سایر منابع:
سایر خبرها
شهیدی که با پرواز VIP عازم بهشت شد
نفر این خواب را دیدند که نهایتاً یک خانم ساداتی خواب دیدند که من و شما داریم می رویم شمال. در راه شمال شما میگویید که برویم به دست و صورتمان آبی بزنیم. جلوی رودخانه به من می گویی که من دلم ماهی می خواهد من می آمدم ماهی ها را بگیرم ماهی ها میشدند یا حسین! که پدر این دوست ما نماینده حضرت امام (ره) بود و دوستمان این خواب را برای پدرشان می گویند بعد می گویند که این بچه برای سادات است و بچه خودشان نیست
روایت زندگی و زمانه نادر طالب زاده
انقلاب ولی بعد از آن همه منفی شدند و من این منفی شدن را دیدم. لحن شان عوض شد. شاهد ورود امام به ایران و اولین مصاحبه مطبوعاتی ایشان در مدرسه علوی بودم. بعد از آن تاسیس روزنامه تهران تایمز بود. من و مرحوم عباس برازنده، هوشنگ نوروزی، خانم آرمینه که ارمنی بود، مرحوم عرفان پرویز که روزنامه نگار برجسته ایرانی- هندی بود، یک هفته بعد از انقلاب آن را تاسیس کردیم که از این طریق بتوان زبان انقلاب را منتشر
تعهد تخریب چیان به یک فرمانده در کربلای4
گردان ها، شهیدحاج سید محمدزینال حسینی فرمانده تخریب لشکر10 سیدالشهدا (ع) همه مسئول تیم ها را در زیر پل هفتی هشتی جمع کرد و آخرین مطالب را یادآوری کرد و روی نقشه هوایی که زمین پهن بود نقطه ای را درون شهر ابوالخصیب عراق نشان داد. ظاهر منبع آب بود و گفت: فردا صبح اون هایی که زنده و سالم موندن در این نقطه همدیگه رو می بینیم. و تعهد شرعی از بچه ها گرفت که بعد از انجام مأموریت واگذار شده، دنبال درگیری با دشمن نرویم و در محل مورد نظر حضور پیدا کنیم.
علی آقا؛ مگر مهتاب هم، گم می شود؟!
، دستور داد تا ستون گردان از حرکت بیاستد و نیروها همان جا روی زمین بنشینند. بچّه ها کنار خاکریز کوتاهی نشستند و ما هم برای پیدا کردن مسیر به اطراف رفتیم. تلاش ما نتیجه نداد و حبیب مجبور شد تا با آقای شهبازی تماس بگیرد. با راهنمایی های آقای شهبازی معبر را پیدا کردیم. حبیب به فرمانده گروهان ها گفت سریع نیروها را حرکت بدهند، امّا جمع و جور کردن بچّه ها یک مقدار طول کشید. علّت را جویا شدیم
روایت یکی دیگر از غواصان خط شکن کربلای 4 /شهیدی که پیکرش 40 روز پس از پرواز به زادگاهش بازگشت
انقلاب در داخل و در مرز با دشمن بعثی مقابله کرد. در اغلب اوقات به عنوان بییسم چی، تخریب چی و نیروی اطلاعات و عملیات برادرش را همراهی می کرد. این شهید بزرگوار در عملیات منطقه حاج عمران که عراقی ها نسبت به تصرف و حفظ آن مصمم بودند، نقش مهمی را ایفا کرد. شهید سلیم آبادی هر بار که از منطقه باز می گشت به آموزش نظامی نیروهای بسیجی اراک در مساجد، ادارات، پایگاه ها و روستاها می پرداخت
کربلای 4 داستان عشق و جنون بود/شهدای چهارم دی در استان همدان
رزمندگان در روز 4/10/1365 مجبور به عقب نشینی شدند. علیرغم شدائد و مشکلات موجود در انجام عملیات رزمندگان با وارد نمودن تلفات سنگین به دشمن ، ضربه مهلکی به قوای بعثی وارد نمودند. در این عمیلت قریب به 150 نفر از رزمندگان لشکر 32 انصا رالحسین(ع) همدانی به شهادت رسیدند که پیکر بسیاری از آنان سال ها بعد به میهن اسلامی رجعت نمودند. یاد فرماندهان شهید این عملیات علیرضا دهقان ، صفر علی پرسیان ، علیرضا رنجبر صولتی ،امیر طلایی و داریوش ساکی را گرامی می داریم. انتهای پیام/ انتهای پیام/ ...
اکبرآقا خیاط ؛ بیسیم چی شد
باید به جریمه ی آن، یک روز روزه بگیرد از همه شنیدنی تر است. از دختر کوچک اکبرآقا برایم گفت؛ می گفت؛ آن روزها حدود یکسال داشت و آن وعزیزدردانه بابا بود اما دخترک شاید حالا خاطره ای از پدرمهربان و دلسوزش به یاد نداشته باشد. قصه که به اینجا رسید حواس چشمانم از صورت راوی پرت شد و خودم را جای دخترک گذاشتم؛ ناخودآگاه چشمانم خیس شد و با خودم گفتم حالا اوهم سن و سال من است اما تصورش از
کربلای 4؛ حماسه ای ماندگار در دل اروند
همدانی به همراه دیگر رزمندگان خط شکن وارد آب شدند و به سوی مواضع دشمن در جزیره ام الرصاص حرکت کردند. در آن شب تاریخی و البته تلخ غواصان سه گردان 153 به فرماندهی حاج محسن ترکاشوند، 155 به فرماندهی شهید سردار ستار ابراهیمی و جعفر طیار به فرماندهی کریم مطهری از لشگر 32 انصارالحسین(ع) تحت فرماندهی قرارگاه قدس در محدوده لشگر 32 انصارالحسین(ع) یعنی از نوک جزایر ام الرصاص در ساحل دشمن (آن سوی
آب و برق پیشکش؛ مردم قلعه تبر جهرم حمام می خواهند
به گزارش شیرازه ، برای رسیدن به منطقه قلعه تبر باید بیش از 40 کیلومتر از مرکز شهرستان دور شویم و گام در مسیری بگذاریم که هر وسیله ی نقلیه ای امکان تردد در آن جاده را ندارد. قلعه تاریخی تبر واقع در بخش کردیان شهرستان جهرم یکی از معروفترین قلعه های ایران است که هنوز هم بکر و دست نخورده باقی است. قلعه ای در منطقه کوهستانی و صعب العبور تبر که در زمان ناصرالدین شاه قاجار از سال 1275 تا
چهارم دی سالروز عروج سردار شهید غلامشاه ذاکری
. هر چند شهید ذاکری به عنوان فرمانده سپاه قشم در منطقه حساس تنگه هرمز اجازه حضور در جبهه های نبرد را نداشت اما قلب و روح او به یاد معنویت و شور و شوق رزمندگان اسلام و مهم تر از آن شهادت در راه معشوق بود که به قول دوستان آن را از نمازهای شبش در کنار قبور شهدا می شد فهمید. تاب و توان غلامشاه در دوری از جبهه وصف ناپذیر بود بالاخره به هر صورتی که بود توانست فرمانده سپاه استان را راضی
نگاه دولت ها به دانشگاه، تهدید یا فرصت
. برای اولین بار در دولت دوازدهم فکر می کنم برای 3 ماه دانشگاه ها ول بودند ده ها نهاد فرهنگی در این کشور بودجه های کلان عمومی را از بیت المال می گیرند و خروجی شان کم است. مسئول بحث فرهنگ عمومی و آموزش فرهنگ شهروندی و... کدام دستگاه است؟ حقیقتا خروجی این همه دستگاه اسلامی و غیر اسلامی نهاد های فرهنگی، در جامعه ما چه بوده است؟ این شکاف است. خیلی از مسائل در سطح نخبگی ما حل نشده
سخنرانی ویژه آیت الله خامنه ای بدون حفاظت در میان کُردهای مسلح
. فرمانده ما سرهنگ بود اما هر دستوری که شهرام فر می داد همه اطاعت می کردند. مثلا وقتی می خواست بچه ها اعتصاب غذا کنند، -البته مستقیم نمی توانست بگوید- می گفت این غذا خوب نیست، نخورید. همه هم به حرف او گوش می کردند. یک اتاق کوچک در پادگان به عنوان نمازخانه بود که او جلو می ایستاد و تعدادی از بچه ها در همان شرایط پشت سر او نماز جماعت می خواندند. البته بودند افرادی که خیلی اعتقاد هم
واکنش سید احمد خمینی پس از انتخاب آیت الله خامنه ای در مجلس خبرگان
الله خامنه ای که انتخاب شد آقای جنتی به من گفت که برویم یک سری جماران یک سرسلامتی به سید احمد آقا بدهیم، رفتیم جماران حاج سید احمد را دیدیم، من به او گفتم که خبرگان نظرشان آقای خامنه ای شد. ایشان گفت که "قلب امام را شاد کردید". بعد سید احمد آقا گفت "چند روز قبل پای تلویزیون با امام نشسته بودیم، آقای کیم ایل سونگ و رئیس جمهور داشتند از گروه تشریفات سان می دیدند. دیدم ایشان خیلی موقر حرکت می کند. گفتم که نگاه کنید آقای خامنه ای چقدر وزین حرکت می کند. امام گفت هر چی فکر می کنم آقا سید علی آقا برای رهبری خوب است ". منبع: ...
خیلی ها نمی دانند شهدا چه کردند/ گردان امام باقر(ع) از گردان های تاثیرگذار لشکر امام حسین(ع) بود
آن را تشکیل می دادند، ولی پس از مدتی، قبل از عملیات خیبر، حاج اصغر رجایی به عنوان فرمانده گردان شد. آن زمان بیشتر اعضای گردان از بچه های آران و بیدگل بودند. از بعد از عملیات خیبر تا دو سال بعد از پذیرش قطعنامه، بنده به عنوان فرمانده گردان معرفی شدم. شهید خرازی از سال 61 تقریباً که من به لشکر امام حسین(ع) رفتم فرمانده لشکر بودند و بعداً حاج حسین بودند که من را برای فرماندهی گردان معرفی
شهید خوش لفظ نام خود را در لوح زرین مجاهدان راه خدا جاودانه ساخت
، تا چشم دل به ضیا حضرتش منور شود. 'علی خوش لفظ' جانباز 70 درصد دفاع مقدس پس از تحمل سال ها رنج جانبازی چهارشنبه هفته گذشته به درجه رفیع شهادت رسید. این شهید بزرگوار در عملیات رمضان، مسلم بن عقیل، والفجر 5، کربلای 4 و کربلای 5 حضور داشته و در عملیات کربلای 5 تیر به نخاع وی اصابت کرده و به شدت مجروح شد. مردم دارالمومنین همدان شامگاه پنجشنبه هفته گذشته بعد از نماز مغرب
سند سجلی شهید هوشنگ ورمقانی در سنندج رونمایی شد
به گزارش خبرگزاری فارس از سنندج، یکشنبه شب و با حضور نماینده ولی فقیه در استان کردستان، نمایندگان مردم کردستان در مجلس خبرگان رهبری، ائمه جمعه و جماعت شهرهای مختلف استان، جانشین فرمانده سپاه کردستان، خانواده شهید هوشنگ ورمقانی و جمعی از خانواده های معزز شهدای کردستانی و کارکنان خدوم ثبت احوال شهرستان های مختلف کردستان از سند سجلی شهید حاج هوشنگ ورمقانی رونمایی شد. این سند سجلی شامل
همه از چشم پاکی رسول می گفتند
را پیدا کردند.بخصوص رسول که بهتر تشخیص میداد.یعنی همان بصیرتی که رسول در دفاع از حریم ولایت داشت.. این مجالس مذهبی بود که در استحکام ستونهای زندگی شان مؤثر بود.از همان دوران بچگی به دنبال نقاشی و درس عربی و قرآن بود. سوریه هم که رفته بود آنجا با بچه ها عربی صحبت میکرده است.به زبان عربی تسلط کامل داشت و در خانه هم اخبار را به زبان عربی گوش میکرد. ماجرای رسول و قبرهای الوارثین در فکه
از قافله جامانده ام
8آذرماه 1360 خورشیدی عملیات طریق القدس انجام شود؛ اما با دو روز تأخیر دقیقاًً در ساعت سی دقیقه بامداد**** با رمز یا حسین(ع) شروع شد. در این عملیات ما جزء گردان امام حسین(ع) از تیپ عاشورا بودیم. ساعت شش صبح بود که ما وارد عملیات شدیم. دشمن تانکهای زیادی را در منطقه مستقر کرده بود. درگیری شدیدی شروع شد و دشمن بی هدف گلوله می ریخت. در همان عملیات بود که زین العابدین دلداری به شهادت رسید
رضایت مادر شرط دفاع از حرم
شکر که من سبب ولادت این بچه شدم، افتخار کن به خودت، بچه ای که اذان صبح به دنیا بیاید یا سرباز امام زمان می شود یا شهید. چون سنم کم بود، معنای شهادت را نمی دانستم، فقط می دانستم مرگ با عظمت است. علی اصغر تا یک هفته بعد از دنیا آمدن نمی خوابید و به شدت گریه می کرد. دکتر هم بردیم ولی بهتر نشد. یک شب به امام زمان متوسل شدم، همان شب در خواب دیدم یک صدایی به من می گوید چرا برای بچه قرآن نمی خوانی
نوجوان 16 ساله ای که تنهایی به جبهه رفت
شد و آموزش های لازم را برای دفاع از حکومت اسلامی دید و دوباره به طرف اهواز فرستاده شد. بهمن همان سال به خرمشهر فرستاده شد تا فروردین سال بعد در خرمشهر مشغول پاسداری و دفاع از میهن اسلامی باشد تا ماموریت او به پایان رسید و به خانواده برگشت. دیگر حمیدرضا جبهه ها را رها نکرد و از آمدن خود را برای عملیات بیت المقدس آماده کرد و در آن عملیات به عنوان تک تیرانداز در گردان امام علی(ع) از تیپ 24 بدر در
حماسه ای کم نظیر در تاریخ دفاع مقدس
پرتگاهی قرار داشت که اگر کسی از آن جا به پایین نگاه می کرد چشم هایش سیاهی می رفت و هول می کرد. بچه ها را به ستون از سینه کش و شیب تند ارتفاعات بالا کشیدیم، نرسیده به خط الرأس نظامی، تیم های هرگروه از هم جدا شدند و به سمت پشت مواضع دشمن حرکت کردند. آنجا بچه ها دستهای شان قلاب می کردند و بالا می رفتند. با رسیدن بچه ها به تیغه اول، درگیری ما با دشمن شروع شد. برای پاکسازی سنگرها عده ای به سمت
جشن کریسمس استقلالی ها برای خارجی هایشان/ آشنایی با 7 تن از شهدای ایرانی عملیات آزادسازی حلب/ لاکچری ...
تراکتور استفاده شده است و این ون بزرگ می تواند 40 سرنشین را در خود جای دهد. یک قسمت بزرگ با اسپیکرهای 1800 وات به همراه میز بار و محل قرار گرفتن دی جی نیز در این خودرو تعبیه شده است تا سرنشینان حسابی خوش بگذرانند. لیموزین میدنایت رایدر به عنوان سنگین ترین لیموزین ساخته شده در دنیا به حساب می آید. آشنایی با 7 تن از شهدای ایرانی عملیات آزادسازی حلب تسنیم : سردار شهید حاج حسین همدانی
سفارش دعا به مادر شهید علی محمدی قبل از شهادتش
: دوران دبیرستان و بچه محل بودن دوستی ما را محکم تر کرد. همرزم شهید علی خوش لفظ با اشاره به اینکه حاج عمران نخستین منطقه ای بود که در دوران دفاع مقدس با شهید علی خوش لفظ به آنجا رفتم، عنوان کرد: با یک خودرو به سمت منطقه راه افتادیم که بین راه لحظاتی به یاد ماندنی برایم اتفاق افتاد. وی با بیان اینکه در مسیر، وارد یک مسجد اهل سنت شدیم تا نماز بخوانیم، یادآور شد: با ایشان هم سن و
جهت ورود به سایت ناجا اینجا کلیک کنید
در همه شئون مملکت می افزود، از همان ابتدا با ریاست و دخالت سوئدی ها در کار نظم و امنیت مملکت نظر موافق نداشت و اعتقاد داشت که نظمیه و ژاندارمری و هر نیروی دیگری در کشور باید زیر نظر وزارت جنگ باشد او که در تاریخ 6 آبان 1302 ه ش به ریاست وزرایی رسید، تا آذر ماه 1304 ه ش با چندین کابینه در این مقام بود و شخصاً وزارت جنگ را بر عهده داشت. رضاخان در سال 1302 ه ش به خدمت سوئدی ها در نظمیه
بیست و یکمین سالگرد شهید علمدار در ساری برگزار می شود
سال 1366 مسئولیت فرماندهی گروهان سلمان از گردان مسلم ابن عقیل از گردان های خط شکن لشکر25کربلا را برعهده گرفت و در عملیات والفجر10 نقش آفرینی موثری داشت. شهید علمدار در سه راهی خرمال ،سید صادق، دوجیله در منطقه کردستان عراق رشادت های فراوانی را از خود نشان داد و از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شدت مجروح شد. او که مردانه در مقابل دشمن می جنگیدف چندین بار دیگر نیز مجروح شد
شهدا اسوه های جاویدان راه زندگی/هدف از مبارزه جز برپایی اسلام نبود
کردستان داشت، به دست عوامل امپریالیست جهانی منافقین بعد از زخمی شدن به اسارت درآمده و پس از دو ماه شکنجه در تاریخ 59/4/1 در منطقه قلخانی به شهادت می رسند به طوری که هیچ یک ازاعضای بدن ایشان قابل شناسایی نبود . با شهادت برادر، جلال کاوند برای رهایی مردم مظلوم کرد از دست سرکردگان استکبار جهانی و منافقین کور دل وارد کردستان شد و در طول سالهای 61 تا 65 مسئولیت های مختلفی از جمله فرماندهی گردان
شرحی از یک دیدار شیرین + عکس
بیمارستان بستری می شد. وقتی مهتاب گم شد عنوان کتاب خاطرات این شهید است که هدف عنایت رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار گرفته و سردار قاسم سلیمانی نیز درباره این کتاب دل نوشته ای دارد که در آن از شوق وافرش برای شهادت سخن می گوید. وقتی مهتاب گم شد روایتی عاطفی از خاطرات جانباز علی خوش لفظ، هم رزم حاج احمد متوسلیان به قلم حمید حسام است. دیدار و گفت وگوی شیرین و خاطره انگیز با رهبری
سردار شهید علی تجلایی
گلگون شد. علی تجلایی در 25 اسفند 1363 در شرق دجله در طی عملیات بدر به شهادت رسید و جنازه او در منطقه شرق دجله باقی ماند. در سال 1373 جنازه مهدی تجلایی کشف و به زادگاهش انتقال یافت اما جنازه علی تجلایی تاکنون مفقوداست. از علی تجلایی وصیت نامه ای به یادگار مانده که در آن آمده است: ای امام، ای رهبر امت، و ای پدر روحانی که بابیان خود نفوس طاغوتی ما را تزکیه نمودی، بدان، تا آخرین قطره
وایت جانباز رضا دادپور از دوستی با یک شهید
صورتش. فرداشبش گفت می خواهی بدانی از خدا چه خواستم؟ از خدا خواستم تیر دشمن به همان شعر بخورد و دقیقاً این طور شد و به آرزویش رسید. محمد ابتدا به عنوان امدادگر وارد گردان روح الله شد. در عملیات والفجر 8 بچه ها به خط زدند. محمد برای پاکسازی رفته بود که رگبار دشمن به سمت شان شلیک شد و همان جا به شهادت رسید. من در عملیات مجروح شدم. آن لحظات دلم پرآشوب بود. می دانستم اتفاقی افتاده که از آن
به یاد آیت الله محی الدین حائری
استان، جایگزین نمود. ان زمان، "بچه های اتحادیه" (همان ها که فهرست شان بر دیگران غلبه کرده بود و کاندیداهایشان تماماً به مجلس راه یافته بودند)، در نهادها و ارگانهای انقلابی استان، نقش کلیدی داشتند. بنده أقَلّ هم در یک نهاد انقلابی، مسئولیتی داشتم. روزی، مساله ای "اداری-پشتیبانی"، در ارتباط با جنگ پیش امد، و بنده تصمیم درستی گرفتم. جمعی غیر مسئول، که خود را ذینفع میدیدند، برغم