سایر منابع:
سایر خبرها
حضرت آیت الله حائری شیرازی به دیار باقی شتافت+زندگینامه
منتسب است . پدر پدرم ، آقا شیخ محمد طاهر به کربلا هجرت کرده بود تا در آنجا مجاور شود. پدرم اسمش عبدالحسین و تک فرزند بود. ایشان در کربلا متولد شد و مادرش از طایفه نمازی های معروفند که همه اهل خیر و مدرسه سازیند. بیمارستان نمازی شیراز هم مربوط به آنهاست. مادر مادر ما ، جدش از نواده های پسر نادر شاه و از سادات صفی الدین اردبیلی است. پدر مرحوم عبدالحسین حائری در کربلا شاگرد مرجع تقلید
اظهارات زنی که به شوهرش خیانت کرد: وقتی با مرد غریبه در خانه قرار داشتم شوهرم ناگهان وارد شد
روزنامه خراسان نوشت: زن 27 ساله که در پی شکایت همسرش و به اتهام داشتن ارتباط نامشروع با مرد بیگانه دستگیر شده است در حالی که بیان می کرد اگر همسرم مرا نبخشد نمی دانم سرنوشتم به کجا خواهد رسید به تشریح ماجرای زندگی اش پرداخت. وی به کارشناس اجتماعی کلانتری الهیه مشهد گفت: در یک خانواده 8 نفره به دنیا آمدم. پدرم با آن که بیسواد بود با کارگری زندگی ما را تامین می کرد تا این که 10 سال قبل
دو هفته نامه ماراک منتشر شد
قره العین/شاعر اگر زن بود گاهی ساحره می پنداشتنش و گاهی شهر آشوب/شعر گفتن مردان تفاخر داشت و شعر گفتن زنان را ناشی سرگشتگی و جنون می دانستند/قره العین و رابعه قصداری(بلخی) زنان شاعری که به واسطه شعر گفتن در خون خود غلتیدند/راز شمایل حضرت علی/شمایل های مرا تحویل کدخدای پشت شهر دادند / شیر اژدر کش اولین شعر من/ رفقای همسر اول پروانه او را چیز خور کردند/ پس از مرگ شوهر و پدرم با خدا قهر کردم / در
جمع آوری معتادان متجاهر
. بعد از دستیگری تحویل صاحبش شد. شاپور همدست پسر جوان هم مدعی است به خاطر پرداخت مهریه 750 سکه همسرش دست به سرقت می زده است. چند تا فرزند داری؟ دو فرزند. شما چرا با این دو پسر جوان همراه شدی؟ به خاطر بدبختی و نداری! چطور؟ مگر بیکار بودی؟ نه، راننده تاکسی هستم، اما به خاطر طلاق همسرم مجبور به پرداخت مهریه شدم. مگر مهریه اش چقدر است؟ 750 سکه. 22 سکه تا حالا پرداخت کرده ام و برای پرداخت مابقی سکه ها گرفتارم. ...
دردسرهای مرد جوان در ازدواج موقت با 2 زن مطلقه
هموطنان ما در این منطقه ساکن بودند. حدود شش ماه بعد درحالی که به کارهای ساختمانی مشغول بودم پسر عمویم را در مشهد پیدا کردم و این گونه در همین منطقه ساکن شدیم. مدتی بعد با زنی که همسرش او را طلاق داده و به افغانستان رفته بود آشنا شدم. آن زن که هفت فرزند داشت به همراه یکی از بستگان من در زمین های کشاورزی کار می کرد. من هم که سوار قسمت بار کامیون شده بودم او را دیدم و پیشنهاد عقد موقت دادم. مادرم با این
وقتی وارد خانه مجردی حامد شدم او را در وضعیت وحشتناک در زیر پتو دیدم و! +عکس
سال قبل از پدر حامد طلاق گرفتم و با مرد دیگری ازدواج کردم اما بنا به دلایل خانوادگی ارتباط زیادی با فرزندان همسر سابقم نداشتم. تا این که بعد از مرگ همسر سابقم، این منزل مسکونی به حامد ارث رسید و او با انجام برخی تعمیرات ساختمانی، در همین مکان به طور مجردی زندگی می کرد و من گاهی از او خبری می گرفتم . چند روز قبل یکی از همسایگان با من تماس گرفت و گفت: چراغ خانه پسرم روشن است اما او را
همه از شهادت شهید عسگری تعجب کردند؛ مهدی با این قدرت تکاوری شهید بشود؟! حتی برادران ایشان شهادت را ...
مهدی از نظر درآمد مالی ضعیف بودند و ازدواج ما بسیار ساده بود، حتی آئینه و شمعدان را هم نگرفته و مطابق معمول امروزه رسم و سنت زیادی در مراسم ازدواج من و شهید عسگری نبود. حلقه ازدواج ایشان چهار هزار و دویست تومان شد و مراسم عروسی بسیار ساده برگزار شد آنقدر ساده که شب عروسی شهید مهدی عسگری کت و شلوار پدرم را به تن کردند. جالب تر این است که این مراسم ساده عروسی سبب شد که بعد از مراسم عروسی
زن: شوهر قاچاقچی ام حبس ابد گرفته، طلاق می خواهم؛ به من تهمت خیانت می زند
اخراجش کردند. ناچار شدم بروم سر کار و خیلی زود حسابدار یک شرکت کوچک شدم. از آن به بعد دائم می گفت؛ پول زن، خوردن ندارد. کار مال مرد است و از این حرف ها. اما نه کاری بلد بود و نه تحصیلات و تخصصی داشت. رفته بود دنبال کار قاچاق مواد مخدر. اولش نمی دانستم بعد که فهمیدم و التماس کردم دست بردارد گوشش بدهکار نبود. تا اینکه بالاخره دستگیر شد و حکم اعدامش درآمد. خانواده اش می گفتند تصادف کرده، اما کم کم
سعید علی حسینی: روی سکو ای کاش های زندگی ام تمام شد
/> - دوست ندارم به آن روزها برنگردم چون یادآوری برخی مسائل، آزارم می دهد. البته می دانم که برای خبرنگاران جذابیت دارد اما یادآوری اش، هم من، هم خانواده و هم پدرم را اذیت می کند. همین الان که بخشی اش یادم افتاد، ناراحت می شوم. نمی خواهم مردم مرا با آن اتفاق ها به یاد بیاورند. پس می خواهی این هشت سال را به نوعی از زندگی ات حذف کنی. - فقط بخش ورزشی اش را چون در این مدت اتفاق های
پسرم وقت دلتنگی قاب عکس پدرش را بغل می کند
علاقه داشتم. مردم نیوز : مراسم ازدواجتان به چه صورت بود؟ شویکلو: همان چیزی که در روستا رایج است، جشن نامزدی گرفتیم و عقد کردیم، یکی دو هفته قبلش صیغه محرمیت خواندیم بعد از هفت ماه جشن عروسی گرفتیم، نزدیک سه سال خانه مادر همسرم زندگی کردیم چون پدر و مادر پیری داشت و ایشان آخرین فرزند خانه بود و می بایست از آنها نگهداری می کرد. بعد از چند سال یک خانه جدا در روستا گرفتیم و مستقل شدیم
پنهان کاری زن از شوهر، عاقبت نداره ها
شوند چندی قبل در دادگاه یک مرد جوان درخواست طلاق داده و به دنبال انجام کارهای قضائی اش بود. او درباره چرایی درخواستش، می گوید: قبل از ازدواج، همسرم و خانواده اش بیماری صرع او را از بنده پنهان کردند و به این شکل ما ازدواج کردیم. برای مثال روز اولی که حمله صرع به همسرم دست داد، داشتم از ترس سکته می کردم. جالب است بدانید که در آن وضعیت مادر همسرم هم کوتاه نمی آمد، همچنان به بنده می گفت تو
محاکمه مرد سه زنه به اتهام ربودن پدرزنش
می گوید. تمام حرف هایش دروغ است. می خواهد خودش را تبرئه کند. او زندگی دخترم و ما را نابود کرد. می خواست شوهرم را به کشتن دهد. حالا این حرف ها را می زند. پس از آن متهم این بار با گریه به هیأت قضائی گفت: من یک خطایی کردم. عصبانی شدم. دست خودم نبود. پدرزنم مرا عصبی کرد. حتی وقتی او را به خانه عمویم بردم، سعی کردم اوضاع را آرام کنم. می خواستم پدرزنم را هم آرام کنم، ولی او باز هم مرا عصبانی کرد. در پایان نیز هیأت قضائی وارد شور شدند تا درباره این پرونده تصمیم گیری کنند. انتهای پیام/ 930610 ...
“زندان” عاقبت مرد 3 زنه
همسر و 12 فرزند با زن جوانی به اسم معصومه ازدواج کرده هست. تاج اضافه کرد: میرزاقلی علاوه بر من، زن دیگری به اسم سوقا دارد که ساکن کرمانشاه هست، سوقا علی رغم اینکه از میرزاقلی مالک 9 فرزند شده با این حال خودش با قالی بافی مخارج فرزندان را تأمین می کند، از جانب دیگر من هم که در تهران هستم و به اتفاق میرزاقلی و سه فرزندمان در یک خانه به سر می بریم، معاش خود و فرزندانم را از مسیر آرایش گری
خاله ام زیر پایم نشست و باعث این کار شد! - او زخم خورده خیانت شوهرش بود!
چه بلایی سر سرنوشت و آینده مان می آمد. رکنا 110 این اخبار را از دست ندهید: دختر8 ساله مادر کثیفش را لو داد! / پدر که می رفت مردان محله به خانه مان می آمد شوهری که با نصب دوربین به روابط نامشروع همسرش پی برد! +عکس وقتی وارد خانه مجردی حامد شدم او را در وضعیت وحشتناک در زیر پتو دیدم و..! +عکس دستگیری پسر یک مرد سیاست به جرم آزار شیطانی یک زن + عکس ناگفته های حادثه مرگ مردان کوهستان اشترانکوه + عکس دردسرهای عجیب مرد جوان در ازدواج موقت با 2 زن مطلقه ...
دابسمش، خانواده و فوتبال
نظر آقایان پورحیدری، مظلومی و محمود یاوری کار کردم که خیلی از آنها یاد گرفتم. در این بین اعتماد محمود یاوری خیلی به من در تیم فجرسپاسی کمک کرد. زندگی مشترک خیلی کمکم کرد زود ازدواج کردن به نظرم خیلی در ثبات فوتبالم تاثیر داشت. این مسئله باعث شد تمرکز بالایی در تمرینات داشته باشم. خانواده ام و همسرم یار همیشگی ام بودند. زندگی من هم از زمانی که یادم می آید، در تمرین کردن، بازی و کنار
عشق شهید شاهوردی؛ معجزه بانو کارآفرین/دلم برای زندگی در روستا تنگ شده
. من در جواب او گفتم من دهانم پر از خون است و هنوز یک سال بیشتر از شهادت همسرم نمی گذرد، جواب منفی به او دادم. سبحانی افزود: او همچنان علاقه مند به ازدواج با من بود و پس از شنیدن جواب منفی از من به سراغ پدرم رفت و مرا از پدرم خواستگاری کرد. به ناچار همسر مردی شدم که خود نیز دارای زن و فرزند بود و من هیچ شناختی از او نداشتم. ازدواجم چندان دوامی نداشت و بعد از چهار سال زندگی با دو بچه. از
معتادان بهبودیافته وام می گیرند
هایی که در قدیم داشتیم فرد معتاد را یک ماه نگهداری کنیم و او را رها کنیم که فایده ای ندارد. این چرخه سالیان سال است که با همین شکل و شمایل در حال اجراست، فرقی هم نکرده است. حجم عظیمی از معتادان دستگیر می شوند، بعد دوباره خیلی راحت تر از قبل باز به چرخه مواد مخدر و اعتیاد و کارتن خوابی برمی گردند. آمار داریم که در این صورت (نگهداری معتادان در طول مدت یک ماه ) فقط 5 درصد از معتادان واقعاً پاک می شوند
دختر 16 ساله قاتل پدر دیه را قسطی می پردازد
تحصیل کنم. بعد از آن بود که با پسر همسایه مان به نام آرمان آشنا شدم. سه ماه از دوستی مان گذشت تا اینکه آرمان تصمیم گرفت به خواستگاری ام بیاید. پدرم موضوع را فهمید و یکی از دوستانش را برای تحقیق به محل کار آرمان فرستاد. چند روز بعد بود که گفت او پسر خوبی نیست و باید رابطه ام را با او قطع کنم. دختر نوجوان ادامه داد: از شنیدن این حرف شوکه شدم و از مادرم خواستم تا وساطت کند، اما پدرم
فرزندآوری؛ پشت دیوار ناامیدی
می شود که پدر و مادر به شکل بهتری به تربیت فرزندان خود بپردازند، بلکه بقا و انسجام خانواده را نیز استحکام بیشتری می بخشد. در مطالعات باروری، زمان تولد اول از اهمیت زیادی برخوردار بوده و موالید بعدی خانوار، به زمان تولد اول مربوط هستند. افزایش 5/3سال؛ فاصله ازدواج تا فرزند اول اما این مطالعه، نتایج قابل توجه دیگری هم داشته است. به عنوان مثال زنان با فاصله 7/2سال فرزند اول خود
وقتی پایم روی پدال بی حرکت شد
رتبه سوم کارشناسی ارشد شده بودم، دیگر تحصیلم را ادامه ندادم. سال 85 ازدواج کردم و حامد فرزند اولم در مهرماه 87 و دخترم شهریور 91 به دنیا آمد، آن روزها در اصفهان در گردان عملیاتی لشکر بودم و بیشتر کارهایم آموزشی بود در قالب مربی؛ اواخر سال 93 بود که گفتند قرار است اسامی داوطلبان اعزام به سوریه را به تهران بفرستیم؛ من هم نام نویسی کردم، اما هر بار به بهانه ای می خواستند نام مرا از لیست خط بزنند
فقه؛ از فردمحوری تا جامعه محوری
طلاق است به گونه ای که طلاق ، منفورترین حلال الهی شمرده شده است . امام صادق (ع) از پیامبر اکرم (ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود : نزد خداوند، هیچ چیزی منفورتر از خانه ای که بر اثر جدایی (یعنی طلاق) ویران شود، نیست سپس امام (ع) اضافه کرد : خداوند عزوجل به سبب دشمنی ای که با جدایی داشت، درباره طلاق، چندان تأکید ورزید و سخن را درباره آن بارها تکرار کرد (الکافی: ج 5 ص 328 ) اکنون بر اساس تلقی
درک نادرست، آفت وحدت حوزه و دانشگاه است/ مقابله شهید مفتح با پدیده آقازادگی
هم کلاسی های من که از فرزندان مسئولان بود به من گفت که با پدرم به ملاقات امام رفتیم بدون اینکه در صف بایستیم. وی ادامه داد: من هم در فضای فکری دوره نوجوانی به مادرم اعتراض کردم که چرا پدرم مرا نزد امام نمی برد و ایشان نیز به شهید مفتح منتقل کردند و شهید نیز قول داد که فردا ما را با خودش نزد امام ببرد. فرزند شهید مفتح تصریح کرد: فردای آن روز که فکر می کنم 20 یا 21 بهمن ماه 57
خون بازی و غفلت خانواده ها
خونی دچار رخوت و خستگی است. ولی ما با چنان واکنش عجیبی از سوی مادر این دانش آموز روبه رو شدیم که اگر جلوی او را نگرفته بودیم ما را کتک می زد یا بلایی سرمان می آورد که چرا به فرزند من تهمت کمبود فقر آهن می زنید! در حالی که ما اصلا به او نگفته بودیم که این نوجوان به مصرف مواد مخدر معتاد است. معمولا خانواده ها انقدر به فضای پیرامونی خانواده شان مطمئن هستند و فکر می کنند در بحث تربیت فرزندشان بسیار موفق و خوب عمل کردند که اصلا هیچ خطری سمت بچه شان نمی آید. این غرور و این تکبر نسبت به شیوه تربیت شان باعث می شود، گاها بچه ها خطراتی را از سر بگذارنند که به هیچ وجه قابل جبران نیست. فردا ...
در معراج شهدا اطلاع رسانی ضعیف است/ عکس را که دیدم شوکه شدم!
طالبان کمی آرامتر شد تصمیم گرفت بعد از 35 سال به سرزمین خود برگردد. پدرم معتقد بود حالا که کشورمان آباد تر شده باید برگردیم و با اینکه مدارک ماندن هم داشتند و مشکلی از جهت برای بودن در ایران نداشتند تصمیم خود را عملی کردند و مدارک را پس داده و راهی شدند. مدتی قبل از عملی کردن تصمیم شان ماجرای ازدواج من با شهید حسینی که پسر خاله ام بود پیش آمد. پدر و مادرم مخالف این وصلت بودند زیرا می
روستاهایی با آمار زیاد معلول زایی در کرمان
اش خلاصه شده در اتاقی 12 متری که یک طرفش پدر 85 ساله اش به خاطر سکته مغزی در آستانه مرگ قرار دارد. مادر مجبور است با یارانه زندگی را بگذراند. بلقیس به دنیا که آمد نابینا بود. تا یک سالگی کسی نمی دانست او نمی بیند. بلقیس 11 برادر و خواهر دارد و 3 برادرش هم مثل او نابینایند. او 15 سالگی با مهریه یک میلیونی و به خاطر فقر با مردی 80ساله ازدواج کرد. دختر بس 3 دختر و یک پسر معلول
رازگشایی از معمای قتل نخستین کاپیتان تیم ملی فوتبال و زنش
آمیخته به رخدادهای سیاسی دهه های متلاطم بیست و سی شد و نه تنها این، که مرگ خود و همسرش نیز آلوده به اسرار مگو شد و هنوز از آنها رازگشایی نشده است. و هنوز مشخص نیست که آیا او به دست شاه پهلوی کشته شد یا در پروازی واقعی با کایت سقوط کرد، همچنان که معلوم نیست آیا سوختن زن نخست اش با فشفشه، از مکر او بود تا با خواهر شاه ازدواج کند یا خدعه روزگار بود؟ ای سوخته، که را سوختی تا سوخته شوی زار؟! با این همه
شوهر خاله ام مرا دوست داشت / شوهرم زنی را گرفته بود که 18 سال از خود بزرگتر بود!
از همسرش شکایت کرده است. او در حالی که بیان می کرد اگر طلاق بگیرم سرنوشت دو فرزند کوچکم چه می شود به کارشناس اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: وقتی تحصیلات ابتدایی را به پایان رساندم دیگر پدر و مادرم اجازه ادامه تحصیل را به من ندادند چرا که شوهر خاله ام مرا برای پسرش خواستگاری کرده بود. آن زمان یک قواره پارچه چادری و یک حلقه طلا به عنوان نشان به خانه ما آوردند و این گونه من به نام پسر خاله