سایر منابع:
سایر خبرها
نگاه طالقانی به احزاب از دیدگاه مذهبی او نشأت می گرفت
آمد و شد بودند، آشکارا دیده می شد. ناگفته نماند که در آن زمان شمار قابل توجهی از ارتشیان جوان که با جبهه ملی همکاری داشتند به اتهام خیانت تیرباران شده بودند. هنگامی که در اندیشه راهنما بودم، سروصدای یک خودروی نظامی توجه مرا جلب کرد و مردم با سردادن شعارهای مرگ بر آدم کشان، سرنگون باد یاران استعمار احساساتشان را بیان م کردند. ناگهان گروه گروه هر کدام به سویی متفرق شدند. من هم به نوبه خود و به
پدر بی رحم 30 سال دخترش را قربانی اعمال پلید خود کرد
مسئولین از این مرد بی شرم و سرکوب من به بهانه ی هزیان گفتن او به جنایت خود ادامه داد . پس از شکایت و مضنون به تجاوزشدن سرپرست من ، تصمیم گرفته شد تا در یک موسسه نگهداری از بچه های بی سرپرست به زندگی خود ادامه دهم و یک روز که در حال برگشت از مدرسه به مکان زندگی ام بودم او بوسیله خودروی خود مرا دزدید و برای اینکه کسی مرا پیدا نکند در صندوق خودرو نگهداری می کرد . شبها و روزهایی که بدون هوای
48سال حبس برای متهمان نگین خودرو آفتاب
اند، به شکات پرونده اطمینان داد که دادستانی به صورت جدی با جرایم صورت گرفته از سوی مدیران این شرکت برخورد خواهد کرد. پنجم اسفند ماه سال 93 نیز دادستانی عمومی و انقلاب تهران نیز طی اطلاعیه ای اعلام کرد: با توجه به موافقت قوه قضاییه ، در پرونده مطروحه در شعبه پنجم دادسرای ناحیه 2 تهران موضوع شرکت نگین خودرو آفتاب، حساب بانکی جهت پرداخت اقساط مشتریانی که از شرکت مذکور خودرو تحویل گرفته اند
پایان سناریوی ربودن کارگردان سینما با آشتی
کار تولید فیلم با هم همکاری دارند. همچنین مشخص شد وی شاپور را به کمپ منتقل کرده است و در این مدت که وی در کمپ بوده شاپور به خانه او رفت و آمد داشته و حتی خودرو وی را با خودش از خانه شاکی به مکان دیگری منتقل کرده است. بدین ترتیب با مشخص شدن تحقیقات، بازپرس مدیر روستا شاپور را برای تحقیقات به دادسرا احضار کرد. صبح دیروز متهم در شعبه 6 بازپرسی دادسرای جنایی حاضر شد و مورد بازجویی قرار گرفت.
کرار:سرم را برای مظلومی می دهم / همسرم گفت من و بچه هایت مهم تر هستیم یا اردوی استقلال؟!
او می گویم پولی نگرفته ام باور نمی کند، چند وقت پیش او عکس مرا در یکی از روزنامه ها دیده بود، عکس من در کنار یک خانه ویلایی قرار داشت او می گفت باشگاه استقلال برایت خانه گرفته است؟! (با خنده ادامه می دهد) حالا بیا و قسم بخور هنوز پولی نگرفته ام مگر باور می کنند؟ فکر می کنند نمی خواهم پول بفرستم. دو ساعت برایش توضیح می دادم الان این مشکلات برایم به وجود آمده است، در هتل آپارتمان هستم، عکسی که از من
جوان کودک آزار با پای خودش به کلانتری رفت!
. در حالی که متهم همچنان خود را بی گناه معرفی می کرد، دیگر قربانیان پرونده نیز در دادسرا حاضر شده و با مشاهده متهم، او را شناختند و در حالی که همچنان از او وحشت داشتند، با دستانی لرزان او را به بازپرس پرونده نشان دادند و اعلام کردند او همان فردی بوده که آنها را ربوده و مورد آزار و اذیت قرار داده است. اعتراف به ربودن پسران مرد آزارگر زمانی که توسط شاکیان پرونده شناسایی
زورگیر جوان: با دختران خوب نبودم
ترک کرده بودم. چرا دوباره مصرف مواد را شروع کردی؟ نمی دانم، از روی دیوانگی و بی عقلی. هروقت با خانواده جروبحث می کردم می رفتم سراغ مواد و بعد هم توهم می زدم و می رفتم زورگیری. می خواستم با مصرف مواد خانواده ام را اذیت کنم. آیا با این کار تو خانواده ات اذیت می شدند؟ بله، اما الان ناراحت هستم. خدا من را دوست ندارد که راهم را کج رفتم. مشکلت با
پیرزن تنها را چه کسی کشت؟
کسی از وی خبر نداشت. افسران جنایی بعد از مدتی تحقیقات ویژه پی بردند آخرین بار یکی از اهالی محل به نام نفیسه هنگام ورود به خانه مقتول دیده شده است؛ به همین دلیل این زن بازداشت شد و تحت بازجویی قرار گرفت. او ابتدا دست داشتن در جنایت را انکار کرد، اما در بازجویی های تخصصی پذیرفت او پیرزن را کشته است. متهم گفت: شوهرم مدتی است در زندان به سر می برد به همین دلیل از نظر مالی در تنگنا بودم و
مرگ همسر توسط شوهر
.... وی در این باره گفت: شب سر سفره شام نشسته بودم و با هم غذا می خوردیم که سر موضوعی با هم اختلاف پیدا کردیم. جر و بحث ما بالا گرفت. خیلی عصبانی شده بودم. وقتی زنم صدایش را بالا برد برای ساکت کردنش چوب دستی ام را برداشته و به طرف او رفتم. می خواستم زنم را بترسانم به همین دلیل چوب دستی را بالا بردم اما او صدایش را بلندتر کرد. من هم ضربه ای به سر او زدم و او بی حرکت روی زمین افتاد. متهم با دستور بازپرس ویژه قتل دادسرای بابلسر با حضور در محل حادثه اقدام به تشریح صحنه قتل کرده و با صدور قرار قانونی روانه بازداشت شد. منبع: روزنامه ایران ...
دختر 8 ساله قربانی انتقام سیاه
طلای معصومه را کشف کردند. قربانی هستم پس از کشف راز جنایت،جسد به پزشکی قانونی و متهم به پلیس آگاهی منتقل شد. متهم به قتل در بازجویی خاطر نشان کرد؛ یکساله بودم که پدر و مادرم در حادثه ای جان باختند. مردی که نسبت دوری با پدر و مادرم داشت، سرپرستی ام را به عهده گرفت و مرا از زادگاهم به روستای چهل من سنگ آورد. در اینجا بزرگ شدم و اهالی به من کمک می کردند. در کودکی چند
آزار و اذیت دختر 17 ساله توسط مرد جوان
زور مرا مورد آزار و اذیت قرار داده دروغ است. وی ادامه داد: در تمام طول این سه روز خودش می خواست که در خانه ما بماند. روز حادثه به او گفتم برای کاری به بیرون می روم وقتی برگشتم متوجه شدم این دختر پولهایی که در خانه برادرم بود را برداشته و بعد هم چون در را قفل کرده بودم خواست از پنجره فرار کند که افتاد. با اینکه این مرد منکر همه اتهامات خودش شده اما تحقیقات حکایت از این دارد که
بازداشت نویسنده سینما به اتهام آدم ربایی یک کارگردان
خود را یکی از کارگردانان مشهور سینمای ایران معرفی کرده بود درباره ادعایش به بازپرس پرونده گفت: دوم مرداد امسال برای ضبط برنامه ای از رشت به تهران آمده بودم که یکی از دوستانم به نام رضا دنبالم آمد و با هم برای صرف ناهار به خانه ام رفتیم. بعد از خوردن ناهار داشتم استراحت می کردم که ناگهان دو مرد غریبه همراه دوست نویسنده ام وارد خانه شدند و مرا به زور به یکی از کمپ های ترک اعتیاد در کرج بردند. دوستم
مادر افسرده، 2 کودک خردسالش را سر برید!
دیر شده بود و آنها نمی توانستند زنده شوند. آن قدر گریه کردم که حالم بد شده و کنار جسد بچه ها افتادم و خوابم برد. پشیمانم. مرا زودتر مجازات کنید. بررسی سلامت روانی متهم به قتل پس از تحقیقات مقدماتی روانه زندان شد و قرار است به پزشکی قانونی معرفی شود تا مشخص شود در روز جنایت دچار جنون شده یا نه؟
کرار؛ همسرم گفت ما مهم تریم یا اردوی استقلال
او می گویم پولی نگرفته ام باور نمی کند، چند وقت پیش او عکس مرا در یکی از روزنامه ها دیده بود، عکس من در کنار یک خانه ویلایی قرار داشت او می گفت باشگاه استقلال برایت خانه گرفته است؟! (با خنده ادامه می دهد) حالا بیا و قسم بخور هنوز پولی نگرفته ام مگر باور می کنند؟ فکر می کنند نمی خواهم پول بفرستم. دو ساعت برایش توضیح می دادم. الان این مشکلات برایم به وجود آمده است، در هتل آپارتمان هستم
اعتراف به قتل پس از 10 سال
به دادسرا فرستادند تا کیفرخواست تازه ای صادر شود. بدین ترتیب تحقیقات مقدماتی بار دیگر شروع شد و متهم اصلی پس از 10 سال از وقوع قتل به بازسازی صحنه جنایت پرداخت. صبح دیروز قرار بود که متهم به قتل در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی عزیزمحمدی تحت محاکمه قرار گیرد اما به دلیل برخی ناهماهنگی ها و انتقال متهم از زندان قبلی به زندان دیگری، وی از زندان به دادگاه انتقال نیافت و پس از11 سال رسیدگی به پرونده برای بار دیگر به آینده موکول شد.
اعتراف دختر پسرنما به سرقت از مسافران
دختر جوان که پس از سرقت در حوالی پایانه های مسافربری تهران، با پوشیدن لباس پسرانه فرار می کرد به خاطر عذاب وجدان خود را تسلیم ماموران کرد. به گزارش فرهیختگان آنلاین(FDN.IR)، پسر جوانی با دستبند به شعبه هفتم دادسرای ویژه سرقت تهران منتقل شد. او وقتی مقابل بازپرس قرار گرفت خود را مینا 25 ساله معرفی کرد. دختر جوان که موهای کوتاه پسرانه و تی شرت آبی به تن داشت خود را سارق حرفه ای و جیب بر
سقوط دختر نوجوان هنگام فرار از دست مرد شیطان صفت
که آسیب دیدم. در حالیکه تحقیقات برای شناسایی هویت و دستگیری پسر جوان آغاز شده بود او خودش را تسلیم پلیس کرد. با انتقال او به دادسرای امور جنایی میلاد 30 ساله با قبول حضور دختر جوان در خانه اش گفت: او در خانه دوستم بود که وقتی برادرم به علت مسافرت خانه اش را به من سپرد تینا را به خانه او بردم. ادعاهای او دروغ است و دختر جوان پس از سرقت پول های برادرم قصد فرار داشت که سقوط کرد. با اظهارات متهم بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی متهم را برای تحقیقات بیشتر بازداشت کرد. ...
اعلام حکم متهمان پرونده نگین خودرو آفتاب
شکات پرونده اطمینان داد که دادستانی به صورت جدی با جرایم صورت گرفته از سوی مدیران این شرکت برخورد خواهد کرد. پنجم اسفند ماه سال 93 نیز دادستانی عمومی و انقلاب تهران نیز طی اطلاعیه ای اعلام کرد: با توجه به موافقت قوه قضاییه ، در پرونده مطروحه در شعبه پنجم دادسرای ناحیه 2 تهران موضوع شرکت نگین خودرو آفتاب، حساب بانکی جهت پرداخت اقساط مشتریانی که از شرکت مذکور خودرو تحویل گرفته اند افتتاح
نامه ای خطاب به احمد رضا درویش درباره رستاخیز
به گزارش شیعه آنلاین، هنوز اعتراض ها و جنجال بر سر فیلم پر اشکال و پر از انحراف رستاخیز، ساخته احمد رضا درویش ادامه دارد. در جدید ترین اعتراض صورت گرفته، حجة الإسلام محدرضا شیخان طهرانی، از روحانیون و اساتید حوزه علمیه قم نامه ای خطاب به کارگردان این فیلم نوشت که آن را برای انتشار، در اختیار پایگاه خبری شیعه آنلاین قرار داد. متن کامل این نامه بدون هرگونه تغییری به شرح ذیل است:
سرنوشت شوم دختر فراری
با پسر جوانی آشنا شدم. او مرا به خانه اش برد و مدعی شد می توانم با او زندگی کنم. سه روز در خانه پسر جوان بودم که او هر روز مرا مورد آزار و اذیت قرار می داد. روز سوم متوجه شدم جواد دوستانش را به خانه دعوت کرده و قصد دارند مرا مورد آزار و اذیت قرار دهند که از ترس خودم را از طبقه اول به خیابان پرت کردم. در ادامه پزشکان در گزارش خود اعلام کردند، دختر جوان از ناحیه مهره گردن دچار آسیب شدید
این بار استثمار با قیافه یک بانکدار می آید
در اصل به میزان چهار میلیارد تومان خریداری شده، حالا چطور می توان آن را اثبات کرد؟ در این صورت حسابداران رسمی هم دچار اشکال می شوند. با اینکه در خیلی از موارد باید از حسابرسان نظرخواهی کنند ولی متأسفانه حسابرسان را در محاسبات خود نمی آورند، مثلا اگر در اینجا زور اداره ثبت بیشتر باشد، می گویند که حسابرسان باید زیر گزارش های مجامع را هم امضا کنند. اگر حسابرسان گزارش مجامع شرکت ها را تأیید و امضا
کنیز البغدادی:با کمربند،شلنگ و ترکه چوب مرا می زدند
/> زینت می گوید تا ساعت یک بعد از نیمه شب صبر کرد و یک پنجره شکسته در اتاق را به زور باز کرد و پس از سه ساعت فرار آنها خود را به روستایی رساندند که یک مرد در آنجا قول داد آنها را قاچاقچی نجات دهد. زینت گفت : تا آن زمان من نمی دانستم کسی که مرا اسیر کرده ابوبکر البغدادی است. اما وقتی فرار کردم او را در تلویزیون دیدم و صدایش را شنیدم. فکرش را هم نمی کردم که او رهبر داعش باشد. بسیار
کدام فرماندار طالقان متهم به زمین خواری است؟
به گزارش کرج رسا ، حاجی رضا شاکرمی اظهار کرد: مدیران و کارکنان سابق فرمانداری و شهرداری طالقان به اتهام تغییر کاربری اراضی زراعی و باغی به ارزش بیش از 22 میلیارد ریال به دادسرا احضار شدند. وی در تشریح جزییات این پرونده گفت: حسب گزارش اداره کل بازرسی استان البرز، فرماندار سابق شهرستان طالقان، شهردار سابق، مشاور حقوقی شهرداری، سرپرست واحد شهرسازی، مدیرآبفای شهری، رییس اداره برق، مسئول
جیرانی: سریالم درباره ترور دانشمندان نبود
می خواستم سینمایی نگاه کنم و به فیلمبردارم در ارمنستان هم گفته بودم که به شکل سیاه و سفید به طراحی تصویر بپردازد. من فکر می کردم با تصاویر سیاه و سفید بهتر می توانم فضای سرد جاسوسی را نشان دهم و از طرفی این مساله در تلویزیون ایران تازگی دارد. اما مسئولین تلویزیون اشاره داشتند که چون تماشاگران ما تلویزیون های رنگی دارند، تماشای سیاه و سفید برایشان مشکل است. چه شد که به سراغ تریلر جاسوسی
شیطان انسان نما
گرفت دوباره سراغش رفتم. تصورم این بود که با دوستان و همبازی هایش دعوا کرده است، اما او در میان های های گریه پرده از ماجرایی شرم آور برداشت. پسر 9 ساله ام گفت در محوطه پارک مشغول بازی بودیم که مردی وارد بازی ما شد و گفت: من عاشق فوتبال هستم و خیلی دوست دارم هر روز با شما در این پارک فوتبال بازی کنم! شهریار اضافه کرد: هنوز چند دقیقه از بازی نگذشته بود که آن مرد عنوان کرد خیلی تشنه شده است
ترک اعتیاد اجباری جنایت آفرید
را آغاز کردند تا اینکه وی ساعت15 یکشنبه 15شهریور پس از گذشت 4روز از جنایت به اداره آگاهی رفت و خودش را معرفی کرد. او روز گذشته به دادسرای جنایی تهران منتقل شد و وقتی در برابر قاضی بستان زاده، بازپرس شعبه دوم دادسرای جنایی تهران قرار گرفت به قتل اقرار کرد و به دستور قاضی برای ادامه تحقیقات در اختیار اداره آگاهی قرار گرفت گفت و گو با متهم چند سال داری؟ 25سال.
چرا عفت مرعشی با قضا درافتاد؟
پررنگ تر از متن بودند. جلسات برگزاری دادگاه، نحوه ورود به دادگاه، زمان اعلام حکم و زمان اجرای حکم و حتی پس از اجرای آن، همگی با هیاهو و سرو صدا همراه بود. و از سویی فرزند آیت الله هاشمی پس از سال ها مقاومت و فرار از اتهامات، روبه روی قاضی قرار گرفته بود و می بایست پاسخگوی اتهاماتی چون ارتشاء و رشوه و جرایم امنیتی باشد. “این حگم پدرسوخته بازی است” اولین واکنش یکی از اعضاء خانواده هاشمی به حکم زندان
شکایت آقای کارگردان و بازیگر از یک نویسنده فیلم
. وی افزود:بعد از نهار مشغول استراحت بودم که دو مرد غریبه با دوست نویسنده ام وارد خانه شدند و مرا به کمپ ترک اعتیادی در کرج بردند. دوستم رضا مدعی شد که من اعتیاد دارم و باید آن را ترک کنم. در حالیکه من فقط سیگار می کشم. او با من اختلاف حساب داشت و برای گرفتن طلبش مرا به کمپ ترک اعتیاد برد. روز گذشته با احضار مرد نویسنده به دادسرا تحقیقات در مورد ادعا مسعود آغاز شد.
زندگینامه محمد علی کشاورز بازیگر فیلم هزار دستان به همراه مجموعه تصاویر
مصاحبه نمی کنم، ترجیح می دهم بنشینم و با شما جوان ها گپ بزنم، ببینم بیرون چه خبر است . ما که از شنیدن صحبت هایش خیلی لذت بردیم، گفتیم شما را هم در این گپ وگفت، شریک کنیم. با سورپرایز نسل امروز برای این هنرمند بزرگ هم بعد از خواندن حرف های استاد همراه شوید. در این گفت و گو، اسماعیل شنگله، رفیق گرمابه و گلستان محمدعلی کشاورز هم ما را همراهی کرد. قدر جوانی تان را بدانید محمدعلی
نویسنده، کارگردان سرشناس را ربود
آمد و مدعی شد ناهار مورد علاقه ام را برایم آورده است. وی ادامه داد: به خانه ام در حوالی سعادت آباد رفتیم و پس از صرف ناهار مشغول استراحت بودم که دو مرد غریبه وارد خانه شدند و با تهدید و زور مرا به کمپ ترک اعتیادی حوالی کرج بردند. رضا مدعی بود من پرونده امنیتی دارم و با این کار، دیگر کسی دنبالم نمی آید. نمی دانید در این مدت چقدر مرا اذیت کردند. شاکی خاطر نشان کرد: من با رضا بر سر پروژه های قبلی