خواست برای آنها مبارزه کنم ولی هیچ کدام را قبول نکردم. بالاخره همانطور که گفتم یک مسیر است که باید بروم. بعد از هفتاد سال که نه مدال جهانی داشتیم نه مدال المپیک، من ایستادم که این رکورد را بشکنم و هیچ چیز هم نمی تواند جلوی راهم را بگیرد. اینها همه می گذرد... 13 ماه مانده تا المپیک، انشاءالله که بتوانم روسفید باشم.
اسیر دست این زن شده ام!
که دید، گفت: کاش بدانم توی این روستا چه گنجی پیدا کرده ای که ول کن نیستی . کمی توی سر خودش زد و ناله کرد. رو به رویش ایستادم و گفتم: حق نداری بیایی. خودم می روم نمی خواهد با من بیایی. انگار که می ترسی؟ توی تاریک شب نعره زد: من بترسم؟ از چه باید بترسم؟ من به خاطر تو می ترسم می دانی اگر گرفتارشان شوی... نگذاشتم حرفش تمام شود سعی کردم آرامش کنم آرام گفتم: علیمردان، من راه را
یک ساعت با نوه های شهید طهرانی مقدم+عکس
بود، بدون هیچ صحبتی هر دو موافق بودیم که اسمش را با خودش آورده است. و در سال 66 هم حسین به دنیا آمد. همسر شهید تهرانی مقدم در مورد علاقه شهید تهرانی مقدم به همسر و زندگی اش گفت: یادم هست که سال 63 یک بار حساب کردم و نوشتم که در این سال حاج حسن 10 ماه و چند روز خانه نبوده است و در تمام این مدت تنها یک عکس که خودش از من گرفته بود در کیفش گذاشته که بعد شهادتش خودم عکس را از کیفش در آوردم
افراد موفق چگونه روابط حرفه ای ایجاد می کنند؟
کنند؟ بعد از همه این ها، ممکن است یک نادان ثروتمند باشید اما یقینا نادانی تنها نیز خواهید بود. در زیر به توضیح این پرداختیم که چگونه افراد موفق به صورت غیرمعمول روابط تجاری موفقی را بنا می نهند: 1) لازم نیست کمک بخواهید تا به کمکتان بیایند. اینکه از شما بخواهند و سپس کمک کنید کار آسانی است، اکثر افراد نیز این چنین اند، اما هستند کسانی که پیش از اینکه از
روایتی خواندنی از کسی که خبر شهادت می داد
آن جا می پرسد ماشینی چیزی. ظاهرا پول ندارد. می گوید برای لرستان شهید ندارید که من هم با آن آمبولانس بروم. پیگیری می کنند و می گویند چرا. اتفاقا یک شهیدی هست. خلاصه هماهنگ می کنند و سوار همان ماشین می شود که به لرستان برود. ظاهرا انگار جا هم ندارد. به راننده می گوید می روم عقب پیش شهید می نشینم. گفت می رود پیش شهید می نشیند. پیش تابوت شهید می نشیند. می گوید نشسته بود. بعد شروع کرد به نوحه خواندن و
دهه هفتادی هایی که سال 93 ترکاندند!
تیمی را هم با خودش به خانه آورد. نجمه یکی از کوچک ترین اعضای کاروان ایران بود، کسی که با وجود سن و سال کمش حالاحالاها وقت دارد برای بهتر و بهترشدن برای همین هم الان همه انگیزه و تلاشش را گذاشته برای کسب سهمیه المپیک و هدف گرفتن مدال طلای مسابقات. 4- یک دکتر بعد از این 15 ساله آرمیتا فرید یکی از آنهایی است که کلکسیون امسالمان را برای چهره های نسل چهارمی کامل تر می کند. آرمیتا هم طی
سعید دبیری: زمانی که می خواستم مزد زحمات سی ساله ام را بگیرم ممنوع الکار شدم!
تلویزیون فرهنگ وهنر خواند و گفت تمام آهنگ و ترانه متعلق به خودم است! بعد که ما ناراحت شدیم و خودش هم متوجه اشتباهش شد، گفت من هول شدم! این طور معذرت خواهی کرد. ما هم فراموش کردیم. بعد فهمیدم کارش همین است، مثلا چند آهنگ که همشهریانش از شمال فرستاده بودند به نام خودش پخش کرده بود. زمستان و نابغه تنظیم در چه حال وهوایی بودید که ترانه زمستان را گفتید؟ زمانی که زمستان را گفتم، شناخته شده
فاصله 25 کیلومتری محل وقوع سیل تا امامزاده/ مسئولان کم کاری خود را به گردن دیگران نیندازند
نانوایی محل را مجاب کردیم تا 24 ساعته پخت کند و به مردم نان گرم به همراه کنسرو، کیک و ساندیس و چون آب شرب منطقه گل آلود شده بود بطری های آب معدنی می دادیم. از سویی منطقه سیل آمده 25 کیلومتر با آستان مقدس امامزاده فاصله داشت و از این رو خطری مردم داخل آستان را تهدید نمی کرد. بلندگوی آستان نیز دائم یادآوری می کرد که برای مردم حادثه دیده و گرفتار در سیل دعا کنند. همه ما از این
حساس ترین نبردهای لیگ پانزدهم
سرمربی اش بود می تواند جالب باشد. بخصوص که روی نیمکت تیم مقابل برانکو حضور دارد. بختیار- فولاد، هفته هشتم، جمعه 94/7/24 تقابل بختیار رحمانی و فولاد البته جنبه انتقامی ندارد. بختیار از نوجوانی برای بزرگسالان فولاد بازی کرد. آن زمانی که تنها 15 سال داشت. او حالا ناچار شده تا برای سربازی به تراکتورسازی برود. ملاقات او با هم تیمی های سابقش قطعا دیدنی خواهد بود. دهنوی- گل محمدی
برترین های سال فوتبال معرفی شدند/ نفت تهران بهترین باشگاه، فرکی بهترین سرمربی و حدادی فر بازیکن برتر سال ...
مراسم هستم . ** مهدی طارمی .تیموریان و حدادی فر سه کاندید بهترین بازیکن سال هستند. ** تیم اخلاق : گسترش فولاد تبریز .استقلال تهران و فولاد خوزستان سه گزینه مد نظر هستند و شهاب عزیزی خادم تشکر میکنم. از تمام کسانی که ما را در لیگ سیزدهم همراهی کردند و امیدوارم در این فضای دیپلماتیک که بوجود آمده گامی بلند در خصوصی سازی شدن برداریم باشگاه گسترش فولاد تبریز اخلاق مدار
بی مسئولیتی عامل اصلی سیل کن
های مفقود از همان لحظه های ابتدایی سیل، حسین طلا، رئیس مجمع نمایندگان استان تهران فلش اتهام را به سمت چینی ها نشانه گرفت و شدت بارندگی و شکسته شدن آب بند کارگاه چینی ها برای آزاد راه تهران شمال را عامل سیلاب خواند. مهدی حق بدری نیز بر این مسئله تاکید می کند. مدیر حریم شهرداری منطقه 5 می گوید: ساعت 10 شب در جاده ای مستقر شدم که آب روی آن سوار بود. همه ما تا زانو در لجن فرو
پولادمردِ 91 ساله ایران
ژیمناستیک هم بازی می کردم. تا این که در سال 21 یک روز در خیابان دیدم آگهی زده اند مسابقات قهرمانی کشور در تهران برگزار می شود و هر کس می خواهد شرکت کند برود اداره معارف اسمش را بنویسد. اداره معارف یعنی اداره فرهنگ. من رفتم آنجا اما دیدم انگار بلد نیستند چه کار کنند. موقع برگشت از بازیهای آسیایی دهلی یکی از هواپیماها موتورش خوابید و 500 متر، 500 متر هواپیما پایین آمد، سرپرست هواپیما دستور داد
گفتگو با مریم حیدرزاده، فقط به خاطر تو
از آن اتفاق فاصله گرفته ام و خب با احترام به مردم، ما در وادی هنر، ادبیات، ورزش و از این قبیل، مردم فراموش کاری هستیم. حالا وای به حال اینکه با وجود سیل خروشان این همه خواننده و ترانه سرا، 10 سال هم در کار کسی وقفه بیفتد. درست مثل کسی که از یک ماراتن خیلی طولانی عقب مانده باشد. باید خودم را به آن نقطه ای که نفرات پیشتاز هستند، برسانم و بعد تازه از آن نقطه شروع کنم. این کار، خیلی خیلی
خداداد عزیزی: اگر وضع مالی ام خوب بود مادرم فوت نمی کرد
همیشه می گوید زیر بار زور نمی رود حتی اگر گردنش را بزنند. من هم حرفم همین است. می توان تقاضای حق کرد شاید زورت نرسد. وی اظهار داشت: من به ایرانی بودنم افتخار می کنم. ما 5 هزار سال سابقه داریم. ایران را دوست دارم. صادقانه بگویم این رفاهی که در ایران می گیریم، بیرون از ایران نداریم. من هر جا می روم محبت می کنند. در صف هم که می ایستم لطف دارند. عزیزی درباره اینکه بازی چه بازیکنانی
به احسان علیخانی, مجری برنامه ماه عسل حمله نکنید!
هستند. او درباره هزینه لباس و کت و شلوارهایش هم که بارها درباره قیمت و مارک آنها حرف زده شده بود، گفت همه را با بودجه خودش تهیه می کند. علیخانی با انتقاد تلویحی از موج گسترده شایعات و موج سواری برخی در خصوص دستمزد و درآمد حامیان مالی برنامه اش هم گفت: درآمد ناشی از حامیان مالی برنامه و آگهی ها مستقیم به خزانه دولت و حساب صدا و سیما واریز می شود و ماه عسل هیچ عایدی از این محل ندارد. باید
عمران زاده:رحمتی در خندوانه آواز می خواند اشک مردم در می آمد/مرا به خاطر دیوانه بازی هایم دوست دارند
این دوستان که همگی بزرگ تر من هستند، برایم قابل احترام هستند. راستی جاسم کرار به اصطلاح گوشت تلخ چطور با تو اینقدر صمیمی است که با تو شوخی هم دارد؟ کرار لِم خودش را دارد و جوان خوبی است. آمده مثل مکویان در غربت تا پول دربیاورد. اینکه سر وقت پولش را می خواهد، زیاده خواهی نیست. ما چون به این مسائل عادت کرده ایم، فکر می کنیم بازیکنان خارجی دارند حرف زور می زنند در حالی که واقعاً حرف
شاهدی برای یک جنایت
انگار منتظر این سوال بود تا بار رازی را که بر دوش دارد به زمین بگذارد، گفت: از شب تا به حال خواب به چشمم نیامده. مدام صحنه قتل اشرف خانم جلوی چشمم است. باور کنید من نمی خواستم این کار را بکنم، اما وسوسه پول باعث شد تا دست به جنایت بزنم. او ادامه داد: اولین بار که برای تعمیر یخچال پا به خانه اشرف خانم گذاشتم طلاهایی که به خودش آویزان کرده بود بد جوری به چشم می آمد. اما آن روز به فکر
دسته گل جدید پرسپولیس در نقل و انتقالات!
قراردادی دو ساله. با حمایت هر مسئولی که بود، انصاری قرمزپوش شد تا یکی از سهمیه های بزرگسال پرسپولیس بیهوده از دست برود. می گوییم بیهوده چون برانکو همانطور که پیش تر به دوستانش گفته بود به بازیکنان تحمیلی باشگاه بازی نخواهد داد، برای استفاده از انصاری هم برنامه ای ندارد. به قول خودش: حاتمی، حیدریه و انصاری می توانند در دفاع چپ بازی کنند اما انصاری و حیدریه دیر به تیم رسیدند و تمرین
روایت دختر محموداستادمحمد ازواپسین روزهای پدر؛ حاضر نشد برای درمان، ترک وطن کند
آن خواهیم اندیشید. به خصوص برای هنرمندان مبتلا به سرطان. محمود استادمحمد با سرطانش چطور مواجه شد؟ مثل تمام آدم هایی که وقتی می شنوند سرطان دارند، شوکه می شوند، او هم یک دوره ای واقعا شوکه بود و روزهای سختی را گذراند اما بعد از مدتی پذیرفت که این بیماری هست و راحت با آن کنار آمد. دوستانی که در آن دوران بیشتر با ما در رفت وآمد بودند، یادشان هست که پدرم با همه دردهایی که این
برای رونمایی از آثارم دعوتم نکردند و گفتند جمع مردانه است!
تا یک ماه دیگر به بازار می رسد، گفت: متولی جشنواره داستان انقلاب حوزه هنری تهران است و بنیانگذار آن مرحوم امیرحسین فردی بود که سال 92 اولین باری بود که بعد از فوت وی برگزار شد و به نوعی پریشانی در آن دیده می شد چراکه رده بندی اول تا سوم نداشت و همه برگزیده ها را شایسته تقدیر اعلام کردند! مهبودی با بیان اینکه حضور در جشنواره سراسری داستان نویسی انقلاب و رقابت با داستان نویسانی که در دوران
آب آمد و همه را با خود برد!
که اینجا چه وضعیتی بود. یک سمند را آب برد. هر 5 نفر که داخل اش بودند، مردند! من که می گویم بیشتر از 250 نفر مرده اند! آهان. خودش آمد. این همه چیز را دیده. تمام روز را اینجا بوده. خودش چند نفر را نجات داده. تازه وارد، اسمش عباس امیری است. جوان و به ظاهر نیرومند. بارندگی از بالا شروع شد. اینجا هنوز چندان خبری نبود. باران بالا تند شده بوده اما اینجا نم نم می زد. مردم کنار رودخانه بودند