سایر منابع:
سایر خبرها
ماجرای ساخت سقاخانه اسمال طلا +تصاویر
او هم می دانسته می توان کمتر از 12 روز سنگ را از هرات به مشهد منتقل کرد. اما او از اعلام دوازده روز نیتی داشته است و ادامه می دهد البته اگر تو در 8 روز هم این کار را کرده بودی تو را عقوبتی این چنین سخت نمی کرد. اما تو به گونه ای رفتار کردی که دیگر من نمی توانم آنچه در نظر داشتم درباره این سنگ به انجام رسانم و به همین دلیل تو را کور کردم تا درسی شود برای دیگران؛ زیرا در هر امر شاه حکمتی
رضاییان: ای کاش کسانی که من را آنالیز می کنند
میزبان هستند. نمی خواهم بهانه بیاورم و تلاش می کنیم تا از این بازی، پرسپولیس بتواند نتایج لازم را بگیرد. پس تو هم قبول داری که باخت پرسپولیس برابر سپاهان فنی نبود؟ دقیقا. شما بازی را اگر یک بار دیگر ببینید متوجه می شوید که گل هایی که ما خوردیم آن هم در حالی که دو بر یک جلو بودیم کاملا روی اشتباهات فردی بود. اومانیا روی گل دوم آمد توپ را بزند که توپ بلند شد و بعد از برخورد به پایش
کفشگری: دو روز غصه خوردم اما حالا از اشتباهم خوشحالم / از بازی ذوب آهن لذت می برم
سال در شهرداری ساری با هم بودیم و با روحیات هم آشنا هستیم. یکی از کسانی که این روزها همیشه همراهم بوده رامین است چون با روحیاتم آشناست. جالب اینکه بعد از بازی سپاهان رامین هم به خاطر انتقاداتی که شنیده تحت فشار است. خب طبیعی است بازیکنی که نفوذ می کند و دوست دارد در حمله باشد و پاس گل بدهد فضای پشت سرش خالی می شود. رامین دو سه سال است مدافع راست شده و قبلا فوروارد بوده. او شم گلزنی
گفتگوبا ایرانی آزادشده از زندان آمریکا
هموطنان باشید. ثانیاً برای من وکیل بگیرید و در دادگاه لاهه پشت من بایستید، تا من به شما دل گرم باشم و از حقوق خود و کشورم دفاع کنم. سؤال:: با مسئولان خارجه به توافق نرسیدید؟ از دست آنها خیلی دلگیر هستم. حرف می زنند و وعده می دهند اما عمل نمی کنند. دیدم انگار من برای آمریکایی ها اهمیت بیشتری دارم. اگر بروم با همان ها صحبت کنم، شاید بهتر باشد. با وکیلم صحبت کردم که دادستانی
روایتی از نخستین زن اسیر ایرانی
کشته شدم، بهتر است تو این جا تنها نباشی. عراقی ها ما را تیرباران کردند/ لحظه ای که اسیر شدم حبیب پایش را محکم روی پدال گاز فشار داد. در همین حین سرم را به سمت راست چرخاندم که چشمم به یک نفربر افتاد. تا آمدم به حبیب بگویم آیا این نفر بر متعلق به ایرانی هاست یا نه، آن ها شروع به تیراندازی به طرف ماشین کردند. حبیب پایش را بیشتر روی پدال گاز فشار داد تا از مهلکه خارج شود، اما آن
موسیقی کلاسیک تافته جدا بافته نیست
موسیقی ایرانی بهره ببرد. بهتر است ارکس تر ملی به تولید موسیقی ارکسترال توجه کند تا بتواند افق های روشنی را برای موسیقی ایرانی ایجاد کند. در مجموع بازگشایی ارکس تر ملی باعث خوشحالی همه شده و هر قدر زمان بگذرد می تواند بالنده تر و منسجم تر باشد. * به جز چند خواننده مشخص، ارکس تر ملی ایران در حوزه آوازی با خوانندگان چندانی ارتباط نداشت. این بار قرار است شیوه دیگری مورد توجه قرار گیرد. نظر شما در
رضاییان: چرا سپاهان 4 هفته اول باید میزبان باشد؟!
برای شکست های پرسپولیس است؟ نه، من دنبال بهانه جویی نیستم. شرایط پرسپولیس را تشریح کردم... البته شاید هم حق با شما باشد. ما پرسپولیس هستم و محکوم به برد. اغلب بچه های شما نسبت به داوری بازی با سپاهان اعتراض داشتند. آیا نظر تو هم همین است؟ داور مسابقه یکی، دو اشتباه سهوی داشت منتهای مراتب به نظر من بدشانسی و قرعه بد، کار ما را دشوار کرده است. اگر کمی شانس داشتیم، مطمئن باشید
آزاده سرافرازی که قبر مزار خود را دیده است
تعدادی از اسرای آزاد شده رو همراه داریم شما بیایید شاید پدرتان بین این عزیزان باشد و او را شناسایی کنید . دخترم طرف ماشین آمد و من نیز همزمان پیاده شدم. آن لحظه از ماندگارترین لحظات زندگیم بود. استقبال مردمی حرف آخر به برکت انقلاب اسلامی و رهبری حضرت امام خمینی(ره) و منویات مقام معظم رهبری،کلمه اسارت در ادبیات ما معنای تازه ای یافت و با مفهوم آزادگی معنا شد و این نعمت بسیار بزرگی است . بنده نیز خداوند را شکر گذارم که به من این توفیق را داد که برای مدت زمانی همنشینی و همراهی با اسرا که به واقع مصداق بارز صلحا بودند را تجربه نمایم. ...
پدیده پرسپولیس جایگاهش را مدیون کیست
پاس گل زیبا بدهی. من تمام تلاشم را انجام می دهم تا کادر فنی و هواداران از من راضی باشند. اگر تیم گل می خورد مطمئنا همه بازیکنان نتوانستند وظایف خود را درست انجام دهند و تقصیر کسی نیست و وقتی تیم هم گل می زند همه در آن نقش دارند. من سعی می کنم چیزی را که برانکو از من می خواهد به خوبی انجام دهم تا تیم نتیجه بگیرد. *پاس گل زیبایی هم در بازی مقابل سپاهان دادی. من روی
جیکاک؛ مُنجیِ ناکجا آباد
بدانیم، در عوض، یارعلی ، ناخودآگاه نماینده رادیکال کمپانی و صنعت نوپای نفت است که به رسالت دروغین جیکاک پی می برد. گذار ذهنی از این فئودالیسم تاوانی دارد که با خون یارعلی رنگ می گیرد. هر چند جیکاک با مرگ یارعلی به شکست نزدیک می شود، اما ادامه شکستِ او می تواند مرگِ سهراب باشد. و بعد از آن عصایی که دیگر دمِ صاحب وجود از آن ساطع نمی گردد و کلاهی که به راحتی آتش می گیرد و مأموریت اش را که در آن همه
ماجرای مردی که بازوبند پهلوانی خود را به جای تقدیم به اعلیحضرت به امام رضا هدیه داد و مزد وفاداری خود را ...
آن جمعیت کرده، رو بسوی خراسان نمودم و پس از عرض سلامی که از ته قلبم برخاست گفتم یا امام رضا، ای ضامن آهو، تو راضی مشو که من مغلوب این تهرانیها شوم، من به غیر از تو کسی را ندارم. لحظه ای بعد با سوت داور، مسابقه شروع شد و من و مرحوم تختی به هم آویختیم. شرط پیروزی در مسابقات کشتی پهلوانی فقط ضربه کردن حریف بود و مدت زمان کشتی 80 دقیقه. در دقیقه بیست و یکم بود که تختی را روی سر بلند کرده و یا علی گویان
امیدوارم مصدومیتم جدی نباشد | اصلاً خوب نیست پرسپولیس با تعداد گل بالا شکست می خورد
اصلاً خوب نیست که هم ببازیم و هم گل های زیادی دریافت کنیم. 8 گل در سه بازی واقعاً بد و ناامید کننده است. مسلماً باید ناراحت باشیم ولی مرحله بعدی کار ما، فکر کردن به آینده و جبران نتایج گذشته است. در حال حاضر چه تصوری از شرایط روحی تیم داری؟ متأسفانه بعد از هر شکست، تیم ها از این نظر دچار ضعف می شوند ولی باید سعی کنیم تمرکز و آرامش را به تیم برگردانیم. اگر عملکردمان بهتر از این شود و اشتباهات فردی به پایین ترین حد خود برسد، حتماً از نظر روحی و روانی پیشرفت خواهیم کرد. ما منتظر کسب اولین بردمان هستیم. ...
هدایتی: باشگاه پرسپولیس با خرید بلیط ها موافقت نکرده / کمک من را دخالت در امور باشگاه می دانند!
مدرنیته شما افتخار رده 16 جدول نصیب شد و به حمد ایزد بی همتا در انتهای فصل در پلی آف به لطف داور و 120 هزار تماشاچی ماندن در لیگ رو جشن میگیریم و به مدیریت بی همتا شما اشک شوق میریزیم مثل زمان گل سپهر به سپاهان میخوای با کنف کردن حاج حسین بزرگ شی داداش پس بگرد تا بگردیم حالا با این ُ آون لج کن تا برسیم پلی آف تو هم ادمین جان من هی پیام بدمُ تو نزار تو صفحه نقل قول 2015-08-19 00:13
برخی اسرا در بیابان های بصره زنده به گور شدند!/ قسم حضرت عباس مرا از سیاه چال نجات داد
بود. طوری که کابل را از عراقی ها می گرفت و بچه ها را می زد. یک روز در هواخوری به او گفتم این طوری بچه ها را نزن یادت می آید در ایران زیر دست ما بودی احترامت داشتیم؟ به من گفت: تو ایران هر خری بودی برای خودت بودی اینجا همه کاره من هستم! منم ناراحت شدم یک سیلی محکم به او زدم. چیزی نگفت و رفت. فردای آن روز در هواخوری همین بنده خدا با چند افسر عراقی سراغ من آمدند به دروغ به آنها گفته بود من
داستان اسارت تعداد زیادی از رزمندگان شهرضایی در عملیات والفجر مقدماتی
کنید. رزمنده دفاع مقدس گفت: آن موقع آیت منظورم را نمی فهمید که وقتی دیدم دیر می شود، جریان را به او گفتم و تازه فهمیدم آیت الله هم زخمی شده و نمی تواند حرکت کند موقعیت او را پرسیدم. عراقی ها مکالمات ما را شنود می کردند وی خاطرنشان کرد: وقتی آیت می گفت به طور مثال منور قرمز می زنم تو ببین و یک، 2، 3 می گفت و می زد من دیدم از همه طرف منور قرمز به آسمان می رود بعد رنگ آن را
صالح علا: ایران می مانم، به جان مادرم!
که تجارب سال ها زندگی در ایران را داشتند، استاد جمالزاده ایرانی تر هستند. جمالزاده در نامه ای به محمود دولت آبادی که وقتی او به جهت تنگ آمدن تحملش به جهت برخی وقایع روزگارش گله دارد، پدرانه سفارش می کند که بهترین مکان برای تو همان فضای بکر و دست نیافتنی برخی دهات ایرانی است و عین عبارت برای او می نویسد چند ماهی آذوغه بساز و برخی اشعار رودکی و منوچهری را بردار و برای مدتی فارغ از همه چیز
رازهای رکورد دار بازی Clash of Clans در ایران را بدانید!
تا به حال شده به این فکر کنی که اگر به جای کلش آو کلنز تمام این دو سال و نیم را یک کار دیگر می کردی، شاید بهتر بود؟ امیررضا: خیلی ها این سوال را می پرسند و حتی نصیحت می کنند. اما راستش را بخواهید، پشیمان نیستم. در مجموع راضی ام از زمانی که برای گذاشته ام. حمیدرضا: خیلی ها دوست دارند جای امیررضا باشند. چرا باید پشیمان باشد. اصلا همه کلش بازهای ایران بخواهند جای امیررضا باشند. عجیب نیست اگر بگوییم قوی ترین مپ ایران مال اوست. خب، ممنونیم بچه ها، حرف آخری اگر دارید... علیرضا: من می خواستم نکته ای بگویم در مورد همان میتینگ ها که واقعا چقدر خوب می شد اگر سازمان یافته بود. مثلا همین عید اخیر امیررضا همه تاپ پلیرهای ایران را جمع کرد توی یک لکن به نام نوروز 1394، خیلی زود این کلن شد برترین کلن دنیا. این بازی خیلی در دنیا مهم است. در خیلی جاها بیشتر از ایران هم رواج دارد. شما توی اینترنت چرخ بزنید، می بینید که خیلی ها شب دامادی شان عکس می گذارند از خودشان که توی بازی کلش آو کلنز هستند. می توانیم خیلی تر و تمیز قضیه را سامان مند کنیم. می توانیم مثلا برای نام خلیج فارس کاری کنیم. وقتی این قدر قدرت و هوش و استعداد داریم و زمینه هم موجود است، چرا نکنیم. فرصت خیلی بزرگ و خوبی است با وجود کسانی مثل امیررضا که زندگی شان را برایش گذاشته اند و به نقطه های خیلی فوق العاده ای هم رسیده اند. امیررضا: اصلا اتحاد نداریم. اگر اتحاد اعراب یا چینی ها را داشتیم، الان کشور ایران زیر پرچم خود ایران بهترین بود. دیدید که توانستیم به همه ثابت کنیم می توانیم، با همان کلن نوروز 1394٫ متاسفانه بچه های ایران اصلا چشم ندارند همدیگر را ببینند. اگر کمی همین روحیه متحد را داشتیم خیلی وضعیت بهتر بود و بهره برداری های زیادی می کردیم. حمیدرضا: خیلی از ایرانی ها هستند که در کشورهای دیگر و زیر پرچم آن ها بازی می کنند و این مایه تاسف است. علیرضا: مثل دو تا از تاپ لول های جهان که ساکن کانادا هستند، اهل ایران اند. اهل ایران اند، ولی رسما برای کانادا و زیر پرچم آن بازی می کنند. پس می شود از این بازی یک استفاده ملی هم کرد. علیرضا: دقیقا. خیلی زیاد. شما اگر تاپ کلن های دنیا را نگاه کنید، اکثرا به نام و پرچم کشورها هستند. حرف آخر من، کلش فقط یک بازی است. نباید زیادی جدی اش گرفت. باید جدی بازی کرد، اما نباید بگذاریم وارد دنیای حقیقی مان شود. نباید بگذاریم رفاقت هایمان را به هم بزند و زندگی مان را مختل کند. حمیدرضا: نباید آن قدر بازی را جدی بگیریم که برای موفق شدن در آن دست به هر کاری بزنیم. آن قدر جدی نگیریم که مثلا آدی همدیگر را هک کنیم، حاضر باشیم به هر قیمتی به یک نقطه خاص برسیم. امیررضا: آره. فقط یک بازی. یک بازی. درست است که برای من و ما خیلی اهمیت دارد، اما فراموش نکنیم که داریم بازی می کنیم. قرار است بهمان خوش بگذرد. پیامی هم که برای کلش بازها دارم، این است که به هیچ کس اعتماد نکنند. به هیچ کس، رمز اکانتشان را به هیچ کس ندهند. خیلی راحت ممکن است ضربه بخورند. منبع: هفته نامه چلچراغ 7+ ...
رخشان بنی اعتماد: صریح و بی پرده حرف می زنم
در غالب این نمایش ها خودت هم حضور داشته ای. آیا آنجاها برای کسی مهم بود که این شخصیت ها از کجا آمده اند و چه گذشته ای داشته اند؟ - قصه ها در جشنواره ونیز جایزه بهترین فیلمنامه را گرفت و بعد از اعلام جوایز در صحبتی که با اعضای هیئت داوران داشتم، برای اولین بار امتوجه شدند که شخصیت ها از کارهای قبلی ام آمده اند. همه داوران بخصوص خانم جومپا لاهیری نویسنده معروف هندی برایش خیلی جالب بود و
چرا بازار مسکن رونق نمی گیرد؟
خیابونش جای پارک پیدا میشه نه توش امنیت داری تو خونت حرف میزنی همسایه بغلیت از همه جیزت خبرداربشه فک کنم تازه 1 میلیون هم زیاد گفتم فرمایشتون واقعا بجاست... توی شهری با این کیفیت زندگی مسخرست متری 4م بابت مسکن آدم هزینه کنه... اونم تو محل زیر متوسط!!! گربه دستش به گوشت نمیرسه .... دلار 3375 تومان ! بهزاد جان مسکن چه ربطی به دلار فلان قیمت داره ؟ همین با دلار
خلاصه ای از خاطرات هزار و یک شب اسارات دختر 17 ساله ایرانی
انتظار و امیدهای بی پایانم گفتم . گفت خاله دیگه بسپار دست خدا، راضی شو به رضای خدا، دیگه برگشتن او خیری درش نیست، مصلحت برنگشتن او بیشتر از برگشتن است. شاید خدا منتظر است شما رضایت بدهید. از بقیه مادران شهدا شرم داشتم که شکوه کنم، اما یکباره گوشم زنگ زد و گفتم چی؟ نه من اصلا رضایت نمی دهم. همان موقع دلم شکست و به خدا شکوه کردم. خدا را قسم دادم: خدایا من هشت پسر دارم و همه در
تنها خلبان زن افغانستان نگران جانش است / نیلوفر رحمانی را بشناسید
ها کار کنی. اگر به شغل ت ادامه دهی، مسئولیت مستقیم نابودی تو و خانواده ات، با خودت خواهد بود! پای این نامه، امضای طالبان پاکستان بخش سوات بود (همان شاخه از طالبان که مسئولیت ترورِ ملاله یوسف زی را بر عهده داشتند.) اتفاقاً دیدن امضای این گروه و خاطره ای که از ماجرای ملاله در ذهن ها باقی مانده بود، باعث شد خانواده ی رحمانی تهدید را جدی بگیرند و موقتاً به هند فرار کنند. چنان که پیش تر هم گفتم، آن چه
خاطرات شهرام جزایری؛ 8 ماه پس از آزادی
کارم که تجارت بود، نیامد. بالاخره شما دندانپزشک شدید یا خیر؟ تا ترم آخر درس خواندم ولی دکتری دندانپزشکی را نگرفتم. نخستین باری که بابت کاری دست مزد گرفتید کی بود؟ 7 ساله بودم و روزی 2 تا 3 ساعت در مغازه ساندویچی عمویم (درب) نوشابه باز می کردم و به ازای آن کار 25 تومان دستمزد می گرفتم، در آن روزها که درآمدها بین 8 تا 10 تومان بود این مبلغ درآمد خوبی به حساب می آمد
روزمان مبارک !
مردم را به گناه نیندازی! همین... هیچکس هم به فکر ارشاد کردن پسری نیست که در مقابل چشمانش بلند ترین و ضخیم ترین چادر هم افاقه نمی کند... همه معتقدند که ریشه ی گناه زیبایی زن است نه سستی مرد! عزیزم تو خیلی زود به این قانون ها عادت می کنی... آنقدر که خودت هم بهشان ایمان آوری و نسل به نسل به فرزندانت القا می کنی... آنقدر که در فصل تابستان هم رنگ
کرامات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها از زبان خادمین حرم
بردن به دکتر مستقیماً به حرم مطهر حضرت معصومه (ع) آوردم و در بالای سر حضرت، روی زمین گذاشتم و خودم کنار بچه خوابیدم. به حضرت عرض کردم: دکتر اصلی خودت هستی. بچه مرا شفا بده! اگر شفا نمی دهی، تو را به پدرت موسی بن جعفر (ع) و به دل پر درد جواد الائمه (ع)، از خدا بخواه جنازه من و بچه ام را از این حرم بیرون ببرند. لحظه ای بعد دیدم بچه بلند شد و شروع به راه رفتن و من بدون اینکه در این باره به
امداد غیبی در عملیات کربلای 4 به یاری غواصان آمد/ حضور مردمی در مراسم تشییع شهدای غواص حمایت از مذاکرات ...
بازآرایی کنند. در مجموع بحث چندانی راجع به چند و چون عملیات نمی شد و یا اساسا به چالش کشیدن فرماندهان که مقصر کیست، نبود، اصلا فضای جنگ این نبود. احتمال الان متاثر از فضای امروز که ما همه چیز را مورد پرسش قرار می دهیم، این سوال ها مطرح می شود، ولی فضای جنگ آنگونه نبود. اینگونه پرسش ها به ویژه برای چند دسته از رزمندگان شامل بچه های اطلاعات عملیات و بچه های تخریب چی یعنی کسانی که لحظه به لحظه با جان
گفت وگو با سیمین غانم/هیچ وقت افراطی نبودم
زنان هم نیست. الان چندمین بار است که ما را برای کنسرت در شهرستان دعوت کرده اند اما نمی توانیم برویم. همه کارها و دوندگی ها را انجام می دهیم اما درست در لحظه آخر می گویند فلان ارگان گفته نمی توانید کنسرت برگزار کنید. شما از وقتی که بعد از انقلاب دوباره فعالیتتان را شروع کردید، دیگر وقفه ای در کارتان وجود نداشته. چطور توانستید این تداوم را حفظ کنید؟ آیا همیشه خودتان را با شرایط وفق داده
تیترها بغض کرده اند...
تیر و ترکش و خمپاره است. هر لحظه آماده باش که پاره پاره وجودت با صبر روبرو شود. با اراده مردانی که تا آستان خداوندگارشان دست رسانده اند و در اسارت ، میخ های امتحان عاشقی شان را سفت کوبیده اند. از آزادگان دیارت بخواه تو را به پنجره های گشوده ، میهمان کنند تا نمازهایت رنگ و روی نور بگیرد و سینه ات از غربت زمین خالی شود. بخواه تو را به شور شیرین رسیدن متصل کنند تا از اسارت جسم
آتشی که شفیعی کدکنی روشن کرد، هنوز زبانه می کشد
تاریخ نشر آن شعر نیما سالها بعد از نشر شعر خانلری بوده است. چقدر بت تراشی در این مملکت رواج دارد!؟ واقعا چه قدر بُت تراشی و بُت پرستی در این مملکت رواج دارد که آدم از طرح کردن چنین مطلب ساده ای، آن هم در حد یک پرسش و احتمال باید چندین بار استغفار کند که معجزه امام زاده نیما یوشیج زبان او را لال نکند! من می گویم نیما بزرگترین پیشاهنگ شعر فارسی و اگر شما لازم می دانید
بنگر: فوتبال شغل من است و اعتراضی ندارم
همه دیدیم این اتفاق افتاد. الان هم باید بازی با سپاهان را فراموش کنیم و ازهمین حالا به ذوب آهن فکرکنیم. به نظرم پرسپولیس واقعی را باید ازبازی ذوب آهن به بعد ببینید. ما متاسفانه بعد ازآن بازی سنگین درخوزستان باردیگردرخانه حریفان بازی داشتیم و مسابقه دادن با سپاهان دراصفهان کارآسانی نیست. اتفاقا خوب هم بازی کردیم و دو گل به میزبان زدیم و اگراشتباهات فردی نبود بازی با این نتیجه تمام نمی شد.
بچه نشویم، فنی حرف بزنیم | این چه دفاعیه، این چه وضعیه پرسپولیس؟
/> پرسپولیس کارهای سخت را با تمام دشواری های رایج و خاص انجام می دهد، مثل علی علیپور و دویدن 20، 30 متری او در زمین. حمل توپ و پاس عالی در فضای خالی. در واقع یک لقمه عالی برای امید عالیشاه. پرسپولیس وقتی وارد فاز حمله می شود، اتفاقاً خیلی خوش سلیقه است. مگر گل مهدی طارمی بد بود؟ یک بغل پای به آن زیبایی که فوق العاده فنی بود و قابل تأمل اما پرسپولیس فارغ از مسائل مربوط به داوری که دوست