سایر منابع:
سایر خبرها
جزییات دستگیری قاتل پسر بچه 10 ساله + تصاویر
/> با اعلام موضوع به پلیس بلافاصله تیم جنایی به محل حادثه اعزام شدند. بررسی های اولیه نشان می داد سر کودک از تنش جدا شده و جسدش مقابل خانه شان رها شده است. مادر کودک در تحقیقات به بازپرس جنایی گفت: ظهر سپهر برای خرید نان از خانه خارج شد و نیم ساعت بعد با سرو صدای اهالی وقتی به کوچه آمدم با جسد غرق خون فرزندم روبه رو شدم که بسته نان در کنارش بود. در ادامه دختر خردسالی که شاهد
چرا 23 ذی القعده روز زیارتی امام رضا(ع) است؟
استرسی برای آماده شدن دارید؟؟! چه بپوشم؟ ، چه بگویم؟ ، چگونه رفتار کنم؟ و... صدها چه..؟ دیگر که به ذهن آشفته شما می آید؛ حال هر چقدر این ملاقات خاص تر باشد استرستان بیشتر می شود. زیارت نیز از جنس همین ملاقات های خاص تر است، به ویژه ملاقات با مهربان ترین مهربانان امام هشتم(ع) باشد. زیارت صفحه قلب و روح زائر را از آلودگی های و صفات بد، پاک می سازد، همچنین زیارت روح انسان را تلطیف می کند و از
فرار مرگبار جوان معتاد از کمپ ترک اعتیاد
خلیج فارس: پسر معتادی که به خاطر فرار از دست ماموران کمپ ترک اعتیاد یکی از آنها را که برای بردنش آمده بود به قتل رساند و دیگری را نیز مجروح کرد پس از 4 روز فرار از دست ماموران دیروز خود را به اداره اگاهی معرفی کرد. به گزارش خلیج فارس به نقل از خبرآنلاین؛ این جوان 26 ساله که پس از قتل با شلوارک و رکابی گریخته است در اعترافاتش عنوان کرده که در لحظه وقوع قتل تنها می خواسته که فرار کند و به هیچ وجه قصد کشتن کسی را نداشته است حوالی ساعت سه بعد از ظهر یازدهم شهریور ماه امسال بود که از طریق مرکز فوریت های پلیسی 110 وقوع یک فقره درگیری منجر به جنایت در طبقه سوم یک مجتمع مسکونی در میدان پونک - خیابان همیلا به کلانتری 140 باغ فیض اعلام شد. با حضور مأموران کلانتری در محل و انجام تحقیقات اولیه مشخص شد که سه مأمور کمپ ترک اعتیاد که سه برادر هستند پس از تماس پدر جوانی معتاد، به ساختمان محل زندگی این خانواده مراجعه کردند. اما این جوان در زمان انتقال به کمپ، با چاقوی آشپرخانه به سمت آنها حمله ور شد و یک نفر از آنها بنام امیر 29 ساله را از ناحیه گردن و نفر دوم بنام میثم 28 ساله را نیز از ناحیه کتف دست راست مجروح کرده است. پس از این حادثه امیر به علت اصابت ضربه چاقو به شربان حیاتی و خونریزی شدید فوت کرده بود. با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع "قتل عمد" و به دستور شعبه دوم بازپرسی دادسرای ناحیه 27 تهران ، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. دو برادر مقتول پس از حضور در اداره دهم پلیس آگاهی، در اظهارات مشترکی عنوان کردند که پدر قاتل به واسطه اعتیاد پسرش به مصرف موادمخدر ، با کمپ تماس گرفته و از آنها خواسته تا برای انتقال فرزندش به کمپ و انجام اقدامات درمانی جهت ترک مصرف موادمخدر اقدام کنند. میثم که از ناحیه کتف دست راست مجروح شده بود، در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: زمانی که به همراه صاحبخانه وارد خانه شدیم، بیمار قاتل در آشپزخانه حضور داشت؛ به سمتش رفتیم اما ناگهان او به سمت برادرم حمله ور شد و با چاقو ضربه ای به او زد؛ قصد کمک کردن به برادرم امیر را داشتم که قاتل مرا نیز از ناحیه کتف مجروح کرد و پس از آن از خانه خارج و متواری شد. دیگر برادر مقتول نیز به کارآگاهان گفت: پدر قاتل به کمپ زنگ زد و به ما آدرس داد؛ زمانی که به نشانی اعلام شده رسیدیم، پدر قاتل سر کوچه منتظر ما ایستاده بود؛ با او وارد آپارتمان شدیم؛ وقتی وارد آپارتمان شدیم، قاتل در داخل آشپزخانه با چاقو ایستاده بود. قاتل با چاقو به سمت دو برادرم حمله ور شد و پس از مجروح کردن آنها از فرار کرد. همزمان با آغاز اقدامات پلیسی جهت دستگیری متهم پرونده بنام علیرضا 26 ساله، آموزش های لازم به خانواده متهم ارائه شد تا در خصوص معرفی سعید به پلیس آگاهی همکاری لازم را به کارآگاهان اداره دهم داشته باشند. سرانجام در ساعت 3 بعداز ظهر روز 15 شهریور 94، متهم با حضور در اداره دهم پلیس آگاهی خود را تسلیم کرد؛ او در اعترافاتش و درباره روز جنایت به کارآگاهان گفت: "به خاطر مصرف موادمخدر با پدرم دچار اختلاف شدید شدم ؛ حدود دو شب قبل از حادثه ، از خانه بیرون آمده و با ماشین در خیابان پرسه می زدم؛ دچار بی خوابی و خستگی شدید شده بودم تا اینکه تصمیم گرفتم برای استراحت به خانه بازگردم؛ در حال استراحت در خانه بودم که صدای باز شدن در ورودی را شنیدم؛ به سمت آشپزخانه دویدم و پشت کابینت آشپزخانه نشستم؛ تمام وجودم می لرزید؛ ناگهان دستم به چاقوی دسته سفیدی خورد و چاقو را برداشتم. در همین زمان سه نفر وارد اشپزخانه شدند؛ ترسیده بودم و به آنها گفتم: "جلو نیایید" اما یکی از آنها (مقتول) به من نزدیک شد. در آن لحظه تنها می خواستم از خانه فرار کنم؛ اصلا دست خودم نبود. در حالی که فریاد می زدم "خدایا کشتمش" به سمت در خروجی خانه دویدم. زمانی که وارد آسانسور شدم، ناگهان متوجه چاقوی خون آلود داخل دستم شدم ؛ ترسیدم و چاقو را روی زمین انداختم . از آسانسور و ساختمان بیرون آمدم؛ نمی دانستم کجا می خواهم برم ولی با تمام سرعت به انتهای کوچه دویدم. یادم افتاد که یک آژانس در انتهای کوچه قرار دارد. به آژانس رفتم و درخواست ماشین کردم. راننده گفت: "کجا برم" که گفتم "فقط برو". داخل ماشین زدم زیر گریه. من قصد زدن مقتول را نداشتم فقط از ترس اینکه خودم را نجات بدم به این کار را کردم. به خانه یکی از دوستانم در اسلام شهر رفتم. در طی این مدت فقط گریه می گردم ؛ آن شب را در خانه دوستم خوابیدم تا اینکه پس از چند روز به آگاهی آمدم. سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت ، قرار بازداشت موقت از سوی مقام قضایی صادر و متهم جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است. گفتگو با متهم: با پدرم لج کردم و معتاد شدم چقدر درس خوانده ای؟ فوق دیپلم دارم چند وقت است که اعتیاد داری؟ 6 سال است معتادم. یک بار دو سالی تر کردم اما الان دوباره می کشم. چی می کشی؟ شیشه چرا معتاد شدی؟چه شد که فکر کردی باید رو به مواد مخدر بیاوری؟ پدر من خیلی پولدار است اما خسیس است. کار او ساخت و ساز ملک است . چند بار از او خواستم به من پول بدهد تا برای خودم کار کنم اما قبول نکرد. من هم برای اینکه با او لج کنم معتاد شدم. پدرم چند بار من را تهدید کرده بود که به کمپ می فرستند. چقدر شیشه مصرف می کنی؟ نمی دانم. زیاد. درماه 1 میلیون تومان هزینه مصرف شیشه ام می شود. اولین بار کجا مواد مصرف کردی؟ خانه یکی از دوستانم. آنجا دیدم که چند نفری با هم جمع شدند و شیشه می کشیدند من هم امتحان کردم و بعد هم معتاد شدم.یعنی خودم می خواستم که معتاد شوم چون با پدرم لج کردم. هیچ وقت نخواستی که ترک کنی؟ یک بار 42 روز من را به کمپ فرستادند اما آنجا خیلی بد بود .من حتی می خواستم بادختر مورد علاقه ام ازدواج کنم اما پدرم مانع شد. از روز حادثه بگو. چه شد که ماموران کمپ را با چاقو زدی و یک نفر را کشتی؟ چند وقتی بود از خانه متواری بودم چون می دانستم وقتی به خانه بیایم پدرم مرا به کمپ می فرستند. آن روز که بهخانه آمدم دیدم ماشین پدرم دم در نیست به خاطر همین وارد خانه شدم و رفتم خوابیدم. بیدار که شدم متوجه حضور چند نفر در آسانسور شدم. اول نفهمیدم که از کمپ آمدند به آشپزخانه رفتم و چاقو را برداشتم. بعد دیدم که آن مردان به داخل خانه آمدند و فهمیدم که می خواهند مرا ببرند. من فقط می خواستم فرار کنم و برای اینکه جلوتر نیایند با چاقو به آنها زدم. بعد هم فرار کردم. در این 4 روز چه کردی؟ خانه دوستانم بودم اما از فرار کردن خسته شدم. به خاطر همین خودم را معرفی کردم. ...
ماجرای دو عکسی که جهان را تکان داد
دیگر کار از کار گذشته بود و 12 نفر از یک قایق حامل پناهجو غرق شده بود و تنها 2 نفر از آن حادثه جانم سالم به در برده بودند که یکی از آنها قاچاقچی انسان ( قایقران) بود که به محض متلاطم شدن دریا از قایق گریخته بود و دیگری مردی بود که همه هستی خود یعنی همسر و فرزندانش را سوار قایق کرده و به امید رسیدن به اروپا در قایق نشسته بود. عبدالله کردی در روایت آن حادثه گفته است: دست اعضای خانواده اش به
مجید تخت روانچی: بازی 6 تایی ها را در استادیوم دیدم
مذاکره کننده ایران بود. یکی از آن سه نفر که نتیجه دو سال مذاکره شان با نمایندگان 1+5، خبر خوشی بود که مردم را شادمان به خیابان ها کشاند. گرچه شهرتش با ظریف و عراقچی قابل مقایسه نبود، او را بعضی ها به خاطر سوابق زیادش در معاونت های مختلف وزارت امور خارجه، چند سفارتخانه اروپایی و دفتر نمایندگی ایران در آمریکا، تسلطش بر مسائل حوزه اروپا و آمریکا، مرد پشت پرده مذاکرات می دانستند. کسی که احتمالا
علامه مصباح از کسب اجتهاد در 25 سالگی تا...
شهدای ایران : حجت الاسلام و المسلمین مجتبی مصباح پسر دوم آیت الله محمدتقی مصباح متولد سال 1347 در قم است و بعد از اخذ دکترای فلسفه مشغول تحقیق و پژوهش در علم فلسفه می باشد و از اساتید برجسته فلسفه است . صابرنیوز به سراغ ایشان رفت تا پیرامون زندگی و سیره علامه مصباح صحبتی کند اما ناگفته هایی از زندگی علامه مصباح شنیدیم که در هیچ کتاب و مصاحبه ای پیدا نمی شد. صابرنیوز در ادامه شما را به مطالعه بخش
من 41 سالم شد ولی مشکلات استقلال حل نشد
زیادی دارد، اگر بخواهم در یک جمله زندگی ام را تعریف کنم باید بگویم مثل برق و باد گذشت. (با خنده) من 41 ساله شدم اما مشکلات استقلال حل نشد. از زندگی ات راضی هستی؟ چرا باید ناراضی باشم؟ خدا را صد هزار مرتبه شکر می کنم، روزگار با تمام خوبی و بدی هایش گذشت، به قول آن ضرب المثل معروف گهی پشت به زین و گهی زین به پشت. مثل تمام انسان ها زندگی و تلاش می کنم، خون من که رنگین تر نیست
پاداش بیش از 3 قرن خدمت در حسینیه
پوشیده می شود. البته همه قبور شهدا پنهان می شود. آنقدر که اگه غریبه به امام زاده بیاید حتی متوجه نمی شود که اینجا مقبره شهداست... بعد از عمل جراحی، مدتهاست نتوانستم به زیارتشان بروم. *شاه بیتی که پدر مهمانمان کرد حاج اسماعیل، مداح اهل بیت، که در مراسم تجلیل از مفاخر حسینی با عنوان پرده عشاق سال 93 پنجمین روز آن را به او اختصاص داده بودند چند بیت کوتاه مهمانمان کرد؛ ای دل تو چرا از این جهان بی خبری، هر صبح و عشا در طلب سیم و زری سرمایه تو از این جهان یک کفن است، آن هم به گمانم ببری یا نبری ...
فتاحی: نگذاشتم آقاتهرانی نطق مطهری را پاره کند/جامعه یک دست زمینه ساز استبداد است
جریان و جناحی باشید و خودبه خود در راستای منافع کشور عمل خواهید کرد. کاش تنها یک روز در مجلس باشیم، اما همان یک روز خادم مردم باشیم عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس گفت: همه ساختارهای سیاسی ایدئولوژی و فرهنگ سیاسی خاص خود را دارند اما برخی مسائل مربوط به منافع و مصالح کشور است و ما باید همواره به نفع کلیات مصالح کشورمان سیاست گذاری کنیم و افکارمان را بیان کنیم. فراموش نکنیم
پیروز قربانی: شاید برگردم
کنید به این که هیچ پولی هم در کار نبود. صبا هم یکی از تیم هایی بود که با یک تصمیم کارشناسی نشده از تهران منتقل شد تا بدبخت شود. چرا فکر می کنی که بدبخت شده؟ مشخص است. فقط صبا نبود که از تهران رفت و بدبخت شد. موفق ترین تیمی که از تهران رفت سایپا بود که رفت کرج، ولی آخرش هم بعد از چند سال به تهران برگشت. پیکان که رفت قزوین و بدبخت شد و آخرش به تهران برگشت. آن هم از پاس که رفت
اشک تمساح، حجتیه و روزنامه کیهان
سریال درباره سلطنت طلب ها و لیبرال ها بود که بعد از انقلاب از تلویزیون پخش می شد. این سریال خیلی جو درست کرد. حتی در نماز جمعه طوماری آوردند و 15هزار نفر امضا کردند. عنوان طومار هم این بود که: اشک تمساح، اشک مومنان را درآورد. روزی که این طومار به دستم رسید، 4قسمت از سریال پخش شده بود و معترضان خواسته بودند پخش سریال متوقف شود. صبح شنبه رفتم خدمت امام و گفتم حتما داستان اشک تمساح و ماجراهای
توصیه های امام(ره) به مجموعه صدا و سیما
آموزه های اسلامی از اینجا پخش شود. 4 الان بعد از انقلاب، علاقمندان به شنیدن ارزش ها و تعالیم اسلامی زیاد شده، پس باید توسعه فنی انجام شود. به ویژه روی رادیو تاکید کردند که صدای ما در جاهای مختلف دنیا، به گوش همه برسد. بعد نکته مهم دیگری گفتند که شما آن طرف جعبه هستید، کاری کنید مردم هم جلو جعبه بنشینند. امام تعبیر جعبه را برای تلویزیون به کار بردند
ام اس بیماری لجباز
. اگرچه شنیده ام که تاکسی مخصوص جانبازان و معلولان هم در شهر هست ولی واقعا باید یک فکر اساسی برای عبور و مرور افرادی مشابه من کنند؛ مثلا چند وقت پیش تصمیم گرفتم برای خواندن فاتحه ای سر مزار اهل قبور بروم و رفتم بهشت زهرا. اول از همه این بود که بین قطعات و خیابان یک بلوک 30سانتی بود که نمی شد از روی آن عبور کرد و حداقل 2 نفر را می خواست تا کمک کنند از آنجا عبور کنی. بعد هم ناهمواری های قبرها بود که دست
شاگردسابق آیت الله مصباح:دعا می کنم تفکر احمدی نژاد دیگر هیچ گاه به ملت ایران تحمیل نشود
عکس کارهای این چند سال عمل کنند ومثلا بگویند تا پنج سال آینده همدیگر را تخریب نمی کنیم و می خواهیم با هم رفیق باشیم، جلسه بگذاریم و صحبت کنیم. یا اصلا یک یا دو سال بگوییم اختلافات گذشته به کنار و از الان با یکدیگر همفکری کرده، همدیگر را قبول کنیم و دنبال مشترکات بگردیم. علما این کار را هم تجربه کنند و ببینند آیا مردم بیشتر به آن ها اعتماد نمی کنند؟ با وجود این اختلافات و تخریب ها مردم از هر دو طرف
اولین زوج بانکدار ایرانی
این مساله بعدها پس از زندانی کردن آقای ابتهاج به مدت هشت ماه و سپس صدور قرار منع تعقیب ایشان بر همه روشن شد، زیرا متن قرار به قدری مبهم و بی سر و ته بود که به خوبی نشان می داد اولاً نویسنده قرار شخص ناواردی است که برای انجام دستور مجبور بوده است چند صفحه ای را سیاه کند و ثانیاً موارد اتهام مبنای صحیحی نداشته و یک فرد خدمتگزار مملکت چندین ماه بی جهت به زندان انداخته شده است. جالب اینکه در آخر قرار
کدام دیپلمات، جلیلی یا ظریف؟
ذخیره اورانیوم غنی شده در سطح پایین خود را طی زمان سپری شده دو برابر کرده و غنی سازی 20درصد را آغاز کرده بود، گروه 1+5 آن توافق را رد کرد و چند هفته بعد سختگیرانه ترین تحریم های سازمان ملل متحد، طی قطعنامه1929، علیه ایران اعمال شد. این شرایط سبب شد تا از این پس مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران راه تقابل و مقاومت در برابر گروه 1+5 را جدی تر از همیشه پیش بگیرد. از این دوران به بعد با کنار
گزاره های عاقبت به خیری در قرآن کریم و روایات اهل بیت عصمت و طهارت
، از جانب او صدقه بده، من در پیشگاه خدای عزّوجل، بهشت را برای تو تضمین می کنم. آن جوان پس از سکوتی طولانی گفت: فدایت شوم، آنچه فرمودی انجام می دهم. سپس مطابق آنچه عهد کرده بود، عمل کرد؛ یعنی از همه اموال خود و حتّی از لباس هایی که به تن داشت، دست شست، تا جایی که من برای اینکه عریان نباشد، برایش لباس خریدم. چند ماهی نگذشت که مریض شد. روزی به عیادت او رفتم و مشاهده کردم که در حال احتضار
پاسخی به یوسف مرادی
جریان اصلاح طلبی به آن می پردازم. وی ابتدا به دو نامه از مرحوم بازرگان اشاره کرده- بی آنکه خوانده باشد- و این اشارت آبشخوری ندارد جز روزنامه کیهان به شماره 20955 مورخ 8/10/93 صفحه شش، نوشته ای به قلم کامران غضنفری و همان روزنامه در شمارهٔ دیگر نوشته ای به قلم محمدرضا باقری. صد البته این سید که از پدر معنوی خویش- کیهان- مطلب را به ودیعه گرفته دچار تناقض گویی های اساسی گردیده ضمن آنکه همه بزرگواران
این خانه قشنگ است ولی خانه ما نیست...
،گویا ملعبه چند حاکم بلامنازع گردیده است. بازی خانمان سوزی که نه پایانی برایش متصور است و نه فایده ای . و در خارج از گود این بازی خونین هم مردم و حاکمان سرزمین های به تماشا نشسته اند که خاوری ها آنان را کافر می دانند و خود را مسلم. و چه پارادوکس تلخ و تاریکی..... آنگاه از میان ملت هاشان آنانکه نه کشته شدند و نه به اسارت درآمدند یک جان و چند چمدان برداشته
مصاحبه با محمد هاشمی، همسر ابتکار
خاطر همین سید بودنم، نمی توانم خویشاوندی با خانواده هاشمی رفسنجانی داشته باشم. اگر بخواهم از پیشینه خانوادگیم شروع کنم؛ باید بگویم که پیش از انقلاب یعنی از سال 42 خانواده ما در گیر مسایل مربوط به انقلاب بود، ابوی من که در سالهای پایانی عمرشان نماینده اصفهان در مجلس خبرگان بودند را در سال 42 از بالای منبر پایین می کشند و به ساواک می برند که همه این صحنه ها از 6 سالگی در خاطرم هست؛ بعد ها
کودک ایرانی کامنت اوباما و لایک زاکربرگ را برانگیخت (+عکس)
باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده با حساب فیس بوکی کاخ سفید برای عکس یک پدر و پسر ایرانی در تبریز کامنت نوشت. به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک روز گذشته، عکسی از یک پدر و پسر تبریزی در صفحه فیس بوکی "آدم های نیویورک" منتشر شد که واکنش صفحه فیس بوک کاخ سفید را به دنبال داشت. در این عکس داستان پسری 10 ساله روایت می شود که بسیار عاطفی است و دوست دارد که به دیگران کمک کند.
مردم در قالب گروه های خودجوش فعال شوند
قانون اساسی آمده است که زبان عربی را درس می دهند. این برای ما حسن است که مردم با فرهنگ اسلامی آشنا شوند. البته اگر با قبل از انقلاب مقایسه شود که ما چند حافظ قرآن داشتیم و الان چند تا داریم، قاری قرآن چقدر داشتیم و الان چقدر داریم، خب الان کشور ما در رتبه های اول و دوم مطرح است و واقعاً توفیق است. الحمدلله جلسات قرآن افزایش یافته است و هر چه این امر تقویت شود انسان های شایسته ای تربیت می شوند. چون
موسیقی بی صاحب شده است/ شجریان اول انقلاب خالصانه و مخلصانه کار می کرد
می کنم از سال 85 به بعد که موسیقی زیرزمینی رشد و توسعه پیدا کرد، عملا جریان اصلی موسیقی پاپ سالم افت کرد. الان به اعتقاد من همه دارند سلیقه ای کار می کنند. ما جهت مشخصی در موسیقی نداریم. *اگر آن ترکیب حسن همایونفال، پرویز طاهری و بیژن خاوری همچنان در تلویزیون آهنگ می خواندند و برنامه اجرا می کردند، آیا مردم به آنها اقبال نشان می دادند؟ صد درصد! صد درصد! مسلما آن کارهایی که سه
سرمقاله های روزنامه های 15 شهریور
دوستی را امضا کردند می گذرد. این واقعیات نشان می دهند جمهوری اسلامی ایران جزو نخستین کشورهای غیر اروپایی است که چکسلواکی روابط خود را با آن برقرار کرد و توسعه داد. به علاوه نشان می دهند که این روابط چقدر عمیقاً ریشه دار هستند و سفر جاری مرا از چشم انداز مناسبی برخوردار می سازند. من نخستین وزیر خارجه ای هستم که بعد از سال ها از ایران دیدار می کنم. خرسندم که دلیل محکم تاریخی مبتنی بر بازسازی دوستی
غرویان: دعا می کنم تفکر احمدی نژاد دیگر هیچ گاه به ملت ایران تحمیل نشود
جایگاه ایشان در مردم به لحاظ جد، پدر و بیت امام (ره) خودش بر حساسیت افزوده است. از سوی دیگر دوره خبرگان هشت ساله است و در این هشت سال امکان دارد اتفاقاتی بیفتد و احتمالا تصمیمات مهمی در مجلس خبرگان گرفته شود. این دوره پنجم خبرگان از حساسیت دیگری برخوردار است و این ها باعث شده که از الان تنور انتخابات داغ شود. یکی دو سالی می شود که اصولگرایان بعد از شکست به دلیل تشتت آرا در انتخابات
کسانیکه شرایط امروز را با زمان امام حسن(ع) مقایسه می کنند به مردم شک دارند/فتنه 88 کار دنبال کنندگان مک ...
روح همه قریب هشت هزار شهید از این استان شهیدپرور، خاصه همه شهدای منسوب به 72 غواص به تعداد اصحاب آقا اباعبدالله(ع) از شما مردم خوب همدان در این نبرد صلوات و فاتحه دیگری عنایت بفرمایید. [صلوات حضار] قبل از اینکه صحبتم را شروع کنم، مجدداً خدمت شما مردم خوب تسلیت عرض می کنم. مردم ایران همه خوبند، ولی شما همدانی ها خیلی خوب ترید. به سابقه تان کار ندارم، اما به هر آنچه که بعد از انقلاب اتفاق
سایه شوم جنگ را چه کسانی برداشتند؟
طرفه.. العینی، هم سایه شوم جنگ را از سر مملکت برداشت، هم امنیت واقعی را ارزانی کشور کرد! آقایان جوری منت توافق را بر سر ملت می گذارند که تو گویی برجام ضمن حفظ امهات صنعت هسته ای، نه فقط همه تحریم ها را لغو کرده بلکه مهم تر، سایه شوم جنگ را هم از سر مردم برداشته! اگر چنین باشد دولت اعتدال را باید معجزه همه هزاره ها نامید! به کدام نشان؟ به نشان همین برجام! اما باید دید واقعا همین گونه است؟ 30 مرداد
پیام اوباما به نوجوان ایرانی
"برندون استنتون" آن را راه اندازی کرده تصویری از ایران را منتشر می سازد که نظر اوباما را به خود جلب کرده است. این صفحه فیس بوکی در ابتدا تنها تصاویری از مردم نیویورک را منتشر می کرده اما با رونق گرفتن این صفحه، پای "برندون استنتون" با انتشار چند تصویر خاص، به کاخ سفید باز شده و او با اوباما دیدار کرده است. "استنتون" که پس از این به دیگر نقاط جهان از جمله ایران سفر کرده است، تصویری از یک پدر
90/ چند خبر کوتاه از فوتبال جهان
کرده عملکرد خیره کننده ای از خود نشان داده است. او در فصل قبل هم بازی های درخشانی را برای یووه به نمایش گذاشت و سهم به سزایی در قهرمانی ما در سری A و صعود به فینال لیگ قهرمانان اروپا داشت. اگر او در فصل جاری هم درخشش خود را تکرار کند، بدون شک قیمت او در فصل جابه جایی تابستانی به بیش از 100 میلیون یورو خواهد رسید. او درباره شرایط تیمش گفت: یوونتوس در فصل جابجایی تابستانی چند بازیکن اصلی و
قتل پسر معتاد با شلیک گلوله پدر
مجتبی اعتراف کرد. وی دربازجویی ها اعتراف کرد: پسرم چند سال پیش ازدواج کرد و بعد از آن به مواد مخدر شیشه اعتیاد پیدا کرد. چند بار خواستم او را ترک دهم اما فایده ای نداشت و او چند بار با ما درگیر شد و حتی شیشه های خانه را نیز شکست. وی افزود:از دست کارهای او جانم به لبم رسیده بود و از ترس او اسلحه کلتی خریدم و همیشه درکنارم بود. به علت بیماری ام.اس دچار مشکل حرکتی هستم. برادرم