سایر منابع:
سایر خبرها
اخبار گوناگون از استان گلستان
از برگزیدگان تجلیل می گردد. *** دادستان عمومی و انقلاب گرگان بار دیگر با تاکید بر ادامه تخریب بناهای غیرمجاز در زمین های کشاورزی استان گفت: باید با هزینه متخلفان، نخاله های ساختمانی پس از تخریب بناهای غیرمجاز از زمین های کشاورزی خارج شود. حجت الاسلام سیدمصطفی حقی با بیان این که ما به دنبال خراب کردن خانه ها نیستیم افزود: هدف ما احیای زمین های کشاورزی و حفظ قابلیت کشاورزی
عاشق بچه ها هستم اما بچه نمی خواهم
، دیدم بهترین کار این است که بروم در آن وادی و از خانه به دوش به این شمایل جدید رسیدم. من چون کچل هستم، اگر ریش و سبیلم را هم بزنم شبیه کله پاچه عجیب و غریبی می شوم که اصلا قشنگ نیست. بعد آن ریش پروفسوری را پیدا کردم و فکر کردم جالب تر است. ازدواج سوم پدرم وقتی مادرم فوت کرد؛ پدرم باز هم ازدواج کرد. همسر دوم شان هم فوت کرد و برای بار سوم ازدواج کرد و با ایشان در مشهد زندگی می کند
پسر خوانده ناخلف به دختر عمویش رحم نکرد/ رها کردن جسد در خاکریز های اطراف سبزوار
، تیمی از ماموران پلیس آگاهی تحقیقات در این زمینه را آغاز کردند. کارآگاهان در نخستین فرضیه، با توجه به وجود کانال آب، قنات و کوره آجرپزی در اطراف خانه این دختر، احتمال دادند دختربچه در این محل ها قربانی حادثه شده باشد. به همین دلیل چهار تیم از ماموران همراه امدادگران آتش نشانی جستجو در این محل ها را آغاز کردند، اما هیچ ردی از مهدیه به دست نیامد. در ادامه احتمال کودک ربایی و اخاذی مطرح شد
آفلاین رویاها
؛" افشین" ! تا صفحه باز آن را دیدم چشمم برق زد؛ با اینکه موقع ناهار بود و دائما به مادرم که نگران برگشتن به خونه بود رد تماس می زدم با دوست جنتلمنی که پیدا کرده بودم سرگرم شدم .... هنوز خودش را بعد یک ماه ندیده بودم ولی دوستی هایمان هر روز در باز و بسته شدن صفحاتی در صفحه ای که تمام دلخوشیم شده بود محکم و محکم تر می شد. پسری ظاهرا آرام و مظلوم با چشمهای قهوه ای و عینک بدون فریم، اولین بار
انفجار بمب در دستان ترقه ساز حرفه ای(+عکس)
نزدیک خانه شان را برای تهیه مقدمات کارش انتخاب کرده بود. او مدتی قبل با سفر به تهران همه مواد لازم را خریده و در حال تهیه بزرگترین بمب دست سازی بود که تاکنون ترکانده است.دوستانش لحظه شماری می کردند که امیر ترقه این بار چه هیجانی را در شهرک ایجاد خواهد کرد. همه جا تاریک بود.او زیر نور کم سوی چراغ دستی با ظرافت تمام سرگرم ترکیب کردن مواد انفجاری و سنگ بود. در شهرک این شایعه در میان دوستانش دهان به
اجیر شدن آدمکش از سوی یک زن توطئه گر
/> در جلسه محاکمه، مادر اسماعیل در جایگاه ایستاد و برای عروس جنایتکار و آدمکش قصاص و اشد مجازات را خواستار شد سپس یدالله پشت تریبون دفاع ایستاد و در داستان عجیبی گفت: چند ماه پیش برای خرید زعفران به خیابان کرمانی رفتم و وارد یک عطاری شدم. در آنجا مرد عطار خواست برایش کاری انجام دهم و قسم بخورم به کسی حرفی نخواهم زد. اسماعیل شماره تلفن خانه ای را به من داد و گفت با این شماره تماس بگیر و با این زن صحبت
این پدر، یک قرن از پسرش بزرگتر است!
سال 1320 به اشغال متفقین درآمد. نیروهای شوروی از شمال و شرق و نیروهای انگلیسی از جنوب وارد ایران شدند و پس از اشغال شهرها به پایتخت آمدند و پس از برکناری رضا شاه پسرش را به جای او نشاندند. آن روزها به دلیل دور بودن ما از شهر و نبود وسایل ارتباطی کمتر در جریان اخبار قرار می گرفتیم اما به خوبی آتش جنگ جهانی دوم را حس می کردیم. چند سال بعد برای من شناسنامه صادر شد. در آن زمان با توجه به شرایط ظاهری و
غزل منتشرنشدۀمرحوم مشفق برای امام حسین
عقیق :عباس کی منش متخلص به مشفق کاشانی از تأثیرگذاران در غزل امروز است که بسیاری او را از جریان سازان در این زمینه می داند. رضا اسماعیلی، از شاگردان و همکاران وی، به مناسبت سالروز اولین تولد او پس از درگذشت دردناکش برای اهل ادب، یادداشتی کوتاه به همراه چند سروده منتشر نشده از او را در اختیار تسنیم قرار داده که به شرح ذیل است: اشاره: زنده یاد استاد مشفق کاشانی - بدون هیچ گونه
حضور 6 برادر در عملیات مرصاد به دستور پدر
/> محمود مظفر از حضور رهبری در منزل پدری اش گفت: زمستان سال 1380 ساعت هفت غروب بود که زنگ خانه ما به صدا در آمد. وقتی درب خانه را باز کردیم حیرت زده شدیم. پشت درب مقام معظم رهبری بودند. با عزت و احترام ایشان را به خانه دعوت کردیم. فضای معنوی خاصی بود. وقتی مادرم به حضرت آقا گفت سه فرزند دیگرم هم آماده شهادت هستند حضرت آیت الله خامنه ای فرمودند: امروز روز تولید علم و خدمتگذاری به مردم است به
روزی که سیل ، ماه گل را برد
، روز تعطیل بود، تعطیلات عید فطر. خیلی ها از تهران و اطراف آمده بودند تا به بستگانشان در سیجان سر بزنند. بعضی ها آمده بودند آلبالو و گیلاس بچینند. خانه های کنار رودخانه بیشتر از بقیه آسیب دیدند و خیلی از مسافران به دلیل بسته شدن راه و آسیب دیدن ماشین هایشان شب هم ماندگار شدند. شبی طولانی، پر از نگرانی و در تاریکی مطلق. بعد مسئولان اعلام کردند طغیان رودخانه کرج عامل وقوع سیل در روستاهای سیجان و ارنگه
قتل پدر به خاطر پیامک های عاشقانه
بازجویی قرار گرفتند. محسن در بازجویی ها به قتل پدرش با همدستی مادرش اعتراف کرد و گفت خواهرم تنها برای انتقال جسد پدرم به ما کمک کرد و در زمان قتل وحشتزده نظاره گر جنایت بود. صبح دیروز این مادر، پسر و دختر در شعبه دوم دادگاه کیفری یک تهران تحت محاکمه قرار گرفتند. محسن اعترافات ابتدایی خود را پس گرفت و گفت: در زمان جنایت ضربات چاقو را خودم به تنهایی به پدرم زدم آن زمان برای اینکه به
شغل دوم هنرپیشه های ایرانی چیست؟
از داستانک های کیانیان می خوانیم: روز - خارجی - خیابانی در تهران در اتومبیلی بودم که هر روز صبح مرا به سرِ صحنه فیلمبرداری می برد. مرد مؤدبی بود. گفته بود که چند سالی در ژاپن بوده. پول و پله ای جمع کرده و به ایران برگشته، با اتومبیلش در خدمت فیلم بود. از خانه تا محل فیلمبرداری تعریف می کرد و یا می پرسید. از همه چیز و همه جا و همه کس. به مردم خودمان هم خیلی انتقاد
تنگه مرصاد پایانی بر خیانت جاویدان
نهایت تهران اجرا کنند.پژوهشگر و محقق نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران، امیرسرتیپ دوم رضا رمضانی در این رابطه می گوید: این حمله پس از آتش بس صورت گرفت و نشان می داد که صدام برای آن اهداف خاصی دارد. اینطور به نظر می رسید که صدام برای عملیات فروغ جاویدان، 2 هدف خاص و ویژه داشت؛ اول آنکه با تصرف قسمت هایی از ایران، زمانی که پای میز مذاکره می نشیند، دستش پر باشد و بتواند راحت تر چانه زنی کند و دومین هدف
اسیر دست این زن شده ام!
که با آن حال و روز دیدی، دور زد و سوارمان کرد ما را تا در خانه غلام بیگلری پسر دایی ام برد. او و خانواده اش با روی باز از ما استقبال کردند، اما من توی خودم بودم و با هیچکس حرف نمی زدم. پسر دایی ام و خانواده اش دور ما را گرفتند و دائم دلداری امان می دادند چای و نان را که خوردیم بچه ها با خوشحالی شروع به بازی کردند. روز بعد به علیمردان گفتم باید برویم گیلان غرب، شوهرم گفت: فرنگیس، هنوز
همسرانه هایی از شهید سلگی
های جنگ همکاری خود را شروع کردند و بعد عرصه موشکی تا شهادت همکاری خود را ادامه دادند. وقتی دست تقدیر مهدی نواب و محمد سلگی را به یک خانه و ازدواج با دو خواهر کشاند، خانواده سیف(همسران این شهدا) هم در نقش آفرینی شجاعانه و زندگی پر خطر این شهیدان شریک شدند. سلگی و نواب، دو دوست قدیمی حالا باجناق شده بودند، رفاقت تنگاتنگ خود را در خانه و محل کار ادامه دادند. آرزو سیف بیشتر از 20 سال تجربه
قاتل دختر6 ساله، پسرعمویش بود
ترتیب دور از چشم همه او را به محل خلوتی بردم و کشتم. یکی از اقوام مقتول درباره این ماجرا به همشهری گفت: مهدیه فرزند دوم خانواده بود و قرار بود سال دیگر به مدرسه برود. پدر او 2دختر و یک پسر داشت. از طرفی محمد ابراهیم هم بعد از مرگ پدرش با خانواده عمویش زندگی می کرد و عمویش قیم او بود. ولی از مدتی قبل نزد مادرش رفت و با او و شوهرش زندگی می کرد با این حال باز هم به خانه عمویش رفت وآمد داشت
احترام به پدر و مادر، راز موفقیت در زندگی/ اخلاق از خود ورزش مهم تر است
قبلی ام تفاوت داشت اما چیزی درونم گفت من باید در این نقش بازی کنم. پیشنهاد بازی کردن به من زیاد می شود اما وقتی سناریوی این تله فیلم را خواندم فکر کردم که حتما باید این نقش را بازی کنم و البته این افتخار را داشتم که خانم زهره صفوی نقش مادرم را در این تله فیلم بازی کنند. در این زمینه تحقیقاتی انجام شد و عوامل چند بار هم با خانواده شهید علی بیگل قرار ملاقات داشتند و باعث شد که به واسطه تعاریف آنها با
پسر جوان قربانی سرقت طلاهای مادرش شد
، پرونده به دستور شعبه چهارم بازپرسی دادسرای امور جنایی و برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت .مادر مقتول در اظهاراتش به کارآگاهان گفت : حدود ساعت 17 و 30 دقیقه برای گرم کردن غذا در داخل آشپزخانه بودم که متوجه دو نفر در پشت سر شدم که بلافاصله یک گونی بر سر من کشیده و شروع به ضرب و شتم من کردند . با داد و فریاد ، از پسرم کمک خواستم که آنها لباس پسرم را
گروگانگیری 50 روزه کودک پنج ساله!
هرچند افسران گروه ویژه پلیس آگاهی خراسان رضوی یک هفته پس از ربوده شدن پسرک، مرد آدم ربا را دستگیر کردند اما با مرگ او پس از دستگیری هم اکنون هیچ سرنخی از دیگر آدم ربایان احتمالی و محل نگهداری گروگان 5 ساله در دست نیست و سرنوشت محمد امین در هاله ای از ابهام قرار دارد. گزارش یک آدم ربایی ساعت 15:45 روز ششم مرداد محمد امین، طبق معمول قرار بود به کلاس ژیمناستیک برود. خانه آنها در شهرستان جوین از
پایان دزدی های طلایی مادر و پسر
شدند و مادر و پسر تبهکار را دستگیر کردند . این دو شیاد که در برابر مدارک پلیسی راهی جز بیان حقیقت نداشتند به سرقت های پنهانی از طلافروشی ها اعتراف کردند و تحقیقات از آنها ادامه دارد . مرد طلافروش که سال گذشته مغازه اش مورد دستبرد دزدان قرار گرفته بود در تحقیقات پلیسی گفت : درحالی که سرگرم جمع کردن طلاها بودم متوجه حضور این زن و پسرجوان در پشت ویترین مغازه همسایه شدم .
وضعیت جوانی دستفروش با مدرک کارشناسی ارشد
؛ یک بیماری نادر که از هر دو هزار و پانصد نفر، یک نفر به آن مبتلا می شوند و قدرت حرکت خود را به تدریج از دست می دهند . مجید اما امیدوار بود برای همین درسش در دانشگاه پیام نور را ادامه داد تا همین اواخر که ارشد می خواند، دست از تلاش برنداشت، کم کم ضعف در عضلات پایش بیشتر شد و وی به ناچار با کمک مادرش کارهای دانشگاه را انجام می داد . می گوید : حتی برای رفتن به دانشگاه هم به کمک مادرم احتیاج
ثروتمند ترین مرد دنیا
/> جیم: بله، متأسفانه تا دلتان بخواهد و اتفاقاً خیلی جاها هم فکر کردند که من متوجه نشدم و در کاراته هم این اتفاق خیلی افتاده، جاهایی که از رفتارم سوء استفاده کردند و فکر کردند که متوجه نشدم. سین: وقتی در زندگی به بن بست برسید چه می کنید؟ جیم: یاد مادرم می افتم و محتاج دعای مادرم می شوم، چون وقتی مادر دعا می کند همه درها باز می شود. سین: بدترین روز زندگی تان؟
گزارشی از زندگی زنان خیابانی معتاد+تصاویر(16+)
تلخی داستان زندگی این زنان، آنچنان عریان است که نوشتن در موردشان احتیاجی به مقدمه ندارد. آنچه روایت می شود، داستان زنانی است که در بسیاری موارد خودشان نقش چندانی در سوژه شدن نداشته اند، اما حالا با زندگی در پارک ها، خانه های خرابه، کمپ های ترک اجباری، شِلتر بانوان و تحمل نگاه های سنگین جامعه به عنوان عضوی اضافه، تاوان پس می دهند. آنچه در ادامه می خوانید، حاصل ساعت ها گفت وگو با زنان
ما هیچ عقده ای از آقازاده ها نداریم فقط نقدشان کردیم/ با روحانیت پیوند اجتماعی داریم
خودم شهرستانی محسوب می شوم و بحثی هم در این قضیه نیست. اصلا هم به سخره نگرفتم. کاش سریال مهمانان ویژه درست دیده می شد و یا اینکه آدم منصفی در مورد آن قضاوت می کرد، در نگاه یک خانواده دارند از شهری کوچک به تهران می آیند، خیلی شلوغ پلوغ. ما الان در حال گذار از سنت به مدرنیته هستیم و از یک نوع زندگی به نوع دیگری هجرت می کنیم. بنا براین من دو سبک زندگی سنتی و مدرن را در مقابل هم قرار دادم.
صدای سکوت مردان سرزمین مان را بشنویم/ این سکوت علامت رضا نیست!
نمی دانم صدای سکوت مردان سرزمین مان را می شنویم یا نه؛ سکوتی که به دنبال فریاد معترضانه ما زن ها به صدا درآمد... گویی توانستیم بر مردان غلبه کنیم و احوال جامعه را دگرگون سازیم؛ چراکه قبلاً ما سکوت کردیم و حرف های ناگفته را قورت دادیم حالا نوبت آن هاست که ساکت بمانند؛ غافل از این که سکوت مردان شاید هشداری باشد برای ما زن ها به سبب آسیبی که باز هم به ما زنان وارد می شود با این تفاوت که این بار برخلاف گذشته، ما خود تیشه به ریشه خود می زنیم.
جزئیات تجاوز و قتل دختر 6 ساله
واکاوی قرار دادیم که با توجه به پیدا نشدن کودک این احتمال به نتیجه نرسید. وی با بیان اینکه احتمال دیگری که ما مورد بررسی قرار دادیم بحث گروگان گیری و باج خواهی بود، ادامه داد: این مسئله نیز مورد بررسی قرار گرفت و تمام تلفن های تماس گرفته شده با خانواده این دختر سبزواری کنترل شد که تعدادی نیز در این زمینه دستگیر و توسط تیمی از مجرب ترین عوامل اداره آگاهی مورد بازجویی تخصصی قرار گرفتند
قتل فجیع یک زن در برابر چشمان دخترش
به گزارش گیل خبر، ساعت 6 عصر 21 تیرماه سال جاری وقتی ماجرای یک دعوای خونین به کلانتری 150 تهرانسر مخابره شد، مأموران خود را در برابر سرنوشت تلخ زن 39 ساله ای دیدند که در خیابان پارک، فاز یک بشدت هدف ضربات چاقو قرار گرفته بود. وقتی این زن روی تخت بیمارستان تسلیم مرگ شد، ماجرای جنایت فامیلی به بازپرس احمدبیگی از شعبه 7 دادسرای امور جنایی تهران اطلاع داده شد و مأموران اداره 10 پلیس آگاهی
چطور اختلافات با خانواده همسر را حل کنیم؟
و شوهر شود. شایع ترین الگوهای رابطه با خانواده های همسران که منجر به بروز اختلاف می شوند، عبارتند از: – عروس و دامادهای چترانداز دیدارهای مکرر، غیرضروری و بدون برنامه زوج ها با خانواده هایشان، یکی از مهم ترین دلایل بروز اختلاف هاست. برخی از زوجین بویژه آنهایی که تازه به خانه بخت رفته اند، هر روز از ساعت مشخصی تا پایان شب و گاه حتی چند روز به طور شبانه روزی به خانه
قتل داماد در دفاع از خواهر
برنداشت. پس از چند ساعت خواهرم به خانه ما آمد و همه چیز را تعریف کرد. صبح روز بعد وقتی از خواب بیدار شدم با پیامک های تهدیدآمیز دامادمان روبه رو شدم. او برایم فرستاده بود که اگر جرات داری به فلان خیابان بیا تا ادبت کنم. متهم ادامه داد: علی می گفت من را ناکار می کند برای همین در خیابان شهید مطهری قرار گذاشتیم. وقتی رسیدیم علی با یک قفل فرمان از ماشین پیاده شد و من هم یک چاقو برداشتم. به سمت
زنان ناتوان در جدایی از مردان
نیستم ... و ماجرای آن از این قرار است که مردی به نام سجاد به پلیس خبر داده بود فرزندان و همسرش در خانه اش به قتل رسیده اند. وقتی پلیس به محل اعزام شد و تحقیقات خود را آغاز کرد، متوجه شد سیما - زن 45 ساله- و آرش - نوجوان 16 ساله- با ضربه جسمی سخت که به سرشان وارد شده به قتل رسیده اند اما رکسانا - دختر 25 ساله- خفه شده است؛ ضمن این که پلیس متوجه شد قاتل فردی آشنا بوده که بدون هیچ تلاشی وارد خانه