سایر منابع:
سایر خبرها
کاشت گیاه خوراکی و دارویی آلوئه ورا در لرستان/ صنایع تبدیلی و بسته بندی گیاه در استان وجود ندارد + تصاویر
ورا برای اولین بار در شهرستان الشتر توسط آقای حسوند احداث شده است. وی افزود: در این گلخانه برای 5 نفر به صورت مستقیم شغل ایجاد شده است و به صورت غیر مستقیم برای 10 نفر اشتغال زایی داشته است. یکی از کارکنان این گلخانه در پاسخ به سوال خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از لرستان در مورد وضعیت کاریشان در این گلخانه گفت: از کارم خیلی راضی هستم، چون هم به گل و گیاه علاقه
طنز؛ داستان خانم امینی
تعلیق ایجاد نکردیم، این که دیگر چیزی نیست. به هر حال حامداین ها روی صندلی کافه نشستند. حامد به مائده گفت: عزیزم! این مهتابه، عشق جدیدم. از امروز با مهتاب آشنا شدم. خیلی خوشم اومد. تو هم که خیری واسه من نداشتی. در مجموع تصمیم گرفتم با مهتاب دوست بشم و اومدم با تو در میونش بذارم. خب عزیزم مرسی بابت همه چی. ما بریم یه کم خوش بگذرونیم، بای . بعد هم از کافه خارج شد. در همین حال کافه چی ها کیک را
قصه گیس های بریده/ بازار خرید و فروش موی طبیعی زنان و تبدیل آن به اکستنشن
و اینستاگرام: مردم تازه فهمیده اند که این کار خودش یک بیزینس است، می دانند که می تواند منبع درآمد باشد، مادرها بچه هایشان را می آورند، حتی بر سر قیمت چانه می زنند تا قیمت را بالا ببریم. البته همه هم اینطور نیستند، کسانی بودند که بعد از کوتاه کردن مو، با چشم گریان از مغازه بیرون رفته اند. بعضی هم موهایشان را مغازه ما می فروشند، می روند مغازه کناری، با پولش لوازم آرایش می خرند. می گوید؛ خرید موی
چرا مویز اینقدر می فروشد؟
رمان های انگلستان قرار گرفت و بعد از آن بود که دو بار هم جایزه بهترین کتاب ژانر عاشقانه نصیبش شد. نثر او چنانکه در مصاحبه هایش هم گفته، بی تکلف است و در یک نشست، بدون آنکه معنای واژه ای را نفهمید، به سادگی از اول تا آخرش را می خوانید. داستان دختری معمولی، که همه ما با او همزادپنداری می کنیم، و پسری که گرچه مرفه است؛ اما آنقدرها قوی نیست که از پس تغییرات بربیاید. در این رمان بیش از آنکه با وضعیتی
اولین و آخرین شکارم آهو بود
شکار هیچ وقت برای من منبع درآمد نبوده و گوشتش را خودم و خانواده ام و دوست و آشناهایم می خوردیم؛ ولی خیلی ها از این طریق زندگی می گذارنند. خود من هر دو ماه یک بار شکار می رفتم؛ البته زمانش معلوم نبود. هر موقع جورش جور می شد می رفتم. یکهو دست خالی می رفتم دشت می دیدم طعمه هست، زنگ می زدم یک نفر اسلحه برایم بیاورد. همه چی هم می زدم؛ قوچ و میش و کل و بز و آهو و سی خور. البته سی خور هیچ وقت نخوردم
بازیگر دورهمی خواستگاری اش از خانم بازیگر را پس گرفت! +عکس
یک همکار خوب و البته شیطونه که همیشه شوخی میکنه البته تشخیص شوخیش از جدی خیلی ساده بود ولی خب بعضی دوستان متوجه اش نشدن متاسفانه، ما هم مثل شماها گاهی با هم شوخی می کنیم و قطعا برای درخواست های جدی زندگیمون جای مناسب تر وجود داره آخه چرا تو لایو ؟! دوستای گلم که انقدر مسئله ی ازدواج و تب و تاب ها و حواشی اونو دوست دارید این فقط یک شوخی بود، من و آقای نادری عین خواهر برادریم تمام. و قول میدم الان که خبری نیست ولی هر وقت هر مورد جدی تو زندگیم اتفاق افتاد خودم بهتون خبر بدم، قولدوستون دارم و براتون آرزوی بهترین هارو دارم. ...
مانکن ها هیچ وقت نخبه نمی شوند
کاهانی از فرانسه، فیلم در دنیای تو ساعت چنده؟ در مسیر معکوس گونه مهاجرت پیشه سینمای ایران ساخته شد. اما روند نمایشی ساخت فیلم بر اساس مولفه مهاجرت متوقف نشد. *سینمای ایران چگونه تحت سیطره فرهادی است مهاجرت مولفه نمایشی ارتجاعی است که به تدریج در سینمای ایران به کلیشه ثابتی بدل شده است. اگر بخواهیم ریشه های این ارتزاق فکری مبتنی بر توسعه مفهوم مهاجرت را کشف کنیم، در ابتدا باید نیاز به
با پدرم بسیار به من خوش می گذرد
به گزارش گروه رسانه های دیگر آنا، مجید مظفری، بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون یکی از این رابطه های زیبا را با دخترش نیکی دارد. چندین سال قبل همسر مجید مظفری از دنیا رفت و از آن به بعد این پدر و دختر مونس و غمخوار یکدیگر شده اند . با نیکی مظفری که در سینما و تئاتر به عنوان بازیگر حضور دارد هم صحبت شدیم تا از این رابطه پدر و دختری بیشتر برایمان بگوید . با پدر وارد کار
اعزام به کهریزک دستور من بود/ سعید امامی سفارشم را کرد
استنتاج کنم که دستگیری لیدرهای اصلاح طلب تأثیری در ادامه اعتراض های مردم در مواقعی مثل 18 تیر 88 یا پس از آن نداشت. با توجه به دستگیری اکثر شخصیت های سیاسی مؤثر اصلاح طلب و شورای مرکزی احزاب آنها این حضور در 18 تیر 88 ناشی از یک برنامه ریزی ساختاری و ستادی قدرتمند درون نظام نبود و شبکه های اجتماعی نقش اول را داشتند. سرنوشت آن 700 نفر بازداشت شده 18 تیر 88 چه شد؟ بنده تا ساعت 12 شب
شاتر برای شلیک به قلب محرومیت
دست گذاشت. گروه عکاسان جهادی وارثین از کی شکل گرفت؟ از وقتی که همکاری ام با بسیج سازندگی قطع شد. از اینجا به بعد من تنها بودم. اما می دانستم که وقتی مشکلات را می بینم نباید غر بزنم. نبایدگله و شکایت بکنم. می دانستم که از راه غر زدن به جایی نمی رسم. همینجا بود که تصمیم گرفتم هرچقدر که از توانم برمی آید حتی اگر یک نفر باشم و تنها باشم، تلاش کنم. با خودم گفتم شاید از دست تو برای
اخلاق نیکویش او را به شهادت نزدیک کرده بود
تمام این موارد را دارا بود. در کنار این مسائل شغل همسر آینده هم خیلی برایم مهم بود. دوست داشتم همسرم پاسدار باشد. خودم لباس سبز پاسداری را خیلی دوست داشتم و می خواستم همسرم در این لباس کار کند. وقتی به من گفتند ایشان پاسدار است این موضوع هم برایم حل شد. چون خودم کم توقع بودم و مادیات برایم مهم نبود و وضعیت مادی اش برایم اولویتی نداشت. جلسه اول که با هم صحبت کردیم پلاک سپاهش را آورده بود و قبل از
از جنگ بازی تا نقاشی سیاست
شدند سربازان سپاه ایران و مخترعان و دانشمندان- که کراوات و پاپیون داشتند و خارجی بودند و صورت های شان تراشیده بود- می شدند عراقی و جنگ در می گرفت... رژه یکی از لباس های محبوبمان، لباس نظامی بود. آن موقع خیلی از بچه ها یک دست لباس نظامی هم توی کمد لباس هایشان داشتند. من هم یکی سرهمی مشابه لباس خلبان ها داشتم که البته پارچه اش پلنگی بود. زحمت دوختنش را مادر کشیده بود. پارچه اش را از
اصولگرایان به خدا و امام حسین (ع) نزدیکترند
به گزارش ، شفقنا با این مقدمه، گفت وگوی خود با دکتر علی محمد بشارتی را منتشر کرده است که در ادامه می خوانید: * شما در یکی از گفت وگوهایتان برای بیان تفاوت دو جناح چپ و راست به مثال ادعای دو زن درباره مادر یک کودک بودن و حکم امام علی (ع) که در پی آن مادر واقعی شناسایی شد، اشاره و استدلال کردید که چون جناح راست، انقلاب را از آن خود می داند برای همین حتی اگر حقی از آنها ضایع شود، نجابت به خرج می دهند. هنوز هم راستی ها را انقلابی تر از چپی ها می دانید؟ با توجه به اینکه برخی معتقدند مرز اصلاح طل ...
حجت الاسلام نورموسوی: فضیلتهای اهل بیت در جامعه فراموش شده است
السّلام نقل می کنند. نبی مکرم اسلام وارد خانه حضرت صدیقه طاهره علیها سلام شد، آقا و مولای ما، سرور و سالار ما امام حسین علیه السّلام هم در دامن او نشسته است و بچه است. ناگاه نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم به سجده رفت، سر از سجده برداشت، رو به سرور و سالار زنان دو عالم حضرت صدیقه طاهره علیها سلام کرد و فرمود : دخترم فاطمه پروردگار عالم از من سؤال کرد حسین علیه السّلام را دوست داری؟ عرض کردم آری
ماجرای صحبت های درگوشی یک شاعر با رهبر انقلاب
؛ پیش آقا برای عرض سلام و التماس دعا و کتاب هدیه دادن و این موارد، تراکم می شود. وقتی رسیدیم بچّه ها گفتند: وقت نمی شود همه ما برویم. می خواهیم دو کتاب مؤسّسه، که گزیده ی شعر بچّه های دوره ی اوّل و دوم است را به آقا هدیه بدهیم. شما کتاب ها را به عنوان نماینده ما ببر. من گرفتم و خدمت آقا رفتم -آن موقع هنوز خودم مجموعه چاپ نکرده بودم- تا کتاب را به آقا دادم ایشان مرا شناختند و گفتند: خود شما کتاب چاپ
خالق کارت های معروف صدآفرین کیست؟
فیلم داشتم! دوست داشتم قصص قرآنی را تصویرسازی کنم همه این سال ها دست داشتم قصص قرآنی را نقاشی کنم، البته این کار یک نفر نیست و باید تیمی آن را انجام داد. متاسفانه قرآن را برای بچه ها تصویرسازی نکرده ایم، در صورتیکه از کتاب انجیل مدل های مختلفی وجود دارد که قصه های آن تنها برای بچه های نقاشی شده و جذابیت زیادی هم دارد. خیلی حیف است که ما قرآن و قصص آن را تصویرسازی نکرده ایم و
پنه لوپه کروز از فیلم جدید فرهادی و همکاری با او می گوید
، تحقیق می کنم، یعنی بازیگری هستم که تا کاراکتر موردنظر را نشناسم و با دیدگاه ها و انگیزه هایش آشنا نشوم، نمی توانم جلوی دوربین بروم. این وسواس البته دلیل هم دارد: اگر خودم آن کاراکتر را نفهمم و باور نکنم، چطور می توانم انتظار داشته باشم تماشاگران او را از من بپذیرند؟ الان که به کودکی هایت نگاه می کنی، فکر می کنی آیا آرزوهایی که در کودکی داشتی تحقق یافته اند؟ شاید؛ اما قطعا همه شان
جنگ به روایت سه کودک جنگ زده!
از اولین خاطره بازگشت به خرمشهر هم می گوید. از روزی که با شهری روبه رو شد که نه خرم بود و نه شهر؛ از اولین دیدار تلخش با زادگاهش! در این سال هایی که جنگ بود ، وضعیت خرمشهر وضعیت خاصی بود و اجازه تردد به هرکسی داده نمی شد، حتی برای ورود به شهر، داشتن برگه تردد لازم بود، لذا اولین برگشت ما به خرمشهر با پذیرفته شدن قطعنامه، همزمان شد. یادم است آن موقع و با شنیدن خبر پایان جنگ، پدر همه خانواده را که
آیا همیشه اطلاعات بیشتر به تصمیم بهتر منجر می شود؟
ما اشتباه باشد و پس از خرید پشیمان بشویم. پس؛ راه می افتیم در خیابان ها و مجتمع های شهر و دایم سوال می کنیم و گوشی های مختلف را می بینیم و تست می کنیم. ساعت ها پای کامپیوتر نشسته و سایت های نقد و بررسی را زیر و رو می کنیم؛ به ده نفر از دوستان زنگ می زنیم و چندین ویدیو طولانی و پرحجم بررسی مفصل گوشی ها را از ابتدا تا انتها می بینیم ولی در نهایت همان گوشی که طراحی زیبایی داشت و برای ما دل
مادر، پرستار، مربی
نفر رسیدند. بچه ها کجا رفته اند که الان کمتر شدند؟ تعدادی از بچه ها به مراکز دیگر و تعدادی به فرزندخواندگی رفته اند. شیفت کاری شما چند ساعت است؟ 12 ساعت سرکار هستم. 24 ساعت در خانه.سخت نیست کارتان؟ یکی از بچه هاگریه می کند، یکی گرسنه است، یکی باید عوض بشود.(می خندد.) نه سخت نیست اصلا. چون دوستشان دارم به همه آنها رسیدگی می کنم. مربی اصلی اتاق خودم هستم؛ ولی گاهی دو
انتقاد عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان از طرح جمع آوری و طرح های ضربتی کودکان کار
ازجمله وزارت آموزش وپرورش، وزارت رفاه، سازمان بهزیستی و وزارت بهداشت برای بررسی آسیب های اجتماعی و با هدف ایجاد راهکار علمی و منطقی شکل گرفت. 6 آسیب مطرح شد و بحث کودکان کار هم یکی از آسیب های بود. با توجه به این که تاکنون بیش از 30 مرتبه کار جمع آوری کودکان کار از سطح شهر انجام شده و این جمع آوری ها هیچ نتیجه ای در کاهش تعداد کودکان کار دربرنداشته است، این سوال وجود دارد که چرا این امر تکرار می
محرمانه های علی اکبر حیدری فرد از سعید مرتضوی و کهریزک
ریزی ساختاری و ستادی قدرتمند درون نظام نبود و شبکه های اجتماعی نقش اول را داشتند. سرنوشت آن 700 نفر بازداشت شده 18 تیر 88 چه شد؟ بنده تا ساعت 12 شب حدود 400 نفر را پس از پالایش اولیه آزاد کردم و در 19 تیر از 270 نفر باقی مانده بنا به تشخیص شخصی خودم به آن دلیل که در اوین فضای مناسب برای نگهداری آنها موجود نبود، پس از رایزنی با مسئولان کهریزک و تهیه فضای مناسب، 140 نفر به
گفت و گو با جواد مجابی به مناسبت تولد ایشان
در ادبیات جهان نیز هست اما مسائلی که نویسندگانی نظیر همینگوی یا سلین مطرح می کند در ادبیات ما نیست. ادبیات است که باید بگوید اگر آدم نکشته ای به خاطر آن است در آن شرایط قرار نگرفته ای! وگرنه شاید تو هم انجام بدهی. ادبیات است که می تواند نشان بدهد که آدم ها به خوب یا بد تقسیم نمی شوند بلکه همه انسان ها مجموعه ای از ویژگی های بد و خوب اخلاقی هستند. ادبیات معاصر ما چنین کارکردی ندارد و بیشتر کاربرد
بختیار رحمانی: اکثر فوتبالیست ها بی معرفتن
بدید! کارتم رو هم یک ماه بعد از بازی ها دادن. از تراکتور سازی کلا 100 تومن گرفتم. استقلال چی شد؟ به نظر به موقع جدا شدی؟ یک اتفاقاتی افتاد من اصلا نمی خوام از کسی خرده بگیرم ولی شروع خیلی بدی داشتیم. من بازی داشتم فوق العاده بودم تو استقلال، تا دقیقه 89 جلو بودیم ولی تو 2 دقیقه آخر یا می باختیم یا مساوی می شدیم. بچه ها یک سری اشتباه می کردن که پای کل تیمه و همه رو زیر سوال می
معاون مرتضوی:سال 88 به دانشجوها کالباس دادیم
روزنامه شرق نوشت: نامش با سعید مرتضوی و کهریزک گره خورده و سایه این دو پدیده بر زندگی شغلی و شخصی او چنان سنگین شده که بعید است به این زودی از آنها رها شود. بیش از دو سال حضور در دادیاری شعبه اول دادسرای امنیت پایتخت که محل رجوع روزانه کارشناسان و متهمان سیاسی- امنیتی است، رفتار و کلامش را شبیه امنیتی ها کرده تا قضات. خلاصه ای از مصاحبه علی اکبر حیدری فرد با روزنامه شرق: طرفداران موسوی و اصلاح
8 پلان از هفته نهم رقابت های لیگ برتر فوتبال کشور/ استقلال با شفر هم متوقف شد، پرسپولیس در آستانه بازگشت ...
با اختلاف زیاد به بیرون رفت. دقیقه 87 : سانتر رو به جلوی زکی پور قبل از این که به علی قربانی برسد توسط حامد لک مهار شد. اتفاق ویژه : استقلال بازهم در گلزنی ناکام بود تا در پایان هفته نهم لیگ برتر با 4 گل زده باز هم عنوان بدترین خط حمله لیگ برتر را به خود اختصاص دهد. حواشی: *پیش از شروع بازی تماشاگران استقلال به شدت ایمان مبعلی و آرش افشین دو
عجیب ترین خرافات در کشورهای جهان
تحویل سال نو، پول در دست بگیرید در تمام طول سال، جیبتان پر پول خواهد بود. یا مثلا بعضی اعتقاد دارند که اگر قیچی را باز و بسته کنید، در خانه مشاجره ای رخ خواهد داد و خوش یمن نیست، اگر در ابتدای صبح، گربه سیاه ببینید، بد یمن است یا به طور مثال، می گویند که برای در امان ماندن از چشم زخم باید در خانه اسفند دود کرد. از آنجا که هیچ کدام از انسان ها ناراحتی، بد شانسی، غم یا بی پولی را دوست ندارند
نحوه شهادت شهید مصطفی کاظم زاده
سنگر چسبیدم. خمپاره درست به کنار سنگر اصابت کرد. دود و غبار در یک آن تمام فضا را پر کرد. به خودم که آمدم، یاد مصطفی افتادم. سریع به بیرون سنگر رفتم و فریاد زدم: مصطفی ... مصطفی ... جوابی نشنیدم. حمید شکوری از آن سوی گرد و غبار داد زد: مصطفی این جاس ... حالش هم خوبه. عجیب بود ... چرا مصطفی جواب نداد؟ ناگهان ناصری فریاد زد: - حمید بیا ... سراسیمه و هراسان
علی نصیریان؛ از تئاتر باربد لاله زار تا امروز
هنرستان هنرپیشگی درس خوانده بودیم، جمع شدیم و شروع بکار کردیم یک فرد ارمنی به نام آقای سرکیسیان ما را جمع کرد و به صورت یک ورک شاپ شروع به تمرین و کار کردیم. شهیدی فرد: خانواده تان هم اهل تئاتر بودند؟ نصیریان: نه. در کودکی پدرم دست مرا می گرفت و به نقالی می برد. من تعزیه می دیدم. تعزیه یک نوع نمایش بود و نمایش برایم جذاب بود. شهیدی فرد: بنابراین مجموعه این گرایش ها و
سیا چطور برای دانشمندان هسته ای ایران تور پهن می کند؟
جهانی سازی، همه جا رواج پیدا کرده اند. مثل پاتوق های میزبانی تورهای تنیس یا گلف جهانی، این همایش ها نیز هرجا که اقلیم مساعدی داشته باشد سر بر می آورند و جماعت هواپیماسوار را جلب می کنند. حتی اگر هم پول وپله کم داشته باشند، پرستیژی دارند که جبرانش می کند. گرچه محققان دائم با وسایل الکترونیکی با هم صحبت می کنند، جلسات مجازی اصلاً و ابداً جایگزین دورهمی با همتایان، شبکه سازی برای شغل یابی، امتحان