سایر منابع:
سایر خبرها
موضع گیری های حسین بن علی(ع) ؛از مدینه تا کربلا
که از دادن آب به عثمان بن عفّان خودداری شد! عمر بن سعد 500 سوار را در کنار شریعه فرات مستقر کرد . یکی از آنها فریاد زد یا حسین !.... به خدا سوگند که قطره ای از این آب را نخواهی آشامید تا از عطش جان دهی ! حضرت فرمود : خدایا ! او را از تشنگی هلاک کن وهرگز او را مشمول رحمتت قرار مده حمید بن مسلم می گوید به چشم خود دیدم که نفرین امام (ع) عملی گشت . امام حسین (ع) سپاه دشمن را اینچنین نفرین
چرا واقعه عاشورا بوجود آمد؟
که رسول خدا درباره ی آنان چنین فرموده، بیعت کنم؟! ب. به ذلّت کشاندن سیّدالشّهدا علیه السلام در کلامی که حضرت در روز عاشورا با لشکریان کوفه داشتند، چنین آمده است: أَلا إِنَّ الدَّعِیَّ بْنَ الدَّعِیَّ، قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ: بَیْنَ الْقِلَّهِ [السِّلَّهِ] وَ الذِّلَّهِ. وَ هَیْهاتَ ما آخُذُ الدَّنِیَّهَ، أَبَی اللَّهُ ذَلِکَ وَ رَسُولُهُ وَ جُدُودٌ طابَتْ
درس عاشورای حسینی(ع)
الحیاة مع الظالمین الا برما من (در چنین محیط ذلت بار) مرگ را جز سعادت و خوشبختی و زندگی با این ستمگران را چیزی جز ننگ و نکبت نمی دانم. این جمله از فرازهای سخنرانی آن حضرت است که در روز دوم محرم، پس از ورود به کربلا ایراد فرموده است. 5- و الله لا اعطیهم یدی اعطاء الذلیل، و لا افر فرار العبید به خدا سوگند! نه دست ذلت در دست آنان می گذارم و نه مانند بردگان از صحنه جنگ و
روز تاسوعا در کربلا چه گذشت؟
اجتماع کردند و ابن مرجانه و عمر سعد خوشحال شدند بسبب کثرت سپاه و بسیاری لشکر که برای آنها جمع شده بود و جناب حسین ع و اصحابش ضعیف شمردند و یقین کردند که یاوری از برای آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مدد نخواهند نمود. پس فرمود پدرم: فدای آن ضعیف غریب. 1. محاصره خیمه ها در کربلا امام صادق علیه السلام فرمودند: تاسوعا روزی بود که حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره
اشعاری که امام حسین(ع) در کربلا به عنوان رجز خواند
و آله است، و افتخار به پیامبر صلی الله علیه و آله که پدر و مادرش قریشی هستند. پدرم بهترین مخلوق خداوند است و بعد از او مادرم بهترین است، و من فرزند این دو بهترین مخلوق خداوند هستم. نقره از طلا به دست می آید، و من نقره ای هستم که فرزند آن دو طلای ناب (امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام ) هستم. جدّ چه کسی مانند جدّ من است و پدر چه کسی مانند پدرم؟ من پسر این دو عَلَم
بلندمرتبه شاهی ز صدر زین افتاد...
نه این که امام حسین از سرنوشت این حرکت بی اطلاع بود؛ نه، اینها امام بودند. مسئله ی معرفت امام و علم امام و آگاهی وسیع امام بالاتر از این حرفهائی است که ماها در ذهنمان میگنجد؛ بلکه به معنای ترسیم یک دستورالعمل می ایستد، تسلیم نمیشود، مردم را به یاری میطلبد، بعد هم وقتی یک عده ای پیدا میشوند که همان اهل کوفه باشند و اظهار میکنند که حاضرند در کنار آن بزرگوار در این راه قدم بگذارند، حضرت درخواست آنها را اجابت میکند و به طرف آنها میرود؛ بعد هم در میانه ی راه پشیمان نمیشود.
راز بیماری امام سجاد (علیه السلام) در کربلا
نگاهش به حضرت افتاد فریاد زد: به خیمه برگرد. امام سجاد(علیه السلام) فرمود: ای عمّه، مرا رها کن تا در رکاب پسر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با دشمن بجنگم. امام حسین(علیه السلام) متوجه شد و فریاد زد: ای ام کلثوم، او را نگهدار، تا زمین از نسل آل محمد(صلی الله علیه و آله) خالی نماند. 1 ابن سعد گزارش می دهد که: پس از کشته شدن حسین بن علی(علیه السلام)، شمر به سوی علی بن الحسین(علیه
روضه شب دوازدهم محرم مصیبت امام زین العابدین (ع)
نام داشت. مردم او را کشتند". ابن زیاد گفت: "خدا کشت!" امام فرمود: "الله یتوفی الانفس حین موتها". ابن زیاد خشمگین شد و گفت: "در پاسخ من دلیری می کنی؟ او را ببرید و گردن بزنید". در این هنگام حضرت زینب(ع) فریاد برآورد "ای پسر زیاد! هر چه خون از ما ریختی بس است" و امام را در آغوش گرفت و فرمود: "والله از او جدا نمی شوم. اگر می خواهی او را بکشی مرا نیز بکش". ابن زیاد کمی به
سکوت در مقابل ظلم یا همراهی با آن باعث انحطاط انسان می شود/ پیام امام حسین(ع)، آزادی و آزادگی انسان است
/> وی اضافه کرد: این مسئله هیچ تناقضی با مدرنیزاسیون و زندگی ماشینی ندارد؛ بلکه باید پیام انسانی امام حسین را درک کنند در هر شرایطی و بدون بازگشت از مدرنیته و علم به این پیام انسانی عمل و با اخلاقی انسانی در این روزگار زندگی کنند. به گفته جعفری، پیام امام حسین همان آزادگی بود. یعنی آزادگی در ذات قیام امام حسین وجود دارد. خود امام حسین هم می فرماید اَلا اِنَّ الدَّعیَّ ابْنَ الدَّعی قَد
فرود آمدن امداد غیبی در کربلا بر امام حسین(ع)
بین دو چیز- پیروزی بر دشمن و لقای خدا- مخیّر کردند، امام حسین علیه السّلام لقای خدا (شهادت قهرمانانه) را برگزید؛ لَمَّا الْتَقَی الْحُسَیْنُ ع وَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ قَامَتِ الْحَرْبُ أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی النَّصْرَ حَتَّی رَفْرَفَ عَلَی رَأْسِ الْحُسَیْنِ ع ثُمَّ خُیِّرَ بَیْنَ النَّصْرِ عَلَی أَعْدَائِهِ وَ بَیْنَ لِقَاءِ اللَّهِ فَاخْتَارَ لِقَاءَ اللَّه . بنابراین امام حسین(ع) برای رسیدن و رساندن اصحابشان به لقای خداوند از تمام هستی خود گذشت و این مسیر را برای سایر شیعیانشان تا پایان دنیا هموار کرد. منبع: ...
قدم به قدم تا کربلا/ دهم محرم؛عاشورا،آرایش سپاه حق در برابر سپاه باطل
حضرت را در صحرای کربلا فرود آورد و در آن جا دو سپاه در برابر یک دیگر خیمه های خویش را بر پا کردند. ورود امام حسین علیه السلام به سرزمین کربلا، مصادف با دوم سال 61 قمری بود. آن حضرت، نه روز در این زمین سکونت نمود و در روز دهم محرم که معروف به عاشورا است، به همراه یاران فداکارش به دست سپاهیان جنایت کار عمر بن سعد و با دستور مستقیم عبیدالله بن زیاد (عامل یزید بن معاویه در کوفه و بصره) به
شام غریبان چه اتفاقاتی رخ داد/دو جمله جاودانی شیرزن کربلا حضرت زینب کبری(س)
حاکم کوفه و باعث اصلی شهادت امام حسین، این ملعون جلوی چشم اسرا و مردم با چوب دستی به سر مبارک می زد و خود را پیروز میدان قلمداد می کرد و کشته شدن امام حسین (علیه السلام) را خواست خدا قلمداد می کرد.(9) ولی با جواب هایی که از جانب حضرت زینب و امام سجاد (علیهما السلام) می شنید بیشتر رسوا می شد. وقتی حضرت زینب (س) در قتلگاه بدن قطعه قطعه شده حسین (ع) را دید بجای ضعف در برابر دشمن غدار، بدن
أنا علی، ابنُ ذبیحِ کربلا/ نوای شام غریبانی میثم مطیعی از زبان امام سجاد(ع)
، روی می گردانیم . خدا ، تو را رحمت کند ! هر فرمانی که می خواهی ، بده . جنگ تو ، جنگ ما و صلح تو ، صلح ماست . ما [حمله می کنیم و] یزید را دستگیر می کنیم و از هر که بر تو و ما ستم کرده ، بیزاری می جوییم . امام علیه السلام فرمود : دور باد ، دور باد! ای خیانتکاران مکّار ! میان شما و هوس هایتان ، فاصله افتاده است . آیا می خواهید با من همان کنید که پیش تر با پدرم کردید؟! هرگز! به پروردگارِ
شیعه وارد جهنم نمی شوند
امام صادق علیه السلام از یکی از شیعیان خود بنام میسر پرسیدند: شیعیان ما چه میکنند؟ میسر در پاسخ گفت: یابن رسول اللّه ، شیعیان شما الحمدالله در سلامت اند؛ لیکن مخالفان با نظر حقارت به آنان نگاه می کنند و آنها را از یهود و مجوس و نصارا و مشرکان بدتر می دانند. امام بعد از آنکه تکیه داده بودند راست نشستند و از میسر سؤال کردند: چه گفتی؟ میسر دوباره پاسخ داد: به خدا سوگند! ما در نزد آنان بدتر از یهود و
واکاوی ابعاد شهادت جانسوز امام حسین از منظر آیت الله مکارم
و لا أقرّ لکم اقرار العبید؛نه، به خدا سوگند دست ذلّت در دست شما نمی گذارم، و همچون بردگان تسلیم نمی شوم، (بلکه می جنگم و سربلند شربت شهادت را می نوشم![43]) .[44] با این تفاسیر شهادت امام حسین(علیه السلام) نمونۀ عالی تفسیر حدیث معروف حسینی است که فرمود: موت فی عزّ خیر من حیاة فی ذلّ [45]، مردن با عزّت بهتر است از زنده ماندن با ذلّت .[46] و یا سخن آن حضرت که فرمود: الا و انّ
ساعت به ساعت روز عاشورا چگونه گذشت؟
برای آنها خطبه ای خواند. صفات و فضایل خودش و پدر و برادرش را یادآوری کرد و اینکه کوفیان به امام (ع) نامه نوشته اند. حتی چند نفر از سران سپاه کوفه را مخاطب قرار داد و از حجّار بن ابجر و شبث ربعی پرسید که مگر آنها او را دعوت نکرده اند؟ آنها انکار کردند. امام نامه هایشان را به طرف آنها پرتاب و خدا را شکر کرد که حجت را بر آنها تمام کرده است. یکی از سران جبهه مقابل از امام (ع) پرسید چرا حکم ابن زیاد را
دهم محرم؛ عاشورا؛ روز معرفت، محبت، حماسه و سوگ
سوم شیعیان فرمود: برو و آنان را موعظه و نصیحت کن. بریر، سوار بر اسب به سپاه نزدیک شد و با صدای بلند و رسا با یادآوری عهدشکنی مردم کوفه به موعظه سپاه دشمن پرداخت، اما سپاه، بریر را هدف تیر های خود قرار دادند، بریر بازگشت. امام حسین (ع) تصمیم گرفت، خود به میدان بیاید و سپاه را موعظه کند. این موعظه و اتمام حجت، مجالی بود تا اگر قلبی مستعد بازگشت باشد یا امکان گشودن روزنه ای به قلمرو احساس و
چرا امام حسین(ع) تسلیم خواسته های دشمن نشد؟
چنین مواردی به فرموده رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم بر علیه آن قیام می کردند، یا توسط حکومت بنی اُمیّه تطمیع گردیده بودند و لب فرو بسته بودند و یا از ترس خاموشی را برگزیده بودند . در این وضعیت حضرت سیّدالشهداء علیه السلام ضرورت اصلاح جامعه ای که ارزشهای والای انسانی را با خروج از مدار ولیّ خدا مذبوح دُنیا خواهی و آسودگی و رفاه طلبی نموده است را با صدائی رسا که به عمق گوش وجدان
سرنوشت شوم قاتلان امام حسین (ع) پس از واقعه کربلا
(علیه السلام) و نفرین آن حضرت در حق حرمله را برای مختار تعریف کرد. مختار، از این که دعای امام سجاد (علیه السلام) به دست او تحقق یافته است، سجده شکر به جای آورد. ابحر بن کعب ابحر در واقعه عاشورا از سپاهیان عمر بن سعد بود. روز عاشورا هنگامی که لشکر دشمن، امام حسین (علیه السلام) را محاصره کرد، عبدالله بن حسن از خیمه بیرون آمد و خود را به عمویش رساند. ابحر بن کعب با شمشیر به امام حسین
زیبایی و نمادهای جمال در آینه کربلا
عاشورا، یعنی ادب. مصداق های فراوانی می توان برای این صفت زیبا برشمرد؛ مثل دیدار حر با امام حسین علیه السلام؛ دیداری که سرنوشت حر بن بزید ریاحی را تغییر داد و او را از نام آوران عرصه زیبایی های عاشورایی قرار داد. داستان از این قرار است که حر در برخورد های اولیه با امام، وقتی که مانع از حرکت و بازگشت حضرت شد، امام او را خطاب نمود و فرمود: ثکلتک امّک ما ترید ؛ یعنی مادرت به عزایت بنشیند ! از
درس های نهضت عاشورا
درگفتار پیامبر درباره من و برادرم تردید دارید، آیا دراین واقعیت نیز شک می کنید که من پسردختر پیامبر شما هستم و درهمه دنیا و درمیان شما و دیگران پیامبر خدا فرزندی جز من ندارد؟ وای بر شما! آیا کسی از شما را کشته ام که درمقابل خون وی مرا به قتل می رسانید؟ یا مال کسی را گرفته ام یا جراحتی برشما وارد ساخته ام تا مستحق مجازاتم بدانید؟ گفتار امام(ع) که به ا ینجا رسید سکوت بر سپاه یزید حکمفرما
رجزخوانی نوجوانی که امام حسین(ع) ابتدا به او اذن میدان نداد
/> له غرّة مثل بدر منیر طلعتش مانند خورشید نیم روز است و چهره اش چون ماه شب چهارده درخشان است. سپس اندکی جهاد کرد تا شهید شد و سرش را بریدند و به سوی لشکر امام حسین علیه السلام انداختند؛ مادرش سر او را برداشت و گفت: ای پسر عزیزم احسنت! ای سرور قلب من، ای نور چشم من. سپس آن سر را به طرف لشکر ابن سعد انداخت. آن زن عمود خیمه وی را برداشت و در حالی به لشکر دشمن حمله کرد که این رجز را
امام سجاد (ع) مبلغ بزرگ نهضت عاشورا
آن شده بود. یزید انتظار داشت که امام سجاد علیه السلام در برابر اهانت ها و کردار زشت او سکوت کند، ولی حضرت پیش رفت و در برابر یزید ایستاد و فرمود: طمع نداشته باشید که ما را خوار کنید و ما شما را گرامی بداریم. شما ما را اذیت کنید و ما از اذیت شما دست برداریم. خدا می داند ما شما را دوست نداریم و اگر شما ما را دوست ندارید، سرزنشتان نمی کنیم . یزید که به بن بست رسیده بود، گفت: راست
متن خطبه مشهور امام سجاد (ع) در مجلس یزید/ از واکنش های یزید تا سخنان عالم یهودی
برتری داد به اینکه پیامبر بزرگ اسلام، صدیق (امیر المؤمنین علی علیه السلام)، جعفر طیار، شیر خدا و شیر رسول خدا صلی الله علیه و آله (حمزه)، و امام حسن و امام حسین علیه السلام دو فرزند بزرگوار رسول اکرم صلی الله علیه و آله را از ما قرار داد (2) . (با این معرفی کوتاه) هر کس مرا شناخت که شناخت، و برای آنان که مرا نشناختند با معرفی پدران و خاندانم خود را به آنان م ی شناسانم. ای مردم! من فرزند
زین العابدین علمدار بیداری اسلامی
بزرگوار رسول اکرم(صلی الله و علیه وآله) را از ما قرار داد. (با این معرفی کوتاه) هر کس مرا شناخت که شناخت، و برای آنان که مرا نشناختند با معرفی پدران و خاندانم خود را به آنان می شناسانم . اسیری فرزندان رسول خدا امام سجاد(علیه السلام) برای اینکه شامیان را از خواب ابو سفیانی بیدار کند، از رابطه اسیران کربلا با رسول خدا(صلی الله علیه و اله) آغاز به سخن می کند. ایشان با برشمردن اوصاف
دوازدهم محرم؛ روزی به نام امام سجاد(ع)
: تباه شدید و نمی دانید. امام سجاد(ع) در ادامه سخنانش فرمود: خدا بیامرزد کسی را که پند مرا بپذیرد و به خاطر خدا و رسول به آنچه می گویم عمل کند، زیرا روش رسول خدا(ص) برای ما الگویی شایسته است و به این آیه قرآن استناد کرد: و لکم فی رسول الله اسوة حسنة . قبل از این که سخنان حضرت به پایان برسد، کوفیان ابراز هم دردی کردند و یک صدا فریاد برآوردند: ای فرزند رسول خدا ! ما گوش به فرمان شما و به
روز یازدهم محرم؛ حرکت کاروان اسرا از قتلگاه کربلا/ وقایعی که بعد از حادثه عاشورا برای اسرا از کربلا تا ...
داد تا مردم در مجلسش حاضر شوند. آن گاه سر مقدس امام حسین (علیه السلام) را مقابل او گذاشتند و او به آن نگاه و تبسم می نمود و با چوبی که در دست داشت جسارت می کرد. در این هنگام زید بن ارقم برخاست و در حالیکه می گریست، فریاد زد: چوبت را از لب و دندان حسین (علیه السلام) بردار که من با چشم خود دیدم رسول خدا (صلی الله علیه و اله) لبان مبارک خویش را بر همین لب و دهان گذارده بود! ابن زیاد ملعون
سخنان آتشین امام سجاد (علیه السلام ) با کوفیان
گریستند و بر آینده خویش بیمناک شدند! امام علی بن الحسین (علیه السلام ) در مدت اقامت خویش در کوفه ، دو بار به احتجاج برخاست ؛ یک بار روی سخنش با مردم پیمان شکن کوفه بود، و بار دیگر در دارالاماره و در برابر عبیدالله بن زیاد. هان ، ای مردم ، ای کوفیان ! شما را به خدا سوگند، آیا به یاد دارید نامه هایی را که برای پدرم نوشتید! نامه های سراسر خدعه و نیرنگتان را! در نامه هایتان با او عهد و پیمان بستید و با او بیعت کردید! ولی او را کشتید، به جنگ کشاندید و تنهایش گذاشتید!
"به خدا سوگند زنی را ناطق تر و خطیب تر از او ندیده بودم"
/> صدیقه ای بی همتا در آل حسن علیه السلام/ "به خدا سوگند زنی را ناطق تر و خطیب تر از او ندیده بودم" - در بسیاری از نقل ها بر حضور ام کلثوم سلام الله علیها در کربلا تصریح شده است؛ به عنوان نمونه وقتی در شب عاشورا امام حسین علیه السلام برخی زنان و خواهران خود را خطاب قرار می دهند، اولین کسی که مخاطب قرار می دهند، ام کلثوم سلام الله علیها است. ایشان می فرمایند: یا اختاه! یا ام کلثوم، و انت یا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
مسلمان را بگذارند؛ پس در همان جا واقعة کربلا را نیز که ثمرة این فتنة ننگین بود، طراحی نمودند و در حقیقت خنجری که شمر ملعون در عصر عاشورا بر گلوی نازنین امام حسین (علیه السلام) قرار داد، غاصبان خلافت در سال 11 ه .ق. آن را از غلاف بیرون آورده و برای کشتن امام حسین (علیه السلام) آماده کرده بودند. آنکه طرح بیعت شورا فکند خود همانجا طرح عاشورا فکند 2 برگزاری مجلس ابن زیاد ملعون عمر بن سعد