سایر خبرها
کدام بازیگران اسیر شده اند؟
در سال 85 در اتوبوس شب به کارگردانی کیومرث پوراحمد هم که برای اولین بار اسرای عراقی را به تصویر می کشد به ایفای نقش پرداخت اما در نقش راننده ای که 38 اسیر عراقی را از خط مقدم به پشت جبهه منتقل کند. پرواز از اردوگاه به کارگردانی حسن کاربخش در سال 1374 از اولین فیلم های ساخته شده در این خصوص است که بیشتر داستانش در خاک دشمن و بازداشتگاه عراقی ها می گذرد. این فیلم درباره ی سرگرد
اردوگاهی مخوفی در تکریت عراق که صلیب سرخ هم از آن بی اطلاع بود
استثنایی بود؛ همه هجوم می بردند برای دفاع از مرز و بوم و اسلام؛ من هم مثل خیلی ها سن کمی داشتم و برای اعزام نیاز به رضایت پدرم بود . به همه می گفتند رضایت نامه بیاورید؛ پدر من به خاطر سن کمی که داشتم به من اجازه نمی دادند به جبهه بروم . آن موقع در بسیج ثبت نام و اعزام می کردند . یک روز پیرمردی را با خودم آوردم و به دروغ گفتم پدر ندارم، مادرم پیر هست و برای اعزام باید رضایت آن ها باشد. با کلی حرف زدن
یک زن، سه ماه در سلول انفرادی
هایشان به اسارت درآمده بودند و .... بخشی از خاطرات او از آن دوران است. بهار سال 61 یعنی حدود دو سال بعد، خدیجه آزاد شد و به ایران برگشت... اما تنها... این بار حبیب همراهش نبود... حبیب هنوز هم برنگشته است... آن روزها در بستان زندگی می کردیم. 4 برادر و 4 خواهر بودیم و من فرزند ششم بودم. خانه پدری ام حسینیه بزرگی داشت. هم مهمان خانه بود و هم حسینیه. پدرم حاج محمدعلی میرشکار، هم
بنیاد در آینه مطبوعات
اظهار داشت: بعد از توافق به عمل آمده با غربی ها عده ای می گویند باید کسانی را که مشعل مبارزه با آمریکا را روشن نگه داشته اند، محاکمه کرد چون آن ها مانع پیوند دوستی میان ایران و آمریکا طی حداقل 30 سال گذشته بودند.صفار هرندی خاطر نشان کرد: معنای صحبت من تعرض به سربازان جبهه دیپلماسی نیست که می خواستند حق ما را از حلقوم دشمن بیرون بکشند. به آن ها خسته نباشید می گوییم و امیدواریم خداوند متعال اجر
مصدق فقط خواست قهرمان باشد نه مبارز
بود اما کسی قبل از آن نمی توانست مردم را به خیابان بکشاند ایرانی خواب خواب بود. ولی سال 29 که نفت ملی شد با یک کلمه مردم تمام مغازه را می بستند و با یک کلمه هم باز می کردند مانند زمان انقلاب امام به صحنه آمده بودند. نهضت ملی شدن صنعت نفت را به دستور آمریکایی ها و انگلیسی ها از بین بردند. حسین مکی 7 تا 8 کاغذ برای من نوشته بود و در آن نامه گفته بود به شاه گفته که مصدق را محاکمه نکنید. بعد
از دست بردن در شناسنامه تا نبرد در ارتفاعات جاسوسان/ آخرین بوسه بر گلوی عباس
می شد به عقب می رفت و بعد از 24 ساعت بازمی گشت. وی با اشاره به پاتک 75 روزه دشمن در عملیات والفجر8، تصریح کرد: در عملیات والفجر8، دشمن 75 روز پاتک کرد اما نتوانست موفق بشود، چون یکی از مهمترین وسایل ما توپخانه بود که جلوی دشمن را سد می کرد. جنگ آتش در شلمچه و استقامت جان نثاری فرمانده سابق توپخانه نیروی زمینی سپاه در بخش دیگری از خاطرات خود با یادآوری رشادت های
جزئیات سه جنایت هولناک در شهرک غرب
شکستم. همان موقع پدرم جلو آمد و گفت باید این پسر را به امین آباد ببریم. می خواست کتکم بزند که با چاقو او را زدم. بعد از آن هم خواهر و مادرم را زدم. البته فکر می کنم خواهرم را خیلی بدجور زدم. انگار داشت از دستم فرار می کرد که با چاقو از پشت سر به او ضربه زدم. بعد چه شد؟ بعد نشستم تا پلیس بیاید و دستگیرم کند. شماره دختر مورد علاقه ات را چطور بعد از سال ها پیدا کردی
چرا مصدق حذف نشد؟
کرد. چنانکه اشاره شد، در چهار سال نخست بعد از کودتا اکثر اعضای جبهه ملی آزاد شدند و طی یک دهه اکثر اعضای حزب توده نیز به نحوی از میان برداشته شدند و با امضای "ندامت نامه"هایی آزادی خود را به دست آوردند. منابع مطلب فوق در دفتر روزنامه موجود است در گفتگوی آفتاب یزد با دانشیار حوزه جامعه شناسی و تاریخ ادیان پژوهشگاه علوم انسانی مطرح شد تنگ نظری؛ تنها وجه اشتراک ملی شدن صنعت
پاسخ سخنگوی دولت به درخواست مناظره احمدی نژاد/ بیانیه اینستاگرامی لاریجانی علیه خودروسازان/ روایت ترکان ...
. چند روز پیش که خبر پناهندگی یک قایقران ایرانی در پرتغال به گوش می رسید.همه نگاه ها به سمت آرزو حکیمی قایقران المپیکی تیم ملی رفت اما به سرعت این خبر تکذیب شد و بعد مشخص شد که پناهندگی در پرتغال کار یکی دیگر از قایقرانان بوده، قایقرانی به نام شروین پاکدلان که تنها 17 سال دارد. آخرین اخبار حاکی از آن است که وی به درخواست خانواده مادری اش از فرودگاه فرار کرده تا نزد آنها در پرتغال بماند این در حالی
رعب و وحشت در سکوهای آبی،خوابی به رنگ قرمز کمرنگ
/> جیم: قهرمانی و آقای گل شدنم با پرسپولیس؛ همچنین به دنیا آمدن خواهر زاده ام در هشت سال پیش. سین : بدترین روز زندگی تان؟ جیم: زمان هایی که عزیزانم را از دست می دهم از دست دادن پدر بزرگ و مادر بزرگم بدترین روزهای زندگیم بود. سین : اگر قرار باشد بلیطی برای سفر در اختیار داشته باشید کجا را انتخاب می کنید؟ جیم : بلیط دور دنیا اما شهری که دوست دارم به
ماجرای مردی که بازوبند پهلوانی خود را به جای تقدیم به اعلیحضرت به امام رضا هدیه داد و مزد وفاداری خود را ...
مغازه پدرم و با عکس های فوری بود که با دوربین های قدیمی گرفته می شد. از آنجا که باید در خدمت پدرم می بودم، مجبور شدم درس خواندن را رها کنم. بعد از پایان خدمت هم مغازه ای کنار موزه آستان قدس باز کردم و تا همین امروز هم هنوز کار عکاسی من ادامه داشته است. شما یکی از عکاسانی هستید که وقایع انقلاب را به صورت جدی دنبال کرده و تصاویر شاخصی از آن دوران دارد، ولی با این وجود همچنان شما را به عنوان
این زن چگونه ثروتمند شد؟/عکس
مان خیلی خوب نبود. پدرم کارمند بود و من همیشه اتفاقا تلاش می کردم که بتوان به پدرم کمک کنم نه اینکه به او فشار مال هم بیاورم. از دوران دبیرستان به بعد، همیشه در کنار درس هایم، در خانه کارهایی مثل نقاشی با آبرنگ، گلدوزی، گل سازی و... را هم انجام می دادم تا هزینه تحصیل خودم را دربیاورم و با خودم هم عهد کرده بودم که دانشگاه دولتی قبول شوم تا پدرم زیر بار خرج نرود. خب، موفق شدید؟
روزی شوم برای توسعه و دموکراسی درایران
ام آی سیکس اجرایی شد و به سقوط دولت ملی منجر گشت. 5 سال پس از آنکه جبهه ملی در سال 1327 تاسیس و دکتر محمد مصدق یکی از استوانه های آن بود و بریتانیا از سابقه دکتر مصدق در مخالفت با خود مطلع بود و می دانست که در زمان تصدی مصدق در وزارت خارجه در کابینه مشیرالدوله علیه منافع بریتانیا در ایران موضع علنی داشته و از مخالفین سرسخت سلطه بیگانه و خصوصاً انگلیس است و هنگامی که مرحوم مصدق بیشترین
برخی اسرا در بیابان های بصره زنده به گور شدند!/ قسم حضرت عباس مرا از سیاه چال نجات داد
خبری از من نداشتند. اهل شهر فسا هستید؟ من اصالتا اهل یاسریه فسا هستم. اوایل راهنمایی بودم که پدرم راهی اصفهان شد و در کارخانه ذوب آهن مشغول به کار شد و ما هم به اصفهان مهاجرت کردیم. از چه زمانی به جبهه های حق علیه باطل پیوستید؟ من سال 59 به استخدام ارتش درآمدم. درجه دار ارتش بودم و از این طریق وارد جبهه شدم. سال 1361 برادرم الیاس یزدی در عملیات فتح المبین به
داستان اسارت تعداد زیادی از رزمندگان شهرضایی در عملیات والفجر مقدماتی
این جا به بعد را باید جور دیگری می گذراندند، با مقاومت بیشتر. یک روز،دو روز، یک سال، دوسال که هشت سال به طول کشید. نامه ها رد و بدل شد.توافقات انجام شد و در نهایت قطعنامه امضا. قطعنامه امضا شده بود و حالا پچ پچ ها آغاز، عراقی ها که خونشان به جوش آمده بود بالاخره به آرزوی شان رسیده بودند.”کاش بیاید آن روز که از دستتان خلاص شویم.” شده بود ورد زبان شان، وقتی دندان های شان از سر
آزادمردانی از جنس ایثار و مقاومت/ خاطرات نمایندگان آزاده از دوران اسارت
این میان مجلس شورای اسلامی مفتخر به حضور 9 آزاده ای است که سال های زیادی را زیر فشار شکنجه های رژیم بعث در اسارتگاه ها سپری کردند که خاطرات زیادی را از آن روزها به یادگار دارند. به همین مناسبت امروز ساعت 15 و 30 دقیقه قرار است مراسمی با حضور دکتر لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی برگزار و از نمایندگان و کارکنان آزاده خانه ملت قدردانی شود. ضرغام صادقی، محمد مهدی رهبری املشی، صید
شکنجه و شرایط سخت 72 نفر از اسرا را شهید کرد/ بنیاد شهید هیچ امتیازی برای آزادگان قائل نیست
به گزارش صاحب نیوز به نقل از شاهین نا ، 26 مرداد سال 1369 برگ زرین دیگری از تقویم انقلاب اسلامی ورق خورد، در این روز تاریخی، کشور حال و هوایی دیگری داشت؛ فضای کوچه ها عطرآگین بود و هر کس در هر نقطه که قدم می گذاشت، دود اسپند به مشامش می رسید. ثانیه های انتظار به کندی می گذشت، ضربان قلب ها تندتر از همیشه می زد، اشک در چشمان و نگاه های منتظر مردم و خانواده هایی که به استقبال پرنده های
آزاده در اندیشه آزادی/ می خواستند به امام اهانت کنیم/ وقتی آمدم مادرم رفته بود
همه سال اسارت برمی گشتم، همه ی اقوام به استقبالم آمده بودند اما مادرم دیگر نبود، مادری که در نبودنم، بسیار بی تابی مرا کرد و غصه ها خورد. کلام آخر، از مسئولین و مردم چه خواسته ای دارید؟ آن روزها برای خواستن های امروز نرفتم که الان متوقع چیزی باشم، ما برای رضای خدا و حفظ ناموسمان رفتیم. فقط یک گلایه دارم که چرا وقتی به خانواده شهدا، جانباز و آزاده رسیدگی خاصی می شود، مردم عزیزمان اعتراض می کنند، به خدا بدانید آرامش امروز ما مدیون همین ایثارگری ها است. انتهای پیام/ ...
دفاع ما در دوران مقدس مشابه دفاع کسی بود که به خانه اش دزد زده باشد
روزها بگویید؟ صمیمیت و دوستی که بین اسرا بود بهترین قسمت خاطرات آن روزهاست با وجود گذشت سالها هنوز با دوستان دوران اسارت خود رفت و آمد داریم و بسیار صمیمی هستیم و این دوستان هم شامل دوستان فارس هستند و هم ترکمن هیچ فرقی ندارد. موقع مناسبات خاص مثل عاشورا اسرا مراسم عزاداری در اردوگاه می گرفتند و همه در این کار سهیم می شدند ، حتی بچه های ترکمن که عزاداری به شیوه شیعیان را
روسفیدی بابک زنجانی در مقابل مهدی هاشمی/ هاشمی: اینکه کشور خود را فقیرتر کنیم، مقاومت نیست
گذشته به گونه ای رفتار می کند که انگار در آن هشت سال اصلا او نه تنها رئیس جمهور نبوده بلکه هیچ سمت و مسئولیت اجرایی دیگر هم نداشته است. ای کاش به جای اینکه آقای احمدی نژاد که هر روز به شکلی سعی می کند خود را در رسانه ها، مطبوعات و... مطرح کند کمی به پاسخگویی در قبال سیاست هایی که در آن هشت سال اجرا کرده پاسخ دهد. این روزها برای اولین بار مطرح می شود که توافق هسته ای وین باید به مجلس برود و در
در اسارت فکم شکسته بود/تا سه ماه نمی توانستم غذا بخورم، فقط آب میخوردم
چگونه به جبهه اعزام شدید؟ در سال 1/1/1360 از طریق بسیج به منطقه جنگی جنوب اعزام شدم. در چه روزی و چگونه به اسارت عراقی ها درآمدید؟ 29 خرداماه سال 1367 عملیات بیت المقدس در محل پاسگاه شهابی مجروح و بعد به اسارت درآمدم. عراق در این منطقه از ساعت 12 تا 18 عصر پاتک زد و بیشتر بچه ها شهید شدند. من از ناحیه کتف، گردن و فک به شددت مجروح و بیهوش شده بودم و اسیر شدم
امید خفته برای راه رفتن
هیچ پس انداز و ملکی نداریم. برای پدرم که عمری با عزت و آبرو زندگی کرده، خیلی سخت است حالا به خاطر مشکلات برادرم دستش را جلوی دیگران دراز کند، اما پدر است و نمی تواند مشکلات پسرش را نادیده بگیرد. مرتضی مثل یک شمع هر روز جلوی چشمانمان آب می شود، افسردگی او هر روز بیشتر و نسبت به روز قبل لاغر تر می شود و ما شاهد این آب شدن هستیم و هیچ کاری از دستمان برنمی آید که انجام دهیم. متأسفانه در
اخبار ویژه روزنامه های سه شنبه 27 مرداد
اقدام نماید؛ ولی در نهایت به خاطر برآورده نکردن خواسته های این اقشار به سرخوردگی آنان منجر می شود. کاش آقای رئیس جمهور ابتدا اشتغال ایجاد می کردند و سپس درصدد تقسیم آن بین دختران و پسران برمی آمدند! کسی مدام دعا می کرد که برنده جایزه بزرگ بانک شود. هر شب به روحانی محله شان مراجعه می کرد و از او می خواست که برایش دعا کند. سال ها به همین منوال گذشت و او هر روز از روحانی می خواست برایش دعا
سه موزاییک سهم خواب هر نفر
نماز را اقامه کنیم. در آسایشگاه ما نیز کسی نبود که آراممان کند؛ فقط یک بار شهید ابوترابی آمد و برایمان حرف زد که کمی آرام شدیم. شب عید اسرا درِ اردوگاه ها غروب به بعد به هیچ وجه باز نمی شد. شب عید سال 62 بود که به طور استثنا اجازه بیرون آمدن از اتاق ها را به همه دادند. بچه ها پیام امام را شنیدند و در لحظه سال تحویل، نفسی تازه کردند تا اینکه صبح روز سال جدید در وقت آمارگیری، عراقی
روایت قاصدان از یک خبر برای مادر: پایان 33 سال فراقِ فرزند شهید
در عملیات آزادسازی خرمشهر شرکت کرد. خیلی به مسائل اسلامی مقید بود. خیلی مقید بود. خیلی شجاع و معتقد بود. حتی نمازش را با اینکه سه سال از من کوچکتر بود اما زودتر از من شروع کرد. وقتی می خواست به جبهه برود به او گفتم: "نمی شود نروی؟" گفت: "غیرتم قبول نمی کند که دشمن در خاک ما باشد و من بخواهم در خیابان ها قدم بزنم" به همین دلیل به جبهه رفت. من ان زمان پایگاه هوایی امیدی خدمت می کردم. صبح به من زنگ
ایام اسارت از زبان آزادگان لامردی/ شلاق زیاد باعث شد چشم یکی از اسرا بیرون بیاید
به گزارش سرویس شهرستان های شیرازه به نقل از لامرود ، 26 مرداد ماه هر سال یاد آور یک روز بزرگ در تاریخ ملت ایران است یادآور پایان انتظار خانواده ها و بازگشت پرستوهای خود که زیرکابل های دشمن بعثی از هوش می رفتند اما "خمینی قره عینی " می گفتند. آزاده حماسه شکوهمند هشت سال دفاع مقدس امروز در گفت و گویی صمیمی اظهارداشت: 15 دی ماه 1360 در عملیاتی که به منظور انجام پاتک به دشمن بود در گیلان
اسارت دانشگاه دیگری برای رزمندگان بود
کار می کردید؟ آن جا پادگان نظامی بود. آن جا هم کارهای اطلاعاتی و اخبار و پرونده سازی می کردند. – بعد بغداد شما را کجا فرستادند؟ بعد بغداد یک شبانه روز در کاظمین نگهمان داشتند. آن جا به خاطر راه طولانی توقف کردیم. بعد آن هم ما را بردند به شهر موصل، اردوگاه موصل 1 بودیم و بعدا اسمش تغییر کرد و شد موصل 2٫ اردوگاه عوض نشد. – از صبح تا شب چه کارهایی می کردید؟ معمولا در
تصاویر/ لحظه های اسارت از دید رهبر معظم انقلاب
به گزارش " بوشهرنیوز " به نقل از فارس، حبیب الله اسدی به سال 1347 در یکی از روستاهای کرمان متولد شد. وی با شروع جنگ تحمیلی به جبهه های حق علیه باطل رفت و درست چند روز مانده بود به پذیرش قطعنامه 598 در 67.3.4 در منطقه شلمچه به اسارت نیروهای بعثی درآمد. حبیب الله در 27 ماهی که در اسارت بود کسی از سرنوشتش خبر نداشت و جزو اسرایی بود که صدام آنها را دور از چشم صلیب سرخ نگهداری می کرد. این
نرخ فحاشی به بسیجیان در دولت اصلاحات ارزان شد!/ واکنش نقدی به سخنان همسر هاشمی/ حمله مشاور احمدی نژاد به ...
احمدی نژاد به وزیر دادگستری چالش کلامی بین وزیر دادگستری دولت یازدهم یا همان وزیر کشور دولت نهم با احمدی نژادی ها وارد فاز جدیدی شد؛ چالشی که سابقه آن به پیش از مطرح شدن نقش مشایی در فساد سه هزار میلیاردی از سوی پورمحمدی بازمی گردد؛ زمان مدیریت پورمحمدی بر سازمان بازرسی کل کشور.روزنامه شرق ادامه داد: حالا روز گذشته حجت الاسلام محسنی اژه ای در نشست خبر ی خود گفته چیزی در این خصوص (نقش مشایی
سر دادن شعار مرگ بر آمریکا در روز آزادی آزادگان
بود که به استقبال آمده بودند. برخی عکس هایی در دست داشتند و به دنبال اثری از یوسف گمگشته ی خود بودند. باید اعتراف کنم که سخت ترین لحظات برای ما زمانی بود که مجبور بودیم با چنین انسان هایی برخورد کنیم. در اسارت از آن می ترسیدیم که به ما گفته شود: ای از سفر برگشتگان کو شهیدان ما ... و امروز چنین سوالاتی را تجربه می کردیم. دست سرنوشت یک بار دیگر ما را از جبهه های خون و شهادت عبور می داد