سایر منابع:
سایر خبرها
این دو خواهر جوان سرنوشت هولناکی داشتند (عکس)
اتحاد خبر : مادر سوگند و سولماز، دو دختر جوانی که پدرشان در حادثه ای هولناکی آنها را به قتل Murder رسانده بود نا گفته های زندگی اش را برای قاضی پرونده توضیح داد. پدر خانواده پس از حادثه Incident با خوردن قرص سیانور به زندگی خودش پایان داد. رسیدگی به این پرونده از ساعت 23 شامگاه دوشنبه بیستم شهریور ماه امسال همزمان با کشف جسد مرد میانسالی همراه دو دخترش در خانه ای حوالی فلکه سوم
این زن با مرد قاتل زیر یک سقف زندگی می کرد
/> کارآگاهان در ادامه بررسی ها سراغ همسایه های مقتولان رفتند که یکی از همسایه در اظهاراتش به بازپرس گفت: حدود ساعت 8:30 شب با صدای بابا، بابا یکی از دخترها تا مقابل در خانه آنها آمدم اما صدا قطع شد و به منزلمان برگشتم. بررسی ها در رابطه با این پرونده نشان داد که مادر این دو دختر حدود 40 روز قبل منزل را ترک کرده و به خانه رفت وآمد نداشته است. تحقیقات درباره این پرونده ها
قتل با یک دستور خیالی در کرج
به قتل رساند. فریدون 42 ساله، پس ازدستگیری به کارآگاهان جنایی استان البرز گفت: رستم مغازه پدرم را اجاره کرده بود و در آنجا لباسشویی هم می کرد. روز حادثه یک نیروی درونی به من دستور می داد که او را بکشم. به همین خاطر از خواب که بیدار شدم به آشپزخانه رفتم و چاقوی بزرگی را برداشتم. بعد هم به طرف مغازه رستم رفتم و پس از درگیری با چند ضربه چاقو او را به قتل رساندم و از ترس پا به فرار گذاشتم
مادر شهید مدافع حرم گفت: خیلی با پسرم صحبت کردم و گفتم تو به من کلک زدی، به من گفته بودی نمی خواهم بروم ...
20 سالش نشده بود که به سوریه رفت. جشن تولد 20 سالگی اش را بین مدافعان حرم در سوریه گرفت. سه روز بعد از آن، به خیل شهدای مدافع حرم عقیله بنی هاشم پیوست. قبل از آن رشته مکانیک دانشگاه آزاد واحد تهران غرب قبول شده و ثبت نام کرده بود، اما برای دانشگاه اصلی تلاش زیاد کرده و دوره های مختلفی را گذرانده بود. به همین دلیل از این دانشگاه، مرخصی تحصیلی می گیرد و راهی سوریه می شود. مثل همه جوان های امروز به
قتل جوان مهابادی کار شیطان پرست هاست؟
سلامانه : چند روز پس از کشف جسد سوخته جوان 19 ساله مهابادی حالا احتمالات جدیدی درباره انگیزه های این جنایت تکان دهنده مطرح شده است. اعتماد در ادامه نوشت: توضیحات منصور برمکی پسر عموی مقتول در گفت وگو با اعتماد نشان از پیچیده بودن این پرونده دارد. سوم مهرماه امسال بود که پلیس مهاباد جسد یک جوان 19 ساله به نام صادق برمکی را در یک جاده روستایی نزدیک این شهر کشف کرد. کارآگاهان پلیس
نسل جدید کافه نشینان
. آقا منوچهر و گلچهره خانم وقتی حرف از کافه و کافه نشینی می شود خیلی ها، جوانان دهه شصتی و هفتادی را به خاطر می آورند اما این روزها نباید از دیدن جوانان قدیم و مادربزرگ ها و پدربزرگ ها در کافه ها تعجب کرد. از خیابان نگاهی به داخل کافه می کنند و بعد از پچ پچی کوتاه، اول زن وارد می شود، چروک های صورتش می گوید 60 سال را ردکرده، پشت سر او مردی وارد می شود، مسن تر و کمی
محله آذری باغ ندارد؛ گودال دارد!
رونقی ندارند و برخی از مغازه های این محل به انباری بلور فروش ها تبدیل شده است... الان خانه های اینجا هم تبدیل به انباری بلور فروش ها شده است و ساکنان محله را با مشکلات زیادی روبه رو کرده است... بیشتر مغازه ها اینجا انباری شده است... این حمام متروکه و قالیشویی ای که در محله قرار دارد هم به محلی برای زندگی معتادان شده است.... سر برخی از کوچه ها حتی جوان های 18 تا 20 ساله به توزیع کننده
چرا پسر19ساله،جسد پدرش را در کمد پنهان کرد؟
صبح روز 15 مهرماه دختر جوانی به مأموران پایگاه هشتم آگاهی تهران در خیابان دوازدهم فروردین مراجعه کرد و از مفقودشدن پدر 60 ساله اش خبر داد شرق نوشت: وی گفت: پدر و برادرم در خیابان رودکی با هم زندگی می کنند، برادرم دیروز به من خبر داد که پدرمان صبح زود برای خرید کله پاچه از خانه خارج شده و بعد از آن دیگر خبری از او ندارد. از آنجایی که سابقه نداشته پدرم بدون خبر خانه را ترک کند، نگران او
سکانسی متفاوت از زندگی یک خانواده مهاجر افغانستانی؛ خشت می زنیم و شُکر می کنیم
شود، بعد از آن ما می رویم خانه، مردها می مانند. دختر جوانش که تقریبا 11 سال دارداز زیر کلاه حصیری مدام براندازمان می کند، گاهی خنده اش می گیرد و گاهی سریع خودش را به آن در را می زند و با همان دست های ظریف قالب های سنگین خشت زنی را بلند می کند و می برد توی محوطه اصلی زیر آفتاب. خاتون می گوید فقط ما نیستیم، اینجا کلی کارگر خانم دیگر هم هست، کار که عار نیست، همه تلاش می کنند یک
اعترافات تکان دهنده مادر کودک کش فسایی
به گزارش خبرنگار شمانیوز از شیراز، این زن جوان به مأموران پلیس گفت: همسرم به من نفقه نمی داد و مشکلات مالی داشتیم و به همین دلیل تصمیم گرفتم خودم و فرزندم را بکشم.در روز حادثه ابتدا دخترم را خفه کردم و بعد از آن با تیغ سرش را بریدم. وی افزود:خودم هم برای پایان دادن به زندگی سم خوردم و خانه را به آتش کشیدم که توسط همسایه ها نجات پیدا کردم. یکی از شاهدان این جنایت نیز در این
مسیر باز برای دزدان خانگی
آنها از شگردهای جدید و متفاوتی استفاده می کنند. او در این باره توضیح می دهد: در گذشته سرقت از منازل بیشتر به صورت موردی بود اما در حال حاضر مجرمان به صورت گروهی اقدام به سرقت می کنند. عمده آنها جوان هستند و سنی بین 27 تا 35 سال دارند. در باندهای بزرگ تقریبا هر کسی وظیفه مشخصی دارد. سرقت ها به صورت تیمی انجام می شود. تیم های دو تا سه نفره که در هر سرقت اعضای آن تغییر می کند. اعضای این باند ها، بیشتر
درس تلخی که اوباما و ترامپ به معاون دفتر روحانی دادند/ واردات 2.7 میلیارد دلار پوشاک قاچاق
انجام مذاکره مجدد در آینده با طرح چشم انداز مذاکرات هسته ای جدید با ایران بعد از سال 2025 می گوید: من امیدوارم که بتوانیم برروی محدود کردن برنامه موشک های بالستیک ایران هم کار کنیم. ما باید برروی راهکاری برای دوره پس از 2025 کار کنیم. وزیر خارجه آلمان نیز در دیدار با تیلرسون درباره مذاکره مجدد برجام می گوید: آلمان درعین حال آمادگی دارد که به همراه فرانسه، بریتانیا و آمریکا تهران را تحت
نقش و حضور زنان در کربلا
او با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در روز یازدهم محرّم، از صفحات زرّین و جاودانه زندگانی سرشار از جلالت، شکیبایی و والاییِ اوست. او پس از حادثه عاشورا، شکوهمند و استوار، سرپرستی قافله اسیران را به عهده گرفت و با شجاعت و صلابت و درایت، کار را به پایان برد.[16] 9. سکینه، دختر امام حسین(ع) وی در کربلا، حدود نُه سال داشت و نوعروس بود و شوهرش عبد اللّه بن الحسن، در کربلا
مرد بیمار، مستأجر 40 ساله پدرش را به قتل رساند
را برداشتم. بعد هم به طرف مغازه رستم رفتم و پس از درگیری با چند ضربه چاقو او را به قتل رساندم و از ترس پا به فرار گذاشتم. متهم در ادامه جزئیات تازه ای از روز قتل را تشریح کرد. چند کلاس درس خوانده ای؟ دیپلمه هستم سابقه کیفری داری؟ نه ندارم متأهل هستی؟ بله اما چند ماهی است که می خواهم از همسرم جدا شوم. 2 دختر هم داریم. چرا قصد جدایی داری؟ علتش
اخبار حوادث
در حالی که ابتدا سعی داشت راز جنایت را پنهان نگه دارد اما سرانجام چاره ای جزاعتراف به قتل ندید. متهم در خصوص نحوه ارتکاب جنایت به کارآگاهان گفت: من و حمیده 18 سال با هم آشنا بودیم و می خواستیم با هم ازدواج کنیم. صبح روز حادثه پس از خوردن صبحانه، داخل ماشین در حال صحبت با او بودم که ناگهان حمیده به اعضای خانواده ام فحاشی کرد. من هم یک لحظه کنترلم را از دست دادم و وقتی به خودم آمدم فهمیدم
واکاوی متفاوت قتل های ماه های اخیر
، همسر و پسر 11 ساله اش را کشت و بعد هم خودکشی کرد. در جریان این قتل عام خانوادگی، این فرد ابتدا مادر و پدرش را که از شهرستان راهی تهران شده بودند به قربانگاه کشاند و بعد از کشتن آنها به خانه اش بازگشت و همسر و فرزندش را با چاقو ازپای درآورد. بعد هم با یک ضربه چاقو به زندگی خود پایان داد. چند روز بعد از وقوع این حادثه دو پرونده جنایی مشابه در دو شهر دیگر گشوده شد. گویی که انگار قاتلان از
دستور خرزوخان برای کشتن مستأجر
، مستأجر 40 ساله پدرش را به قتل رساند. فریدون 42 ساله، پس ازدستگیری به کارآگاهان جنایی استان البرز گفت: رستم مغازه پدرم را اجاره کرده بود و در آنجا لباسشویی هم می کرد. روز حادثه یک نیروی درونی به من دستور می داد که او را بکشم. به همین خاطر ازخواب که بیدار شدم به آشپزخانه رفتم وچاقوی بزرگی را برداشتم. بعد هم به طرف مغازه رستم رفتم و پس از درگیری با چند ضربه چاقو او را به قتل رساندم و از ترس پا
ناگفته های تارا از قتل جوان مهابادی و کیمیا و ملیکا +عکس
کرد، قرار بود فردای روز حادثه صادق چیزهای بیشتری از دانیال و آن مدارک بگوید و از من نیز قول گرفت تا چیزهایی که به من می خواهد بگوید را با کسی در میان نگذارم اما صادق روز بعد زنده نماند. در آن شب با دوستانش بیرون بود و گفته بود که تا پیش از ساعت 12 شب بازمی گردد و ساعت 11:06 برای همیشه آفلاین شد، این در حالی بود که من فهمیده بودم صادق با دانیال و دوستانش بیرون است. رازی که گفته نشد
خاتمی گفت انتخاب من آقای صالحی است
موضوعاتی همچون عدم استفاده از ماشین بنز اشرافی دانشگاه که در زمان سیدحسین نصرخریداری شده بود، فعالیت های گروه های سیاسی در دانشگاه، ترورهای سیاسی سال 60 یاد کرده و ماجرای دو موتور سوار را که برای ترور رییس دانشگاه صنعتی شریف آمده بودند، چنین شرح داده است: سر کوچه پیاده شدم و به سمت منزل که کوچه ای سربالایی است، حرکت کردم. هوا هنوز روشن بود. زنگ خانه را زدم. ناگهان دو جوان موتور سوار با شتاب به من
بعثی ها بعضی از بچه ها را 48 ساعت تا گردن زیر خاک دفن کردند
پنج ماه با عصا راه رفتم و در اثر همین بمباران 50 درصد از شنوایی ام را از دست دادم. بعد از بهبودی دوباره به منطقه اعزام شدم، نزدیکی های عملیات والفجر 8 بود و اواخر آزادسازی فاو عراق بود که ما در زیرزمینی که مرکز اطلاع رسانی فرهنگی بود مشغول بودیم، بعد از آزاد سازی فاو فردای آن روز قرار بود نیرو اعزام شود، من از آقای بنیادی اجازه گرفتم و سال 64 به منطقه فاو و اروندکنار اعزام شدم، به مدت
نوعروس کرجی داماد را بخشید تا اعدام نشود! / راز ملاقات های پنهانی عروس چه بود؟ + عکس
هنگام شرح ماجرای جنایت سرشار از بدگمانی برای قضات دادگاه گفت: پنج سال پیش بود که برای نخستین بار دختری را در خانه خواهرم دیدم. او دختر همسایه دیوار به دیوار خواهرم بود. مدتی گذشت تا اینکه دوباره او را درخیابان دیدم و نمی دانم چه شد که مهرش به دلم نشست و چند هفته بعد باهم سرسفره عقد نشستیم. چند وقت گذشت تا اینکه متوجه شدم جوان ناشناسی گاه و بیگاه با همسرعقد کرده ام تماس می گیرد. با گذشت یک سال
هوویم هوای من را حتی بیشتر از همسرم دارد
من دارند، اما من به خاطر ازدواج و آینده بچه هایم نمی توانم این کار را کنم. من یک دختر و یک پسر دارم. دخترم 14 ساله و پسرم 13 ساله است. هر دو نیاز به پدر دارند. نمی خواهم همین چند ساعتی که هر روز پدرشان به آنها سر می زند را از آنها بگیرم آرزو: نمی خواهم هوویم از ناراحتی من باخبر شود تا زندگی اش خراب شود آرزو درباره اینکه آیا تا به حال مشکلی بین خودش و هووی ش به وجود آمده، می
جزئیات تازه از جنایت تهرانپارس
بررسی ها یک دست نوشته از قاتل کشف شد که در آن نوشته بود به خاطر اختلافات خانوادگی دست به این جنایت زده است. روز گذشته اما با گذشت حدود یک ماه از حادثه، همسر قاتل به شعبه هشتم دادسرای جنایی تهران رفت و درباره حادثه به قاضی ایلخانی گفت: 26سال پیش با شوهرم ازدواج کردم. از همان ابتدا ناسازگار بود و اذیتم می کرد. وقتی بحث مان می شد مرا به باد کتک می گرفت. حتی یک بار رویم آب جوش ریخت و یک
روایت مادرانه از زندگی با شوهری که 2 دخترش را کشت و خودکشی کرد/ 2 برادر دیگرش هم خودکشی کرده بودند
قطع شد و به منزلمان برگشتم. بررسی ها در رابطه با این پرونده نشان داد که مادر این دو دختر حدود 40 روز قبل منزل را ترک کرده و به خانه رفت وآمد نداشته است. تحقیقات درباره این پرونده ها ادامه داشت که خبر رسید عامل جنایت در بیمارستان جان خود را از دست داده است. سرانجام با دستور قاضی ایلخانی، بازپرس ویژه قتل پایتخت، اجساد هر سه نفر برای بررسی بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شد
دختران راننده سعودی باز هم دسته گل به آب دادند +فیلم
ببینید: عاقبت رانندگی زنان در عربستان! باشگاه خبرنگاران جوان: دختر عربستانی که خودروی پدرش را به صورت پنهانی از منزل خارج کرده بود تا با آن به تمرین رانندگی بپردازد به درون محفظه زباله رفت و نتوانست ماشین را از آنجا خارج کند. پسر همسایه که در حال قدم زدم شبانگاهی در خیابان بود متوجه این حادثه شد و شروع به فیلبرداری از این صحنه و ارائه توضیحاتی در همین زمینه کرد که در ادامه می توانید
همسرم شب سالگرد ازدواجمان به شهادت رسید/ پسرم با خدمت در نیروی انتظامی راه پدرش را ادامه می دهد
دوم دبیرستان خواند. بعد از آن عازم خدمت مقدس سربازی شد و به جبهه رفت و مدت 24 ماه را دلیرانه در جبهه با دشمنان بعثی جنگید. سپس به استخدام کمیته انقلاب اسلامی بیرجند درآمد و با ادغام کمیته با نیروهای انتظامی به مبارزه با اشرار و قاچاقچیان پرداخت. سرانجام در سال 1373 در نزدیکی روستای تخویج شهرساان درمیان در هنگام درگیری با اشرار مسلح با اصابت گلوله به سر و دست و در اثر ایست قلبی در کنار هم
آخرین خبرها از پرونده اسیدپاش اصفهان
اسیدپاشی های زنجیره ای در اصفهان مربوط به اسیدپاشی های پیاپی به صورت زنان در شهر اصفهان می شد که در مهرماه 1393 به وقوع پیوست. در جریان این اسیدپاشی ها، حداقل چهار دختر یا زن جوان مورد حمله قرار گرفتند که منجر به مرگ یکی از آنها شد. "مریم- د" تولد پسرش را قرار است جشن بگیرد به او می گوید که با هم برای تدارک این جشن بیرون بروند، اما پسر می خواهد درس بخواند و مادر اصراری نمی
و باز کاریکاتوریست می شدم!
تصویری به بچه هایم بدهم. دخترم آیدا شاید به همین دلیل سراغ رشته گرافیک رفت. پسرم تا مدت ها کمک حال من بود و کارهای مجله را انجام می داد. ولی عقل کرد و رفت رشته مهندسی! تاثیر منفی هم این که خودتان می دانید کار روزنامه نگاری چه سختی هایی دارد. از همیشه در استرس و اضطراب بودن تا مشکلات و تنگناهای مالی و وقتی که برای یک کار خوب باید صرف کرد و حتما تاثیرات منفی اش را در خانواده می گذارد. ولی تا جایی که
مردان پرنده
. همیشه باید نگران مردهایمان باشیم. تلفن که زنگ می زند دلمان می ریزد. شوخی که نیست. در 10، 20 سال گذشته، 8، 9نفر از آبادی ما از اسکلت افتادند و مردند و 8 نفری هم از بیدستانه . چقدر هم جوان زخمی شد و ازکارافتاده. پنجره پشت سر اکرم قابی است از تصویر زنده چند قله که به هم تکیه داده اند؛ کاروانی از شتر. من دلم نمی خواهد مثل مادرم هر روز پشت پنجره دل نگران و منتظر پسرم باشم. حسن، برادر شوهر
برای دفاع از اسلام مرزی نمی شناخت
خوانیم؟ اگر امام زمان (عج) هم ظهور کنند، به ایشان هم خدمت نمی کنیم. برادر من فوق العاده بود. نگاه پاکی داشت. اخلاق خوبی داشت. همه چیزش را می پسندیدند، اما خواستگاری های زیادی رفتیم که نتیجه بخش نشد. ایثارگری در خانواده تان سابقه دارد؟ هر دو دایی ام در هشت سال دفاع مقدس در مناطق عملیاتی بودند. یکی از دایی هایم جانباز بودند و بر اثر همان جراحات بعد از جنگ از دنیا رفتند. اتفاقاً محمد