سایر منابع:
سایر خبرها
این زن چگونه ثروتمند شد؟/عکس
مان خیلی خوب نبود. پدرم کارمند بود و من همیشه اتفاقا تلاش می کردم که بتوان به پدرم کمک کنم نه اینکه به او فشار مال هم بیاورم. از دوران دبیرستان به بعد، همیشه در کنار درس هایم، در خانه کارهایی مثل نقاشی با آبرنگ، گلدوزی، گل سازی و... را هم انجام می دادم تا هزینه تحصیل خودم را دربیاورم و با خودم هم عهد کرده بودم که دانشگاه دولتی قبول شوم تا پدرم زیر بار خرج نرود. خب، موفق شدید؟
برخی اسرا در بیابان های بصره زنده به گور شدند!/ قسم حضرت عباس مرا از سیاه چال نجات داد
خبری از من نداشتند. اهل شهر فسا هستید؟ من اصالتا اهل یاسریه فسا هستم. اوایل راهنمایی بودم که پدرم راهی اصفهان شد و در کارخانه ذوب آهن مشغول به کار شد و ما هم به اصفهان مهاجرت کردیم. از چه زمانی به جبهه های حق علیه باطل پیوستید؟ من سال 59 به استخدام ارتش درآمدم. درجه دار ارتش بودم و از این طریق وارد جبهه شدم. سال 1361 برادرم الیاس یزدی در عملیات فتح المبین به
عکس روز/ از جان گذشتگان!
گذرنامه در صفی طویل که در طول شب شکل گرفته، صف بسته اند. در حالی که درگیری ها و عدم اطمینان اقتصادی در افغانستان ادامه دارد، هجوم برای تقاضای گذرنامه وجود دارد. بنا به اظهار مقامات این کشور تقاضا برای گذرنامه در مقایسه مدت مشابه سال گذشته 6 برابر افزایش یافته است. ساعت 4:30 سحرگاه روز شنبه حمیدالله کارگر برقکار و 32 ساله در صف گذرنامه ایستاده است. صف طولانی است. وی با اوراق
رازهای رکورد دار بازی Clash of Clans در ایران را بدانید!
تا به حال شده به این فکر کنی که اگر به جای کلش آو کلنز تمام این دو سال و نیم را یک کار دیگر می کردی، شاید بهتر بود؟ امیررضا: خیلی ها این سوال را می پرسند و حتی نصیحت می کنند. اما راستش را بخواهید، پشیمان نیستم. در مجموع راضی ام از زمانی که برای گذاشته ام. حمیدرضا: خیلی ها دوست دارند جای امیررضا باشند. چرا باید پشیمان باشد. اصلا همه کلش بازهای ایران بخواهند جای امیررضا باشند. عجیب نیست اگر بگوییم قوی ترین مپ ایران مال اوست. خب، ممنونیم بچه ها، حرف آخری اگر دارید... علیرضا: من می خواستم نکته ای بگویم در مورد همان میتینگ ها که واقعا چقدر خوب می شد اگر سازمان یافته بود. مثلا همین عید اخیر امیررضا همه تاپ پلیرهای ایران را جمع کرد توی یک لکن به نام نوروز 1394، خیلی زود این کلن شد برترین کلن دنیا. این بازی خیلی در دنیا مهم است. در خیلی جاها بیشتر از ایران هم رواج دارد. شما توی اینترنت چرخ بزنید، می بینید که خیلی ها شب دامادی شان عکس می گذارند از خودشان که توی بازی کلش آو کلنز هستند. می توانیم خیلی تر و تمیز قضیه را سامان مند کنیم. می توانیم مثلا برای نام خلیج فارس کاری کنیم. وقتی این قدر قدرت و هوش و استعداد داریم و زمینه هم موجود است، چرا نکنیم. فرصت خیلی بزرگ و خوبی است با وجود کسانی مثل امیررضا که زندگی شان را برایش گذاشته اند و به نقطه های خیلی فوق العاده ای هم رسیده اند. امیررضا: اصلا اتحاد نداریم. اگر اتحاد اعراب یا چینی ها را داشتیم، الان کشور ایران زیر پرچم خود ایران بهترین بود. دیدید که توانستیم به همه ثابت کنیم می توانیم، با همان کلن نوروز 1394٫ متاسفانه بچه های ایران اصلا چشم ندارند همدیگر را ببینند. اگر کمی همین روحیه متحد را داشتیم خیلی وضعیت بهتر بود و بهره برداری های زیادی می کردیم. حمیدرضا: خیلی از ایرانی ها هستند که در کشورهای دیگر و زیر پرچم آن ها بازی می کنند و این مایه تاسف است. علیرضا: مثل دو تا از تاپ لول های جهان که ساکن کانادا هستند، اهل ایران اند. اهل ایران اند، ولی رسما برای کانادا و زیر پرچم آن بازی می کنند. پس می شود از این بازی یک استفاده ملی هم کرد. علیرضا: دقیقا. خیلی زیاد. شما اگر تاپ کلن های دنیا را نگاه کنید، اکثرا به نام و پرچم کشورها هستند. حرف آخر من، کلش فقط یک بازی است. نباید زیادی جدی اش گرفت. باید جدی بازی کرد، اما نباید بگذاریم وارد دنیای حقیقی مان شود. نباید بگذاریم رفاقت هایمان را به هم بزند و زندگی مان را مختل کند. حمیدرضا: نباید آن قدر بازی را جدی بگیریم که برای موفق شدن در آن دست به هر کاری بزنیم. آن قدر جدی نگیریم که مثلا آدی همدیگر را هک کنیم، حاضر باشیم به هر قیمتی به یک نقطه خاص برسیم. امیررضا: آره. فقط یک بازی. یک بازی. درست است که برای من و ما خیلی اهمیت دارد، اما فراموش نکنیم که داریم بازی می کنیم. قرار است بهمان خوش بگذرد. پیامی هم که برای کلش بازها دارم، این است که به هیچ کس اعتماد نکنند. به هیچ کس، رمز اکانتشان را به هیچ کس ندهند. خیلی راحت ممکن است ضربه بخورند. منبع: هفته نامه چلچراغ 7+ ...
ارتقا پیشکش؛ به سمت نزول می رویم
بلافاصله به خارج رفتند. ما مسیرمان را کج کردیم و به سمت مساجد و هیئت ها رفتیم. اسم چند نفر از این دوستان را می برید؟ اجازه بدهید اسم نیاورم. برای همین به نارمک رفتم و منزلم را به آنجا منتقل کردم. پدر و مادرم در شمال تهران زندگی می کردند. وقتی انقلاب شد، خودمان رفتیم کنار دبستان رفاه در آپارتمانی متعلق به دوستان مذهبی مان رفتیم. وقتی خواستیم فعالیت های منطقه ای داشته باشیم به
اخلاق در فتوژورنالیسم و دستکاری عکس ها
ما تحقیقات مان را با یک عکس از جنگ کریمه در اوکراین شروع کردیم و تصمیم گرفتیم تا نمایشگاهی از عکس های تقلبی و دستکاری شده از اوایل قرن بیستم تا کنون را دایر کنیم. به طور کلی, ما به سه مسئله توجه کردیم: تصاویری که با هدف ایجاد پروپاگاندا ایجاد می شوند, عکس هایی که بیرون از زمینه گرفته شده اند و با برش اشتباه به نمایش گذاشته شده اند و سپس دستکاری دیجیتال و تاریک خانه که افراد در آن بعضی چیزها را عوض کرده اند.
امید خفته برای راه رفتن
/> مرد 70ساله بعد از سال ها زندگی و درآمد مناسب، حالا کارگری می کند تا بتواند خرج روزانه خانواده اش را به دست آورد؛ هرچند که هزینه های سنگین مرتضی و مخارج زندگی، در برابر حقوق کارگری مرد میانسال کمرشکن است؛ برادرم زخم بستر گرفته و برای خرید پماد، شست وشوی زخم هایش، هزینه پانسمان و باند و بتادین و پوشک روزانه هزینه می کنیم. قبل از تصادف وضع مالی مان خوب بود اما هزینه بیمارستان اوضاع را وخیم کرد و حالا
چرا اکثر دختران میلی به ازدواج و تشکیل خانواده ندارند؟
داشتن نگاه مشترک به زندگی. تا این که دو سال پیش تصمیم گرفتم از خانواده جدا شوم و زندگی مستقلی را برای خودم تشکیل بدهم. پدر و مادرم ناراضی بودند اما وقتی دیدند مصمم هستم که خانه و زندگی جداگانه خودم را داشته باشم و از لحاظ مالی این توانایی را دارم، قبول کردند که دخترشان در خانه ای جداگانه اما نزدیک به آنها زندگی کند. او می گوید: به هر حال من الان از وضعیت زندگی ام راضی هستم. نمی گویم
سه موزاییک سهم خواب هر نفر
شود. وقتی پرچم های ایران را به خودمان نزدیک دیدیم، کمی امیدوار شدیم. تا اینکه از مرز عبور کردیم. عده ای حسابی تشنه بودند و خودشان را روی تانکر آبی که در مرز خودمان بود، انداختند. خانواده من می دانستند دارم می آیم. کوچه را آذین بسته و آشناها جمع شده بودند. کوچه مان را اصلا نشناختم؛ از آن زمین های زراعی دیگر خبری نبود. همه خانه و ساختمان شده بود. حاج خانم و حاج آقا را که دیدم و برادرهایم را، بوی
دلایل دختران مجرد برای ازدواج نکردن
داشته باشد، بی وفایی نکند. من زندگی پدر و مادر خودم را دیده ام؛ سال ها سختی و اجاره نشینی. دیده ام که مادرم چطور خسته از سر کار برمی گشت و تازه مشغول کارهای خانه می شد. می بینم که حالا چطور پیر و تکیده شده است. حالا برادرم برای تحصیل به خارج از کشور رفته است. من هم که دیر یا زود ازدواج می کنم. می مانند مادر و پدرم. مینا که می گوید مراقب است اوضاعش شبیه مادرش نشود، می گوید
دوران اسارت فصل جدیدی از زندگی ام را رقم زد
. پس از رسیدن به اسلام آباد، همه آزادگان غرب و جنوب کشور را پیاده کردند و برای رفتن به قرنطینه به پادگان ابوذر بردند. من چون با خودم عهد بسته بودم تا به حرم امام نروم به خانه برنگردم، از اتوبوس پیاده نشدم همراه دیگر دوستان هم اردوگاهی به فرودگاه کرمانشاه رفتیم و از آن جا با هواپیما به فرودگاه مهرآباد پرواز کردیم. خیلی از مسئولان از جمله مرحوم حاج احمدآقا، به استقبال مان آمدند. با دیدن
روایت قاصدان از یک خبر برای مادر: پایان 33 سال فراقِ فرزند شهید
فرزندش می شود. آن هم بعد از گذشت 33 سال از شهادتش. دیگر اقوام هم به دنبال او. ترافیک های سنگین تهران طی می شود. ساعت از 11:30 گذشته است. حال و هوای معراج شهدای تهران، آماده پذیرای از خانواده شهید است. خانواده با پا گذاشتن به حسینیه شهدا بار دیگر صدای شیونشان بلند می شود. هنوز تابوت را ندیده اند. عده ای داخل حسینیه برای استقبال از خانواده شهید ایستاده اند. دوربین های خبری مقابل مادر صف می
سر گیجه اروپا در میان 2 بحران؛ سقوط یورو، سیل پناهجویان
اقتصادی، بیکاری و خطر ورشکستگی روبه روست، با سیل پناهجویان هم مواجه شده است. جزیره کاس، کانون بحران طبق گزارش UNHCR، تنها طی ماه گذشته میلادی حدود 50هزار نفر وارد جزایر پنجگانه یونان شده اند که در نزدیکی خاک ترکیه قرار دارند. بیشتر این افراد از درگیری و جنگ داخلی در کشورهای سوریه، عراق و افغانستان گریخته اند. طبق قوانین اتحادیه اروپا که یونان نیز عضوی از آن است، به وضعیت
تاثیرات اقتصادی توافق هسته ای ایران بر جنوب آسیا
را متمایل به داشتن روابط نزدیک با کشورهای مهم جنوب آسیا کرده است: هند که شریک اقتصادی قدرتمند ایران است. پاکستان که منطقه بلوچستان اش هم مرز با ایران است و افغانستان که ایران سرمایه گذاری و کمک گسترده ای برای بازسازی آن انجام داده است. ایران در دوره هایی به مجاهدین افغان برای مبارزه با دشمن تهران، یعنی ایالات متحده کمک می کرده است. با وجود روابط نزدیک میان ایرانی ها و افغان ها
بنیاد در آینه مطبوعات
انفجار آرپی جی، سنگر روی سرمان آوار شده بود و من زیر خروارها سنگ و خاک گیر کرده بودم. همه چیز را تمام شده می دانستم. با اشک و خواهش و تمنا از خدا می خواستم که این طور شهید نشوم. می خواستم با یک تیری که به سر و یا قلبم می خورد به شهادت برسم. این طوری لاقل جنازه ام دست خانواده ام می رسید. در حال راز و نیاز با حضرت فاطمه زهرا، جده سادات و مادرم بودم که صدای مبهم عراقی ها را شنیدم دور و اطرافم سنگر
واقعیت های تلخ در اجرای اصل 44
است که در پیوست بودجه سال قبل هم درج شده بود، امسال هم هست اما این پیوست بودجه اقدام نشده است در حالی که باید در بورس و فرابورس واگذار شده و کار در اختیار بخش خصوصی قرار گیرد. ببینید در کشور بزرگی مثل آمریکا حتی خدمات امنیتی هم از بخش خصوصی خریداری می شود، مثلاً نیروهای بلک واتر و یا نیروهای نظامی در عراق و افغانستان همه بخش خصوصی هستند، این بخش خصوصی قراردادهایی با دولت آمریکا منعقد می کند و
سوالی که تا بحال پاسخ داده نشده است/ ماجرای خوابی که خیلی از اسراء دیده بودند/ پس از قبول قطعنامه، ...
/> آناج: وقتی پس از هفت سال خانواده تان را دیدید، چه احساسی داشتید؟ آنها چه واکنشی نشان دادند؟ پس از آزادی، چهار روز ما را در پادگان الله اکبر نگه داشتند و سپس هرکدام از ما را به شهدهای خودمان آوردند؛ های و هویی به پا بود، در ازدحام جماعت به سختی می شد حرکت کرد. خوب به خاطر دارم که اولین کسی که مرا پیدا کرد مرحوم مادرم بود... دیدم که قامتش خمیده، خیلی متاثر شدم و احساس عجیبی داشتم. سپس
پاسخ های صریح ابراهیمیان درباره رد صلاحیتها، شبهه بیطرف نبودن شورای نگهبان و...
تجریه زیادی در آن دارد و تاکیدش بر رعایت عدالت در کرسی قضاوت را به تصمیماتش در شورای نگهبان تسری داده است. او دادیار دادگستری، رییس شعب دادگاه عمومی و مستشاری، رییس شعب دادگاه تجدیدنظر استان تهران، مدیرکل امور پارلمانی وزارت دادگستری و معاون دادستان انتظامی قضات بوده است. ابراهیمیان یار تازه ای برای شورای نگهبان است. او از 23 تیر سال 92 به عنوان عضو حقوقدان وارد جمع 12 نفره شورای نگهبان
گفت وگوی شهیدان بهشتی و غدیریان قبل از انفجار ساختمان حزب جمهوری
داشت. روز قبل از شهادت شهید بهشتی، احمد در تهران نزد شهید بهشتی در حزب رفته بود و 2 ساعت قبل از انفجار با شهید بهشتی جلسه داشته و قرار بود صبح مجددا با شهید بهشتی دیداری داشته باشد. احمد بعد از جلسه با دکتر بهشتی به خانه دوستش می رود و فردای آن روز که از خانه به سمت حزب حرکت می کرده می بیند روزنامه ها تیتر زدند: انفجار در محل حزب جمهوری اسلامی. به گفته دوستش او
پرهزینه تر از تحریم ها
دارد. این بانک می تواند وام های بسیار کم بهره با اهداف توسعه ای به کشورهای عضو دهد. سرمایه گذاری ایران در این بانک قابل توجه است و به بیش از 3.5میلیارد دلار از سرمایه 209 میلیاردی به ارزش این سرمایه در سال 1944 می رسد که معادل 38 میلیارد دلار به ارزش روز است. این بانک از جمله سرمایه گذاران اصلی در طرح های مدیریت آب و فاضلاب در خاورمیانه است و در ایران در تهران، اهواز، اصفهان و مازندران
تنورسازها در تنور نامهربانی می سوزند
که در سال های اخیر از گزند بسازوبفروش ها در امان نمانده و بخش عمده ای از کارگاه های تاریخی آن تخریب و به جایشان ساختمان های نو ساخته شده است و اگر توجهی به آن نشود دیگر محله ای به نام محله تنورچی ها در شهر تاریخی ارومیه وجود نخواهد داشت. برخی اهالی محله می گویند قدیم تر ها که هنوز محله ها به این وسعت نبود و این همه هم تکنولوژی نداشتیم، هر محله برای خودش کارکردهای جذاب ولی حیاتی داشت و این محله هم
کارنامه ننگین و سیاه دولت های آمریکا و انگلیس در ایران
تصویب نهایی در اختیار وزارت امورخارجه انگلیس قرار گرفت. در اواسط سال 1953 امریکا و انگلیس طرح آژاکس را صادر کردند و فرماندهی عملیات به عهده کرومیت روزولت رئیس بخش خاور نزدیک در سازمان سیا واگذار شد. سازمان سیا فرماندهی عملیات را به عهده ی کرومیت روز ولت گذاشت که وی، خود در این باره می گوید: زاهدی عضو سابق کابینه مصدق بهترین جانشین برای مقام نخست وزیری بود. بنابراین با نزدیکی در باکسوت نظامی او را
حکایت آزاده ای که یک شهید او را راهی جبهه کرد/ اعمال داعشی ها امروز برای ما تازگی ندارد/ شکنجه عاطفی؛ ...
جبهه کرد در اوایل پیروزی انقلاب، یک روز پیکر پاسدار شهیدی را به شهر ما آوردند، من هم در مراسم تشییع و تدفین او شرکت کردم؛ آن شهید جوان وصیت کرده بود پیکرش را با لباس سبز پاسدار دفن کنند؛ برای همین او را به غسالخانه بردند تا لباس تمیز و تازه تنش کنند. من هم به غسالخانه رفتم و شهید را که تابحال ندیده بودم از نزدیک دیدم. حال و هوای آن روز تاثیر عجیبی بر من گذاشت و انگیزه ام را برای
ناگفته های آقا معلم از روزهای اسارت
صلیب سرخ، اسامی ما را نوشتند و با اتوبوس هایی تا مرز خسروی آوردند. وی تصریح کرد: در ابتدا باور نمی کردیم که آزاد شده ایم اما زمانی که از اتوبوس ها خارج شدیم و پاسداران کشورمان را در مرز مشاهده کردیم، به سجده افتادیم و خدا را بابت رهایی شکر کردیم. پرسیان ادامه داد: از خانواده ام تنها شماره محل اشتغال برادرم در خاطرم بود. زمانی که به آن جا تماس گرفتم برادرم باور نمی کرد که من
انقلاب از خیابان چهارمردان قم شروع شد، نه از زندان اوین/ روایت صالحی از لحظات آخر زندگی تحریم ها/ تذکر ...
تکرار شود که در آن زمان به خاطر بی حرمتی به مراجع معظم تقلید تا سال ها درب بیوت آنان به روی مسئولان بسته بود و هیچ وزیر و مقام دولتی را به حضور نمی پذیرفتند. نویسنده همچنین تأکید کرد که دفتر آیت الله سیستانی ادعای مطلع بودن از جریان ساخت فیلم رستاخیز و تأیید آن را تکذیب کرده است. شرق: اهمیت هاشمی در اعلام ختم دوره انقلاب است ! روزنامه شبه اصلاح طلب شرق به بهانه
یادگاری از 2400 روز اسارت/ طعم شیرین حفظ قرآن در اردوگاه های بعثی + عکس
دقیقاً شش سال و شش ماه، شش روز کم در بند دشمن بوده ام ، این جمله را شاید تا به حال هزاران بار تکرار کرده باشد، حتی بیشتر از شماره ملی اش عدد شش سال و شش ماه شش روز کم را تکرار کرده است، تأکید خاصی بر استفاده از شش روز کم بودن از شش ماه به جای پنج ماه و 24 روز دارد انگار که تعمدی در کار باشد. بیش از 2400 روز از خانواده و تمام تعلقاتی که در این دنیا داشته است به دور بوده تا شاید به یک تعلق دیگر
عقاب ها در بند نمی مانند
تاریک سال های سخت اسارت را تحمل کردیم. در زندان مخابرات سه ماه در زندان انفرادی بودم و نمی دانستم شب و روز چه زمانی است. در زندان ابوغریب نیز یک سال و نیم آفتاب وماه را ندیدم. سلولی که در زندان ابوغریب 58نفر در آن زندانی بودیم بسیار کوچک بود اگر می خواستیم همه کنار هم بخوابیم نمی توانستیم و چند نفر باید می ایستادند و سپس جای خودشان را عوض می کردند . ترفندی برای مبارزه با جنگ روانی
انفجارها و خشونت های کابل، توانایی یا ضعف مخالفان؟
حکومت افغانستان نیستند؟ کارشناسان می گویند که حملات انتحاری چند روز گذشته در وضعیت کنونی به بن بست روند صلح طالبان و حکومت افغانستان کمک می کند. گرچه حکومت غیرنظامی در پاکستان همواره کوشیده که مذاکرات صلح با حکومت افغانستان جریان داشته باشد اما گروه هایی تعیین کننده سیاست خارجی پاکستان نمی خواهند که روند صلح در افغانستان شکل بگیرد و مذاکره سیاسی به جنگ و خشونت ها پایان دهد.
زیان 220 میلیارد دلاری هند به دلیل تعلل در واردات گاز از مسیر ایران!
مختلف بین المللی خطوط لوله گرفته است، اگر چه به اثبات رسیده که بسیاری از این پروژه ها خام و غیر عملیاتی هستند. در این زمینه، هند در سال 2006 پروژه خط لوله ایران، پاکستان و هند (خط لوله صلح IPI_ ) را ترک کرد. با این حال دولت این کشور هنوز هم در طرح واردات گاز طبیعی از ترکمنستان به هند مشارکت می کند. پروژه ترکمنستان و افغانستان و هند (TAPI ) که به عنوان خط لوله ترانس افغانستان شناخته شده است
بنیاد در آینه مطبوعات
دانید رجب چقدر کار می کرد و سختی می کشید تا پدر و مادرم و بچه ها در راحتی باشند. خیلی دلسوز و مهربان بود. یادم هست هر وقت به خانه ما که در روستای بیش آقاج بود، می آمد، به بچه هایم پولی می داد تا دلشان شاد باشد؛ پول هایی که با زحمت کارگری اش در تهران به دست آورده بود. غیر از این معمولا ازتهران که می آمد، برای بچه ها اسباب بازی و لباس و ... هدیه می آورد. دلم نمی آمد این قدر زحمت بکشد و پول هایش را