سایر منابع:
سایر خبرها
تماشای فوتبال در منجلاب کافه
.... شما تو خونه ت می شینی و بربری رو می زنی تو ماست و می ذاری دهنت، همزمان شاهد برد 5 بر صفر ایران مقابل پرتقال هم هستی. ولی تو کافه برای همین بربری و ماست باید حداقل 20 تومن پیاده بشی. شما برو یه نگاه به لیست قیمت این کافه ها بنداز، درجا وارد فساد اخلاقی می شی و شروع می کنی به فحاشی. [صدای بوق] خب چه کاریه اصلا؟ بشین تو خونه و برای خودت آهنگ تیم ملی رو بذار و غرق شادی و هیجان شو. [بخشی از آهنگ تیم ملی سالار عقیلی] چیه؟ خیلی شاد نشدید؟ من نمی دونم چرا شما همش دوست دارید وارد منجلاب فساد و بی بندوباری بشید؟ پایان پیام ...
تشییع ستاره سینمای ایران به خانه ابدی
انتقاد کردند؛ آن قدر که دعوت چهره ها برای آرامش مردم در دقایق اولیه مراسم سخت بود و بعد از حضور پیکر بی جان ملک مطیعی، شعارهایی مثل تسلیت و روحت شاد ناصرخان فضای خانه سینما را پر کرده بود. شعار های روحت شاد مردم قطع نمی شد و باز هم یک صدا پرویز پرستویی را صدا می کردند و در نهایت او بود که پشت تریبون حاضر شد و مثل همیشه بی پروا با مردم حرف زد. پرستویی در صحبت هایش با انتقاد از عملکرد صداوسیما گفت
قیصر در تشییع جنازه داش فرمون
داستان دوباره و دوباره داستان رفتن است. از دو روز پیش انگار دوباره این رفتن آن هم با این مختصات، حرف وحدیث میان مردم شده بود. داستان رفتن یک قهرمان. دست کم قهرمانی در قامت فیلم های سینمایی و داستان های کوچه و بازار مردمی که هنوز در یاد مردم مانده است. داستان، داستان رفتن مردی است که مردم از او خاطره و تصاویری را در ذهن دارند که نقش لوطی ها و جوانمرد های کلاه مخملی دهه چهل را بازی می کرد. مردمی که در کاکو می گفت: من توی رفاقت تا ته خط می رم.
هجوم ناجوانمردانه به بهشت زهرا!
متی پاشنه طلا، خان دایی طوقی، مرده گفتم: خدا بیامرزتشون، می دونم. گفت: پس پیرهن مشکی ات کو؟ گفتم: دیگه شما از طرف خانواده متوفی من رو عفو کن، یادم رفت بپوشم. تلفن ها شروع به زنگ خوردن کرد. همه مسافرها یک جا می خواستند بروند؛ بهشت زهرا! تا غروب چندبار مسافر بردم بهشت زهرا. اولین مسافر یک دختر و پسرجوان بودند. تا خود بهشت زهرا از خاطرات شان با مرحوم ملک مطیعی بهم می گفتند. از آنجایی که اگر بگویم دختر
پروین: مصاحبه من و ملک مطیعی پخش می شد چه اتفاقی می افتاد؟/ پیرمرد را ناراحت کردند
سوپراستار سینمای قبل از انقلاب و مرد خوش مشرب و باادب عالم هنر و ورزش نقاب در خاک کشید در حالی که همه ما خاطراتی نوستالژیک از او در ذهن داریم. روزنامه خبرورزشی نوشت: نیمه شب جمعه گذشته خبری تلخ جامعه هنری و مردم را متأثر کرد؛ ناصر ملک مطیعی درگذشت. بیامرزد. علی کریمی پست گذاشت که فرمون خان رفت و دیگر اهالی ورزش هم به نوبه خود این ضایعه را به جامعه هنر و خانواده زنده یاد ملک
خطکشی هنرمندان و خط کشی که نمی دانیم دست کیست ...
، همانگونه که اشتباه کردند و از ویدیو استفاده کردندو همانگونه که اشتباه کردند و منزل همسایه شان ماهواره داشت و همانکونه که اشتباه کردند پیراهن استین کوتاه پوشیدند و همانگونه که اشتباه کردند شلوار جین به پا کردند و .... عزیز دلم بیا جلوی دوربینها ! نترس ! بلند بگو یک نسل ، سالهاست که اشتباه می کند و شما یک تنه جلوی این اشتباهات ایستاده ای . کاش با تو آشنا می شدیم ، کاش موقعی که با خط کش
بدرقه شورانگیز
بانی فیلم ،گروه سینمای ایران: ناصر ملک مطیعی اگرچه با تغییر شرایط سیاسی ایران تن به هجرت نداد و در وطن ماند،اما کیست که نداند او این سالها در این خاک طعم چه غربت تلخی را کشید.ملک مطیعی اما هرگز لب به گلایه باز نکرد و تلاش کرد حالا که ماندن را به رفتن ترجیح داده،مسئولیتش را به گردن دیگران نیندازد و در مقابل هجمه ها و بی معرفتی ها سکوت کند. او شاید مثل محمدعلی فردین نبود که زیر فشار جبر زمانه و
سکانس آخر زندگی ناصر ملک مطیعی، اولین سوپراستار سینمای ایران
تمام این سال ها عاشقانه پرستیده بودندش برآورده نشود، مرگی دیگر بود؛ که ناصرخان را به مرگ اصلی و واقعی اش نزدیک تر کرد. حالا شاید تمام آنهایی که در این 40سال چوبی شدند لای چرخ ناصرخان؛ سنگی شدند زیر پای این بلندبالا؛ لحظه ای فکر کنند به این که چه می شد این قدر سنگدلانه دل اسطوره ای را که به مردمش گرم بود، نمی شکستند. در ماه های اخیر این شانس را داشتم که همنشین ناصر ملک مطیعی باشم. به
عجب انتقامی گرفتی فرمان خان!
بلافاصله بعد از انتشار خبر درگذشت ناصر ملک مطیعی، بسیاری از مردم ایران یاد جفای ناجوانمردانه تلویزیون ایران در حق او افتادند؛ آنجا که مقارن با شب یلدای سال گذشته، مسوولان دو برنامه تلویزیونی ناصرخان را به استودیو بردند و گفت وگویی با او ضبط کردند، اما در آخرین لحظات از بالا اجازه پخش این برنامه ها داده نشد. در یک مورد که دستور سانسور ملک مطیعی چند دقیقه قبل از تیتراژ برنامه رسید و یک آبروریزی
روزی که غول تنها از تیم ملی خط خورد
ماشین اش- به عنوان یک خبر مهم به مردم داده شود اما وقتی پای نقد و بررسی زندگی هنری او پیش می آید قضیه به مسامحه برگزار می شود؟ مامور جوانی می گفت فلان خواننده چرا باید این قدر پول بگیرد؟ مگر چکار می کنند؟ دوست عزیز اگر خواننده ای استعداد خداداد و حنجره آسمانی دارد که مثل بلبل چهچه می زند و دل های غمزده شما را شاد می کند نباید در شما هموطن عزیز ایجاد ناراحتی بکند. همه شما از صدای خواننده ها لذت می
لوطی ، معلم ورزش، داور کشتی و دوست تختی و فردین هم بود
ملک مطیعی با ورزشکاران همیشه ادامه داشت. جایی که وقتی او پس از سال ها برای مصاحبه به تلویزیون آمد و علی پروین را دید، او را سلطان خطاب کرد و پروین هم در پاسخ گفت: سلطان واقعی شمایی. این ستاره بزرگ دوستداران زیادی داشت که حالا ناراحت از دست دادن او هستند. مثل علی دایی که در صفحه اینستاگرامش نوشت: خبر تلخ پرکشیدن ناصر خان ملک مطیعی ایران را ماتم زده کرد. کاش قدر این بزرگان را بیشتر می دانستیم، روحش شاد و یادش همیشه جاودانه. منبع: روزنامه ایران-حامد جبیرودی
روایتی از لحظات آخر بر بالین ناصر ملک مطیعی
1. جمعه شب خبر رسید که ناصر ملک مطیعی رفته و تمام فضای مجازی پر شد از تصاویر، ویدیوها و عکس ها و هرآن چه در این سال ها دید و کشید. به گزارش اعتدال؛ ملک مطیعی در همه این تصاویر بغض دارد، مدام چشم هایش خیس می شود، بغضش را فرو می خورد و اشکش را پاک می کند. این است آن چه خبر رفتن ملک مطیعی را تلخ تر جلوه می دهد. ماجرا، روایت دردناک ستاره ای بی بدیل است که چهار دهه امیدوار بود در سرزمینش
پرستویی: آن بالایی کیست که اجازه پخش برنامه ناصرخان را نداد؟/پخش صدای بهروز وثوقی پس از چهل سال
پیچید. براساس آنچه کانال سینما منتشر کرده متن سخنان وثوقی به این شرح است: سلام می کنم به مردم عزیزم، سلام ایران. من بهروز هستم. بهروز وثوقی شما. چهل سال است که دور از وطن و مردم هستم و بعد از 40 سال صدایم در بین مردم پخش می شود. آن هم در خاک وطنم ولی ناراحتم که باید با غم و اندوه با مردمم صحبت کنم. در اندوه از دست دادن یک بزرگ. یک برادر. یک پیشکسوت. یک استاد. یک ناصر ماندگار. یک ناصر ملک مطیعی که او
راهی نامعقول برای آرامش یافتن در گناه
خواهم برای تو زن بگیرم، دختر خاله ات دختر زیبای خوبی دارد، بروم صحبت بکنم؟ جوان می گفت: مگر دختر خاله ام دختر دارد؟ کجاست آن روزگار؟ چه شد آن روزگار؟ چرا تعداد شما پاکان کم شده است؟ این وقت شب بسیاری از مردم شهرهای بزرگ و خیابان های بالای شهرهای بزرگ کجا هستند و در چه جلساتی هستند؟ چه شد آن عروسی های قدیم؟ چه شد که مهمان های مرد، وقتی عروسی تمام می شد، یک دانه چهره زن را نمی دیدند؟ چه شده که حالا
ناصر به دورهمی آسمان رفت
چند نسل از عاشقان سینما در ایران تبدیل شده بود. سیمای مرد دریا دل که به سرنوشت محتوم عیاران ایرانی عاقبتی جز تنهایی ،دوری یار،حسرت و حرمان ندارد. ناصر سمبل ایستادن در مقابل جفاها و جورهای گوناگون بود که از زمین و زمانه بر سر مردمان تیره بخت می بارید. هم پشت به پشت برادر جوان می داد تا تیغ تیز دسته زنجونی لمپن های محل "بر برادر" را ندرد و هم از عشق اساطیری و به محبوب محجوب اثیری چشم می
نوش دارو بعد از مرگ ناصر
شکوندن تقاص داره بی تردید،، ناصر ملک مطیعی عزیز همیشه تو قلبمون بوده و هست، چه وقتی که روی پرده سینما می درخشید و چه وقتی که به ناحق دلش رو شکوندن و خونه نشینش کردند و چقدر مرد بود و صبوری کرد، بزرگی کرد و بزرگ موند و جاودانه.. روحتون شاد که شما تا ابد زنده اید. باران کوثری: فرمون فرمون که می گن این آقاست... سلطان این آقاست، استاد این آقاست. جاودان که می گن این آقاست. هرجا که باشه، یه مرد
محمدنصیری: ملک مطیعی غریبانه ازبین ما رفت
ایران ورزشی آنلاین / رضاعباسپور / ناصرخان اولین لیسانسیه ورزش ایران بود که قدرش را نه در ورزش دانستیم نه در سینما. واقعا خیلی حیف شد او را از دست دادیم .ملک مطیعی انسانی متواضع، دوست داشتنی و مردم دار بود. صحبت کردن درباره بزرگ مرد تاریخ هنروسینمای ایران کارهرکسی نیست. واقعا باور ندارم اسطوره ای همچون ناصرملک مطیعی را از دست دادیم. اوسلطان قلب مردم ایران بود، چون هیچ وقت خودش را از مردمش جدا
حج عزت و کرامت اسلامی درپی خواهد داشت
و ... داشته است. اما برخی از مسافرت ها هست که با دیگر سفرها فرق دارد؛ چرا که نیت آن با دیگر سفرها متفاوت است. قصد در این گونه مسافرت ها کسب کمال معنوی است. مسافرت هایی از جنس زیارت. مثل سفر برای زیارت قبور متبرک اولیاء الهی و عتبات عالیات. که این سفرها از یک استحباب خاصی برخوردار است. باز در بین این سفرها، سفر برای زیارت خانه خدا اهمیت بی نظیری دربر دارد. اهمیتی که به هیچ عنوان نمی بایست از آن
واکنش های هنرمندان به درگذشت ناصر ملک مطیعی
, ویژگی اقلیم ما هم حسرت و حسرت و حسرت است, بزرگ مرد روحت شاد. دلتنگت می شویم. مهتاب کرامتی: دل شکوندن تقاص داره بی تردید،،،، ناصر ملک مطیعی عزیز همیشه تو قلبمون بوده و هست، چه وقتی که روی پرده سینما می درخشید و چه وقتی که به ناحق دلش رو شکوندن و خونه نشینش کردند و چقدر مرد بود و صبوری کرد، بزرگی کرد و بزرگ موند و جاودانه .....روحتون شاد که شما تا ابد زندهاید. سامان مقدم: واقعا
ستارگان مجازی (شنبه 5 خرداد 97)
/> خیلی دلم گرفت خیلی حسرت، افسوس و چندین علامت سوال... سروش جمشیدی: آقای ملک مطیعی عزیز ، ببخشین ما رو بخاطر همه بی معرفتیها و بی مهریها ، روحتون شاد بزرگ مرد تاوان شکستن دل سنگین است... محبوب ممنوع محمدرضا گلزار: افسوس و حسرتی فراوان بر جا ماند برای ناصر خان که مردانگی را تعریف بود تسلیت
ناصر ملک مطیعی رفت، هوای زنده ها را داشته باشیم
سراسر یادآوری ناملایمات بود و یک حسرت به درازای عمرش که دوباره مقابل دوربین سینما بازی کند که دست آخر هم نشد که تک فیلم او رنگ اکران ببیند... . امروز که همگان خبر فوت ناصر ملک مطیعی را در 88 سالگی شنیده ایم، در رثایش سخن گفتن و نوشتن هیچ تأثیری به حال فرمون سینمای ایران ندارد! اما دست کم می تواند درس عبرتی باشد برای همه ما. راهی که ناصرخان رفت، روزی بالاخره همه ما خواهیم رفت و فرشته
مناسب ترین راه تملق بنده برای خداوند
زیبای بی تقوایی را خواست و گفت: هرچه دلت می خواهد، من می دهم؛ فردا که نوبت منبر رفتن موسی است و جمعیت بنی اسرائیل هم پای منبر پر است، او راجع به حلال و حرام صحبت می کند و اگر راجع به زنا صحبت کرد که زنا دو جور است: محصنه، یعنی زنا با زن شوهردار و مرد زن دار که دو طرفش محصنه است؛ یک زنا هم هست که نه مرد، زن دارد و نه زن، شوهر دارد، تو بلند شو و بگو موسی اگر زنا در شریعت تو حرام است، پس چرا یواشکی با
پرستو صالحی با تلویزیون خداحافظی کرد!
به گزارش صبحانه ، پرستو صالحی با انتشار این عکس در اینستاگرامش نوشت: آ سید مصطفی پاشو... پاشو بگو دروغه... پاشو تورو خدا....... قیصر و تنها نزار فرمون خان .... خدایا نه.... خدایا چرا ؟ مرگ شمارو چجوری باور کنم؟! ناصرخان پاشو شعر بخون خاطره تعریف کن پاشو مرد پاشو به روحت قسم می خورم تا اوضاع همینه پامو تو رسانه ی میلی نزارم، تلویزیونی که دله شمارو شکست تصویرتونو پخش نکرد، با رفتنِ شما برای منم تموم شد.
توئیتری ها برای ناصر ملک مطیعی چه نوشتند؟
شکایتی ندارم٬روحت شاد ناصر خان ملک مطیعی.دل گنده ای داشتی. علی عالی: ناصر ملک مطیعی دیگر ممنوع التصویر نیست. حسین دهباشی: این چه رازی است که از میانِ اهلِ هُنر و فرهنگ، هرکه در می گذرد، رو سیاهی اش به صداوسیما می ماند؟ مونا برزویی: از هنرمندانی مثل ناصر ملک مطیعی و فردین و حبیب و .. چقدر عقده به دل دارید که بعد از چهل سال هم پاک نمیشه ؟ که خونه نشینشون میکنید و تو وطن
گلایه 40 سال قبل ناصر ملک مطیعی از روزنامه نگار ان در روزنامه اطلاعات
دستخوش حوادثی است که سر بلند کردن و اظهار وجود کردن عبث و بیهوده است. چنان از همه جوانب مورد بی مهری قرار گرفته ایم که خدا باید به دادمان برسد و بعد از خدای بزرگ، شما روزنامه نویس ها که به وجودآورنده همه حوادث روزمره هستید. دوست عزیزم حرف دل را به شما می زنم، بدون آنکه گله و شکایتی داشته باشم، آه و ناله کنم، حقیقت را می گویم؛ کاش یک کارمند ساده یا یک کارگر کوچک یک کارخانه بودم... و دنیای
از تسلیت تا خشم و اعتراض
و خواهند بود. مهتاب کرامتی نوشت: دل شکوندن تقاص داره بی تردید،،،، ناصر ملک مطیعی عزیز همیشه تو قلبمون بوده و هست، چه وقتی که روی پرده سینما می درخشید و چه وقتی که به ناحق دلش رو شکوندن و خونه نشینش کردند و چقدر مرد بود و صبوری کرد، بزرگی کرد و بزرگ موند و جاودانه .....روحتون شاد که شما تا ابد زنده اید. محمدرضا گلزار نیز نوشت: خداحافظ فرمون خان، خداحافظ مرد، خداحافظ اسطوره صبر
خاطره بازی آتیلا پسیانی با ناصر خان
به گزارش سرویس گوناگون جام نیوز ، آتیلا پسیانی با خبر درگذشت ناصر ملک مطیعی به بازگویی یک خاطره با این اسطوره بازیگری پرداخت. وی در توضیح این پست نوشت :ناصر ملک مطیعی هم رفت .چند سال پیش در فیلمی بنام نقش نگار روبرویش نشسته بودم .جملاتی که مربوط به فیلمنامه و کاراکتری که بازی میکرد رو به من میگفت . مضمون جملات این بود که شما درکی از تنهایی و انزوا ندارید.اشک در چشمانش میدرخشید و فرو نمیریخت .چه کرد این مرد . بی اختیار بلند شدم و بوسیدمش .روحش شاد .تسلیت به خانواده گرامیش،تسلیت به ملت ایران،تسلیت به بهروز وثوقی رکنا 2025 ...
فرمون سینمای ایران درگذشت
به گزارش سرویس گوناگون جام نیوز ، پولاد کیمیایی با انتشار عکسی از ناصر ملک مطیعی و با بازگو کردن یک خاطره از وی اینستاگرام خود را به روز کرد. پولاد کیمیایی با انتشار این عکس در اینستاگرامش نوشت: فرمون سینمای ایران درگذشت و باز با حسرت و دل گرفتگی مثل فردین که برای مجوز کار باید پشت درهای بسته منتظر میماند.... آخرین بار هم با دلشکستگی در تلویزیون ملی که همه چیز نام دارد جز ملی کارنامه
هنرمندان در سوگ ملک مطیعی چه نوشتند؟
چه حالا که واقعا نیستین... دل شکوندن تقاص داره بی تردید،،،،ناصر ملک مطیعی عزیز همیشه تو قلبمون بوده و هست ،چه وقتی که روی پرده سینما می درخشید و چه وقتی که به ناحق دلش رو شکوندن و خونه نشینش کردند و چقدر مرد بود و صبوری کرد ،بزرگی کرد و بزرگ موند و جاودانه....روحتون شاد وای بر ما وای بر غفلتمان نسل ما را ببخش داش فرمون تا ابد ناصرخان روح تون شاد. شما تا ابد در قلب
سیمین معتمد آریا برای ناصر ملک مطیعی نوشت
در یادها و دل ها ماند. تلاش برای حذف او از عرصه های عمومی و علنی نتوانست پس از چهار دهه یاد و تصویرش را از میان مردم پاک کند. یکی از اهل حسرت بود که چهل سال در حسرت ماند و با حسرت رفت. یادش همیشه زنده است بهنوش بختیاری نوشت: میدونم...میبینمت یه روز دوباره توی دنیایی که آدمک نداره آناهیتا نعمتی بازیگر سینما نوشت: روحت شاد ، تسلیت به عزیزان و