سایر منابع:
سایر خبرها
آیت الله دری نجف آبادی: منابع کشور در راستای حمایت از تولید ملی به کار گرفته شود
/> نماینده ولی فقیه در استان مرکزی تصریح کرد: باید قدر این سفره نماز جمعه را بدانیم و با توجه به یاد خدا نماز جمعه را به پا داریم و به روح نماز و معنویت آن توجه ویژه ای شده و آن را حفظ کنیم و همانطور که امام باقر (ع) فرمودند "از جمعه تا جمعه 35 نماز به هر مسلمان واجب است که یکی از این نمازها واجب است به جماعت خوانده شود". آیت الله دری نجف آبادی با اشاره به واجب بودن فریضه نماز جماعت
کنکاشی در ماجرای مک فارلین
گزارش فرموده بودند: هیچ یک از مسوولان با آنها مذاکره نکنند . به عقیده کارشناسان، به نظر می رسد این حرکت آمریکایی ها در چارچوب ترسیم تصویری دوگانه از سیاست جمهوری اسلامی صورت می گرفت و امام (ره) با علم به این نکته مقامات جمهوری اسلامی را از مذاکره با هیات آمریکایی منع کردند .طی چهارمین و پنجمین دور گفتگوها پیرامون موضوعاتی همانند راهکارها و موانع آزادی گروگانهای آمریکایی در لبنان، فروش سلاح به ایران
آیت الله شهید مرتضی مطهری ، از تولد تا شهادت
رهبر، در انتخاب او به مقام رهبری نقش داشته . اما مطلب اساسی چیز دیگری است و آن این که ندای امام خمینی از قلب فرهنگ و از اعماق تاریخ و از ژرفای روح این ملت برمی خاست . مردمی که در طول چهارده قرن ، حماسة محمد، علی ، زهرا، حسنین ، سلمان ، ابوذر و... صدها هزار زن و مرد دیگر را شنیده بودند و این حماسه ها با روحشان عجین شده بود، بار دیگر همان ندای آشنا را از حلقوم این مرد شنیدند. علی را و حسین را در چهرة
خاطرات همسر امام خمینی (ره) از زندگی خصوصی تا سیاسی
مقدر است. آن خوابی که دفعه آخری دیدم که کار تمام شد حضرت رسول امیرالمومنین و امام حسن را در یک حیاط کوچکی دیدم که همان حیاطی بود که برای عروسی اجاره کردند. یعنی شما در خواب خانه ای را دیدید، و بعد از مدتی خانه ای که برای عروسی شما اجاره کردند، همان بود که شما قبلاً در خواب دیده بودید؟ بله، همان اتاق ها با همان شکل و شمایل که در خواب دیده بودم. حتی پرده هایی که بعداً برایم خریدند، همان
علم و پیشرفت های علمی در حکومت مهدوی/ السلام علیک ایها العلم المصبوب...
علما باَنبائکم و لا یعزب عنّا شی ءٌ من أخبارکم (13) ما بر اخبار و احوال شما، آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع و احوال شما، بر ما پوشیده و مخفی نیست. اما علم و دانش ایشان با ظهورشان در اختیار عموم مردم قرار خواهد گرفت که در شماره بعد به آن خواهیم پرداخت. چنانچه امام صاق علیه السلام فرمودند: علم بیست و هفت حرف است بیست و هفت قسمت دارد همه معارفی که پیامبران صلوات اللّه علیهم آورده اند، دو حرف است. پس مردم تا امروز بیش از این دو حرف را نشناخته اند. پس زمانی که قائم ما قیام کند بیست و پنج حرف دیگر را ظاهر ساخته و با آن دو حرف قبلی ضمیمه ساخته و در بین مردم منتشر گرداند. (14) ...
وظیفه زنان در آخرالزمان تقویت ظرفیت های دینی و فرهنگ سازی در برابر فساد و بی بندوباری است
توانند مانع گسترش تاریکی زنان آخر الزمان شوند و زمینه را برای ظهور منجی موعود فراهم آورند. نکته مهم در زمان غیبت و آخرالزمان این است که انسان باید مراقب خود و خانواده اش باشد تا مبادا اسیر شیاطین گمراه کننده گردد بنابراین تنها راه نجات از همه خطرات و بدعت ها پناه بردن به خداوند ، قرآن و عترت است .امام علی (ع) خطاب به کمیل فرمودند: ای کمیل ایده ای را از غیر ما خاندان عصمت و طهارت نپذیر تا
نکاتی مفید در مورد تغذیه بانوان ورزشکار
به صورت خودکار حجم غذا کم می شود. زمانی که غذای کمتری در هر وعده مصرف شود، باعث می شود انسولین کمتری نیز ترشح شود. وی در پایان از چند نوع ماده غذایی مفید جهت بانوان فیتنس کار و ورزشکار نام برد و فواید هر یک را به صورت خلاصه بیان کرد که در زیر می خوانید. موز موز به دلیل محتویات خود که شامل پتاسیم بالا است، راه حل سریعی برای کاهش دردهای پهلو هنگام تمرینات است. در حالی
نظام ولایی هیچگاه تهاجم نخواهد کرد
/> نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه در رابطه با بحث شهید و شهادت هرچقدر مطلب بگوییم زبان مان قاصر است، اظهار کرد: چرا شهدا کاری کردند، کارستان و ما هنوز اندرخم یک کوچه هستیم و معلوم نیست که عاقبت مان چه شود. کوثری به خاطره ای از مرحوم اشراقی داماد حضرت امام اشاره کرد و گفت: مرحوم اشراقی در خاطره ای گفته بود روزی با حضرت امام در جماران قدم می زدیم که امام بی
نقل قول جالب از آیت الله جوادی در مورد آمریکایی ها
ارزان هم آن را از دست خواهد داد؛ مَنْ جَمَعَ مَالًا مِنْ مَهَاوِشَ أَذْهَبَهُ اللَّهُ فِی نَهَابِرَ (مناقب ابن شهرآشوب/4/218) ظاهراً به خاطر اینکه در این کلام حضرت، چند اصطلاح نادر عربی به کار رفته، آنها متوجه معنا و مفهوم کلام حضرت نشده بودند. لذا گفتند: ما این فرمایش شما را نفهمیدیم؛ فَقَالُوا جَعَلَنَا اللَّهُ فِدَاکَ مَا نَفْهَمُ هَذَا الْکَلَامَ (همان) و حضرت به فارسی فرمودند: هر
نفر سوم کنکور سراسری که روحانی رزمی تبلیغی جبهه ها شد
دنیا شاید چند جلد کتاب درسی از او به یادگار مانده باشد که اصلاً در قاموس شهیدان دنیا بی معناست و این بود که سبک روح و سبک بال به خیل عرشیان پیوست. سخت شیفته تحصیل معارف اسلامی و فهم حقایق قرآنی بود. در روزهای آغازین ورودش به حوزه علمیه قم می گفت: هیچ درسی مدرسه ای جوابگوی نیازهای من نیست، مگر اینکه بروم در حوزه امام صادق(ع) درس بخوانم و به آن ها بپیوندم که "انما یخشی الله من عباده
راه غلبه شیطان بر انسان ها/ علت دشمنی کردن انسان ها با هم
دشمنی و عداوت کردن در دنیاست. حضرت به تعبیر عامیانه بیان فرمودند که همه بفهمیم. به تعبیر دیگر برای لقمه دنیا دویدن، برای دو زار پول، برای رسیدن به دنیا، برای جمع آوری مال و منال، این ها علّت دشمنی است. پس چرا مردم با هم در دنیا دشمن می شوند؟ برای دنیا. اهمّیت وصیّت و تقسیم مال در زمان حیات مع الأسف یک نمونه بارز آن که این بدبختی انسان است، موقعی است که بحث ارث پیش می آید. لذا
راه رسیدن به برکت بی نهایت خداوند
گناه هم ساختمان انسان را تخریب می کند و اگر یک قدم خوب هم برداشتی، در ساختمان تو، ساختمان درست ایجاد می کند. أوحَی اللّه ُ عزّ و جلّ إلی نبیٍّ مِن الأنبیاءِ: إذا اُطِعْتُ رَضِیتُ، و إذا رَضِیتُ بارَکْتُ، و لیسَ لِبَرَکتی نِهایةٌ. ( الکافی، 2 / 275 / 26) حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند: خداوند عزّ و جلّ به یکی از پیامبران خود وحی فرمود که: هرگاه اطاعت شوم، خشنود می گردم و چون خشنود
برای تسکین دندان درداین سوره را بخواند
عقیق :سوره ملک شصت و هفتمین سوره قرآن کریم است که مکی است و 30 آیه دارد. نام دیگر این سوره المنجیه و الواقعیة می باشد. از رسول خدا(ص) روایت شده است: هر کس در شب سوره ملک را قرائت کند اجری مانند احیای شب قدر را خواهد داشت. و ایشان خود هر شب پیش از خواب این سوره را قرائت می کردند. ایشان در روایتی دیگر فرموده اند: دوست دارم که سوره ملک در قلب هر مؤمنی باشد. همچنین فرمودند: بدانید
کرامت انسان و حقوق بشر در سیره رضوی
اصلاً حق مسلمانی نیست، بنابراین حضرت رضا(ع) می فرمایند: هر کس به چهره برادر مؤمنش تبسمی کند خداوند متعال برای او حسنه ای می نویسد. امام هشتم(ع) حتی آب دادن به مؤمن را دارای ثواب می دانند یا درباره رفع مشکلات یکدیگر توصیه کرده و فرموده اند: هر کس از مؤمنی راهگشایی کند خداوند در قیامت راه را به سوی او باز می کند. و نیز فرموده اند: هر کس به درخواست و حاجت مؤمنین توجه کند و کارش را
دعا؛ عامل نزول برکات الهی
خیری به انسان نخواهد رساند. چنانکه در دعا می خوانیم (یا مَنْ أزمّةُ الاُمُورِ کُلِّها بِیَدِکَ) ای کسی که زمام تمام امور در دست توست. (محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 83، ص 318) البته باید توجه نمود که حقیقت دعا، همان خواندن و توجه به خداست، که در عربی با عبارتی همچون (یا الله، اللهم و ...) و در فارسی با (ای خدا، خدایا و...) انجام می شود و لذا دعا در اصل به معنای گدائی از خدا نیست اگرچه گدائی
ای مردم ! یکی از نامهای خدا غفار است !
معصومه علیها السلام اقامه می کرده و امام خمینی ( ره) در نماز جماعت ایشان و در درس اخلاق که در منزل برای خواص می گفته، حاضر می شدند. مرحوم حجة الاسلام شیخ مهدی حکمی قمی می فرمودند: از ثمره مشروطه که خدا به ما عطا فرمود این بود که وسیله شد حاج میرزا جواد آقا در قم ساکن شود. اثر موعظه استاد آیت الله سید حسین فاطمی قمی نقل می کنند : معصوم علیه السلام فرمود: موعظه چون از قلب
نقد و بررسی مقاله اجتهاد بر پایه مقاصد شریعت و احکام حکومتی
آتش زده شود، یعنی هدف بازدارندگی مجازات است، پس اگر در جامعه ای دیگر یا در زمانی دیگر مردم از قتل با شمشیر ترسیدند دیگر نیازی به سوزاندن نیست. 3. به امام علی علیه السلام عرض کردند چرا محاسن شریفتان را رنگ نمی کنید؟ فرمودند: پیامبر صلی الله علیه و اله وقتی به این کار امر کردند که مسلمانان کم بودند ولی امروز که تعدادشان بسیار است این کار ضرورت ندارد. [9] این مسئله تدبیری بوده است.
نداشتن جاذبه برای نامحرم، روح حجاب است
1394/5/14 - 12:41 477089 به گزارش خبرگزاری شبستان از کرمان؛ آیت الله سید احمد خاتمی، نماینده مردم کرمان درمجلس خبرگان رهبری امروز (14 مرداد) در یادواره شهدای زن استان کرمان و روز قشر بسیج خواهران که در محل حسینیه ثاراالله کرمان برگزار شد، با اشاره به ویژگی های فرهنگ بسیجی گفت: بنا به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی فرهنگ بسیجی فرهنگ معنویت، شجاعت، غیرت، استقلال، آزادگی و فرهنگ اسیر
چارچوب های زندگی فردی و اجتماعی در قرآن
حجت الاسلام روح الله فیضی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تهران، با تبیین علل بعثت پیامبران برای هدایت جامعه بشری، گفت: برای جامعه شناسان و محققین، در مباحثی که ارتباط با جامعه شناسی دارد، جای هیچ شکی نیست که وظائف اجتماعی و تکالیف اعتباری که منشعب از آن وظائف می شود، سرانجام باید منتهی به طبیعت شود. بدین جهت خداوند انسان را از همان آغاز خلقتش به تشکیل"اجتماع نوعی" هدایت کرد و هیچ زمانی
گزارشی از دوره آموزشی سربازان تازه نفس امام زمان(عج)
تهذیب حوزه علمیه قم داشته و از اهداف و علت نامگذاری این طرح به طرح میثاق طلبگی سوال کردیم که پاسخ داد: در دیدار اساتید دانشگاه با مقام معظم رهبری، به معظم له دکترای افتخاری اعطا شد که ایشان از این حرکت آنان تشکر کرده و فرمودند: اگر خدا کمک کند، می خواهم بر همان میثاق طلبگی ام باقی بمانم ؛ از این رو عنوان طرح میثاق طلبگی، از همین جمله حضرت آقا الهام گرفته شده است. پیش نویس اجرای این طرح در
هیأت باید به تقویت بعد عاطفی بپردازد
مختلف می شود به عنوان مثال مبارزه با ظلم و ظالم را بیان نمود. در هیئت در قالب شعر، داستان، نوحه و... راه و روش و سیره اهل بیت علیهم السلام بیان می شود. به طور مثال جمله حضرت زینب سلام الله علیها که فرمودند ما رایت الا جمیلا مسیر ما را در برخورد با مشکلات و مصائب روشن می کند که انسان باید کارش را برای خدا انجام دهد و توجهش فقط خدا باشد. تمام این ها چیزهایی است که باید در هیئت تدریس و بیان
همه انسانها در نهاد خود علاقه مند به رشد، بزرگی و رفعت هستند
بالا میکشد و عمل صالح از پایین کمک می کند که انسان قدم به قدم بالا برود چون عمل آن قدرت را ندارد که کار عقیده را انجام بدهد لذا عقیده از بالا دست آدم را می گیرد, عملِ صالح از پایین به انسان کمک می کند، این راه برای همه ما باز است.به گزارش خبرگزاری دانا حضرت آیت الله جوادی آملی در جلسه درس اخلاق این هفته خود در شهر دماوند اظهار داشتند: همه انسانها در نهاد خود علاقه مند به رشد، بزرگی و
حکایت مفصل ظریف و شورای راهبردی روابط خارجی
تاکید بر این که این دستاورد نتیجه دیپلماسی است گفت: این دستاورد نتیجه مقاومت است، نتیجه خون شهدا است، نتیجه تلاش مردم است. وی اظهار داشت: من بارها گفتم و اعتقاد دارم که حضور مردم پای صندوق های رای، غرب را از تحریم ناامید کرد. وزیر امور خارجه ادامه داد: تاکید می کنم اعتقاد دارم که ما مبانی قدرتمان همانهایی است که مقاومت مبنای قدرت ما است چون به اعتقاد من، قدرت معنایی است. وزیر امور
توکل یک نوع مثبت نگری به خداست
یک شاخصۀ کلیدی، همیشه در روح خودش مراقبت کند، این مایۀ نشاط انسان خواهد شد. أمیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید: مؤمن دائماً نشاط دارد؛ الْمُؤْمِنُ...دَائِماً نَشَاطُهُ (کافی/2/230) چرا مؤمن دائماً بانشاط است؟ چون آدم مثبتی است و امور مثبت در زندگی مؤمن غلبه دارند و او واقعاً پیروز است. اباعبدالله الحسین(ع) در روز عاشورا هرچه به عصر نزدیک تر می شد، با اینکه مصائب بیشتری به ایشان می رسید، چهره اش
چگونه تفریح کنیم؟
به گزارش قم نیوز، تاکیدات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای بر لزوم توجه به سبک زندگی اسلامی به 25 سال پیش باز می گردد. ایشان در خطبه های نماز جمعه تهران در فروردین سال 69 به تهاجم فرهنگی غرب اشاره فرمودند و تاکید کردند که "اسلام، تکلیف مسلمانان را در معاشرت، در کیفیت زندگی فردی، در خورد و خوراک، در لباس پوشیدن، در درس خواندن، در روابط با حکومت، در روابط با یکدیگر و در معاملاتشان معین کرده
آفتاب یزد، به دیدار جانبازی با چهره ای عجیب رفت /قصه غصه های 26 سال تنهایی دلاور مرد سرزمینم، چه ساده ...
صورتش باعث شده تا هر که او را می بیند هر گمانی جز واقعیت را از ذهنش عبور دهد، عقب ماندگی، جذام، سوختگی و ... . عکس العمل و واکنش ها هم تقریبا یکسان بوده، هر غریبه ای که در کوچه و بازار او را می بیند یا از او روی بر می گرداند یا ناخودآگاه صورتش در هم کشیده می شود. از او فقط عکسی دیده بودیم، نام و نشانی هم نداشتیم، پیگیر شدیم، فهمیدیم 26 سال است که مردی در مشهد مردانه زندگی می کند، بی هیچ هیاهو و سر و صدایی و همسری که او هم مردانه به پای این زندگی ایستاده است. به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه خراسان، حاج رجب محمدزاده، یکی از جانبازان 70 درصد کشورمان است که ظاهرا وضعیت جسمی و نوع مجروحیتش او را از یاد خیلی ها برده است. او از سال 64 به عنوان بسیجی چهار مرحله به جبهه اعزام شده و آخرین باری که خاک جبهه تن حاج رجب را لمس کرد، سال 66 و در مکانی به نام ماهوت عراق بود. قرار شد برای دیدن حاج رجب به خانه اش در یکی از مناطق پایین شهر مشهد برویم، درحالیکه تا قبل از رسیدن به خانه او هنوز تردید داشتیم که آیا این شخص همان مردی است که ما به دنبالش بودیم یا نه، وارد خانه که شدیم، مردی به استقبالمان آمد که دیدن صورتش تمام تردید های ما را به یقین تبدیل کرد. وقتی به دنبال نام و نشانی از حاج رجب بودم، می گفتند جانبازی که شما دنبالش هستید یک سوم صورتش را از دست داده، نمی تواند به خوبی حرف بزند، اما همین باعث می شد تا برای دیدنش مشتاق تر شوم، وقتی وارد خانه اش شدم و او را دیدم، تنها سوالی که در ذهنم بی جواب ماند این بود که دو سوم دیگری که می گویند از صورت این مرد باقی مانده، کجاست؟ وارد خانه که شدیم مردی به استقبالمان آمد که تنها پیشانی و ابروهایش کمی طبیعی به نظر می رسید، بینی، دهان، دندان، گونه و یکی از چشمهایش را کاملا از دست داده بود، چشم دیگر او هم به سختی باز می شد و مقدار اندکی بینایی داشت. مقابلش نشستیم، روز جانباز را با اندکی تاخیر به او تبریک گفتیم، حاج رجب هم با زبانی که به سختی با آن سخن می گفت از ما تشکر کرد، دیدن صورتش کمی ما را بهت زده کرده بود و شروع مصاحبه را سخت تر... از او پرسیدم چه شد که صورتتان را از دست دادید، آن لحظه را یادتان هست؟ حاج رجب با صدایی که به سختی و کمی نامفهوم شنیده می شد، لحظه مجروحیت خود را اینگونه برایمان وصف کرد: خیلی کم یادم است، فقط اندازه یک ثانیه، در سنگر داشتم برای کلمن یخ می شکستم و دو نفر از همرزمانم در کنارم بودند، ناگهان خمپاره زده شد و بعد از اینکه احساس کردم خون زیادی از من می رود، بیهوش شدم. طوبی زرندی، همسر حاج رجب به کمکش می آید، همزمان که او برایمان از لحظه مجروح شدنش می گوید، همسرش هم جملات نامفهوم حاج رجب را برایمان بازگو می کند؛ در آن لحظه چهار نفر در سنگر حضور داشتند، یک سرباز رفته بود تا از تانکر آب بیاورد، حاج آقا هم در حال شکستن یخ بوده و بقیه هم خواب بودند که خمپاره جلوی سنگر می خورد. دوست هم سنگرش می گفت یک دفعه دیدم آقا رجب افتاد، تا آمدم از جایم بلند شوم و به او کمک کنم دیدم نمی توانم، یک دست و یک پایم قطع شده بود و دیگر هم سنگری هایش هم شهید شده بودند، آن جانباز نیز چند سال پیش بر اثر جراحاتش شهید شد. خانم حاج رجب که زمان جانباز شدن همسر نانوایش 30 ساله بود و چهار فرزند داشت، می گوید: همسرم همیشه می گفت اگر نماز و روزه واجب است، جبهه رفتن هم حق و واجب است. پرسیدم چگونه خبر مجروحیت حاج آقا را به شما دادند، محمدرضا محمدزاده، فرزند بزرگ حاج رجب که تنها هشت سال پدرش را با صورت عادی اش دیده، می گوید: آن موقع من دوم دبستان بودم، قبل از اینکه خبر جانباز شدن پدر را به ما بدهند، او نامه ای نوشته بود که مرخصی گرفته و به مشهد بر می گردد، ما هنوز از چیزی خبر نداشتیم تا اینکه یکی از هم رزمان پدرم من را در کوچه دید و پرسید پدرت نیامده؟ من جواب دادم نه و او که با خبر از ماجرا بود گفت که انشاء الله خبرش می آید. بعد از آن بود که متوجه شدیم جانباز شده ولی نمی دانستیم از چه ناحیه ای، فکر می کردیم دست یا پایش قطع شده است، اما وقتی وارد بیمارستان فاطمه الزهرا تهران شدیم من و مادرم با صحنه ای مواجه شدیم که برایمان قابل درک نبود. پدرم را فقط از پشت سر توانستم تشخیص دهم، ترکشی که به او خورده بود تمام صورتش را از بین برده بود. از همسر حاج رجب خواستیم تا برایمان روزهای قبل از مجروحیت و لحظه ای که خبر جانباز شدن همسرش را به او می دهند، بازگو کند؛ وقتی با پسر هشت ساله ام و دختر کوچکم که در بغلم بود وارد بیمارستان فاطمه الزهرا شدم، با دیدنش فهمیدم این مجروحیت ساده نیست و اتفاق بزرگی برایش افتاده است. ملحفه سفیدی روی همسرم انداختند تا تمام کند نزدیک تر شدم، صورتش کاملا باندپیچی شده بود، بعد از اینکه باندهای صورتش را برداشتند دیدم فک بالای همسرم از بین رفته، صورتش صاف صاف شده بود و زبان کوچک ته گلویش به راحتی دیده می شد. یک چشمش هم به دلیل افتادگی نابینا شده بود و تنها چشم دیگرش آن هم از فاصله های نزدیک می بیند. بعد از دیدن آن صحنه از حال رفتم و در اتاق دیگری بستری شدم، آن قدر وضعیتش وخیم بوده که در همان ابتدا وقتی متوجه میزان آسیب دیدگی همسرم می شوند، یک ملحفه سفید روی او می کشند، گوشه سالن رهایش می کنند تا تمام کند، ولی گویا یک پزشک جراح خارجی از کنارش رد می شود، وضعیت او را می بیند و می گوید او را مداوا می کنم. فرزند بزرگ حاج رجب یادآور می شود: گویا در همان لحظه ها هم فکر می کردند که حاج آقا شهید شده، چون صدای خرخر مثل قطع شدن سر شنیده می شد، او را به تبریز و شیراز اعزام می کنند، ولی گفته می شود که درمان چنین مصدومی کار آن ها نیست و به تهران می برند. حاج رجب در این مدت 26 بار زیر عمل جراحی قرار گرفته تا به شکل امروز درآمده، هر بار در این عمل ها یک تکه پوست از دست، پا یا سرش جدا می کردند و به صورتش پیوند می زدند، از پوست سرش برایش ریش و سبیل ساختند، ولی استخوان دماغش جوش نخورد، خانواده اش می گویند در چهره ای که شما از حاج رجب می بینید، همه چیز ساخته دست پزشکان است. وضعیت حاج رجب بعد از مجروحتیش باعث شده بود تا زندگی خودش و خانواده اش هم مثل صورتش از حالت عادی و طبیعی خارج شود، بچه هایی که تا مدتی قبل از سر و کول پدر بالا می رفتند حالا با دیدنش جیغ می کشیدند و فرار می کردند . او بعد از هر عمل صورتی جدید پیدا می کرد و همین باعث شده بود تا خانواده اش نتوانند به راحتی با این وضعیت کنار بیایند، از همسرش که می پرسم چگونه با این وضعیت کنار آمدید، پاسخ می دهد: کارم شده بود گریه و تا دو سال هر شب با بغضی می خوابیدم که رهایم نمی کرد، یک شب که قبل از خواب بسیار گریه کرده بودم خوابی دیدم که بعد از دو سال خداوند صبری به من داد که تا همین حالا ادامه دارد. خواب دیدم در پایین جایی شبیه به جبل النور کوهسنگی ایستاده ام، مقام معظم رهبری در بالای این کوه دستشان را دراز کرده اند و مرا به بالای بلندی آوردند، مادر شهیدی که در کنارمان ایستاده بود را نشان دادند و گفتند مقام شما با مقام این مادر شهید یکی است. همسر این جانباز 70 درصد بیان می کند: هیچ وقت پیش خدا و بنده خدا از این وضعیت گلایه نکردم، ولی فشار این اتفاق آن قدر بود که تا مدت ها صبح ها به یک دکتر مراجعه می کردم و بعد از ظهرها به یک دکتر دیگر، این اتفاق برای من بسیار سنگین تمام شد، گاهی می گفتم کاش رجب قطع نخاع می شد ولی این اتفاق نمی افتاد، بچه ها نیز کوچک بودند، نمی توانستند با شرایط کنار بیایند و با دیدن چهره پدرشان می ترسیدند. فرزند بزرگ حاج رجب هم می گوید: برای یک کودک دبستانی سخت بود که پدرش در این وضعیت باشد ولی شاید معجزه خدا بود، اینکه هیچ حس بدی نداشتم، پدر را خودم حمام می بردم، لباس هایش را تنش می کردم و با همان سن کم، همه جا با او می رفتم. حاج رجبی که نه دهان دارد، نه فکی و نه دندانی، حالا آرزویش شده تا بعد از 26 سال لقمه نانی را در دهانش بگذارد و غذاهای خانگی را بخورد، همسرش می گوید تا یک سال فقط با سرنگ به حاج آقا غذا می دادم. او 27 سال است که فقط مایعات می خورد. در طول تمام این سال ها کسی پیدا نشد که درد دل ما را بفهمد، فقط می گفتند خدا اجرتان دهد، حاج رجب تنها 30 درصد سلامتی داشت که آن هم دو سال گذشته سکته قلبی کرد و مجبور به انجام عمل قلب باز شد، همیشه می گویم خوش بحال شهدا که شهید شدند، رفتند و راحت شدند، شوهر من جلوی چشمانمان روزی چند بار شهید می شود. در این لحظه فرزند بزرگ حاج رجب دو سال گذشته را به یاد آورد که پدرش را به خاطر عمل قلب باز در بیمارستان بستری کرده بودند، او می گوید: سکته ای که پدرم دو سال پیش کرد از سنگینی همین حرف های مردم بود، زمانی که حاج آقا عمل قلب باز در بیمارستان داشتند، در بخش آی سی یو مانیتورهایی برای ملاقات کنندگان جهت آگاهی از وضعیت بیمارشان نصب شده بود. وقتی برای ملاقات پدر به بیمارستان آمدیم، متوجه شدیم که مانیتور اتاق حاج آقا را قطع کرده اند، با پرس وجوهایی که کردم فهمیدم مردم شکایت کرده و از تصویر پدرم ترسیده بودند، به همین دلیل مانیتور اتاقش را قطع کردند، این قدر رفت و آمد کردم تا پس از مدتی تصویر وصل شد ولی از دور پدرم را نشان می دادند. او تصریح می کند: پرستار اتاق پدرم برای دادن قرص هایش با حالتی خاص دم در اتاق می ایستاد، در حالیکه صورتش را به سمت دیگری می برد تا پدر را نبیند، قرص ها را دست من می داد تا به او بدهم، درحالی که این ها وظیفه پرستار است، من به آن پرستار گفتم، پدرم ترس ندارد، او فقط یک جانباز است، همین. ما غرق سوال و جواب و نگاه به صورت نداشته حاج رجب بودیم و او نگران دهان خشک مهمانانش، در طول مصاحبه بارها صحبت های فرزند و همسرش را قطع می کرد و با دستانش به سمت میوه و چای هایی که مقابلمان بود اشاره می کرد، به اصرار حاج رجب گلویی تازه می کردیم و دوباره سوال و جواب هایمان را از سر می گرفتیم. دو سال است که کسی به همسرم سر نزده از خانواده اش پرسیدم در این 26 سال که حاج آقا جانباز و از کار افتاده شده بودند با داشتن 6 فرزند آیا مشکل مالی هم داشتید؟ همسرش پاسخ داد: با همان حقوق ماهانه بنیاد زندگی مان می چرخد، چند سال پیش خانه ای برایمان گرفتند که برای داماد کردن آخرین فرزندم مجبور شدم آن را بفروشم و در حال حاضر هم مستاجریم، یک بار به بنیاد جانبازان زنگ زدم و گفتم برای عروسی یکی از فرزندانم یک میلیون تومان وام می خواهم، آن ها هم پاسخ دادند ما پول نداریم قبض آب و برق اینجا را پرداخت کنیم، چگونه به شما وام بدهیم؟ همسر حاج رجب تاکید می کند: من هیچ انتظاری ندارم که کمک مالی بشود، ولی حداقل اگر خبری از همسرم بگیرند بد نیست، حدود دو سال است که از طرف بنیاد هیچکس به ما سر نزده، دلیلشان هم این است که بنیاد پول آژانس برای سرزدن به جانبازان را ندارد، به نظرم بنیاد بین جانبازی که روی ویلچر می نشیند، با سایر جانبازها تبعیض قائل می شود. حاج رجب 26 سال در آرزوی دیدن مقام معظم رهبری است اگر حاج رجب را از نزدیک می دیدی، کنار آمدن با این جمله که دو سال است کسی به او سر نزده، برایت بسیار سخت می شد، خواستم سوال کنم در طول این 26 سال چه کسانی به دیدن حاج آقا آمدند، آیا ایشان دیداری با مقام معظم رهبری، امام جمعه مشهد یا ... که پسرش با خنده ای حرفم را قطع کرد و گفت: دو سال گذشته قرار بود پدرم در حرم امام رضا دیداری با رهبری داشته باشند، ولی وقتی در صحن حرم مسوولان با چهره پدرم روبه رو شدند طور دیگری برخورد کردند. من نمی توانستم پدرم را با این وضعیت تنها در میان آن جمعیت رها کنم، با او از حرم برگشتم در حالی که آرزوی دیدار با مقام معظم رهبری همچنان بر دلش مانده است. فرزند این جانباز 70 درصدی می گوید: حاج آقا خیلی مظلوم است، بدنبال جایگاه نیست، ولی داشتن یک دیدار با رهبری فکر نمی کنم برای چنین جانبازی خواسته بزرگی باشد. سخن گفتن از 26 سال تنهایی حاج رجب و فرزندانی که یک بیرون شهر رفتن با پدر، بزرگ ترین آرزوی شان شده تمامی نداشت، وقتی یکی از عکس های او در اینترنت و برخی شبکه های اجتماعی منتشر می شود، عده ای نظر می نویسند خدا به این مرد اجر دهد، اما دلیل نمی شود که فرزندانش با سهمیه به دانشگاه بروند. این حرف ها بر دل دختر کوچک حاج رجب که از وقتی به دنیا آمده صورت پدر را به همین شکل دیده، سنگینی می کند، او با بغضی که سعی در فرو بردن آن دارد، می گوید: به پدرم افتخار می کنم، او سایه سر ماست، اما طاقت نگاه ها و حرف های مردم را ندارم. باور کنید حسرت یک پارک رفتن یا زیارت رفتن برای یک کودک آن قدر بزرگ است که با یک سهیمه کنکور نمی توان آن را جبران کرد، من درس خواندم و امسال بدون استفاده از سهمیه به دانشگاه رفتم. دلم می خواست بنشینم کنار حاج رجب تا جواب همه سوالاتم را از دهان نداشته خودش بشنوم، زبان او برای حرف زدن خیلی سخت می چرخید، اما دیگر طاقت نیاوردم، کنارش نشستم، پرسیدم حاج آقا حرم امام رضا که می روی از او چه می خواهی؟ آرزویت چیست؟ دور گوش هایش باندپیچی بود و صدایم را به سختی می شنید، سوالم را بلندتر تکرار کردم و گوش هایم را تیزتر، خودکارم را آماده در دستانم گرفتم تا از آرزوهای حاج رجب کلمه ای را جا نیندازم، دیدم دو دستش را به سوی آسمان دراز کرد و گفت می خواهم خدا از من راضی باشد منتظر بودم تا حرفش را ادامه دهد، اما با دستمالی که در دستش بود گوشه همان چشم کوچکی که در صورتش کمی سالم مانده بود را پاک کرد و دیگر چیزی نگفت. حالا حاج رجب با سیرت است و بی صورت، در میان مردمی راه می رود که همه آن ها بی آن که بدانند این صورت را چه کسی و برای چه چیزی از او گرفته، نگاهشان را از حاج رجب می دزدند، شاید حق دارند، نمی دانند که او صورت داده برای نترسیدن ما، برای آرامشی که هنگام غذا خوردن در یک رستوران به آن نیاز داریم، رستورانی که روزی گذر حاج رجب و فرزندش به آن جا افتاد و صاحبش به خاطر آرامش مشتری هایش او را به آنجا راه نداد. خودش زبانی برای گلایه کردن ندارد، اما دل همسرش سخت شکسته، دلگیر است از وقتی که با شوهرش بیرون رفته بود، مادری که فرزندش گریه می کرد آنها را می بیند، انگشت اشاره اش را سمت حاج رجب دراز می کند و می گوید پسرم اگر گریه کنی می گم این آقا تو رو بخوره . برای همسرش سخت است تا به مادر آن کودک بفهماند شوهرش صورتش را فدا کرده تا دیگر هیچ کسی جرات نکند در خاک وطنش به فرزندان این کشور نگاه چپ بیندازد. نمی دانم چگونه، اما آسان نیست جبران زخم زبان ها و نگاه هایی که باعث شده تا آخرین خاطره بیرون رفتن دو نفره این زن و مرد به دو سال قبل باز گردد و آنها دو سال از اینکه نمی توانند با هم به پابوسی امام رضا(ع) بروند حسرت بخورند . همسرش می گوید: طاقت شنیدن حرف های مردم را ندارم، وقتی بیرون می رویم و به حاج رجب توهینی می کنند، نمی توانم ساکت باشم، جوابشان را می دهم و در نهایت دعوایی بلند می شود، حالا ترس از همین دعواها دو سال است ما را خانه نشین کرده است. به حاج رجب می گویم دلت که می گیرد چکار می کنی، در این سال ها خسته نشدی، با همان صدایی که حالا شنیدنش برایمان عادی شده بود، پاسخ داد: خستگی از حد گذشته، در هر حالتی خسته ام، چه وقت هایی که در میان جمعیت و شلوغی هستم، یا وقت هایی که استراحت می کنم، روزی هزار بار عذاب وجدان دارم که چقدر مردم با دیدن من اذیت و ناراحت می شوند. این صورت برای من عادی شده ولی برای مردم نه. حاج رجب نوه هایی هم دارد که بودنشان او را کمی از تنهایی درآورده، در طول مصاحبه شنیدن غصه های پدربزرگ برایشان آسان نبود، دور او می گشتند و هوایش را داشتند، نادیا، نوه بزرگش کلاس پنجم دبستان است، او می گوید: جشن تولدهایمان را اینجا در خانه پدربزرگ می گیریم، عیدها پیش او می مانیم و پدربزرگ به ما عیدی می دهد، دوست داریم با او بیرون برویم اما طاقت حرف های دیگران را نداریم. اما عشق که باشد، خلاصه شدن زندگی برایت در یک چهار دیواری آن قدرها هم تلخ نمی شود، کنار همسرش نشستم، آرام به او گفتم در این 26 سال فکر جدایی به سرتان نزد، خندید و گفت: چند سال پیش همسر یکی از جانبازان که دوست من هم بود، زنگ زد، گفت اگر شوهر من وضعیت حاج رجب را داشت حتما از او جدا می شدم ، بعد از این تماس تلفنی تا چهار سال نتوانستم با این دوستم ارتباط برقرار کنم، حرفش به دلم سنگین آمد و به شدت مرا ناراحت کرد. از حاج خانم می پرسم شما که اکثرا در خانه اید، با آقا رجب دعوایتان هم می شود، صورتش غرق تبسم می شود و می گوید بله، چرا دعوا نکنیم گفتم آخرین بار کی دعوایتان شد، با لبخندی که حال و هوای ما را هم عوض کرد، گفت قبل از آمدن شما ، پرسیدم سر چه چیزی، پاسخ داد: داشتم برای آمدن شما خانه را آماده می کردم که حاج آقا با فلاسک چایی اش آمده بود بالای سرم و اصرار داشت تا همان لحظه برایش چایی درست کنم. *** به صورت نگران حاج رجب نگاه می کنم که گویا این روزها در هیاهو و کش مکش های سیاسی گم شده، او روزگاری برای این نگرانی جانش را کف دستانش گذاشت، بی سر و صدا رفت، بی سر و صدا و بی صورت هم بازگشت تا امروز منافع ملی و صورت نداشته اش در میان دلواپسی های نابه جای عده ای به فراموشی سپرده شود. حاج رجب نقاب نمی زند، برخلاف خیلی از آدم هایی که چهره واقعی شان را پشت شعارها و نگرانی های ساختگی شان پنهان می کنند، او با همین حالش هم از فضای سیاسی کشور بی خبر نیست، از میان برنامه های تلویزیونی فقط اخبار را نگاه می کند و از هیچ راهپیمایی یا انتخاباتی جا نمی ماند . حاج رجب خودش است، بی هیچ نقابی، حتی می توانی لبخند خدا را بر روی لب های نداشته او ببینی، صورت حاج رجب جایی جا مانده که هرگاه خواستی روی ماه خدا را ببینی، می توانی به اینجا بیایی، اینجا می توانی امضا و دست خط خدا را ببینی که بدون هیچ پرده ای بر صورت او به یادگار مانده است. ...
دست پنهان بقایی
ببرند و امام هر نظری که دارند اعمال بفرمایند. مرحوم آیت اله منتظری پیش نویس را بردند خدمت حضرت امام . ایشان بعضی از بخش های آن را خط زده بودند و فرموده بودند این چیزهایی که شما نوشتید جزو اختیارات امام و ولایت هست. اما صلاح نیست در قانون اساسی بیاید.و بیشتراز این موارد را من صلاح نمیدونم.چیزی که امام مشخص کرده بودند همان به عنوان اصل 110 قانون اساسی در مجلس خبرگان به تصویب رسید.. بنابراین می توانیم
تلاوت های فاخر حواله ای از سوی خداوند است/ ضرورت رعایت 3 مرحله قرآن خوانی، قرآن دانی و قرآن باوری
تکان دهنده است. آداب تلاوت شامل طهارت جسم و روح هر دو است این استاد پیشکسوت قرآن افزود: علما کتاب هایی را درخصوص آداب تلاوت قرائت قرآن نگاشته اند که قاری بهتر است آنها را تلاوت کند و آن آداب را در تلاوت هایش رعایت کند. آداب تلاوت شامل طهارت جسم و روح است و هنگامی که این دستورات را هنگام قرائت کردن قرآن اجرا کنیم و به این بی اندیشیم که دنیا و آفات دنیا خیلی کمتر از این است که
غرب مخالف دستیابی فرزندان ایران اسلامی به درجات بالای علمی است
1394/5/13 - 15:57 476907 به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از رشت، آیت الله زین العابدین قربانی، نماینده ولی فقیه در گیلان و امام جمعه رشت امروز(13 مرداد) در مراسم تجلیل از دانش آموزان منتخب کنکور سراسری که در بیت آیت الله قربانی برگزار شد، با تبریک این موفقیت بزرگ به جامعه فرهنگی استان، اظهار کرد: دانش سرمایه ای است که انسان را در زندگی عزیز و موفق می کند. وی با بیان اینکه