سایر منابع:
سایر خبرها
بخش های خواندنی کتاب دختر شینا
/> پرده اول: چرا این طور تهی نگاهم می کنی؟! گفتم من زندگی این زن را می نویسم. تصمیم را گرفته بودم. تلفن زدم. خودت گوشی را برداشتی. منتظر بودم با یک زن پُر سن و سال حرف بزنم. باورم نمی شد. صدایت چقدر جوان بود. فکر کردم شاید دختر باشد. گفتم: می خواهم با خانم حاج ستار صحبت کنم. خندیدی و گفتی: خودم هستم! شرح حالت را شنیده بودم، پنج تا بچه قد و نیم قد را دست تنها بعد از شهادت حاج ستار
درس بزرگ برای مربیان وطنی | تیم کی روش ظرف 4 روز عوض شد
میدان فرستاده بود و علیرضا حقیقی را هم به جای علیرضا بیرانوند در چهارچوب دروازه تیم ملی ایران قرار داده بود. ایگونسن لینگودا، هافبک هند روی احسان حاج صفی خطا کرد که داور مسابقه به سود ایران سوت زد. سانتر فوق العاده آندرانیک تیموریان به سمت دروازه هند، ضربه سر دقیق سردار آزمون را در پی داشت تا توپ به دور از دست های گورپریت سینگ وارد دروازه هند شود. گل های دوم و سوم ایران به فاصله کمی از
نگاه طالقانی به احزاب از دیدگاه مذهبی او نشأت می گرفت
طالقانی که به نوعی با همه این احزاب در ارتباط بود، در واقع عضو و مؤسس هیچ حزب یا جمعیتی نبود، نظر خاصی روی حزب یا گروه مشخصی نداشت، نظر ایشان عام بود و مثل پدری که به بچه ای خودش نگاه کند به همه احزاب و گروه ها به یک چشم نگاه می کرد.... آقا سعی می کرد از نقاط ضعف شان انتقاد کند و مواضع درست آنها را تقویت نماید؛ به اعضای دفتر خودش دایماً سفارش می کرد که وابستگی به هیچ گروهی نباید داشته باشند تا بتوانند
امانتی خدا را صحیح و سالم تحویلش دادم
کردیم. به نظر شما چطور شد که پیکر پسرتان بعد از این همه مدت سالم مانده بود؟ هنگام خاکسپاری، حاج حسین، همان دوست دوران جنگ پسرم گفت اگر اجازه بدهید من، محمدرضا را داخل قبر بگذارم. هم مدرسه ای و بچه محل بودیم. در جبهه پنج سال همسنگر بودیم و من او را سر مرز تحویل گرفتم. بعد رو به من گفت اگر گفتی چرا پیکر محمدرضا سالم آمده؟ گفتم از بس که بچه خوب و باخدایی بود. گفت بگذار من برایت
ماجرای گم شدن4اتوبوس اسیرایرانی+عکس
را نگاه می کند، دید که بچه ها مشغول خواندن نماز هستند، سپس گفت به ما گفتند که شما نماز نمی خوانید، اصلاً فکر نمی کردیم شما نماز می خوانید، به خدا قسم از پادگان که بیرون بروم به همه می گویم که شما نماز می خوانید و مسلمان هستید، دیگر او را ندیدیم. خاطره بعدی که به یاد دارم، به ماه مبارک رمضان مربوط می شود، یکی دو روز مانده به ماه مبارک رمضان در سال اول اسارت مان، مسئول اردوگاه، بعد از
روزی که به موصل آمدیم / جمله ای که تا آخرین روز اسارت دل ما را گرم کرد
آن را که کلفت تر بود، شکستم و گذاشت داخل دسته جعبه تا حمل کردن آن برایم آسان شود، بین راه به بچه ها گفتم، به ما گفتند یک ساعت تو راه هستید ولی الان چند ساعت داریم راه می رویم، شاید گم شده باشیم! دم دمای صبح به یک غاری رسیدیم، بعد از این که نماز خواندیم، به ما گفتند: باید اینجا استراحت کنید. آن قدر خسته بودیم، نمی دانم چه وقت خواب مان برد، تا غروب آن روز در غار ماندیم، چون قرار بود شب حمله کنیم، سه
ماجرای حبس شدن بازیکنان استقلال از زبان یک فوتبالی
باشگاه خبرنگاران نوشت: سپهر حیدری میهمان این هفته ی سین جیم بود، وی در این گفتگو خاطره حبس شدن خودش، امیر آبادی و نکونام در یکی از هتل های قطر را روایت می کند. سین: سپهر حیدری متولد چه سالی است؟ جیم: 29 خرداد 1356 سین: فوتبال را از کجا شروع کردید؟ جیم: من از 8 سالگی و از آکادمی فوتبال ذوب آهن شروع کردم. سین: اولین بازی رسمی را در چه تاریخی
روزهای فرهاد میرزا معتمدالدوله در مدینه منوره چگونه گذشت؟
باب السّلام مشرّف شده زیارت حضرت رسول صلّی الله علیه وآله و زیارت عَذرا بتول علیها السلام کرده به منزل مراجعت کردم. روز سه شنبه بیست و دوم ذی القعده: صبح آستان همایون مشرّف شده زیارت کردم. مقامۀ احمدیه که عرض کرده بودم و شب گذشته تمام شده بود در حضور مهر ظهور در نزدیک ضریح مبارک ایستاده خواندم. عرب ها که فارسی نمی دانستند گوش می دادند می گفتند: یقرء الزیارۀ بالفارسی.... و بعد از اتمام
مادر اگنس از ماجرای آن 6500 نفر می گوید
اینکه آن ها تعداد زیادی از غیرنظامیان را کشتند و زخمی کردند. در ماه آگوست غوطه شرقی و غربی مورد حمله شیمیایی قرار گرفت. بلافاصله همه دنیا و همه رسانه های دنیا به پاخاستند و حکومت سوریه را به انجام این حمله با سلاح های ممنوعه متهم کردند. بعد از دو سه روز خانواده های قربانیان منطقه جرود لاذقیه با من تماس گرفتند و گفتند که در فیلم هایی که ادعا شده متعلق به حملات شیمیایی نظام به غوطه شرقی و غربی
تغذیه فکری جامعه توسط سپاه به روایت صفار هرندی
/> چرا، شاید حدود 2 هفته از شروع جنگ گذشته بود. یعنی حدود اوایل مهرماه سال 59. ** ماجرای حضور پاسداران در منزل رئیس ساواک! روز شروع جنگ کجا بودید؟ روز جنگ در ستاد مرکزی سپاه در خیابان پاسداران تهران بودم. آن جا آژیر زدند و بچه ها ماندند که چه خبر است. بعد بچه ها را جمع کردند و گفتند ماجرا این است و مهرآباد را بمباران کرده اند و از امروز تکلیف تغییر کرده است. از آن
شهر تمام قد به احترام ورود آزادگان اردوگاه موصل 2 ایستاد/ رسانه های اصفهان در خواب!
آوری کنند. برنامه از ساعت 7 بعد از ظهر در گلستان شهدای اصفهان و با ورود کاروان آزادگان خیبر آغاز شد. آزادگان با حضور بر مزار شهدای اصفهان وهمچنین سرداران شهید این استان با آرمان های شهدا تجدید میثاق بستند و در این میان شاخه های گل زرد در دست هر کدام از آزادگان جلوه ای زیبا به گلستان شهدای اصفهان داده بود. در گلستان شهدای اصفهان امروز بازار دیده بوسی داغ بود، آنهایی که پس از بیست و اندی
شربتی که سیرابش کرد!
کتک زدند و او را انداختند داخل زندان . دو تا از بچه ها هم تو زندان بودند. ظهر نگهبان بعثی برای دو نفر غذا آورد با دو تا لیوان چای . گفتم :ما سه نفریم .گفت این پیرمرد نباید آب و غذا بخورد اصرار ما فایده ای نداشت . زندانبان می ایستاد بالای سرمان تا ما بخوریم . چهار روز به پیرمرد مشهدی نه آب دادند نه غذا . روز چهارم نمازش را نشسته خواند بعد دراز کشید و به جای تعقیبات ،شروع کرد با
علی زندوکیلی اهل خاطره بازی است
خواننده جوانی که این روزها پرچم سنتی خوان ها را بالا برده و ثابت کرده هنوز توپ در زمین آنهاست. در نگاه اول به راحتی میشد حدس زد که با یک فرد خونگرم و خاطره باز طرف هستم؛ خونگرم به این خاطر که خودش را پشت شهرتش پنهان نکرده بود و به راحتی با همه ارتباط برقرار می کرد و در باز کردن سر حرف با افراد و پیدا کردن نقطه اشتراک برای ادامه دادن بحث خودش پیشقدم میشد. خاطره باز هم از آن جهت که وقتی مجموعه
زندگینامه محمد علی کشاورز بازیگر فیلم هزار دستان به همراه مجموعه تصاویر
دردش آمد و باورش نمی شد من در کارم آنقدر جدی باشم. آن روزها هر روز صبح زود همه سر صحنه می آمدیم، اما مرحومه نادره خیرآبادی نیم ساعت دیرتر از بقیه می آمد. یک روز یواشکی از او پرسیدم چرا دیر می آیی؟ گفت هیچی، من سر راه یک کله پزی پیدا کردم هر روز می روم آنجا صبحانه می خورم، بعد می آیم؛ امروز هم یک چشم با خودم آوردم که هرکس صبحانه نخورده بدهم بخورد! یادم است صحنه ای داشتیم که در آن قرار بود همه بچه های
روایت صفار هرندی از خلق عبارت "اصولگرا" توسط کیهان
امیرکبیر بودند. رئیس گروه هم یکی از دوستان به نام مهدی تکیه و از بچه های پادگان امام علی (ع) سپاه بود. ما دو سه ماه تابستان را در این منطقه بودیم و این نسبت را با سپاه برقرار کردیم. ما آن جا لباس پلنگی می پوشیدیم و مردم منطقه فکر می کردند این لباس ها، لباس مبارزان فلسطینی است و ما دوره دیده های فلسطین هستیم! ** اولین ماموریتم را در سپاه با حاج داوود کریمی رفتم عضویت رسمی شما
کشتار بی رحمانه مردم در جمعه سیاه توسط چه کسانی صورت گرفت
. نکته ای که در اینجا خیلی برای ما مهم بود این است که ببینم این درگیری چگونه آغاز شده است؟ روز بعد با دوستانمان در گارد تماس گرفتیم. گفتیم قرار نبود تیراندازی شود، این همه توصیه شده بود و مدت هاست نیروهای نظامی در خیابان ها هستند وچنین خبرهایی نبوده است. چه کسی دست به چنین جنایتی زده است؟ گفتند ما دستور تیراندازی نداده بودیم؛ سربازان دیده بودند از پنجره ساختمان های اطراف به سمت شان تیراندازی
هم مدرسه ای ها/ عکسی از بچه های مدرسه اطفال (قفس الاطفال الایرانی)
بینشان فاصله باشد و دست هایشان مثل دو قلاب به هم رسیده باشد، بلکه یکدیگر را گرم در آغوش می گرفتند درست مثل شب عملیات. بعضی ها عکس های از بچگی خود یا بچه هایشان در گوشی گذاشته بودند تا حالا که هم موصلی ها را می بینند نشانشان دهند. بعضی ها با هم قدم می زنند و خیلی ها حلقه ای دور هم نشسته بودند گل می گفتند و گل می شنفتند. دوربین در از کنارشان که گذر می کرد بی هیچ شیله
هم مدرسه ای ها/ عکسی از بچه های مدرسه اطفال (قفس الاطفال الایرانی)
و دست هایشان مثل دو قلاب به هم رسیده باشد، بلکه یکدیگر را گرم در آغوش می گرفتند درست مثل شب عملیات. بعضی ها عکس های از بچگی خود یا بچه هایشان در گوشی گذاشته بودند تا حالا که هم موصلی ها را می بینند نشانشان دهند. بعضی ها با هم قدم می زنند و خیلی ها حلقه ای دور هم نشسته بودند گل می گفتند و گل می شنفتند. دوربین در از کنارشان که گذر می کرد بی هیچ شیله پیله ای صدا می
همه چیز درباره ی دربی معروف به 6 تایی ها
/> دقیقه 57 ایرج سلیمانی دوباره در محوطه جریمه استقلال حاضر شد و یک شوت محکم دیگر گل چهارم پرسپولیس را به ثمر رساند. رایکوف دست به کار شد و هادی نراقی و مسعود مژدهی را به جای روشن و مظلومی به بازی فرستاد. چند دقیقه بعد حجازی را هم جانشین رشیدی در دروازه کرد. 5- سانتر کلانی، ضربه سر بهزادی از دقیقه 60 بازی دوباره متعادل شد و آبی پوشان چند حمله را بر روی دروازه پرسپولیس تدارک
حاج آخوند و نماز خواندن بر روی یخ
امام خمینی و دیگری باشد. منِ، بچه یازده ساله هم می توانم در فضای خودم امام باشم. (به نقل از سایت نماز) داستان یک مرد روشنفکر یک مهندس روسی تعدادی کارگر ایرانی را برای کار استخدام کرده بود، کارگران بنا به وظیفه شرعی وقت اذان که می شد برای خواندن نماز دست از کار می کشیدند. یک روز مهندس به آنها اخطار داد که اگر هنگام کار نماز بخوانند آخر ماه از حقوقشان کسر می شود.
شهر تمام قد به احترام ورود آزادگان اردوگاه موصل 2 ایستاد/ رسانه ها در خواب؟!
از ساعت 7 بعد از ظهر در گلستان شهدای اصفهان و با ورود کاروان آزادگان خیبر آغاز شد. آزادگان با حضور بر مزار شهدای اصفهان وهمچنین سرداران شهید این استان با آرمان های شهدا تجدید میثاق بستند و در این میان شاخه های گل زرد در دست هر کدام از آزادگان جلوه ای زیبا به گلستان شهدای اصفهان داده بود. در گلستان شهدای اصفهان امروز بازار دیده بوسی داغ بود، آنهایی که پس از بیست و اندی سال از سراسر وسعت
سه امتیاز تحفه کی روش و بچه هایش از هند
به گزارش تابناک ورزشی، تیم ملی فوتبال ایران از ساعت 18 امروز سه شنبه به وقت تهران در سومین بازی خود در گروه D رقابتهای مقدماتی جام جهانی 2018 روسیه و جام ملت های 2019 آسیا در شهر بنگلور به مصاف هند رفت که جدال دو تیم در نهایت با نتیجه 3 بر صفر به سود ایران خاتمه یافت. سردار آزمون (29)، آندرانیک تیموریان (47) و مهدی طارمی (50) در این دیدار برای ایران گلزنی کردند. ایران این مسابقه را با
گزیده های خبری استان گلستان
شهرخبر : استاندار گلستان در پیامی درگذشت حاج عبدالرحیم رحمانی فضلی پیشکسوت فرهنگی و معلم بااخلاق را به دکتر رحمانی فضلی وزیر کشور تسلیت گفت. در پیام حسن صادقلو آمده است: خبر درگذشت برادر گرامیتان موجب تأثر و تألم خاطر گردید. اینجانب بر خود فرض می دانم مصیبت وارده را به جنابعالی تسلیت عرض نموده و از درگاه احدیت برای آن فقید سعید علوّ درجات و برای سایر بازماندگان صبر و شکیبایی مسألت نمایم. مرحوم حاج عبدالرحیم رحمانی
چرا محاصره دو شهرک شیعه نشین الفوعه و کفریا در ادلب شکسته نشد؟
" در زیر آتش تروریست ها بود، اما دخالت مؤثر جنگنده های سوری خسارت های سنگینی به خطوط امدادرسانی جیش الفتح در مزارع "بنش" و مراکز تجمع آنها در مزارع بروما وارد کرد. رزمندگان مدافع از الفوعه و کفریا نیز موفق شدند 3 تانک را منهدم و سه تانک را نیز همراه با راننده آن دستگیر کنند. *** تبادل اسرا در الفوعه و کفریا علی رغم شدید بودن روند درگیری اطراف این دو شهر محاصره شده، روز پنجشنبه گذشته مبادله اسرا صورت گرفت که به دنبال آن سه فرد مسلح آزاد شدند و جیش الفتح نیز برخی از غیرنظامیان ربوده شده را آزاد کرد. تسنیم ...
سیاست خارجی مدنظرامام در دولت یازدهم پیاده شد
مناسبت عید به دیدار امام در جماران رفتیم. وقتی مردم حیاط جماران را ترک کردند من برای دست بوسی پیش امام رفتم. امام می دانستند که من مسئول جنگ زدگان هستم، گفتند در گیلان غرب جنگ زدگانی هستند که شرایط خوبی ندارند به آنها رسیدگی کنید. با توجه به جنگی که در ایران بود گیلان غرب هم مورد حمله صدام قرار گرفت و مردم آنجا شرایط جالبی را نداشت و در بیابان های گیلان غرب این طرف و آن طرف متفرق شده بودند و امام هم از
مازندران و ایران؛ مکرر کربلا با تابلوی 17 شهریور
تیر 57 اعتراض ها را شروع کردیم، افزود: کمتر از دو ماه بعد از آن باخبر شدیم که در تهران تظاهرات چندصد هزار نفری شد و قرار است فردای آن اجتماع میلیونی انجام شود. اسلامی به روی کار آمدن شریف امامی در آن روزها اشاره کرد و گفت: اخبار تهران غروب 17 شهریور به ما رسید وهیجان مردم لحظه به لحظه بیشتر می شد. وی ادامه داد: وقتی اخبار در تمام ایران 17 شهریور، عظمتی برای مردم
دنیای گمشده در انزلی
برقراری نظم و امنیت و می گویند دنیایشان سیاه است از آن روز که فرد یا افرادی تنها فرزند خردسالشان را حوالی حرم بی بی حوریه در محله ای به نام شالیور درست دم در خانه از آن ها جدا کرد. همان گله ای که بهزاد کبرایی و مادر مائده هم با ما مطرح می کنند؛ خانواده دختر 8 ساله ای که 4خرداد سال گذشته به طرز مرموزی مقابل مدرسه اش ناپدید شد و با گذشت 15 ماه هنوز خبری از سرنوشتش در دست نیست. آن ها می
17 شهریور جمعه سرخ پیروزی
کردند. سلام بر این روز بزرگ که بهترین انسان ها، فریادهای امام را لبیک گفتند و عاشقانه راه حسین را برگزیدند و در خون های پاک شان غلطیدند و البته رفتن شان، زمینه ساز بازگشت پیروزی آفرین امام به میهن شد. آنان رفتند تا امام بیاید. رفتند تا اسلام و قرآن زنده شود. رفتند تا دیگر یاران بمانند. راهشان پر رهرو و نامشان در قاموس شاهدان انقلاب، پر رنگ و مزّین باد. خشم ملت پس از شهادت حاج آقا
جمعه خونین حاصل کدام جلسه بود؟
نظامی حضور و موافقت هیأت دولت لازم بود. نخست وزیر خبر کرد و بقیه وزیران آمدند و حدود ساعت 9 یا 9 و نیم شب 16 به 17 شهریور جلسه مشترک هیأت وزیران و شورای عالی امنیت ملی برگزار شد. در این جلسه که نتیجه آن به اعلام حکومت نظامی در 12 شهر از بامداد روز بعد منتهی شد، افرادی با اندیشه ها و بینش و برداشت های مختلف حضور یافته بودند که تنها وجه اشتراک آنها شرکت داوطلبانه یا اجباری یا اضطراری یا
از بوی عفونت تا عطر خوش محمدی که اردوگاه را فرا گرفت / ژنرال بعثی مغلوب غیرت نوجوان ایرانی شد
روز بدتر می شد تا اینکه شبی حالش بسیار وخیم شد و هر چه اسرا به نگهبانان اصرار کردند که در را باز کنند و برای درمانش اقدامی انجام دهند، آنان توجهی نکردند تا اینکه بالاخره نیمه های شب آن جوان به شهادت رسید. به محض شهادت عطر عجیبی فضا را پر کرد بویی که تا آن زمان هیچ یک از بچه ها استشمام نکرده بودند، صبح آن روز پس از آن که سربازان عراقی درب اتاقک را باز کردند، از استشمام این بوی خوشایند