سایر منابع:
سایر خبرها
تجاوز به پسر معلول در خیابان | ماجرای تجاوز وحشتناک به پسر معلول در تهران
شرایط است که منابع غیررسمی و صبحت های درگوشی همه دانسته های جامعه از مسائل جنسی می شود. غریزه جنسی امری است که نیاز به آگاهی و آموزش دارد، اما نظام آموزشی ما تنها به درس و نمره خلاصه شده و خانواده ها نیز دنباله روی همین نگرش غلط هستند. درحالی که پرورش و توجه به نیازهای اساسی انسان فراموش شده است. فرهنگ عمومی هم علاقه ای ندارد به این موضوع ورود کند. اما در پستو و نهان درباره موضوعات جنسی صحبت می کنند. در این شرایط یک کودک چطور می تواند از خودش در برابر آسیب های اجتماعی از این دست محافظت کند.
نگاهی به یک پژوهش جدید در خصوص تاثیر ساعت شروع مدارس بر یادگیری/سحرخیز نباش تا کامروا شوی
والدین با فرزندانشان است. به جرات می توان گفت بیدار شدن فرزندان برای والدین یکی از بزرگترین دغدغه آنهاست تا به مدرسه دیر نرسند. در بسیاری از خانواده ها، مادر هر روز صبح فرزند خود را از خواب بیدار می کند در حالی که این کار آنها، کودک را به مرور زمان دچار مشکل می کند. بچه ها از این که هر روز صبح باید با صدای مادر از خواب شیرین بیدار شوند، احساس خوبی ندارند، اما برعکس مادرها پتو را از روی سر کودک
خودکشی نوعروس به خاطر دخالت پدر و مادر همسر
مادری آسان نیست... بعد از آنکه اشک هایش را پاک کرد، ماجرای آن شب را تعریف کرد. ماجرایی که قاضی چند بار شنیده بود، اما اجازه داد مادر محبوبه باز هم آن را روایت کند؛ دخترم خیلی مظلوم بود. یک شب ساعت 3 زنگ زد و گفت با بابک دعوا کرده اند. قرار بود برای جشن نامزدی دخترخاله بابک بروند، اما مادر شوهرش گفته بود بابک باید تنها بیاید. داماد من هم قبول کرده بود تنها به میهمانی برود. چون از مادرش
کودکان کار از خیابان های شهر می ترسند
*فاطمه قاسم زاده: بچه ها منتظر نمی مانند، بچه ها منتظر قانون و تصمیم گیری نیستند، بچه ها گوش شان از حرف مردم کوچه و بازار پر شده، بچه ها دیگه نمی شنوند، بچه ها دیگه محبت نمی بینند، بچه ها طرد می شوند، تحقیر می شوند، از دست مامور و غیرمامور کتک می خورند، بچه ها گرسنگی می کشند، بچه ها مجبورند دزدی کنند، طعم سفره خانه را نمی چشند، محبت مادر و پدر را نمی بینند، بچه ها قوت لایموت شان را از داخل سطل
ناگفته های زندگی قاتل ملیکا
کار می کند. از وقتی به خاطر قتل ملیکا مجبور شد شبانه خانه و زندگی اش را رها کند، سر کار نرفته است. او درباره ارتباطش با رضا به جام جم می گوید: ارتباطم با پسرم خوب بود اما مثل چی از من می ترسید. اگر درس نمی خواند یا با بچه های بی تربیت می گشت، حسابی تنبیهش می کردم. البته بیشتر با او حرف می زدم اما بعضی وقت ها هم به صورتش سیلی می زدم. او درباره روزی که رضا به خاطر مردود شدن در مدرسه از
دخترانی از جنس باران
طباطبایی. بین صحبت های من و فائزه حرف هایم را قطع می کند و در تأیید صحبت هایم می گوید: به نظرم ما دختران نابینا از بقیه دختران جامعه جدا نیستیم؛ همه چیز به خودمان بر می گردد. در جامعه هم دخترها خودشان برای به دست آوردن حقوقشان تلاش می کنند؛ مثلاً گروه های مختلف تشکیل می دهند و مطالباتشان را پیگیری می کنند، ولی در بین دختران نابینا چنین همدلی را کم می بینیم. باید بدانیم که هیچ وقت جامعه به ما نمی گوید
ترجمه های غلط سنگ مزار سهراب روحش را رنج می دهد
کاشان نیوز : یکی از معلم هایش گفته بود تو همه چیزت خوب است و فقط عیبت این است که نقاشی می کنی! چون سهراب سر کلاس نقاشی می کشید. قریحه اش را داشت و سر هر درسی مشغول نقاشی بود. البته این حرف را معلم نقاشی نگفته بود ها! روزنامه اعتماد نوشت: بچه ها روی سقف ماشین می نشستند، به دست اندازها که می رسیدند، صدای جیغ ودادشان در تمام باغ ها می پیچید، بین زمین و آسمان می پریدند و با شیطنت کودکانه
چرا سینمای تهمینه میلانی ارتجاعی و سادیستی است؟
که شخصیت کیانا(سارا خوئینی ها) درباره شرکت معماری مورد نظر(لوکیشن اصلی اتفاقات فیلم) می گوید: " چند وقت پیش برای یه مراسمی سیاه چادر می خواستن. از همین قرتی بازیای روشنفکری توریست کش ." و جالب این که باز به سبک سریال های ترکیه ای، در دفتر مهندسی شیک و لوکس فیلم هیچ کار جدی صورت نمی گیرد و ما فقط یک بار سارا را در حال نقاشی کردن می بینیم، و این مهندس بازی قلابی در فیلم هم قرار است با
گفت و گوی صمیمانه با هوشنگ مرادی کرمانی
و اگر آن را از انسان بگیریم از جایی دیگر سر در می آورد. من همیشه گفته ام که بچه پولدارِ نویسنده ها تولستوی بود با آن همه زمین و امکانات، بقیه فقیر هستیم. برخی تصور می کنند همه نویسندگان همچون چخوف، کامو و املی برونته با بیماری مسری، فقر،بیچارگی، یتیمی و محرومیت رو به رو بوده اند. هر نویسنده ای که چیزی را می نویسد در حقیقت یک تجربه زیستی را دوبار انجام داده، کاری که بقیه آدم های عادی نمی کنند. یک
دستفروشی در شهر، یک اعلامیه سیاسی
، پدران هم زندان و اکثر بچه هایی هم که ما جذب می کنیم، معتادند. همین اتفاق اطراف زندان قزل حصار هم می افتد. در اطراف کرج ما کودکی 5 ساله را پیدا کردیم که چون مادر مجبور به تن فروشی بود از بچه هم سوءاستفاده جنسی می شد و روده او دچار مشکل شده است. این آسیب ها وجود دارد ولی دایم به ما می گویند که سیاه نمایی می کنید. این فعال اجتماعی در ادامه از طرد اجتماعی کودکان سخن گفت: نگاه تمام این بچه ها همان
بهترین زمان و فاصله بین دو بارداری
دیگر شده است، مادر نمی تواند در عین حال به هر دو برسد. از این رو پشت سر هم بچه دار شدن که در قدیم رواج داشته است در این زمانه یک فاجعه محسوب می گردد. از نظر علمی نیز فاصله بین دو بارداری مورد بررسی قرار گرفته است. محققان و پزشکان می گویند که هنگامی که جنینی در رحم است و همچنین فرزندی در حال شیر خوردن است این عامل منجر می شود تا به سه نفر آسیب برسد، زیرا جنین در حال رشد در رحم نیز باید
علی پروین همیشه زمان دربی آرام بود
/> من مغازه لوازم ورزشی دارم. آن جا هم تقریبا موفق هستم. کمی از خانواده تان بگویید. چند فرزند دارید؟ دو تا. یک دختر سلنا که 3سالش و یک پسر امیرسام که کلاس اول است. برنامه ای برای بچه ها دارید ؟ امیرسام که الان در یک مدرسه دوزبانه درس می خواند، به نظر پایه برای ورزش خیلی مهم است، همچنین دوست دارم خارج از کشور برود اما کمی برای مان سخت است که از او دور شویم
از شوخی های برومند تا خاطره گویی در بزرگداشت رضا بابک
شدم و حالا از دوستان او هستم. تعریف از تلاش های زنده یاد داود رشیدی برای حمایت از تئاتر کودک و نوجوان در تلویزیون نیز قدردانی کرد وبعد از اجرای یک رباعی از خیام، با همراهی حاضران، قطعه مرغ سحر را خواند. سپس طاهره صرفی مدیر مدرسه سینما و تئاتر هنر هفتم با قدردانی از حضور هنرمندان با سابقه تئاتر کودک گفت: دست همه شما می بوسم نه به این دلیل که مدیر این آموزشگاه هستم، به این دلیل
مرز امن کودکی
لای سرنگ های آلوده می چرخند و بازی می کنند تا کودکانی که خرید و فروش می شوند یا مورد تجاوز قرار گرفته اند. از امنیت برای کودکانی که در فضاهای بازی و شهربازی ها دچار آسیب جسمی یا مرگ شده اند تا کودکانی که در فرسوده ترین بافت های شهری به مدرسه می روند و از دود و آلودگی نفس از ریه های کوچک شان بالا نمی آید. برداشت دوم اتاق های مادر و کودک در 10 ایستگاه مترو و مراکز تجاری پرتردد، آماده
همه چیز از شبی شروع شد که دیگر ستارگان را درآسمان ندیدم
پایان رساندم. رتبه اول دانشگاه بود و رتبه 7قبولی در کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی. در این دوره وضع بینایی اش وخیم تر شد. بیماری آرپی توان روزبینی را هم از او گرفته بود و دیگر به زحمت می توانست ببیند و ادامه راه به تنهایی برایش دشوار شده بود. دیگر زمانش بود موضوع را با خانواده اش درمیان بگذارد؛ به آنها گفتم مبتلا به آرپی شده ام که یک بیماری مادر زادی است. تا اینجای راه را خودم به هر زحمتی که بود
وظایف پدر بعد از زایمان، کمک حال باشید
/> پدرهایی که خود را درگیر مسائل مربوط به فرزندشان می کنند، فرزندانی با مشکلات و پیچیدگی های کمتر، تربیت می کنند. طبق تحقیقات به عمل آمده کودکان پدرانی که برای فرزندان خود وقت می گذارند و از آنها در ارتباط با فعالیت های هر روزشان در مدرسه، تکالیف و عملکردشان در کلاس درس و ... سوال می پرسند و با علاقه به حرف های فرزند خود گوش می دهند و مسائل را پیگیری می کنند، در مقایسه با کودکانی که از سوی خانواده
افزایش هوش هیجانی در کودکان، پنج گام اساسی
. می دونم خیلی عصبانی هستی که برادرت اسباب بازیت رو شکست! کاملا درکت می کنم ولی هر چقدر هم عصبانی باشی دلیل نمی شه اون رو بزنی، به جاش سعی کن احساست رو بهش بگی و باهاش حرف بزنی. می دونم به خاطر اولین روز مدرسه استرس داری. منم مثل تو بودم. دوست داری درباره اش با هم حرف بزنیم؟ می دونم خیلی ناامیدی! چون از صبح انگار همه اش بد آوردی. تعجبی نداره اگه بخوای گریه کنی. همه
ماجرای تیراندازی اشتباهی به سمت نماینده مجلس + عکس
به جبهه برگشت. هرچه گفتم نرو گوش نکرد گفت بچه ها منتظرم هستند. قرار شد دو روز در تهران بماند و چند روزی هم به دیدن مادربزرگش در شمال برود. یک روز که گذشت پشیمان شد، گفت شمال نمی روم شاید مادربزرگ فکر کند که از او پول می خواهم. مادر درباره آخرین وداعش با مهرداد می گوید: آخرین باری که قرار بود به جبهه برود می گفت نمی دانم چرا پاهایم توان رفتن ندارد. رفت و دیگر برنگشت. بعد از شهادتش علی
امید حجت: نگاه من جهانی است؛ مثل اصغر فرهادی
و این موزیسین قصد دارد در همکاری با سازمان ملل و یونسکو چند قطعه بین المللی دیگر را هم تولید کند. در یکی از روزهایی که امید حجت مشغول تولید قطعات جدید و همچنین مدیریت مرکز هنری جدیدش در باشگاه انقلاب بود، با او به گفت وگو نشستیم و درباره همه سال های فعالیتش گپ زدیم. برنده تندیس طلایی بهترین نوازنده از دومین جشن سالانه موسیقی ما در این گفت وگو نکات جالبی درباره همکاری با خواننده های
زندگی از چشم کودکان کار؛ از تامین هزینه اعتیاد پدر تا قطع انگشتان
شرایط زندگی کنم اما فرزندانم را به خیابان نفرستم چون خیابان هیچ چیز برای فرزندانم جز تباه کردن آینده آنها ندارد. خیابان پر است از خطر و آسیب و وقتی بچه ها بزرگ شوند حتما می گویند چرا نگذاشتید به مدرسه برویم. حتی اگر گرسنه بمانیم اجازه نمی دهم بچه هایم کار کنند. مادر یکی دیگر از دخترانی که به مرکز افسریه منتقل شده است، می گوید: مجبور بودم دخترم را برای کار به خیابان بفرستم چون مخارج زندگی
آموزش حرف زدن با کودکان، ده تکنیک جادویی
این مساله تنها به مهارت در پرسیدن سوال از آنها در زمان مناسب و با طرز برخورد خاص مربوط می شود. وقتی بچه ها خیلی کوچک هستند دست از تند تند حرف زدن برنمی دارند و ما دنبال زمان و مکانی هستیم که لحظه ای آرامش داشته باشیم. اما زمانی که بزرگتر شدند از اینکه از بیان افکار و احساسات شان امتناع می کنند شوکه می شویم. اما براستی چگونه می توان این کانال ارتباطی بین والدین و بچه ها را حفظ کرد؟
تربیت صحیح بچه ها، پسرتان را مرد بار بیاورید
پسرها در بیان احساسات خود شرم داشته و به مردانی تبدیل شوند که نتوانند به خوبی با دیگران ارتباط برقرار کنند حتی نتوانند احساسات خود را بیان و کنترل نمایند. چه می توان کرد؟ به او اجازه دهید حرف بزند، اگر فرزند شما پس از بازگشت از مدرسه، اخمو و ناراحت است، با او صحبت کنید و از او دلیل ناراحتی اش را جویا شوید و هنگامی که متوجه دلیل عصبانیت او شدید، از او حمایت کرده و بدون اینکه سخنرانی
شیوع یک بیماری شهری؛ این کم حرف های گوشه گیر را جدی بگیرید!
معتقدند قابل درمان نیست اما امروزه پزشکانی هستند که باور دارند در صورت شناسایی کودکان اوتیسمی زیر 5 سال می توان تا حدود زیادی آنها را به جامعه برگرداند. چگونه اوتیسم را در کودکان تشخیص دهیم؟ محمد قدیری روانپزشک و استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران با اشاره به سه علامت مهم و هشدار اوتیسم در کودکان می گوید: مشاهده هرگونه اختلال در کلام و فن بیان، دیر به حرف افتادن کودک، گوشه گیری و کم حرفی غیر
تولد نوزاد دوم، ویرانی آرامش کودک اول
زن و شوهری که بعد از چند سال زندگی دو نفره، صاحب فرزند می شوند، تمام عشق خود را نثار تنها فرزندشان می کنند؛ طوری که او تصور می کند پدر و مادرش فقط متعلق به او هستند. زمانی که این فرزند دردانه، چهار یا پنج ساله شود، دیگر زندگی برای او به یک مقر فرماندهی تبدیل خواهد شد که هیچ کس حق ورود به آن را ندارد. این همان موقعیتی است که تیم در خانواده اش دارد؛ پسر بچه ای که بعد از هفت سال فرمانروایی بر مامان
گفتگو با داوود نماینده گوینده و صدا پیشه تلویزیون
برگزار می کردند. خانم ها طبقه بالا بودند و آقایون طبقة پایین. من هیچ وقت نمی دیدم که بی نظمی در هیأت رخ دهد. ما بچه ها هم جمع می شدیم در آن هیأت و احساسی که ما بچه ها در دنیای زلال بچگی مان به امام حسین(ع) داشتیم احساس خیلی عمیق و بی شیله و پیله ای بود و بسیار زیبا بود. خانمی نابینا بود که بلیت بخت آزمایی و آدامس خروس نشان می فروخت به نام خدیجه خانم که همه در آن محل دربند او را می شناختند؛ ایشان در
دخترم حرف گوش نمیکنه، چیکار کنم باهاش؟
تلویزیون و کامپیوتر و تبلت را محدود کنید و فعالیت های ورزشی و حرکتی را افزایش دهید(به ویژه بازی های مشترک با کودک) نظم عبارت است از نظارت قاطعانه و عادلانه در کنار تشویق و تمجید فراوان. از دید پدر مادر های سنتی بچه خوب اینگونه تعریف می شدند: آرام باشد، مودب باشد، حرف گوش کن باشد، بازی آرام بکند، در مهمانی اصلا شلوغ نکند، در پارک کنار دست والدین بماند و دست آن ها را رها نکند، خواسته های والدین
دخترانی که آسان ترک تحصیل می کنند
زیرچشمی نگاه می کند و ناخن انگشت اشاره اش را می جود. مضطرب است. مادر معصومه نمی داند چند ساله است. او هیچ وقت مدرسه نرفته و سواد ندارد، ولی زن جوانی است شاید 30 ساله. نوزاد در آغوشش ونگ می زند و مثل مار به خودش می پیچد. معصومه اما به گریه های او بی اعتناست و غصه دار. یکی از زن ها می گوید می خواهند شوهرش بدهند و معصومه بغض می کند که نمی خواهم. او کلاس هفتم است، یکی از دخترهای روستای سامانی زهک، دختری
پول و رقص مرده در تابوت
گفت که :” بیبین داااش من، هرچی پول بدی آش می خوری. شما دنبال جنس ارزونی، من هم جنس ارزون بهت دادم. یکم سر کیسه رو شل کن جنس خوب ببر ولی گرون تر. به قول معروف هیچ ارزونی بی حکمت نیست.” به بابا نگاه کردم، دیدم همین جوری زیرلب یک چیزهایی می گوید که مفهوم نیست. اول فکرکردم که ذکر می گوید و برای سلامتی آن فروشنده صلوات می فرستد. اما وقتی به دست هایش نگاه کردم و تسبیح را دستش ندیدم، فهمیدم که
خیّران مدرسه ساز و ارتقای سواد قرآنی مدارس
، اهداف، رویکردهای برنامه درسی، اصول و روش ها و محتواهای آموزشی ندارند؛ هرچند قاری و حافظ باشند. لذا به دلیل بد فهمی، اهداف محقق نمی شود. و یا مدیر و معاونین مدرسه در موقع برگزاری امتحانات نوبت اول و دوم از معلمان قرآن می خواهند که نمره این درس را به همه دانش آموزان بدهند تا معدل آنها بالا برود. یعنی به عنوان یک درس حاشیه ای و کمکی برای سایر دروس و معدل به آن نگاه می شود. مثلا به دانش آموزی که
از روحانیون مشهد برای نقشم الگو گرفتم
روحانی با کاراکتر معراجی ها خیلی فرق دارد. تنها شباهت شان فقط یکی بودن لباسشان است. برای نقش روحانی این سریال ما به ازایی هم داشتید؟ به هر حال همه ما در اطرافمان روحانی دیده ایم. این ماجرا عقبه ای دارد. من بچه مشهد هستم. زمانی که در مشهد درس می خواندم، گاهی شیطنت کرده و همراه دوستانم از مدرسه فرار می کردم و از آنجا که هوای مشهد سوز سرمای وحشتناکی دارد، همیشه به حرم پناه می بردیم