سایر منابع:
سایر خبرها
90/ استیلی: با فوتبال مشهور شدم، با سینما متاهل
فدایی) همسرم 7 سال از من کوچک تر هستند. 90:چطور با ایشان آشنا شدید؟ برای اکران فیلم فوتبالیست ها که در آن بازی کرده بودم به جشنواره رفته بودم که آنجا با ایشان آشنا شدم. * بعد هر شب رفتید جشنواره؟! (می خندد) من علاقه مند به سینما بودم و بهانه هم جور شد دیگر. انگیزه خوبی پیدا کرده بودم. 90:همانجا خواستگاری کردید؟ چون ایشان با مادرشان به جشنواره می آمد موضوع مطرح شد
می خواستم خودم را ثابت کنم!
بازجویی قرار گرفت. متهم با چشمانی گریان ابراز پشیمانی کرد و گفت که اولین بار است که به دستانش دستبند خورده و درخواست بخشش کرد. گفت وگو با زن دانشجو، همدست سارقان مسلح طلافروشی خانی آباد خودت را معرفی کن؟ پروین هستم 26 ساله. درست است که دانشجو بودی؟ من علاقه به دانشگاه داشتم تا اینکه بالاخره در رشته حسابداری قبول شدم، ترم اول بودم که برای همیشه تمام شد. چرا
دختر 8 ساله قربانی انتقام سیاه
مرد 21 ساله، ماموران راهی خانه او شده و طلای معصومه را کشف کردند. قربانی هستم پس از کشف راز جنایت،جسد به پزشکی قانونی و متهم به پلیس آگاهی منتقل شد. متهم به قتل در بازجویی خاطر نشان کرد؛ یکساله بودم که پدر و مادرم در حادثه ای جان باختند. مردی که نسبت دوری با پدر و مادرم داشت، سرپرستی ام را به عهده گرفت و مرا از زادگاهم به روستای چهل من سنگ آورد. در اینجا بزرگ شدم و
مصاحبه با استاد حسن رمضانی درباره علامه سیدعلی آقا قاضی
حرکت در بعض مقاطع قدری به ضعف گراییده و به خاطر مخالفت هایی که نسبت به آن توسط افراد تاثیر گذار صورت گرفته با مشکلاتی مواجه بوده است. بد نیست خاطره ای را از حضرت آیت الله فاضل لنکرانی ( ره ) در خصوص همین مسئله نقل کنم، ایشان به مناسبتی در درس نقل کردند: من روزی در محضر امام بودم و شخصی وارد شد و کتاب شرح فصوص امام را که در زمان طاغوت توسط عمال رژیم به سرقت رفته بود در دست داشت و خطاب به امام
رازهای موفقیت آرمیتا مرادی از زبان مادرش
خیلی سخت تر بود. فیلم اول و دوم خیلی سخت بود. تا یک سال من خودم کنار کارگردان بودم. کنار کارگردان می نشستم و از آرمیتا بازی می گرفتم تا اینکه بعد از یکی دو سال بهتر شد. دیگر خودم کار را یاد گرفته بودم تا جایی که در چند کار دستیار کارگردان بودم. بازیگری کاملا یهویی من اصلا فکر نمی کردم آرمیتا بازیگر شود؛ خیلی اتفاقی بازیگر شد. یک روز در جاده شمال، یک گروه تیزرساز آرمیتا را دیدند
مادر افسرده، 2 کودک خردسالش را سر برید!
گروه اجتماعی تیتریک ، زن جوان در اقدامی جنون آمیز پسر 12 روزه خود و دختر شش ساله همسرش را به قتل رساند. متهم پس از کشتن بچه ها قصد خودکشی داشت که ناکام ماند. به گزارش جام جم، ظهر 9 شهریور مردی در تماس با مرکز فوریت های پلیسی 110 شهرستان قروه از کشته شدن دو کودک خود توسط همسر 37 ساله اش در یکی از محله های این شهر خبرداد. کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی این شهر برای بررسی موضوع به
ترک اعتیاد اجباری جنایت آفرید
برویم. من همراه 2 برادر دیگرم راهی خانه وی در غرب پایتخت شدیم. پسر معتاد در آشپزخانه پنهان شده بود و نمی خواست همراه ما به کمپ بیاید. من و برادرانم قصد صحبت با او را داشتیم که یک دفعه او چاقویی از آشپزخانه برداشت و یک ضربه به قلب برادر 28ساله ام به نام امیر زد. برادر دیگرم به نام میثم وقتی این صحنه را دید فرار کرد که متهم مقابل در با چاقو ضربه ای به کتف دست راست او زد و فرار کرد. تیمی از
جانبازی که رهبرانقلاب مهریه همسرش را داد
را دست می گرفتم، فرماندهان هم خنده شان می گرفت و این خنده ها بیشتر تشویقم می کرد به ماندن و جهاد. در کردستان در گروه ضربت بودم. ما مناطق عملیاتی را پاک سازی می کردیم. یک بار در زمستان همان سال در شرایط خاص آب و هوایی منطقه داخل یک روستا شدیم، برف سنگینی می بارید. حدود یک متر و نیم برف روی زمین نشسته بود. چند تن از رزمندگان به خاطر یخ زدگی ناشی از سرمای شدید شهید شدند. آن روز در روستا
بازداشت نویسنده سینما به اتهام آدم ربایی یک کارگردان
نیز با رد ادعای معتاد بودن همسرش گفت: همسرم چند سالی می شود که با رضا دوست است. آنها با هم رفت و آمد کاری دارند. وقتی اوایل مردادماه متوجه ناپدید شدن ناگهانی همسرم شدم با رضا تماس گرفتم و احوالش را جویا شدم. او گفت همسرم پرونده امنیتی دارد و برای حل آن به جای امنی رفته است. من خیلی ترسیدم. از حرف رضا تعجب کرده بودم و مدام با او تماس می گرفتم و می خواستم تا جای مسعود را به من بگوید اما او هر بار
تصاویر/ ترویج ورق زدن دوباره کتاب در عصر اینترنت
در رابطه عاطفی من با خانواده تاثیر نخواهد گذاشت چرا که در این جمع یاد گرفتم که در جایگاه خودم به عنوان یک زن با تربیت فرزند سالم می توانم برای جامعه مفید باشم و نه تنها مدرک تحصیلی و موقعیت اجتماعی نباید این رابطه را متزلزل کند، بلکه حفظ آن لازمه یک زندگی خوب است. جذابیت این گروه به قدری است که بانوانی از شهر های مجاور نیز هر هفته در این دور همی شرکت می کنند که آسیه قره جلو یکی از این
جانبازی که رهبرانقلاب مهریه همسرش را داد
دست می گرفتم، فرماندهان هم خنده شان می گرفت و این خنده ها بیشتر تشویقم می کرد به ماندن و جهاد. در کردستان در گروه ضربت بودم. ما مناطق عملیاتی را پاک سازی می کردیم. یک بار در زمستان همان سال در شرایط خاص آب و هوایی منطقه داخل یک روستا شدیم، برف سنگینی می بارید. حدود یک متر و نیم برف روی زمین نشسته بود. چند تن از رزمندگان به خاطر یخ زدگی ناشی از سرمای شدید شهید شدند. آن روز در روستا با
ماجرای تلخ 5 روز گروگانگیری زهرا بدیهی در بناب +عکس
همسرم تماس گرفتم، او وحشتزده گفت که زهرا را دزدید ه اند. مادر زهرا تنها چند دقیقه بعد از دزدیده شدن دخترش متوجه ماجرا شده بود. او می گوید: آن روز داخل خانه بودم که صدای جیغ بلند دختری را شنیدم. ابتدا تصور کردم که صدای دختربچه همسایه است اما بعد نگران دخترم شدم. می دانستم او در راه خانه است. با راننده سرویسش تماس گرفتم که گفت چند دقیقه قبل زهرا را مقابل خانه پیاده کرده است. وحشتم بیشتر شد و دوان دوان
مردی برای ساکت کردن همسرش سر سفره شام او را کشت
. وقتی به هوش آمدم متوجه شدم همسرم را کشته اند و مقداری از لوازم باارزش خانه ام را به سرقت برده اند. با توجه به این اظهارات مأموران تجسس در این باره را آغاز کردند. جسد زن روستایی نیز برای تعیین علت و زمان دقیق مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد. در حالی که کمتر از چند روز از این ماجرا می گذشت پزشکان قانونی با بررسی های دقیق و تخصصی خود اعلام کردند که مرگ قربانی حادثه اوایل شب جمعه رخ داده است
پسر خردسال، شیطان را به دام انداخت
رفت، تصور نمی کرد یکی از قربانیانش هم آنجا باشد. مرد شیطان صفت مدعی شده در کودکی خود قربانی آزار و اذیت شده و برای انتقام کودکان را می ربوده است. به گزارش ایران مطلب به نقل از خبرنگاران جوان، بهمن سال گذشته مردی با حضو در پلیس آگاهی شهرستان شهریار در غرب استان تهران از گم شدن پسر خردسالش خبر داد. با تشکیل پرونده قضایی و همزمان با شروع تحقیقات، ماموران جستجو برای یافتن پسر خردسال را آغاز
جمعه سیاه به روایت تنها ترین عکس ها+تصاویر
. جوان تر از سرگرد بودم. 32 ساله بودم و توانستم فرار کنم. سرگرد به سرباز گفت که بزن! اما سرباز وقت تلف کرد، ایست گفت و یک دقیقه بعد، تیر هوایی زد. من هم فرار کردم. روبه روی میدان ساختمان شهرداری رسیدم، زن ها و بچه ها آنجا اجتماع کرده بودند. من میان آنها مخفی شدم، زن ها گریه می کردند و ناراحت بودند. تیراندازی برطرف شده بود. من نگران رساندن عکس ها به روزنامه بودم. یک تاکسی از خیابان کناری
پایان سناریوی ربودن کارگردان سینما با آشتی
/> شاکی اعتیاد داشت وی گفت: من چند سال است با شاکی دوست و همکار هستم. او معتاد به مواد مخدر بود به همین خاطر از من خواست او را برای ترک اعتیاد به کمپ ببرم. وی در پاسخ به این سؤال که چرا نامزد و خانواده شاکی را در جریان قرار ندادی، گفت: شاکی خودش از من خواست موضوع را به کسی نگویم هرچند که چند روز بعد من به برادر بزرگش که او هم مدیر تولید فیلم های سینمایی و تلویزیون است و نامزد شاکی خبر دادم
پیرزن تنها را چه کسی کشت؟
محاکمه زن جوان بار دیگر جرم او را محرز دانست و خواستار صدور حکم قانونی شد. همچنین اولیای دم مقتول اعلام کردند خواسته شان قصاص متهم است. در ادامه نوبت به نفیسه رسید تا از خودش دفاع کند. او باز هم اتهام قتل را رد کرد و گفت: من با کوکب اختلاف داشتم و دلیل آن پولی بود که از او قرض گرفته و در بازپرداخت آن ناتوان بودم، اما اختلافات ما به هیچ وجه به حدی نبود که بخواهم به خاطر آن دست به جنایت بزنم و پیرزن را
قتل به خاطر ایجاد مزاحمت برای خواهر
رسیدگی به این پرونده از هشت سال پیش با اطلاع پلیس تهران از وقوع یک فقره درگیری منجر به قتل آغاز شد. با حضور ماموران در محل درگیری مشخص شد پسری جوان به نام علی در یک درگیری دسته جمعی توسط پسری دیگر مورد اصابت چاقو قرار گرفته و به دلیل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داده است. همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی پرونده ای با موضوع قتل عمد تشکیل و برای رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس
ترویج ورق زدن دوباره کتاب در عصر اینترنت
در رابطه عاطفی من با خانواده تاثیر نخواهد گذاشت چرا که در این جمع یاد گرفتم که در جایگاه خودم به عنوان یک زن با تربیت فرزند سالم می توانم برای جامعه مفید باشم و نه تنها مدرک تحصیلی و موقعیت اجتماعی نباید این رابطه را متزلزل کند، بلکه حفظ آن لازمه یک زندگی خوب است. جذابیت این گروه به قدری است که بانوانی از شهر های مجاور نیز هر هفته در این دور همی شرکت می کنند که آسیه قره جلو یکی از این
اعتراف به قتل پس از 10 سال
به دادسرا فرستادند تا کیفرخواست تازه ای صادر شود. بدین ترتیب تحقیقات مقدماتی بار دیگر شروع شد و متهم اصلی پس از 10 سال از وقوع قتل به بازسازی صحنه جنایت پرداخت. صبح دیروز قرار بود که متهم به قتل در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی عزیزمحمدی تحت محاکمه قرار گیرد اما به دلیل برخی ناهماهنگی ها و انتقال متهم از زندان قبلی به زندان دیگری، وی از زندان به دادگاه انتقال نیافت و پس از11 سال رسیدگی به پرونده برای بار دیگر به آینده موکول شد.
عاشق اسلام از اندلس تا قم
آنجا که درباره قتل عام فلسطینی ها توسط اسرائیل مطالبی می دانستم با این موضوع مخالفت کردم و اعلام کردم نمی روم. دوستان بخش امنیت کمپانی IBM به من گفتند اگر نروم مشکلات جدی برایم به وجود می آورند که همین هم شد. آنها مرا تحت فشار قرار دادند و حتی برای آمدن به ایران مورد بازجویی و مؤاخذه قرار گرفتم که باعث شد من کمپانی را ترک کنم و از درآمد خوب آنجا بگذرم و به پرو بروم. در حال حاضر هم تحت پیگرد قضایی
19 شهریور - 10 سپتامبر؛ در تاریخ چه گذشت؟
(ارزابت) ملکه امپراتوری اتریش هنگری را ترور کرد. Luigi Lucheni الیزابت دختر پادشاه باواریا و زن امپراتور فرانتس ژوزف یکم هنگام قتل 61 ساله بود. لوئیجی پس از دستگیر شدن گفته بود او می خواست یک پادشاه، شاهزاده، حکمران و دولتمند را بکشد و دیگر برایش فرق نمی کرد که چه فردی باشد. وی افزوده بود که موروثی بودن حکومت و یا تعیین حکمران و دولتمند با چنین انتخابات ساختگی و با این توده بی
کابوس های وحشتناک رهایم نمی کند
نگهداری کنم، البته از قبل برای کشتن آنها نقشه ای نداشتم و روز حادثه به یکباره این تصمیم را گرفتم. در این هنگام قاضی با تجربه شعبه 211دادسرای عمومی و انقلاب مشهد از وی پرسید: آیا بیماری خاصی داشتید؟ که متهم پاسخ داد: نه! هیچ وقت بیماری خاصی نداشتم و در هیچ مرکز درمانی هم تا قبل از وقوع جنایت بستری نشده بودم. زن جوان سپس به تشریح چگونگی وقوع جنایت پرداخت و ادامه داد: غروب روز
معرفی فیلم مزار شریف ، عکس های فیلم، پشت صحنه، پوستر و آنونس
شخصی هستند اما دولت پاکستان متهم اصلی این پرونده است. این فیلم نه تنها برگی از تاریخ کشور است بلکه حکایتی را تصویر می کند که ادامه دارد و به هیچ وجه محدود به تاریخ خاصی نمی شود و مربوط به نگرش آدم هاست. این افراد از دینداران سو استفاده می کنند و امروز داعش و افراطی گری به هرشکلی دیده می شود و فقط یک فیلم تاریخی یا سیاسی نیست بلکه می تواند اجتماعی باشد." در فیلم مزار شریف از بازیگران افغان
صحبت های تکان دهنده عامل قتل 2 کودک خردسال/دختری که جهان را تغییر خواهد داد/وایسا دنیا! من می خوام سوار ...
برای رهایی از بند دیو اعتیاد، ما هستیم. کابوس های وحشتناک رهایم نمی کند زن 33 ساله ای که در جنایتی هولناک 2 فرزند دختر و پسر خردسالش را پس از خوراندن قرص های خواب آور به قتل رسانده بود، هنگام بازسازی صحنه جنایت در حضور قاضی ویژه قتل عمد گفت:دیگر از این وضعیت خسته شده بودم و نمی توانستم به تنهایی از آنان نگهداری کنم!!
روزهای فرهاد میرزا معتمدالدوله در مدینه منوره چگونه گذشت؟
رسیدن به مدینه آنجا (مسجد شجره) نماز خوانده خواستم تا مدینۀ منوّره پیاده بروم، شیخ سلیمان راضی نشد که راه دور است به تاریکی شب می افتیم، احتیاط دارد. جمل خود را آورد و به اصرار مرا سوار کرد و خود پیاده جلو افتاد...قدرری راه که رفتم آثار قلعۀ قدیم و دیوار عظیم بود که گفتند قبل ازمدینه آن جا قلعه بوده است که یهودی ها ساخته بودند. آن چه ازکتاب خلاصة الوفاء بر من معلوم شده قصورالعتیق، همین مکان است که حصون العقیق نیز می گویند. به قدر نیم فرسخ یا زیادتر
اعترافات مردی که همسر و دخترش را کشت
زیر مشت و لگد فرد یا افراد مهاجم بی هوش کف اتاق افتاده بود. مرد صاحبخانه که خود را نگران و ناراحت نشان می داد در این باره به مأموران گفت: در یک دامداری کار می کنم. شب قبل در خانه نبودم. صبح وقتی به خانه برگشتم با صحنه هولناک قتل دخترم ستایش و پیکر بی حرکت همسرم فاطمه روبه رو شدم. با هماهنگی های پلیسی و قضایی بلافاصله پیکر نیمه جان زن جوان برای درمان به بیمارستان شهید بهشتی بابل منتقل
من مادر هستم...
قابل شود که البته تا نه سالگی نقاشی فوق العاده ای داشت و او را به کلاس می بردم، درس هایش هم همیشه در مدرسه اول بود اما افسوس... . وی گفت: زندگی مشترک ما ده سال بود و وقتی برای بار دوم باردار شدم و بچه ام سقط شد و برای مراقبت در خانه مادرم بودم، همسرم کلید خانه را به بهانه ای از من گرفت و بعد از آن دختر 9 ساله ام را نمی آورد که ببینم و در نهایت یک دعوای بی خودی با خانواده ام درست کرد و
ازدواج آیت الله مهدوی کنی به روایت خودش
زیادی توافق و تفاهم وجود داشت. این مسائل باعث شد از زمانی که به تهران آمدم و در مسیر مبارزه با رژیم شاه قرار گرفتم به خصوص در سال های بعد از 1342، همسرم قهراً در این مسیر به خصوص آمادگی رویارویی با وضعیت جدید را داشت. بحمدالله در آن دوره هایی که بنده تبعید بودم یا در زندان به سر می بردم ایشان حفظ الغیب داشتند و به مصداق آیه کریمه حافظات للغیب شئون روحانیت را رعایت می کردند و آبروی یک
90/ ناصرخان بود کرار را با لگد بیرون می کرد!
و آن رابطه نداشته باشی نمی توانی در فوتبال ایران کار کنی، البته این را هم بگویم که برخی افراد حاضر در فوتبال ما شایسته هستند اما اکثریت با رابطه در این فضا حضور دارند. 90: به نظر دل پُری داری. دل من همیشه پُر است. نمی گویم که چرا برای من که پسر ناصر حجازی هستم کار وجود ندارد، از این ناراحتم که من مثل خیلی ها کلاس های مربیگری را پشت سر گذاشته ام و چند سال به عنوان یک دستیار در فوتبال