سایر منابع:
سایر خبرها
مجلس شب های رمضان مسجد ارگ چگونه پا گرفت؟
کس نیست که حرف آخر را بزند. به نظر شما، رئیس مداح ها کیست؟ . خود خدا و امام حسین (ع)! در شب های ماه رمضان در لیلة القدر چه می خوانیم؟ اولین کسی که اهل بیت (ع) را مدح کرده، خود خداست. ما یکی . دو بار چیزی تحت عنوان چارت یا تشکیلات درست کردیم و پیش نویسی خدمت آقا دادیم، اما هنوز ایشان کسی را قابل ندانسته اند که مسئول شود. در مسیر پیشکسوتان از ما پیرتر بوده و هستند؛ مانند مرحوم آقای آهی و
شیری: با استقلال قراردادی نداشتم که من را استقلالی می دانند
عنوان بازیکنی که به او کار کردم آشنا هستم و وقتی به من پیشنهاد داد برحسب شاگرد استادی گفتم چشم روی نظر شما فکر می کنم. اما خصوصیات، سلایق و اهدافی که من داشتم با استقلال همخوانی نداشت و به همین خاطر در پیکان ماندم و سخت کار کردم تا به این فرصتی که الان به دست آوردم در پرسپولیس برسم. از منصوریان ناراحت نیستم و رفتار او برای من منجر به خیر شد تحلیل خودت درباره منصوریان بابت این رفتاری که
حجازی عزتش را به هیچ چیز و هیچ کس نفروخت
. دورادور پیگیر اخبار فوتبال هستم. اگر بتوانم روزی خودم تیمیداشته باشم همه چیز در اختیار خودم باشد و میخوام ثابت کنم که میشه تو دنیای فوتبال هم سالم کار کرد. و بهترین خاطره شما از مرحوم ناصرخان؟ خاطره زیاد هست ولی بهترین آن شبی بود که شب تولد من بود و تونستم جواب بله رو از ایشون بگیرم. از زمانی که رسما خواستگاری رفتم تا عقد سه ماه طول کشید. اون سه ماه سختترین روزها بود من تو تیم ذوب
قرار بود فقط 2سال زنده بمانم/ با مسئولان حرفی ندارم
تئاتری داریم به نام بچه های باران به کارگردانی و سرپرستی حمید کیانیان که برای اولین بار با هدف تئاتر درمانی ایجاد شد. من با آقای حمید کیانیان سال ها پیش در آسایشگاه فیاض بخش آشنا شدم و یکی از عزیزانی بودند که واقعا خیلی به من همیشه محبت داشتند. اکنون سه سال و نیم است که عضو هیئت مدیره گروه باران هستم ولی در سال های قبل به عنوان گوینده یا به عنوان عضو هنری گروه همراهشان بودم
میرحسین گفت آفرین.../الگوی من راکفلر است/ تاالان از هیچ بانکی وام نگرفته ام
ثبت کن. شب که به خانه آمدی آنها را نگاه کن و با وجدانت خلوت کن. در واقع یک نامه اعمال دنیوی برای خودت درست کن. فردای آن روز سعی کن کارهایی که نمی پسندی را انجام ندهی. اگر این کار را انجام دهی سعادتمند می شوی. *حرف من سابقه دارد. وقتی 16-17 ساله بودم برای اولین بار به آمریکا رفتم. مقابل ساختمانی مربوط به راکفلر اول بود، مجسمه خود راکفلر را گذاشته بودند و سه جمله را نوشته بودند. من جان
سوراخ کردن گوش در مترو بدون درد و خونریزی!
و باید آنتی بیوتیک استفاده کنم. خب تقصیر من چیه؟ خودش گوشش کثیف بود. گفتم: شما خودت مظهر آلودگی هستی. یک لحظه احساس نمی کنی عفونت را تو به گوش دختر بیچاره وارد کرده ای؟ با ناراحتی از جا بلند شد و گفت: تو از اول هم مشتری نبودی و فقط وقت من رو گرفتی. گوش مفت برای شنیدن حرف هات ندارم. دلت سیره و از حال گرسنه خبر نداری. و سوار متروی بعدی شد و رفت! چرا مردم به دستفروشان اعتماد می
بهترین راه تملق بنده برای خداوند چیست؟
، مهم ترین اسلحه یک روز در زدند، خادم خانهٔ حاجی در را باز کرد و دید شاه است. آمد و به حاجی گفت: شاه آمده است. گفت: خودش آمده است، داخلبیاید. آمد و نشست. حاجی صندلی هم برای او نگذاشت. آدمی که تو را از خاک خلق کرده اند، این همه دبدبه و کبکبه لازم نداری؛ روی خاک بنشین! صندلی خاتم کاری برای چه زیر پایت می گذاری؟ میز خاتم کاری برای چه جلویت می گذاری؟ آرام زندگی کن، آدم زندگی کن! حاج ملا هیچ چیزی
دلسردی در زندگی مشترک، کمکم کنید
هنوز می خواهید دختر فلان شخص باشید، پس چرا ازدواج نمودید؟ چرا شما پدر عزیز! ای الگوی مهربانی ها! از مرکب غرور پیاده شوید! هیچ خبری نیست! 2- کمی چاشنی احساس، بد نیست! در مقابل کارهای همدیگر بی احساس نباشید! در نظر بگیرید که همسر مهربانتان هدیه یی برای شما خریده است. او با احساسات و عواطف خود فکرهایی دارد؛ مثلا این مانتو را برای همسرم می برم، به او می دهم و می گویم که به یاد تو بودم
شرح دعای روز نهم ماه مبارک رمضان
درخشانت راهنمایی کن و عنانم را جهت رضایت همه جانبه ات در دست گیر به حق مهربانی و محبتت، ای آرزوی مشتاقان! *راضی به رضای خدابودن به چه معناست آیت الله روح الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران در شرح دعای روز نهم ماه مبارک رمضان می گوید: پروردگارا در این روز و در این ماه نصیبی از رحمت خودت عطا فرما و مرا به ادلۀ روشن خود هدایت فرما و
هر وقت شیشه مصرف می کردم و حالم خوب بود تصمیم می گرفتم... + عکس
با فرد دیگری دوست شده است. از همان روز به بعد از زنان عقده گرفتم. درسوابق ات آمده اتهام قبلی تو هم تعرض به زنان است. (سکوت متهم) شما وضع مالی خوبی داشتید چرا دست به سرقت زدی ؟ پدرم وقتی فهمید شیشه ای شده ام به من پول نمی داد. من عاشق خودرو بودم او هم گفت هر وقت اعتیادت را ترک کردی برایت ماشین می خرم. زیادتر توضیح بده ؟ هر وقت شیشه
تهدیدم کرد که اگر تن به خواسته اش ندهم عکس هایی را که از من گرفته برای شوهرم می فرستد
تماس بگیرم. تا صبح هزار فکر از ذهنم گذشت. سردرد گرفته بودم. صبح زود از خانه بیرون رفتم و با آن شماره تماس گرفتم. مرد جوانی از آن سوی خط جواب داد. صدایش برایم آشنا نبود. با عصبانیت از مرد مزاحم خواستم دیگر تماس نگیرد و برایم پیام نفرستد. اما او با خونسردی صحبت می کرد و به من گفت: چیزی از تو نمی خواهم. من آدم تنهایی هستم و فقط می خواهم با تو صحبت کنم تا آرام شوم . این حرفش زیادتر ناراحتم
چرا برای سلامتی و فرج امام زمان(عج) دعا می کنیم
اینجا جای شمشیر امام زمان است. بعضی فکر میکنند امام زمان می آید، همه را از دم می کشد. اینطور نیست. أَیْنَ هَادِمُ أَبْنِیَةِ الشِّرْکِ وَ النِّفَاقِ (مفاتیح الجنان،ص535) در دعای ندبه داریم امام زمان تو می آیی و ساختمان های کفر و نفاق را خراب می کنی. بنا نیست که هرکس... امام زمان را به عنوان یک امام خشن معرفی کردن غلط است. بعضی ها مدعیان دروغی هستند. یا می گویند: من نیابت خاص دارم. یا
صدایی می گفت دخترها را سوار کن!
گرفتم. خرج شیشه خیلی گران می شد. چند بار دزدی کردم از آنجایی که دزد نیستم، خیلی زود لو رفتم. بار اول افتادم زندان. از زندان که بیرون آمدم فهمیدم ملیحه ازدواج کرده؛ او دیگر هیچ وقت جواب من را نداد. بعد در خیابان راه افتادی که از زن های دیگر انتقام بگیری؟ آره دقیقاً همین بود. از همه خانم ها متنفر شده بودم. حتی با مادر و خواهر خودم هم حرف نمی زدم. مگر کاری داشتم یا درخواستی
چک میلیونی رژیم بعث برای حمایت از معارضان در خوزستان/ چرا خرمشهر؟
این ماجرا کجاست، جز اینکه ارتش وارد خرمشهر شود. * خرمشهر، دریایی از خون این بار سرهنگ دوم ستاد ثامرا احمد الفلوجی از روزهای خونین خرمشهر می گوید: من فرمانده گروهان سوم تانک لشکر سوم بودم. در واقع لشکر سوم یکی از لشکرهای طلایی ارتش عراق به حساب می آمد. من از فرمانده لشکر سؤال کردم: آیا عملیات آغاز شده است؟ گفتم: بله؛ رهبری خواستار بازپس گیری همه سرزمین
دانشجوی مغرور با یک نگاه و یک پک ساده اسیر کیانا شد
خودخواه و مغرور شده بودم که جز پدر و مادرم همه از من فراری بودند. حتی برادر کوچکم گاهی می گفت: "خواهرجون، قبل از این که بروی دانشگاه خیلی مهربان بودی اما الان یک جوری شدی. دیگه حتی نمی شود باهات حرف زد. مگه قبولی تو دانشگاه اینقدر پز و افاده دارد؟! " و من در جوابش می گفتم: "می دانی بدون سهمیه با رتبه هشتاد در کنکور قبول شدن یعنی چه؟! من یک نابغه ام، یک مغز طلایی دارم که به واسطه آن می
پدر شهید محمدحسین تاریوردیان راهی دیارِ فرزند شد/ مرحوم حاج علی اصغر: او باید شهید می شد، به فکر مقام ...
خودش شاه شود . او گفت: نمی تواند! شاه خداست! . بعد از شش ماه تو چهارزانو راه می رفتی که پدرت آمد و گفت: ننه! رضاخان شاه شد! یک بار وقتی کوچک بودیم مادرم دست ما را گرفت و ما را به باغ های باغمیشه میدان قطب آورد که شاه می آید برویم و نگاه کنیم! بعد زمانی که ما تازه به مسجد برای یادگیری الفبا می رفتیم کشف حجاب شروع شد. بزرگ ترهای محله را به خانه یکی از ثروتمندان محله دعوت کردند. پدربزرگ ما در
نعمت به ما نچسبیده، نعمت را به ما داده تا با آن کار کنیم
می خورد به سیمان جوی، بلندت می کنند آب قند به تو می دهند، حال که آمدی قرآن می گوید تا آخر عمرت دیگر هیچ چیز یادت نمی آید، همه علمت را درجا از تو گرفتم، جاهل محض می شوی. من یک ثروتمندی را خودم دیدم اگر روی منبر بخواهم درست بگویم که برایم دروغ ننویسند مقداری کم می کنم ده تا کارخانه عظیم در همین کشور داشت. هر ده کارخانه هم بی نمونه بود، من او را صد بار دیده بودم، تمام ثروت او یک شب به طور
می خواهم با جناب خان به جام جهانی بروم
ممکن است تماشا نکند. اما وقتی بازی ها وارد دور حذفی می شود همه را دنبال می کنم و باید ببینم. تا جایی که می دانم طرفدار تیم ملی آلمان هستی. تیم دوم هم داری؟ شک نکن طرفدار آلمان هستم و جدای از عرق ملی که باعث می شود طرفدار تیم ملی ایران باشم، به جز تیم آلمان طرفدار هیچ تیمی نیستم و اصلا تیم دومی برایم وجود ندارد. آلمان زمانی بدترین تیم جهان بود و منی که هوادار آن تیم بودم، با
از عشق انقلابی تا همراهی دکتر چمران
من هنوز دارم نذرهای بدنیا آمدن تو را ادا می کنم که پاسخ داد نَه مامان، به حضور ما احتیاج دارند . در ابتدا هم به من نگفته بود که به جبهه جنوب می رود و می روم تهران، روی همین حساب به خواهرم می گفتم آجی عباس خیلی میوه دوست دارد برایش میوه بخر تا تقویت شود و او هم گوش می داد. تا اینکه یک روز برایمان نامه ای فرستاد تا به دست خواهرش برسد از قضا نامه به دست من افتاد و بردم که همسایه مان برایم
ماجرای روحانی شهیدی که تا لحظه جدا شدن سرش ذکر گفت
هایتان اشاره کردید که ورزشکار بودید. در چه رشته ای فعالیت می کردید؟ من بوکسور بودم. بدن قوی داشتم و شاید همین قدرت بدنی ام باعث شد در ماجرای اسارتمان همراه شیخ زنده بمانم. اولین بار که ماجرای اسارت شما را شنیدم این سؤال برایم پیش آمد که چطور به دست عراقی ها افتادید؟ مگر موقعیت دشمن را نمی دانستید؟ عراقی ها وقتی 21 مهرماه وارد پلیس راه خرمشهر شدند و به اولین دیوارهای شهر دست
اصلاح طلبان عینک دودی را هم نماد استکبار می دانستند!
دستِ چپ ها بود فقط مرکز هنری دست ما بود که یک نفر اخراجی نداشتیم. ** خاتمی یک ضعف مهم داشت؛ اعتماد بیش از حد به اطرافیان تسنیم: آشنایی شما با آقای خاتمی از وزارت ارشاد شکل گرفت یا قبل انقلاب با ایشان مراوده داشتید؟ عبدخدایی : از اول انقلاب من با ایشان آشنا بودم. پدر ایشان آیت الله حاج روح الله خاتمی بود که از قبل با ایشان آشنا بودیم و جزء مبارزین بود و ایشان هم
چگونه توجه امام زمان(عج) را به خود جلب کنیم
است که آقای وهابی، تو یک آیه را فهمیدی و از این آیه غافل شدی. آیه دیگر جای دیگر می گوید: فَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَر (شعرا/213) گرفتید چه شد؟ با خدا احدی را نخوان، یک آیه بود. جای دیگر می گوید: با خدا احدی را به عنوان خدا نخوان. ما یا حسین که می گوییم، حسین را به عنوان خدا نمی خواهیم، حسین بنده خداست. قتل فی سبیل خدا ! پس اگر قرآن می گوید: احدی را صدا نزن، فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ
مردم از ما جلوترند
می رسد و آنچه ما به عنوان مدینه فاضله در انقلاب دنبال می کردیم. چون قرار بود هم استقلال به دست بیاوریم و هم حقوق شهروندی را که همان موقع زیر پا گذاشته می شد. وی اضافه کرد: همان طور که تاریخ نشان می دهد این اتفاق نیفتاد و رئیس دولت اصلاحات پیگیر همان روند قبلی شد تا این اتفاق ماندنی شود ولی غافل اینکه آنچه حاصل همه این 11 برنامه توسعه بود، یکسری طرح های عمرانی شد و آنچه به عنوان توسعه مطرح می شود که
دام شیخ نشین میلیاردر برای تصاحب دختر ایرانی در حجله !
قید خانواده و همه چیز را زده بودم پس باید هر سختی را به جان می خریدم. در جواب محسن گفتم: عیبی نداره، هر چقدر طول بکشه صبر می کنم. من به خاطر خواننده شدن از خونه فرار کردم و با مکافات اومدم اینجا. هر کاری لازم باشه می کنم. فقط پول زیادی همراهم نیست. با این پول نمی تونم تا ویزام جور بشه تو هتل بمونم! محسن در حالی که ساک دستی کوچکم را داخل تویوتای آخرین مدلش می گذاشت گفت: تو غصه پول رو
چند روایت ناگفته درباره امام جمعه فقید ارومیه
ماجرا را از زبان حسنی بشنوید: حدود 24 ساعت در این زندان اسیر بودم. خدا می داند این تفنگچی ها چه شکنجه های روحی و جسمی که به سرم نیاوردند. گاهی با اسلحه، گاهی با چاقو تهدیدم می کردند. یک بار میرغضب آمد و گفت که حکم اعدام تو صادر شده است و تو را با این دست هایم خفه خواهم کرد. انواع اهانت ها و تحقیرها در حق من روا داشتند که انسان از تصور آن شرم می کند. هنگام عصر، یکی دو ساعت از وقت ناهار
سعادت و نجات در چیست؟/ ماجرای دلدادگی شعیب و اشک هایش
...> زوّار سیدالشهدا، زوّار الله از خدا گلایه نکنید که چرا چنین گریه ای را به شما نداده، چون مساوی آن را به شما داده است. جابر جُعفی یکی از بالاترین شخصیت های شیعه و خیلی مقام او بالاست، می گوید: دخلت علی ابی عبدالله من به زیارت امام صادق رفتم(ابی عبدالله در روایاتمان امام صادق است)، روز عاشورا بود، تا نشستم، امام به من فرمودند: هولاء زوّار الله اینهایی که امام حسین را زیارت می کنند، زائران خدا هستند و گریه شان هم گریه خدایی است. گلایه نکنی! هر چه به قدیمی ها داده، به ما نداده است، چون بهتر آن را به ما داده است: هولاء زوار الله . انتهای پیام/ چاپ مطلب ...
مبارزه با هوای نفس، نخستین گام برای رسیدن به عدالت است
ادامه داد: در نهج البلاغه بیان شده که سزاوار است که تو با نفس خودت مخالفت کنی کانه این کار یک حقی بر گردن تو است؛ یعنی خود مخالفت با نفس سبب قرب الهی و نزدیکی به خداوند و دوری از شیطان است. این استاد برجسته حوزه تصریح کرد: در مطلب دیگری نیز بیان شده که حواست به نفس باشد تا فریب نخوری زیرا نفس تو را به وادی نادرستی می کشاند؛ همچنین روایت دیگری است که هم از پیامبر و هم از امام علی(ع) نقل
امام زمان از منظر آیات و روایات
خدا بر شما نازل می شود وَ فِیکُمْ رَسُولُهُ رسول خدا هم در شما هست. شما که قرآن دارید، رسول هم دارید، وَ کَیْفَ تَکْفُرُونَ دیگر چرا کافر شدید؟ اگر امام زمان نباشد حق داریم همه ما کافر شویم. چرا؟ خدا روز قیامت می گوید: چرا کافر شدید؟ می گوییم: خدایا تو گفته ای چرا کافر می شوید؟ به دو شرط، 1- آیات هست و رسول هم هست. رسول که از دنیا رفت، اگر جای رسول یک نفر مثل رسول نباشد ما حق داریم کافر شویم، چون
دستگیری مدیر شرکت در مقابل عشوه گری منشی
خواستگاریت بیایم. خانواده ما با این گونه ازدواج های خیابانی موافق نیست. تنها می توانم با تو دوست باشم. خشم سراسر وجودم را فرا گرفت نا خواسته با دستم صورتش را نوازش کردم و سیلی محکمی بر صورتش نواختم. مردک من را بازیچه امیال شیطانی خود کرده بود. دیگر به هیچ پسری اطمینان نداشتم. افسرده شده بودم تا این بار را چاره را در سایت های همسر یابی یافتم. کارم شده بود سر کشیدن به سایت های مختلف همسر
معاون خاتمی: ماجرای مخالفتهای خاتمی و تاجزاده با آزاد سازی "ویدئو"
سرخی و... عبدخدایی: آقای خاتمی با اینها خوب بو و همان زمان هم با اینها جلسه داشت، آقای تاج زاده، ابطحی، آرمین و عرب سرخی همه بعداً جذب ارشاد شدند و آمدند ارشاد و کلیه برنامه های ارشاد دستِ چپ ها بود فقط مرکز هنری دست ما بود که یک نفر اخراجی نداشتیم ** خاتمی یک ضعف مهم داشت؛ اعتماد بیش از حد به اطرافیان آشنایی شما با آقای خاتمی از وزارت ارشاد شکل گرفت یا قبل انقلاب