سایر منابع:
سایر خبرها
طنز؛ قدر اینترنت کشور را بیشتر بدانیم!
بی جنبه نشسته بود سلام کردم و گفتم: ببخشید اینترنت می خواستم! گفت: شماره خونه تون لطفا. در دلم آفرین و درود گفتم به این همه فهم و کمالات. شماره را گفتم. در کامپیوترش وارد کرد و نگاه خوشحال و خندانش را از کامپیوتر به چشمانم دوخت و گفت: تبریک میگم! با خوشحالی گفتم: پسره؟ ابروهایش را در هم کشید و با خشم چند ثانیه خیره به من نگریست. واقعا نمی دانم چرا امروز نمی توانم شوخی هایم را کنترل کنم
دل نوشته یک فیلمساز برای همکار جانبازش
ساخت فیلم های نیمه گمشده ، دکل و شب واقعه به عنوان مشاور نظامی حضور داشته و در فیلم ملکه به کارگردانی محمدعلی باشه به عنوان مدیر تولید فعالیت کرده است. متن این دل نوشته از این قرار است: مهدی جان به نظرم دیگر زور ما زمینی های دست و پا بسته به بالا نمی رسد. این دفعه سوم است که دست به آسمان می برم ولی نمی دانم چرا فکر می کنم خودت دیگر علاقه ای به ماندن نداری وگرنه جسم و جانت هر چند
جرأت داری این حرفها را بنویسی؟
پول خواهم داد؟ و فکرهایی از این دست که رد شدن ماشینم، همه را خط می زند. ما حرفی نداریم! دورتر جایی، ماشین را نگه می دارم و پیاده بر می گردم مسیر را، نمی خواهم کارگرها فکر کنند نفسم از جای گرمی در می آید. دو مرد دورتر از بقیه نشسته اند با نایلونهایی کنارشان که لابد غذایی در آنهاست و شاید چیز دیگری. می پرسم، شما کارگرید و تند یکی از آنها پاسخ می دهد بله.
فکر می کردند با دادن خبر شهادت حمید، گریه می کنم / به دستانم حنا بسته بودم
دست کاری در شناسنامه اش، به سن قانونی جبهه برسد، چند ماه بعد وقتی سنش را به سن قانونی رساند، عازم جبهه ها شد. آنقدر کم سن بود که وقتی می خواست برود من خجالت می کشیدم برایش گریه کنم، نمی دانم چرا اما احساس می کردم سن و سالش برای جبهه خیلی کم است، وقتی اولین بار به مرخصی آمد، مردانگی را در قیافه اش دیدم. زمان زیادی از اعزام اولش نمی گذشت اما دیگر نگران نبودم و از اینکه پسرم با
قصه هندوانه
: چند روز قبل تو مزرعه موقعی که داشتند من را از بوته جدا می کردند یکی از کشاورزان می گفت: الکی نیست می گویند شش برابر آب سد امیرکبیر کرج برای تولید هندوانه های امسال آب مصرف شده است. من در جا خودم را سبک کردم تا اون شخصی که مرا از زمین بر می داشت به زمین نکوبد. هندوانه دیگری گفت: شما مطمئن باشید هر قدر برای تولید ما آب مصرف شود حتی 10 سد پرو بعد خالی شود در این شهر و کشور همه مردم ما را خیلی دوست
خاطرات جالب بهترین دروازه بان سال فوتبال
حاشیه اطرافش زیاد می شود. شاید مجردها بعد از تمرین با دوستان به تفریح بپردازند اما من همیشه می دانم بعد از تمرین همسر و فرزندم منتظرم هستند و مستقیم به خانه می روم. این طوری زود هم پیشرفت می کنم و به امید خدا لژیونر می شوم. در نهایت یک روز به شما اعتماد شد و به جای سوشا مکانی در درون دروازه قرار گرفتید. بله. آقای حسین فرکی مربی من بود و خیلی به من کمک کرد هم از نظر ورزشی هم روانی
آدم تو سری خور که قهرمان نمی شود!
گلف را تا پایان بازی کرده باشند! پس مصاحبه با سایت ها و شبکه های آن طرف آبی چه بود؟ یک سوال از شما دارم. مگر همین رضا قوچان نژاد که فوتبالیست است چند وقت پیش با بی بی سی مصاحبه نکرد؟ مگر حمید استیلی که در فوتبال ما انسان نامداری است به عنوان کارشناس ورزشی در شبکه های آن طرف حاضر نشد؟ بعد هم من چه می دانستم از کجا زنگ زده اند؟ نگو آقایان خودشان شماره من را داده اند به خبرنگاران
همه دولت ها به یک روش کشور را اداره کردند،شما این را درک نمی کنید/من برای اداره کشور راه دارم
/> – یعنی فکر می کنید رئیس جمهور نمی تواند دست به زیرمجموعه اش بزند حتی اگر همفکر نباشند؟ من که وزرا را نمی گویم. بدنه مدیران در دولت اصلاحات کاملا جابه جا شد. – ولی در دوره اصلاحات این اتفاق نیفتاد من از نزدیک اطلاع دارم ،در صورتی که در دوره آقای احمدی نژاد وزارت آموزش و پرورش تغییرات اساسی در حد مدیران رده چندم را هم شاهد بود. وقتی آقای حاجی آمد آنجا تمام مدیران آقای هاشمی را دور
وقت شهادت سنش 16 سال و شعورش 90 ساله بود
او را آورده اند. به ما خبر دادند که او پیدا شده و جزء غواص هایی بوده است که به تازگی تفحص شده اند. وقتی در تلویزیون می دیدم که در مورد اینها صحبت می کنند و می گویند این ها را در آب گرفتند و دست و پاهایشان را بستند و همه را گرسنه و تشنه شهید کردند خیلی ناراحت بودم. گاهی می گفتم نمی دانم او را چه کسی تربیت کرده است؟ او در توصیف اخلاق فرزند شهیدش می افزاید: همیشه به مادر و پدرش
اسلام به کفر پناهنده نمی شود
؛ بنابراین گفت: می گویی، من هم این کار را بکنم؟ من گفتم، اگر قرار است به شما ضرری برسد و توهینی بکنند، شاید این کار اشکال نداشته باشد. ایشان فرمود: من با شما مباحثه می کنم که آیا این کار را بکنم یا نه؟ بعد فرمود: من در نظر خارجی ها از علمای تراز اول مسلمانان و شیعه محسوب می شوم و اگر اکنون بیایم و به سفارت خارجی ها پناهنده شوم، این پناه بردن تشیع و اسلام به آنان است، پس در اینجا شخص من مطرح نیست، اما اگر
احمدی نژاد کارنامه مردودی خیلی هاست/آیت الله فریاد می زنند تا دوباره کشور را مردود نکنند!
یکی دو تا میهمانان در ردیف جلویم دارند از دولت قبل حرف می زنند. از خسارتها و عبرتهایش. یکی به شوخی می گوید نمی دانم چرا آقای هاشمی دست از بازگویی خطاهای آن دولت بر نمی دارد؟. رفیقش پاسخ جالبی می دهد. هم مطایبه است و هم مطالبه. می گوید تیزبینی خاص آقای هاشمی در همین جاهاست. احمدی نژاد کارنامه مردودی خیلی هاست. کارنامه مردودی را که قایم نمی کنند. فریاد می زنند تا دوباره کشور را مردود نکنند!.
آقای ایوبی فصل کرگدن را دیده اید؟/ موظف نیستم به همه سوال های شما پاسخ دهم !
باش. به جای بحث با او رو به ایوبی کردم و گفتم: آقای ایوبی به سوال من جواب روشن نمی دهید؟ رییس می گوید: گفتگو نمی کنم . من می گویم: شما آیا فیلم فصل کرگدن را دیده اید؟ که در میان حرف دوباره اعلام می کند: پاسخ نمی دهم. من موظف نیستم به همه سوال های شما پاسخ دهم. در پایان به او می گویم: شما با مجله وال استریت ژورنال که یک مجله آمریکایی است گفتگو کردید در حالی که من یک خبرنگار ایرانی ام و
واگذاری مخابرات حرام بود
من پرسید که پیش ازاین در چه حوزه ای کار کردی؟ گفتم من وزیر نفت بودم. گفت تو بر دو بال تمدن سوار شدی؛ یکی انرژی و دیگری ارتباطات. من دیدم چه بازار بی نظیری است. • شما پیش ازاین فرمودید که قیمت دولتی موبایل 500 هزار تومان و در بازار آزاد دومیلیون و 500 هزار تومان بود. وقتی من سال 64 وارد وزارت پست و تلگراف شدم، تلفن ثابت در بازار از یک میلیون و 600 هزار تومان تا 400 هزار تومان در
بادمجان هایی که خوراک گاوها می شود!
قیمت ها ندارد. وی گلایه شدیدی بر نحوه طرح آبیاری قطره ای دارد و می گوید: آبیاری تحت فشار را به شرکت ها واگذار کرده اند و با هر قیمتی دلشان خواست می فروشند بدون هیچ نظارتی. این پیرمرد 80 ساله با گلایه از دوران دولت مشهور به سازندگی می گوید: بدون آینده نگری و برنامه به هر کسی که رسیدند مجوز حفر چاه آب دادند، حالا اینطور سرمان آمد که دیگر چاه ها خشک شده اند و حتی آب خوردن هم درست پیدا نمی شود. برای بازگشت با راننده وانتی که قصد دارد مقداری بادمجانی را برای گاو و گوسفند به گاوداری ببرد همسفر می شوم. ...
عباس دست زد رو شانه ام و گفت: باید مرد باشی
پوست خودم جا نمی شدم ولی نمی دانم چه چیز بود که به من الهام شده بود. به یکی از همکارانم گفتم: "فکر کنم قرار است یک اتفاقی بیفتد." گفتم: "فکر کنم وقتی می روم و بر می گردم با صحنه دلخراشی روبرو می شوم." گفت: "همه مسافرهایی که می خواهند سفر طولانی بروند چنین احساسی دارند. تو این فکرها نباش." همکارم حق داشت که نفهمد من چه می گویم. عباس حرف هایی می زد که تا قبل از آن این قدر رک و صریح آن ها را جلوی
فرمان حمله به دولت صادر شد
به گزارش ماد،آنچه روز پنجشنبه گذشت جز سخنان احمدی نژاد نکته دیگری هم داشت. در همایشی که به نام تبیین آرمان انقلاب و امام بود، وزرای اقتصادی دولتش را به خط کرد تا هرکدام علاوه بر گزارش عملکرد خود به انتقاد از دولت روحانی بپردازند تا نشان دهد مقصودش از خط انقلاب همانی است که در دولت های نهم و دهم پی می گرفت. او این بار می خواهد با شعار بازگشت به خط امام وارد شود و موج فرهنگی اش همان طور که خود گفت
از بی پولی جلوی باشگاه خوابیدم و مردم برایم پول روی زمین ریختند
احسان حدادی برای پرتاب توپ یک مسابقه برگزار کنیم که حدادی نیامد. البته می دانم شرایط انداختن توپ و دیسک خیلی متفاوت است اما حاضرم با او مسابقه بدهم چون معتقدم او نمی تواند توپ را آنقدر پرتاب کند. پرتاب توپ قلق دارد، همان طور که من نمی توانم دیسک را به خوبی او پرتاب کنم. * امسال فکر می کنی چقدر پرتاب دست های تو برای نفت منجر به گل بشود؟ خدا شاهد است همه تلاشم را می کنم که این
لقب رهبری برای شهید مازنی
خداحافظی اش طوری دیگر بود. چند روز بعد، صبح 24 خرداد94 بود که همسایه مان زنگ خانه را به صدا در آورد و گفت همکاران همسرم آمده اند تا به ما سربزنند. در بین صحبت هایشان گفتند آقا روح الله تیر خورده. همان لحظه از هوش رفتم و وقتی به هوش آمدم گفتم می دانم روح الله شهید شده و شما نمی گویید. به دنبال مادرش رفتم و سرکوچه شان دیدم فامیل ها همه جمعند. گفتم روح الله شهید شد. همسرم در تمام دوره های خدمتش جزو نفرات برگزیده بود. کشتی گیر علی امامی که مدال طلا گرفته بود برسر مزارشهید روح الله سلطانی آمد و مدالش را تقدیم همسر شهیدم کرد. آن روز به همسرم گفتم ببین این بار نیز اول شدی و برای ما افتخار آوردی. ...
دور از غوغاسالاری/به بهانه اجرای پیوند خونی
رفته و دور از غوغا و رونقی که بر فضای تئاتر ما حاکم شده، با معدود تماشاگرانش، هرشب از ساعت هفت، به مدت 85دقیقه تماشاگرانش را در معرض تجربه ای تازه در زمینه تئاتر سیاسی قرار می دهد. از این جهت گفتم سیاسی که متن درباره مسئله اعراب و اسرائیل است که با همه بحران های تازه ای که در گوشه وکنار جهان سر برآورده، مسئله فلسطین و اسرائیل، هنوز هم جدی ترین موضوع سیاسی دنیای ما به حساب می آید. اما رویکرد
از داماش گیلان تا رئال مادرید
نوجوانان رئال مادرید مسابقه دهند، داستان رمانی است که محمد طلوعی برای نوجوانان نوشته است. مسابقه قرار بود کجا برگزار شود؟ دبی . اما پس از رسیدن به دبی است که کارها برای نوجوانان ایرانی و همین طور مربی شان، آقای جلالی، سخت می شود و آن ها درگیر مسائل پیش بینی نشده ای می شوند. مثلاً این که حتی جایی ندارند که آن جا به صبح برسانند. با این حال شور و شوق برای مسابقه با رئال مادرید آن قدر هست که همه ی این
نسل تتلو را نمی توانیم بلاک کنیم
، حرفه ای نبود. - به نظرم توبیخ بی معنی است. خودشان باید نظارت می کردند، اگر هم احسان کار بدی کرده که نباید این کار را می کرده، شما نباید پخش می کردید. از وقتی شما آن را پخش کردید، مسئولیتش با شماست. من نمی فهمم چرا این چند وقت از همه طرف به احسان علیخانی حمله می شود. شما با همین کار نداشتن و ... به اندازه یک سلبریتی فالوئر دارید، یعنی حتی از یک هنرپیشه ای که مردم بیشتر می
دوست داشتم پیراهن مجیدی به من برسد اما نشد
پیشرفت کنم به همین خاطر وقتی پیشنهاد نفت را گرفتم، بلادرنگ قبول کردم. گرچه پرویز مظلومی اشکم را درآورد تا رضایتنامه ام را صادر کرد. واقعاً گریه کردی؟ بله، خیلی هم گریه کردم و به آقای مظلومی گفتم اگر اجازه ندهید من بروم، فوتبالم نابود می شود. شما بازیکنان بزرگ و ستاره ها را بازی می دهید اما به من و امثال من بازی نمی رسد. مفت و مجانی شما را از دست داد؟ به آن صورت مفت
الناز حبیبی و تجربه بازی در کنار حرفه ای ها
احتمالا خیلی از بازیگران آرزوی همکاری با او را دارند - و به قدری شوکه شدم که تلفن توی دستم خشک شد. فکر کردم چرا درست همین لحظه باید چنین پیشنهادی به من بشود؟! اما من به این مجموعه تعهد دارم و از یک چیز مطمئنم؛ آن هم اینکه اگر بهترین کار سینمایی هم به من پیشنهاد بشود و آقای مهام و نیک نژاد از من بخواهند سر دردسرهای عظیم حاضر شوم، باز هم با عشق قبول خواهم کرد. ترجیح می دهم سر کاری بروم که با دل و جان انجامش بدهم.
حماسه های غواص 16 ساله در اروند
داشته ایم. نماز اول وقتش ترک نمی شد. روزه هایش خاص بود. به همه احترام می گذاشت. اخلاقش معمولی نبود. گاهی می گفتم نمی دانم او را چه کسی تربیت کرده است؟ این چیزها را چه کسی به او یاد داده؟ عقل و شعورش به قدر یک انسان 90 ساله بزرگ و وسیع بود. او در پاسخ به این سوال که آیا با رفتن فرزندش به جبهه مخالفتی داشت یا نه می گوید: من هیچ مخالفتی نداشتم می دانستم برای جبهه و دفاع از نظام عطش دارد
شیخ فضل ا..نوری با مشروطه مخالف بود؟
. او با بینش گسترده و وسیع تر از هم قطاران خود وارد معرکه شد و پیشتر از همه به تعارض کنستیتوسیون ، که به مشروطه معروف شد، با مذهب دست یافت و بر اساس مبانی اجتهادی خود آن را تحریم کرد و با آن به مبارزه برخاست. او برخلاف آن چه، برخی، تاکنون نوشته و گفته اند، حامی و طرفدار استبداد یا حکومت های ستم شاهی نبود. آن مرحوم با شهادت مظلومانه خود، عملاً بر ادعاهای برخی مورخان خط بطلان کشید. آن عالم
هر آنچه باید درباره حضرت عبدالعظیم(ع)دانست
بن موسی علیه السّلام می گردد. در آنجا بود که جمعیّت در عین ناباوری می بیند گوسفند به صورت چهار دست و پا در میان جمعیّت می افتد و در پی آ ن استاد محمود کاشی کار نیز آنچنان دقیق بر روی گوسفند می افتد که دنبه گوسفند می ترکد. در این واقعه با وجود آن جمعیّت فشرده و ارتفاع زیاد، به هیچ یک از تماشاچیان و همچنین استاد محمود کاشی کار، کوچکترین آسیبی وارد نمی شود. استاد محمود کاشی کار همان کسی است که کاشی
احمدی نژاد تمام شد/ کرباسچی، تمام امکانات خود را علیه ناطق نوری به کار می گرفت
اصلاحات می رفتم و می گفتم که این جریان فکری را می شناسم، اینها طریقتی هستند، شریعتی نیستند. اینها سوار کول شما می شوند و با 500 کیلومتر سرعت از شما عبور می کنند و حالا همین اتفاق افتاد. آقای احمدی نژاد برخلاف دو سال آخر چند وقتی است که کاپشن معروفش را دوباره می پوشد! خب حتما حس می کند که کت و شلوارهای شیک بالا آمده است و می خواهد با کاپشن، کاپشنی ها را به این طرف بیاورد.
پیشنهادهای حدیث میرامینی، یک عطرباز حرفه ای
می توان آدم ها را از روی رایحه عطرشان شناسایی کرد. هدیه ای در 15 سالگی رابطه من با عطر و دنیای عطرها بسیار خوب است و اصولا استفاده از عطر را دوست دارم. یادم نمی آید از چه زمانی عطر زدن برای من جدی شد، فقط می دانم 15 ساله بودم که از یک دوست، عطر هدیه گرفتم و این هدیه برای من احساس بسیار خوشایندی داشت و از آن زمان استفاده از عطر تبدیل به عادتی ثابت برای من شد. خرید
حمل و نقل عمومی بیرجند حکایت نرخ های فزاینده و امکانات روبه افول
سمت ایستگاه شهرک بهزیستی و کویرتایر میروم. روی صندلی جایی برای نشستن نیست . 10 دقیقه ای است به همراه چند نفر دیگر منتظر اتوبوس شهرک کویر تایرهستیم. ساعت حدود چهار و بیست دقیقه عصر است که اتوبوس شهرک کویرتایر مقابلمان توقف می کند.به همراه سایر مسافران وارد اتوبوس می شوم. سیستم سرمایشی اتوبوس به دلیل نبود آب روشن نمی شود! سکوت مطلقی بر فضای اتوبوس حاکم است. گرمی هوای داخل
عبور برخی دولتی ها از اصلاحات/نقش لاریجانی در زمینگیر شدن احمدی نژاد/شاید کاندیدا شوم
کردم در خانه یک یک علما و بزرگان اصلاحات می رفتم و می گفتم که این جریان فکری را می شناسم، اینها طریقتی هستند، شریعتی نیستند. اینها سوار کول شما می شوند و با 500 کیلومتر سرعت از شما عبور می کنند و حالا همین اتفاق افتاد. آقای احمدی نژاد برخلاف دو سال آخر چند وقتی است که کاپشن معروفش را دوباره می پوشد! خب حتما حس می کند که کت و شلوارهای شیک بالا آمده است و می خواهد با کاپشن