سایر منابع:
سایر خبرها
عاشق اسلام از اندلس تا قم
خیلی از اصول را رعایت می کرد. نکته ای خدمتتان عرض کنم که جالب است. من از بچگی تا به حال نه مشروب خوردم و نه گوشت خوک. البته نه به خاطر مذهب بلکه پدر و مادرم به خاطر مسائل بهداشتی بر ما ممنوع کرده بودند. در اروپا خانواده به معنای خانواده ایرانی مفهوم ندارد. پدر من چند سال قبل فوت کردند و مادرم هم پیر هستند و دچار بیماری آلزایمر. در نتیجه به او در این مورد چیزی نگفتم. خواهرانم از کاتولیک
فیلم های تلویزیون در آخر هفته
بندیکت کامبریچ آمده است: این قسمت در سالن عروسی اتفاق می افتد. که در طی آن مرد جوانی قصد دارد افسر بازنشسته ای که فرمانده سابق جان واتسون بوده را در مراسم عروسی واتسون به قتل برساند. شرلوک که نقش ساقدوش واتسون را به عهده دارد در حین ایراد نطق ساقدوش که گذشته را روایت می کند متوجه سوء قصد در عروسی می شود و ... ************************************* شبکه چهار سیما فیلم
طالقانی؛ طلایه دار مقاومت و آزادی
ایم گفتم بهتر است این بار حرفی نزنیم. حرف هایمان را می نویسیم و به دستشان می دهیم. چون می دانستم که دوربین مداربسته در سلول هست. رفتم زیر تخت و مطالب را نوشتم. کاغذ را تا کردم و در دستم نگه داشتم. وقتی حقوق بشری ها آمدند هر سؤالی پرسیدند، نگاهشان کردم و سکوت کردم. بعد که می خواستند بروند کاغذ را به آنها دادم. بعد از چندماه باز ما را به دادگاه بردند و زمان حبس مان را کاهش دادند. این برخورد پدر، از
(18+) واقعیتی در همین حوالی
مطمئنی کار کنی خیالت راحته. بعد شروع می کند به یادآوری خاطراتش؛ از سفر شیراز که برگشتم، به فریبا معرفی شدم. اونم واسطه بود. از فریبا که حرف می زند لبخندش کشدارتر می شود. فریبا کسی بوده که معصومه را مجاب کرده تحصیلاتش را که در پایه دوم دبیرستان رها کرده بود، ادامه دهد. معصومه حالا دیپلم حسابداری دارد. از فریبا به خوبی یاد می کند. کسی که اجازه نمی داد با امثال معصومه بدرفتاری
پایان سناریوی ربودن کارگردان سینما با آشتی
مرد فیلمنامه نویسی که متهم است کارگردان سینما را به خاطر اختلاف حساب ربوده و در یکی از کمپ های ترک اعتیاد پنهان کرده بود، در دادسرا حاضر شد. به گزارش جوان، اوایل شهریورماه امسال بود که یکی از کارگردان های جوان سینما و تلویزیون وارد دادسرای امور جنایی تهران شد و از همکار نویسنده اش به اتهام آدم ربایی شکایت کرد. او در طرح شکایت خود گفت: 27 روز قبل دوست فیلمنامه نویسش با همدستی دو مرد
گفت وگو با مردی که از زنان جوان زورگیری می کرد
، خانواده ها تصمیم اشتباه نمی گیرند. چرا برای سرقت سراغ دختران می رفتی و چرا از پسران جوان زورگیری نمی کردی؟ چون با دختران خوب نبودم همان طور که گفتم این کار را با دختر موردعلاقه ام شروع کردم و بعد وقتی که توهم می زدم این کار را می کردم. تو با یک دختر مشکل داشتی چرا با دختران دیگر این کار را می کردی؟ همه آنهایی که من از آنها زورگیری کردم سوار ماشین که می
اعتراف به قتل پس از 10 سال
به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه ایران، این مرد که همدست فراری اش را قاتل اصلی معرفی می کرد وقتی با اتهام معاونت در قتل خواست از خود دفاع کند، رازگشایی کرد . اواخر شهریورماه سال 83 مرد آشفته ای به دادسرای امور جنایی پایتخت رفت و ادعا کرد پسرش گم شده است . این پدر نگران گفت : پسرم با پیکانش در یک آژانس کار می کرد . حالا چند روزی است که به خانه بازنگشته و گم شده است . چند بار به موبایلش زنگ
زن خیانتکار شوهرش را کشت تا به مرد مشهدی برسد
در محل مشاهده کردند آثار بریدگی روی گردن مقتول وجود دارد و خودرویی نزدیک جسد رها شده است. این زن در بازجویی اولیه منکر هرگونه اطلاعی از مرگ شوهرش بود و ادعا می کرد در تماس پلیس متوجه قتل شده است. این زن در بازجویی اظهارات ضد و نقیضی را عنوان کرد تا این که بعد از مدتی سکوتش را شکست و اعتراف کرد با همدستی مردی که ساکن مشهد است این جنایت را رقم زده است. زن جوان در
پیرزن تنها را چه کسی کشت؟
شرق: زنی که متهم است همسایه خود را به قتل رسانده زمانی که پای میز محاکمه رفت این اتهام را رد کرد. کارآگاهان جنایی استان فارس، چندی قبل از قتل زنی مسن مطلع شدند و به خانه او رفتند. آنها بعد از مشاهده جسد کوکب تحقیقات خود را پیرامون این جنایت آغاز کردند و با توجه به شواهد موجود به این نتیجه رسیدند که قتل توسط فردی انجام شده که مقتول را از پیش می شناخت و به همین دلیل به راحتی وارد خانه او شده و دست
سی ونهمین جشنواره فیلم مونترال با معرفی برگزیدگانش به کار خود پایان داد/ گزارش و تحلیلی از جشنواره امسال ...
مسابقه حضور داشت. اولین نمایش جهانی فیلم محمد مجید مجیدی که پیش تر با فیلم های بچه های آسمان ، رنگ خدا و باران جایزه بهترین فیلم این جشنواره را کسب کرده بود، این بار هم زمان با نمایش فیلم محمد رسول الله در ایران برای شروع نمایش جهانی فیلم خود (که سال های نخستین زندگی پیامبر اسلام می پردازد) با همکاران خود به مونترال آمده بود. چند ساعتی قبل از نمایش فیلم و افتتاح
روزهای فرهاد میرزا معتمدالدوله در مدینه منوره چگونه گذشت؟
رسیدن به مدینه آنجا (مسجد شجره) نماز خوانده خواستم تا مدینۀ منوّره پیاده بروم، شیخ سلیمان راضی نشد که راه دور است به تاریکی شب می افتیم، احتیاط دارد. جمل خود را آورد و به اصرار مرا سوار کرد و خود پیاده جلو افتاد...قدرری راه که رفتم آثار قلعۀ قدیم و دیوار عظیم بود که گفتند قبل ازمدینه آن جا قلعه بوده است که یهودی ها ساخته بودند. آن چه ازکتاب خلاصة الوفاء بر من معلوم شده قصورالعتیق، همین مکان است که حصون العقیق نیز می گویند. به قدر نیم فرسخ یا زیادتر
تجاوز به یک دختر 8 ساله در دستشویی مدرسه
سرویس بهداشتی بردم. دختر هشت ساله شروع به داد و فریاد کرد که شالش را دور گردنش انداخته و او را خفه کردم. بعد از تجاوز و قتل، گوشواره های او را سرقت و زیر فرش خانه مخفی کردم. پس از اعتراف مرد 21 ساله، ماموران راهی خانه او شده و طلای معصومه را کشف کردند. قربانی هستم پس از کشف راز جنایت، جسد به پزشکی قانونی و متهم به پلیس آگاهی منتقل شد. متهم به قتل در بازجویی خاطر
اعترافات مردی که همسر و دخترش را کشت
که ادعاهای او درباره حضور نداشتن اش شب قبل از حادثه در خانه، دروغ است. بدین ترتیب ولی مرد 35 ساله به عنوان مظنون حادثه بازداشت و تحت بازجویی قرار گرفت؛ اما او هر گونه اطلاعی از ماجرای قتل دخترش و حمله به همسرش را منکر شد و ادعا کرد خانواده اش را خیلی دوست دارد. این در حالی بود که پلیس مدارک و مستندات غیر قابل انکاری را به دست آورده بود که حضور او را در شب قبل از حادثه در خانه اش ثابت می
زن خیانتکار شوهرش را کشت تا به مرد مشهدی برسد/ نقشه پیچیده برای گمراه کردن پلیس
داد و کارآگاهان جنایی با حضور در محل مشاهده کردند آثار بریدگی روی گردن مقتول وجود دارد و خودرویی نزدیک جسد رها شده است. این زن در بازجویی اولیه منکر هرگونه اطلاعی از مرگ شوهرش بود و ادعا می کرد در تماس پلیس متوجه قتل شده است. این زن در بازجویی اظهارات ضد و نقیضی را عنوان کرد تا این که بعد از مدتی سکوتش را شکست و اعتراف کرد با همدستی مردی که ساکن مشهد است این جنایت را رقم زده
مادر اگنس از ماجرای آن 6500 نفر می گوید
محسن اسلام زاده- هادی ذالکی مادر اگنس مریم صلیبی رئیس صومعه یعقوب است. پدرش فلسطینی و مادر وی لبنانی است. خودش هم زاده لبنان است. به قول خودش: وارد گروه راهبه های کِرمِل شدم. یک گروه راهبه تشکیل دادیم که نامش گروه وحدت انطاکیه است. این گروه به پرستش خداوند متعال می پردازد و از زائران استقبال می کند و به امور معنوی و مذهبی آنان رسیدگی می کند. مادر اگنس و تیم همراهش را می توان گروهی موفق در موضوع حقوق بشر سوریه دانست که با خطرکردن و به خطر انداختن جان خودشان سعی در کشف حقیقت دارند. همچنین برملاشدن دروغ استفاده سوریه از سلاح ...
تغذیه فکری جامعه توسط سپاه به روایت صفار هرندی
صفارهرندی، باعث شد گفت و گوی با وی یک سیر تاریخی از پیش از انقلاب تا وقایع سیاسی امروز جامعه را در برگیرد. گفته ها و ناگفته های محمدحسین صفارهرندی را در ادامه می خوانید: اعضای هیئت های موتلفه اسلامی در دادگاه رژیم پهلوی - شهید رضا صفارهرندی؛ ردیف جلو، نفر دوم از چپ آقای صفارهرندی اختلاف سنی شما با شهید صفارهرندی چند سال بود؟ عمویم از من 12 سال بزرگتر بود
محمد رضا گلزار: همه دوست دارند اصغر فرهادی شوند
من با آن گروه، موسیقی را شروع کردم. یک گروه دیگری به نام ریزار که مخفف رضا گلزار و شامل من، مازیار فلاحی، بابک جهانبخش، امیر و سهراب و روز به نعمت اللهی است نیز دارم، این گروه در قالب ریزار کنسرتی اجرا کردند و خواندند که من در این اجرا جاز زدم. در یک مقطع زمانی نیز با گروه دارکوب و به اهتمام همایون نصیری که همه کاره گروه بودند همکاری کردم، اما از آن جدا شدم. در حال حاضر نیز آهنگ هایی را در قالب آلبوم در دست ساخت دارم.
اعتراف زن خیانتکار به قتل شوهر
زن خیانتکار که با همدستی مرد مورد علاقه اش، شوهر خود را به قتل رسانده بود، لب به اعتراف گشود. به گزارش جام جم، اواسط مرداد امسال ماموران از کشف جسد مردی در حاشیه شهر فاضل آباد باخبر شدند. آنها پس از حضور در محل مشاهده کردند مرد ناشناس بر اثر اصابت ضربات جسم سخت به سرش به قتل رسیده است. در ادامه ماموران هویت مقتول را شناسایی کردند و خانواده وی برای تحقیقات به پلیس آگاهی منتقل
اعترافات عضو جداشده پ ک ک +عکس
براساس مرام مارکسیستی شرکت کنم آنها حتی می خواستند مرا مجبور کنند که قبل از رفتن به مناطق درگیری و جنگیدن، چند ماه در کلاس های آموزشی و ایدئولوژیکی که براساس مرام این گروه که مارکسیستی است، شرکت کنم اما من که قصد فراگیری افکار و عقاید آنها را نداشتم و از اول هم نیتم جنگیدن با داعش بود، بالاخره با اصرار در نهایت آنها مرا با یک گروه پنج نفره و مخفیانه و از راه کوهستان به سوریه منتقل کردند
جیرانی: سریالم درباره ترور دانشمندان نبود
کسانی هستند که به کشف این خرابکاری می پردازند. در مورد کاراکتر مهندس برازنده در سریال، به غیر از بُعد خانوادگی آن مواردی به مخاطب منتقل نشد؟ ما نشان دادیم که مهندس برازنده، جوانی است با دانش بسیار و در مورد فعالیت او هم چند سکانس داشتیم. ما از طریق جلوه های ویژه کامپیوتری توضیحات کافی در مورد خرابکاری صنعتی دادیم و حتی خیلی ها می گفتند که این میزان اطلاعات برای تماشاگر اضافی
آشنایی با زندگانی امام علی (ع)
عموی خود در صدد بود که بنحوی ازانحاء و بنا به وظیفه حق شناسی کمک و مساعدتی به عموی مهربان خود نموده باشد. اتفاقا در آنموقع که علی علیه السلام وارد ششمین سال زندگانی خود شده بود قحطی عظیمی در مکه پدیدار شد و چون ابوطالب مرد عیالمند بوده و اداره هزینه یک خانواده پر جمعیت در سال قحطی خالی از اشکال نبود لذا پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم؛ علی علیه السلام را که دوران شیرخوارگی و کودکی را
بخشش اعدامی، پای چوبه دار
در همان مزرعه متروکه دفن کردم. نمی دانم چه شد این تصمیم هولناک را گرفتم. در ادامه کارآگاهان جنایی متهم را به محل دفن جسد پسر شش ساله منتقل کردند و به این ترتیب جسد کشف و به پزشکی قانونی منتقل شد. پسر جوان به قتل پسر هفت ساله ای هم اعتراف کرد. متهم به قتل پس از بازسازی صحنه جنایت روانه زندان شد. مدتی بعد در دادگاه محاکمه و به دو بار قصاص در ملأعام محکوم شد که حکم صادره پس از تائید توسط
لب هایی که می بینند
بودم. من کاری کردم که تا به حال هیچ کسی آن را انجام نداده است و این تنها به لطف معلم ام بود. البته عوامل دیگر چون خانواده و سن کم من نیز در این موفقیت همراهم بود ولی اگر چنین معلمی نداشتم در این راه قرار نمی گرفتم. دوران دانشجویی و زندگی در خوابگاه سخت نبود؟ هر چیزی سخت است اما من می توانستم چون می خواستم. خواستم و در دانشگاه تهران با رتبه 247قبول شدم. تا قبل از اینکه دانشگاه
علی زندوکیلی اهل خاطره بازی است
داد: چطور می توانی با این میزان از وابستگی دوری از خانواده را تحمل کنی؟پدرم حق داشت من به شدت به خانواده وابسته بودم. قبل از مطرح کردن این موضوع وقتی در چهل کیلومتری شهر شیراز به اردو رفتم بعد از چند لحظه به قدری دلتنگ شدم که معلم هایم مجبور شدند من را به شیراز برگردانند. در جواب پدرم گفتم:همه این موضوعات را می دانم، اما این مشکلات را به خاطر موسیقی تحمل می کنم.او هم گفت: یک سال به شکل آزمایشی به
ترک اعتیاد اجباری جنایت آفرید
وقتی در باز شد و 3مرد را دیدم تمام وجودم لرزید. وقتی متوجه شدم که آنها می خواهند مرا به زور به کمپ ببرند، تهدیدشان کردم که جلو نیایند. یکی از آنها اما به سمت من نزدیک شد. در آن لحظه تنها می خواستم از خانه فرار کنم. برای همین با چاقو ضربه ای به 2 نفر از آنها زدم و فرار کردم. بعد چه شد؟ بعد از آن وارد آسانسور شدم. یک دفعه دیدم چاقویی خون آلود در دستم است و آن را انداختم و فرار
برای شمس که جلال خورشیدش بود
.... امام، برایشان سفارش چای دادند، بعد که دو نفری برگشتیم تهران، در طول راه همه ذکر و فکرمان امام خمینی بود، جلال گفت : باید این سیّد را کمک کرد، خیلی مرد بزرگی است! شاخ دربار را این سیّد خواهد شکاند . دو دیدارم با امام در زمستان 1340، آخرین دیدارهای خصوصی من بود که همراه جلال به زیارت آن پیر پدر رسیده بودم. و او را شبیه به پدر از دست رفتة خویش دیده بودم که با مرگِ خویش در دی
کافکا در کرانه: جهانی از استعاره
خوانده ام و هر بار نم نمک اما به طور قطع همه چیز برایم روشن تر شد . بر همین اساس بعد از چند روزی کلنجار رفتن با خودم برای خواندن رُمان 600 صفحه ای، گفتم تسلیم نمی شوم و به امتحانش می ارزد. طبق گفته نویسنده فصول ابتدایی را چند بار خواندم و آهسته با داستان پیش رفتم. تا به صفحۀ 55 رسیدم و از زبان کافکا تامورا خواندم: من آزادم. مثل ابرهایی که در آسمان جولان می دهند، خودم هستم و خودم، یکسره
روایت صفار هرندی از خلق عبارت "اصولگرا" توسط کیهان
، باعث شد گفت و گوی با وی یک سیر تاریخی از پیش از انقلاب تا وقایع سیاسی امروز جامعه را در برگیرد. گفته ها و ناگفته های محمدحسین صفارهرندی را در ادامه می خوانید: آقای صفارهرندی اختلاف سنی شما با شهید صفارهرندی چند سال بود؟ عمویم از من 12 سال بزرگتر بود. او متولد سال 1320 بود و رقم هایی که در برخی سایت ها درباره ی تاریخ تولد ایشان آمده اشتباه است. آن وقتی که به شهادت
"خانم زیبایی دستم را گرفت؛ رها کردم و گفتم: نه"
پای تلویزیون نشسته بودند. بخش هایی از برنامه ماه عسل را در ویدئوی زیر ببینید: در تمام مدت گفت وگو، همسر محمد کنار او نشسته بود. وقتی داستانمان به برزیل و کارناوال رسید، نگاهی به همسرش کرد و گفت: چیزی می خواهم بگویم که شما هم نشنیده ای ؛ و ادامه داد: در همان ایام خانم بسیار زیبایی دست من را گرفت، اما من دستم را از او کشیدم و گفتم: نه متن کامل گفت وگو با محمد عرب را بخوانید
فرماندهی که جنگ را برای صلح می خواست
پدرش را می بوسید، بی دلیل می خندید. این لبخند دل هیجانزده فرمانده جنگ را که در زندگی شخصی اش مهربان ترین بابای دنیا بود، ذوب می کرد... اغلب از احمد شاه مسعود به خاطر مبارزاتش با ارتش شوروی یاد می کنند. اما مبارزه او با خروج ارتش سرخ و سقوط کابل به دست مجاهدین، به پایان نرسید. او چه در ایامی که در قالب وزیر دفاع دولت صبغت الله مجددی فعالیت می کرد و چه بعد از سقوط دولت مجاهدین و روی کار آمدن طالبان