سایر خبرها
خاطره جالب حمید روحانی از امام
. تجربیات ساواک را با خود به دانشگاه و جاهای دیگر برده بودند. به هر صورت علم مشاور شاه است و حتی هر روز می تواند به اتاق خواب شاه برود. حتی می تواند در برابر مثلاً خاندان پهلوی بایستد. حتی در برابر فرح، به خصوص از سال 46 که فرح وارد عرصۀ سیاست شد، می ایستد. فرح، علم را رقیب یا هووی خود می دانست. مادر و خواهران شاه عموماً با علم بد بودند؛ البته علم به این موضوع توجهی نمی کرد. او به جای دیگری وصل بود
فرهنگ در رسانه
غفوری گفتم: مرتضی یک کمی وسترن فکر کن. در نتیجه لانگ شات زیاد داریم. چه چیز این فیلمنامه جذب تان کرد که بسازیدش؟ من دوست دارم یک گرافیک برای به تصویر کشیدن عشق پیدا کنم، در شب های روشن هم این کار را به نوعی کردم. اینجا توی خداحافظی طولانی این امکان برای من به وجود آمد که گرافیک عشقی بسازم. یعنی دوتا آدم داریم که با یک فاصله ای از هم، شانه به شانه اما با فاصله می ایستند بعد مرد
نسخه اولیاء در مورد تربیت فرزندان
یک بار می خوانی، 5 صبح یک بار می خوانی، 6 صبح یک بار و ... . حتّی اگر یادت رفت، قضایش را به جا بیاور. ساعت 10 است، من در دو ساعت 8 و 9 نخواندم، قضایش را به جا بیاور. خیلی اثر دارد. حتّی بیان کردم شب ها که می خواهی بخوابی، مثلاً ساعت 11 شب می خوابی و 3 و 4 یا هر موقع می خواهی بلند شوی، برای آن ساعت هم که در خوابی، بخوان. انسان دائم دائم یاد آقا باشد. اوایل ساعت بگذار، بعد آرام آرام ملکه
مقام و ثرورت نباید سبب غرور و تکبر شود/ اهل سنت برخلاف وهابیت اعتقاد به زیارت دارند
دارد که امام علی(ع) و سایر ائمه(ع) در توصیف پل صراط احادیث زیادی نقل فرموده اند. وی گفت: مرحوم شیخ عبدالکریم حائری، موسس حوزه علمیه قم و از فضلای بزرگ این شهر است، در حالات وی از پسر ایشان نقل است که بعد از رحلت ایشان در خواب دیدم که ناراحت هستند، از علت ناراحتی شان پرسیدم، گفت: من در زندگانی خود 60 مرتبه به زیارت امام رضا(ع) مشرف شده بودم و امام رضا(ع) نیز 60 مرتبه بعد از مرگم به
سینما نابودم کرد
. رفتم بالا و سلام و احوالپرسی و با همان پزهایی که می گیرد شروع کرد به نقل ماجرا و اینکه می خواهیم قصه ای را روی کاراکتر شما بنویسیم و از این حرف ها. بعد هم گفت خانمی به اسم ژیلا سازگار قصه ای را نوشته است که در آن دست می بریم و بر اساس کاراکتر شما تنظیمش می کنیم. گفتم: قصه final را دارید؟ گفت: به زودی به شما می دهم ، ولی به کلیت قصه اشاره کرد، البته نه به این صورتی که در در امتداد شب دیدید، چون صیاد
سالروز ولادت امام رضا (ع(
خراسان، مایه برکت و افتخار کشور ایران، محبوب دلهای شیعیان، حضرت ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام را به همه مسلمانان جهان بالأخصّ شیعیان تبریک می گوییم. و ذیلا خلاصه ای در شرح زندگانی آن حضرت می آوریم . ولادت : حضرت امام رضا علیه السلام شب جمعه یازدهم ذی القعده در سال 148 هجری در مدینه طیّبه به دنیا آمد، پدر بزرگوار آن حضرت امام هفتم موسی بن جعفر علیه السلام بود و مادر
روانشناسی جشن طلاق
مورد نسلی که دیگر شرایطشان را ندارم حرف بزنم و قضاوت کنم و بگویم که این کار آنها خوب است یا بد. به هر حال من هم وقتی جوان بودم یک ارزش هایی داشتم که درست با نسل های قبل من متفاوت بود. سمیناری در سال 40-41 در تهران برگزار شد در مورد مسائل اجتماعی شهر تهران؛ و حتی درباره کشور، خیلی جالب بو؟ خیلی از بزرگان دانشگاه تهران و کشور و افراد صاحبنظر در این سمینار شرکت کردند، مثل مرحوم دکتر صدیقی و دکتر سیاسی
جریان شکل گیری فعالیت های قرآنی آموزش و پرورش/ اقدامات زیربنایی دارالقرآن در کشور +فیلم
. راه اندازی برنامه های قرآنی آموزش و پرورش تهران این استاد قرآن افزود: سالن آمفی تئاتر مملو از بچه ها بود. در نهایت مسابقه تا ساعت یک شب طول کشید. توسلی گفت: فکر نمی کردم قرآن این قدر برای افراد جاذبه داشته باشد. برای سال بعد حتما جلسه قرآن می گذاریم. از اردوگاه که برگشتیم تهران دو هفته بعد آموزش و پرورش استان تهران من را خواستند. مسئولان وقت امور تربیتی شهر تهران گفتند که می
پزشکی که طب سنتی را دانشگاهی کرد
شناسایی محیط های مذهبی و فرهنگی می پردازد. در دورانی که هنوز 11 سال به انقلاب مانده بود! او می گوید: حرم را تکیه گاه روحی و روانی خودم قرار دادم نزدیک حرم خانه گرفتم و برنامه ام این بود که قبل از اذان به حرم مشرف شوم. در خوابگاه های دانشجویی آن زمان خیلی آلودگی اخلاقی زیاد بود و زندگی با آنها سخت بود. رستوران ها هم آن زمان وضعیت مناسبی نداشت. حتی یک دقیقه نمی توانستم این فضاها را تحمل کنم؛ بنابراین در
بیوگرافی نفیسه روشن به همراه مجموعه تصاویر
پرواز هم جواب درستی نمی داد. حالم خیلی بعد بود. وقتی بعد از نیم ساعت شماره اش را روی گوشی دیدم، فقط گفتم خدا را شکر. بعد با هم صحبت کردیم و گفت که ما در حال استارت زدن بودیم که آن هواپیما جلوی ما به زمین خورد و ما مجبور دیم صبر کنیم و اتفاقات دیگر. خیلی ناراحت شدم که آن همه عزیز از بین رفت. همکاران زیادی را از دست داد و کاپیتان آن هواپیما استاد بهنام بود و اما خب از سوی دیگر خدا را شکر
رییس دانشگاه علامه: وزیر ابلاغ کند تفکیک جنسیتی را برمی داریم
هیات علمی به دست آمده. من در یک سال اول با 270 نفر از اعضای هیات علمی که در آن زمان 420 نفر بودند در جلسات 20 نفره، 30 نفره یا گاهی دو نفره و سه نفره نشستم و صحبت کردم و ساعت ها حرف های آنها را شنیدم و بعد این صحبت ها را تحلیل محتوا کردیم و در برنامه ریزی دانشگاه مشارکت دادیم. بنابراین دانشگاه قانونمند شده و در این میان تمام بدنه دانشگاه شریک است. فرآیندهای آموزشی در دانشگاه اصلاح شده و برند علامه
نامه منتشر نشده آیت الله کاشانی به مصدق
ترسید به محض اینکه وارد خانه شد گفت: حسن آقا در را ببند و خودش که بیشتر وقت ها جان نداشت چنان در را گرفت و فشار داد که من توانستم چفت در را ببندم. تقریباً ساعت 2:30 بعدازظهر بود که آقای مصدق را نزد آیت الله کاشانی بردم. آقای کاشانی مشغول استراحت بود و من ایشان را بیدار کردم و گفتم: آقای مصدق آمدند. مصدق می خواست دست ایشان را ببوسد که آقای کاشانی نگذاشتند و بعد مجبور شدند سر آقای کاشانی را
مسعود بهنود کیست و کدام برنامه انگلیس را در دیدبان اجرا می کند؟ + تصاویر
تا خود مسایل ایران. آنها را گذاشتیم روی هم و یک نوار درست کردیم و رفتیم. به اعتماد من کسی فیلم های من را تست نمی کرد. همین طور گذاشتیم و رفتیم و برنامه هم زنده بود. بعد زد گفت تست تله سینما. گفتم به نام آزادی که بدون آن نمی توان نفس کشید. قبل از هر کاری تصویر کسی را نگاه کنیم که در دل مردم ایران نشسته است. بعد عکس آقای خمینی را نشان دادیم. اصلا مملکت در یک لحظه رفت روی هوا. در مملکت توقع این که
از سرماج تا تبریز و تحقق رویای پزشکی
متعجب شدم دوباره سرم را پایین انداختم و اعتنا نکردم که دوباره برگشت و گفت: سلام آقای دکتر و دوباره خواستم جواب سلامش را بدهم که دوباره شروع به دویدن کرد! این بار متعجب نگاهش کردم تا دوباره برگشت و قبل از اینکه دوباره سلام کند، گفتم: من هم سن و سال شما هستم جوان؟ که با من شوخی می کنی! لبخندی زد و گفت: آقای دکتر دویدم تا پای چوبی مرا ببینی! پاچه شلوارش را بالا زد و دیدم پای
به مناسبت زادروز ابوعلی سینا ،پزشک و شاعر ایرانی (عکس)
در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال 370 از مادر زاده شدم. نام مرا حسین گذاشتند چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به
علا مه " عز یز الله عطاردی "بزر گتر ین مسند نو یس شیعه
چند ماهی است در پی به دست آوردن نشا نه ای از علا مه ” عز یز ا... عطاردی ” هستم، تا بلا خره مو فق میشوم رد ایشان را از یکی از نز دیکا نشان بیابم . پس از تلاش های مکرربلا خره موفق میشو م با وی تماس بگیرم و از طریق ایشان با سایر نزد یکان علا مه ار تبا ط پیدا می کنم ...نو شتن در باره شخصیت بزرگ و فقیدی هم چون علا مه ” عطاردی ” کاری بس دشوار است . می خواهم در باره مردی بنو یسم که استاد شهید مر تضی مطهری در کتاب " خد مات متقا بل اسلام و ایران " وی را از فضلای بسیار با ار
گفت و گو با حسین مسرت در باره پژوهش های تازه اش در حوزه شناخت زندگی و اشعار فرخی یزدی- همنشین مرغ طوفان
دیگر زندانیان گروه های سیاسی روشنفکر بود و بیشتر گروه های روشنفکری آن زمان هم وابسته به حزب توده بودند. تا جایی که از نوشته های شما مطلع شدم، اولین جرقه ای که برای حذف ممنوعیت از فرخی زده شد، مجلس ختمی بود که در مسجد امیر چخماق یزد برای وی برگزار شد. زمان برگزاری این مجلس ظاهراً دو سال بعد از درگذشت فرخی، بلافاصله پس از شهریور 1320 بود. برگزارکنندگان این مجلس چه کسانی بودند و چه انگیزه ای
بهلول در تمام عرصه های انقلاب حاضر بود
درروستای بیلند گناباد در سال 1279متولد شد و در هفتم مرداد سال 1384در تهران درگذشت. پیکر او پس از تشییع در تهران و مشهد روز دوازدهم مرداد در گناباد دفن شد. زندگی بهلول همه در سفر و مبارزه گذشت. او در واقعه مسجد گوهرشاد و اعتراض به دستگیری آیت ا... قمی نقش موثری داشت، پس از این واقعه سالها در زندانهای افغانستان به سر برد و ازآنجا به مصر رفت و در آنجا نیز از مبارزه با حکومت پهلوی دست
وصف دمشق، مزار رقیه و زینب خاتون از 183 سال پیش
تا پنج پاره نرخ قلیان و یک فنجان قهوه است. دیگر هر کس زیاد بدهد یا صرف کند، مختار است. حضور مردم در نماز جماعت هر ده پاره، پنجاه دینار رایج ایران است که یک شاهی باشد. کسبه که از قهوه خانه فارغ شدند، دو ساعت از روز برآمده، بر سر کسب خود می آیند. دکّان شسته و رفته، متاع خود را می چینند، مشغول فروش می شوند الی صلات ظهر. همین که صوت اذان از مؤذن گوشزد خلق شد، بر اکثری لازم بلکه بر همه
روایتی از زندگی عارف مبارزی که هر روز تا آخر عمر شریفش به حرم امام رضا مشرف می شد/ خاطرات ناب از قاری ...
که خط دعای روی آن با زعفران باشد احرام بستم بار دیگر پاک و معصومم حج فقیران هستی و من مست میقاتت دیروز هایم گم شده در این حرم حالا... باید بگیرم بچگی را از اماناتت *** حرم رضوی در قاب تصویر مسجد گوهرشاد در نمایی متفاوت قبرستان قتلگاه که بعدها از بین رفت و به حرم رضوی اضافه شد. از این
ماجرای لباس زیر وصله پینه ای
اصابت ترکش های زیادی به بدن عبدالمجید او به شدت مجروح شد. خود عبدالمجید بعدها تعریف می کرد که در این روز مجروح شدن، وقتی از خواب بیدار شدم حال عجیبی داشتم و به خدای خودم گفتم که امروز آماده پس دادن هر امتحانی هستم. عبدالمجید می گفت وقتی ترکش ها به بدنم اصابت کرد، شهید پاشایی مرا به دوش گرفت و گفت عبدالمجید العفوهایت را بگو. تا من چند بار العفو گفتم دیدم که در بیمارستان صحرایی هستم و بعد
برشی از زندگی سردار شهید حمید تقوی مدافع حرم + عکس
کنار جوی آب نشسته و مشغول تمیز کردن آن است. گفتم چرا غذا نمی خوری؟ گفت کمی صبر کنید تا جوی آب را که به خاطر مقداری زباله بند آمده و جلوی عبور آب را گرفته است، تمیز کنم. – شهید تقوی از چه زمانی به عراق رفت؟ حاج حمید سال 91 بعد از این که بازنشسته شد وقتش را به سه قسمت تقسیم کرد. یک ماه یا بیست روز را در عراق و بیست روز را در تهران و دو هفته را در اهواز می گذراند. او برای تشکیل
مادری که دست و پای شهیدانش را حنا گرفت
همراه داشتم و به وی گفتم: تو تشنه هستی، بگذار این کمپوت را برایت باز کنم. این شهید عزیز به من گفت: نه، ممکن است من تا چند دقیقه دیگر شهید شوم این کمپوت اسراف شود، آن را برای دیگر رزمندگان ببر. مادر شهید: شب ها در کسیه خواب استراحت می کرد و می گفت: اگر جایم گرم و نرم باشد برای نماز بیدار نمی شوم در ادامه مادر شهیدان اسماعیلی دقایقی کوتاه برای حاضران صحبت کرد و درباره فرزندان
انتقادآیت الله علوی بروجردی ازسبکهای مداحی
بزرگوار ایشان در شیراز است. امام حسین(ع) مانع از انحراف اسلام اصیل شد اگر وجود مقدس حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) نبود، در اثر این انحرافاتی که بعد از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) شروع شد، تا کنون بساط دین و احکام واقعی و آن هویت اصیل اسلامی گم شده بود. مرحوم آقای حاج سید احمد خوانساری که از مراجع بزرگ شیعه در تهران بودند، همیشه بعد از اقامه نماز، یکی دو قدم جلو می رفتند و دست
برکات حضور درمسجد به روایت پیامبروائمه
خدا صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که در روز پنجشنبه و شب جمعه مسجدی را جارو کند و خاک های ریزی را که در چشم می رود از آن خارج کند، آمرزیده می شود. (امالی صدوق : 300) و نیز فرمود: بهشت و حور بس مشتاق کسانی هستند که مساجد را جاروب می کنند و آشغال های آن را برمی دارند. (بحار الانوار ج 80 ص 382) سفارش های رسول خدا صلی الله علیه و آله به ابوذر در باره مسجد از جمله سفارش
ماجرای غذا خوردن قرائتی بر بالای منبر
شدم. سال داشت سپری می شد که روزی همراه با جمعیّت حاضر در جلسه از مسجد بیرون می آمدم، طلبه ای که جلو من راه می رفت نگاهی به عقب کرد، با آنکه مرا دید ولی به راه خود ادامه داد! من پیش خود گفتم: یا به پشت سر نگاه نکن یا اگر مرا دیدی تعارف کن که بفرمایید جلو!. ناگهان به یاد قرار با امام رضا علیه السلام افتادم، فهمیدم اخلاص ندارم. خیلی ناراحت شدم. با خود گفتم که قرآن در مورد اولیای خدا می
یک راه میانبر در عرفان
و خال است. خیلی فریبنده است، امّا از آن طرف چه گزنده است. مار گزندگی دارد، نیش می زند. ظواهرش فریبنده است، امّا گزنده است. اگر در این حال توانستی کنترل کنی، برنده ای. *مرحله چهارم: مرحله پرورش ناخودآگاه ها بعد از این مراحل ناخودآگاه، ما مراحل خودآگاه داریم. می گویند: بعد از آن سه مرحله، نفس شروع به جنبش می کند. این جنب و جوش نفس، آن ناخودآگاه هایی را که در درونت آمده است