سایر خبرها
گفته های تکان دهنده بازماندگان سیل
نفر. چرا بعد از باز شدن جاده نیومدند بالا ببینند مردم چه وضعیتی دارند؟ چرا هیچ امدادی نبود؟ نیومدن ببینن کی زنده است، چند نفر مردن. فقط 100 نفر اطراف من بودن کلی از اونها رو آب برد چطور تعداد کشته های تهران هشت نفر بوده؟! فقط چهار نفر رفیقای من از دست رفتن. اون همه آدم اونجا از بین رفتن. می گویم یکی از اکیپ های هلال احمر را به شدت مشغول کار دیدم. محمد می گوید: خانم دیدی با چه ابزاری کار می
آنهایی که معجزه آسا از سیل سیجان نجات یافتند
موقع مثل الان این همه ماشین و امکانات نبود که کسی برای کمک بیاد. مردای چندتا روستای دیگه آمدن کمک و زن و بچه ها را بردن خونه های خودشون تا سیل بخوابه. ولی حالا در عجبم که کلی آدم، از اینور و اونور میاد ولی بعد از چند روز هنوز آب قطعه،غذای درست و حسابی ندادن. خدا پدرشون رو بیامرزه کمک کردن ولی نه اونجوری که باید باشه؛ اینجا روستاست اگر کسی به ما رسیدگی نکنه تا چندماه دیگه وضعیت مون همینجوری می
نقش غواصان شهید در مذاکرات
ولی به چشم خودمی بینیم یک روز دلم دوباره برمی گردد *** از چنبر نفس، رسته بودند آن ها بت ها، همه را شکسته بودند آن ها پرواز شدند و پرگشوند به عرش هرچند که دست بسته بودند آن ها *** خورشید اگر به مهر تابنده شده است و از عطر بهار شهر آکنده شده است تغییر نیامده است در لیل و نهار ذرات تو در جهان پراکنده شده است
فرزندخواندگی؛ یک نمایشنامه در چهار پرده
، منتظر تماس بهزیستی بودم. البته بماند که شوهرم هر یک هفته در میان، با بهزیستی در تماس بود و پیگیری می کرد. این ماه های آخر دیگه هر شب خواب می دیدم. یک شب صورت پسرم رو دیدم. دیدم خونه مادر و پدرم هستم و دارم لباساشو عوض می کنم. لباس های زمستونی تنش بود. نمی دونستم دختره یا پسره. فقط تو خواب، به خودم می گفتم بچه به این خوشگلی مگه میشه پسر باشه. این که شبیه دختر هاست. قسمت آخر
سیلابی که خون به دل مادر کرد + عکس
خوبی از پسرشان هستند. گفت و گو کردیم با فاطمه پورداخلی مادر سید منصور افجه بش یکی از جوانانی که روز یکشنبه و در زمان وقوع سیلاب به همراه دوستان خود به منطقه کن سولقان رفته بودند تا با شیرینی ازدواج یکی از دوستانشان کامشان را شیرین کنند اما سیلاب آمد و کام همه را تلخ کرد و حالا همه منتظرند تا بار دیگر با شنیدن خبرهای خوب از منصور دوباره لب هایشان بخندد. فاطمه پورداخلی در گفت و
هق هق گریه، پایانی بر 29 سال چشم انتظاری
و به خانه شهید محمدرضا طالبی زاده خیره شدم، دری کوچک و خانه ای قدیمی. در این تصور بودم که روزها و شب ها محمدرضا در کوب و زنگ این در را برای ورود زده است و البته چه چشم هایی که به یمن آمدن محمدرضا درخشیده اند. یقین دارم حالا با گذر سال ها باز هم مادر و پدر و اهالی این خانه منتظر ورود فرزند دلبندشان هستند او که هیچگاه بعد از حضور مقتدرانه در عملیات کربلای چهار، دیگر خبری از او نیامد. می
فواید شیر مادر
سفت و پس از شیر دادن، خالی و نرم باشند. بعضی از مادرها از اینکه صدای بلعیدن شیر توسط نوزاد را بشنوند و شیرا را در دهان او ببیند، خیالشان راحت می شود. اغلب بچه های سالم، از یک برنامه ثابت برای شیر خوردن تبعیت نمی کنند. در چند هفته اول زندگی، اغلب بچه ها معمولا هر دو ساعت یک بار شیر می خورند. هنگامی که جریان شیر به حالت طبیعی درمی آید. کودک می تواند درست شیر بخورد. اغلب بچه ها تقریبا هر سه یا چهار ساعت شیر می خورند. نکته مهم این است که کودک شما بعد از شیر خوردن راضی به نظر برسد و تعداد دفعات خیس شدن کهنه هایش و همچنین دفعات اجابت مزاج و میزان مدفوع و همچنین اضافه وزن او رضایت بخش باشد. ...
فرزندان شهیدم را با رزق حلال کارگری پرورش دادم
همین مجبور شدم خیلی زود برای تأمین مخارج خانه و خانواده ام دست به کار شوم. به خانه مردم می رفتم و کارهایشان را انجام می دادم. کار خانه، لباسشویی، کارگری. خیلی کار کردم. نمی خواستم کسی به بچه هایم ترحم کند یا آنها زیر بار دین و منت کسی باشند. همه فکر و توجه من به آینده بچه ها بود. بچه ها زود بی بابا شدند. پسر سوم من هم بیماری حصبه گرفت و فوت شد. نگران بچه ها بودم. اینجاست که رمز دستان پینه
محبوب ترین باور های غلط بارداری
باردار توصیه می کنند که در دوران بارداری به کلاس های آمادگی بارداری بروند و تمرین های ورزشی مخصوص این دوران را انجام دهند. ورزش مناسب برای مادر باردار بسیار مفید است و اگر قرار بود با بالا بردن دست، بند ناف دور گردن بچه بپیچد، الان جمعیت کره زمین اینقدر زیاد نبود. البته احتمال پیچیدن بند ناف دور گردن جنین وجود دارد اما همگی به وضعیت رحم مادر مربوط می شوند نه دست های مادر . اگر به آدم زشت
اربعین دریا ؛ از چشم انتظاری مادران شهدا تا اسطوره های همیشه تاریخ
/> رفت و یه گوشه با تو خلوت کرد دنیاش قد قاب عکست بود یک عمر با عکسات صحبت کرد می گفت بچه ام، تازه دوماده رختای دومادی واست آورد امسال دیگه جشن می گیریم اینجا همیشه بغضشو می خورد مادر کنار دار قالی مرد از بس گره روی گره پژمرد از هشت سال جنگ تحمیلی مادر تمام هشت سالو مرد حالا خبر دادن که برگشتی حال تموم
فلش بک فلش فوروارد
شوهر کرده بود. دو هفته ای حالت افسردگی به خودم گرفتم و یک روز که از خواب بیدار شدم، بعد از خوردن یک لیوان آب گریپ فروت -که تا آن موقع فقط اسمش را شنیده بودم و اصلاً نمی دانم از کجا روی میزم آمده بود- مزخرف ترین جمله را گفتم. جمله ای واحد از زبان تمام آدم های شکست عشقی خورده: اون لیاقت من رو نداشت. سؤال بعدی این بود: پس چه کسی لیاقت تو را دارد؟ کسی که در دسترس باشد، لابد. بله دختر خاله . زیاد
درخواست پدر یکی از کودکان قربانی انفجار خمپاره ایلام؛ وزیر بهداشت چشم فرزندم را معاینه کند
گرمادیده خشک و براق شده. پدر می گوید: همه بچه ها سوختند. صورت آن پسرم که به اهواز اعزام شده بیشتر. نگران گوش محمد هم هستم. از چشم چپ چندین ترکش درآورده اند. پدر دست ها را بالا می برد که خدا را شکر زنده ماندند. من تلفنی حال پسرم و بچه های دیگر در اهواز را می پرسم. حال هادی بدتر از بقیه است. مجبور شدند پایش را قطع کنند. خدا کند زودتر خوب شود. تلفنش مدام زنگ می خورد و مرد در راهروی
گروگانگیری 50 روزه کودک پنج ساله!
هرچند افسران گروه ویژه پلیس آگاهی خراسان رضوی یک هفته پس از ربوده شدن پسرک، مرد آدم ربا را دستگیر کردند اما با مرگ او پس از دستگیری هم اکنون هیچ سرنخی از دیگر آدم ربایان احتمالی و محل نگهداری گروگان 5 ساله در دست نیست و سرنوشت محمد امین در هاله ای از ابهام قرار دارد. گزارش یک آدم ربایی ساعت 15:45 روز ششم مرداد محمد امین، طبق معمول قرار بود به کلاس ژیمناستیک برود. خانه آنها در شهرستان جوین از
میناوند:برای یک فصل شعار آماده می شوم
پرسپولیس نیوز: پیشکسوت پرسپولیس فردا به تمرین سرخپوشان خواهد رفت. مهرداد میناوند در صحفه اینستاگرام خود نوشت:آخ آخ آخ چی بگم، باور کردنی نیست که آدم بعد از سال ها بازی کردن، یه روز با خودش خلوت کنه و یه عمر تلاش رو دوره کنه و به این نتیجه برسه که اگه فقط یه سری أفراد نبودن اون آدم اصلا محلی اعراب نداشت و اون افراد همین هواداران هستن، هوادارایی که فقط لذت این فوتبال نصیبشون میشه و بیشتر
اسیر دست این زن شده ام!
که با آن حال و روز دیدی، دور زد و سوارمان کرد ما را تا در خانه غلام بیگلری پسر دایی ام برد. او و خانواده اش با روی باز از ما استقبال کردند، اما من توی خودم بودم و با هیچکس حرف نمی زدم. پسر دایی ام و خانواده اش دور ما را گرفتند و دائم دلداری امان می دادند چای و نان را که خوردیم بچه ها با خوشحالی شروع به بازی کردند. روز بعد به علیمردان گفتم باید برویم گیلان غرب، شوهرم گفت: فرنگیس، هنوز
نشان آدمیت!
نوبتت بشه) نوبت من شد. منتظر بودم که آقا با کلاسه (همون مسئول پارکینگ با حقوق مکفی رو میگم) به من هم با احترام تمام، در خواست ایست و انتظار بدهد. اما یهویی تن صدا عوض شد و شدت آن هم افزایشی مثال زدنی یافت: وایسا دیگه! لحظه ای کل زندگی را مرور کردم که ببینم تا حالا کسی این طوری با من حرف زده بود یا نه؟ اما بعد به خودم اومدم که لابد گرمشه! چند ثانیه ای گذشت و جلو آمد. منتظر بودم بگوید
... شرمنده ایم!
کرده بود که... شرمنده پدر مهدی برخورداریم که در تشییع جنازه پسر شهیدش نمی توانست روی پایش بایستد؛ چون کمرش شکسته بود! سخت شرمنده ام؛ شرمنده مادر محمد عظیمی که آن شب سی چهل نفر از بچه های مدرسه را که به دیدنش آمده بودند، در خانه اش (که یک اتاق 12متری بود!) جای داد و ما روی پنجه های مان نشسته بودیم! پیرزن رفته بود کفش های مهمانانش را شمرده بود تا به تعداد آنها نون خامه ای برایشان
پلیس تجمع دلواپسان سفر فابیوس را جمع کرد
میخواد اقتصاد بچرخه اینها میان چوب لای چرخ میگذارند بعدهم میگن ما نگران اینده هستیم ...به قدیمیها میگفتن .. اعلام کردن عزراییل داره بچه میده همه برن یک بچه بگیرن همه مردم داشتن میرفتن به صف بچه گرفتن . مردم دیدن یک نفر دست بچه شو گرفته دار .فرار میکنه .بهش گفتن کجا میری اینطرف بچه میدن تو اونطرف میری.. بنده خدا گفت . بچه مو ازم نگیرید من بچه نخواستم . حالا هم حکایت همین عزیزان دلواپسان شده
دلتنگی محسن مسلمان برای دو بازیکنی که رفتند
/> نقل قول 2015-07-29 15:56 +76 [18] mil@d.sorkh وااااااای,یه لحظه دلم گرفت با دیدن اون عکس,یادش بخیر نقل قول 2015-07-29 15:49 +52 [17] نوید666666 مسئولین فدارسیون فوتبال هم قسم شدند تا اون پرسپولیس خوبی که رویانیان با دایی بسته بود رو نابود کنند ،که دارن به هدفشون میرسن. ببینید چه بلاهایی سر بازیکنای اون سال اوردن پیام صادقیان ، پولادی ، خلعتبری ، میثم
باید با زبان کودک و اقتضائات فهم او از خدا و دین سخن بگوییم
شروع کرد به شیردادن او. پیامبر اسلام (ص) دید که الان برای آموزش زمان خوبی است، رو به اصحاب کرده و پرسید محبت این مادر به فرزند خود چقدر است؟ آنها گفتند خیلی زیاد است. فرمودند: آیا این مادر حاضر می شود که فرزند خود را در آتش بیندازد. گفتند: نه. بعد ایشان فرمود: خدا به بندگان خود از این مادر مهربان تر است. اینگونه و ملموس باید از خداوند برای بچه ها سخن بگوییم. با ادبیات و زبانی که
سوژ های داغ نجف زاده در صرفا جهت اطلاع این هفته
می دونی هزینه هاتون بالاست قبول دارم. یه دلیلش اینه که هزینه آگهی های تبریک خودتون به خودتون تو روزنامه ها زیاده جوالدوز به خودمون یه سوزن به دیگران می زنیم یه جوالدوز هم به همکارمون که وسط امتحان المپیاد- رفته داره از اون بابایی که همه تمرکز ش رو متمرکز کرده، سوال های علمی تخیلی می پرسه... ببخشید دارن امتحان به این حساسی می دنا. اینجا الان جای مصاحبه است؟! دغدغه
لحظه های شاد جبهه + تصاویر
کانتینر فرماندهی یگان دریایی لشکر رفته بودم، در گیرودار استراحت، صدای نزدیک شدن خودرویی به گوشم رسید، در بین همه حدس هایی که می شد زد، ذهنم رفت سراغ آقامحسن؛ محسن اسحاقی، فرمانده یگان دریایی. معطل نکردم و از سر ذوقِ دیدن فرمانده محسن که چند وقتی بود نمی دیدمش، از خواب شیرین عصرگاهی ام زدم، از جا بلند شدم، حدسم درست بود، محسن بود، به استقبالش رفتم، بعد از چاق سلامتی، محسن رو به من کرد و گفت: حامی
تصویری از تیمی که تیم بود!
دسته: شبکه اجتماعی بازدید: 11860 برای دریافت خبرهای پرسپولیس با موبایل از خط ایرانسل کد OZV PNEWS را به شماره 8282 ارسال کنید نظرات 1 2 +53 [34] ali من تمام بازیهای اون زمان پرسپولیس رو استادیوم بودم الان دیگه تا پرسولیس به اون روزا نزدیک نشه نمیرم استادیوم نقل قول 2015-07-30 16:54 +41 [33] ali این تیم رو من خوب یادم میاد. علی
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (79)
/> 15- از دید بعضی ها توافق خوب اونه که از طریق اون بشه بودجه آمریکا رو هم اختلاس کرد! 16- از وقتی بین ایران و آمریکا توافق شده... خبر رسیده که در آمریکا دیش های ماهواره رو جمع می کنن! 17- امروز روز 7 مرداد است، نقل است که هر کسی این خبر را به 10 نفر بدهد، او 10 نفر را از این موضوع آگاه کرده است، و فردای آن روز برایش 8 مرداد باشد و او اولین نفری است که وارد هشت مرداد می شود
3 برادر نماینده مجلس شهید عملیات مرصاد+تصاویر
اعتقادی است. فرزندان مرحوم محمد مظفر از این رو به راه راست هدایت شدند زیرا به گفته مادر شهید هر پولی که در خانه خرج می شد ابتدا خمس آن پرداخت شده بود و حلالیت پول برای ما اثبات بود. و از این فرزندان حلال سه نفر شهید شدند و آنهایی که ماندند به دعای خیر مادر عاقبت به خیر شدند. محمود در سنگر نجات جان انسانها در هلال احمر و حسین که قبلا وزیر آموزش و پرورش دولت هشتم بود امروز عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است ولی همچنان روحیه ایثارگری دارد و زندگی ساده و بی آلایشی را دنبال می کند.
جناب خان ناجی مشکلات فوتبال شد!
به گزارش نماینده در آخرین روز هفته خندوانه طبق روال معمولش مهمانی برای گفتگو نداشت ولی کمدین ها همچنان سر جایشان بودند. شب گذشته نیز جوان ابتدا مسابقه ی پیامکی را اعلام کرد و سپس از حاضران پرسید که چه کسانی در کمپین قطره قطره شرکت کرده اند و زمانی که تعداد نسبی از آن ها دست بالا گرفتند، او با حالت تعجب و دلگیری بیان کرد: واقعا چرا؟! بچه ها تعداد خیلی کم است فقط می خواهید به استودیو
توصیه های پلیسی به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید
سوق داده و تباهی نابودی را برای خانواده ها و دانش آموزان در پیش داشته باشد. از این رو فرماندهی انتظامی برای هوشیاری و آگاه سازی دانش آموزان عزیز و خانواده های محترم موارد ذیل توصیه می نماید که در صورت عمل نمودن به آن می توان با سلامت کامل این سال تحصیلی را به پایان برسانید. توصیه به دانش آموزان ابتدایی: بچه های عزیز سلام ، آیا تا به حال به حرکت ماشین ها و
صبا پارسایی نماد مظلومیت ممسنی
تصویر بکشد. اما چرا این روستا و خیلی از روستا های ممسنی از امکانات اولیه بهداشت ، تغذیه و فضای آموزشی محروم هستند. همه این درد ها می توانند قابل تحمل باشد. اما مرگ دختر بچه بی گناه و معصوم نه تنها قابل تامل و تحمل نیست بلکه نمک بر زخم هم هست. مادر صبا پارسایی در مورخه 30/8/91 ساعت 7 صبح ، متوجه تب شدید و ضعف دختر بچه خود می شود . هراسان و پای پیاده به امید کمک به سمت درمانگاه
پسر بچه تبریزی ناپدید شد
این کودک که محمد نام دارد ، ظهر روز شنبه برای بازی از خانه خارج شد. ساعتی بعد وقتی پسر هفت ساله به منزل بازنگشت، والدینش که نگران او شده بودند در کوچه و خیابان دنبالش گشتند اما اثری از محمد نبود. پدر و مادر نگران موضوع را به پلیس اطلاع دادند و از مأموران برای یافتن فرزندشان کمک خواستند اما بررسی های مقدماتی پلیس نیز بی فایده بود. ربوده شدن کودک یا حوادث ناگوار دیگر در آن شرایط چندان
فرار پرماجرای مردان حلبی از دست داعش
ساعت ده صبح بود و قاچاقچی به آنها گفت که وقت رفتن است. دو مرد جوان سوری تصور کردند که حرفش جدی نیست، مگر قرار نبود که شبانه دریای اژه بگذرند؟ همۀ امیدشان به این سفر بسته بود، و حالا می ترسیدند که قاچاقچی که قصد داشت آنها را از عرض کانال بین ترکیه و یونان در روز روشن رد کند همه چیز را خراب کند. به گزارش فرادید به نقل از کریستین ساینس مانیتور؛ اما آنها هر کدام 1000 دلارشان را داده بودند