سایر منابع:
سایر خبرها
مردی سر سفره شام زنش را کشت
یکی از آنها با چوب ضربه محکمی به سرم زده و باعث بیهوشی ام شد. وقتی به هوش آمدم متوجه شدم همسرم را کشته اند و مقداری از لوازم باارزش خانه ام را به سرقت برده اند. با توجه به این اظهارات مأموران تجسس در این باره را آغاز کردند. جسد زن روستایی نیز برای تعیین علت و زمان دقیق مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد. در حالی که کمتر از چند روز از این ماجرا می گذشت پزشکان قانونی با بررسی های دقیق و تخصصی خود
پیرزن تنها را چه کسی کشت؟
صدور حکم قانونی شد. همچنین اولیای دم مقتول اعلام کردند خواسته شان قصاص متهم است. در ادامه نوبت به نفیسه رسید تا از خودش دفاع کند. او باز هم اتهام قتل را رد کرد و گفت: من با کوکب اختلاف داشتم و دلیل آن پولی بود که از او قرض گرفته و در بازپرداخت آن ناتوان بودم، اما اختلافات ما به هیچ وجه به حدی نبود که بخواهم به خاطر آن دست به جنایت بزنم و پیرزن را به قتل برسانم. من قبل از این قتل چند بار که کوکب برای
فیلم های آخر هفته تلویزیون
سیا متوجه اشتباه خود می شوند ولی این اشتباه موجب کشته شدن یکی از دوستان چنگیز می شود. فیلم سینمایی مهمان مامان به کارگردانی داریوش مهرجویی، جمعه 20 شهریور ماه ساعت 16 از شبکه یک سیما پخش خواهد شد. در خلاصه داستان فیلم با بازی گلاب آدینه، حسن پورشیرازی، امین حیایی، پارسا پیروزفر و نسرین مقانلو آمده است: برای خانواده ای مهمان سرزده، تازه عروس و داماد، می آید چون وضع مالی خانواده خوب نیست
مادر افسرده، 2 کودک خردسالش را سر برید!
جسد پسر نوزاد و خواهرش به پزشکی قانونی و متهم به قتل و شوهرش به پلیس آگاهی منتقل شدند. همسرم قاتل است ابتدا پدر خانواده در اظهاراتش گفت: صبح که خانه را به قصد رفتن به محل کارم ترک کردم، همسرم و بچه ها کنار هم خوابیده بودند. ظهر که به خانه برگشتم کسی در را باز نکرد. در را با کلیدباز کردم و وارد خانه شدم. چند بار همسرم را صدا زدم اما پاسخی نداد. دلهره عجیبی داشتم. به سمت اتاقی
اعتراف زن خیانتکار به قتل شوهر
زن خیانتکار که با همدستی مرد مورد علاقه اش، شوهر خود را به قتل رسانده بود، لب به اعتراف گشود. به گزارش فرهیختگان آنلاین(FDN.IR)، ماموران از کشف جسد مردی در حاشیه شهر فاضل آباد باخبر شدند. آنها پس از حضور در محل مشاهده کردند مرد ناشناس بر اثر اصابت ضربات جسم سخت به سرش به قتل رسیده است. در ادامه ماموران هویت مقتول را شناسایی کردند و خانواده وی برای تحقیقات به پلیس آگاهی منتقل
حرفهای تکان دهنده یک دختر خیابانی +عکس
هست، ادامه می دهد: در مورد افرادی مانند معصومه یا فریبا بیشتر از هر چیز احتمال می رود که این افراد در بازه ای از زندگی، ضربه روحی شدیدی را متحمل شده اند و از آن پس، رفتاری تلافی جویانه را پیشه کرده اند. وی درباره راهکارهای نجات چنین افرادی توضیح می دهد: از جایی به بعد، هدف، وسیله را برای این افراد توجیه می کند و به جایی می رسند که حتی با وجود باورهای درونی هم، هنوز دست از این کار نمی کشند
تجاوز به دختر 8 ساله در دستشویی مدرسه یک روستا
وارد مدرسه شده و در آنجا حادثه ای برایش رخ داده است، به همین دلیل آنجا را هم گشتیم. بسته شدن در سرویس بهداشتی با طناب، باعث شک من شد و پس از باز کردن آن با جسد معصومه رو به رو شدم. من هیچ انگیزه ای برای قتل نداشتم و از قتل دخترک ناراحت هستم. ماموران جنایی که به اظهارات کریم مشکوک شده بودند، به بازجویی از او ادامه دادند تا این که مرد جوان به آزار و اذیت و قتل دختر جوان اعتراف کرد. کریم درباره
زندگی و زمانه لئو تولستوی
در دانشگاه قازان ثبت نام کرد. در همین دوران به مطالعه ی ژان ژاک روسو پرداخت نویسنده ای که آموزه هایش بعدها الهام بخش او شد. در سال 1847 تولستوی دانشگاه قازان را، بی آن که مدرکی به دست آورده باشد، به علت وضعیت نامناسب جسمانی و مشکلات خانوادگی ترک کرد. اولین گام جدی او در داستان نویسی در سال 1851 برداشته شد. او در آن سال کودکی را نوشت. سپس ادامه ی کودکی نوجوانی و جوانی را
عاشق اسلام از اندلس تا قم
المللی دریافت کردم که این مدرک از معتبرترین مدارک در زمینه هوش مصنوعی است. بعد از آن به اسپانیا برگشتم و وارد بخش خاورمیانه کمپانی IBM شدم. در همان زمان به یک نرم افزار درباره رفتارهای انسانی دست یافتم. بعد از آن پروژه های مختلفی را درباره عامل انسانی کار کردم. چون به انسان ها و رفتارهایشان علاقه داشتم. به سراغ رشته پزشکی رفتم و در کنار کارم به مدت 6 سال این رشته را خواندم و به پایان رساندم.
طالقانی؛ طلایه دار مقاومت و آزادی
های متفکران و مکاتب را مطالعه می کردند. درباره ایدئولوژی ها و جهان بینی ها بسیار مطالعه می کردند. در یکی از تفاسیر اعلامیه بالفور را آورده اند. یعنی ان را مطالعه کرده و به آن اشراف داشتند. شما روز آخر حیات ایشان تهران بودید؟ من دو روز قبل از فوت ایشان برای سخنرانی عازم تبریز شدم و قرار بود از آنجا به ارومیه بروم. در آن مقطع تقریبا کل ایران را رفته و به بیان دیدگاه های خود می
برادر قاتل هشت سال خود را قاتل معرفی کرده بود
پسری جوان به نام علی در یک درگیری دسته جمعی توسط پسری دیگر مورد اصابت چاقو قرار گرفته و به دلیل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داده است. همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی پرونده ای با موضوع قتل عمد تشکیل و برای رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. کارآگاهان در نخستین گام اقدام به شناسایی عاملان درگیری کرده و موفق به بازداشت چند پسر جوان شدند که به گفته شاهدان
پایان سناریوی ربودن کارگردان سینما با آشتی
مرد فیلمنامه نویسی که متهم است کارگردان سینما را به خاطر اختلاف حساب ربوده و در یکی از کمپ های ترک اعتیاد پنهان کرده بود، در دادسرا حاضر شد. به گزارش جوان، اوایل شهریورماه امسال بود که یکی از کارگردان های جوان سینما و تلویزیون وارد دادسرای امور جنایی تهران شد و از همکار نویسنده اش به اتهام آدم ربایی شکایت کرد. او در طرح شکایت خود گفت: 27 روز قبل دوست فیلمنامه نویسش با همدستی دو مرد
گفت وگو با مردی که از زنان جوان زورگیری می کرد
، خانواده ها تصمیم اشتباه نمی گیرند. چرا برای سرقت سراغ دختران می رفتی و چرا از پسران جوان زورگیری نمی کردی؟ چون با دختران خوب نبودم همان طور که گفتم این کار را با دختر موردعلاقه ام شروع کردم و بعد وقتی که توهم می زدم این کار را می کردم. تو با یک دختر مشکل داشتی چرا با دختران دیگر این کار را می کردی؟ همه آنهایی که من از آنها زورگیری کردم سوار ماشین که می
اعتراف به قتل پس از 10 سال
به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه ایران، این مرد که همدست فراری اش را قاتل اصلی معرفی می کرد وقتی با اتهام معاونت در قتل خواست از خود دفاع کند، رازگشایی کرد . اواخر شهریورماه سال 83 مرد آشفته ای به دادسرای امور جنایی پایتخت رفت و ادعا کرد پسرش گم شده است . این پدر نگران گفت : پسرم با پیکانش در یک آژانس کار می کرد . حالا چند روزی است که به خانه بازنگشته و گم شده است . چند بار به موبایلش زنگ
زن خیانتکار شوهرش را کشت تا به مرد مشهدی برسد
باشگاه خبرنگاران نوشت: زن جوان که با همدستی دوست اینترنتی اش همسرش را به قتل رسانده بود در جریان تحقیقات پلیس دستگیر شد و زن خیانتکار مدعی شده بود همسرش قربانی ارتباط اینترنتی با زنان شده است. روزهای پایانی مرداد امسال مرد چوپانی در جاده خمین الیگودرز با جسد مردی کنار جاده خاکی روبه رو شد و او در تماس با مرکز فوریت های پلیسی 110 موضوع را گزارش داد و کارآگاهان جنایی با حضور
سی ونهمین جشنواره فیلم مونترال با معرفی برگزیدگانش به کار خود پایان داد/ گزارش و تحلیلی از جشنواره امسال ...
مسابقه حضور داشت. اولین نمایش جهانی فیلم محمد مجید مجیدی که پیش تر با فیلم های بچه های آسمان ، رنگ خدا و باران جایزه بهترین فیلم این جشنواره را کسب کرده بود، این بار هم زمان با نمایش فیلم محمد رسول الله در ایران برای شروع نمایش جهانی فیلم خود (که سال های نخستین زندگی پیامبر اسلام می پردازد) با همکاران خود به مونترال آمده بود. چند ساعتی قبل از نمایش فیلم و افتتاح
روزهای فرهاد میرزا معتمدالدوله در مدینه منوره چگونه گذشت؟
رسیدن به مدینه آنجا (مسجد شجره) نماز خوانده خواستم تا مدینۀ منوّره پیاده بروم، شیخ سلیمان راضی نشد که راه دور است به تاریکی شب می افتیم، احتیاط دارد. جمل خود را آورد و به اصرار مرا سوار کرد و خود پیاده جلو افتاد...قدرری راه که رفتم آثار قلعۀ قدیم و دیوار عظیم بود که گفتند قبل ازمدینه آن جا قلعه بوده است که یهودی ها ساخته بودند. آن چه ازکتاب خلاصة الوفاء بر من معلوم شده قصورالعتیق، همین مکان است که حصون العقیق نیز می گویند. به قدر نیم فرسخ یا زیادتر
اعترافات مردی که همسر و دخترش را کشت
که ادعاهای او درباره حضور نداشتن اش شب قبل از حادثه در خانه، دروغ است. بدین ترتیب ولی مرد 35 ساله به عنوان مظنون حادثه بازداشت و تحت بازجویی قرار گرفت؛ اما او هر گونه اطلاعی از ماجرای قتل دخترش و حمله به همسرش را منکر شد و ادعا کرد خانواده اش را خیلی دوست دارد. این در حالی بود که پلیس مدارک و مستندات غیر قابل انکاری را به دست آورده بود که حضور او را در شب قبل از حادثه در خانه اش ثابت می
زن خیانتکار شوهرش را کشت تا به مرد مشهدی برسد/ نقشه پیچیده برای گمراه کردن پلیس
به گزارش خبرنگار حوزه حوادث گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان ، زن جوان که با همدستی دوست اینترنتی اش همسرش را به قتل رسانده بود در جریان تحقیقات پلیس دستگیر شد و زن خیانتکار مدعی شده بود همسرش قربانی ارتباط اینترنتی با زنان شده است. روزهای پایانی مرداد امسال مرد چوپانی در جاده خمین الیگودرز با جسد مردی کنار جاده خاکی روبه رو شد و او در تماس با مرکز فوریت های پلیسی 110 موضوع را گزارش
مادر اگنس از ماجرای آن 6500 نفر می گوید
محسن اسلام زاده- هادی ذالکی مادر اگنس مریم صلیبی رئیس صومعه یعقوب است. پدرش فلسطینی و مادر وی لبنانی است. خودش هم زاده لبنان است. به قول خودش: وارد گروه راهبه های کِرمِل شدم. یک گروه راهبه تشکیل دادیم که نامش گروه وحدت انطاکیه است. این گروه به پرستش خداوند متعال می پردازد و از زائران استقبال می کند و به امور معنوی و مذهبی آنان رسیدگی می کند. مادر اگنس و تیم همراهش را می توان گروهی موفق در موضوع حقوق بشر سوریه دانست که با خطرکردن و به خطر انداختن جان خودشان سعی در کشف حقیقت دارند. همچنین برملاشدن دروغ استفاده سوریه از سلاح ...
تغذیه فکری جامعه توسط سپاه به روایت صفار هرندی
صفارهرندی، باعث شد گفت و گوی با وی یک سیر تاریخی از پیش از انقلاب تا وقایع سیاسی امروز جامعه را در برگیرد. گفته ها و ناگفته های محمدحسین صفارهرندی را در ادامه می خوانید: اعضای هیئت های موتلفه اسلامی در دادگاه رژیم پهلوی - شهید رضا صفارهرندی؛ ردیف جلو، نفر دوم از چپ آقای صفارهرندی اختلاف سنی شما با شهید صفارهرندی چند سال بود؟ عمویم از من 12 سال بزرگتر بود
محمد رضا گلزار: همه دوست دارند اصغر فرهادی شوند
من با آن گروه، موسیقی را شروع کردم. یک گروه دیگری به نام ریزار که مخفف رضا گلزار و شامل من، مازیار فلاحی، بابک جهانبخش، امیر و سهراب و روز به نعمت اللهی است نیز دارم، این گروه در قالب ریزار کنسرتی اجرا کردند و خواندند که من در این اجرا جاز زدم. در یک مقطع زمانی نیز با گروه دارکوب و به اهتمام همایون نصیری که همه کاره گروه بودند همکاری کردم، اما از آن جدا شدم. در حال حاضر نیز آهنگ هایی را در قالب آلبوم در دست ساخت دارم.
اعترافات عضو جداشده پ ک ک +عکس
کردم که اخبار مرتبط با این جریان را رصد کنم. وضعیتی که در مناطق اشغالی از سوی گروه داعش اتفاق افتاد شور و هیجانی در من ایجاد کرد و من براساس حس نوع دوستی، میهن پرستی و دیدگاه مذهبی علاقمند بودم که اسلحه دست بگیرم و با داعشی ها بجنگم. از طرفی دیگر می دیدم که تهدیدات این گروه تکفیری متوجه شیعیان منطقه و ایران به عنوان مهد شیعه در جهان اسلام است. *از طریق فضای مجازی عضو پ ک ک شدم
جیرانی: سریالم درباره ترور دانشمندان نبود
چندان در سریال شما مورد توجه قرار نگرفت. وقتی ما خانواده را وارد مسائل جاسوسی کردیم، خیلی از مسائل برای اولین بار اتفاق افتاد که مثلا زنی متوجه جاسوسی همسرش شود و تعلیق ما در این سریال مبنی بر این موارد بود که روانبخش را به عنوان جاسوس به مخاطب معرفی کنیم که تصورش نمی شد و مواردی دیگر مانند انتخاب پسری به عنوان جایگزین مهندس برازنده که مامور اطلاعاتی متوجه می شود که آن جوان خواستگار
آشنایی با زندگانی امام علی (ع)
عموی خود در صدد بود که بنحوی ازانحاء و بنا به وظیفه حق شناسی کمک و مساعدتی به عموی مهربان خود نموده باشد. اتفاقا در آنموقع که علی علیه السلام وارد ششمین سال زندگانی خود شده بود قحطی عظیمی در مکه پدیدار شد و چون ابوطالب مرد عیالمند بوده و اداره هزینه یک خانواده پر جمعیت در سال قحطی خالی از اشکال نبود لذا پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم؛ علی علیه السلام را که دوران شیرخوارگی و کودکی را
بخشش اعدامی، پای چوبه دار
در همان مزرعه متروکه دفن کردم. نمی دانم چه شد این تصمیم هولناک را گرفتم. در ادامه کارآگاهان جنایی متهم را به محل دفن جسد پسر شش ساله منتقل کردند و به این ترتیب جسد کشف و به پزشکی قانونی منتقل شد. پسر جوان به قتل پسر هفت ساله ای هم اعتراف کرد. متهم به قتل پس از بازسازی صحنه جنایت روانه زندان شد. مدتی بعد در دادگاه محاکمه و به دو بار قصاص در ملأعام محکوم شد که حکم صادره پس از تائید توسط
لب هایی که می بینند
دیدم دستی در کار نیست. هر چه بگویم غیرقابل توصیف است مگر برای کسی که مثل من همزمان باهم دست ها و چشم هایش را از دست داده باشد. با این حال چون در سن کودکی برای من این اتفاق افتاد ضربه ای که به من وارد شد یک دفعه ای نبود. مثلا اگر من 13سال داشتم بی شک لطمه سنگین تری به من وارد می شد تا در سن 7سالگی. هر چند در سن بلوغ این مشکل بیشتر نمایان شد و انگار تازه آن زمان بود که متوجه شدم چه فاجعه
علی زندوکیلی اهل خاطره بازی است
داد: چطور می توانی با این میزان از وابستگی دوری از خانواده را تحمل کنی؟پدرم حق داشت من به شدت به خانواده وابسته بودم. قبل از مطرح کردن این موضوع وقتی در چهل کیلومتری شهر شیراز به اردو رفتم بعد از چند لحظه به قدری دلتنگ شدم که معلم هایم مجبور شدند من را به شیراز برگردانند. در جواب پدرم گفتم:همه این موضوعات را می دانم، اما این مشکلات را به خاطر موسیقی تحمل می کنم.او هم گفت: یک سال به شکل آزمایشی به
ترک اعتیاد اجباری جنایت آفرید
وقتی در باز شد و 3مرد را دیدم تمام وجودم لرزید. وقتی متوجه شدم که آنها می خواهند مرا به زور به کمپ ببرند، تهدیدشان کردم که جلو نیایند. یکی از آنها اما به سمت من نزدیک شد. در آن لحظه تنها می خواستم از خانه فرار کنم. برای همین با چاقو ضربه ای به 2 نفر از آنها زدم و فرار کردم. بعد چه شد؟ بعد از آن وارد آسانسور شدم. یک دفعه دیدم چاقویی خون آلود در دستم است و آن را انداختم و فرار
برای شمس که جلال خورشیدش بود
.... امام، برایشان سفارش چای دادند، بعد که دو نفری برگشتیم تهران، در طول راه همه ذکر و فکرمان امام خمینی بود، جلال گفت : باید این سیّد را کمک کرد، خیلی مرد بزرگی است! شاخ دربار را این سیّد خواهد شکاند . دو دیدارم با امام در زمستان 1340، آخرین دیدارهای خصوصی من بود که همراه جلال به زیارت آن پیر پدر رسیده بودم. و او را شبیه به پدر از دست رفتة خویش دیده بودم که با مرگِ خویش در دی