سایر منابع:
سایر خبرها
مجاهدان افغانی به امام و رهبری اقتدا می کنند
است که این جوان با عشق و جهاد دل از همه چیز می بُرد و راهی این مسیر حق می شود. از نحوه به شهادت رسیدن سیدمصطفی خبر دارید؟ در سوریه که بود با هم ارتباط داشتید؟ ما آنچنان با هم در تماس نبودیم. من زمان حضور پسرم در سوریه در افغانستان بودم و به علت مسائل امنیتی و اینکه خطوط در کنترل امریکایی ها بود، سیدمصطفی خیلی جزئی با من تماس داشت. هر وقت که تماسی می گرفت از مکانش و از سوریه نامی نمی برد
شهید علی جنگروی با شهادتش به آن چه که می خواست رسید
هستند، پرس و جو می کردیم و می آمدیم و می گفتیم که این بار هم خبری نشد؛ اما باز هم مادرمان نا امید نمی شد و می گفت که باز هم بگردید . عکس شهدا همیشه بالای سرش بود و با زبان محلی همیشه زمزمه می کرد. به او می گفتیم مادر من آن قدر نخوان، خودت را از بین بردی ، می گفت: شما نمی دانی که در دل مادر چه خبر است، به خصوص مادری که فرزندش نیامده و هنوز چشم انتظار است . وی ادامه داد: در هر صورت، با این
ماجرای اسلام آوردن یک دختر مسیحی توسط شهید علمدار
سیدعلی خامنه ای قرار داشت به عکس ها که نگاه کردم می دیدم که انگار با من حرف می زنند ولی من چیزی نمی فهمیدم تا اینکه رسیدم به عکس آقا. آقا شروع کرد با من حرف زدن خوب یادم است که ایشان گفتند: شهدا یک سوزی داشتند که همین سوزشان آن ها را به مقام شهادت رساند مانند شهید جهان آرا، شهدی همت، شهید باکری، شهید علمدار و... همین که آقا اسم شهید علمدار را آورد پرسیدم ایشان کیست؟ چون اسم بقیه را شنیده
پلیس در پی رازگشایی ازقتل راننده مسافرکش
ماموران تجسس کلانتری 113 بازار برای بررسی صحت اطلاعات دریافتی، عازم پارک شهر شدند و متهم مورد نظر را دستگیر کردند. معاون اجتماعی پلیس تهران با تایید این خبر به خبرگزاری مهر گفته است یکی از متهمان قتل راننده مسافرکش، در پارک شهر تهران دستگیر شده است. سرهنگ مراد مرادی درباره محتوای تماس یک فرد ناشناس با سامانه 197 گفت: فرد تماس گیرنده گفت قاتل راننده مسافرکش با لباس تیره رنگ
آرزویمان دیدار با حضرت آقا است / حسرت دیدن اشکمان به دل دشمنان خواهد ماند
ایم تا دقایقی قبل در اختیار داعشی ها بود. بنده گفتم پس مراقب باشید چون ممکن است داعشی ها همچنان آنجا حضور داشته باشند. و در جواب به این حرف از بنده گفتند که خدا با ماست و هر اتفاقی هم که بیفتد مشیت الهی است و بعد از گذشت چند ساعت به فیض شهادت نائل آمد. * مسیر شهید ذورقی همچنان ادامه دارد و ان شاءالله خداوند توفیق دهد که بتوانم این سه فرزند را همانطور که شهید وصیت کرده تربیت و
از دل رئوف شهید سنجرانی تا غیرت و فرهنگ لوتی گری
، گفت باشد اول خودم می روم تا ببینم وضعیت آنجا چطور است بعد خبرتان می کنم که بیایید. وقتی از سوریه آمد، به من گفت، راستش را بخواهید صحبت کردم، گفتند شما پیر شدی قبولت نمی کنند. من هم گفتم من از تو جوانترم، باید بیایم به شما آموزش بدهم چطور بجنگید. نمی خواست پدر و مادرش نگران شوند سنجرانی در ادامه گفته های خود از اولین بازگشت پسرش از سوریه آن هم با دست و پاهای زخمی صحبت کرد و
شهدای مدافع حرم راهی را رفتند که عباس من و شهدای دفاع مقدس رفتند/این مسیر اهدنا صراط مستقیم است/ دوست ...
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس ، حامد کوماهی - قطعه شهدای بهشت زهرا را همیشه دوست دارم. احساس آرامش نزدیکی به خدا و عطر دل انگیز بهشتی در آنجا آکنده است. اینبار گذرم به قطعه 26 گلزار شهدا افتاده است. محرم حال و هوای این بهشت زمینی با سایر روزهای سال فرق می کند. گویا اصحاب اخرالزمانی امام حسین علیه السلام در این ماه عاشورایی ترند. برای رفع خستگی لحظاتی در کنار مزار شهیدان بهشت زهرا روی یک صندلی نشستم. مشغول خورد
شهادت را در جبهه می جست و در شارجه به آن رسید!
گوید: شوخ طبعی حمید زبانزد بود. هر وقت می خواهیم از او یاد کنیم یا خاطره ای از حمید به یادآوریم، ناخودآگاه به یاد صفا و شوخ طبعی اش می افتیم. برادرم به پدر و مادرمان خیلی احترام می گذاشت و سعی می کرد همیشه دل آنها را به دست بیاورد. شهادت در شارجه شهید حمید باصری 21 بهمن ماه 1382 در سانحه ای که برای یک فروند هواپیمای ایرانی در فرودگاه شارجه اتفاق افتاد به شهادت رسید. رزمنده ای که چند سال
امام جمعه قم: تقوای الهی باعث عزت آفرینی است
انسان از این ترس به خدا پناه ببرد بسیار پسندیده و ارزشمند است. امام جمعه قم در ادامه به بیان داستانی در مورد نگرانی حضرت ابراهیم از شکنجه پرداخت و ضمن گرامی داشت یاد و خاطر شهید محسن حججی گفت: پدر شهید محسن حججی گفت زمانی که شنیدم، پسرم اسیر شده است به این دلیل که اسیران توسط داعشی ها به سختی شکنجه می شوند بسیار ناراحت و اندوهگین شدم ولی زمانی که متوجه شهادت پسرم شدم، خوشحال شدم البته
قاتل تبهکاری که به خاطر ترس از زنش دروغ ناموسی گفت
کردی؟ اگر رفت و دیگر نیامد چه می کنی؟ من هم چون مطمئن بودم که بهروز نمی تواند فرار کند از مافوقم خواستم تا فردا به من وقت بدهد.فردای آن روز بهروز رأس ساعت 8 صبح به اداره آمد. ابتدا اسم و فامیلش را پرسیدم و بعد در حالی که از کارهایش تعریف می کرد به یکباره از او پرسیدم: پانسمان دستت را تازه باز کرده ای؟ تو مراسم ختم احمد که دستت پانسمان بود. در پاسخ گفت: چیزی نشده. از شما ممنونم که دیروز
تجاوز به نوجوان معلول در خیابان
خانواده اش بازگو کرد. دو روز بعد از این حادثه، خانواده شهروز با مراجعه به دادسرای جنایی تهران، اعلام شکایت کردند. رسیدگی به پرونده این تجاوز به شعبه چهارم و بازپرس صیفی سپرده شد. پدر شهروز در اظهاراتش به بازپرس گفت: قبل از ظهر بود که پسرمان همراه با چند نفر دیگر از دوستانش برای نماز به مسجد محل رفته بود. معمولا هر روز به مسجد می رود. بعد از نماز در مسیر برگشت جوانی ناشناس سد راه آنها می
ناگفته های زندگی قاتل ملیکا +عکس
. بعد از چند ساعت، پدر ملیکا دمپایی دخترش را پیدا کرد. بعد همراه ماموران وارد انباری خانه ای متروکه شدند و پس از دقایقی، جسد ملیکا را بیرون آوردند. آن موقع رضا هیچ واکنشی نداشت. ساعت 12 شب هم خوابید و صبح مسیر 20 دقیقه ای تا مدرسه را پیاده رفت. معلمش هم گفته رفتارش عادی بود. بعد برگشت و درس هایش را خواند. ماموران یک روز پس از حادثه به رضا مشکوک شدند و او را دستگیر کردند. مادر متهم می
تجاوز برادر به خواهر در تهران باعث قتل شد
نوآوران آنلاین - (قاتل 25 ساله) این حرف را بعد از تقاضای قصاص پدر صادق در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران به زبان آورد. پدر مقتول که در پایان دادگاه تشنج کرد و روی زمین افتاد در ابتدای جلسه گفت: سه سال است خواب ندارم. بچه من بی گناه بود. قبلا یک بار دادگاه، حکم قصاص متهم را صادر کرده، نمی دانم چه شد که دیوان عالی آن را رد کرده است. نباید خون پسرم هدر برود؛ ما قصاص می خواهیم. کنار او
2 بار قصاص برای قاتل مادر و پسر
بار به قتل این دو نفر با انگیزه سرقت اعتراف کرد. متهم در اظهاراتش به افسر تحقیق گفت: من سال ها برای این زن و خانواده اش کار می کردم و مورد اعتمادشان بودم. آنها به وضعیت مالی ام رسیدگی می کردند و کم و کسری نداشتم. من 1600 سکه بهارآزادی برای این زن خریدم که او در قبال آن چند فقره چک داد و همگی برگشت خورد. بعد از آن همراه او و پسرش برای سرکشی به املاکشان به نمک آبرود رفتیم که متوجه شدم
قتل به خاطر بی اعتنایی های همسر!
صبح دیروز از جنبه عمومی جرم در شعبه چهارم دادگاه کیفری محاکمه شد و گفت: من پرده فروش بودم و پس از ازدواج با همسرم صاحب یک پسر شدم. اما بعد از اختلاف با همسرم، یک سال در خانه پدر و مادر خودم بودم و در این مدت هر بار سراغ پسرم رفتم، همسرم اجازه دیدن او را به من نداد. دو بار خودزنی کردم تا این که در خیابان با اکرم آشنا شدم. روز حادثه به خانه اش رفتم، اما حرف هایی زد که مرا یاد همسرم انداخت که او را
زنم بهم کم محلی کرد و تو خیابان با یکی دیگه آشنا شدم و کشتمش+عکس
استان تهران پای میز محاکمه ایستاد و به درخواست مادر قربانی به قصاص محکوم شد. حکم صادره در شعبه 41دیوان عالی کشور مهر تایید خورده بود که حمید توانست با پرداخت دیه رضایت اولیای دم را جلب کند. این مرد دیروز در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. وی در تشریح جزییات زندگی اش گفت: 8سال قبل با دختر مورد علاقه ام ازدواج کردم و صاحب یک پسر شدم. اما دو سال از
دادستان ورامین: گذشت خانواده مقتول می تواند حکم قاتل ستایش را متوقف کند
و همچنین سن قاتل توضیحاتی ارائه کرد. خبری درخصوص اجرای حکم قاتل ستایش در روز 27مهرماه منتشر شده است. آیا شما این خبر را تأیید می کنید؟ پرونده از مدتی قبل برای انجام مرحله استیذان به دفتر رئیس قوه قضاییه فرستاده شده بود که چند روز قبل مراحل استیذان انجام شد و پرونده به دادسرای ورامین رسید. حالا همه مراحل قانونی انجام شده و اگر اتفاق خاصی نیفتد قاتل تا اواخر پاییز امسال مجازات
مادر مأمور پلیس قاتل پسرش را بخشید
ایران آنلاین / چند روز پیش او خواب عجیبی دید و دیروز راهی دادسرای جنایی تهران شد تا اعلام کند که از قصاص قاتل پسرش گذشته است. نخستین برگ از این پرونده دردناک 26تیرماه سال 88ورق خورد. آن شب مأموران پلیس رباط کریم در عوارضی اتوبان ساوه به 2سرنشین پژوی نقره ای مشکوک شدند و به راننده دستور ایست دادند. پس از توقف خودرو، مأموران به بازرسی از آن پرداختند و وقتی در صندوق عقب را باز
مأمور شهید،قاتلش را درخواب بخشید
بگذرند. بدین ترتیب درحالی که شمارش معکوس برای اجرای حکم قصاص قاتل آغازشده بود، صبح دیروز پدر و مادر مأمور شهید راهی دادسرای جنایی تهران شده و بدون هیچ چشمداشتی از قصاص قاتل گذشتند.مادر شهید به سرپرست دادسرا گفت: چند شب قبل پسرم به خوابم آمد و از من و پدرش خواست به خاطر رضای خدا و به حرمت خون امام حسین(ع) از قصاص قاتلش بگذریم. ایران
می خواست چیزی از پیکرش بازنگردد
دادند اصلاً گریه نکردم و به او افتخار کردم. اکنون نیز که پیکرش بازگشته نیز گریه نمی کنم و به او افتخار می کنم. مجتبی می گفت: آدم خوبه شهید بشه و هیچی ازش برنگردد! گفتم: تو رو خدا این حرف ها رو نزن! روز قدس سال 61 بود که با او خداحافظی کردم و گفتم دیگر او را نمی بینم و همان آخرین دیدارم بود. مادر شهید مجتبی کریمی به هنگام دیدار با پیکر پسرش می گوید: چند سال پیش خواهرش، مجتبی را در خواب دیده بود و به او
تفسیر آیات 183 تا 185 سوره بقره
توجیه حکم قصاص در میان ملت اسلام ، ایمان ملت خاطرنشان گردد و گفته شود ایمان شما شما را محکوم می کند به اینکه احکام الهی را بپذیرید، هر چند که دیگران مخالف آن باشند، و در آیه وصیت چون چنین مخالفتی در کار نبود، آن آیه به خطاب (یا ایهاالذّین آمنوا) آغاز نشد. کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کلمه کتابت معنایش معروف است ، لیکن گاهی کنایه می شود از واجب شدن عملی ، و یا تصمیم بر
قاتل به خاطر امام حسین بخشیده شد+ عکس
مادر شهید علی احمدی با حضور در دادسرای امور جنایی تهران خواستار بخشیده شدن قاتل پسرشان شدند. مادر مامور پلیس در شعبه اجرای احکام گفت: چند روز قبل پسرم به خوابم آمد و گفت که مادر به رضای خدا رضایت بده و قاتل را ببخش و به همین خاطر با توجه به خوابی که دیدم تصمیم به بخشیدن گرفت و بدون هیچ شرط و دریافت پولی رضا را می بخشم. بنا به این گزارش، متهم با توجه به بخشیده شدن در از حکم قصاص به
ماجرای تیراندازی اشتباهی به سمت نماینده مجلس + عکس
پارک می برد. یکبار پدرش پولی که برای بچه ها کنار گذاشته بود را به اشتباه برداشت که خیلی ناراحت شد و زود مبلغ را پس گرفت. بنده خدا که باشیم خداوند هم به خواست بنده اش جامه عمل می پوشاند، 13 سال گمنامی برای مهرداد همان خواسته ای بود که پیش از شهادت به مادر گفته بود. البته این بی تابی های مادر بود که پیکرش را بعد از سال ها انتظار به خانه برگرداند. مادر در این باره تعریف می کند: مهرداد سه
روایت دل تنگی 10روزه احمد برای شهادت/ پهلوانی در اوج ایثار ثبت شد
که به بیمارستان منتقلش کردند و بعد نیز تهران، ما به دیدارش رفتیم حالش خوب بود کاملاً نفس می کشید هیچ جای دیگری از بدنش نیز زخمی نشده بود و حال مساعدی داشت، ما با نذر و نیاز وقتی حال او را دیدیم خیالمان راحت شد که رو به بهبود است و خوشحال شدیم. حاج علی اکبر ادامه می دهد: پزشکان از حال عمومی او راضی بودند و چند روزی را در بیمارستان سپری کرد، روز سوم به بیمارستان رفتیم و گفتند گویا مشکلی
اعلام گذشت از قاتل مأمور پلیس بدون قیدوشرط
به گزارش چالوس ما ، مادر مأمور پلیس که پسرش با شلیک سارق سابقه دار به شهادت رسیده بود، وقتی قصد اجرای حکم قصاص را داشت ناگهان حالش بد شد و طناب دار را از گردن قاتل برداشت. او با خودش شرط کرد اگر پسرش به خوابش بیاید به متهم فرصتی دوباره خواهد داد. چند شب بعد شرط او محقق شد و پسرشهیدش به خوابش آمد و خواست از قاتلش اعلام گذشت کند. به گزارش خبرنگار ما، صبح دیروز مرد و زن سالخورده ای به