سایر منابع:
سایر خبرها
نقشه یک دختر برای تصاحب طلاهای 2دوست خود با همدستی داماد قلابی/دختر جوان با دوست پسرش فرار کرد
خودرو را به همراه شهلا با خود بردند تا وانمود کنند شهلا را برای اجرای نقشه ای شیطانی به گروگان گرفته اند.اما این نقشه دوامی نداشت و همزمان با حضور پلیس در محل، رفتارهای پسر جوان، شک ماموران را برانگیخت و همه چیز لو رفت . تنها متهم دستگیر شده، در حالی نقشه زورگیری 15 میلیونی طلا را در مقابل میز بازپرس ترابیان شعبه 203 دادسرای مشهد بازگو کرد و تمامی اعضای باند را لو داد که شهلا پس از سرقت، داماد صوری را رها کرد و به همراه دوست پسرش و نفر سوم ماجرا از مشهد متواری شد.
پایان شکنجه های دردناک در کمپ ترک اعتیاد
انجامید. به عنوان مثال 27 مهرماه سال 91 وقتی جوان 21ساله ای در بیمارستان به طرز مشکوکی جان باخت، ماموران با پیگیری بیشتر متوجه شدند که او از سوی مسئولان یک کمپ ترک اعتیاد کشته شده است. این پسر برای ترک اعتیاد از سوی دوستانش به کمپ آورده شده بود، اما درحالی که قصد داشت از پشت بام فرار کند، مسئولان آن جا او را با زنجیر و طناب به درختی بسته و به شدت کتک زدند. پسر جوان درخواست آب کرده بود که
کابوس های مادری که دو کودک خردسالش را کشت!
روزنامه خراسان: زن 33 ساله ای که در جنایتی هولناک 2 فرزند دختر و پسر خردسالش را پس از خوراندن قرص های خواب آور به قتل رسانده بود، هنگام بازسازی صحنه جنایت در حضور قاضی ویژه قتل عمد گفت: دیگر از این وضعیت خسته شده بودم و نمی توانستم به تنهایی از آنان نگهداری کنم. این زن جوان که هم اکنون به دستور قاضی سید جواد حسینی در بیمارستان روانپزشکی مشهد بستری است توسط کارآگاهان اداره جنایی پلیس
با دختران خوب نبودم
محمدرضا متهم 31 ساله ای است که به گفته خودش در ماه های اخیر از 15 دختر زورگیری کرده است. به گزارش شرق، او ادعا می کند این جرائم را به خاطر توهمات ناشی از اعتیاد به شیشه انجام داده است. محمدرضا از معدود متهمانی است که هنگام صحبت گریه می کند و واقعا اشک می ریزد. گفت وگو با این متهم را بخوانید: چقدر درس خوانده ای و قبل از دستگیری چه می کردی؟ تا سوم
ترک اعتیاد اجباری جنایت آفرید
جوان معتادی که نمی خواست به کمپ ترک اعتیاد برود، جنایت آفرید و فراری شد. به گزارش همشهری، او اما پس از 4روز وقتی پیامک های پدرش را خواند، تصمیم گرفت خودش را معرفی کند.ساعت 14 چهارشنبه 11شهریور ماه تلفن بازپرس بستان زاده، کشیک جنایی پایتخت به صدا در آمد و گزارش یک قتل مخابره شد.دقایقی بعد قاضی جنایی به همراه تیم تجسس در قتلگاه که طبقه سوم ساختمانی در حوالی میدان پونک بود، حاضر شدند. در
آزار و اذیت دختر 17 ساله توسط مرد جوان
ماموران کلانتری بلافاصله مراجع قضایی را در جریان امر قرار دادند و به این ترتیب پرونده ای تحت عنوان ادم ربایی و تجاوز به عنف در شعبه ششم دادسرای ویژه امور جنایی تهران تشکیل شد. درحالی که تحقیقات در این باره ادامه داشت متهم روز گذشته خود را به پلیس معرفی کرد. یاسر 30 ساله صبح امروز در مقابل قاضی مدیرروستا قرار گرفت تا در این خصوص توضیح دهد. او در اظهاراتی مدعی شد که دختر جوان به خواست خودش
شغل دوم ورزشکاران ایرانی
لقب بگیرد. جواد نکونام، واردات عطر جواد نکونام مغازه ای با نام نکونام در برج میلاد نور شهرک غرب دارد که توجه همه را به خودش جلب می کند. این مغازه را برادر نکونام اداره می کند. نکونام هم که ریشه ای آبی دارد چندان در رأس اخبار اقتصادی نیست البته چند وقت پیش یکی از سایت های خبری او را به عنوان یکی از تجار واردکننده عطر معرفی کرده بود که نکونام این موضوع را تایید نکرد.
دختر 8 ساله قربانی انتقام سیاه
قربانی آزار و اذیت در کودکی، پس از سال ها سکوت دختر هشت ساله را قربانی انتقام خود کرد. او پس از ربودن دختر هشت ساله، او را در مدرسه روستا مورد آزار و اذیت قرار داد و خفه کرد. به گزارش جماران، کریم پس از دیدن دختر هشت ساله وسوسه شد او را فریب دهد و همراه خود به مدرسه روستا برد. مرد جوان همراه دخترک از بالای دیوار وارد مدرسه شدند. دختر خردسال که به رفتار کریم شک کرده بود از او خواست
عقیم سازی کرم انار ، کنترل علفهای هرز ، نارنگی های بدون هسته با فن آوری هسته ای
منزل و مغازه افزایش یابد. این طرح با همکاری پژوهشکده گیاهان زینتی محلات امسال به پایان می رسد و آن را به عنوان رقم معرفی می کنیم. کنترل آفات استفاده دیگر از فن آوری هسته ای و به طور ویژه پرتوهای گاما، در کنترل آفات و بیماری هاست. پژوهشکده کشاورزی هسته ای ایران در این حوزه چند طرح را اجرا می کند که یکی از آن ها به مرحله نیمه صنعتی رسیده است. کنترل آفات به صورت مستقیم و یا
تئاتر استان مرکزی؛ چشم انتظار دست نوازشگر مسوولان
؛ دیگر رای گیری هنرمندان نباشد از همین رو یک نفر توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان رییس انجمن هنرهای نمایشی معرفی می شود. ناصر کریمی نیک افزود: این اتفاق نامیمون باعث شد که اراده هنرمندان استان نادیده گرفته شود و افرادی به تهران معرفی شوند که عمدتا صلاحیت هنر نمایشی نداشتند. این هنرمند اراکی عرصه تئاتر هم اکنون درخیابان مخابرات نبش پاساژ مرکزی در مغازه ای کوچک به فروش کمربند ، واکس کفش
قاتل پس از 8 سال بخشیده شد
یک نفر به قتل اعتراف کرد. وی به ماموران گفت: مدتی بود که حس می کردیم خواهرمان با مردی غریبه در ارتباط است. وقتی پیگیر شدیم متوجه شدیم که این مرد مزاحم خواهر ما می شود. برای همین به سراغ این مرد رفتیم تا درس عبرتی به او بدهیم. اما وقتی به آنجا رفتیم آنها با ما درگیر شدند و دایی این پسر خودش را دخالت داد. من هم به او چاقو زدم. با اعتراف این مرد پرونده وی برای رسیدگی به شعبه 74
پایان سناریوی ربودن کارگردان سینما با آشتی
کارگردان و هنرپیشه هستم و چندین اثر تلویزیونی و سینمایی خلق کرده ام. یکی از دوستان صمیمی ام به عنوان نویسنده با من همکاری می کرد تا اینکه در جریان کار با هم اختلاف حساب پیدا کردیم. یک ماه قبل وقتی از سفر شمال به تهران بازگشتم او به خانه ام آمد تا اختلافمان را حل کنیم. شاپور با خودش مقداری غذای خانگی آورده بود که بعد از خوردن آن به خواب سنگینی رفتم. وقتی بیدار شدم او را همراه دو مرد غریبه بر بالین خودم
سقوط دختر نوجوان هنگام فرار از دست مرد شیطان صفت
به گزارش عرش نیوز ؛سه شنبه هفته گذشته رهگذران خیابان سی متری جی متوجه سقوط دختر جوانی از طبقه اول خانه ای در کوچه شدند. با اعلام موضوع به پلیس و اورژانس دختر جوان به بیمارستان منتقل شد. سه روز پس از سقوط دختر 17 ساله که از ناحیه مهره گردن آسیب دیده بود در مورد علت سقوطش گفت:چندی قبل از خانه فرار کردم و شب ها در خیابان می خوابیدم تا اینکه با پسر جوانی به نام میلاد آشنا شدم
نجات قاتل چهارشنبه سرخ از اعدام
داستانسرایی دروغین شده است . ادعاهای این مرد وقتی رنگ باخت که همه بچه محل هایش با حضور در پلیس آگاهی و پیش روی بازپرس جنایی تهران وی را قاتل پسر جوان معرفی کردند . محمد که دیگر چاره ای نداشت، در بازجویی ها گفت : شب چهارشنبه سوری همراه یکی از دوستانم به خیابان خوش رفته بودیم که در آنجا با تعدادی از ساکنان محل بحثمان شد، با چاقو ضربه ای به یکی از آنان زدم و پا به فرار گذاشتم .
جنایت حین وحشت آفرینی مستانه در خیابان
مرد جوانی که در یک درگیری مستانه، با ضربات چاقو دست به جنایت زد، از سوی قضات دادگاه کیفری به قصاص محکوم شد. به گزارش مردم سالاری، ششم خرداد سال 93 ماموران کلانتری در جریان وقوع یک درگیری مرگبار در خیابان کارگر جنوبی قرار گرفتند که بلافاصله موضوع را در دستور کار خود قرار دادند و با حضور در محل حادثه به تحقیق در این رابطه پرداختند. با حضور ماموران مشخص شد که دو پسر جوان با مرد مست در
دستگیری قاپ زن آپاچی سوار
زنی نمودند به محل اعزام شدند. مامورین اکیپ ویژه، سارقین را در انتهای خیابان فردوسی مشاهده کرده به تعقیب و مراقبت پرداختند و سارقین به ایست مامورین توجه ننموده و نهایتا ماموران در چهار راه فخرآباد با موتور سیکلت راه یکی از موتور سیکلت های سارقین را سد نمودند که سارقین مجبور به رها نمودن موتور سیکلت شده و پیاده به فرار ادامه دادند. پس از طی مسافت زیادی در چهار راه سرچشمه یکی از
نجات از چوبه دار با رضایت اولیای دم
شاهدان نیز بازجویی شدند؛ دوستان پسر نوجوان درگیری را تأیید کردند و گفتند: مرد راننده خیلی عصبانی بود و زمانی که کناررفتن ما طول کشید حمله کرد. ما نمی خواستیم به او آسیبی بزنیم اما او خیلی عصبی بود. با توجه به اعترافات متهم و نظریه پزشکی قانونی و سایر مدارک و شواهد به دست آمده پرونده برای رسیدگی به شعبه 113 وقت دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهم حین محاکمه یک بار دیگر ارتکاب قتل را قبول کرد و
جادو و فال و اسطرلاب از کجا می آیند؟
حل می شد ولی متاسفانه من اشتباه کردم و به دعا نویس مراجعه کردم؛ دعا نویس هم برای دعایی که به قول خودش باعث مهر و محبت می شد از من مبلغ پانصدهزار تومان گرفت. وی در ادامه افزود: اول نمی خواستم این کار را انجام بدهم ولی بالاخره پول را دادم و دعا را گرفتم. مدت زیادی گذشت ولی هیچ اتفاقی نیفتاد و دعا هیچ اثری نکرد. مجددا به همان دعانویس مراجعه کردم و وقتی گفتم دعا اثر نکرد و باید پولم را پس دهد
2 جنایتکار مرد طلافروش را دار زدند
حتی روز حادثه به مغازه طلافروش گمشده رفت و آمد داشته است. دستگیری نخستین متهم بنابراین وی به عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب پلیس قرار گرفت که مشخص شد او به شمال کشور سفر کرده و شامگاه یکشنبه به شهر بازگشته است که نیمه شب دوشنبه او را دستگیر کردند. ماموران در بازرسی از خانه وی بخشی از طلاهای دزدی را کشف کردند. وی با انتقال به پلیس آگاهی در بازجویی اعتراف کرد با همدستی دوستش مرد
فرار مرگبار جوان معتاد از کمپ ترک اعتیاد
خبرآنلاین: پسر معتادی که به خاطر فرار از دست ماموران کمپ ترک اعتیاد یکی از آنها را که برای بردنش آمده بود به قتل رساند و دیگری را نیز مجروح کرد پس از 4 روز فرار از دست ماموران دیروز خود را به اداره اگاهی معرفی کرد. این جوان 26 ساله که پس از قتل با شلوارک و رکابی گریخته است در اعترافاتش عنوان کرده که در لحظه وقوع قتل تنها می خواسته که فرار کند و به هیچ وجه قصد کشتن کسی را نداشته است
قتل دوست قدیمی توسط مرد شیشه ای
متوجه رفتارم نبودم و نفهمیدم که چکار کردم. فقط دیدم که او را کشته ام و بعد از آن خانه را آتش زدم و فرار کردم. با اعتراف این پسر پرونده وی پس از صدور کیفرخواست به شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهم صبح 2 روز گذشته در مقابل قضات دادگاه کیفری ایستاد و قتل را انکار کرد. وی به قضات گفت: من قتل را انجام ندادم، مقتول چند وقتی بود که در کار قاچاق بود و آن شب هم قاچاقچیان به خانه اش حمله کرده بودند. بعد از اینکه آنها حمله کردند من فرار کردم و الان هم مطمئن هستم که آن چند نفر دست به قتل زده اند. با این اظهارات هیات قضایی وارد شور شدند تا رای نهایی در این خصوص را صادر کنند. ...
افتادن آشپز ایرانی در دیگ برنج + عکس
به گزارش بولتن نیوز، یک آشپز جوان 33 ساله که عکس وی را در بالا مشاهده می کنید. در داخل دیگ جوشان برنج سقوط کرد و پخته شد. آشپز 33 ساله وقتی برای پختن برنج در دیگ را برداشت هرگز تصور نمی کرد در درون آب جوشان سقوط کند، دو هفته پیش کارگران رستورانی در جنوب غرب تهران مشغول کار روزانه بودند که با فریاد یکی از همکارانشان روبه رو شدند. آشپز جوان رستوران درون دیگ آب جوش که روی شعله های آتش
13 سال انتظار برای سرانجام پرونده قتل
معمولا لباس مرده ها را برای خودش بر می داشت وقتی لباس های حسن را برداشته بود داخل جیب هایش 21میلیون تومان چک پول پیدا کرده بود. او با دیدن پول ها با خانواده مقتول تماس گرفت و پول ها را به آنها پس داد تا به بخشی از ابهامات این پرونده پاسخ داده باشد. به دنبال این ماجرا مامور پلیس که دست به تیراندازی مرگبار زده بود، با اتهام قتل روبه رو شد و تحت بازجویی قرار گرفت تا مشخص شود که چرا اقدام به
سناریوی فیلمنامه نویس جوان برای ربودن کارگردان
رسیدگی به این پرونده چندی قبل با شکایت یک کارگردان که سابقه بازیگری و نویسندگی نیز دارد، آغاز شد. وی وقتی پیش روی قاضی مدیر روستا بازپرس شعبه ششم دادسرای جنایی تهران قرار گرفت چنین گفت: چند روز پیش یکی از همکارانم با من تماس گرفت و اصرار داشت تا مرا ببیند. او در فیلمی که من کارگردان آن بودم به عنوان یکی از عوامل فیلم با گروه من همکاری کرده بود و بر سر موارد مالی اختلاف داشتیم؛ با این
یک هنرپیشه متهم اصلی پرونده آدم ربایی
سلامانه : به گزارش روزنامه شهروند، پرونده این هنرپیشه، تهیه کننده و کارگردان که در شعبه ویژه آدم ربایی دادسرای جنایی گشوده شده بود پس از تحقیقات پلیسی در مرحله تازه ای قرار گرفت. صبح روز یکشنبه اول شهریور ماه یکی از کارگردانان جوان فیلم های سینمایی با مراجعه به شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران حرف های تکان دهنده ای زد و به بازپرس مدیر روستا گفت: یکی از دوستانم که در فیلمی
دوستی در فضای مجازی؛ قتل در جاده خاکی/ نقشه قتل شوهر توسط مادر 3 قلوها
ای که پس از آشنایی با یک زن در شبکه های اجتماعی تلفن همراه، دست به جنایتی هولناک زده بود، در مشهد دستگیر و در حضور قاضی سیدجواد حسینی پرده از راز قتل برداشت. به گزارش خراسان، متهم 26ساله این پرونده جنایی که صبح پنج شنبه گذشته در شعبه 211 دادسرای عمومی و انقلاب مشهد توسط قاضی ویژه قتل عمد مورد بازجویی قرار گرفته بود گفت: سیزدهم دی ماه سال گذشته در شبکه اجتماعی "لاین" با زن جوانی آشنا
اعتراف تکان دهنده مرد ژله ای
نمی شدم. به پشت بام رفته و لباس هایم را بر داشته و آنجا را ترک می کردم.امین گفت: پس از ورود به خانه ها با روغنی که خودم از خانه مان برده بودم بدنم را چرب می کردم و اگر روغن نبرده بودم نیز با روغنی که در خانه طعمه هایم بود این کار را انجام می دادم و پس از چرب کردن خود با تیغ لباس زنان را پاره می کردم. ادامه تحقیقات : تیم قضایی و پلیسی در بررسی ادعاهای طعمه های مرد ژله ای پی برد که کوچک ترین شکار وی 18 و مسن ترین آنها زن 60 ساله ای بوده است. تحقیقات در زمینه چگونگی بی هوش شدن زنان و دختران ادامه دارد. ...
گفت وگو با زن و شوهری که متهم به قتل جوان مزاحم هستند
مخفیگاهش شناسایی شده بود. حالا حمید 32 ساله که فروشنده پوشاک در بازار بود این روزها را در اداره دهم آگاهی پایتخت به شب می رساند. او که هیچ سابقه ای در پرونده اش ندارد درباره دقایق پیش از حادثه، به فرهیختگان گفت: لحظه ای که به محل قرار رسیدم شوک شدم. سرم داغ شده بود و اصلا نمی توانستم او را کنار همسرم ببینم. چشمانم سیاهی می رفت و وقتی جلو رفتم با توهین ها و تحقیر هایی که کرد عصبی تر شدم. من واقعا
دنیای گمشده در انزلی
و می گویند که آقا پلیسه از آن ها خواسته هر چه دیده اند را بگویند. خانواده دنیا می گویند بعد از چند بار صحبت روشن شد که روایت بعضی از بچه ها از مشاهداتشان بیشتر از آنکه واقعی باشد تخیلی است و عملا کمکی به باز کردن گره پرونده نکرده است. در روایت بچه ها گاهی نقش رباینده دنیا به پیرمردی سفیدمو داده می شد و گاهی نقش دزد دنیا به جوان معتادی که با یک دست النگوی طلای در دست دنیا را کشیده و دست
گفتگوی مفصل فریدون جیرانی درباره حاشیه های "تعبیر وارونه یک رویا": پای پایان، ایثارگری، مرگ قهرمان و ...
خواهم بگویم امکان دارد یکسری جوان ها شعار را دوست نداشته باشند اما من معتقدم پایان سریالم اصلا شعاری نیست. پایان این سریال می خواهد پیامی را منتقل کند و برای این پیام لزوما باید صحنه هایی از شکنجه نشان داده شود و صحنه هایی که پسر و دختر با هم صحبت کنند راجع به چیزی که بعضی ها اسمش را فیلم هندی می گذارند! کجای قصه هندی است؟ شکل و شمایل این سریال در پایان به نظرم بسیار درست است؛ بنابراین من پای پایان