سایر منابع:
سایر خبرها
جنایت وحشتناک در حلقه طلاق/ محاکمه مردی که فرزندش را از پل کابلی پرت کرد+عکس
گذشت، مدام یا حکم جلب مرا می گرفتند یا به خاطر مهریه شکایت می کردند! حضانت فرزند بعد از طلاق با تو بود؟ بله! وقتی بعد از یک سال از زندان آزاد شدم از طریق دادگاه حضانت فرزندم را گرفتم ولی در هفته دو روز علی را به آن ها تحویل می دادم. چرا او را کشتی؟ وقتی از زندان آمدم معتاد شدم، بیکار هم بودم! از سویی بچه از نظر روحی به هم ریخته بود! حال مناسبی نداشت
با خانواده ستایش، 2روز پیش از اعدام قاتل
تابستان 95 فراموش شده است؛ یک سال و 6 ماه من پیدا بودم و این در باز بود به امید اینکه یکی بیاد و بگه حالت چطوره؟ ولی آدم ها پیدا نبودن. صفیه، مادر ستایش اما مانده است. مادری که در لحظه های آمدن و رفتن ماندگار شده است. انگار چیزی در روز و شب هایش پخش شده که نت دارد، موسیقی دارد، در هوا تاب بازی می کند، سر می خورد و از راه پوست جذب می شود. ستایش رفت و دیگه نیومد؛ غمش موند برای ما 5 تا و قرص هایی که
آزمون: فوتبال بازی کردن من به هیچ کس ربطی ندارد
شده و بعد به واسطه او مطالبش را در روزنامه چاپ می کند. من واقعا درک نمی کنم که چطور این روزنامه یک روز می نویسد که سردار مقابل بایرن مونیخ افتخار آفرینی کرد و یک روز از این مطالب چاپ می کند. البته این مطالب برای من یک درصد مهم نیست و تمرکزم روی فوتبال خودم است. *آیا منظورت از آن فرد در فدراسیون اسب سواری، فردی از مسوولان فدراسیون است؟ من دقیق نمی دانم، ولی اگر هر کس در این کار
علی نصیریان: برای استقبال از مصدق تا مهرآباد دویدیم
ازدواج کرده بودم و به پول هم احتیاج داشتم اما علاقه ای به حضور در فیلم های تجاری نداشتم. دستمزدی که سر فیلم گاو دریافت کردید به یاد دارید؟ اصلا دستمزدی نگرفتیم. هیچ کدام از ما برای بازی در فیلم گاو هیچ دستمزدی نگرفتیم. فقط در آن زمان مهرجویی 4000تومان از یک جشنواره ای برنده شده بود که آن را به من داد. هیچ یک از ما هیچ قراردادی نداشتیم. می دانستید که پولی نخواهید
متن کامل میزگرد بررسی مستند انقلاب جنسی منتشر شد
/> تسنیم: البته انگار مستند 33 سال سکوت فروش اینترنتی خوبی داشت. اخوان: بله فروش خوبی داشت. هم چنین میراث آلبرتا 3 فروش خوبی داشت. ما در حقیقت رایت تلویزیونی 33 سال سکوت را به شبکه افق فروختیم و فروش اینترنتی آن دست خودمان بود و چیزی حدود 25 میلیون تومان فروش داشت. انقلاب جنسی بعد از این که تولید شد به نهادهای زیادی پیشنهاد خریدش را دادیم اما رد کردند. البته قابل پیش بینی
سرنوشت جهانگیری ها چه می شود؟
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شرق، پدر خانواده، حسن جهانگیری، کارگر معدن کرومیت آبدشت بود. یکی از معادن توابع اسفندقه. زندگی در اسفندقه و کار در معدن اما تا پیش از تولد اسحاق و چهار برادر دیگرش تمام شده و خانواده جهانگیری به سیرجان کوچ می کنند. حسن جهانگیری پس از انتقال از معدن آبدشت تا پایان بازنشستگی کارمند اداره کشاورزی سیرجان ماند. پدر خانواده جهانگیری تا همین چند سال پیش در سیرجان زندگی می کرد و درگذشت او در تیرماه سال 89 یکی از مرگ هایی بود که مقام معظم رهبری برایش پیام تسلیت نوشتند. ایشان در این پیام که حجت الاسلام محمدی گلپایگانی ...
چرا موهایت فکلیه
که پول حمام نداشت، خود را با آب سرد کنار زمین شست و ذات الریه شد. از فقر آمد و به دل افتخار رسید. فکر نمی کنم فوتبالیستی مثل او در تاریخ فوتبال ایران آمده باشد. یک پازل کامل بود؛ اما بعد گرایشات سیاسی پیدا کرد. هیچ وقت اما در جمع ما از آنها حرف نمی زد. چون ما نمی توانستیم درک کنیم. اتفاقاتی هم بعد از آن افتاد که ما فهمیدیم دستگیر شده است. بعد از آن روزی مجبورش کردند نامه ای را در تلویزیون بخواند
مجموعه جملات زیبا در وصف پدر
! مرا ببخش اگر ناخن های ضرب دیده ات را ندیدم که لای درهای بسته روزگار، مانده بود. پدرم تنها کسی است که باعث می شود بدون شک باور کنم، فرشته ها هم می توانند مرد باشند. پدر بلندترین شعر عاشقانه برای یک دختر است. هیچ چیز به اندازه یک کوه شبیه پدر نیست. پدر اولین قهرمان یک پسر و اولین عشق یک دختر است. پدر! من نبودم و تو بودی. بود شدم و تو تمام
نخستین زائر امام حسین (ع) چه کسی بود؟
. اگر از افراد عمروبن سعد بودند، برگرد و خبر بده . من رفتم و طولی نکشید که بازگشتم و گفتم: جابر، برخیز و به پیشواز حرم رسول خدا (ص) بیا. اینک زین العابدین است که همراه عمه ها و خواهرانش می آیند. جابر با سروپای برهنه حرکت کرد. هنگامی که نزدیک امام سجاد (ع) رسید، امام به وی فرمود: آیا تو جابری؟ عرض کرد: آری . امام فرمود: جابر، در این مکان بود که مردان ما کشته شدند، کودکانمان را سر بریدند، زنانمان
حسن کسایی در جهان بی نظیر بود/با شجریان دعوا کردم و دیگر به تهران نرفتم
نداشت و آقای شاه زیدی و آقای افتخاری هم افزوده شدند. آقای شاه زیدی 15 سال بعد از من وارد آواز شد. من زیاد دنبال این نبودم که موسیقی را بعنوان شغل ادامه دهم و وارد میدان شوم و خودی نشان بدهم ولی هرجا می رفتم به احترام سنی که داشتم همه از من می خواستند بخوانم. مثلاً آقای شاه زیدی اگر جایی بودم به احترام من دهان به آواز باز نمی کرد. دربین این افراد، آقای افتخاری موفق تر بود چون شرایطش با من و شاه
جزئیات جنایت خانوادگی از زبان تازه عروس قاتل
را نداشتم بلکه در جریان درگیری این اتفاق افتاد. چرا اورا کشتی؟ من وشوهرم یک سالی بود که باهم ازدواج کرده بودیم. یک روز که به خانه آمدم دیدم زن غریبه ای در حمام است وشوهرم خوابیده. این مسأله برایم غیر قابل تحمل بود. چند وقت بعد هم متوجه شدم او با دختر همسایه و حتی با یک زن شوهردار دیگر رابطه دارد. من، شوهرم را دوست داشتم و به خاطر این موضوع بود که باهم چند بار دعوا کردیم. شوهرم از
گفت و گو با تهمینه میلانی درباره ملی و راه های نرفته اش
نرفته اش یکی از معدود فیلم های مستقل امسال است. من و همسرم با پول خودمان این فیلم را ساخته ایم. البته ناگفته نماند هزاران سنگ سر راه ما انداختند که اصلا فیلم را نسازیم. خود من زجرکش شدم تا این فیلم ساخته شد. هر شب با کابوس می خوابیدم. وسط فیلمبرداری دادگاه انقلاب می رفتم. این استعدادکشی و نقدکشی از کجا می آید؟ جریانی تعدادی فیلم می سازد و برای تبلیغ سیاست های خود تاریخ دوره ای از ایران را
گفت وگوی منتشر نشده با جلال ذوالفنون: بعد از سیل تجریش؛ عشقی را توی گل ولای پیدا کردند
سطح بالایی نبود را استفاده می کردم. چون پدرم بیشتر تار می ساخت، منتهی بر اساس ذوق خودش این سه تار را ساخته بود و من و محمود (برادر جلال ذوالفنون) هم با آن ساز می زدیم. بعد ما با مرحوم نریمان آبنوسیان آشنا شدیم. نریمان کارگاهی در خیابان انقلاب کنونی داشت. ایشان مسیحی بود. آدرسش خیابان انقلاب نزدیک پل چوبی بود. چون منزلمان تقریبا در همان حول و حوش بود؛ اکثرا پیش او می رفتم. شب ها هم می رفتم یکی دو
فرمول فتاح برای یارانه
راه اقتصاد مقاومتی را در پیش بگیریم. او به یارانه ها نیز اشاره کرد و گفت: من با آقای روحانی صحبت کردم گفتم از چه می ترسید که یارانه را قطع نمی کنید. شما که رای آورده اید. دوره بعد هم که نیستید. یارانه را قطع کنید. من مسوولیتش را می پذیرم. کارهای بزرگ انجام دادن فحش خوری هم دارد؛ اشکالی هم ندارد؛ می گذرد. شما بگویید هر کسی که نیازمند است به کمیته امداد برود. شما 40 هزار میلیارد تومان را
موسیقی، پرچم فرهنگ ایران است
بود و تقاضای زیادی برای اجرا وجود داشت اما به موسیقی آن دوران که یک موسیقی روز و مصرفی بود چندان علاقه ای نداشتم و با وجود عشق به موسیقی هیچگاه نخواستم در این زمینه فعالیت کنم تا اینکه باصدای خانم پریسا درگروه موسیقی عارف و شیدا آشنا شدم. ایشان خواننده اداره کل هنرهای زیبا بودند و بعد ازآن به مرکز حفظ و اشاعه موسیقی پیوستند. این اتفاق روزنه ای امیدوارکننده برای موسیقی و انگیزه ای مثبت برای ادامه
خاطره یک خبرنگار از تهدیدش با عصای قرائتی!
کرد، تا عصا را آورد بالا، چند شات گرفتم گفتم البته منظور حاج آقا مهمانان هستند و شوخی می کند، به در می گوید، دیوار بشنود. دیگر هیچ مراسمی از ایشان را نرفتم. الان هم نمی روم. فقط یک سئوال دارم. کجای قرآن نوشته یکی مثل سید بنده خدا (آقای دوربینی) را میشه جلوی همه خراب کرد؟ ......حاج آقا شما استاد قرآن هستید؛ هرچه سریع تر حلالیت بگیرید از آقای دوربینی. این بنده خدا دوست داره دوربین را
اعترافات مردی که پدر و نامادری اش را آتش زد
اما بعد از مدتی با مادر و خواهرانم به مشکل برخوردم و پیش پدرم رفتم. در خانه پدری بودن هم خیلی خوب نبود و با او هم دچار اختلاف شدم. متهم گفت: پدرم مرتب به من می گفت باید سر کار بروی و نباید چنین رفتارهایی داشته باشی و نباید خرجی ات را من بدهم و نامادری ام هم او را تحریک می کرد. روز حادثه سر این موضوع با پدرم درگیر شدم و با اسلحه شکاری او را زدم؛ نامادری ام در این هنگام رسید؛ با قنداق
خانواده تهرانی که در یک شب، 9 شهید داد + عکس
ترکش در کتفم بود که بیرون آوردنش زمان می برد. بعد از 15 روز از یکی از افرادی که به ملاقاتم آمد پرسیدم که: نمی شود بچه هایم را به اینجا بیاورید؟ گفت: مگر نمی دانی؟ تو خانواده ات را از دست داده ای. گفتم: یعنی چه؟ کسی به من حرفی نزده. یعنی اینجا نیستند؟ گفت: نه یعنی آن ها شهید شده اند. من دیگر هیچ چیز نفهمیدم. تا 24 ساعت هیچ چیزی را متوجه نمی شدم. بعد از 24 ساعت که قدری حالم بهتر شد مادرم
تاوانی که آقای بارزانی باید بدهد/تقصیر آقای قرائتی نیست! /چند سوال درباره گفته های بابک زنجانی/آینده ...
تاوانی که آقای بارزانی باید بدهد تحولات اخیر شمال عراق را موضوع قرار داد و نوشت: گزارش های رسیده از عراق نشان می دهد نیروهای عراقی دیروز و امروز حاکمیت دولت مرکزی عراق را بر دو شهر کرکوک و سنجار اعمال کردند. گسیل نیروهای عراقی به این مناطق در حالی صورت می گیرد که بعد از همه پرسی استقلال کردستان، مسعود بارزانی، رییس اقلیم کردستان عراق گفته بود نمی خواهد بر سر مساله استقلال کردستان وارد
محاکمه نوعروس در پرونده جنایت محله جماران +عکس
/> صبح دیروز، جلسه محاکمه با درخواست قصاص در ملأعام در شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی اصغر عبداللهی برگزار شد. ناهید 29 ساله، مشاور ازدواج، با قبول اتهام مشارکت در قتل اکرم و ایراد جرح عمدی به شوهرش، گفت: یک سال پس از عروسی مان متوجه شدم شوهرم با زنان دیگر ارتباط دارد. قهر کردم و به خانه پدرم رفتم. قصد طلاق داشتم اما وحید راضی نبود. ساعت 8 صبح روز حادثه برای
دستبرد به بانک، تحت تاثیر توهم شیشه
/> چرا همسرت قصد جدایی دارد؟ به خاطر اعتیادم به شیشه. به خاطر اعتیادت سرقت می کردی؟ نه. من نیاز مالی ندارم. طلاساز هستم و همیشه پول در خانه دارم. پس چرا سرقت می کردی؟ وقتی مواد می کشیدم، تحت تاثیر توهم آن هیجان و جراتم زیاد می شد و سرقت می کردم. کلیدی داشتم که درها را با آن باز می کردم. به دو بانک دستبرد زدم و چک پول و 5000 کارت هدیه خام سرقت کردم. چند دوربین مداربسته هم
دونده دختر بریتانیایی؛ از مالاریا تا مدال المپیک فقط در 10 ماه
کردم در اتاقم چند دور راه بروم اما با پرستارها دعوایم شد چون می گفتند باید در تخت بمانم و استراحت کنم. اما من باید راه می رفتم، باید به خودم حرکت می دادم و فعالیت می کردم. زمان تمرین زمستانی بود و به جای بیمارستان باید در زمین دو و میدانی می بودم. روز تولدم از بیمارستان مرخص شدم. پایم را که بیرون گذاشتم، یک نفس عمیق کشیدم. شکرگزار بودم که شانسی دوباره به من داده شده بود چون خیلی ها از
فواید شگفت انگیز آیت الکرسی
و خدا را شکر گفتم. صبح که شد نزد ابن سیرین رفتم و خواب را برایش تعریف کردم. او گفت: معلوم است که تو آیه الکرسی زیاد می خوانی. گفتم: بله؛ همین طور است. ولی تو از کجا فهمیدی. گفت برای اینکه این آیه 50 کلمه و 175 حرف دارد. من از زیرکی حافظه او تعجب کردم. آنگاه به من گفت: هر که آیه الکرسی را بسیار بخواند سختی های مرگ بر او آسان می شود. 1- آیه الکرسی نوری از آسمان است
زنی، شوهر و مادربزرگ شوهرش را کشت
اعتراف کردند. زن جوان در این باره گفت: من با همسرم اختلافات زیادی داشتم؛ چون وی عصبی مزاج بود و حتی با پدرش نمی توانست با لحن آرام صحبت کند، به همین دلیل قصد جدایی از او را داشتم، تا اینکه صبح روز قتل در چهارراه کامرانیه با پسرعمویش قرار گذاشته بودم و بعد از خرید به منزلمان رفتیم. وی در ادامه اظهاراتش به بازپرس جنایی تهران گفت: ما در منزل مادربزرگ شوهرم سکونت داشتیم و در طبقه اول آنجا ساکن
بعد از قلیان کشیدن ، ترامادول پدیده جدید فوتبالیست ها
نژاد: علم بدنسازی در ایران نسبت به کشورهای پیشرفته عقب تر است. چند دلیل برای این مسئله وجود دارد. بدنسازان شاغل در تیم های ورزشی در تمام دنیا افراد تحصیل کرده ای هستند که کاملا به علم روز ورزش اشراف دارند. این وضعیت در چند سال گذشته بهتر شده است. اگر خودم را بخواهم مثال بزنم. در رشته تربیت بدنی تحصیل کردم مدرک a فوتبال دارم و در این ورزش به عنوان بازیکن نیز حضور داشتم و همین طور مدرک عالی بدنسازی
شهید شدن افتخار است اما من رفتم که بُکشم
است. هرجا به مشکل می خورم می روم بهشت زهرا قطعه شهدا سر مزار پدرم می نشینم . خیلی وقت ها با ناراحتی رفتم، خیلی وقت ها رفتم و داد زدم. خیلی وقت ها ساعت دو نصفه شب رفتم که البته این بعد از برگشتنم از سوریه بوده که از نظر اعصاب به مشکل خوردم. هر وقت هم رفتم سر مزار پدرم، گفتم که بابا آمدم این مشکل را حل کنم. حرفهایم را زدم و برگشتم و حداقل در 80 درصد موارد جواب گرفتم. آن 20 درصد هم بعدها دیدم که یک
اعتراف به قتل در معرکه معتادان
کردی؟به شهرهای مختلف رفتم و با جمع کردن ضایعات زندگی ام را می گذراندم. چطور دستگیر شدی؟دو ماه قبل در طرح جمع آوری معتادان دستگیر و برای ترک به کمپ فشافویه منتقل شدم. چند روز قبل داخل کمپ برای دوستانم تعریف کردم که یک سال قبل جنایتی مرتکب شده ام و هنوز دستگیر نشده ام. نمی دانستم داستان های شبانه ام برای کارتن خواب ها و معتادانی که در آنجا نگهداری می شدند کار دستم می دهد و موضوع به گوش
ازدواج سفید دختر 20 ساله مشهدی با پیام / 2 سال با او بودم و!!!
دختر 20 ساله ای که در پاتوق یکی از خرده فروشان مواد مخدر Drugs دستگیر شده بود درحالی که لیوان آب را روی میز می گذاشت به کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری الهیه مشهد گفت: آن زمان در کلاس دوم ابتدایی درس می خواندم و بعدازظهرها نیز وظیفه نگهداری از برادر سه ساله ام را برعهده داشتم. روزی هنگام بازگشت از مدرسه وقتی کیف و کتاب هایم را در گوشه اتاق گذاشتم متوجه گریه های مادرم شدم. می دانستم اتفاق مهمی افتاده است اما از جمله مادرم که می گفت طلاق گ
واکنش بازیکن ملی پوش استقلال به عکس قلیان کشیدنش
/> بله قبلا دیده بودم. 5 ماه پیش این عکس را یکی از دوستانم برایم فرستاد ولی چون خیلی فوتوشاپش تابلو بود نتوانستند روی آن مانور دهند و حالا که کار به این جا کشیده است، در مورد آن صحبت می کنند. چرا حالا این عکس از تو منتشر شده است؟ حالا که دیده اند عکس و فیلم بازیکنان خودشان منتشر شده است، دست به این کار خنده دار زده اند و سعی می کنند من را وارد این بازی ها کنند که البته همانطور
گریه های خواهر پایان راز خانه مجردی دوستم بود!
دوستم می گفت این طوری هم از تنهایی در می آید هم بار سنگین کرایه خانه برایش سبک تر می شود. چند ماه گذشت و برادرم ردم را پیدا کرد اما حاضر نشدم به خانه برگردم. پدرم که خیلی از دستم عصبانی بود مرا عاق کرد. تا قبل از این زندگی جدید، از بوی دود سیگار بدم می آمد اما قلیان کشی حرفه ای شدم. بعد هم یواش یواش معتاد Addicted شدم. چند روز قبل، به بهانه ای، خانۀ خواهرم رفتم. از دیدنم خوش حال شده