سایر منابع:
سایر خبرها
نگاهی بر شاه بی شین
42- چه بسا در زمان بسته شدن نطفه من توی پشه بند- در گوش مادرم نجوا کرده بود: باید این خانه را کوبید و از نو ساخت. روزی دیگر، پدرم را در حال حرف زدن با روحانی تبعیدی شهر دیده بودند که به او قول داده بود یک نفر را می فرستد تا شاه توت خشکیده حیاطشان را از ریشه دربیاورد. پدر من، که حالا در تمام گزارش ها اسمش سوژه بود، در ساعت شش و نیم صبح یک روز جمعه پائیزی، موقع کیسه کشیدن در حمام عمومی، اطلاعاتی را
شهر جدید مردگان کجاست؟
قبر نشسته اند و از گل های خشکیده روی قبرها مشخص است کار همیشگی شان است که به اینجا بیایند. یک شاخه گل گلایل تازه در دست یکی شان است که جوان تر است. از او می پرسم: تازه فوت کردند؟ دختر جواب می دهد: بله یک سال نشده. می گویم: خدا بیامرزتشان. می شه بپرسم چرا؟ و او در پاسخم می گوید: پدرم هستند و به خانم دیگر اشاره می کند: ایشان هم مادرم هستند؛ پدرم سال گذشته درحالی که هنوز 50 سالش هم نشده
ماجرای درخواست یک دانش آموز از امام(ره)/ مشاوره یک روحانی به شکنجه گر ساواک
/> دبیرستان ما در کنار یک دبیرستان دخترانه قرار داشت و صحنه های که آنجا می دیدم که زیاد خوشایند من نبود. از طرف دیگر همان زمان علاقه مند به دعای ندبه و مهدیه تهران و برنامه های آقای کافی بودم. یادم هست پدر ساعت یک نیمه شب از هیات به خانه می آمد. تا ایشان می خواست لباس های خود را عوض کند من از خواب بیدار می شدم و خیال می کردم صبح است و مهدیه دیر شده است. پدرم هم می گفت: بخواب پسر هنوز چند ساعت تا
مرد شکاک زنش را در رختخواب کشت!!
هر چند دلیل و مدرک خاصی برای اثبات خیانت نداشت، اما نمی توانست خودش را راضی کند و باید از او انتقام می گرفت. چاقو را از آشپزخانه برداشت و بی آن که دلیلی قانع کننده داشته باشد، در حالی که همسرش روی تختخواب دراز کشیده بود، چند ضربه به او زد. مدتی بعد پسر جوانی با پلیس تماس گرفت و از قتل مادرش خبر داد. مادرم کشته شده است. یعنی خواهر سه ساله ام او را به قتل رسانده است. پسر جوان سکوت کرد و در پاسخ به
تلخی ها و شیرینی های زندگی دو عروس در یک خانه روستایی
، نتوانستم دلبستگی به دختر همسایه را از آنها پنهان کنم. مدتی بود که به الهام دختر همسایه که یک سال از من کوچکتر بود، دل بسته بودم اما خانواده تصمیم گرفته بودند تا با دختر عمه ام فاطمه که 3 سال از من بزرگتر است، ازدواج کنم. در خانواده ما رسم نبود که بجز دخترهای فامیل بخواهیم با خانواده های دیگر وصلت کنیم. وقتی با اصرار پدر و مادرم مواجه شدم ماجرای علاقه ام به دختر همسایه را به آنها گفتم و
چرا دختر 17 ساله کشته شد؟؟؟
متعددی به بدنش زدم. قصد داشتم با روسری ای که دور گردنش پیچیده بودم خفه اش کنم که با همان ضربه چاقو جانش را از دست داد.شنیده ها حاکی از آن است که دو روز قبل از این حادثه، دختر 17 ساله همراه با دوستانش که دوتن از آنها پسر بودند جهت گردش به اطراف شهر رفته بودند. در بازگشت ماموران ایست بازرسی آنها را دستگیر می کنند و دختر را تحویل خانواده اش می دهند. 48 ساعت از این موضوع نگذشته بود که پدر، دخترش را با
آزار و اذیت گروهی یک دختر در خانه مجردی!
روز به بعد آرمان تهدیدم کرد که اگر برای حذف عکس از گوشی نزد او نروم عکسم را برای پدرم ارسال می کند. خیلی ترسیده بودم اگر پدرم تصویر مرا آن گونه می دید چه پیش می آمد؟نمی توانستم تصمیم درستی بگیرم، حتی نتوانستم موضوع را برای مادرم که رازدار اصلی زندگی ام بود بازگو کنم. آن روز به خانه مجردی آرمان رفتم و او نه تنها عکسم را حذف نکرد بلکه مرا مورد آزار قرار داد و از صحنه های شیطانی خود فیلم گرفت که همین
ماجرای انتقام مرگبار داماد از خانواده همسرش
هنگام، زمانی که از محل کار وارد خانه شدم، متوجه بوی خون داخل خانه شدم و زمانی که وارد ساختمان شدم با جسد پدر و مادرم را داخل خانه روبرو شدم.با بررسی به عمل آمده از صحنه قتل مشخص شد هر دو مقتول با لباس خانه هستند و خانم حدود 6 ضربه و "عبدالحمید" با حدود 17 ضربه کارد به قتل رسیده اند و یک دستگاه خودروی پژو Roa متعلق به مقتول که در منزلش بوده، نیز به سرقت رفته است.سریعاً تحقیقات پیرامون موضوع آغاز و
خاطره ای از دوست شهید به بهانه تماشای خانه ای کنار ابرها
. حاج عیسی راننده بود، دیوانه وار رانندگی می کرد. خدا کمک کرد او را آرام کردیم. در ورودی خشت به ذهنمان آمد که اگر این گونه وارد منزل پدر شویم، پدر و مادرم سکته ناگهانی می کنند. باید تدبیری بیندیشیم. ساعت حدود 10 شب بود. قرار گذاشتیم حاج موسی را به منزل امام جمعه ببریم و ایشان شب را آنجا بمانند تا صبح. لذا من و حاج عیسی به منزل نزد پدر و مادرمان برگشتیم. پدر و مادر از کار اضطراری من سؤال
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/4
در سالن سعدی برج میلاد تهران برگزار شد. پروانه مرزبان در ابتدای این نشست گفت: شهدای خارک مظلومیت خاصی داشتند و تا به حال فیلمی درباره آنها ساخته نشده بود ما 2800 روز جنگیدیم و 2840 بار منطقه خارک مورد حمله قرار گرفت. مردم این موضوعات را نمی دانند و حتی شرکت نفت هم در جریان این موضوع نبود. وی افزود: زمانی که رژیم عراق می خواست به کشورمان حمله کند هدف اول آنها جزیره خارک بود که
نقشه پسران شرور برای تجاوز به دختر جوان
همراه فرید آمده بودند مرا مورد آزار و اذیت قرار دادند. آنها حتی قصد داشتند به نامزد سهیل هم تجاوز کنند که سهیل با آنها درگیر شد و یکی از آنها با قمه او را مجروح کرد پس از آن همه آنها پا به فرار گذاشتند. شاکی به ماموران گفت که حتی قصد داشت خود را از پنجره به پایین پرتاب کند اما چون خانه فرید در طبقه سوم بود او از ارتفاع ترسید و نتوانست این کار را انجام دهد. با ثبت شکایت دختر جوان در
مزاحمت ایرانی ها برای تلفن های امدادی شرمنده کننده است
، حتما این اعتراضات از سوی آتش نشانی و اورژانس و پلیس 110 تا این حد نزدیک به واقعیت بوده که شرکت مخابرات، اداره رسیدگی به جرایم و شکایت های مشترکان مخابراتی را راه اندازی کند و بدون آنکه حاضر به گزارش دهی از فعالیت های این اداره در سطح عمومی باشد جرایم مربوط به مزاحمان تلفنی را رصد و به نهادهای مسوول گزارش کند.مزاحمان تلفنی اصلا عجیب و غریب نیستندبرادر شما، پدر من، خواهر دوستم، پسر همسایه، دختر
اکران محمد (ص) در جشنواره سی و سوم منتفی شد
معتمدآریا، احمد حامد، مریم شیرازی و فریده اسماعیلی بازیگران، پویا پارسا مقدم تدوین گر و بهزاد کزازی طراح صحنه برگزار شد. - در ابتدای این نشست مرتضی فرشباف گفت: قصه اصلی این فیلم برگرفته از زندگی واقعی مادر و مادربزرگ خودم است. با این تفاوت که مادربزرگم مرحوم شده است و مادرم در قید حیات است. بسیاری از ویژگی های کارکتر دختر و مادر این فیلم را از این 2 فرد زندگی ام گرفته ام و در ادامه با
فسادهای جنسی و اخلاقی فرح دیبا
بود) مورد تفقد قرار داد و یک بورس مطالعاتی در اختیار او گذاشت و او را به فرانسه فرستاد. آشور بانی پال چند نمایشنامه بر روی صحنه آورد. در یکی از این نمایشنامه ها تمام هنر پیشه های زن و مرد آن لخت و عریان -به صورت مادر زاد- به صحنه می آمدند و در مقابل چشم تماشاگران هنر نمایی می کردند و در نمایشنامه ای دیگر، هنر پیشگان در حین اجرای برنامه برخی از تماشاچیان را به باد ناسزا می گرفتند و به آنان
گزارش یک زخم از جامعه ... تجاوز به دختری که بالای درخت زندگی می کرد
لیلا برای فرار از جامعه، روی درخت رفته، شب های متوالی بدن نحیفش را بالا کشیده، با یک لا ملحفه در سرمای پاییزی تهران کز کرده روی شاخه های نه چندان مطمئن، از ترس آزار و اذیت؛ تجربه ای هولناک که بارها و بارها دچارش شده؛ بی صدا، بی فریاد با زخم های عمیق بر تن و روحش. چهار ماه طول کشیده؛ چهار ماه که از دختر 15 ساله ی خانه تبدیل شود به مادر ناشنوا در چهارمین روز ترک شیشه و هرویین؛ در سرپناه شبانه زنان
از مبارزی که اولین بار عکس امام را در شهربانی نصب کرد تا دوستانی که به فاصله یک روز از هم به شهادت رسیدند
/> خواهر شهید امامی در خصوص اولین فعالیت سیاسی برادر شهیدش گفت: مصطفی در سال 56 اولین فعالیت سیاسی خود را در یک گروه 5 نفری آغاز کرد. در ابتدا کار او پخش اعلامیه های حضرت امام (ره) بود که از سوی روحانیون آن زمان دریافت می کرد و در مجالس دینی و مذهبی آنها را توزیع می کرد. او در طول مدت فعالیت خود دو بار توسط مامورین ساواک دستگیر و مورد شکنجه قرار گرفت. وی در ادامه افزود: مصطفی اولین کسی
28 فیلم سینمایی، تلویزیونی و انیمیشن در آخرهفته
واشنگتن و رایان رینولدز آمده است: توبین فراست مامور اسبق سی آی ای بوده که اکنون به جرم جاسوسی و نشر اطلاعات سری تحت تعقیب است. او در حین مبادله یک ریزتراشه که حاوی اطلاعاتی درباره فساد ماموران سی آی ای، ام آی6 و سایر سازمان های جاسوسی دنیا است بازداشت شده و برای بازجویی به مکانی به نام پناهگاه منتقل می گردد. در حین باز جویی، پناهگاه مورد حمله قرار گرفته و توبین فراست با دخالت مسئول پناهگاه به نام مت
از کپی اعلامیه های امام(ره) در گندم زارها تا ریختن کود حیوانی بر سر مبارزان انقلاب
سیلی به صورت او زده بود و گفته بود یا جلو دخترت را بگیر یا زندانش می کنیم. شب وقتی به خانه آمدم پدرم آنقدر مرا زد که بیهوش شدم و وقتی به هوش آمدم دیدم مادرم دارد گریه می کند و دوستم آب به صورتم می پاشد. *سالی که انقلاب به پیروزی رسید، عاشورا و بهمن با هم شده بودند، آن زمان آقای حجتی روحانی مسجدمان بود، در مسجد در حال نوشتن اعلامیه بودیم که مامورهای جاوید شاهی فهمیدند و عصبانی حمله
16 مخالف و موافق پای گفتگو/ آقا ما هنوز درس فرهنگ نخوانده ایم!
بطلبیم بلکه هدف اول گفتگوی افراد با دیدگاه های مختلف درباره موضوع فرهنگ است تا دلایل این اتفاقات کشف شود و به راه حل برسیم. اگر در فیلم دقت کنید ما روی هیچکسی ارزش گذاری نمی کنیم و کسی نمی تواند بگوید از بین 16 مصاحبه شونده ای که ما داریم ارزش یکی بالاتر رفته و دیگری کم ارزش شده است. همه در یک سطح قرار دارند و نظراتشان را می گویند. *تلقی شخص من این بود که با توجه به دقایق پایانی فیلم و
گفتگویی متفاوت با رامبدجوان، هنرپیشه ای که عاشق دیزی وفلافل است
بعد تصویری از کودکی او را کنار صورتش قرار داد. این حرکت جوان را شگفت زده کرد و او را به خاطرات بچگی اش برگرداند: من ننه مریمی داشتم که مرا بزرگ کرد. خانم مسن لری با دامن های بلند که آبله رو بود. ما خیلی همدیگر را دوست داشتیم، خدا رحمتش کند. آن زمان پدر و مادرم سرکار بودند و ننه مریم از صبح تا شب می زد و من بالا و پایین می پریدم! همه چیز خیلی لذت بخش بود. شاید نتیجه همان روزها بود که از جایی به بعد
زنده به گور
اگر پدر و مادر امیر از هم جدا نمی شدند، اگر پدر حمید فوت نمی شد، اگر مادر حضانت بچه ها را قبول می کرد و آنها مجبور نبودند تنها زندگی کنند، اگر خواهر حمید مجبور نمی شد بعد از ازدواج، برادرش را تنها بگذارد، اگر حمید از نوجوانی به کشیدن حشیش روی نمی آورد، اگر آن تصادف اتفاق نمی افتاد و حمید مجبور نمی شد برای گذراندن دوران نقاهت در خانه خاله اش بماند، اگر شوهرخاله آنقدر پول داشت که مجبور به نگهداری
پلیس در جست وجوی دختر گمشده و قاتل فراری
شرق: پلیس از مردم برای شناسایی و یافتن دو شهروند درخواست کمک کرد. یکی از این دو، دختر جوانی است که به طرز مرموزی مفقود شده و سرنوشت وی در هاله ای از ابهام است و نفر دوم مردی است که به اتهام ارتکاب قتل عمدی تحت تعقیب قرار دارد. به گزارش خبرنگار ما زنی روز هفتم شهریور سال پیش با مراجعه به کلانتری جنت آباد به ماموران اعلام کرد دختر 25 ساله اش به نام لیلا. ش روز 28 مرداد از منزل خارج و پس از آن
دردسرهای نمکین دوقلوهای دبستان روستایی
به یاد دارم و پای در روستای شهرآباد گذاشتم همیشه با چهره های شبیه هم کودکانی روبه رو بودم که دست در دست هم به شیطنت و تکاپو می پردازند. از آنجایی که در خانواده ام نیز فرزندان دوقلو وجود داشت با حالات و رفتارهای این کودکان آشنایی داشتم، جالب اینکه وقتی 4 سال پیش وارد این دبستان شدم چند تن از دانش آموزانم دوقلو بودند که این موضوع برایم عجیب بود چرا که در آن زمان خودم نیز یک دوقلوی دختر و
مهمترین رویدادهای جهان در سال 2011
هتل سافیتل در نزدیکی میدان تایمز نیویورک تجاوز کرده است. 29 مه: راتکو ملادیچ ، جنایتکار جنگی یوگسلاوی سابق بازداشت شد. وی سازمان دهنده کشتار صربرنیتسا بود و اقدامات او به قیمت جان هفت تا 8.000 مرد مسلمان بوسنی در سال 1995 تمام شد. ملادیچ از فرماندهان اصلی صرب ها بود که نامش در صدر فهرست افراد تحت تعقیب مظنون به ارتکاب جرایم جنگی قرار داشت. وی برای رسیدگی به اتهاماتش به دادگاه لاهه منتقل شده است
خواسته دختران پادشاه عربستان بعد از 13 سال حبس
است.به گفته این شاهزاده آن ها به دلیل اعتراض به پدرشان به خاطر فقر در عربستان، از زندگی مجلل محروم و محبوس شدند...اکنون باید دید که آیا سازمان ملل به این موضوع رسیدگی خواهد کرد یا خیر. گردآوری : گروه خبر برگزیده ها www.mtcm.ir/news منبع:tabnak.ir مطالب پیشنهادی : اعتراض دانش آموز 17 ساله به تجاوز گروهی + عکس توصیه مفید ظریف به آمریکا امروز به روایت روزنامه ها 92/12/24 + تصاویر لغو روادید پیشنهادی روی میز رییس جمهور! افشاگری آنلاین اسنودن برای مردم جهان
شلیک مرگبار برای انتقام از دوست پولدار
تحقیقات از اعضای خانواده مقتول، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند خواهر مقتول در حدود ساعت 23 پس از مراجعه به منزل، با جسد برادرش در داخل اتاق میهمانی مواجه می شود. خواهر مقتول ضمن تماس تلفنی با پدر خود، موضوع را به اورژانس نیز اطلاع می دهد که با حضور عوامل اورژانس و اعلام خبر مرگ مقتول، بلافاصله موضوع از طریق مرکز فوریت های پلیسی به کلانتری 101 اعلام می شود.در ادامه تحقیقات و بر اساس اظهارات اعضای خانواده
متن کامل مصاحبه با شهرام جزایری؛ راز لبخند معروف در دادگاه چه بود؟!
نمودند حکم فاضلانه و تاریخی دیوان عالی کشور صادره از شعبه 20 در مورد پرونده شهرام جزایری به شماره 7/9700/20بعد ها به عنوان افتخارات استقلال دیوان عالی کشور مورد بازبینی دقیق قرار خواهد گرفت .شعبه 20 دیوان عالی کشور ضمن ابطال و نقض مجدد حکم محکومیت بدوی و تائید حکم شعبه 26دیوان عالی کشور در 11 بند ماهیت پرونده ام را آشکار و روشن کرد متاسفم از اینکه همان گرد و غبار سیاسی رسانه ای چنین آرا ء مستحکمی از
گفتگو با پسر شیخ رجبعلی خیاط
پدر اعتراضی نداشت؟ direction:rtl;unicode-bidi:embed" خیر. اصلا مادرم با آنکه از شاهزاده های قاجار بود، با درآمد کمی که پدر داشت زندگی می کرد و هیچوقت اعتراضی نداشت. فکر نمی کنم هیچوقت از پدرم چیزی خواسته باشد. آنها هرگز با هم اختلافی نداشتند . direction:rtl;unicode-bidi:embed" * پدرتان محبت مادر را چگونه جبران می کرد؟ direction:rtl;unicode-bidi:embed" پدرم بسیار
خاطرات بسیار خواندنی از دختر امام
خانم - دختر بزرگ آقای اشراقی - دعوت داریم . امام فکر کرده بودند که در منزل نفیسه خانم، همسرش و شوهر خواهرهایشان هستند و مرد و زن با هم هستند و به مادرم گفته بودند: این مجلس، مجلس حرام است. شما می خواهید به مجلس حرام بروید؟ مادرم گفته بودند: همه به من محرم هستند. امام گفته بودند: به دخترها که محرم نیستند. مادر گفته بودند من می روم که به همه مردها محرم هستم (دامادها و احمد) امام در این مورد بسیار
همایش افغانستان شناسی از نگاهی دیگر
افغانستان را بسازند. این جوان افغان به مسلمانان دنیا پیام داد باید دست به دست دهیم تا کفار نتوانند علیه کشورهای مسلمان اقدام کنند. آرزو انوری که خود را دانشجوی مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد کرمان معرفی می کند، گفت: مادرم از هفت سالگی و پدرم از سن نوجوانی به ایران آمده است و من نیز در این آب و خاک متولد شده ام. وی افزود: قصد برگشتن به کشورم را ندارم زیرا امنیت در افغانستان وجود ندارد. گزارش از نجمه حسنی 3029/3028