سایر منابع:
سایر خبرها
گفت وگو با پرستار تنها بیمارستان سرپل ذهاب که زلزله تخریبش کرد: در همین ویرانه 409 جسد معاینه کردم
نبود. من خودم مصدومان را در خیابان ویزیت می کردم. از نظر روحی خیلی به ما فشار آمد. آن همه جسدی که منتقل شد، وانت هایی که پر از جسد بود. پدری آمد که چهار عضو خانواده اش همه فوت کرده بودند. از ما پرسید چه بر سرشان آمده؟ گفتم خدا صبرت بده. گفت یعنی حتی یک نفرشان هم برایم نماند؟ دلم برایش آتش گرفت. یا مثلا در خانه ای 25نفر جان داده بودند زیر آوار. ظاهرا دور هم جمع شده بودند. ما از این موارد زیاد داشتیم
خودمان پذیرفتیم زنان ضعیف اند
برای مردان است، یا اینکه خود زنان می پذیرند که صندلی جلوی تاکسی برای آنها بهتر است و برای نشستن روی آن از دیگران سبقت می گیرند. یا اینکه برای زنان مناطق جداگانه ای در نظر گرفته شود، مثلا زنان پارک بانوان داشته باشند، بیمارستان و بانک مخصوص به خود داشته باشند. اصلا سؤال این است که این جداسازی چقدر به نفع زنان است؟ صالح نیکبخت: همین جداکردن رستوران، کافه، پارک و صف های زن و مرد نگاه خشونت
مریم حیدرزاده: 8 سال ناعادلانه من را حذف کردند
برایش فراهم نشود از دست می رود. وقتی ببینی حاصل زحماتت همینطور به هدر می رود و نه کسی از آن استفاده می کند و نه عرضه می شود باید فکری برای این وضعیت بکنی. به زمان حال برگردیم و انتشار آلبوم دکلمه هایتان به نام آبرنگ که به تازگی هم منتشر شده است، پس از این آلبوم در حوزه نشر دیگر چه فعالیتی داشته اید؟ سال 93 کتاب یازدهم تو را در حضور همه دوست دارم توسط نشر معین منتشر شد، کتابی
ائو یک هشدار است
/> به هرحال فیلمساز فضای فیلم را طوری خلق می کند که نزدیک یا دور به حقیقت باشد. بعضی موضوعات به سلیقه فیلمساز برمی گردد. من درحالی که دوست دارم بعضی موضوعات در فیلم را از واقعیت بگیرم و لحن واقع نما داشته باشم، ولی بی تفاوت به درام هم نیستم. از بعضی فیلم ها که واقعیت محض را نشان می دهند، خیلی چیزها آموخته ام، اما سلیقه شخصی خودم این است که برای نزدیکی به مخاطب رگه هایی از درام را
بست نشینی سیاسی در حرم شاه عبدالعظیم!
بکشد. قطعا شما بدانید فقط تخلفات مالی نیست و غیرمالی هم وجود دارد؛ یعنی سیاسی و مالی نیست . او درباره بقایی گفته بود: من چهار سال آنجا امام جماعت بودم. یک بار آقای بقایی را در نمازخانه ندیدم و حتی کارشکنی هم می کردند؛ بودجه فرهنگی نمی دادند و بودجه ای را که قرار بود به امامان جماعت بدهند، قطع کرد. در واقع اعتقادی به روحانیت نداشتند و هنوز هم ندارند. من دلایلی دارم که امروز نمی توانم آنها را بیان
پای درد دل زنانی که 14 سال پیش معلول شدند
کامل شوم. من به جهنم، این دو بچه چه گناهی دارند؟ حق ندارند یک زندگی خوب داشته باشند و مثل همه بچه ها بزرگ شوند؟ همه خواسته جمیله این است که از کانکس بیرون بیایند و مثل بقیه در یک خانه زندگی کنند. خانه ای از آجر و شن. سامان پسر هشت ساله جمیله با آن لحن بامزه اش می گوید: دوست دارم ارتوپد شوم و پاهای مادرم را خوب کنم . خانم ها حالا درد خودشان را فراموش کرده اند و از دی ماه می گویند. مگر
بهاره رهنما: من فمینیست نیستم؛ خیلی زنَم
ها بزرگ شده ام. سعی کردم کمک کنم و این رسالتی که در داستان های عاشقانه ای که خودم می نویسم است، این است که زن های قوی تری داشته باشم. من در شروع یکی از مجموعه داستان هایم که هنوز جزو پرفروش ترین های ایرانی است و چاپ چهاردهم، نوشته ام: برای پریا و دخترکان سرزمینم که نمی دانم آرزو کنم روزی عاشق بشوند یا نشوند. چیزی که من دوست دارم در درازمدت اتفاق بیفتد، یا به صورت کلیشه ای آن پیامی که
10 توصیه مفید برای مدیریت دیابت
سفید، ماکارونی، شیرینیها و سرخکردنیها نه تنها برای همه ما بل که برای مبتلایان به دیابت هم بد است. 3-تمرینات ورزشی منظمی داشته باشید به نظر من، سه بار در هفته، ورزش ملایم، کلید جادوئی سلامتی برای مبتلایان به دیابت است. همه ما می توانیم نیم ساعت وقت پیدا کنیم که سه بار در هفته حداقل پیاده روی کنیم یا به به کلاسهای یوگا برویم یا حتی اطراف خانه مان کمی تندتر قدم بزنیم. در درازمدت چنین
کتابفروشی به روایت نصرالله کسرائیان حکایت سال های مداومت
چای و شیرینی و قهوه و ... شب خوبی بود، آن قدر که خود من هم سر شوق آمدم و با سوءاستفاده از فرصت، چند شعر از آن هایی که ترجمه کرده بودم خواندم. اگر بعد از آن شب، شما کسی از آن پنجاه شصت نفری را که آمدند، دیده اید من هم دیده ام. البته بی انصافی نباید کرد، آن شب چند جلدی کتاب فروختیم. اما همچنان از رونق خبری نبود. چند ماه پیش که داشت حوصله اش سر می رفت گفت: عمو بیشتر کتابفروشی ها درآمدشان
باید به سنت بازگردیم
مبارزه کوه فیدل کاسترو را گرفتید، مبارزه در روستای مائو را هم گرفتید، تئوری مبارزه حزب حرفه ای لنین را گرفتید و بدون اینکه به ذائقه فرهنگی جامعه ایرانی کاری داشته باشید، خواستید این را حقنه کنید، جامعه بالا آورد و حالش بهم خورد. بدون اینکه ذائقه مردم را فراهم کنید آمدید این امر را حقنه کردید. به بچه نوزاد که نمی شود گوشت بره داد. بچه خفه می شود. نمی شود که شما بگویید من منتهای تئوری های پست مدرن را
از پاشیدن نوشابه بر حاج آقای موتورسوار تا تمرین ژست حاج حسین انصاریان (بخش نخست)
خداها هم روحانی ندارند و نمازشان را فُرادا اقامه می کنند؛ گفتم صحبت این حرفها نیست، بله درست است که ثواب دارد، اما هر چیزی وقتی دارد، من هنوز 19 سال بیشتر ندارم و هنوز معمم نشده ام! گویا پدرم نیز با ابوتراب بیشتر موافق بود و به من گفت اینها بهانه است، عمامه نداری که نداری، اشکال ندارد! عبایت را بر شانه بنداز و بیا نماز را بخوان؛ چه کسی گفته حتما باید عمامه داشته باشی! گرچه ثواب نماز خواندن
پولدارترین شهید را معرفی می کنیم
. پسر پولداری که در اوج شهرت و ثروت بود اما به همه آن ها پشت پا زد و اسلام آورد: منتهی آرزوی تعداد زیادی از جامعه ما قسمتی از دارایی این شخصیت است. مثلا آرزوی یک مهندس ما این است که در کارخانه فراری کار کند. در صورتیکه کارخانه فراری بخش کوچکی از دارایی خانواده ادواردو بود. یا فوتبالیست ما آرزو دارد نیمکت نشین یوونتوس شود یا تماشاگر ما دوست دارد یک بازی یوونتوس را از نزدیک ببیند. اما باشگاه یوونتوس
توضیحات ستاره سابق استقلال و پرسپولیس در مورد حمل شیشه و حبس ابد
می آید، مجبور می شوی فقط به خاطر پانصد هزار تومان و ثبت نام مدرسه بچه تان چنین کاری را بکنید و گیر بیفتید. بعد از آزادی دیگر سمت خلاف نمی روم برای بعد از آزادی خودم برنامه دارم. اولین چیزی که برایم وجود دارد این است که هرگز خلاف نکنم. دور خلاف و بعضی از رفقا را خط کشیده ام و دیگر جواب سلام خیلی ها را هم نمی دهم. در طول این مدت بلاهایی که می شد سر یک آدم بیاید، سرم آمد
علامه جعفری قدیس نبود / تواضع و سادگی از وجودش می بارید
خاطرات کسی است که نزدیک به سی سال، زیر سایۀ علّامه جعفری زندگی کرده؛ فرید صلواتی، استاد دانشگاه، روزنامه نگار و هنرمند در گفتگو با ایمنا در نوزدهمین سالگرد درگذشت علّامه جعفری، از آقاجون می گوید: تواضع و سادگی از وجودش می بارید به خاطر دارم یکی از بزرگان می خواست فرشی نفیس به ایشان هدیه بدهد. آقا جون در جواب گفت: من قبول می کنم، اما شما به من بگو جایی که شاگردان می آیند و من
معنای واقعی کلمه شهر شهیدپرور در عمل چیست؟/ ماجرای نیمروز مردم شهری که کار یک ملت را انجام دادند
را با مطالعه و آگاهی بررسی می کرد و بعد وارد کاری و یا درگیر موضوعی می شد. برادر شهید مهدی شاهین گفت: این خصوصیت مهدی را در یکی از فرازهای وصیت نامه اش نیز به خوبی می توان مشاهده کرد، در این فراز آمده است زمانی که شما وصیت نامه من را می خوانید من به آرزوی خودم رسیده ام اما همه بدانند و آگاه باشند که من با آگاهی کامل این راه را انتخاب کردم و سعادت و پیروزی را در راه شهدا یافتم و تا
تلاش می کنم با کمک مادرم پیراهن تیم ملی بزرگسالان را برتن کنم
باوجود اینکه برای نخستین بار در این مسابقات شرکت می کرد بالاتر از انتظارات ظاهر شد وهمه بچه های تیم بهترین عملکرد را داشتند وامیدوارم باز هم این اتفاق خوب تکرار شود واز عملکرد خودم رضایت دارم. برای پوشیدن پیراهن تیم ملی بزرگسالان چه برنامه ای دارید؟سعی می کنم با کمک مادرم تلاشم را ادامه دهم تا پیراهن تیم ملی بزرگسالان را برتن کنم. از افتخاراتت بگو؟به نظرم افتخارواقعی را زمانی درک می کنم که مثل
با فردی که ادعا دارد زلزله کرمانشاه را پیش بینی کرده، آشنا شوید!
نوشته اید من زلزله را پیش بینی کردم؟ من از اطلاعات و اسنادی که دارم دور هستم و نمی توانم آنها را به شما ارائه کنم. آنچه آمد گفت وگو با فردی ست که مدعی ست زلزله اخیر را بر اساس الهام و امداد الهی پیش بینی کرده است. اما وقتی با وی به گفت و گو نشستیم آرام آرام حرف های خود را تغییر داد؛ رشید؛ ادعاهایی که اگر در یک نامه و سند مکتوب هم شده بودند، محلی از اعراب نداشت اما به این اندازه نیز مستند نیستند. ادعاهایی که البته برخی آنها را باور می کنند و این سرآغاز داستانی ست که می بایست مسئولان به آن ورود کرده و برای پایانش برنامه ریزی کنند. working(); ...
محمدحسین مهدویان: لاتاری اصلا فیلم خاص و عجیبی نیست
خودم طرفدار افرادی بودم که حمله کردند! از همان جا شک و تردید نسبت به اندیشه ام شروع شد و فکر می کنم اتفاق مهمی که در آن دوران افتاد و در مطالعه جامعه به ما کمک می کند، انشقاقی بود که بین بچه ها و خانواده ها به وجود آمد. چون بچه ها با برداشت ها و دریافت های جدیدی به خانه بازمی گشتند و طبعاً خانواده ها نگران بودند چراکه خروج از یک خط سیاسی گاهی اوقات به معنای الحاد می شد در حالی که اینقدر فاجعه آمیز
تهمینه میلانی: مرد سالاری در این زمانه ابهتی ندارد
. چون بر طبق قوانین، طلاق مساوی با از دست رفتن همه چیز برای یک زن خانه دار یا زنی که در آمد کافی ندارد، است. زنانی هم هستند که همانند مَلی تنها از خود دفاع می کنند و هیچ قصد قبلی برای کشتن همسرانشان ندارند. به نظر شما نقطه اعتدال مراقبت از خانواده کجاست؟ آگاهی، یک کلید است. شما وقتی بچه بودید ممکن است اتفاقات زیادی برایتان افتاده باشد؛ مثلا ممکن است مورد ظلم واقع شده باشید
ضعف شدید مدیریتی و کمبود امکانات مشکل اصلی زلزله زدگان غرب ایران
وضعیت عادی شهر به هم خورده و مسئولان هنوز به آنها رسیدگی نکرده اند، ناراحت هستند. یکی از اهالی شهر اسلام آباد می گوید: قبول دارم باید اول به جاهای دیگر که وضعیت بسیار بدی دارند رسیدگی شود و بعد به ما توجه کنند اما 72 ساعت از ماجرا گذشته و هنوز کسی به ما سر نزده است. خانواده هایی که تمکن مالی داشتند، خودشان چادر خریداری کرده و زندگی می کنند اما آنها که نمی توانستند، همچنان در کنار خیابان و در فضای
می خواهیم قصه گو صادر کنیم/ زنان برای مادری کردن آماده نیستند
جا از زحمات آقایان یزدانی، دخت مودب، حجت دامغانی برادرم و خانم ها انوری، نصیر، یعقوب زاده و احمدی که در ابتدای تشکیل گروه قاصدک زحمات زیادی کشیدند و همه افراد گروهم یعنی؛ خانم ها سرادار، خانلقی، بختیاری، اخوان، موسوی، ثنایی، وقاری و مومنی تشکر می کنم. دوست دارم در آینده ای نزدیک گروه قصه گویی قاصدک را همه بشناسند، والدین اهمیت قصه گویی را درک کنند و برای کودکان شان قصه بگویند. آرزو دارم، بتوانم روزی قصه گو صادر کنم و خودم در خارج از کشور نیز اجرا داشته باشم.
ویسی: بچه های ما غیرت خودشان را نشان دادند/ جادوگر سر تمرین تیم ما هم آمد
جادوگری در فوتبال گفت: من این مسئله را خودم دیدم و به من پیشنهاد هم داده اند. آنها سر تمرین ما هم آمده اند، ولی آنقدر او را به مسخره گرفتم که دیگر رفت و نیامد! سرمربی تیم استقلال خوزستان در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه آیا به همکاری تان با استقلال خوزستان ادامه خواهید داد؟ ، تصریح کرد: من با باشگاه قرارداد دارم و روی قراردادم پایبند هستم. با تمام توان به دنبال انجام وظیفه ام هستم و پیگیر حق وحقوق بازیکنانم.
به جای دکتر، تئاتر بروید
می نویسم و هم مطالعه می کنم. به نظرم سبک و سیاق اعتراضی این سبک یا گونه از هنرهای نمایشی به روزگار امروز و احوالات انسانی ما خیلی نزدیک است. این روزها شاید همه ما معترض هستیم. گاهی درونی و حالا این اعتراض می تواند بیرونی شود. مدت مدیدی روی کاراکتر نمایش کروکی کار کردم. در ابتدا یک نسخه سینمایی در این باره نوشتم. پارسال بود که نمایشنامه کروکی را تمام کردم. در نهایت در تماشاخانه پالیز روی صحنه
سرم را روی مجله و کتاب می گذارم و می خوابم
کنید. البته با وجود فضای مجازی و اینترنت، تداوم و انتشار یک مجله خوب سخت شده است اما من کم و بیش هنوز هم روزنامه و مجله می خرم. سبک کتاب خواندن تان چطور است؟ بیشتر چه زمانی کتاب می خوانید؟ کار من بازی، اجرا، کارگردانی و ترانه گفتن است. خواندن متن و فیلمنامه خودش مطالعه است. برای رادیو کارگردانی می کنم، متن ها را تنظیم و تصحیح می کنم و ترانه می گویم. همه اینها با خواندن و مطالعه
دلایل ارزیابی غیرواقعی املاک موسسه کاسپین چیست؟
به گزارش جهان نیوز ، بیش از یکسال از ماجرای موسسات مالی و اعتباری و بلوکه شدن سپرده های سپرده گذاران این موسسات به دلایلی چون غیرمجاز بودن و ورشکست شدن این موسسات می گذرد. در طول یکسال گذشته کمتر روزی بوده که در گوشه و کنار کشور خبری از این مالباختگان و موسسات مزبور مخابره یا تجمع و اعتراضی از سوی آنها صورت نگیرد. اگر چه بانک مرکزی و در راس آن ولی اله سیف به صراحت مالباختگان را مقصر دانسته و آن ها را به واسطه سپرده گذاری در موسسات غیر مجاز نکوهش می کند. اما مالباختگان امروز و سپرده گذاران دیروز با دلایل و مدارکی که به تایید نمایندگان مجلس نیز رس ...
صیانت از فرهنگ و ادب هزار ساله ایران در کتابخانه مرکزی تبریز
بسیار مسرور می شویم. یاجم، خانواده اش را هم اهل کتاب معرفی کرد و گفت: خودم هم روزی معمولا دو ساعت مطالعه می کنم و همیشه دو سه تا کتاب همراه دارم. خانم صمدی هم با 20 سال سابقه کار در کتابخانه ، مسئول ثبت نام کتابخانه است که مراجعان بسیار زیادی دارد. وی گفت: معمولا هر روز صف مراحعه کنندگان در این بخش طولانی است ولی امروز به دلیل روز کتابخوانی و ثبت نام رایگان، قدری بیشتر از معمول
جولان رنج در پیرخوشاب /کمیته امداد در این منطقه چه می کند؟
رسیده، هرچه لای پتو را باز و بسته کرده اند، خبری از بچه نبوده است! به گزارش سلامت نیوز، ایران نوشت: خودش می گوید، هی پیچیدم، هی پیچیدم، نه یکبار، نه دوبار که چندین بار، بعد هم سر پتو را روی هم چفت کردم تا بچه سرما نخورد، یک دستم روی بدنش بود و دست دیگرم هم پشت کمر مرتضی، از سوز سرما خودم را محکم چسبانده بودم به ترک موتور، نفهمیدم، نگو بچه افتاده وسط راه! همان وقت برگشتم، آنقدر سریع که
21 خانمان برانداز
مرور می کند: خونه مون گلی بود. ریخت روی سرم. خانمم ناپیداست. می گن بردنش همدان... ما خودمون آنقدر تقلا کردیم از زیر یک کوه خاک و گل بیرون آمدیم. اهل آبادی کمک کردند بیرون آمدیم. خدا از دکترها راضی باشد، زحمت کشیدند. کمرش را نشان می دهد و می گوید پیرمرد خوشرویی هستم درد دارم: کشاورزم. منطقه ما زیاد دام داره همه شون تلف شدن. هر چی گندم و نخود خدا به ما داد، همین طور خاک و خل شد. یک تراکتور دارم خراب
مصاحبه اختصاصی با رامتین و تینا، صاحبان اقامتگاه نار تی تی تفت
؟ رامتین: همه مهاجرت کردن. یا به یزد، یا تهران و یا آمریکا. حالا شما تصور کنین که اینجا شهره و وضعیت در روستاها خیلی بدتره. ما هدفمون این بوده که به زرتشتی های تفت بفهمونیم که می تونن برگردن به شهرشون و در سرزمین مادریشون اقتصاد پویا داشته باشن و فرهنگشون رو هم حفظ کنن. - تا الان به این هدف دست پیدا کردین؟؟ رامتین: تلاش زیادی کردیم، اما چون هنوز به قول معروف کاملا روی
لحظاتی با یک کبوتر گلگون کفن /معرفی شهید ماشالله نامجو
. 14 نفر نیرو زبده و کارآزموده نیاز بود. بچه ها همه اعلام آمادگی کردند ولی همان 14 نفر انتخاب شدند از جمله شهیدان نامجو و حمید شفیعی. آقای نامجو را به عنوان سرگروه یا فرمانده گروه انتخاب کردیم و راه افتادند. همه روی نامجو حساب می کردند. بارزترین ویژگی نامجو کم حرفی، شجاعت و خنده رویی اش بود. اهل هیچ ادعایی نبود. هر مسئولیتی داشت اصلاً مهم نبود. هر کاری که پیش می آمد و لازم بود انجام می