سایر منابع:
سایر خبرها
ختم غریبانه یک شهید مدافع حرم
مهدی برمی گردد خودش برود ولی قسمت مهدی شهادت شد و برادر به اجبار در همان افغانستان ماند. برادر از بی خبر رفتن مهدی می گوید:"دیده بود بچه های افغانستانی به سوریه می روند و چون باهم رفیق بودند دلش میخواست مدافع حرم شود. خانواده ماهم شیعه هستند وعلاقه خاصی به حضرت زینب(س) دارند." خوشحال است که برادرش به شهادت رسیده چون اعتقاد دارم خدا بنده های خوب خودش را گلچین و شهید می کند و ادامه می دهد
نسخه اولیاء در مورد تربیت فرزندان
همه چیز به ید قدرت اوست و خلیفه الله است. خدا او را برای من و تو قرار داده است. آن بزرگوار که اعمال ما به دستش می رسد. شاید اصلاً به ذهن ما نرسد و باور نکنیم، ولی آقا خیلی عنایت می کند. یک موقع یک چیزهایی که خودمان متوجّه نمی شویم، از ناحیه آقا که لطف و کرم دارد، به ما عنایت شده است. بارها هم عرض کردم هم خود خدا و هم حضرت حجّت(روحی له الفداء) نخواستند که فقط بعضی ها شیخناالاعظم، شیخ
سبک زندگی در سیره امام هشتم (ع)
بسیار معمول و متعارف بود، از این رو همواره فقرا بر سر راه آنان می نشستند یا در خانه آنان را می زدند. پیشوایان ما حتی پیش از آن که نیازمندان عرض نیاز کنند، به آنان انفاق می کردند. شکایت از طلبکار به امام رضا(ع) نقل شده است شخص محترمی به یکی از بستگان ابورافع، آزاد شده به دست رسول خدا(ص)، بدهی داشت و چون برای پرداخت بدهی در مضیقه و با فشار و اصرار طلبکار روبه رو بود و آبروی خود را
افشین مقدم: دریغ که ما بسیار کمتر از نسل شما از قوه به فعل می رسیم
حذف فعل با توجه به سبک موسیقی خود استفاده می کنید. (سازهای غربت، سازهای ناکوک/ شعر، بادامی تلخ، سوگوار دل پوک) که بی شک شما اولین ابداع کننده این سبک در ترانه بوده اید و همچنین از تکنیک اتصال کوتاه در ترانه زیبا و متفاوت سفرنامه (جان لنون در باران/ چشم گاوی در دیس/ ونگوگ گوش به دست...) استفاده می کنید، همه و همه به خاطر شرایط زمان است. چون اعتقاد دارم جبر و شرایط زمان و مکان در علل ظهور بسیاری از
حکایت خواندنی عابد خداپرست
خواست برود اما سگ دست بردار نبود و نمی گذاشت مرد به راهش ادامه دهد. مرد عابد با عصبانیت قرص سوم را نیز جلوی او انداخت و گفت : ای حیوان تو چه بی حیایی! صاحبت قرص نانی به من داد اما تو نگذاشتی آنرا ببرم؟ به اذن خدای عز و جلٌ ، سگ به سخن آمد و گفت: من بی حیا نیستم، من سالهای سال سگ در خانه مردی هستم، شبهابی که به من غذا داد پیشش ماندم ، شبهایی هم که غذا نداد باز هم پیشش ماندم، شبهایی که مرا از
وقتی شاعر باشی و معلول متفاوت تری/ دنیای شاعر معلول در دلتنگی هایش به نظم کشیده می شود
بیرون آمد و به جمع دوستانش پیوست و از تنهایی رهایی یافت. آروز تا حدی شعر را دوست دارد که اگر به او بگویند پاهایت را به تو می دهیم تا بتوانی راه بروی و شعر نگویی این کار را نمی کند و شعر گفتن را با هیچ عملی عوض نمی کند. آرزوی آرزو این است که یک روزی مشهور شود و کتابش را چاپ کند. شعر آرزو درباره نیمه شعبان را بخوانید. نیمه شعبان شده حال دلم بهتر است/ لحظه میلاد گل در دل باغ و
روایت احمدی مقدم از اتفاقات 88
را کلاً می گیرند و می برند. دو تا تریلی بفرست اینجا. بنده خدا هم فرستاد. تا چند سال بعد هم دنبالش می گشتند از او رسید بگیرند که به چه کسی تحویل داده بودی و در تسویه حساب گیر این قضیه بود که گواهی دادم قضیه این جوری بوده است! بچه ها گفتند کجا را بزنیم. گفتم از این سر جاده مستقیم هر جا را با هر بُردی بزنید هدف است، چون دیده بان که نبود. آتش توپخانه هم نداشتیم همین آتش خمپاره را فراهم کردیم
مصیبت عظمی یا خوشحالی عظیم؟!/ شهردار نمونه ای که آسمانی شد
ممکن است شما هم شهید شوی؟ با چهره ای جدی گفت: مگر شهید شدن در راه خدا شوخی است. باید آن قدر در راه خدا فعالیت داشته باشی که مورد رضای خدا قرار بگیری [و لیاقت شهادت را پیدا کنی!] روز اول عید بود که عازم جبهه شد. باز هم می خواست مرا با چهار بچه قد و نیم قد تنها بگذارد. برای اینکه منصرفش کنم گفتم: این بار اگر بروی من از توان نگهداری فرزندان شما بر نمی آیم! خندید و گفت
خاطره بازی با نعیمه نظام دوست
راجع به رییوزو و اوشین و فوتبالیستها گفته می شد و بچه ها در مدرسه می خواندند... اما حقیقتا خیلی سخت بود و من خدا را شکر می کنم بچه ها الان خیلی راحت تر دارند زندگی می کنند. بله اما نمی دانم آن خوشی ها و ذوق هایی که ما از ته دل می کردیم برای همان امکانات در بچه های امروزی نیست... بله... شاید چون داشتن همه چیز برای بچه ها آسان شده و هر چیزی را به راحتی به دست می آورند. ما واقعا دوران
سینما نابودم کرد
برای من و تو وقت بگذارم. که چه بشود؟ با آن تیپ تلویزیون ها از اول مخالف بودم، حالا که دیگر بدتر هم شده ام. که چه بشود؟ که از امثال من سود و سودایشان را ببرند؟ خانم گوگوش آن طرف رفت و یک زندگی درجه یک. می بینید که چطور دارند برایش خرج می کنند. خدا نکند روزی برسد که نان مرا چنین جاهایی بدهند. اصلاً با مشربم جور در نمی آید. براساس این گزارش،متن کامل این گفت وگو در اولین سری از کتاب های جیبی عصر اندیشه منتشر خواهد شد. مجله فرهنگ و علوم انسانی عصر اندیشه را می توانید از کیوسک های مطبوعاتی تهیه کنید. ----------------------------------------------------------- ...
شهید گمنامی که با رؤیای دخترش شناسایی شد
داشته و همراه دوستانش بارها به آن تپه می رفتند. خانم حسینی عاقبت چطور پدرتان شناسایی شدند؟ تقریباً چند ماه از دادن آزمایش ما گذشته بود. همیشه کسانی هستند که شک و تردید ایجاد می کنند و به من نیز می گفتند تو چطور با یک خواب این قدر مطمئنی پدرت یکی از آن دو شهید است. دل من از این حرف ها خیلی گرفته بود. در خلوت خودم به بابا می گفتم: آقا جان تو با خوابت مرا هوایی کردی و حالا چرا
سالروز ولادت امام رضا (ع(
کن تا آنکه خلافت بعد از من از آن تو باشد . در اینجا حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: قسم به خدا پدرم از پدرانش، از امیر مؤمنان (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به من خبرداده است که من قبل از تو از دنیا می روم در حالی که مرا به وسیله سمّ به شهادت می رسانند، ملائکه آسمان و زمین بر من می گریند و در سرزمین غربت کنار قبر هارون دفن می شوم . در اینجا مأمون گریه کرد و
شهیدی که شهادتش را از امام رضا(ع) گرفت
سال است که برقرار شده و من از زمانی که به یاد دارم این رسم در منطقه مان برقرار بود و هنوز هم ادامه دارد. پدرم یکی از افراد پیگیر برای برگزاری این مراسم بود. پدرم همه فرزندانش را عاشق و محب اهل بیت(ع) بار آورد، ویژگی دیگرش این بود که علاقه ویژه ای به روحانیون داشت، اگر یک روحانی از نجف یا مشهد می آمد، حتماً سراغ او می رفت و برای منطقه دعوتش می کرد. به همین منوال مرا هم تشویق کرد که به
لاله صبوری در یک نگاه
جان و دل می رفتند . چون مطمئن بودند بنده بد اون ها رو نمی خواهم .. طفلک بچه ها برای هر چه پر بار شدن مراسم خیلی زحمت می کشیدند . و اون همه راه دور را از مجله سروش به فرهنگسرای خاوران ( محل برگزاری مراسم ) رو طی می کردند... جماعت انبوهی حضور یافته بودند .. به طوری که وقتی آقای " صافی " مدیر وقت شبکه سوم سیما برای حضور در مراسم اومد ، به زحمت جایی در بالکن برای او تهیه کردیم .. ! من هم
دستاوردهای امام رضا(ع) از ولایتعهدی اجباری مأمون
عهدی می فرمایند: خداوند تنفر مرا نسبت به آن می دانست. پس وقتی بین پذیرش آن و مرگ مختار شدم، قبول ولایتعهدی را بر مرگ ترحیج دادم و آن را برگزیدم . مأمون هم در گفتگویی طولانی با امام می گوید: به خدا سوگند که باید ولایت عهدی را بپذیری، وگرنه تو را مجبور می کنم؛ و اگر آن را نپذیری، گردنت را می زنم. در پاسخ این که چرا امام شهادت را به قبول ولایت عهدی ترجیح نداده است؟ می توان گفت: اولا
حمزه بن لادن جای پدر نشست
برخی کارشناسان تخمین می زنند که القاعده جایگاه خود به عنوان مادر بنیادگرایی را به داعش واگذار کرده و در عمل حاشیه نشین جریان افراط شده است. برخی معتقدند القاعده گروهی متشکل از پیرمردان فرتوت است که دیگر نه توان رهبری دارد و نه توان مقابله با داعش. چرا که نیروهای داعش عمدتا شورشیان جوانی هستند که از امکان مانور زیادی برخوردارند. بنابراین، شرایط به سویی رفت که القاعده خودی نشان دهد و با معرفی یک نیروی جدید و تازه نفس، شانس تازه ای برای حیات مجدد به خود بدهد. حمزه بن
عمرو دیاب، خواننده مصری هنوز نمرده است
خواننده ای بدل کرده که شهرتی فراتر از مرزهای عربی به دست آورده است. عمرو در بین هموطنانش به عنوان مردی خوش اخلاق، مودب و بسیار خانواده دوست شهره است که بخشی از محبوبیت اش را مرهون همین ویژگی شخصیتی اش می دانند. او در جشن روز والنتاین در یکی از اجراهایش همسرش زینت (که به او زورو می گوید) را به روی سن دعوت کرد، دستش را بوسید و ترانه خدا مرا از تو دور نکند را خواند. عمرو دیاب در ایران
پیامبر(ص) و امام رضا(ع) از نگاه شعرای اهل سنت
کنی مرا بخشد حیات خضر، دهد دولت جوان دارم هوای مکه به پا بوسیت روم مالم رخ نیاز بر آن خاک آستان چشمم به خاکپای مقیمان روضه ات انشا کند دعا و سلامی ز حاجیان جاروب آستان تو موی سپید من روزی شود خدای کند از مجاوران زاد سفر ز سفره تو دارم آرزو از منزل تو پشت و پناه مسافران نسفی با این که حنفی مذهب بوده، اما بر طریقت نقشبندیه سلوک می نموده است (رهبری
به زندگی نگاه کن
همه چیز دارد به خیر می گذرد، باشند. این چرخه منفی نگری و منفی گویی در تمام طول 2ساعتی که کنار هم هستیم ادامه دارد. کم کم احساسی منفی تمام فضای خالی اتاق را پر می کند. اما هیچ کس گمان نمی کند که این احساس بد، این کم انگیزگی و این دل گرفتگی و لکه های ناامیدی که دارد خودش را روی قلب آدم های اتاق می اندازد، ناشی از آن منفی نگری های رفیق شفیق است که سال هاست ادامه دارد. جمع دوستان، در کمتر از 2 ساعت به
زنگ انشا و جرقه ای برای نویسندگی
هایش را تجربه کرده باشد. قصه های من هم اغلب نشات گرفته از تجربیاتی است که در دوران کودکی برایم اتفاق افتاده است. من در شهر همدان به دنیا آمدم و در همین شهر بزرگ شدم، بنابراین از کودکی با اقوام مختلف از کرد و لر تا فارس و ترک، از یهودی و ارمنی تا شیعه و سنی، با همه اقشار در ارتباط بودم و از هر کدام تجربه ای دارم. من بچه پرجنب و جوشی بودم و دلم می خواست از هر چیزی سر دربیاورم، بنابراین
گپی با جلال مقامی از دیدنیها تا سکته مغزی
از رفتنش در فیلم هایی که من دوبله می کردم، در نقش بچه ها حرف می زد ولی به دلایلی مجبور شد به خارج از کشور برود. همانجا ازدواج کرد و خوشبختانه زندگی خوبی دارد. البته او هم مدتی دچار بیماری عجیبی شد که وحشت به دل همه ما انداخت ولی خدا را شکر آن قدر که فکر می کردیم، شدید نبود. چه بیماری ای؟ یک کلینیک تخصصی در اتریش تایید کرد که بیماری دخترم ام اس است. ولی نمی دانم چه اتفاقی افتاد
دانیال عبادی از عاشقی و ازدواج گفت
نکرده ام اما موسیقی را بسیار دوست دارم که این را به نوعی در نقش یک خواننده در فیلم امشب شب مهتابه هم تجربه کردم. در واقع زمانی پیانو می زدم؛ اما نه خیلی. مدتی است از آن دور افتاده ام و دلم می خواهد برگردم و دوباره شروع کنم. درباره موسیقی هم هر حسی نوعی از موسیقی را می طلبد و من در آن لحظه آن را گوش می دهم. باکلام، بی کلام، کلاسیک، مدرن و. . . مهم این است که آن لحظه چه نوع موسیقی مرا جذب می کند
وزیر کشور: در انتخابات عدم احراز صلاحیت نداریم
/> آقای روحانی انسان لایقی است و بنده امیدوارم که دولت ایشان 8 ساله باشد. {با خنده} اما درباره خودم بالاخره هیچ کس از فردایش خبر ندارد. هم از لحاظ شرط بقا و هم استیضاح و اخراج! باید همه احتمالات را در نظر گرفت. من هر روز صبح از اینکه خدا یک روز دیگر به من توفیق خدمت داده است، خدا را شکر می کنم. اما به اینکه یک روز دیگر سر کار باشم، دل نبسته ام. اگر آقای روحانی یک شب با من تماس بگیرد و بگوید از فردا
اصولی ترین مبارزه انبیاء الهی و ائمه طاهرین مبارزه با جهل بوده است
او اجازه نمی داد ما را امر کند و به او می گفت به چه دلیلی بنده های مرا به چیزی که در توانشان نیست امر می کنی. انصاریان ادامه داد: یافتن اخلاق خدا کار مشکلی نیست آیاتی که صفات خدا را بیان می کند راهنمای ما است، خدا رزاق است، نان رسان است تو هم نان رسان باش و نان بر نباش خدا درهای رحمت را بازگذاشته تو هم آغوش رحمتت را باز بگذار خدا با احسان و لطف با بندگانش صحبت و رفتارمی کند تو هم همین
روایتی از دردهایی که درمانش نفس کشیدن در کوی رضاست/ گام هایی که برای او برداشته می شوند
اما من که هر روز صبح در شهر الرضا(ع) چشم می گشایم و هوای حریم قدس رضوی را نفس می کشم شاید کمتر این دوری را درک کنم. هر که در این راه قدم نهاده، بی بهانه عاشق شده و چشم انتظار وصال است؛ یکی حامل حاجتی است و دیگری تنها عشق را به جان می خرد. یا غریب الغربا، این ها همه زائران کوی تو هستند که با پای دل در راه جان قدم می گذارند؛ ای مونس دل های رمیده، تویی که نوای بی نوایی، تویی که حج فقرایی؛ می دانم خوب می دانی، اینجا هشت زائرانت گروی نُه است؛ تنها تو را می طلبند؛ می شود نظر کنی؟ سعیده حیّه در ...
بیوگرافی نفیسه روشن به همراه مجموعه تصاویر
خلبانش گفتگویی متفاوت با نفیسه روشن قرار بر این بود که یک گفتگوی دو نفره با نفیسه روشن و همسرش داشته باشیم. چند باری قرارمان بر هم خورد، همه کار کردیم تا یک گفتگوی دو نفره در مورد دو شغل سخت داشته باشیم؛ بازیگری و خلبانی. هر دو شغلی که مستلزم ماموریت های کاری طولانی است و زندگی با یکی از آنها سخت است، چه برسد که دو نفر باشند و دو شغل سخت. همینطور که می بینید، در لحظه
بیوگرافی النازشاکردوست به همراه مجموعه تصاویر
پوراحمد به سینما وارد شد. شاکردوست در فیلم هایی مانند مجردها، عروس فراری،قتل آنلاین، چه کسی امیر را کشت، چند می گیری گریه کنی، بی وفا، قاعده بازی، خدا نزدیک است، باد در علفزار می پیچد، کیش و مات، تو و من،رسوایی، بوی گندم و آتیش بازی (در حال ساخت) بازی کرده است. همچنین وی به بازی فوتبال علاقه فراوانی دارد و از طرفداران پرسپولیس است. الناز شاکردوست که به تازگی در شبکه های اجتماعی
چرا در اختیار همسرم محافظ و سلاح نگذاشتند؟
است. این خواب را نزدیک به شهادت ایشان دیدید؟ دو هفته مانده بود. این خواب را که برایشان تعریف کردم، ایشان هیچ چیز نگفتند و فقط اشک روی گونه هایشان راه گرفت. دوسه روز مانده به شهادت هم گفتند، خانم! بگویید همه بچه ها بیایند که دیدار آخر را هم داشته باشیم. من گفتم، حاج آقای لاجوردی! این حرف ها را نزنید. گفتند، بگویید بیایند . خودشان نشانه ای احساس کرده بودند؟ صبح
همه چیز درباره نذر !
] نذر بر دو نوع است: 1 نذر مشروط؛ نذر مشروط یا نذر شکر است مانند این که انسان می گوید: اگر مریض من شفا یافت بر عهده من است برای خدا فلان کار را انجام دهم . یا نذر زجر است مانند این که می گوید: اگر مرتکب فلان کار بد شدم بر عهده من باشد برای خدا فلان کار خیر را انجام دهم . 2 نذر مطلق؛ آن است که انسان بدون هیچ قید و شرطی بگوید نذر می کنم برای خدا، - یا برای خدا
ثبت نام کردم... مربی خوبی می شوم
پرسپولیس چطور توی آن چند دقیقه گل خورد و وا داد! تیم یحیی خوب بود و ذوبی ها مدت هاست که کنار هم بازی می کنند ولی در کل باید به پرسپولیس زمان داد. من دوست ندارم حرفی بزنم که کسی ناراحت شود ولی ما هفته پنجم بازی های لیگ را پیش رو داریم و باید دید که پرسپولیس از پانزده امتیاز موجود چند امتیاز کسب کرده است. من دوست دارم که پرسپولیس نتیجه بگیرد و مردم خوشحال شوند ولی مربیان پرسپولیس حتی چند هفته پایانی لیگ