سایر منابع:
سایر خبرها
گزارشی از تجاوز داعش به دختران ایزدی
/> یک دختر 15 ساله ایزدی که در ماجرا حضور داشته می گوید تروریست ها، دختران مجرد را نیز از مادران و دیگر اعضای خانواده خود جدا کرده و آن ها را سوار اتوبوس هایی کرده و آن ها را به موصل و برخی دیگر از شهرهای تحت کنترل داعش منتقل کرده اند. پس از گذشت مدتی، آن ها دوباره تقسیم بندی شده و با اتوبوس هایی به سوریه و دیگر مناطقی از عراق که در تصرف داعش قرار دارد منتقل شده اند. گزارش های منابع محلی
زندگی سیاسی فائزه هاشمی از مجلس پنجم تا زندان مهدی
به گزارش خلیج فارس ؛ پوست اندازی جریان راست سنتی و نوسازی جریان چپ که به زودی به دوم خرداد تغییر نام داد. به همین خاطر نحوه تعامل آن مجلس به دولتی که قصد نوسازی سیاسی داشت، ازجمله مواردی است که تاکنون کمتر در تحلیل ها به آن پرداخته شده است. در کنار آن حوادث سیاسی، روی دادن برخی مسائل اجتماعی هم در جای خود قابل تأمل است؛ مثل انتشار روزنامه های دوم خردادی و یک روزنامه مختص زنان و ظهور و بروز برخی چهره ها که هم اکنون در خارج از مرزها هستند. به همین منظور با فائزه هاشمی که اولین و آخرین حضور نمایندگی خود را ...
راز کشف جسد 2 زن جوان
تدبیر24 : ساعت 7 بامداد سیام تیرماه سال جاری مردی در تماس با پلیس 110 گفت که جسد زنی جوان را در زمین های کشاورزی نزدیک خانه اش دیده است. در پی این تماس مأموران پلیس بلافاصله به محل که در اطراف روستای نزل آباد سبزوار بود اعزام شدند و جسد زن جوان را درحالیکهیک روسری به دور گردنش پیچیده شده بود کشف کردند. تحقیقات میدانی پلیس نشان می داد جسد متعلق به زنی 30 ساله به نام هاجر و اهل شهرستان
باند خانوادگی سرقت از مشتریان بانک ها
خیابان سپید شمالی واقع در شهرک ولیعصر ادامه مسیر دادم ؛ با اطمینان از دور شدن از شعبه بانک نعمت آباد، کیف دستی خود را در زیر صندلی شاگرد راننده قرار گذاشته و مشغول به پنچرگیری ماشین شدم که ناگهان جوانی حدودا 35 ساله در یک لحظه و در زمان انتقال لاستیک خودرو به داخل صندوق عقب، اقدام به سرقت کیف پول ها کرد و بلافاصله سوار یک دستگاه موتورسیکلت طرح هوندا 125 شد و همراه همدستش (راننده موتور) فرار کرد.
خاطرات فائزه هاشمی از مجلس پنجم، نامه به ناطق و بازدید از مزار شاه
شوند. اما جمعیت حاضر که در مسجد بودند جلو آنها را گرفتند. حتی من خطاب به آنها گفتم یکی از شما بیاید و صحبتش را طرح کند. اما باز هم مردم نگذاشتند که این اتفاق بیفتد. چون بلافاصله شروع کردند علیه دوچرخه سواری بانوان حرف زدن که با عکس العمل مردم و به خصوص جوان ها مواجه شد و فرصت به پاسخ دادن من نرسید. اما صحبت شما درباره حجاب، مربوط به وقتی است که من در مجلس بودم و روزنامه زن را منتشر می کردم. آنها
سه روایت از زندگی سه بانوی معتاد
کمپ می آید تا از پاکی خود اطمینان حاصل کند، در حالی که گریه می کند می خندد و می گوید: هر که مرا امروز ببیند گمان می کند زنی 40 ساله هستم. قصه مینا، ویدا و مریم را می شنوم، در آخر می خواهم حرف آخرشان را بگویند، هر سه به مینا نگاه می کنند و مینا شروع می کند: ای کاش دختران قبل از فرار از خانه کمی به عاقبت کارشان فکر کنند، ای کاش پدر و مادرها کمی دست از تعصبات جاهلانه خود دست برمی داشتند و
هشت واقعیت درمورد ایران که ممکن است شما را شگفت زده کند
غذا می پزند. اما با وجود تحریم ها و کمبود جهانگرد در ایران ، هماهنگی چنین سفری به آن کشور غیر ممکن بود. وقتی در سفارت ایران منتظر ویزای خود بودم، یک زن ایرانی که کنارم نشسته بود، دستش را به سمت من تکان داد و گفت: به بازار برو و وانمود کن که سر در گم شده ای. در چنین وضعیتی کسی پیدا می شود که تو را به خانه خود ببرد. در اولین روزی که در آن کشور بودم با یک مرد جوان نسبتا بدخلق و
بازخوانی مشهورترین پرونده جنایی تهران
قرار گرفت و برای آن هم مدتی در زندان به سر برد. بعد از اینکه آزاد شد، همان کاری را که در آن تخصص داشت از سر گرفت؛ دزدی ماشین و خرده ریزهای دیگر. بعد از آن، شهر به شهر گشتن و بارها باز داشت شدن، تجربه اش را بیشتر و بیشتر کرد تا این که 10 سال بعد در 1372 دوباره دستگیر شد. این بار ماجرا جدی تر بود. چند زن جوان شکایت هایی در مورد آدم ربایی، تجاوز و دزدیده شدن طلا و پولشان توسط دو سرنشین یک
وقتی صدای سیمین غانم، جان یک راننده را نجات داد
به گزارش ستاره ها، او در این خاطره گفته: چند سال پیش سوار آژانس بودم که راننده مرا شناخت و گفت یک بار صدای شما جان مرا نجات داد.گفتم چطور؟ گفت چند سال پیش در جاده شمال بودم و نوار شما پخش می شد که یکباره ترمزم برید و ماشینم به دره سقوط کرد و جای پرتی بود که هیچ کس عبور نمی کرد، پاهایم زیر ماشین گیر کرده بود. ضبط افتاده بود روی شاخه درخت و صدا قطع نشده بود. شما این کیه، این کیه را می خواندید و
جعبه سیاه سرکوب مشروطه
، شخصیت و فعالیت های ذکاء الملک، مدیر مدرسه سیاسی ایران و موضوعی مانند تاثیر تمدن عربی بر فرهنگ فارسی را مورد بررسی قرار میدهد. او تلخیصی از موضوعات مطرح در مطبوعات روز ایران مانند حبل المتین، صوراسرافیل، ایران نو و غیره را ارائه کرده و به دستگیری و اعدام دو روزنامه نگار انقلابی ایران یعنی میرزا جهانگیر خان و ملک المتکلمین می پردازد. او اشاره کرده است که یکی از آنها به هنگام تیراندازی علیه
قتل عام خانوادگی به خاطر مخالفت با خواستگاری+عکس
نمی دهند. من هم عصبانی شدم و با چاقوی بزرگ آشپزخانه ضربه ای به تلویزیون زدم. پدرم گفت حامد دیوانه شده، زنگ بزنید بیایند او را ببرند امین آباد. من دیگر کنترلی روی رفتارم نداشتم و با چاقو ابتدا ضربه ای به پدرم زدم. او و خواهرم قصد فرار داشتند که آنها را نزدیک در ورودی زدم و بعد مادرم را در راه پله ها مجروح کردم. بعد از آن نمی دانستم چکار کنم. به اتاقم رفتم و ماموران آمده و مرا دستگیر کردند.
انکار جنایت در ساختمان نیمه کاره
به گزارش جوان، عصر روز هفتم دی ماه سال 86، زن و مرد میانسالی به اداره پلیس رفتند و گم شدن ناگهانی دختر 25 ساله شان را به نام مریم خبر دادند. آنها در توضیح ماجرا گفتند: چند روز پیش دخترمان برای انجام کاری سوار بر خودروی خود از خانه خارج شد اما دیگر برنگشت. در این چند روز به جاهایی که احتمال می دادیم رفته باشد، سر زدیم اما وقتی نشانی از او پیدا نکردیم، تصمیم گرفتیم از پلیس کمک بگیریم. بعد از مطرح
سرقت های سریالی از مشتریان بانک ها
صندوق عقب، کیف مرا سرقت کرد و بلافاصله سوار موتورسیکلت طرح هوندا 125 شد و همراه همدستش که راننده موتور بود، فرار کرد .کارآگاهان با توجه به شیوه و شگرد سرقت، اطمینان پیدا کردند سارقان، مال باخته را از داخل بانک زیرنظر داشته اند؛ به همین دلیل به بررسی تصاویر به دست آمده از دوربین های مداربسته پرداختند و در نهایت موفق به شناسایی یکی از مجرمان سابقه دار به نام محمدرضا (46ساله) شدند. بررسی
سویی نداشتن چراغ خانواده چراغی
/> پدرم اصرار داشت که شما حق توقیف ماشین را ندارید و باید با پلیس 110 تماس بگیریم. پدرم شروع به تماس گرفتن با پلیس کرد که ناگهان ماموران همزمان با او درگیر شدند و یکی از آنها از پشت، دست های پدرم را گرفت و بقیه مشغول ضرب و شتم او شدند. هنگامی که داشتم از ماشین پیاده می شدم؛ دیدم یکی از ماموران با پنجه بکس به سمت چپ سر پدرم ضربه ای وارد کرد و پدرم به زمین افتاد. قصد نزدیک شدن به پدرم را که بی هوش روی
بازیگری خودم را اصلا دوست ندارم!!
قصه ها در پاسخ به این پرسش که سینما برای شما چقدر اولویت دارد ، گفت: باید شرایط جدی را برای من فراهم کند اما هنوز این اتفاق نیفتاده است. تفاوت بازی من در تئاتر و سینما مانند تفاوت فوتبال در زمین چمن و سالن است. یک فوتبالیست در چمن چه حسی دارد؟! نمی توان او را به داخل سالن برد. برای ما رفتن به سینما مانند فوتبال داخل سالن است. به آن اندازه مرا درگیر نمی کند در حالی که تئاتر بازیگرانی مثل من را خیلی
در تلویزیون روزمرّگی غالب است
بهتر می شد. فیلم خاصیت های ویژه ای دارد؛ برای مثال لوکیشنی که در خانه سوخته و شبیه یک صحنه نمایش است با اینکه در سینما هستیم و با دکوپاژ و رفت و آمد بازیگرها و میزانسن های روی صحنه طرفیم. در همین میان باتلاقی میان سینما و تئاتر انگار روبه رو هستیم و این خاصیت به شکل ناخواسته ذهن مخاطب را به این سمت می برد که چقدر سیامک صفری برای این نقش مناسب است. بله، این نکته هایی که می
قتل عام خانوادگی در ایران زمین
کشید به ماموران گفت: پسرم ما را به این روز انداخت. او بیماری روانی دارد و امروز چون قرص هایش را نخورده بود، به جان ما افتاد. اینها آخرین حرف های زن 58 ساله بود. او وقتی به اتاق عمل رفت دیگر بازنگشت و جان خود را از دست داد. به این ترتیب پسر خانواده به اتهام قتل عام خانوادگی تحت بازجویی قرار گرفت. وی در بازجویی ها با اعتراف به جرم خود، به ماموران گفت: ماجرای درگیری من و خانواده ام به چند
قتل عام خانواده به خاطر دختر مورد علاقه
بود که آمبولانس اورژانس سررسید و پیکرهای نیمه جان مادر خانواده به نام مهری و دختر جوانش به نام مریم به بیمارستان انتقال یافت و این در حالی بود که مأموران پلیس کلانتری پس از دیدن جسد پدر خانواده، بازپرس جنایی تهران را در جریان گذاشتند. تیم جنایی در تحقیقات نخست پی برد پدر خانواده محسن 62 ساله در خانه اش با ضربات چاقو از سوی پسر 33 ساله به نام حامد به قتل رسیده است. بررسی ها
زلزله بزرگ تهران در راه است؟/ برای کجای این برجام جشن بگیریم؟!
/ هاشمی، محافظه کار انقلابی روزنامه اصلاح طلب شرق در مصاحبه مفصل به مصاحبه فائزه هاشمی پرداخته و تیتر آن را نیز "زندگی سیاسی فائزه از مجلس پنجم تا بازداشت مهدی"، برگزیده است. وی در این مصاحبه از دوران نمایندگی مجلس پنجم، روزنامه زن، حضور در اغتشاشات و زندگی در انگلیس می گوید: جریان این بود که بازدید ما از مسجد رفاعی چند روز قبل از یکی از مراسم هایی که مربوط به شاه می شد؛ حالا یا تولد یا
علی حاتمی، سعدی سینمای ایران
ها سر کار پدرهایشان می رفتند. آنجا با حروف آشنا شدم و از آنجا کلام برایم اهمیت پیدا کرد. در کنار آن چاپخانه کلیسایی هم بود ... در چاپخانه حروف مرا تحت تأثیر قرار دادند، در کلیسا نقاشی ها. من تار هم کار می کردم و این زمینه ای شد برای آشنایی من با موسیقی. در خانه عموی بزرگم، یک پروژکتور دیدم، یک پروژکتور 8 میلی متری رسماً اولین بار در آنجا فیلم دیدم. بیشتر کارتون بود و چیزهایی در زمینه های
دستگیری برادران زاغ زن با دهها فقره سرقت
پارک خودرو مراجعه کردم. در حین رانندگی متوجه پنچری خودرو شده اما با این وجود توقف نکرده و با همان وضعیت پنچری خودرو ، تا خیابان سپید شمالی واقع در شهرک ولیعصر ادامه مسیر دادم؛ با اطمینان از دور شدن از شعبه بانک نعمت آباد، کیف دستی خود را در زیر صندلی شاگرد راننده قرار گذاشته و مشغول به پنچرگیری ماشین شدم که ناگهان جوانی حدودا 35 ساله در یک لحظه و در زمان انتقال لاستیک خودرو به داخل صندوق
سیمین غانم: صدایم جان یک نفر را نجات داد
سوار آژانس بودم که راننده مرا شناخت و گفت یک بار صدای شما جان مرا نجات داد. گفتم چطور؟ گفت چند سال پیش در جاده شمال بودم و نوار شما پخش می شد که یکباره ترمزم برید و ماشینم به دره سقوط کرد و جای پرتی بود که هیچ کس عبور نمی کرد، پاهایم زیر ماشین گیر کرده بود. ضبط افتاده بود روی شاخه درخت و صدا قطع نشده بود. شما این کیه، این کیه را می خواندید و همین طور آهنگ اوج می گرفت! و همان جای آهنگ که می گفتید مثل خواب دم صبح به قدری بلند بود که باعث شد چند نفر که از جاده عبور می کردند، صدا را بشنوند و مرا نجات دهند... . ...
خاطرات فائزه هاشمی از نامه به ناطق نوری، بازدید از مزار شاه، مجلس پنجم و بازداشت مهدی
جابه جاکردن کلمات و حذف بعضی از آنها طوری مطلب را می خواند که به نفع خودشان باشد. من دوباره به او نامه دادم و او دوباره جواب من را خواند. بعد هم به من گفتند، شما خیلی زرنگ بودی که باعث شدی در جلسه یک روزه چندین بار نام روزنامه زن تکرار شود. کجا می توان بیشتر از این برای روزنامه زن تبلیغ کرد؟! - در راه مجلس بودم. صبح خیلی عجله داشتم که زود برسم. باید به حدنصاب رسیده و دفاع می کردیم. با
انگیزه در جرایم مطبوعاتی
باید وجود داشته باشد، یعنی کسی که مال دیگری را ربوده، قصد تملک آن را (به عنوان نتیجه) نیز داشته باشد. بنابراین اگر کسی به قصد شوخی مال دیگری را ربوده باشد نه تملک، به دلیل نبود سوءنیت خاص، سارق نیست. در جرایم مطبوعاتی نیز اصولا، سوء نیت خاص ضروری است. یعنی نشریه و روزنامه نگار نسبت به آنچه می کنند، علم و عمد داشته باشند و علاوه بر این، قصد نتیجه مجرمانه هم داشته باشند. مثلا در جرم نشر اکاذیب، بنا به
انتقادحقوقی سلیمی نمین به برخی مسئولان
دولت و حاکمیت قرار گرفتم نباید بی دفاع بمانم و دولت نتواند صدای من را خفه کند. * غرب ملتها را تحقیر می کند من و آقای شعبانی در این نظر با هم توافق داریم که باید نواقص بیان شود. مانند ماجرای خون های آلوده که در قبل از انقلاب هم بسیار اتفاق افتاده است، به عنوان مثال یک کمپانی شیرخشک اسرائیلی، شیرخشک فاسد وارد ایران کرد و روزنامه کیهان در زمان پهلوی دوم اعتراض کرد. از این پرونده
کشیدن سیگار کنار اجساد خانواده
احمد بیگی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. حرف های زن همسایه زنی که موضوع را به پلیس خبر داده بود، گفت: لحظاتی قبل متوجه سر و صدا از خانه همسایه شدم. ابتدا فکر کردم به خاطر اختلاف خانواد گی با هم مشاجره می کنند اما وقتی صدای دلخراشی را از داخل پله ها شنیدم، سراسیمه خودم را به جلوی در آپارتمان رساندم که با جسد خونین مژده زن همسایه روی پله ها روبه رو شدم. خون
اتهام محاربه برای سرکرده گروگانگیران مسلح
کیفرخواست پرونده 9 عضو باند گروگانگیران مسلحی که نوجوان 14 ساله ای را از مشهد ربوده و به افغانستان منتقل کرده بودند در حالی از سوی نماینده دادستان صادر شد که در این پرونده اتهام محاربه برای سرکرده گروگانگیران 6 میلیارد تومانی به چشم می خورد. به گزارش خراسان، صبح سی و یکم فروردین گذشته ماموران کلانتری شهرک ناجای مشهد در جریان آدم ربایی مسلحانه در بولوار وکیل آباد قرار گرفتند و بلافاصله
از گزینه های فتنه گران روی میز موساد وفعالیت بهاییان دربیمارستانها تا توهین به ائمه توسط یک زن رقاص ...
در تابستان گذشته قرار داد 8 ساله با تیم " بلک هاکس " به ارزش 84 ملیون دلار بسته است. ***هتک حرمت پزشک زن توسط سرمربی آبی ها جنجال برانگیز شد روزنامه آ.اس، چاپ مادرید جزییاتی بیشتر از اتفاق پیش آمده بین مورینیو و پزشک زن چلسی را فاش کرده است. آن ها ادعا کرده اند که لب خوان های حرفه ای تشخیص داده اند که مورینیو در جریان این اتفاق؛ زمانی که پزشک خانم چلسی با درخواست داور وارد
بنیاد در آینه مطبوعات
مردمی که تنها برای هم پیمانی با خط شکن ها و شهدای غواص آمده بودند. از آن همه برج و ساختمان های مرتفع میدان هاشمیه مشهد تنها چیزی که بیشتر از همه خودنمایی می کرد غربت پیکر شهدایی بود که عاشقانه بر دستان مردم آرام و قرار نداشت. پیر و جوان، زن و مرد، کودک و بزرگسال با حضور گسترده، نگاه همگان را به خود معطوف کرده بودند؛ همه با پرچم هایی که در دست گرفته بودند و روی آن نام یاحسین (ع) و یازهرا (س) خودنمایی
افشای دزدی های 2 برادر
گذاشته و مشغول به پنچرگیری خودرو شدم که ناگهان جوانی 35 ساله در یک لحظه و در زمان انتقال لاستیک خودرو به داخل صندوق عقب، اقدام به سرقت کیف پول کرد و بلافاصله سوار یک موتور هوندا 125 شد و با همدستش فرار کرد . با توجه به شگرد سرقت، کارآگاهان با اطمینان از زاغ زنی دزدان در داخل بانک شعبه نعمت آباد، به بررسی تصاویر به دست آمده از دوربین های مداربسته بانک پرداخته و سرانجام موفق به شناسایی یکی از