سایر منابع:
سایر خبرها
سرگذشت یک دختر فراری که مهمان خانه مجردی بود
روز نو : مطلب زیر سرگذشت دختر جوانی است که به دلیل فشارهای روحی و روانی و خلاء عاطفی از خانه فرار کرد و ... وقتی مشکلاتم را توضیح دادم او هم با من همدردی می کرد انگار سال هاست که همدیگر را می شناختیم. به دلیل اینکه دیر به مدرسه رسیده بودم صحبت مدیر ته دلم را خالی کرد. او خطاب به من گفت اگر نمی توانم به موقع سر کلاس حاضر شوم بهتر است کلاس درس را فراموش کنم و این حرفی بود که
گله مندی مدیران خانه سینما از روحانی و جنتی؛ تقدیر از وزیر کار!/ وعده اختصاص یک زمین به اصناف سینمایی
رییس جمهور درباره حوزه فرهنگ و هنر سوال می شود برای سومین بار نگوید که خانه سینما را باز کردیم. این جشن را با ارزش می دانم چون از بزرگانی تقدیر می شود که گنجینه های سینما هستند. در ادامه قرار است از یک شهروند تقدیر کنیم چرا که با رنج مردم آشنا است. در طی دو سال گذشته واقعاً با اهالی سینما همدل بوده و پای درد و دلهای ما نشسته است. در ادامه مراسم هیئت مدیره خانه سینما ابراهیم مختاری رئیس
از نیامدن وزیر ارشاد تا حمایت سینماگران از درویش
دلیل آن را نمی دانم. اولین کلیپ بزرگداشت مربوط به سعید پور صمیمی پخش شد و امین تارخ، فاطمه معتمدآریا و آتیلا پسیانی جهت دادن جایزه به وی روی صحنه آمدند. امین تارخ گفت: اول اینکه از طرف صنف بازیگران به خاطر انتخاب سعید پورصمیمی از خانه سینما تشکر می کنم و از پورصمیمی به خاطر اینکه بعد از سال ها قبول کرد برای او نکوداشت گرفته شود نیز سپاسگزارم و در ادامه متنی در وصف و قدردانی و
شهید جمعه سیاه
از دست داد، سخن بگوید. بتول شاه علی، دختر و خواهر دو شهید است. مادر او فاطمه گودرزی به واسطه جراحات وارده 17 شهریور شهید شده و برادرش محمد حسین شاه علی سال 1361 و در جنگ هشت ساله عراق علیه ایران. آنچه در ادامه خواهید خواند گزارشی از دیدار با دختر شهید 17 شهریور در خانه اوست؛ دختری که در گذر ایام به زنی کامل تبدیل شده و اکنون از مادرش سخن می گوید. *** خانه در یکی
و اینبار حافظه، فاطمه و رقیه چشم انتظار رهایی از بیمارستان باهنر
خوشبختانه حدود 6 روز پیش حافظه در بیمارستان افضلی پور بچه سوم خود را به دنیا می آورد و سپس به بیمارستان باهنر و پیش فاطمه بر می گردد. ماجرای حافظه هنوز ادامه دارد، او به عنوان یک زنی که تازه زایمان کرده و باید خوراک خوب ، مقوی و مغذی بخورد تا بتواند به فرزندش خوب شیر دهد و از آن طرف هم کارهای فاطمه اینکه شکمش را شستشو دهد و پانسمان کند، آن هم در محیط بیمارستان ، شما مسئولین چه به منظور یک
زندگی و زمانه لئو تولستوی
انسان خوبی باشم، با تحقیر و ریشخند رو به رو می شدم؛ و به محض آن که تسلیم تمایلات پست می شدم، تحسین و تشویق در انتظارم بود. جاه پرستی، قدرت طلبی، مقام دوستی، شهوت زدگی، غرور، خشم، انتقام: همه ی اینها مایه ی احترام بود. با سر سپردن به این تمایلات شبیه بزرگترها می شدم و احساس می کردم دیگران از من رضایت دارند.... نمی توانم بدون وحشت، انزجار و دردی در سینه، آن سال ها را به یاد آورم. من در جنگ
شهیدی که آرزویش پس از شهادت برآورده شد
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ، به نقل از سمنا، بعد از فوت پدر، مادر کار می کرد تا هزینه زندگی بچه ها را تامین کند. دو پسر و سه دختر، صبح تا شب قالیبافی، دیگر سویی بر این چشم های مادر نیست. او به همراه دیگر فرزندش اشک می ریزند. خانه ای محقر با یک ورودی کوچک، ته راهرو، سرویس بهداشتی و پشت آن یک اتاق که هم آشپزخانه است و هم انبار و محل خواب. در وسط اتاق، بخاری نفتی کوچکی این فضا را گرم می کند
هالیوود ریپورتر: جلیلوند به خوبی از پس اولین تجربه سینمایی اش برآمده است
و مادر در این فیلم بسیار کامل و نمونه ای از بلوغ حرفه ای اوست. وحید جلیلوند ، مستندساز و کارگردان تلویزیونی، نیز به خوبی از پس کارگردانی اولین تجربه سینمایی خود برآمده است. این نشریه سینمایی در ادامه گزارش خود متذکر شد: در نگاه اول، به نظر می رسد که فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت ، یک فیلم چند اپیزودی به سبک فیلم اخیر رخشان بنی اعتماد ، قصه ها ، باشد. سه درام از درد و رنج و بی عدالتی که به
مادر مریم (س) خدا را به خوبی شناخته است، اما نمی داند زنان چه منزلتی نزد خدا دارند
بینیم. "می خواهم به عنوان یک قدیس عمر خود را صرف تربیت مردم و نگهداری خانه خدا کند" او با اشاره به آیه إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ادامه داد: مادر مریم در زمان بارداری با خدا عهد و پیمان بست و نذر کرد که این کودک به خدا واگذار کند. محرر ، یعنی من دیگر تکلیفی از او نمی
حبس 20 ساله یک ثروت
این مدیر اسبق بنیاد سینمای فارابی در آستانه ی روز ملی سینما بیان کرد که سینما در ایران یک ثروت بسیار مهم است که نباید دست کم گرفته شود، در حالی که این ثروت در شرایط 20 سال گذشته ، حبس شده است. او همچنین به تعریفی که باید از بنیاد سینمایی فارابی ارائه شود تا به کارکرد اصلی خود برگردد و خطری برای سینمای ایران نداشته باشد، اشاره کرد و درباره ی جداسازی جشنواره فیلم فجر و بخش بین الملل آن
کار،سهم کودکان آجرپزی/جای توپ آجر به دستم دادند
/> از او سؤال می کنم که اینجا چه می کند و او می گوید: شکم بچه هایم را سیر می کنم. همین که جوابم را می دهد آجرها را از دخترش می گیرد و به چیدن ادامه می دهد. از دختر می پرسم تو چند سالته خانم؟ و او می گوید: دوزاده سال حال دختر از همه خراب تر است، از او می پرسم تو اینجا چه کار می کنی؟ مدرسه نمی روی؟ و دخترک نگاهش را به چشمانم می دوزد و پیش چمش همه روزهای خوبی را که باید در کلاس درس و مدرسه
علی زندوکیلی از سه سالگی ساز می زده است!
است کمی به قبل بازگردم، من فرزند هشتم خانواده هستم و بعد از هفت دختر به دنیا آمدم و از آن جایی که پدرم همواره دوست داشت صاحب فرزند پسر شود من را به شکل ویژه ای دوست داشت. به همین خاطر تولد یک سالگی ام را به شکل ویژه ای بر پا کرد و به اندازه یک عروسی مجلل و فاخر برای آن هزینه کرد. او یک گروه موسیقی را هم به مراسم تولد من دعوت کرد و نکته جالب اینجا بود که در آن سن و سال به جای اینکه با سایر کودکان
پیشنهادهای بی شرمانه ترحم برانگیز
/> سمپلرها و پروموتورهای تبلیغاتی براساس جذابیت چهره و توانایی صحبت کردن نمره گذاری می شوند. در این ارزش گذاری کسانی که زیباتر و خوش صحبت تر باشند بالاترین نمره یعنی A+ را کسب می کنند. مبلغ قراردادهای این گروه برای هر نفر- ساعت 12 تا 15 هزار تومان است و هرچه درجه آنها پایین تر بیاید، مبلغ قراردادهایشان هم کمتر می شود. یکی از سمپلرهای خانم می گوید: من چیزی بیشتر از نصف حقوقم را باید برای تهیه
استقبال از نماینده ایران در ونیز
: فیلم در نگاه اول فیلمی اپیزودی و در ردیف فیلم قصه ها ، ساخته رخشان بنی اعتماد، به نظر می رسد اما در ادامه سه درام رنج و درد و بی عدالتی به هم می پیوندند و در قالب یک داستان واحد دنبال می شوند. داستان اول فیلم، داستان لیلا (نیکی کریمی) است که با گریمی سالخورده و رنگ پریده در میان جمعیت پرجوش وخروش در یکی از خیابان های بالای شهر تهران دیده می شود اما خیلی نمی تواند منتظر بماند چون مجبور است همراه
اسلام و مجازات مرتد
بعد از اسلام مسیحیت به وسیلة نسطوریان مطرح گردید. خاقان چین نمایندگان هر دو آئین را با ادب و احترام پذیرفت و به سخن آنان گوش داد و به هر دو آئین علاقه نشان داد و با کمال بی طرفی رفتار کرده و به عرب ها اجازه داد در شهر کانتون مسجدی بسازند که هنوز پا برجاست و این مسجد که بیش از هزار و سیصد سال سابقه تاریخی دارد از قدیمی ترین مساجد جهان است. (1361: 1 / 239) مشیرالدوله حسن پیرنیا می نویسد
عکس هایی که جهان را تکان داده اند
دوقلوی امریکا؛ "مارسی بوردر" که به خاطر این عکس مشهور شد، در 26 آگست 2015 در 42 سالگی در گذشت. او از سرطان معده رنج می برد که گفته می شود به خاطر تاثیرات این اتفاق بود. تصاویری از شکنجه زندانیان در زندان ابوغریب که افشای آن موجی از اعتراض به سیاست های امریکا را در پی داشت. عکس "وادد بالیلتی" که برنده جایزه پولیتزر نیز شد. در این عکس که در سال 2007 گرفته شده یک زن در مقابل نیروی
مسئولان فساد کنند دزدی در جامعه افزایش می یابد!
روانی یا معتاد است می رود. ما چندین بار این موضوع را در مقالات گوناگون مطرح کرده ایم که یارانه زنان بدسرپرست به حساب مادر ریخته شود اما هدفمندی یارانه ها که قرار بود عادلانه توزیع شود، امروز در این خلاصه شده که من فقیر و شمای ثروتمند هر ماه 45 هزار تومان دریافت کنیم. دولت قبل که معلوم الحال بود اما امید داشتیم در دولت عقل محور یازدهم لااقل این اتفاقات بیفتد اما طی دو سال اخیر این دولت هم اقدامی
از کتاب خواندن الناز شاکردوست در دانشگاه لندن تا بدل عروسکی رضا یزدانی و لباس محلی بهنوش بختیاری
سفرش به مسحد سلیمان نوشت. وی در این سفر تلاش کرد تا سوءتفاهم های ایجاد شده درباره سریال سرزمین کهن را از بین ببرد. شیر سنگی ! سرزده و تنها به مسجد سلیمان رفتم. در بازار شهر از تاکسی پیاده شدم و حدود 3 ساعت با مردم و جوانان آنجا گفتگو و تلاش کردم سوءتفاهم های ایجاد شده در مورد سریال "سرزمین کهن" که بخشی از آن نتیجه غفلت همکاران بود را توضیح دهم. در مسجد شهر با مردم نماز خواندیم. در
کفه معایب تک فرزندی سنگین تر از محاسن
والدینم با بیشتر نیازهای مادی و معنوی ام پاسخ گفته اند و همیشه به حال دوستانم که از خاطرات خواهری و برادرانشان می گویند غبطه می خورم. وی افزود: من نمی توانم همه درد دل هایم را با پدر و یا مادرم در میان بگذارم و احساس می کنم اگر خواهری داشتم امروز خوشبخت تر بودم. عابدینی تصریح کرد: من از آینده خود در هراسم چون می دانم که هیچ وقت، دختر عمو و دختر دایی و دختر دیگر دخترهای فامیل نمی
من محمد، با همه معلولیت ها به زندگی ادامه می دهم
کوچکتر خود در خانه ای کوچک که ماهی 400 تومان هزینه بابت اجاره آن می پردازیم زندگی می کنم. محمد در ادامه صحبت هایش بیان کرد: مادرم خانه دار و پدرم راننده تراکتور است و آرزو دارم در خانه ای که متعلق به خودمان باشد زندگی کنیم و شرایط شغلی مناسب تری برای پدرم فراهم شود. دست فروشی؛ تنها شغلی که می توانم داشته باشم محمد افزود: شرایط من با بقیه دست فروش ها فرق می کند و اگر
سیاست خارجی مدنظرامام در دولت یازدهم پیاده شد
؟ اولین مرحله انتخابات مجلس خبرگان را من برگزار کردم - بله، خودشان از من خواسته بودند که به وزارت کشور بیایم. مسائلی در کشور وجود داشت، این طرف و آن طرف نارضایتی بود باید می رفتیم با مردم صحبت می کردیم و متقاعدشان می کردیم که همکاری کنند. اسفند سال 57 می خواستیم کار همه پرسی را شروع کنیم که کار خیلی مهمی بود. نظام می خواست تکلیفش را روشن کند. در آن زمان چون وزارت کشوری در کار نبود
دخترکی که از دل رنج، لذت هدیه داد + عکس
دوچرخه سواری اش، به مدرسه رفتنش و زندگی کردنش را ببینیم؛ اما احتمالاً همه زندگی اش چند هفته یا چند ماه باشد، نه چندین سال. قلب ما شکسته اما همچنان جلو می رویم و می خواهیم لذت را از دل رنج بیرون بکشیم. پدر و مادر ابیگل به کمک عکاسی به نام ماری ، لذت خود را از داشتن ابیگل جاودانه کرده اند. اخبار اجتماعی - ایسنا
تلاش اوباما برای پاک کردن آثار خون کودک بی گناه سوری از دستانش + تصاویر
اوبا ما برای کودک بخشنده تبریزی است که نوشته اگر روزی شما را ملاقات کردم امیدوارم از آن زردآلو ها برای من هم کنار گذاشته باشی شاید اوبا ما به بهانه این کامنت می خواست ببیند فرش قرمز خیالی اش آیا به خون کودکان بی گناه آلوده شده و پاچه شلوارش را خواهد گرفت یا نه ؟؟ باز هم مضحک است کسی که جز آوارگی و درد و رنج و یتیمی و مرگ سوغاتی دیگر برای کودکان دنیا به ارمغان نیاورده انتظار
دنیای گمشده در انزلی
ها هم دلش می خواست ماشین شارژی سوار شود که به سمت دهکده انزلی می رفتیم. مادر دنیا می گوید: خانم به نظرت دختر کوچولوی من به چه درد دزدان می خورد؟ من با یه بشقاب غذا باید هزار بار قربان صدقه اش بروم تا با تشویق یک قاشق غذا بخورد خیلی ضعیف بود استفاده از فعل ماضی های های گریه اش را بلند می کند و می گوید یعنی ممکن است برگردد؟ شما تا حالا خبری داشته اید که دزد ها، بچه ها را برگردانند؟
شعری به مناسبت شهادت ریهام دوابشه
- نقش باران می کِشَم بر چشم روز بسته تاول دل مرا از سوزِ درد - ز آنچه آتش با پَرِ پروانه کرد آشیانم را شرر افروختند - کودکم را پیش چشمم سوختند بغضِ سردم بسته گریه راه را - می زنم آتش به سینه آه را لشکر شب بر وجودم تاخته - خان و مانم را شرر افراخته اندر آتش کودکم را سوخته - کرده غارت هرچه ام اندوخته چون شقایق سینه ام پُر داغ عشق - مادرم من، باغبانِ باغِ عشق
محمد رسول الله(ص)؛ شاهکار کوچک در برابر شاهکار بزرگ آفرینش
گریه اش گرفت. به نظرم این اثر می تواند اسلام واقعی را به جهانیان معرفی کند . در همه لحظات فیلم گریه کردم فاطمه کرمی مادر 44 ساله ای که به همراه فرزندش به دیدن این فیلم رفته است، گفت: بی نظیر بود، افتخار کردم که یک مسلمانم و در همه لحظات فیلم گریه کردم. با توجه به این که این فیلم به خردسالی پیامبر(ص) می پردازد نظر مهرداد منتظری، پسربچه ای که فقط 8 سال دارد را
پدر و مادر رهبر معظم انقلاب را بهتر بشناسید +عکس
/> آیت الله حاج سید جواد خامنه ای در جمادی الآخر 1313 در نجف اشرف به دنیا آمد. دو سه ساله بود که در بازگشت خانواده به آذربایجان به تبریز آمد. دوران نوجوانی را در جریان رخداد های نهضت مشروطه گذراند. جنگ های محله امیر خیز، شهادت ثقه الاسلام و جنازه به دار کشیده او در روز عاشورا، سخنرانی های پرشور و بلند شوهر خواهر خود، شیخ محمد خیابانی را که گاه تا 4 ساعت ادامه می یافت از نزدیک دید. وی
درد؛ همدم دخترک
نمی کنند. واقعا نمی دانم چه باید انجام دهم و فقط از خدا می خواهم که دخترم را نجات دهد . آمپول های کمیاب و نادر، درد دیگری است بر دردهای خانواده فاطمه سادات؛ آمپول هایی که باید به او تزریق شود در بازار یافت نمی شود و هر بار که این شوک به دخترک دست می دهد 2تا 4آمپول باید به او تزریق شود. هر آمپول حدود 60هزار تومان است و هزینه هر بار اسکوتراپی 500هزار تومان و این سیکل درمانی را فاطمه
روایتی از زندگی پدر سلول های بنیادی
را ندادند. در انتها روزی یکی از همکارانم در آزمایشگاه به من گفت باید به فردی به نام جودا فولکمن نامه بنویسم. این نامه نگاری ساده آغاز دوستی و همکاری طولانی مدت لنگر با پروفسور فولکمن بود. همین شد که وی از سال 74 تا سال 77 میلادی دوره فوق دکتری اش را در مورد تحقیقات سرطان همراه با فولکمن در بیمارستان تحقیقاتی بوستون و همچنین در دانشکده پزشکی هاروارد گذارند. لنگر از فولکمن به عنوان الگو و
استادی از جنس لبخند و مهربانی
بر ریاست بیمارستان سینا، ریاست مرکز تحقیقات ارولوژی را نیز به عهده دارد. دکتر پورمند با همان لبخندهای همیشگی وحوصله پذیرایمان شد. از زمان کودکی اینقدر آرام و صبور بودید ؟ من در یکی از جنوبی ترین مناطق شهر اهواز به دنیا آمدم، فرزند سوم یک خانواده 14 نفره (شش دختر و شش پسر) بودم، پدرم در شرکت راه آهن جنوب کار می کرد و مادرم برای 12 تا بچه مادری کردن یکی از سخت ترین کارهای دنیا