سایر منابع:
سایر خبرها
ناگفته های صالحی از مذاکرات محرمانه در عمان/ پادشاه عمان چه نامه محرمانه رسمی را به رهبری داد؟
برخلاف دفعه اول، زمان را برای انجام هماهنگی ها از دست ندهم. بنابراین با پشتوانه رهبر معظم انقلاب و بر اساس تصمیم شخصی، نمایندگان مان را برای مذاکره با امریکایی ها به عمان اعزام کردم. دیدار مجددی با رهبری درباره روند و محتوای مذاکرات نداشتید؟ خیر، البته در این میانه با رهبر معظم انقلاب نامه نگاری کردم و به استحضار معظم له رساندم که چه مشکلاتی وجود دارد، ایشان فرمودند سعی کنید
وصیت نامه شهدای ورزشکاراستان همدان+ تصاویر
به خاطر من که فدای اسلام و ملت عزیزم شده ام ناراحت باشید . همیشه در بین شما خواهم بود .در مورد مال و اموال جزیی که دارم تذکر دهم ، خانه ام را تا از زمان حیات مادرم نبایستی بفروشید زیرا او حق این را دارد که تا آخر عمرش در آن زندگی کند . ماشین را هرگونه که همسرم صلاح بداند نگهداری یا بفروشید . در حدود سیصد هزار ریال که انشالله مادر و همسرم خواهند پرداخت . تمام اموال جزیی از خانه و غیره
ویژگی آشپزی دخترای امروزی...
دیگه! اینقدر بدم میاد از اینایی که الکی داستانا رو عاشقانه میکنن!! عشق واقعی اونجاس که دختر با تمام عصبانیت با مشت بکوبه روی سینه عشقش و بهش بگه : برو تنهام بزار! . . . . . . . . . پسرم با مشت چنان بزنه تو دهنش که دندوناش خوردشه دیگه از این غلطا نکنه!!! . والاخودمم انتظارنداشم انقدتلخ تموم شه :))
مهندسی عرصه تبلیغ؛ فلسفه حوزه علمیه + عکس
: یکی از تجربیاتی که طی این سال ها به دست آورده ام اینکه تبلیغ دیروز با امروز دارای وجوه تشابه و اختلافی هستند. تبلیغ عملی همواره از تبلیغ زبانی کارآیی و تاثیرگذاری بیشتری داشته و دارد به طوری که در روایات اسلامی هم آمده است مبلغان خاموش ما باشید و با عمل خود مردم را به سمت حقیقت دعوت نمایید. استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه اگر مردم احساس کنند مبلغی، درد دین دارد به سمت او گرایش پیدا می
نظری: در نگاه اول عاشق موحددانش شدم/ پدر شهید: به دلم افتاد که علی شهید شده است
آمدند. ابراهیم پرسید: از حاج علی چه خبر؟ من هم دو تا متلک بهشان انداختم و گفتم نمی خواهد چیزی بگویید، خودم می دانم چه شده است. گفتند: ما در تمام راه به این فکر می کردیم که چگونه به شما خبر بدهیم حالا شما به ما تو ذوقی می زنید؟ من روز به روز که می گذرد بیشتر به فرزندانم افتخار می کنم. علی و محمد به من گفته بودند که اگر سنگ قبر ما را عوض کنی با ما طرف هستی؛ خوب ما هم می گفتیم چشم.
زندانی به نام تن
همسر من در میان آنها گم است. برای همین هم است که لنگ خرج روزانه مان هستیم . اشاره ای به حیاط می کند و می گوید: البته شوهرم تنور هم درست می کند اما چون دیگر کسی در خانه نان نمی پزد، تنور دیگر به درد کسی نمی خورد؛ برای همین تنورها روی دستمان مانده است. وقتی وارد خانه شدید، تنورها را کنار حیاط دیدید. مردم وقتی وضع مالی بد ما را دیدند، پیشنهادی دادند که قلب من و همسرم را به درد آورد. به من
فریدون آسرایی و حرکات مایکل جکسونی!
نظرسنجی مجله موسیقی قرن بیست و یکم هم قطعه عشق یعنی به عنوان برترین قطعه سال 93 در ژانر موسیقی ژانر موسیقی پاپ انتخاب شد. نظرتان درباره اقبالی که آلبوم با آن مواجه شد چیست؟ جالب است بدانید قطعه اول و دوم نظرسنجی موسیقی قرن 21 از آلبوم عشق یعنی من بود. به نظر من بخشی از این اقبال به استقبالی که مردم از آلبوم ها دارند مربوط است. به این صورت که آلبوم خود من جزو اولین آلبوم های سال گذشته بود که
لابی پشت صحنه صالحی برای آوردن مونیز
، موجب شده تا کوله باری از تجربه و حرف های ناگفته داشته باشد. علی اکبر صالحی، جعبه سیاه بخشی از تاریخ ایران را گشود: مذاکرات محرمانه ایران و امریکا که سال 90 آغاز شد و با برگزاری چندین نشست دیپلمات های دو کشور تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 92 ادامه داشت. وزیر خارجه آن زمان ایران، محتوای پیام ارسالی امریکا از کانال عمان، واکنش اولیه خود به این پیام، انتقال خواسته واشنگتن به رهبر معظم انقلاب
دوبله فارسی سریال عربی امام رضا(ع)
قسمتی قرار است از شبکه افق روی آنتن برود و در حال حاضر مدتی است که کار دوبله آن را شروع کرده ایم. او با اشاره به دوبله دشوار سریال جواد الائمه گفت: تاکنون 18 قسمت از این مجموعه دوبله شده است. وی سپس درباره ی داستان این مجموعه نیز مطرح کرد: جواد الائمه زندگی امام رضا (ع) را تا به دنیا آمدن امام جواد (ع) مرور می کند. امیر محمد صمصامی صمصامی که به عنوان مدیر
گلشیفته فراهانی
دلیل است که نام گلشیفته از سوی ثبت احوال در آن زمان مناسب تشخیص داده نشده بود. در خانه و میان دوستان گلی صدایش می کنند، اما وی با نام گلشیفته در ایران شناخته شد. کودکی اش در یوسف آباد گذشت، پنج ساله بود که آموزش موسیقی و پیانو را آغاز کرد. از علاقه به موسیقی تا ایفای نقش در درخت گلابی کودکی بسیار پرتحرک و شیطان بود، اما به موسیقی علاقه ای خاص داشت. در سال 68 که پدرش دوباره توانست
نقشی را بازی می کنم که با آن درگیر باشم
کردم دور بداهه را خط بکشم وخیال موتمن را راحت کنم. به هر حال محصول نهایی متعلق به کارگردان است وهمه عوامل باید خواسته های کارگردان را اجرا کنند. این شیوه استریلیزه بازی کردن برایتان دشوار نبود؟ - سه چهار روز اول بابت این قضیه کلافه شدم، اما سعی می کردم خودم را کنترل کنم. چون عادت دارم در حین بازی از بدنم زیاد استفاده کنم و حرکت کنم، البته این کارها لازمه بازی کمدی است. در
حرفها و خاطرات خواندنی پروفسور کلانتر معتمد
محور توسعه است نه انسان بیمار و رنجور. شما زمان جنگ معاون وزیر بودید، رئیس بیمارستان شهدای تجریش بودید و حضور مداوم در عملیات ها و جبهه داشتید، هماهنگی این ها کار سختی نبود؟ جنگ دوران عجیبی بود، تمام آن سال ها لطف و عنایت خدا پشتیبان ما بود. یادم هست، در عملیات کربلای 5 در ده روز عملیات، من 10 ساعتم نخوابیدم، دچار ورم پای شدیدی بودم که تا دو سانت انگشتم در پا فرومی رفت. یادم
واکنش مدافع پرسپولیس به انتقادات در اینستاگرام | فضای مجازی در و پیکر ندارد من در دنیای واقعی زندگی می ...
بابت یک اشتباه این چنین او را مورد هجوم قرار داده باشند. آری، فوتبال ما میلیون ها طرفدار دارد. هزاران عاشق سینه چاک دارد اما سال هاست از بی اخلاقی رنج می برد. حداقل تمام فوتبالدوستان دلسوز و واقعی که به بلوغ فکری رسیده اند کاملاً معنای این حرف را درک می کنند. متأسفانه دردناک ترین قسمت این قصه پرغصه در فضای مجازی رخ می دهد. اگر تا دیروز شعارهای زشت و منشوری(!) در استادیوم های ورزشی شنیده می شد الان
باید نگرش ها به دانش آموز ارزشی و مدرسه محوری تغییر کند
به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش پانا، سجاد خسروی در دومین روز اجلاس مدیران و روسای آموزش و پرورش کشور که امروز 12 مردادماه در برج میلاد در حال برگزاری است اظهار داشت: افتخار دارم تا امروز به عنوان رئیس مجلس دانش آموزی و نماینده بیش از 13 میلیون دانش آموز به همراه هیئت رئیسه که همگی درجایگاه مشاور وزیر آمورزش و پرورش هستیم،در این اجلاس بزرگ و وزین که سرآمد همه مجامع آمورزش و پرورش محسوب می شود در
پایتخت از هر اثر دینی دینی تر است
/> *** در زمانی فشرده اقدام به نگارش فیلمنامه و اجرای کار کردید. بر این منوال کیفیت ساخت پایتخت 4 را نسبت به سه گانه گذشته چگونه می بینید؟ آنچه مهم است میزان توجه مسؤولان به تولید آثاری است که خوشایند مردم است. با این نگاه باید زودتر درباره ساخت مجموعه سنگینی مانند پایتخت تصمیم گرفته شود تا فرصت لازم برای گروه نویسنده و عوامل کار فراهم باشد. البته با همه فشردگی های زمانی که برای ساخت
گروهی می خواستند فاجعه کنسولگری مزار شریف برای همیشه مسکوت بماند
به گزارش سرویس فرهنگی پانا؛حسن برزیده که صبح امروز در جمع گروهی از مدیران فرهنگی و همچنین مسولان ستادی و استانی حوزه هنری سخن می گفت ادامه داد: سینما جایگاه ویژه ای دارد و در بحث تبلیغات و ارتباطات با مردم بسیارمهم است و اگر نگوییم مهمترین رسانه سینماست قطعا یکی از مهترین رسانه هاست و بسیار تاثیرگذار است. برزیده با تشکر از حوزه هنری در ساخت فیلم مزار شریف گفت: مزار شریف داستان شهادت
چرا منطقۀ ما محروم است، و نقش نمایندگان در رفع این محرومیت چیست؟
دکتر محمدمراد شیخی / اختصاصی میرملاس : در این تردیدی وجود ندارد که به اعتبار اسناد و مدارک رسمی ِ متعدد استان ما یک استان محروم است. اما چرا ؟ به اعتقادِ نگارنده بخشی از دلایل این محرومیت، تاریخی است و رّد و مسیر آن را می توان حتی تا دوران سقوط زندیه و [...] دکتر محمدمراد شیخی / اختصاصی میرملاس : در این تردیدی وجود ندارد که به اعتبار اسناد و مدارک رسمی ِ متعدد استان ما یک استان محروم است. اما چرا ؟ به اعتقادِ نگارنده بخشی از دلایل این محرومیت، تاریخی است و رّد و مسیر آن را می توان حتی تا دوران سقوط زندیه و به قدرت رسیدن قاجارها تعقیب نمود. من در این فرصت قصد بررسی این چشم انداز تاریخی را ندارم ولی به اجمال می توان گفت که بخشی از این دلایل تاریخی به مسائل قومی بر می گردد. به هرحال قاجارها به دلایل فراوانی که بخصوص به دورانِ زندیه بر می گشت، روی خوشی از لرها نداشتند و این آزردگی در سرتاسر دوران پهلوی ها نیز استمرار یافت. زیرا لایۀ مرکزی قدرت و بخصوص گلوگاههای اقتصادی دولت در دوران پهلوی نیز در چنگ تتمۀ شاهزادگان قجری پرنفوذی بود که در دوران فلاکتِ رسمیِ مردم لرستان، توانسته بودند در مدارس خارجی درس بخوانند و با برخورداری از بورسیه های تحصیلی متنوع نسل آکادمیکِ پُر ادعایی را به بدنۀ نهادهای دولتی و بخصوص سازمان های اقتصادی دولت پهلوی تزریق کنند. این نسلِ تحصیلکرده عموماً مرکز نشین بودند یا در استان های نسبتاً توسعه یافته تمرکز یافتند و بدیهی بود که اعتباراتِ عمرانی را به سمتِ این مناطق سرازیر کنند. قوای مجریه و قضائیه و تا حدود زیادی حتی قوۀ مقننه هم در تمام دوران پهلوی ها در قبضۀ تکنوکرات هایی بود که به راستی از عمق فقر و فلاکت مناطق حاشیه ای و بخصوص استان های مرزی یا بی خبر بودند و یا اصولاً اعتقادی به تمرکز زدایی از توسعه نداشتند. همانطور که اشاره شد از منظر تاریخی هم این تکنوکرات های برخاسته از طبقۀ اشرافِ غالباً قجری دلایل زیادی داشتند که استان های لُرنشین و بخصوص استان ما را که مدعی بودند زادگاه اشرار بالفطره است، نادیده بگیرند و با همین دلایل در 50 سال نخست قرن اخیر به راستی لرستان را به معنای واقعی کلمه از قطار توسعۀ عمرانی و حتی ارائۀ تسهیلات و خدمات شهری پیاده کردند. اما بعد از پیروزی انقلاب ، نظام مقدس جمهوری اسلامی این مناسبات فرعونی را از اساس واژگون کرد. و برای نخستین بار محرومین و به تعبیر حضرت امام (ره) پابرهنگان به ولینعمت انقلاب بدل شدند. در آغازِ انقلاب مسئولین ارشد کشور به استثنای برخی از چهره های مذهبی و حوزوی شناخت چندانی از نخبگان بومی ذیصلاح که در امر عمران و سازندگی بتوانند بازوی عملیاتی دولت باشند، نداشتند و نخستین چهره هایی که در این مقطع تاریخی توانستند به رأس هرم اجتماعی مردم لرستان منتقل شوند، نمایندگان مجلس و روحانیون انقلابی با سابقه ای بودند که با وجود نزدیکی به ساختار قدرت به زادگاه خود هم تعلق خاطر داشتند. هنوز آهنگِ شعارهای انقلابی در جریان بود که ابرقدرت ها بعد از یکسری توطئه های رنگارنگ برای به زانو درآوردن نظام نوپای اسلامی، بزرگترین و طولانی ترین جنگ کلاسیک قرن را در منطقه بر مردم ما تحمیل کردند. بسیاری از مستعدترین نیروهای انسانی نخبه و مؤثر مردم ما با لبیک گفتن به ندای امام و پیشوای خود در طول جنگ شربت شهادت نوشیدند. در این دوران حلقه های میانی مدیرانِ استان عموماً از آن دسته از افراد بومی بودند که اغلب از طریق همان نمایندگانِ مجلس و عده ای قلیل از روحانیونِ انقلابی مسئولیت های اداری خود را به دوش گرفته بودند. این افراد به طور عمده در مدیریت دوایر دولتی و سازمان ها و حداکثر در رأس ادارات کل استانی ایفای وظیفه می کردند. در دورانِ پس از دفاع مقدس که به دوران سازندگی معروف شد، نسلِ تازه ای از مدیران با پیشینۀ انقلابی که علاقمند بودند در روند توسعۀ کشور از تجارب سایر کشورها استفاده کنند در بدنۀ مدیریت کشور شکل گرفت. ویژگی های عمدۀ این افراد ِ تکنوکرات عبارت بود از سابقۀ انقلابی، تعلق خاطر به آرمان های نظام مقدس جمهوری اسلامی و برخورداری از پیشینۀ آکادمیک. در این دوران چهره های آکادمیکِ ما که همزمان دو ویژگی ِ دیگر را هم داشته باشند، بسیار اندک بود. و هنوز هم حلقۀ مدیران ارشد ما به همان مدیرانِ کلیدی ِ سابق ( نمایندگان مجلس ، روحانیون انقلابی و افراد موردِ وثوق آن ها ) منحصر ماند. درعصر سازندگی روند بازسازی و توسعۀ کشور چنان آهنگ سریعی پیدا کرد که یک لحظه غفلت یا ندانم کاری می توانست به معنای عقب ماندن از روند توسعه تلقی شود. توسعه نیازمند برنامه و بودجه است. و در سرمایه گذاری دولتی بخصوص در طرح های بزرگ عمرانی، فقدانِ طرحِ پیشنهادیِ مؤثر ( اشتغال زا ، دارای توجیه اقتصادی قوی، دارای تیمِ پیگیری کنندۀ قدرتمند و واجدِ تجربۀ علمی و عملیاتی ) می تواند به معنای فقدان توسعه باشد. در این دوران ما فاقدِ مدیران قدرتمندی در حوزۀ برنامه، بودجه و مدیریت استراتژیک بودیم و مدیران استانی ما به ندرت توانستند طرح اقتصادی کلان و در عینِ حال قابل اتکائی را پیشنهاد دهند و حتی اگر چنین طرح هایی پیشنهاد هم داده می شد ، تیمِ پیگیره کنندۀ قوی و کارآمدی برخوردار نبود که بتواند این طرح ها را به تصویب برساند. در همین دوران که برخی از استان های برخوردار به طور مستمر بودجۀ عمرانیِ کشور را به سمت مناطقِ خود سرازیر می کردند، دلِ مردمِ ما به این خوش بود که در مجادلات فرسایندۀ جناحی و باندی نیروی همدیگر را خنثی کنند. ما هنوز از نظر نیروی انسانی مجرب و ورزیده محروم بودیم و در سطوح وزارتخانه ها و سازمان های مرکزی نیز ، هم از نظر نیروی اداریِ مؤثر و هم از نظر قدرت چانه زنی و اقناع کنندگی در فقر ِ مطلق به سر می بردیم. لذا می توان مدعی شد که محرومیت های تدریجیِ ما در دوران پس از جنگ دلایل عینی تری داشت. و مهم ترین دلیلِ آن هم عدم کادرسازی توسط نسل نخست مدیران ارشد استان بود، که توانستند جایگاه و مناصب عمده ای را در ساختار قدرت سیاسی کسب کنند. عدم کادرسازی و جذب و تزریق نیروهای جوان تحصیلکرده به بدنۀ وزارتخانه ها و عدم ارتقاء نیروهای مستعد و مدیرانِ توانمندِ بومی در ساختار دولت توسط این مقاماتِ ارشدِ استانی در نهایت به ضرر توسعۀ منطقه بود. زیرا تجربه نشان داده است که اگر چنین مدیرانی می توانستند نیروهای بومی را به رده های بالاتر مدیریت ارتقاء دهند، بسیاری از این افراد مستعد می توانستند به واسطۀ شایستگی های فردی خود به شکل مستقل به مدیریت های بالاتری برسند و بعدها در پیشبرد توسعۀ منطقه ای به بازوهای حمایتی قدرتمندی بدل شوند. به هر حال در دورانی که نمایندگان و مدیرانِ ارشد و شخصیت های کلیدی و نافذ استان های توسعه یافته و برخوردار حجم بالایی از لایۀ میانی مدیران منطقۀ خود را نیز با خود بالا می کشیدند و در بدنۀ دستگاههای تصمیم ساز و تأثیرگذار تزریق می کردند، تمام انرژی و همت مدیران ما صرف مجادلات جناحی شد. و حتی کار به جایی رسید که ما مردمان محروم کوهدشت باد به غبغب می انداختیم که سیاسی ترین شهر استان هستیم . در آن هنگام کسی نبود که از ما بپرسد این سیاست پیشگی چه سودی برایتان دارد؟ آیا بهترنبود که به جای سیاست ورزی مطالبات خود را مطرح می کردید و به جای افتخار به پیروزی های گذرا و بی ثمر نمایندگان را پای محاسبه می کشیدید که برای برطرف کردن فقر و بیکاری شهروندان محروم این دیار چه برنامه ای دارند؟ آیا بهتر نبود برگزیدگان به جای صرف کردن نیروی خود برای حذف رقبا، اصل شایسته سالاری را ملاک قرار می دادند و در عزل و نصب ها سواد، تجربه، لیاقت ، دلسوزی و فداکاری مدیران برای مردم را سرلوحۀ عمل و انتخابِ خود قرار می دادید؟ آیا بهتر نبود مدیرانِ مستعد و شایستۀ شهر و استانِ خود را ارتقاء می دادید و برای پیشبرد توسعۀ منطقه ای از انرژیِ این نیروها در مرکز بهره می بردید؟ در هر صورت چه بخواهیم و چه نخواهیم در حال حاضر افتخار محرومیت همچون صفتی تاریخی در کنار شهر و استانِ ما خودنمایی می کند و زهر این محرومیت را مردمی می چشند که هر روز شاهد نومیدی و محرومیت فرزندانِ تحصیلکردۀ خود از یک شغل آبرومند هستند. بنا بر این مناطق محرومی چون منطقۀ ما نیازمند نمایندگانی هستند که از نسل مستعد ِ امروز برخاسته باشند. نماینده ای قادر به رفع محرومیت های انباشته شدۀ این دیار است که قبل از فرارسیدن شش ماهۀ دوم سال در میان مجلس و سازمان های استانی و اداراتِ کل و استانداری و سازمان برنامه و بودجه در تردد باشد. و با انتخاب مشاوران مجرب در پیشنهاد و پیش بینیِ این طرح از طریق این سازمان و در پیشنهادِ آن طرح از طریق آن ادارۀ کل پیوسته در حال مشاوره و همفکری باشد. پیشنهادات را در استانداری و معاونت های مربوطه و سازمان برنامه و بودجه به طرحِ پیشنهادیِ قوی و مجاب کننده بدل کند و در شش ماهۀ دوم سال نیز از وزارتخانه به مجلس و از کمیسیونِ خود به کمیسیون تلفیق پیوسته در تردد باشد. هیچ طرح بزرگی خود به خود پیش نمی رود. نیروی ذهنی و عملیاتی قدرتمند می خواهد و تأمین سوختِ معنوی چنین امور کلانی بیش از هر کس بر دوش استانداران و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی است. یک نمایندۀ قدرتمند از اهرم نظارتیِ خود بر وزارتخانه ها برای پیشبردِ طرح ها و پروژه های اقتصادی کلان و اشتغالزا سود می برد . به راستی وقتی یک نماینده از این اهرم برای به کار گماردن این یا آن مدیرِ دوست و آشنا در فلان بخش یا فلان اداره بهره می برد، چگونه خواهد توانست برای رفع محرومیت های حوزۀ انتخاباتی به کمک مستمر وزراء امیدوار باشد؟ حالا می توان به روشنی دید که چرا ما محروم مانده ایم؟ و راهِ چاره برای برون رفت از این محرومیتِ مزمن چیست؟ مدیرانِ نسل اول باید به تاریخ پاسخ دهند که چرا از کادر سازی و بالا کشیدنِ نیرویِ جوان تحصیلکرده در دوایرِ دولتیِ مهم امساک کردند. نسلِ فردا از ما نیز خواهد پرسید که در این راستا چه کردیم؟ حالا مسیر آینده روشن است: ما نیازمندِ نمایندگانی هستیم که از بنیۀ علمی و آکادمیکِ قدرتمندی برخوردار باشند. ما نیازمندِ نمایندگانی هستیم که به راستی طعم فقر و محرومیت را چشیده باشند و از اعماق جامعه بالا آمده باشند.ما نیازمندِ نمایندگانی هستیم که از قدرتِ چانه زنی بالایی برخوردار باشند و از این قدرتِ چانه زنی برای توسعۀ منطقه و ایجادِ اشتغال برای تحصیلکردگانِ بیکار و دیگر بیکاران ِ شهر ما استفاده کنند. ما نیازمند نمایندگانی هستیم که با عشق و اشتیاق ، دست مدیرانِ لایۀ میانی را بگیرند و آنها را در ساختار وزارتخانه ها و سازمان های تأثیرگذار مرکزی تزریق کنند. ما نیازمند نمایندگانی هستیم که از نظر برنامه و بودجه و آشنایی با سازوکارهای اداری در خصوص مراحل مختلف ارائه ، تصویب و عملیاتی نمودنِ طرح های بزرگ، مولد و اشتغالزا دارای علم و تجربه باشند. یک نمایندۀ خوب باید فرهنگ، هنر و ادبیات ملی را به خوبی بشناسند و با تاریخ ، زبان و فرهنگ بومی آشنا و عجین باشند. چرا که یک روابط عمومی مثبت و مؤثر تنها از درون چنین معجونی بیرون می آید. او باید عاشقِ زادگاهِ خود و مردم محرومِ خود باشد و برای خدمت و ایثاربه مردمِ زادگاهش سر از پای نشناسد و خسته نشود. چنین کسی باید از نظر اقتصادی شفاف ، از نظر آکادمیک مجرب و ممتاز ، از نظر ایثار و فداکاری برای مردم تشنه و به تعبیر خودمان هلاک باشد. نماینده ای که درعشق و اشتیاق نامحدود به خدمت و سازندگی، شفافیت اقتصادی و بی توجهی به خود و گذاشتنِ همۀ تخم مرغ ها در سبد ِ مردم سابقۀ روشنی داشته باشد و به شغل نمایندگی به عنوان فرصتی برای خدمتگزاری به مردم نگاه کند. مردم و نیروهای سیاسی باید به نسلِ نو آمده اعتماد کنند و به کسانی فرصت ظهور بدهند که عاشق خدمت به مردمند و برای نثار کردن توان، دانش و تجربۀ خود به پای مردم و توسعۀ منطقه آماده اند. راه شناسایی این نیروهای توانمند و آمادۀ خدمت هم کشاندن کاندیداها به پای محاسبه و محک زدن دانش و توانایی و برنامه های آنان برای برون رفت از محرومیت است. پیشنهاد می شود که نخبگان و رسانه ها فضا و فرصتی فراهم کنند تا کاندیداها برنامۀ خود را ارائه دهند و راهکارهای خود برای برون رفت شهرستان از توسعه نیافتگی و محرومیت را در معرض قضاوت افکار عمومی بگذارند. اگر قرار باشد باز هم بدون ارائۀ برنامه و بر اساس احساسات فردی و طایفه ای رأی داده شود ، بدانید که در آینده هم وضع به همین منوال خواهد بود. این مطالبه غیر قابل چشم پوشی است که مردم محروم ما نیازمند نمایندگانی هستند که در مقاطع کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت دارای برنامه باشند و در واقع باید فضایی فراهم شود که همچون مناطق توسعه یافته مردم به برنامه ها رأی بدهند. و از برنامه ای دفاع کنند که برای آیندۀ این مردم راهگشا و مثمر ثمر باشد و به بیکاری مزمن و وحشتناک جوانان این دیار پایان دهد. درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
آروزیم فاصله ازجماعت موسیقی است
ها کار نمی کند . در صورتی که اینجا هر خواننده ای باید با ده تا موزیسین کار کند تا به او لقب هنرمند فعال را بدهند . ولی باور کنید من اولین و آخرین آروزیم این است که از جماعت موسیقی اینجا فاصله بگیرم . باور دارم همه کسانی که این روز ها در عرصه موسیقی درباره لغو کنسرت ها اظهار نظر می کنند خودشان در لغو کنسرت های هم نقش دارند و از لغو کنسرت ها لذت نیز می برند **این حرف قطعا برای
تختی حرمتم را نگه داشت
برای تماشای این مسابقات به ورزشگاه می آمدند و در پایان نیز بازوبند پهلوانی به بازوی پهلوان اول ایران بسته می شد. سال های دهه های 30و 40، کشتی به تمام معنا ورزش اول ایران بود. همه با عشق اخبار مربوط به آن را دنبال می کردند؛ روزگاری که مرحوم تختی در کنار کشتی گیران دیگر برای ایران افتخار آفرینی می کردند. پهلوان عباس زندی مرد آشنای دنیای کشتی به مناسبت روز ملی ورزش پهلوانی مهمان همشهری شد. او
نسل جدید تعریف مشخصی از سینما ندارد/اندازه هایمان را نمی شناسیم
خوشبختانه کاوه ابراهیم پور هم بسیار آدم باشعور و فهیمی بود و راحت می شد با او حرف زد. البته به لحاظ نگاه فیلم سازی اختلاف سلیقه هایی وجود داشت اما ترجیح دادم کاری را بکنم که می خواست. گروه خوبی هم با او هم کاری داشتند . که همه هم جوان بودند ... معدل سنی همه به جز من و آقای عابدینی سی سال بود و با هم خیلی خوب کار کردیم. خیلی هایشان هم بچه های دوستان من بودند مثلا پسر آقای
سنگ تمام هنرمندان برای صدای خاطره ساز
مطیعی به سختی روی سن آمد و مردم ایستادند و او را تشویق کردند. ناصر ملک مطیعی در ابتدای سخنان خود گفت: من حب و بغضی نسبت به چیزی ندارم و اگر روزی هزار بار سجده شکر کنم باز هم کم است. سینمای ما عشق بود و من دست تمام کسانی را که با آنها کار کردم، می بوسم. در آن زمان این گونه نبود که ما رفاقت و لوطی گری خود را سر کارهای سطحی بگذاریم و سعی مان برای آن بود که بتوانیم کار خوب انجام دهیم.
مجلس از زیر قضیه هسته ای شانه خالی نمی کند
می کنند، لابد پس فردا هم یکی دیگر می آید، حال این سوال پیش می آید که باید از صف کشیدن شرکت های اروپایی برای آمدن به ایران افتخار کرد؟ وی با اشاره به دیدار نمایندگان با رئیس جمهور افزود: در آن زمان بنده اعلام کردم که از جمله دلواپسان هستم و متن صحبت های خود را خطاب به رئیس جمهور در سایت شخصی ام و دیگر سایت ها قرار دادم. این نماینده مجلس با تقدیر و تشکر از گردهمایی مردم و حساسیت
بنیاد در آینه مطبوعات
روستا، ترک تحصیل کرد. اوقات بیکاری به مسجد می رفت و قرآن می خواند. به کارهای کشاورزی می پرداخت و کتاب های مذهبی را مطالعه می کرد. در اوایل انقلاب روی دیوارها شعارهای انقلابی می نوشت و عکس ها و اعلامیه های امام(ره) را پخش می کرد و در روستا تظاهرات راه می انداخت. ژاندارمری در سال 1357 او را به جرم پخش اعلامیه امام دستگیر کرد و به پاسگاه برد. اما چون مدرکی از او پیدا نکردند و مردم نیز راهپیمایی می کردند
جشن تولد 82 سالگی صدای جاده ابریشم
، بازیگر و گوینده سینما، نیز به ذکر خاطراتی از روزهای گذشته پرداخت: برای قلب پرویز بهرام است که اینجا هستم، قلب بزرگ و بخشنده ای که همیشه همه را دور خود جمع می کند. استاد پرویزخان بهرام قلب خیلی بزرگی دارد به همین دلیل است که ماندنی است. یادم می آید سال 1361 بود که در فیلم فرمان ایشان افتخار دادند که به جای من حرف بزنند و حالا صحبت صدا که می شود، بند دلم پاره می شود. به یاد دارم آن زمان های دور که در
انتخاب های سخت (15)
موضع انکاری سلف خود درباره مشکل عظیم ایدز در آفریقای جنوبی به سمت یک حرکت تهاجمی جدید برای مبارزه و درمان این بیماری را آشکار کرد. در آن ملاقات اول، موتسوالدی به من گفت آفریقای جنوبی پول کافی برای خرید دارو به منظور درمان بیماران در تمام 9 استان خود را ندارد و از ما درخواست کمک کرد. این مشکلی بود که من با آن آشنا بودم. در اوایل سال 2002، بیل و یک تیم در مرکز دسترسی های بهداشتی بنیاد کلینتون به
صلح حُدَیبیه و نارضایتی برخی از مسلمانان!
سهیل شود.ولی پیامبر با در نظر گرفتن یک رشته مصالح عالی که بعدا تشریح می شود خواسته سهیل را پذیرفت و به علی ع دستور داد که لفظ رسول الله را پاک کند. در ذیل برخی از مقالات و گفتو گوها درباره صلح حدیبیه را از نظر می گذرانید: کتاب: فروغ ابدیت، ج 2، ص 183 نویسنده: آیت الله جعفر سبحانی سال ششم هجرت، با حوادث تلخ و شیرین خود می رفت که پایان یابد.ناگهان، پیامبر
پدر و پسری که عشق تشک کشتی دارند
سال 77 به عنوان مربی تیم ملی نونهالان، سال 79 به عنوان تیم ملی کشتی فرنگی در مسابقات آسیایی و در سال 82 و 83 همراه تیم ملی جوانان و بزرگسالان در رویدادهای مختلف حضور پیدا کرده و از آن زمان تاکنون نیز مقام های مختلفی را در مسابقات آسیایی و برون مرزی به دست آورده است، به طوری که در همه رده های سنی جوانان، نوجوانان و بزرگسالان به همراه تیم ملی کشتی ایران توانسته مدال های آسیایی و در دو دوره مسابقات
اتصال به امام زمان(عج) عصمت آور است
باشد. بعد گفت: باز خوابی دیدم که این پرونده ام را آتش زدند. من به ایشان گفتم: من خواستم بار اوّل هم بگویم که باید مراقب باشید و آن مطلب مخلصین را هم گفتم که إن شاءالله این طور باشد. ولی باید بدانیم که خیلی بد است که حال انسان این طور باشد، خیلی درد است؛ چون اگر انسان تمام نمازهای خود را بخواند، روزه هایش را بگیرد، زیارت برود، امّا فکرش را کنترل نکند، همه کارهایش پوچ است، یعنی پرونده اش صاف صاف
مسلم ازخدایش بود مثل مادرش مفقود شود
خط ولایت و رهبری هستند اما درباره مسلم و از خوبی هایش هرچه بگویم کم است، مسلم در سال 1346 به دنیا آمد و دوران کودکی خود را با مظلومیت خاص و آرامش در چهره و شادابی گذراند. وی ادامه داد: مسلم خیلی دوست داشتنی بود و ما را اذیت نمی کرد، به درس و مشق خود هم خیلی علاقه داشت و پیگیر بود، تا کارش تمام نمی شد، از مسئولیتی که پذیرفته بود، رها نمی شد. مادر شهید رسولی بیان کرد: مسلم دوران
الناز شاکردوست: برای عشقم جان می دهم!
چقدر نقش دارم؟ تنها کاری که از من برمی آید این است که با ایده ها و نوع بازی ام، نقش را درست ارائه بدهم تا در خدمت بهتر شدن فیلم باشد. در انتخاب فیلمنامه شاید اثرگذار باشم اما در روند ساخت، تدوین و... نقشی ندارم. یک زمان کاری به نام خدا نزدیک است را بازی کردم که ساختاری هنری داشت. در اواسط فیلمبرداری کارگردان پیشنهاد داد تا یک فلاش بک برای داستان و کاراکتر بگذاریم و من خوشحال شدم اما بعد فهمیدم