سایر منابع:
سایر خبرها
عمویم را من کشته ام! دستگیرم کنید
در محل بیمارستان هاشمی نژاد حاضر شدند. براساس اظهارات شاهدان ماجرا، شنیده شدن صدای تیر حاکی از آن بود که متوفی از ناحیۀ سر مورد اصابت گلوله اسلحۀ 9میلی متری قرار گرفته و همین امر موجب مرگ وی شده است که فرضیۀ قتل Murder با هدف قرار دادن متوفی با اسلحه مطرح شد و تحقیقات جنایی در این خصوص آغاز گردید. با توجه به اینکه در زمان حادثه افراد زیادی در محل جمع شده بودند، سرنخ های به جامانده از متهم یا متهمان
رفت و آمدهای شوهرم و دوست جوانش مرا دلواپس می کرد و زندگی ما را از هم پاشید+عکس
کند تا برای آینده پولی جمع و جور کند. راحله آهی کشید و گفت:شوهرم خیلی خسته و کوفته به خانه برمی گشت و من از این بابت نگرانش بودم. از طرفی درمحلی که برای اضافه کاری می رفت با جوانی دوست شده بود که رفت و آمدهای آنها مرا دلواپس می کرد. یک شب تا دیر وقت خبری از او نشد. دلم مثل سیر و سرکه می جوشید. به خانه پدر شوهرم زنگ زدم. آنها هم خبری از او نداشتند. ساعت 12شب بود که خبر دار شدیم دستگیرش کرده
خواهر شوهرم به خاطر اتفاقی که قبل از ازدواج برایم افتاده بود، مسخره ام کرد و !!!
چیزها را می داند و از مدتی قبل مرا زیر نظر دارد. با حرف هایش دل گرم شدم و با برگزاری جشن عروسی پا به خانۀ بخت گذاشتم. شوهرم مرد بسیار خوب و بامعرفتی بود و ما صاحب یک فرزند شدیم اما، از همان روزهای اول، خواهر شوهرم چشم دیدنم را نداشت. چندبار هم برایم خبر آوردند که درمورد مشکل دستم حرف هایی زده و مسخره ام کرده است. موضوع را به خانواده ام اطلاع دادم. پیغام و پسغام ها شروع شد و
امروز و امشب به روایت امام موسی صدر/ متفاوت ترین ترسیم از آنچه حسین(ع) طراحی کرده بود
/> شب آخر دهه محرم است. از خداوند می خواهیم که از این گونه جلسات و عزاداری ها و از این فرصت استثنایی در زندگی خود بهره برده باشیم. در این فرصت، بسیاری از اسباب سعادت فراهم است و به برکت امام حسین (ع) درس ها و عبرت های فراوانی مطرح می شود. دوست دارم امشب برخی از وقایع این شب را به صورت زنجیره وار و مستدل بیان کنم . شمر فرمان قتل امام حسین(ع) را عصر روز تاسوعا به کربلا رسانید و پس از آن
حضرت مسلم (علیه السلام) از دعوت تا شهادت
بیماری است. ابن زیاد گفت اگر می دانستم او بیمار است به عیادتش می رفتم. چند روز بعد، ابن زیاد چند تن از کسانی را که به هانی نزدیک بودند را طلبید و گفت چرا او به دیدار ما نمی آید؟ شنیده ام بهبود یافته و گاهی جلوی منزلش می نشیند و با مردم دیدار می کند. بگویید به دیدار من بیاید و حق مرا پامال نکند. آنان همان شب هانی را دیدند و گفتند چرا به دیدار پسر زیاد نمی روی؟ او فهمیده بهبود یافته ای و از تأخیر
خواهر شوهرم به خاطر اتفاقی که قبل از ازدواج برایم افتاده بود، مسخره ام کرد و !!!
روز نو : شش ساله بودم که، در یک حادثۀ رانندگی، دستم آسیب دید و دچار معلولیتی جزئی شدم. این موضوع پدرم را خیلی عذاب می داد . خودش را مقصر می دانست و می گفت، اگر موقع رانندگی پا روی پدال گاز نگذاشته بود و خواب پلک هایش را سنگین نمی کرد، این اتفاق نمی افتاد. سال ها گذشت. یک روز پدرم به خانه که آمد خیلی خوش حال بود. می گفت قرار است برایم خواستگار بیاید. من زیر بار نمی رفتم و نمی
تعقیب جنایتکار ازجیرفت تا تهران
به گزارش جام نیوز ، ساعت 12 و 54 دقیقه روز یکشنبه هفتم خرداد، گزارش قتل پسر 23 ساله ای در خانه ای حوالی پل شهید پایداران جیرفت به پلیس گزارش شد. نخستین تحقیقات نشان می داد مقتول، قربانی اختلاف های شدید خانوادگی شده و با گلوله اسلحه جنگی کشته شده است. در ادامه بررسی ها محل سکونت عامل جنایت در یکی از شهرستان های همجوار شناسایی شد و پدرش هم به اتهام تحریک فرزندش به قتل دستگیر و مقداری
بازداشت زن خیانتکار به اتهام اسیدپاشی
. این مرد مدعی بود ازسوی زنی هدف اسیدپاشی قرارگرفته است. شاکی در جریان تحقیق به پلیس گفت: مدتی قبل با زن جوانی در تهران آشنا شدم ولی چندی بعد فهمیدم او ازدواج کرده و شوهردارد. پس از آن همسرش چند بار مرا تهدید کرد تا اینکه شب حادثه رسید. من مقابل خانه ام ایستاده بودم که پریناز به طرفم آمد و به صورتم اسید پاشید و فرار کرد. بعد هم من را به بیمارستان انتقال داده و پزشکان اعلام کردند دچار سوختگی
راز شیطانی پریسا برای شوهر موقت اش دردسرساز شد
و با تهدید چاقو و فحاشی از محل متواری شدند. چند دقیقه بعد در حال بازگشت بودیم که با آنها تصادف کردیم. با توجه به اظهارات متناقض متهم و همچنین حضور همسر متهم در خودرو در شب حادثه، پریسا به آگاهی احضار شد و ضمن تکرار ادعاهای همسرش از موضوع اظهار بی اطلاعی کرد، ولی در ادامه بازجویی اعلام کرد که یکی از سرنشینان موتور به هویت مهدی را می شناسد و حدود چند ماه پیش با وی در ارتباط بوده و حتی از
شوهرم هیزی می کند و زن شوهر دار است یا دختر برایش فرق نمی کند!
جمع کردم و به خانه پدرم رفتم. الان پنج ماه می گذرد و شوهرم باز هم مثل قبل گریه می کند و می گوید لعنت به من که با تو این کار را کردم، از این به بعد نوکری ات را می کنم. هم می نویسم و هم امضا می کنم که اگر هر چیز دیگری از من دیدی، اختیار داری هر تصمیمی بگیری و هیچ حرفی هم نمی زنم. چند روز پیش شوهرم زنگ زده بود و با لحن طلبکارانه ای می گفت که به خاطر رفتارها و محدودیت های تو من این طور شدم. محدود بود و
مرا به اتاق تاریک برد و هر بلایی خواست سرم آورد / انتقام از آن صحنه مرا شیطان کرد! + عکس
تسلیم نشدی؟ خیلی ترسیده بودم و نمیدانستم چه کنم. حتی تصمیم گرفتم خودم را بکشم، اما جرئت این کار را هم نداشتم. ای کاش من هم مرده بودم تا این همه عذاب نمیکشیدم. در آن چند روز که از جنایت Crime گذشته بود از خواب و خوراک افتاده بودم. همه به رفتارم مشکوک شده بودند که چرا از خانه بیرون نمیروم و فقط کنج خانه مینشینم. هر شب کابوس جنایت را می دیدم. خانواده ات از ماجرا خبر داشتند؟
قتل خواهرزن در دعوای زن و شوهری
برگشتم همسرم به خانه مادرش رفته بود. من هم دنبالش رفتم. آن روز من یک چاقو به کمرم بسته بودم و وقتی همسرم آن را دید به من گفت که آدم های ترسو و بی وجود با خودشان چاقو حمل می کنند. او پشتش را به من کرد و از حیاط به داخل ساختمان رفت. من که از این کارش خیلی ناراحت شده بودم با همان چاقو به او حمله کردم و چند ضربه به او زدم. ضربه ها سطحی بود اما به خاطر داد و فریادهای همسرم مادرش وارد دعوا شد. اما
پایان داستان خیالی عامل جنایت سعادت آباد
/> پس از آن چند روزی به اصرار خودش در خانه آنها بودم تا اینکه روز جمعه او و همسرش به عروسی دعوت شدند. پیش از رفتن به عروسی، برای تهیه شربت و قرص متادون به مطب پزشک رفته بودم اما مطب بسته بود. پس از خارج شدن از مطب چند فروشنده مواد با مشاهده حالت پریشان من یک قرص روانگردان به من دادند. وقتی از عروسی برگشتیم قرص را خوردم. دیگر نمی دانم چه اتفاقی افتاد و چگونه مرتکب قتل و سرقت شدم. متهم
در زندان، یاد گرفتم قتل را به گردن همسر مقتول بیاندازم!
رساندم یاشار، فامیل همسرم را دیدم که روی قفسه سینه شوهرم نشسته و چاقویی در دست دارد. او مرا تهدید کرد که اگر سروصدا کنم من را هم خواهد کشت و بعد هم از خانه فرار کرد. با توجه به اظهارات زن جوان، تحقیقات به دستور بازپرس جنایی آغاز شد و یک هفته پس از این جنایت متهم متواری خودش را به پلیس معرفی کرد و به قتل اعتراف کرد. یاشار پس از تکمیل تحقیقات و بازسازی صحنه پای میز محاکمه رفت
اگر خواص بد فهمیدند کربلاها در تاریخ تکرار می شود
قرنهای آینده ترجیح بدهند! با این که امام حسین خیلی بزرگ بود، خیلی معروف بود. من در قضایای قیام امام حسین و همان حرکت از مدینه و اینها نگاه می کردم، خوب، شب قبل آن روزی که امام حسین(علیه السلام) از مدینه بیرون آمد، عبدالله بن زبیر بیرون آمده بود. در واقع هر دو، یک وضعیت داشتند، اما امام حسین(ع) کجا، عبدالله بن زبیر کجا! امام حسین(علیه السلام)، حرف زدنش، مقابله اش، مخاطبه اش، طوری بود که همان
قتل برای 40 هزار تومان
آغاز کردند. در بررسی های اولیه تنها شاهد جنایت که همسر مقتول بود به پلیس گفت: لحظاتی قبل برادرم به خانه مان آمد. نمی دانم بین آنها چه اتفاقی افتاد که ناگهان صدای داد و فریادشان بلند شد و بعد از آن هم برادرم از شدت عصبانیت چاقو میوه خوری را برداشت و به همسرم چند ضربه زد و از محل متواری شد. با مشخص شدن هویت متهم فراری، بلافاصله مشخصات او به تمامی واحدهای گشت اعلام و کارآگاهان
شیطان در زندگی
همسر متهم در خودرو در شب حادثه، پریسا به آگاهی احضار شد و ضمن تکرار ادعاهای همسرش از موضوع اظهار بی اطلاعی کرد، ولی در ادامه بازجویی اعلام کرد که یکی از سرنشینان موتور به هویت مهدی را می شناسد و حدود چند ماه پیش با وی در ارتباط بوده و حتی از وی خواستگاری کرده، ولی چون پریسا جواب منفی داده ارتباطشان قطع شده است. با افشای این موضوع مهدی تحت بازجویی قرار گرفت و گفت: من با پریسا دوست بودم و
فلسفه حج در اسلام
. او بیهوش گشت و وقتی به هوش آمد گفت که من پینه چی هستم و از این راه اندکی پول برای رفتن به حج پس انداز کرده بودم. روزی در خانه همسایه بوی گوشت به مشام می رسید. همسرم باردار بود و ویار آن غذا را داشت با شرم به همسایه گفتم اندکی از غذای شما را برای همسرم ببرم. او گفت غذای ما برشما حرام است علت را جویا شدم . همسایه گفت چیزی برای خوردن نداشتیم و از زور گرسنگی لاشه خری مرده را پخته ایم . در آن
پرداخت دیه، مجازات مردی که زنی کارتن خواب را به قتل رساند
خانه مان بردم و به او پناه دادم. این مرد در ادامه گفت: چون مادرم بیمار بود و نمی توانست راه برود از مهرناز خواستم پرستار مادرم شود او نیز چون خودش را به من مدیون می دانست این کار را قبول کرد. از آن روز به بعد، مقتول از مادرم نگهداری می کرد و شب ها کنار مادرم می خوابید تا اینکه روز حادثه ساعت 9 شب مهرناز با سر و صورت خونین وارد خانه شد من هم او را به بیمارستان رساندم. در
واژه های تنت از رحل دو دستم افتاد...
کردند 3 . قبل از جان دادن صدا زد: سلام بر تو پدر! اکنون جدّم رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مرا سیراب ساخت و امشب در انتظار تو است، حسین علیه السّلام به سمت میدان شتافت و کارزار سختی آغاز کرد تا به بالین جوانش با پیکر پاره پاره رسید و فرمود: قتل اللّه قوما قتلوک یا بنیّ! فما أجرأهم علی اللّه و علی انتهاک حرمة الرسول . فرزندم! خدا بکشد مردم ستمگری که تو را
جنایت های تکان دهنده
و 22 ساله خود را کشت و سپس با خوردن قرص برنج خودکشی کرد. مادر خانواده، 50 روز پیش به دلیل اختلافات خانوادگی خانه را ترک کرده بود. هشت روز بعد از این حادثه نیز، مردی به بهانه مسائل اخلاقی به خانه برادرش در محله نعمت آباد رفت و همسر برادرش و برادرزاده چهار ساله اش را کشت. در این حادثه پسر 11 ساله خانواده نیز با ضرب چاقو مجروح شد. او قبل از انتقال به اتاق عمل به ماموران گفت: عمویم، مادر و خواهرم را
مادر از قاتل برادرکش گذشت کرد
خلیج فارس: مردی که برادر معتادش را به قتل رسانده است، از سوی خانواده اش بخشیده شد اما به لحاظ جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه می رود. به گزارش خلیج فارس به نقل از تابناک؛ 15 اردیبهشت امسال به مأموران کلانتری کیانشهر خبر دادند مردی خودکشی کرده است. با تماس مأموران کلانتری بازپرس محسن مدیرروستا و تیم تحقیق وارد عمل شدند و تحقیقات را آغاز کردند. خانواده کامران به مأموران گفتند این جوان دست به مرگی خودخواسته زده و با واردکردن ضربه چاقو به گردنش خودکشی کرده است. آنها همچنین گفتند کامران اعتیاد داشته است و همین امر هم باعث شد او دست به خودکشی بزند.هرچند خانواده کامران همچنان اصرار داشتند او خودکشی کرده است اما کارآگاهان در تحقیق از همسایه ها دریافتند لحظاتی قبل از این جنایت صدای درگیری از خانه سهراب به گوش رسیده است. به این ترتیب به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران برادر کامران بازداشت شد. درحالی که کیوان مدعی بود برادرش خودزنی کرده است، متخصصان پزشکی قانونی اعلام کردند ضربه ای که به مقتول وارد شده است خودزنی نبوده بلکه دیگر زنی بوده است. هم زمان مادر متهم به دادسرا رفت و به بازپرس جنایی گفت: پسرم شب حادثه با برادرش درگیر شد و از سوی او به قتل رسید. متهم جوان که در برابر مدارک و شواهد قرار گرفته بود، به ناچار به قتل برادر اعتراف کرد و گفت: شب حادثه به خانه مادرم رفته بودم که برادرم به من گفت مواد او را برداشته ام. سر این موضوع با هم بحثمان شد و من خواستم اتاق را ترک کنم که او قندان به سمتم پرت کرد. توجه نکردم و او وسیله دیگری پرتاب کرد و من که عصبانی شده بودم، چاقویی را که از آشپزخانه برداشته بودم، روی گردنش گذاشتم؛ نمی خواستم او را بکشم؛ فقط خواستم کاری کنم بترسد و به سمتم چیزی پرت نکند اما یک دفعه گردنش بریده شد. با تکمیل تحقیقات و بازسازی صحنه جرم مادر مقتول در جایگاه حاضر شد و اعلام گذشت کرد. با توجه به اینکه متهم دیگر شاکی خصوصی ندارد، کیفرخواست علیه متهم به لحاظ جنبه عمومی جرم صادر و پرونده جهت رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. ...
خواهرم غیبش می زد و بعد با شوهری جدید می آمد تا اینکه!
؟ او حدود چهار سال پیش با هادی، پسرخاله ام، ازدواج کرد و دو سال با یکدیگر زندگی کردند اما، از همان روز اول، آن ها با یکدیگر مشکل داشتند. خواهرم مدام گلایه می کرد که هادی معتاد Addicted است و ما به درد هم نمی خوریم. و آن قدر این کار را کرد تا اینکه مجبور شدیم طلاقش را بگیریم. بعدش چه شد؟ او چند وقت خانه بود تا اینکه ناگهان فهمیدیم غیبش زده است. همه جا را دنبالش گشتیم
شرط رهبر انقلاب برای حمله موشکی به داعش / مهریه همسرم 14 سکه بهار آزادی
، پیشنهاد را محضر حضرت آقا حدود چند روز قبل از آن دادیم. ایشان هم با ملاحظاتی که به مردم آسیب وارد نشود، با این شرط که به مردم آن منطقه آسیب نرسد، موافقت کردند. ما هم تلاش کردیم که چنین باشد. بیشتر از این می توانستیم اقدام کنیم ولی به خاطر ملاحظات و توصیه رهبری در حد 6-5 موشک جواب اینها را دادیم. به لطف خدا موشک ها دقیق هدایت شد و تلفات بسیار سنگینی به اینها وارد شد. این چیزی
قتل مادر و دختر در پی رابطه پنهانی
نتوانستم رابطه ام را با او به پایان برسانم. ساناز مانند همسرم نبود؛ او من را درک می کرد و می دانست چطور با من رفتار کند. این مرد در ادامه درباره روز حادثه گفت: روز حادثه هنگامی که همسر ساناز برای کار از خانه خارج شد، به منزلش رفتم. پس از چند دقیقه متوجه شدم ساناز حواسش به تلفن همراهش است و به من توجه نمی کند. به رفتار های او شک و فکر کردم با مرد غریبه ای رابطه دارد؛ برای همین عصبانی
ماجرای مسخره شدن قاتل طبقه 13 برج سعادت آباد توسط همسلولی ها در زندان
شوهرم در اتاق خوابیدند تا اینکه صبح زود صدای در را شنیدم. همان لحظه از خواب پریدم و وقتی به اتاق همسرم رفتم با جسد غرق در خون او روبه رو شدم و با جیغ و فریاد همسایه ها را خبر کردم. این در حالی بود که از مهمان ما خبری نبود و او کرده بود. با اظهارات این زن تحقیقات برای دستگیری مهمان آشنا شروع شد. اما چند روز بعد متهم به اداره دهم پلیس آگاهی رفت و خود را معرفی کرد. این مرد 48 ساله در
اعتراف پدر خشمگین به قتل پسر 3 ماهه
خرج پوشاک او می کردم. در چندماه گذشته دخالت های خانواده ام بیشتر شد. آنها مدام می گفتند باید همسرت را طلاق بدهی. اعصابم به هم ریخته بود و اکثر شب ها با زنم دعوا می کردم. روزی هم که بازداشت شدم دومین سالگرد زندگی مشترکمان بود. متهم به قتل ادامه داد: ساعت 10 و 30 دقیقه صبح بودکه همسرم برای پرداخت قسط به بانک رفت. ده دقیقه از رفتن همسرم که گذشت از خواب بیدار شدم. امیرعلی بیدار شده بود و
قاتل آشنا به میز محاکمه رسید
/> متهم در بازجویی ها قتل را به عهده گرفت و گفت: من معتادم و مدتی است بیکار هستم و به همین دلیل به تهران آمدم تا مقتول برای من کار پیدا کند. او به چند شرکت سفارش کرده بود و قرار بود به زودی سرکار بروم. شب حادثه قرص مصرف کرده بودم و حال خوبی نداشتم تا اینکه صبح تصمیم گرفتم اموال مقتول را سرقت کنم به همین دلیل با چاقو او را به قتل رساندم، اما همسرش با صدای او از خواب بیدار شد و همسایه ها را خبر کرد که من