سایر منابع:
سایر خبرها
واکنش حضرت امام(ره) به شهادت فرزند ارشدشان
مصطفی مطلع شد سید محمود دعایی بود. او اتفاقات شب و روز شهادت سید مصطفی خمینی را چنین شرح می دهد: "آن روز صبح، من برای تهیه نان بیرون رفته بودم. هنوز آفتاب نزده بود، دیدم، ننه صغری که بسیار مورد احترام ما بود؛ فریاد می کشد و پای برهنه می دود و به سرش می زند. من از دیدن این صحنه بسیار متأثر شدم. پیرزن می گفت: خاک بر سرم شد، آقا بدو. من فوق العاده وحشت زده شدم و به ذهنم چیز دیگری آمد. گفتم؛ چی
درخواست عجیبی که لجر از کریستین بیل داشت
در این باره می گوید:” همانطور که می توانید در فیلم ببینید، بتمن شروع به زدن جوکر می کند و خیلی زود در می یابید که او یک دشمن معمولی نیست زیرا هر چه بیشتر او را می زدم او بیشتر لذت می برد. هر چه بیشتر باعث می شدم او لذت ببرد، هیث همان حس و رفتار سابق را داشت. او داشت مرا تهییج می کرد من می گفتم که لازم نیست حتماً به صورت واقعی تو را بزنم. طوری ادایش را در می آورم که خیلی واقعی به نظر
مهر ، ماه جدایی و فراق
اورد ! بعد از رحلت غیر منتظره پدرم حدود سی سال پیش ، مهر ماه همواره ، موسم گفتگو ( مویه ) مادرم - که ایشان نیز در مهر ، مهر از مهراب برید - با این گل بود . گلی که مادرم ان را "سروی " می خواند ؛ سلام ای بی وفا سروی ز سهرابم خبر داری ! گل سروی کردی پیرم برو دیگه ، از تو سیرم ! یادم هست در چهلمین روز ارتحال پدرم ، با اشک و اه ، غزلی از
اروپایی ها می خواهند باب مذاکره در موضوعات مدنظر آمریکا رابازکنند
برجام بدون آمریکا معنایی دارد؟ اراده آمریکا چقدر بر کشورهای بزرگ دنیا و معادلات اقتصادی و سیاسی آنها تاثیرگذار است؟ اساسا می پذیرید برجام نقض شده است؟ یا آنکه معتقدید برجام نقض نشده اما یک توافق نصفه و نیمه ای گیرمان آمد؟ روح: بعد از سخنرانی ترامپ و قبل از سخنرانی روحانی یک یادداشت در کانال خود نوشتم و گفتم ما باید ببینیم اوبامایی می خواهیم باشیم یا ترامپی؟ یعنی موقعی که در مورد آمریکا صحبت
رئیس جمهور گفت از محیط زیست برو
معصومه ابتکار گفت: آقای روحانی گفتند شما قرار است در محیط زیست نباشید، من هم گفتم خدا را شکر (خنده) چون آنجا خیلی تحت فشار بودم، خیلی. به هرحال ما آنجا سیاست هایی را برای قانونمندکردن مسائل محیط زیست کشور که بعد از دوره ای کلا همه چیز رها شده و آسیب ها خیلی شدید بود، دنبال می کردیم. این اولین گفت وگوی تفصیلی با معصومه ابتکار پس از استقرار در معاونت امور زنان و خانواده است. در شرایطی که
شمه ای از فضائل امام حسین علیه السلام
مکتب او نیز این گونه خواهد بود و به عنوان نشانه الهی در عالم معرفی خواهد شد. آیات دیگری که امام حسین علیه السلام بعد از شهادت تلاوت کرده است عبارتند از: ادامه آیات سوره کهف تا آیه 14 و آیه 227 از سوره شعراء و آیه 71 سوره غافر و آیه 137 سوره بقره.(2) 2 – مشتق بودن نام حضرت از نام خداوند : جابر بن عبداللَّه انصاری از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل می کند که فرمودند: سُمِّی
جای محرومیت، بازیکنان را نصیحت کنید
رئیس هیئت مدیره باشگاه پرسپولیس می گوید که نباید به خاطر یک رفتار شخصی، بازیکنان 2 تیم پرسپولیس و استقلال را محروم کرد. به گزارش صدای ایران ، جعفر کاشانی درباره محرومیت بازیکنان پرسپولیس گفت: این بازیکنان جوان هستند، حالا چهار جوان دور هم می نشینند و رفتاری می کنند که از لحاظ سلامت ورزشی یا بازخورد اجتماعی رویه منفی دارد و ما هم البته آن را تایید نمی کنیم اما به خاطر این رفتار نباید آن
امام حسین علیه السلام در روایات اهل سنت
شهادت خواهند رساند. در این هنگام از میان یاران خود برخاست و به سخنرانی پرداخت. بعد از اینکه پروردگار را ستایش کرد، فرمود: شما می دانید که ما در چه موقعیت سختی قرار گرفته ایم. دنیا تغییر یافته و زشت جلوه کرده و خوبی های آن رو به نابودی است. از دنیا چیزی باقی نمانده، مگر به اندازه اندک آبی که در ته ظرفی باقی بماند. شما می بینید که به حقیقت عمل نمی شود و از باطل دست بر نمی دارند. در اینجاست که
این برنامه از لانه جاسوسی روی آنتن می رود! +عکس
بچه ها را تامین می کنم، معروف بودم. همین الان هم کتابخانه ام پر است از کتابهایی که دوستانم برای اولین بار با توصیه من خریدند و دست خطشان اول همه کتاب ها هست و یادگاری زیبایی را در کتابخانه ام دارم.این برنامه را برای دینی که به پدرم دارم ساختم و از طرفی علاقه قلبی خودم هم هست. پدرم مدتهاست که کارمند انتشارات مدرسه است و این انتشارات شاید مرا بزرگ کرده است. از کودکی زیست کاغذی و کاغذی داشتم و لا به
پاکبانان پایتخت، راهی بین الحرمین شدند
. در همین فکر بودم که خاطره نخستین سفر پدر به کربلا برایم زنده شد و یاد آن روز افتادم که بعد از به پا کردن بساط آش پشت پا و مراسم زیارت عاشورا به اتفاق اهل خانه و فامیل، پدر را با کلی سلام اشک آلود و دلتنگی و التماس دعا، بدرقه سفر زیارتی کربلا کردیم؛ سفری که حال پدر را خیلی تغییر داد و با یک حال خوب به خانه برگشت. اینبار اجازه داشتم تا در مراسم بدرقه صاحب لقمه های حلال که قرار
گفت و گو با - پابلو نرودا - از سیاست، زندگی و ادبیات آمریکای لاتین
دهید؟ نویسندگی برای من مثل نفس کشیدن است. بدون نفس کشیدن نمی توانم زندگی کنم و بدون نویسندگی هم نمی توانم زندگی کنم. کدام شاعران دنبال پست و مقام بالای سیاسی بوده اند و موفق شده اند به آن برسند؟ دوره ما دوره حکومت کردن شاعران است؛ برای مثال مائوتسه تونگ و هوشی مین. مائوتسه تونگ خصوصیات دیگری هم دارد. همان طور که می دانید او برخلاف من شناگر ماهری است. همچنین یک شاعر
تجربه 6 سال معلمی در 5 روستا/ناکارآمدی طرح رتبه بندی
خودش به خبرنگار مهر می گوید: روزانه حدود 4 ساعت در مدرسه درس می دهم و حقوق این 4 ساعت را دریافت می کنم، اما 20 ساعت باقی مانده را هم محبوریم در مدرسه بیتوته کنم. این اوضاع برای یک سرباز معلم یا به صورت موقت قابل تحمل است اما برای بنده که 6 سال است با این وضعیت دست به گریبانم بسیار سخت است. حتی برخی از مسئولان که به درخواست های ما بی توجه هستند خودشان نیز این وضعیت را حتی برای یک هفته
امیرحسین صادقی: استقلال قطعاً دربی 85 را می برد
اعلام نظر و مدعی بودن هنوز زود است چون از هفته بیستم به بعد تیم ها در تکاپوی تغییرات هستند و آن موقع است که یکسری تیم ها برای دوام، یک عده برای کسب سهمیه و بخشی به فکر قهرمانی و گروهی هم برای فرار از سقوط می جنگند و باید آن موقع پیش بینی و نظرمان را درباره اینکه چه تیمی می تواند نتیجه بگیرد بیان کرد اگرچه امتیازگیری در ابتدای فصل روی نتایج تیم ها در پایان فصل تاثیرگذار خواهد شد اما باید صبر کرد و
متاگپ (بخش دوم) | حنیف عمران زاده: یک میلیارد و دویست و پنجاه میلیون تومان از استقلال طلب دارم ولی شکایت ...
، فرهاد مجیدی هم هفته قبلش رفته بود و یه مقدار تیم پاشیده بود، در واقع بازیکنا تو شوک بودن بالاخره آقا فرهاد خیلی محبوب بود مخصوصا خودم که براش می مردم و دوسش داشتم. خودم جزو کسایی بودم که به پاش افتادم و گفتم نرو ولی واقعا به خاطر بچه ش راه دیگه ای نداشت. تو اون بازی هم فریدون زندی توپ رو که بهم داد یه ذره رفتم جلو که توپ یه کوچولو پله شد و اومد بالا که گفتم بذار بزنم که توپ اونجوری رفت توی دروازه.
سه ساعت گفت وگو با نصرالله مدقالچی در خانه اش
/> موقع ضبط قلبم تاپ تاپ می زد، عرق شدید کردم. اما گفتم و تشویق هم شدم. بعد از آن هم تا شب ایستادم و فیم را تماشا کردم. شب شد موقع برگشت تنها بودم. به من گفتند آقای فلانی تنها نرو اینجا سگ زیاد دارد. ممکن است حمله کنند. ما همیشه گروهی می رویم شما هم با ما بیایید. خلاصه با هم آمدیم از دو ریالی که داشتم یک ریال دیگه هم به اتوبوس دادم و تا در خانه آمدم. نصرالله مدقالچی چه زمانی فکر کرد که می
روایت های ناگفته ای از یک شهید جنگ تحمیلی
شده بود. البته او از خردسالی اش بچه آرام و سر به زیری بود. خوب درس می خواند و شاگرد زرنگی بود ولی از اول راهنمایی درس را ول کرد که به جبهه برود. به قول حضرت امام رفت تا در دانشگاه جبهه، درس یاد بگیرد. آن هم چه دانشگاهی که او را متحول کرد. وقتی که بهمن رزمنده را می دیدم، باور نمی کردم او همان همبازی دوران کودکی ام است. بچگی ها خیلی با هم بازی می کردیم. خصوصیتی که پسرعمو داشت، احترام به
جزئیات سقوط هواپیمای سی 130 به روایت خلبان هواپیما
تغییر بود. دچار تردید شدم. صولتی ادامه داد: به فرمانده ام گفتم اگر من جزو تعدیلی ها هستم به من اطلاع دهید. فرمانده ام با ناراحتی گفت از این حرفها نزن تو جز تعدیلی ها نیستی. وی با بیان اینکه ارتش و تکاوران نیروی دریایی در اوایل آغاز جنگ، بدون داشتن اسلحه و مهمات با جان و دل سعی کردند خرمشهر سقوط نکند. گفت: چرا نباید این افتخارات ارتش را بگوییم. چرا تیم بررسی سوانح نیروی هوایی از
(تصاویر) ملکه زیبایی در چنگ ربایندگان
، ناگهان دچار عادت ماهانه کاذب شد، وضعیتی که معمولا به هنگام ترس شدید پیش می آید. او در مورد این وضعیت و حال وهوای داخل آن هواپیما می نویسد: خیلی زود متوجه شدم که احساس شرم و خجالت برای کسی که در چند قدمی مرگ قرار دارد، امری تجملی و بی معنی است. از شدت وحشت فلج شده بودم و صندلی خیس و لباسم چسبناک شده بود و بوی تند ادرار در سراسر هواپیما شامه ها را آزار می داد. چیزی نگذشت که سوخت بوئینگ 737 به
روی خط آفتاب
اما برخی هنوز از خواب بیدار نشده اند و در عصر دیگری زندگی می کنند. (26/7) 1233- آقای چمران مثل اینکه دست بردار نیست. این چند سالی که در راس کار بودند بگویند چه کار برای مردم کردند؟ لطفا رای مردم را زیرسوال نبرند. (26/7) 1214- حضرت حجت الاسلام قرائتی معلم اخلاق در صدا و سیما پس از 38 سال درس اخلاق در تلویزیون، حرکتی انجام دادند که اعمال او را زیر سوال برد. هر چند ایشان عذرخواهی یا اظهار
هیچ سرمایه ای در بازار هستی به سود دهی قرآن نیست/ امتیازات قرآن بر سایر کتاب ها
هم در رحم مادر بودم، مادرم من را نمی دید و قلم شکل بندی قیافه من دست مادر نبود؛ اینکه در رحمش برای من یک جسمی بسازد، از داخل این جسم دست ایجاد بکند، پا ایجاد بکند، شکم ایجاد بکند، روده و معده و کلیه و جگر سفید و سیاه ایجاد بکند، بعد هم هیکلم که به اینجا رسید، سرم را متناسب با بدن بسازد، پهنای شانه ام بالا کشیده نشد که سر بشود و سرم در فاصله بین دوتا شانه من قرار دارد که کار مادرم نبود.
ورودکاروان عشق به شام درشعرآئینی؛غبارِ درگهِ این آستانه،اکسیر است
را می دید حرمله خنده بر لبانش داشت تا سر شیرخواره را می دید باز هم زجر لعنتی بودُ شعله بر جان بچه ها افتاد سر عباس از سر نیزه بارها زیر دست و پا افتاد بین این راه با دف و آواز پیش چشم رقیه رقصیدند هر کجا اشک عمه جاری شد پیرزنها به عمه خندیدند سر شش ماهه را روی نیزه پیش چشم رباب می بُردند کاروان را سپاه نامحرم سوی
پایان تلخ دوستی 18 ساله
می دانست مادرم را خیلی دوست دارم و خط قرمز زندگی ام مادرم است. اما با این حال به مادرم توهین کرد و ناسزا گفت. من که تحمل توهین های او به مادرم را نداشتم دستم را روی دهانش گذاشتم اما یکباره متوجه شدم دیگر نفس نمی کشد.ترسیده بودم و جنازه را به خانه ام در منطقه ایوانکی بردم. بعد چاقوی تیزی خریدم. جنازه را مثله و آن را در دو کیسه زباله بزرگ جاساز کردم. من بسته ها را به سطل زباله مقابل خانه پدرم
واپسین نسل نمکی های طهران
شدیم. چند سالی می شود که بهداشت ممنوع کرده، می گوید فقط نمک یددار. ما هم همین یددارها را می بریم محله ها تا دیگر زن و بچه مردم جای دور نروند برای خرید نمک. راحتشان کرده ایم. می خواهیم مردم راضی باشند، آنها راضی باشند، ما هم راضی هستیم. هر چند که الان مغازه ها همین نمک ها را دارد، چه کار کنیم دیگر. دست زیاد شده. چاره چی هست. بسته های سفید و آبی نمک از وانت سفید یوسف کثیری درحال
واکنش پدر “اهورا” به تهمت های خواننده پاپ
جواب دادن تلفنو دارید؟؟؟؟چطور میتونید بعد از این مصیبتی که دلیل اصلیش خود شمایید(حتی بیشتر از قاتل) با کلمات جمله بسازید و جواب خبرنگارو بدید؟؟؟ چطور میتونید لحظه ای جلوی گریتونو بگیرید؟؟؟ لعنت بر هر دوی شما که ازدواجو با [....] اشتباه گرفتید. لعنت بر تو ای به ظاهر مرد که بچتو به دست همسر بدتر از خودت سپردی . لعنت بر تو ای زن که اون بچه معصومو فدای هوست کردی. لعنت بر من که تو این جامعه رو به ویرانی
ما اشتباه کردیم/ رئیس اقلیم به پیشنهادها و طرح های جایگزین بی توجهی کرد
نماینده اتحادیه میهنی کردستان از تحولات اقلیم بعد از همه پرسی در گفت وگو با شرق به این مسئله پاسخ می دهد و از تحولات اقلیم کردستان عراق بعد از همه پرسی استقلال می گوید. او این همه پرسی را اشتباهی می خواند که درنتیجه بسته بودن پارلمان اقلیم کردستان و مشاوره های بد به مسعود بارزانی رخ داده است. او معتقد است سیاست مداری که برای فردای تصمیم خود برنامه نداشته باشد، بی سواد است. به گزارش
انسان ها ی واقعی در دنیای مجازی
به بچه، وقتی از بچگی ببیند که خانواده این موضوع را پذیرفته اند و پنهان نمی کنند، او هم می پذیرد. بچه های ناشنوا خودشان توانایی دارند هر کاری انجام دهند، چون خانواده ها اجازه نمی دهند کم کم توانایی ها و استقلال شان را هم از دست می دهند در صورتی که بچه های ناشنوا بینایی خیلی قوی دارند و حتی خیلی راحت تر از سایرین از حالت چهره افراد حس و حالشان را درک می کنند. من بچه که بودم ناراحت می شدم، چون مردم
افخمی با فیلم جدید به صحنه باز می گردد
داستان را نخستین بار در مجموعه ای از داستان های کوتاه خواندم که خانم مژده دقیقی ترجمه کرده به اسم اینجا همه آدم ها اینجوری اند در این مجموعه، چند داستان خیلی خوب است که با آسمان سیاه شب شروع می شود. نویسنده اش شخصی به اسم جرمی کین است که قبلاً پرستار بیمارستان روانی و معلم زبان در سودان بوده. داستان برداشتی دست اول و خیلی تکان دهنده است از بیماری آلزایمر. از داستان مشخص است که نویسنده بیماران
جانبازی که دوبار طعم جانبازی را چشید!
/> - نه؛ چون احساس می کردم که می توانم در قسمت های دیگر جبهه مفید باشم. من جزو لشگر 17 علی بن ابیطالب(ع) بودم که پس از مجروحیت، مسئولیت دفتر تبلیغات این لشگر را برعهده گرفتم. ابتدا به عنوان مسئول کتابخانه لشگر مشغول شدم و با همان شرایط زانوانم، کتاب ها را روی زمین ریخته بودم و بر اساس عنوان و موضوع مرتب می کردم. یکی از برادران سپاهی آمد و گفت: چکار داری می کنی؟ من هم چون خسته بودم، گفتم: خواهشاً
کابوس در شب های زندان برای قاتل پسر بچه / گفت و گو با مرد بی رحم
ستاد دیه آزاد شدم. به همین دلیل از همسرت جدا شدی؟ نه! او خودش طالق غیابی گرفته و با فرد دیگری ازدواج کرده بود. پسرت با تو زندگی می کرد؟ بله! وقتی از زندان آزاد شدم، حضانت پسرم را گرفتم تا با من زندگی کند ولی هفته ای دو روز او را به خانواده همسرم می سپردم. پسرت را دوست داشتی؟ خیلی! اول مهر بود و من او را در مدرسه ثبت نام کرده بودم! شور و شوق عجیبی
مقایسه کردن کودکان، کار درستی است؟
یا کارهای بدی برای جلب توجه می کند. من خیلی نگران این بچه و سرنوشت او هستم. پاسخ: همان طور که خود شما هم ذکر کردید باید این مقایسه از بین برود. رفتار های مثبت او بازگو و تشویق شود. حتی گاه رفتارهای دلخواه و انتظارات را هم در او بازگو کنید. مثلا اگر می خواهید رفتاری در او ایجاد شود و یا ازدیاد یابد به او بگویید تو خیلی خوب این کار را انجام می دهی. و... برای مدتی مهدی را نزد