سایر منابع:
سایر خبرها
بازخوانی پروژه ناکام نفوذ در بیت امام+عکس
شیرازی و فرزندان آقای خویی مورد استقبال قرار گرفت." حجت الاسلام "سیدموسی موسوی" معروف به "موسی آیت الله زاده اصفهانی"، "سیدموسی موسوی اصفهانی" و "دکتر موسی موسوی" (نوه مرحوم آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی) سال 1309 در شهر نجف اشرف در عراق به دنیا آمد. وی درباره پدر و خانواده خود می گوید: "پدرم مرحومم سیدحسن که پسر بزرگ ایشان (سیدابوالحسن موسوی اصفهانی) بود، در سال 1930م (1309
پنهانی صیغه جمشید شدم تا به خواستگاری ام بیاید ولی ..!
را به بازی گرفت و بعد هم گفت بیماری همسرش بهبود یافته است. نمی توانستم خودم را آرام کنم. از شهرمان به مشهد آمدم و به خانه خاله ام رفتم. می ترسیدم خانواده ام را در جریان بگذارم. خاله ام پیشنهاد داد به مرکز مشاوره بیایم و اگر پدر و مادرم دنبالم آمدند مشکلی به وجود نیاید. هر دو شکست من به خاطر ندانم کاری بوده است. اگر درباره پیشنهاد ازدواج مخفیانه مرد دروغگو خانواده ام را در جریان می گذاشتم این طوری نمی شد.
طاهر احمدزاده؛ استانداری که سوار دوچرخه می شد
شریعتی و حضورش در استانداری خراسان پس از انقلاب اسلامی به دست می دهد. آقای احمدزاده شما در سال 1300 در مشهد به دنیا آمده اید، کمی از خانواده و کودکی تان بگویید. - پدر من تاجر بود، تاجری با اصلیت افغانی و متولد افغانستان. بعدها پدر ما به مشهد آمد و در اینجا ازدواج کرد. ما سه برادر بودیم و دو خواهر و من فرزند ارشد خانواده بودم. خانه ما در محله چهارباغ مشهد بود. در زمان رضاشاه
صدای دانشجویان افغانستانی را بشنوید!
وارد رشته ی پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی قم شوم . تصور کنید پزشکی قبول شوید، اما نتوانید بروید او افزود: وقتی برای ثبت نام به دانشگاه مراجعه کردم، گفتند باید سالیانه 17 میلیون تومان برای شهریه بدهی، بعد از شنیدن این حرف ها به خانه برگشتم. در مدت 10 روزه ای که برای ثبت نام فرصت داشتم، فضای بدی در خانه حاکم بود، به پدر و ماردم گفتم که نمی خواهم بروم، اما برایشان خیلی سخت بود که
جنایت هولناک پسر سلاخ
تحصیل ندادی؟ با آن که در ایران به دنیا آمدم ولی چون پدر و مادرم افغان بودند، نتوانستند برایم شناسنامه بگیرند. به همین دلیل بدون شناسنامه نمی توانستم براحتی درس بخوانم. به خاطر این مشکل بعد از اول راهنمایی ترک تحصیل کردم. پس بدون شناسنامه چطور توانستی تا اول راهنمایی درس بخوانی؟ تا اول راهنمایی وضع مالی پدرم بهتر بود. به همین دلیل به مدرسه پول می دادیم تا بتوانم در
رهایی خواستگار سمج از دام مرد گروگانگیر
کنیم. حتی همراه خانواده ام به خواستگاری اش رفتیم اما پدر او حاضر به این ازدواج نبود و مدام می عنوان کرد دخترش لازم هست با پسر یکی از اقوامشان ازدواج کند. مرد جوان دنبال کرد: چند روز قبل دختر مورد علاقه ام با من ارتباط گرفت و اعلام نمود پدرش برای آخرین بار می خواهد با من گفت وگو کند و با دادن نشانی مغازه ای از من خواست برای دیدن او به آنجا بروم. روز بعد به نشانی ای که دختر مورد علاقه ام
گفتگوی سلامت آنلاین با پزشک 87 ساله ایرانی به مناسبت روز پزشک پزشک خوش اخلاق که باشی، پولدار هم می شوی
به گزارش سلامت آنلاین ، پدر طب عفونی ایران بیش از 20 جایزه علمی به پاس خدمات برجسته در بخش آموزش و پژوهش دریافت کرده و نخستین پزشک ایرانی است که نشان علمی چهره ماندگار به او اعطا شده و از سال 88 هر ساله در زمینه بیماری های عفونی جایزه ای بین المللی به نام او به بهترین پزشکان حوزه های مختلف پزشکی اعطا می شود. دکتر یلدا دستی هم بر قلم دارد و شش جلد کتاب در خصوص بیماری های عفونی تالیف کرده وده ها مقاله داخلی و خارجی در حوزه تخصص اش به رشته تحریر درآورده است. آنچه در پی می آید ، حاصل گفتگو با اوست. آقای دکتر یلدا با 87 سال سن، هنوز هم طبابت می کنید؟ نه دیگر طبابت را کنار گذاشته ام، اما گاهی بعضی اساتید برخی بیماران که تشخیص و درمان بیماری شان کمی مشکل است را نزد من می فرستند. چرا پزشکی را انتخاب کردید، پدر و مادرتان دوست داشتند پزشک شوید؟ نه. آنها اصلا کاری نداشتند. در مقطع دبیرستان در ...
بازنشر گفتگوی سلامت آنلاین با زنده یاد دکتر علیرضا یلدا پزشکی که نه خودرو داشت و نه تلفن همراه!
/> نه من هرگز به سفر خارج از کشور نرفتم و از اول هم در ایران درس خواندم و مدرک گرفته ام. به نظر من کسی که بخواهد باسواد شود وبه مردم خدمت کند، در همین ایران هم می تواند این کارها را انجام دهد و لازم نیست به خارج از کشور برود.ماشین هم ندارم و با تاکسی سرویس رفت و آمد می کنم. حتی تلفن همراه هم ندارم. به چه دردی می خورد که داشته باشم یا نداشته باشم دختر جان. در مورد خانه ام هم تا دو سال پیش ساکن
شب یلداهای زردکی ممد کوچیکه!
این اسم رو همسایه ها بخاطر قد کوتاهش روش گذاشته بودن. ممد کوچیکه، رفتگر بود، در عین تنگدستی اما به شدت بیش فعال و مقید به خانواده و انجام درست مناسک و مراسم. مثلا یادمه وقتی پسر بزرگ خانواده رفت سربازی، پول آش پشت پا رو نداشتن اما به همه کوچه، شربتی دادن که مثلا شربت زعفرون بود اما نه طعم داشت و نه رنگ یا وقتی چارشنبه سوری می شد به جای نارنجک و ترقه ، آقاشون یه پیت حلبی و و یه ذره کاربیت می گرفت
آداب و رسوم شب یلدا در شهر های مختلف کشور/ زیبایی های یلدا در ایران
مادر دختر تمام طبق ها را در اتاق میهمان چیده و از زنان فامیل برای صرف میوه و شیرینی دعوت می کند . همچنین علاوه بر فرستادن سهم چله برای نوعروس ، در نخستین سال ازدواج زوج های تبریزی ، پدر عروس قبل از غروب آفتاب سهم دختر و دامادش را که شامل هندوانه ، میوه ، آجیل ، شیرینی ، یک قواره پیراهنی باکفش و چادری روانه منزل آنها می کند . پیش از این که ارتباطات به این آسانی نبود در آذربایجان از اواخر
انتخاب بین تنیس و فوتبال سخت ترین تصمیم زندگی ام است/ از حذف پرسپولیس ناراحت شدم ولی در لیگ قهرمان می ...
افزود: دوازده جلسه است که بصورت جدی تنیس را شروع کردم، پدر من فوتبالیست محبوبی بود و همه نسبت به من و پدرم هادی نوروزی محبت دارند، اینکه فوتبال یا تنیس را انتخاب کنم هنوز مشخص نیست اما باید بگویم سخت ترین تصمیم زندگی ام است. پسر کاپیتان فقید پرسپولیس تصریح کرد: هیچ وقت اجباری از سمت مادر و پدرم نبود و هر دوی آنها انتخاب را به خودم واگذار کردند؛ امیدوارم هر تصمیمی که می گیرم درست ترین
خسرو معتضد: کریسمس نشات گرفته از یلدای ایرانی هاست/ اگر خاک مهم نیست چرا ویلای 45 میلیاردی در لواسان می ...
باشند... اگر می خواهید مردم در شب یلدا شاد باشند باید وضع مالی آن ها را اصلاح کنید. مردم بدبختند! روزنامه های قدس و جوان را بخوانید تا درد مردم را بدانید. پیامک های مردم را بخوانید. ببینید مردم چه می گویند. این حرف ها را برای من می فرستند. یکبار کسی پیام داد که آقای معتضد من سه دختر دارم و بخدا قسم که سه ماه است گوشت نخورده ایم. بگذریم... یلدا جشن پیروزی نور بر تاریکی است
دختری که 11 بار زبان مار کبرا را بوسیده (+عکس)
داشتم، به خصوص مارها. اما من نسبت به سایر اعضای خانواده ام علاقه بیشتری در این زمینه از خودم نشان دادم. البته بعد از رکورد هفت سالگی ام احساس کردم می توانم با این موجود بیشتر عجین شوم. چه شد که به فکر ثبت اسمت در کتاب گینس افتادی؟ پدرم در روزنامه ای خوانده بود که یک دختر چینی توانسته سر مار کبرا را سه بار ببوسد. پدرم وقتی دید من استعداد و علاقه دارم، شروع به آموزش من کرد. همین
دختر خاله ام من را لو داد و تا شوهرم از خارج آمد و مرا در حال .. . دید به عنوان زن بدکاره ازم شکایت کرد
/> البته روزهای زیادی را به ازدواج فکر می کردم تا مردی پولدار مرا به رویاهایم برساند تا این که سه سال بعد از این ماجرا روزی با خبر خوشحال کننده مادرم جیغ کشیدم و به هوا پریدم. مادرم در آن تماس تلفنی به من گفت پسر یکی از اقوام دور قصد دارد به خواستگاری ام بیاید. از آن جایی که ناصر و خانواده اش را می شناختم از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجیدم چرا که آن ها خانواده ای پولدار بودند و ناصر در خارج
پدرم بر اثر برخورد با مین گروهک های ضدانقلاب به شهادت رسید
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ عباس محمدی فرزند شهید محمد سعید محمدی از شهدای ترور در گفت و گو با خبرنگار پیشمرگ روح الله گفت: پدرم در اولین روز از دیماه سال 1312 در روستای کول از توابع شهرستان دیواندره در یک خانواده کشاورز دیده به جهان گشود. پدرم در ایام جوانی به کار کشاورزی و باغداری مشغول می شود و بعد از مدتی ازدواج می کند و صاحب چهار فرزند پسر و سه فرزند دختر می شود. پدرم به
آیت الله منتظری به روایت فرزند: با آغوش باز حصر را قبول کردند
بنشینیم. *** با خانواده آیت الله منتظری شروع کنیم؛ ایشان چند فرزند داشتند و هر کدام چه مسیری را طی کردند؟ اولین فرزند، شهید محمد بود. سالیان سال در دوران مبارزه بالاجبار خارج از کشور بود. سال 57 به ایران برگشت و ازدواج کرد و دومین فرزندش هم بعد از شهادتش به دنیا آمد. الان یک پسر و یک دختر دارد که پسرش بعد از شهادت او به دنیا آمد. فرزند بعدی، خواهرم عصمت است که با
دوره گردی مجال شغلی تازه برای کودکان کار در بندرعباس
این زمینه با کمتر بودن حریف مجال خوب تری برای اکتساب درآمد هست. بحران اقتصادی و رکود پولی شدید در سال های موخر باعث نابود شدن بنیان بسیاری از خانواده های ضعیف شده که وادار به گماشتن فرزندانشان در شغل ها کاذب شده اند علاوه بر این فقدان پدر و یا معضلاتی همچون طلاق و اعتیاد کودکان زیادتری را روانه بازار سیاه کارهای کاذب کرده هست. زهرا دارابی، معاون اموراجتماعی بهزیستی هرمزگان
آیت الله مظاهری: گیر ما این است که به اسلام عمل نمی کنیم
/> زن شایسته کسی است که اهل زنا نیست، رفیق بازی هم ندارد؛ مرد شایسته، کسی است که اهل زنا نیست و رفیق زن ندارد. یعنی این دو کار را مثل هم می داند. وقتی حرف قرآن را نشنویم، همین ازدواج هایی می شود که در بسیاری از موارد، منجر به طلاق می شود و هر گناهی که می شود تقصیر این تسامح ها است. بعضی اوقات کار به جایی می رسد که بچه دارند و طلاق می گیرند و این بچه بی پدر و بی مادر می شود و این بچه
از هرات تا مشهد با تربیت قاریان بین المللی/ گلایه پیشکسوت از شاگردان
خانواده به هرات هجرت می کنند تا اندکی وضعیت کشور آرام گردد، اما در آنجا پایدار می شوند و این دختر با پدربزرگ ما، ازدواج می کند. علاقه به قرآن؛ آغاز خدمت در مسیر کلام وحی وی اضافه کرد: پدرم مکررا به ما گفته که به جهت علاقه ای که خودش داشته به سمت قرآن رفته و مدرس خاصی نداشته هست و فراگیری قرآن را در حد روخوانی و روان خوانی از مکتب خانه آغاز کرده و در آن زمان قرائت نبوده و سواد ایشان هم
مدآ با اهتمام به نگرش ویژه اش
اوریپید و آنوی به این نتیجه می رسیم که آنوی چارچوب اصلی مفهوم اساطیری متن را همچنان حفظ کرده اما با دیدی روانکاوانه تأکید را بر گفتگوها (دیالوگ) گذارده است و سرنوشت مده آ رقمی دوباره و دیگر خورده است جیسون شوهر مده آ دل درگرو دختر کرئون پادشاه کُرنت نهاده و مده آ که برای ازدواج باشوی آن همه رنج گرانبار و گران سنگ را تحمل کرده این بار شاهد روی برتافتن جیسون است، دست آخر وی دختر کرئون و دو فرزندش را
هزار کار نکرده و راه نرفته هنری، وقتی برای فعالیت سیاسی نمی گذارد
سینمای برای فرهنگ بود و نه بیمارستانی برای سزارین، بیچاره مادرم در زمان درد زایمان، و این گونه من به دنیا آمدم و شنیده هایم حکایت از آن دارد که خان منطقه پسرش یک ماه قبل از من به دنیا می آید نامش را "سعید " می گذارند و پدر و مادرم نیز نام سعید را برای من انتخاب می کنند." اما پلان اصلی زندگی این هنرمند کرمانشاهی از دوران بسیجی بودنش شکل گرفت؛ سعید جان چه شد از بسیج و سپاه سر درآوردی؟
4 اصل مهم برای رسیدن به خوشبختی
به گزارش بهداشت نیوز : بسیاری از افرادی که در سن ازدواج قرار دارند تصور می کنند اولین پله در این راه عاشق شدن است. به تعبیری اول عاشق می شوند بعد ازدواج شکل می گیرد. اما صرف این امر برای یک ازدواج موفق کفایت نمی کند و یقینا پله های دیگری قبل از آن وجود دارد که اگر درست پیموده شود، راه رسیدن به پله عشق را آسان تر می کند. آقا پسر و دختر خانمی که در فکر ازدواج هستید و در ذهن تان، بارها و
فیلم های یلدایی تلویزیون
فیلم های جاسوس بازی ، خانه پدرم ، عیال وار ، دو قدم تا بهشت ، روز یلدا، شب چله ، لبخند در مراسم ترحیم ، نبرد خاموش2 ، کارآگاه شبح ، شهر بچه های گمشده ، آزمون ، هرچی تو بخوای ، اژدهای پیت ، بی ستاره ، راز ، شب نشینی ، خونه پا ، ملکه برفی ، آن سوی پرچین ، رنگ خدا ، الماس خونین ، مسافر ری ، تابستان عزیز ، ربوده شده ، سرقت در 60 ثانیه ، آدم کوچولوها ، خداحافظی طولانی ، دشمنان ملت ، مرد خانواده و
عشق در فرهنگ ازدواج ایرانی ها
تأثیرپذیری جامعه از فرآیندهای صنعتی شدن و مدرنیزاسیون دچار تغییر شد. تغییرات شهرنشینی، فروپاشی خانواده گسترده و شبکه خویشاوندی، افزایش تحصیلات، اشتغال زنان، رواج تفکر عقلانی و... نگرش های شیوه همسرگزینی را تغییر داد. آزادی در روابط دختر و پسر قبل از ازدواج، کاهش ازدواج های خویشاوندی، اهمیت یافتن ابعاد روانی و عاطفی در ازدواج و... از تغییراتی است که در سبک ازدواج در دوران مدرن رخ داده است. هر چند ازدواج به
یلدا، فرصتی برای یک دورهمی خانوادگی
دورهمی این شب زمستانی صرف شوند، خوردنشان باید به تفصیل باشد و به هرکس سهمی برسد از برش های هندوانه و دانه های انار. در شب یلدا کوچک ترها دلی از عزا در می آورند و پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها از خاطرات گذشته می گویند. همه اینها ترفندهایی است تا خانواده ها دور هم جمع شوند و بلندترین شب سال را به شادی بگذرانند. چرا گروهی از مردم، این جشن کهن ایرانی را به جای خانه در باشگاه ها و رستوران ها می
فیلمهای سینمایی شب یلدا و آخر هفته
و همسرش را بیابند.... خانه پدرم کارگردان: کامران قدکچیان دو پنج شنبه 30 آذرماه ساعت 8 عسل بدیعی، حمید ابراهیمی و پوریا ایمانی کاوه پسری 13 ساله است که به خاطر دزدی کوچکی در دادگاه گیر افتاده است. مادر او که از پدر کاوه جدا شده و مجددا ازدواج کرده و اکنون صاحب چند فرزند از شوهر دومش است به خاطر نارضایتی و اصرار همسرش، مجبور می شود کاوه را در دادگاه به پدر اصلی خود بسپارد
دیدار با رهبر انقلاب چیزی جزء عشق نبود +فیلم
نمایان کرده بود. اما تا آخرین لحظه هیچ وقت ناشکری نکرد و شکرگزار خداوند بود. از زمانی که مورد تفقد حضرت آقا قرار گرفت، آسودگی و آلامی هم برای او و هم ما در خانه ایجاد شد و تنها توصیف او بعد از دیدار با رهبری چیزی جز عشق نبود و تا یک ماه یا 40 روز هیچ دردی نداشت و احساس آسودگی می کرد. * دختر شهید: اخلاص و ایمان از ویژگی های بارز پدر بود ویژگی های پدر را نمی توانم در
گفت وگو با تنها نجات یافته از گرداب مرگ
عقربه های ساعت جلوتر می رفت و زمان بازگشتن مریم به خانه به تعویق می افتاد خانواده اش دل نگران تر می شدند. طناز که تمام صحنه های آن روز و اصرارهای مادرش برای بازگشتن او به خانه را هشدارهای مرگ می دانست، خودش را تسلیم این بازی می دید و برای هر خبری آماده شده بود. می گوید، به اتفاق خانواده از اهواز به سمت دزفول حرکت کردیم و قبل از هر جایی به سراغ بیمارستان آن شهر رفتیم. وقتی متوجه شدیم 13 نفر از
رهبر مرموز کره شمالی کیست؟
درگذشت کیم جونگ ایل رهبر پیشین کره شمالی در تاریخ 17 دسامبر سال 2011 در اثر سکته قلبی، رسانه های دولتی این کشور آغاز زمامداری کیم جونگ اون را اعلام کردند. روز 19 دسامبر 2011 (28 آذر 1390) تلویزیون دولتی کره شمالی که ساعاتی قبل از خبر درگذشت کیم جونگ ایل، رهبر این کشور را گزارش کرده بود، اعلام کرد که کیم جونگ اون، پسر رهبر سابق، با لقب وارث کبیر جانشین پدر شده است. کیم جونگ اون جوان
4روایت دلتنگی
هست همین طور که با آقا درد دل می کردم، از آقا خواستم که خودش بخواهد تا یک کار هم برای پدر زینب مهیا شود.وقتی به خانه رسیدم قبل از این که وارد خانه شوم، دیدم همسایه مان من را صدا می زند. گفت بگویید حسین آقا بیاید من با او کار دارم. گفتم چه کاری با حسین آقا دارید؟ گفت به حسین آقا بگویید حرم امام رضا(ع) کارگر می خواهد و برای فردا صبح آماده باشد که با هم به آن جا برویم. فدای امام رضابشوم، من همین