سایر منابع:
سایر خبرها
پول زیر لحاف و تشک ایرانی پنهان نشده است/برنامه راهبردی برای سال 1404 نوشته ایم/درآمد سرانه ما حدود 4 ...
"آقای تصمیم و جسارت" این اولین توصیفی است که از وزیرصنعت،معدن و تجارت دولت یازدهم به ذهن می رسد. تصمیم می گیرد و پای آن می ایستد. شاید برای همین باشد که طی دو سال گذشته با چالش های زیادی دست به گریبان بوده است. محمدرضا نعمت زاده زمانی بر صندلی وزارتخانه صنعت،معدن و تجارت تکیه زد که هنوز چند صباحی از اذغام دو وزارتخانه های صنعت و معدن و بازرگانی نگذشته بود. آنطور که وی می گوید ادغام تنها در حرف
ربودن دختر 15 ساله برای خرید آیفون!
به گزارش خبرآنلاین پس از اعلام شکایت مرد میانسالی به نام یدالله در شعبه 5 بازپرسی دادسرای ویژه امورجنایی پایتخت پرونده ای با عنوان آدم ربایی در این شعبه تشکیل و به دستور بازپرس آرش سیفی تیمی از ماموران آگاهی مشغول رسیدگی به این پرونده شدند. یدالله در اظهاراتش به ماموران گفته بود:من ساکن محله دلاوران در شرق تهران هستم . مدتی پیش از همسرم جدا شدم و با مادرم و تنها دخترم ساناز که 15 سال
مرگ دلخراش زن جوان در خیابان نیاوران
می دهد با سرعت بالا به خودرو پژو 405 برخورد می کند. وی گفت: کامیون، خودروی سواری را در حالی که زوج جوان در قسمت پایین تر آن در حال استراحت بودند با خود چند متر می کشد و زیر می کند که متاسفانه خانم جوان در این حادثه جان خود را از دست می دهد و همسرش نیز به بیمارستان منتقل می شود. کارشناس تصادف پلیس راهورافزود: این کامیون در ادامه پس از قطع چند اصله نهال بوستان، به قسمت پذیرایی
اعتراف تکان دهنده مرد ژله ای
رفت و نیمه های شب در حالی که اعضای خانواده اش خواب بودند خانه را ترک می کرد و از راه پشت بام به حیاط طعمه های خود رفته و از طریق دریچه هایی که باز بودند یا اینکه خودش باز می کرد وارد خانه های طعمه هایش می شد و با شگرد خاص خود در حالی که تیغ موکت بری در دست داشت و بدنش را با روغن چرب کرده بود به شکار زنان در خواب می پرداخت. مرد ژله ای خونسرد بود و حتی اگر در برخی از اقدامات سیاهش اعضای
سفری بی بازگشت به سوی بن بست پناهندگی
. در آنجا با شخصی به نام بهزاد آشنا شدم. او مرا به هتلی برد و چند روزی هم در آن شهر بودم، تا اینکه یک شب اعلام کردند با قایق به سمت یونان حرکت می کنیم و باید وسایل مان را جمع کنیم. او تأکید می کند: سوار اتوبوسی شدیم و یک ساعتی به سمت اطراف شهر حرکت کردیم دقیقاً نمی دانم کجا بود اما وسط بزرگراهی اتوبوس ایستاد و قاچاق برها ما را به یک کامیون یخچال دار حمل گوشت راهنمایی کردند. 40 نفری
گفت وگو با قاتل بی رحم پسر تهرانی +عکس
مادر سپهر کوچولو در حالی که گاهی نگاهی به قاتل می انداخت، به بازپرس گفت: سپهر مرد خانه ام بود. او را مظلومانه کشتند. می خواهم قاتل او جلوی خانه ام قصاص شود. عامل قتل وحشیانه پسر 10 ساله تهرانی وقتی لالایی های سوزناک مادرانه را شنید، به گریه افتاد. مادر سپهر کوچولو که هنوز در شوک مرگ داغ فرزندش است و به شدت گریه می کرد... . در ادامه، گفت وگویی با قاتل سپهر کوچولو منتشر شده و
جمهوری اسلامی آلترناتیو ندارد/ به آینده امیدوار هستم/ امام به مردم شجاعت انتقاد داد/ سر و صدای نتانیاهو ...
مراسم شب قدر را که به طور سنتی سالهای سال حتی در زمان دولت قبل داشت، برگزار کند. راهپیمایی های قانونی که باید باشد به هم می خورد اما راهپیمایی های غیرقانونی برگزار می شود. دولت یا واقعا در زمینه اجرایی اقتدار لازم را ندارد که اگر ندارد باید بیاید به مردم بگوید و توقع از خودش را محدود کند و اگر دارد دچار این اشتباه نشود که اگر من اقتدار خودم را در داخل کشور به کار ببرم، در مورد هسته ای شکست می خورم
نقشه قتل شوهر در لاین کلید خورد
راه او به من پیامک زد و قرص های خواب آور را یادآوری کرد. من هم قرص ها را در چای ریخته و به شوهرم دادم. پس از دقایقی شوهرم نیمه هوشیار شد و خودرو را در حاشیه جاده متوقف کرد. همان موقع مرد مورد علاقه ام از خودرویش پیاده شد و با چوب و چاقویی که داشت ضربه هایی به وی زد. با اطمینان از مرگ شوهرم، مرا به نزدیکی خانه ام رساند و فرار کرد. در ادامه دیگر متهم پرونده نیز تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و دو روز پیش
زورگیری از دختران به دلیل توهم
نقد خود را که حدود 230 هزار تومان بود به راننده دادم و با ترس از ماشین پیاده شدم، اما در زمان پیاده شدن شماره پلاک ماشین را برداشتم . کارآگاهان با توجه به اطلاعات به دست آمده درباره شماره پلاک خودرو پراید استفاده شده در سرقت ها، آخرین مالک آن را شناسایی کردند و در تحقیق از این شخص مشخص شد خودرو در منطقه لویزان تهران و در شرایطی که مالک آن برای لحظاتی کوتاه برای خرید روزنامه از ماشین پیاده و موتور
بهای یک خشم کودکانه و دو سال تباهی عمر
را از دست بدهد. خودت را معرفی می کنی؟ محمد هستم و 16 سال دارم، تا اول راهنمایی درس خوانده ام، در حال حاضر شاگرد خیاط هستم. سابقه کیفری داری؟ نه من هیچ سابقه کیفری ندارم و آزارم به هیچ کس نمی رسید و سرم به کار خودم بود. چه شد این اتفاق افتاد؟ سر ظهر بود. من در خانه بودم که دیدم هادی که پسر همسایه مان است و 12 سال دارد بالای دیوار می
ماشین توهین به مردم را متوقف کنید/ آقای مشاور وزیر صنعت! چه کسی "انگل" است؟
گفت که هدف این کمپین، ارتقاء کیفیت و تناسب قیمت خودروهای تولید داخل است که همراستا با سند چشم انداز ایران است که مقرر می کند صادرات یک میلیون خودرو در سال 1404 (ده سال بعد) محقق شود. چنین هدفی، نه تنها از اشتغال نمی کاهد بلکه اشتغالزا نیز هست. اتلاف سرمایه های ملی هم ، نه کمپین مردم که تبدیل فولاد و مواد اولیه دیگر به محصولات نامرغوب است، اتلاف سرمایه های ملی، این است که خودروهایی
استقلالی هستم ولی رحمتی زنگ زد و گفت در نفت بمان / فقط در حمام موهایم را فشنی درست می کنم
همه شما علی بیرانوند را می شناسید. دروازه بان جوان نفت تهران که دو سال قبل در برنامه ماه عسل حاضر شد و با صحبت هایش همه را غافلگیر کرد. بیرانوند که پس از اتمام لیگ چهاردهم حرف و حدیث های زیادی مبنی بر انتخاب تیمش وجود داشت، در نفت تهران باقی ماند تا یک فصل دیگر با علی منصوریان کار کند. وی لابه لای مصاحبه اش دوباره لو داد که از کودکی عاشق استقلال بوده و منتظر فرصتی است تا در
اعترافات عجیب قاتل "پسر بچه 10 ساله"!+عکس
از انتقال به دادسرای امور جنایی، مقابل بازپرس جنایی قرار گرفت و جزئیات جدیدی از قتل پسر ده ساله را فاش کرد. اشکان در جلسه بازپرسی ادعا کرد: 12سال قبل از یکی از استان های غربی به تهران آمدیم و همراه مادرم که اکنون 90 سال دارد در خیابان وحدت اسلامی ساکن شدیم. سال 82 با مدرک دیپلم در یک بانک استخدام شدم، اما بعد از پنج سال وقتی برادرم مرا به کراک معتاد کرد، از کار اخراج شدم و از آن زمان
زورگیری از دختران به دلیل توهم
مبلغی وجه نقد، گوشی تلفن همراه و... بود از دستم کشید. در حالی که بسیار ترسیده بودم، از ماشین پیاده شدم و شروع به جیغ کشیدن و درخواست کمک کردم که راننده پراید با مشاهده این صحنه به سرعت از محل متواری شد . کارآگاهان با آغاز رسیدگی به پرونده، اطلاع پیدا کردند سرقت های مشابه دیگری، دقیقا به همین شیوه و شگرد توسط راننده خودرو سفیدرنگ و پراید خاکستری صورت گرفته که در تمامی آنها راننده جوانی با مشخصات یکسان
نگاهی به روز مرگی زنان در جامعه ای محافظه کار
افسرده بود. حنین می گوید: تمام روز را بدون هیچ پولی در خانه می گذراندم و کاری برای انجام دادن نداشتم. ما بچه دار شده بودیم اما شرایط هرروز بدتر می شد. بالاخره بعد از دو سال، همسرم با کارکردن من موافقت کرد. تقریبا هرروز به او التماس می کردم تا درباره کارکردن من تجدیدنظر کند و بالاخره پس از دو سال موفق شدم . اولین شغل حنین، فروشندگی لوازم آرایشی بود. کمی بعد او کار در کفش فروشی را شروع کرد و زندگی اش
قتل دختر 7 ساله توسط پدر
از چند لحظه متوجه حضور پدر او در پشت صندلی خودرویش در جلوی حیاط شدم در حالی که یک اسلحه به دست داشت. همچنین این پدر جنایت کار همسر سابق خود را نیز مورد هدف قرار داد که گلوله به دیوار اصابت کرد. پدر بی رحم که تا مدتی پس از جدا شدن از همسرخود تنها زندگی می کرد، پس از نابودی زندگی دختر بی گناهش با شلیگ یک گلوله به سر خود در داخل خودرویش خودکشی کرد. همسایه ها از این رفتار آقای آلرومیس متعجب شدند و این سوال که او چرا دست به این جنایت هولناک زد برای همیشه بی پاسخ ماند.
دوئل خونین دزد و پلیس در جنت آباد
دویدم که متوجه شدم یک دزد از روی دیوار پایین پرید و شروع به دویدن کرد. کنجکاو شدم و فوراً خودم را به پایین رساندم. متوجه درگیری بین پلیس و دزدان شدم که دزدان با چوپ و گاز اشک آور به سمت آنها حمله ور شدند. در بررسی های پلیسی مشخص شد علی یکی از دزدان سابقه دار است که قبل از این بارها به اتهام درگیری و سرقت خانه و لوازم خودرو به زندان افتاده است.
جنایت و مکافات
3روز پیش، همین جمعه گذشته، سیزدهم شهریور 1394، در دنیای واقعی و بیخ گوش من و شما، در خیابان سیمون بولیوار، اتفاق افتاد. پیر مرد هفتاد ساله ای که حتی قادر به ایستادن نیست و با کمک ویلچر حرکت می کند، جلوی خانه خود، در برابر چشمان عروس و نوه اش، فرزند جوان خود را به ضرب گلوله، به قتل رساند. قربانی جنایت، قبل از ورود به خانه هدف شلیک گلوله از فاصله بسیار نزدیک قرار گرفت و از پشت به زمین
ربودن مرد معتاد به خاطر اختلاف حساب
ترک مرا ترخیص کردند و وقتی مدعی پولم شدم فقط 400 هزار تومان به من دادند. از "مصطفی" و "فرهاد" به اتهام آدم ربایی شکایت دارم. در ادامه دو مرد جوان در حوالی عبدل آباد شناسایی و دستگیر شدند. روز گذشته با انتقال دو متهم به دادسرای جنایی آنها مورد بازجویی قرار گرفتند. "مصطفی" با رد اتهام آدم ربایی گفت: "مهدی" به ماده مخدر شیشه اعتیاد داشت. او وقتی خودرو پژو را فروخت ادعا کرد به
می گفت خانم! من با ترور نمی میرم، ان شاءالله در میدان جهاد/ به آقا گفتم همه این دلتنگی ها با دیدار شما ...
لباس رزمی که اندازه محمد هادی باشد پیدا نکردم و کوچکترین سایز را خریدم و کوچک تر کردم و بعد از غسل شهادت با این لباس خدمت آقا رسیدیم . پدرش هنگام تولد محمد هادی دعا کرد که با شهادت از این دنیا برود و خدمت آقا که رسیدم به ایشان گفتم که لباس رزم به تن محمد هادی کردم و آمده ام که چفیه اش را از شما بگیرم. گروه فرهنگی - رجانیوز: "شیر سامراء"؛ شهید مهدی نوروزی فرزند شهید در 15 خرداد 1361 مصادف با نیمه شعبان به دنیا آمد و در روز شهادت امام صادق(ع) برای سومین بار راهی میدان جهاد شد و در 20دی ماه 1393 مصادف با روز میلاد رسول گرامی اسلام و رئیس مکتب شیعه جام شهادت را ن ...
زورگیری بی وقفه از دختران در مرخصی زندان!
کرد و گریخت. شاکی دیگر هم به پلیس گفت در حال حرف زدن با تلفن همراهم بودم که سوار خودروی پراید خاکستری شدم. راننده ناگهان چاقو کشید و با تهدید پول و طلاهایم را سرقت کرد. بعد من را از خودرو به بیرون پرتاب کرده و گریخت اما موفق شدم شماره پلاک آن را یادداشت کنم. کارآگاهان با بررسی شماره پلاک متوجه شدند که صاحب خودرو چند روز قبل سرقت آن را به پلیس گزارش داده بود. او گفت کنار یک باجه روزنامه
پرونده کارگردان سینما ورق می خورد
برطرف کنم. وی ادامه داد: سرانجام پس از 27 روز موفق شدم از کمپ فرار کنم اما وقتی به خانه ام رفتم متوجه شدم دوستم در این مدت خودروی مدل بالای خارجی ام، کارت های عابر بانک، دسته چک و اجناس گران قیمت مرا سرقت کرده است. پس از طرح این شکایت پرونده آدم ربایی کارگردان سینما به دستور بازپرس مدیر روستا از دادسرای جنایی برای تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران پلیس قرار گرفت. تحقیقات مأموران پلیس
اقرار پسر نوجوان به قتل
گزارش داده اند. خانواده محمدرضا بعد از شناسایی جسد گفتند که پسرشان شامگاه 31 مرداد خانه را ترک کرده و دیگر باز نگشته بود. کارآگاهان در تحقیقات بیشتر متوجه شدند مقتول آخرین بار با نوجوانی 17 ساله به نام سعید دیده شده است. این پسر در حالی که آثار جراحت تازه روی بدنش وجود داشت، بازداشت شد و مورد تحقیق قرار گرفت. او گفت من و محمدرضا شب حادثه تا نیمه شب در پارک بودیم. بعد هم از هم جدا شدیم. او گفت که می
ادعای سرقت و آدم ربایی علیه مدیر نمایشگاه و شریکش
سرقت کرده اند اما به خاطر اینکه معتاد بودم به حرف هایم توجهی نکرد و حدود 34 روز در کمپ بودم. پس از آن اردشیر و فریدون به کمپ آمدند و مرا با خود به تهران آوردند. وقتی خواستم پول هایم را پس بدهند، مرا تهدید کردند و از نمایشگاه بیرون انداختند. پس از طرح شکایت، پرونده به دستور قاضی منافی آذر، بازپرس شعبه سوم دادسرای جنایی در اختیار مأموران اداره یازدهم پلیس آگاهی قرار گرفت. مأموران در نخستین گام اردشیر و
شاگردسابق آیت الله مصباح:دعا می کنم تفکر احمدی نژاد دیگر هیچ گاه به ملت ایران تحمیل نشود
نسبت به او مطرح می کرد. وی با وجود جدایی از مصباح یزدی و انتقاداتی که به استاد سابق خود و احمدی نژاد دارد همچنان خود را یک اصولگرا می داند هر چند با توجه به شناخت خود، امیدی به ائتلاف میان اصولگرایان ندارد. این استاد حوزه و دانشگاه معتقد است که احمدی نژاد باید از مقام خود عزل می شد . او دعا می کند که تفکر احمدی نژادی دیگر هیچ گاه به ملت ایران تحمیل نشود و اتفاقات آن هشت سال را مصیبت می
نقشه شوم برای دختر 15ساله در تانگو
از چند روزبه همان رفتار ادامه می داد. یک ماه قبل، با بررسی مخفیانه تلفن همراهش متوجه شدم با پسر جوانی به نام جاوید آشنا شده و بیرون از فضای مجازی هم یکدیگر را ملاقات کرده اند. روز گذشته که دخترم از خانه رفت، متوجه شدم مقداری از طلاهای من سرقت شده است. احتمال می دهم پسر جوان با فریب هستی، او را مجبور به سرقت و فرار از خانه کرده باشد. با شکایت مادر این زن، تحقیقات برای شناسایی سرنوشت دختر
اولین زوج بانکدار ایرانی
ایرانیان شد (ابتهاج، ص 552). او در بخشی از خاطرات منتشرنشده اش درباره جزییات فروش بانک ایرانیان واقعیاتی را درباره مشکلات مالی خودش و عدم رضایت به فروش بانک ایرانیان، و همچنین مشکلات نظام بانکی کشور با هژبر یزدانی آورده و می نویسد: یکشنبه 8 خرداد 2536، 29 مه 1977 1- دو سال و نیم قبل، بانک مرکزی با بنیاد پهلوی و بانک توسعه صنعتی بدون اطلاع من با سیتی بانک داخل
رازگشایی از شب آشفته قاتل 17 ساله
اتاق خبر 24 : از ساعت 5/1 بامداد یکم شهریورماه سال جاری که جسد جوان نا شناسی در میدان تبائین پیدا شد و مأموران کلانتری 170 کهریزک خود را در برابر یک قتل با ضربات چاقو دیدند، معمای پیچیده رقم خورد. هنوز قربانی جنایت خونین شناسایی نشده بود که با دستور رئیس شعبه 101 دادگاه کهریزک، تیمی از اداره 10 پلیس آگاهی تهران وارد عمل شد تا رازگشایی کند و این در حالی بود که خانواده پسر 20
قتل ؛ سرانجام دوستی مخفیانه مرد جوان درلاین
/> سودابه مدعی بود که مهیار ساعاتی قبل تر برای انجام کاری خانه را ترک کرده و نمی داند که چه بلایی سرش آمده است. از سوی دیگر او می گفت که شوهرش با کسی دشمنی نداشت و احتمالا قربانی سارقان شده است. با این حال در ادامه تحقیقات سرنخ هایی به دست آمد که انگشت اتهام را به سمت زن جوان می گرفت. پیامک مرموز کارآگاهان که در پرس و جو از اطرافیان مقتول، متوجه اختلافاتی میان او و همسرش شده و به سودابه
قتل مادر پس از آزادی از زندان!
تلفنی که در همان محل بود گذاشتند و به بیمارستان بردند . من هم که ترسیده بودم اسلحه را داخل حیاط انداختم و به شیراز گریختم در آن جا بود که فهمیدم مادرم جان خود را از دست داده است و من از ترس دستگیری از شیراز به اصفهان و قم و تهران رفتم و از آن جا به مشهد آمدم. متهم به جنایت مسلحانه ادامه داد: چون می ترسیدم در مراکز اقامتی مجاز شناسایی شوم به همین خاطر در یکی از منازل اجاره ای مخفی شدم